آیت الله العظمی حاج سید محمد جواد علوی طباطبائی بروجردی
مرجع تقلید شیعه
احکام دیه
مسأله 2764 - اگر کسی عمداً و به ناحق دیگری را بکشد، ولیّ شخصی که کشته شده و می تواند قاتل را عفو کند یا بکشد یا مقداری که در مسأله بعد گفته می شود از او دیه بگیرد؛ اما اگر از روی خطا بکشد مثلاً برای حیوانی تیر بیندازد و اشتباهاً کسی را بکشد ولیّ شخصی که کشته شده حق ندارد او را بکشد، اما می تواند دیه بگیرد.
مسأله 2765 - دیه ای که قاتل باید بدهد، یکی از شش چیز است: اوّل: صد شتر که داخل سال ششم شده باشند.
دوم: دویست گاو.
سوم: هزار گوسفند.
چهارم: دویست حُلّه، هر حُلّه متشکل از دو پارچه ای است که در یمن می بافند.
پنجم: هزار مثقال شرعی طلا که هر مثقال آن 18 نخود است، تقریباً برابر با سه کیلو و چهار صد و هشتاد و سه گرم؛ بر اساس برابری هر نخود با 193/5 میلی گرم یا سوت.
ششم: ده هزار درهم که هر درهمی 12/6 نخود نقرة سکهدار است، مجموعاً برابر با 24 کیلو سیصد و هشتاد و یک گرم.
مسأله 2766 - دیة چند چیز مثل دیه کشتن است که مقدار آن در مسألة پیش گفته شد:
اوّل: دو چشم شخصی را کور کند، یا چهار پلک چشم او را از بین ببرد؛ و اگر یک چشم او را کور کند، باید نصف دیه کشتن را بدهد.
دوم: دو گوش کسی را ببرد، یا کاری کند که هر دو گوش او کر شود؛ و اگر یک گوش او را ببرد یا کر کند، باید نصف دیة کشتن را بدهد؛ و اگر نرمة گوش او را ببرد، باید ثلث دیه کشتن را بدهد.
سوم: تمام بینی یا نرمة بینی کسی را ببرد یا کاری کند که حس بویایی او از بین برود.
چهارم: زبان کسی را از بیخ ببرد و اگر مقداری از آن را ببرد، باید به نسبت دیه بدهد، مثلاً اگر نصف زبان را ببرد، باید نصف دیة کشتن را بدهد.
پنجم: تمام دندان های کسی را از بین ببرد، و دیة هر کدام از دوازده دندانِ جلوی دهآن که شش عدد بالا و شش عدد پایین می باشد، پنجاه مثقال شرعی طلا، برابر با 174/150 گرم می باشد و می تواند به جای آن، 500 درهم نقرة سکه دار بدهد که برابر با یک کیلو و 219/050 گرم نقره می باشد؛ و اگر یکی از شانزده دندان عقب را که هشت عدد آن ها بالا و هشت عدد پایین است از بین ببرد، باید بیست و پنج مثقال شرعی طلا، برابر با 87/075 گرم طلا بدهد و می تواند به جای آن، 250 درهم نقرة سکه دار بدهد که برابر با 609/525 گرم نقره است.
ششم: هر دو دست کسی را از بند جدا کند و اگر یک دست را از بند جدا کند، باید نصف دیه کشتن را بدهد.
هفتم: ده انگشت کسی را ببرد و دیة هر انگشت، یک دهم دیة کشتن است.
هشتم: پشت کسی را طوری بشکند که دیگر درست نشود.
نهم: هر دو پستان زنی را ببرد و اگر یکی از آن ها را ببرد، باید نصف دیة کشتن را بدهد.
دهم: هر دو پای کسی را تا مفصل، یا همة ده انگشت پا را ببرد و دیة هر انگشت یک دهم دیة کشتن است.
یازدهم: تخم های مردی را از بین ببرد.
دوازدهم: طوری به شخصی آسیب برساند که عقل او از بین برود.
سیزدهم: به شخصی صدمه ای بزند که دیگر بوی خوب و بد را نفهمد، یا منی از او خارج نشود.
مسأله 2767 - اگر اشتباهاً شخصی را بکشد، باید دیة او را بدهد و یک بنده آزاد کند؛ و اگر نتواند بنده آزاد کند، دو ماه روزه بگیرد، اگر این را هم نتواند، شصت فقیر را سیر کند؛ و اگر عمداً و به ناحق بکشد، در صورت عفو یا گرفتن دیه، باید دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند و یک بنده آزاد کند.
مسأله 2768 - شخصی که سوار حیوان است، اگر کاری کند که آن حیوان به شخصی آسیب برساند، ضامن است؛ و نیز اگر دیگری کاری کند که حیوان به سوار خود، یا به شخص دیگر صدمه بزند، ضامن می باشد.
مسأله 2769 - اگر انسان کاری کند که زن حامله سقط کند، چنانچه چیزی که سقط شده نطفه باشد، دیه اش بیست مثقال شرعی (1) طلایی است و اگر علقه (یعنی خون بسته) باشد، چهل مثقال - برابر با 139/320 گرم طلا - ؛ و اگر مضغه (یعنی پاره گوشت) باشد، شصت مثقال برابر با 208/98 گرم طلا - ؛ و اگر استخوان تشکیل و شکل گرفته باشد، هشتاد مثقال - برابر با 278/64 گرم طلا - ؛ و اگر گوشت آورده ولی هنوز روح در او دمیده نشده، صد مثقال - برابر با 348/3 گرم طلا ؛ و اگر روح در او دمیده شده، چنانچه پسر باشد، دیة او هزار مثقال برابر با سه کیلو و چهارصد و هشتاد و سه گرم طلا - و اگر دختر باشد، دیة او پانصد مثقال - برابر با یک کیلو و هفتصد و چهل و یک و نیم گرم طلا شرعی طلا است.
مسأله 2770 - اگر زن حامله کاری کند که بچّه اش سقط شود، باید دیة آن را - به تفصیلی که در مسأله پیش گفته شد - به وارث بچّه بدهد و به خود زن چیزی از آن نمی رسد.
مسأله 2771 - اگر شخصی زن حامله را بکشد، باید دیة زن و بچه را بدهد.
مسأله 2772 - اگر پوست سر یا صورت مردی را پاره کند، باید یک شتر به او بدهد؛ و اگر به گوشت برسد و قدری از آن را هم ببرد، باید دو شتر بدهد؛ و اگر خیلی از گوشت را پاره کند، باید سه شتر بدهد؛ و اگر به پردة نازک استخوان برسد، چهار شتر؛ و اگر استخوان نمایان شود، پنج شتر؛ و اگر استخوان بشکند، ده شتر؛ و اگر بعضی از ریزه های استخوان از جای خود بیرون آید، پانزده شتر؛ و اگر به پردة مغز سر برسد، باید سی و سه شتر بدهد.
مسأله 2773 - اگر به صورت شخصی سیلی یا چیز دیگر بزند به طوری که صورت او سرخ شود، باید یک مثقال و نیم شرعی طلا - که هر مثقالی 18 نخود است - برابر با 5/224 گرم بدهد؛ و اگر کبود شود سه مثقال، برابر با 10/449 گرم؛ و اگر سیاه شود، باید شش مثقال شرعی طلا برابر با 20/898 گرم بدهد، ولی اگر جای دیگر بدن کسی را با زدن، سرخ یا کبود یا سیاه کند، باید نصف آنچه را که گفته شد بدهد.
مسأله 2774 - اگر به حیوان حلال گوشت شخصی زخم بزند، یا چیزی از بدن آن را ببرد، باید تفاوت قیمت سالم و معیوب آن را به صاحبش بدهد.
مسأله 2775 - اگر انسان سگ شکاری شخصی را بکشد، باید بیست و یک مثقال معمولی نقرة سکه دار، برابر با 97/524 گرم به او بدهد؛ و اگر سگی که نگهداری خانه را می کند، یا سگ گلة شخصی را تلف کند، باید ده مثقال برابر با 48/762 گرم و نیم نقرة سکّهدار بدهد؛ و اگر سگی که پاسبانی زراعت را می کند بکشد، باید نُه مَن و نیم و سه سیر و چهارده مثقال و نیم گندم که تقریباً 29 کیلو و 75 گرم می شود بدهد.
مسأله 2776 - اگر حیوان، زراعت یا مال کسی را از بین ببرد، چنانچه صاحب حیوان در نگهداری آن کوتاهی کرده باشد، باید مقداری را که ضرر زده به صاحب مال یا زراعت بدهد.
مسأله 2777 - اگر بچّه یکی از گناهان کبیره را انجام دهد، ولیّ طفل یا معلم باید با مهربانی و ملاطفت او را ارشاد و از تکرار آن گناه باز دارند؛ و هر گونه قهر و غضب در صورتی است که راه های دیگر تأدیب مؤثر نباشد.
مسأله 2778 - اگر شخصی بچّه ای را طوری بزند که دیه واجب شود، دیه مال طفل است؛ و اگر مرده، باید به ورثة او بدهد، چنانچه مثلاً پدر بچّه به قدری او را بزند که بمیرد، دیة او را ورثة دیگرش می برند و به خود پدر از دیه چیزی نمی رسد.
