آیه الله العظمی حسین نوری همدانی
مرجع تقلید شیعه
شرائط عقد
(مسأله 2366) عقد ازدواج چند شرط دارد: اوّل: آنکه اگر مرد و زن قدرت خواندن صیغه عقد به عربی را داشته باشند،، به عربی بخوانند؛ ولی اگر مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند؛ به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم هم نیست که وکیل بگیرند امّا باید لفظی بگویند که معنی «زَوَّجْتُ (تاآخر) وقَبِلْتُ» را بفهماند دوّم: مرد و زن یا وکیل آنها که صیغه را می خوانند، قصد انشاء داشته باشند، یعنی اگر خود مرد و زن صیغه را می خوانند، زن به گفتن «زَوَّجْتُکَ نَفْسی» قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد و با گفتن این لفظ پیمان زناشوئی میان خود و آن مرد ببندد و مرد به گفتن «قَبِلْتُ التَّزْویجَ»این پیمان و زن بودن او را برای خود قبول نماید، و اگر وکیل مرد و زن صیغه را می خوانند، به گفتن «زَوَّجْتُ (تا آخر) و قَبِلْتُ» قصدشان این باشد که مرد و زنی که آنان را وکیل کرده اند، زن و شوهر شوند و میان آنها زناشوئی برقرار شود سوّم: کسی که صیغه را می خواند عاقل باشد، و بنابر احتیاط مستحّب بالغ باشد چه برای خود بخواند و چه از طرف دیگری وکیل شده باشد؛ ولی اگر نا بالغ ممیِّز، با قصد انشاء صیغه عقد را برای دیگری وکالتاً یا فضولتاً اجرا کند و او اجازه دهد یا برای خود با اذن یا اجازه ولّی عقد کند یا بعد از بلوغ، عقد قبل از بلوغ را، برای خود قبول کند، صحیح می باشد چهارم: اگر وکیل زن و شوهر یا ولّی آنها صیغه را می خوانند، در عقد، زن و شوهر را معیّن کنند، مثلاً اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند، پس کسی که چند دختر دارد، اگر به مردی بگوید زَوَجْتُکَ اِحْدی بَناتی (یعنی زن تو نمودم یکی از دخترانم را) و او بگوید قَبِلْتُ یعنی قبول کردم، چون در موقع عقد، دختر معیّن نبوده عقد باطل است پنجم: زن و مرد با ازدواج راضی باشند، ولی اگر زن ظاهراً به کراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضی است، عقد صحیح است
(مسأله 2367) اگر در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنی آن را عوض کند، عقد باطل است
(مسأله 2368) کسی که دستور زبان عربی را نمی داند، اگر قرائتش صحیح باشد و معنای هر کلمه از عقد را جداگانه بداند واز هر لفظی معنای آن را قصد نماید می تواند عقد را بخواند
(مسأله 2369) اگر زنی را برای مردی بدون اجازه آنان عقد کنند وبعداً زن و مرد بگویند به آن عقد راضی هستیم، عقد صحیح است
(مسأله 2370) اگر زن ومرد یا یکی از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند وبعد از خواندن عقد راضی شوند وبگویند به آن عقد راضی هستیم، عقد صحیح است
(مسأله 2371) پدر وجدّ پدری می توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود که به حال دیوانگی بالغ شده است وهمچنین اگر دیوانگی بعد از بلوغ بوده، ازدواج کنند وبعد از آنکه آن طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید، اگر ازدواجی که برای او کرده اند مفسده ای نداشته، نمی تواند آن را بهم بزند واگر مفسده ای داشته، می تواند آن را بهم بزند
(مسأله 2372) دختری که به حدّ بلوغ رسیده ورشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد؛ اگر بخواهد شوهر کند؛ بنابر اقوی اجازه پدر یا جدّ پدری لازم نیست، هر چند که بهتر آن است که بدون نظر واجازه آنها اقدام به ازدواج نکند، ولی ازدواج با کره ای که به حدّ رشد وتشخیص مصلحت نرسیده است، بدون اجازه پدر یا جدّ صحیح نیست
(مسأله 2373) اگر پدر وجدّ پدری غائب باشند به طوری که نشود از آنان اذن گرفت ودختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد لازم نیست از پدر وجدّ پدری اجازه بگیرند وهمچنین اگر از ازدواج با کسی که با دختر کفو است، را شرعاً و عرفاً منع کنند و دختر احتیاج به شوهر کردن داشته باشد و نیز اگر دختر باکره نباشد، در صورتی که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد، اجازه پدر و جدّ لازم نیست
(مسأله 2374) اگر پدر، یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد، پسر باید بعد از بالغ شدن، خرج آن زن را بدهد
(مسأله 2375) اگر پدر یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالی داشته، مدیون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالی نداشته، پدر یا جدّ او باید مهر زن را بدهند
