آیه الله العظمی حسین نوری همدانی

آیه الله العظمی حسین نوری همدانی

مرجع تقلید شیعه

امر به معروف و نهی از منکر

اهمیّت امر به معروف ونهی از منکر

معنای معروف و منکر

«معروف» یعنی کار نیکی که عقل خوبی آن را درک می کند و یا شرع مقدّس ما را به خوب بودن آن راهنمایی کرده است و «منکر» یعنی کار بد و ناپسند که عقل بد بودن آن را درک می کند و یا شارع اقدس ما را از ناپسند بودن آن آگاه نموده است بنابراین هر دو (معروف و منکر) دارای مفهوم گسترده ای می باشند بطوری که در صحنه زندگی انسانها، کلیّه آنچه که نیک و مستحسن است اعم از امور فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، عبادی، اخلاقی، سیاسی، جسمی، روانی، فردی و اجتماعی، مشمول معروف و کلیّه آنچه که ناپسند و دارای عواقب و آثار نامطلوب است، چه فرهنگی و چه اقتصادی، چه سیاسی، چه روانی، و چه جسمی و چه فردی و چه اجتماعی همه و همه، مشمول منکر می باشند

امر و نهی درای مراتبی است

امر به معروف به معنای وادار ساختن افراد به هر وسیله ای که باشد، گفتار یا عمل (به اشکالی که از موازین اسلام بدست می آید) به کارهای نیک اعمّ از اینکه آن معروف در حال فعلی انجام بگیرد یا فعلاً مقدّماتی را فراهم نمایند و زمینه هایی را بوجود بیاورند که موجب تحقّق معروف در آینده شود، بطوریکه اگر این مقدّمات امروز انجام نمی شود، در آینده آن معروف بوجود نمی آید و نهی از منکر یعنی جلوگیری از کارهای بد به هر شکلی که باید اعمّ از اینکه جلو ادامه آن منکری که هم اکنون واقع شده است را بگیرد و مانع ادامه آن گردند یا جلو آن منکری که فعلاً در شُرُف وقوع است گرفته شود یا زمینه ای بوجود بیاورد و مقدّماتی را ترتیب بدهند که مانع وجود منکر در آینده شود به طوری که این مقدّمات اگر فعلاً انجام نمی گرفت و این زمینه سازی ها نبود آن منکر در آینده تحقق پیدا می کرد

گستردگی امر به معروف و نهی از منکر

بنابر توضیحی که درباره معنای معروف و منکر داده شد و همچنین توضیحی که در رابطه با معنای امر به معروف ونهی از منکر دادیم، وسعت و گستردگی این دو فریضه الهی روشن می شود، یعنی: آموزش بی سوادان و نادانان، آگاه کردن غافلان، راهنمایی گمراهان، پاکسازی و تهذیب اخلاق انسانها، موعظه، ارشاد، پند و تذکّر، تأسیس مدارس اسلامی، ساختن و تعمیر مساجد و مراکز تعلیم و ترتیب با برنامه های منظّم دینی، ایجاد محیط مساعد و جَوّ خوب اقدام به ترتیب کودکان و نوجوانان تأسیس مراکز اداره و تربیت سالم برای کارهای یتیمان، تألیف کتابهای سودمند در سطوح مختلف، نوشتن مقالات مفید و چاپ و نشر آنها، بیدار ساختن ملّت ها و توضیح نقشه ها و ترفندهای استعمار برای آنها و راهنمایی آنها ب راههای نجات از این دامها، تشکیل سمینارها و کنفرانسها ی مفید و آگاهی بخش، آماده کردن علمی و عملی نیروها برای تبلیغ و نشر معارف اسلامی، صرف اموال و اوقات و تحمّل رنجها و زیانها و در راه اهداف مذکوره، همه و همه از شاخه های امر به معروف است (هر چند در بعضی از این موارد وجوب و در برخی مستحبّ است) چنانچه منع و جلوگیری از تأسیس مراکز فحشاء و فساد از هر راه ممکن و تخریب و بهم زدن آن مراکز پس از تشکیل شدن، جلوگیری از بوجود آمدن جَوّ ومحیط ناسالم، پاسخ صحیح به مکتب های باطل وبی اساس وهمچنین پاسخ به تبلیغات وسیعی که استعمار برای جلوگیری از نشر اسلام بوجود می آورد، ردّ کتابها ومقالات گمراه کننده ومنع از انتشار آنها و رو در رویی با جبّاران وطاغوتها در هر عصر وزمان ومبارزه برای جلوگیری از نفوذ ظلم وستم آنها ومجهّز ساختن نیروهای مادّی ومعنوی در راه نابود ساختن هرگونه عوامل استعمار واستثمار وجلوگیری از گسترش آنها وتأسیس مراکز آموزشی واجتماعی اسلامی به منظور جلوگیری از توجّه انسانها به مراکز آموزشی واجتماعی دشمنان اسلام همه وهمه از شاخه های نهی از منکر است (هر چند در برخی از این موارد وجوب و در بعضی استحباب حکمفرما است) اکنون مطالبی را که ذکر شد با ذکر مثالی توضیح می دهیم: وادار ساختن افراد به قرائت قرآن 2 مرحله دارد: 1- افراد را فعلاً وادار به قرائت قرآن نماییم 2- مقدّماتی ترتیب بدهیم و مسائلی بوجود بیاوریم که همه را با سواد کنیم تا قرآن را قرائت کنند معلوم است که در مرحله اوّل فقط باسوادهای فعلی قرآن خواهند خواند، ولی در مرحله دوّم همه افراد جامعه اسلامی قرائت قرآن خواهند کرد منظور ما این نیست که امر به معروف با معنای وسیعی که (برای امر وهمچنین معروف) گفته شد در کلیّه معروف ها شامل هر دو مرحله است ونباید آن را در مرحله اوّل محصور بدانیم درباره نهی از منکر نیز همین دو مرحله وجود دارد: 1-جلو افرادی که فعلاً اشتغال به انجام منکری دارند را بگیریم 2- مقدّماتی ترتیب بدهیم و وسائل وتجهیزاتی بوجود بیاوریم که اصلاً زمینه وامکانی برای انجام منکر بوجود نیاید روشن است که هر دو مرحله باید مورد نظر باشد وهرگز محصور در مرحله اوّل نباید باشد واظهر آن است که هر یک از این دو فریضه امر به معروف ونهی از منکر نسبت به مرحله اوّل واجب کفایی است که در صورت اقدام عدّه ای که با قیام آنها آن معروف انجام می گیرد وآن منکر رایج ترک می شود از بقیّه افراد ساقط می شود و امّا نسبت به مرحله دوّم با آن گستردگی که ذکر گردید، واجب عینی است وبر همه افراد لازم است که در محدوده قدرت و امکانات خود در این راه گام بردارند وبه وظیفه خود عمل نمایند آثار وعواقبی که در احادیث اهلبیت عصمت (علیهم السّلام) برای امر به معروف ونهی از منکر ذکر شده است، از قبیل اینکه این فریضه، امنیّت بخشِ راهها و روشهای زندگی وموجب حلال شدن همه کسبها وکارها و ادای حقوق فردی واجتماعی وآباد شدن زمینها وجلوگیری از رشد قدرت دشمنان اسلام وانجام یافتن کلیّه کارها بر اساس عدل ورو براه شده همه کارها بر اساس موازین اسلامی است؛ بهترین گواه است که فریضه امر به معروف ونهی از منکر با همان گستردگی که ذکر گردید، مورد نظر حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه واله) وائمه اطهار (علیهم السّلام) است ونباید آنرا در قالب محدودی محصور نمود، از خداوند متعال توفیق عمل به این وظیفه را مسألت می نماییم

امر به معروف ونهی از منکَر

(مسأله 2784) امر به معروف و نهی از منکر با شرائطی که ذکر خواهد شد واجب است، و ترک آن معصیت است، و در مستحبّات و مکروهات امر و نهی، مستحبّ است

(مسأله 2785) امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی می باشد و در صورتی که بعضی از مکلًّفین قیام به آن بکنند از دیگران ساقط است، و اگر اقامه معروف و جلوگیری از منکر، موقوف بر اجتماع جمعی از مکلَّفین باشد، واجب است اجتماع کنند

(مسأله 2786) اگر بعضی امر ئ نهی کنند و مؤثر نشود و بعض دیگر احتمال بدهند که امر آنها یا نهی آنها مؤثر است واجب است امر و نهی کنند

(مسأله 2787) بیان مسأله شرعیّه کفایت نمی کند در امر به معروف و نهی از منکر بلکه باید مکلّف امر و نهی کند

(مسأله 2788) در امر به معروف و نهی از منکر قصد قربت معتبر نیست، بلکه مقصود اقامه واجب و جلوگیری از حرام است

شرایط امر به معروف ونهی از منکر

(مسأله 2789) چند چیز شرط است در واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر: اوّل: آنکه کسی که می خواهد امر و نهی کند، بداند که آنچه شخص مکلّف بجا نمی آورد واجب است بجا آورد، و آنچه بجا می آورد باید ترک کند و بر کسی که معروف و منکر را نمی داند واجب نیست دوّم: آنکه احتمال بدهد امر و نهی او تأثیر می کند، پس اگر بداند اثر نمی کند واجب نیست سوّم: آنکه بداند شخص معصیت خود را تکرار کند، پس اگر بداند یا گمان کند یا احتمال صحیح بدهد که تکرار نمی کند، واجب نیست چهارم: آنکه در امر و نهی مفسده ای نباشد، پس اگر بداند یا گمان کند که اگر امر یا نهی کند، ضرر جانی یا عرضی و آبروئی یا مالی قابل توجّه به او می رسد واجب نیست، بلکه اگر احتمال صحیح بدهد که از آن ترس ضررهای مذکور را پیدا کند واجب نیست، بلکه اگر بترسد که ضرری متوجّه متعلِّقان او می شود واجب نیست، بلکه با احتمال وقوع ضرر جانی یا عِرضی و آبروئی یا مالی موجب حَرَج بر بعضی مؤمنین، واجب نمی شود بلکه در بسیاری از موارد حرام است

(مسأله 2790) اگر معروف یا منکر از اموری باشد که شارع مقدس به آن اهمیّت زیاد می دهد مثل اصول دین یا مذهب و حفظ قرآن مجید وحفظ عقاید مسلمانان یا احکام ضروریّه، باید ملاحظه اهمیّت شود، و مجردّ ضرر، موجب واجب نبودن نمی شود، پس اگر توقّف داشته باشد، حفظ عقائد مسلمانان یا حفظ احکام ضروریّه اسلام بر بذل جان و مال، واجب است بذل آن

(مسأله 2791) اگر بدعتی در اسلام واقع شود، مثل منکراتی که دولتهای جائر انجام می دهند به اسم دین مبین اسلام، واجب است خصوصاً بر علماء اسلام اظهار حق وانکار باطل، واگر سکوت علماء اعلام موجب هتک مقام علم وموجب اسائه ظنّ به علماء اسلام شود واجب است اظهار حق به هر نحوی که ممکن است اگر چه بدانند تأثیر نمی کند

(مسأله 2792) اگر احتمال صحیح داده شود که سکوت موجب آن می شود منکری معروف شود یا معروفی منکر شود بر علماء اعلام اظهار حق واعلام آن، وجایز نیست سکوت

(مسأله 2793) اگر سکوت علماء اعلام موجب تقویت ظالم شود یا موجب تأیید او گردد یا موجب جرأت او شود بر سایر محرّمات، واجب است اظهار حق وانکار باطل، اگر چه تأثیر فعلی نداشته باشد

(مسأله 2794) اگر سکوت علماء اعلام باشد که مردم به آنها بدگمان شوند وآنها را متهم کنند به سازش با دستگاه ظلم، واجب است اظهار حق وانکار باطل، اگر چه بدانند جلوگیری از محرّم نمی شود واظهار آنها اثری برای رفع ظلم ندارد

مراتب امربه معروف ونهی از منکر

(مسأله 2795) برای امر به معروف ونهی از منکر مراتبی است، وجایز نیست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پائین، به مراتب دیگر عمل شود

(مسأله 2796) مرتبه اوّل آنکه با شخص معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد برای ارتکاب او به معصیت این نحو عمل با او شده است، مثل اینکه از او رو برگرداند، یا با چهره عبوس با او ملاقات کند، یا ترک مراوده با او کند واز او اعراض کند به نحوی که معلوم شود این امور برای آن است که او ترک معصیت کند

(مسأله 2797) اگر در این مرتبه درجاتی باشد لازم است با احتمال تأثیر درجه خفیف تر، به همان اکتفا کند مثلاً اگر احتمال می دهد که با تکلّم با او، مقصود حاصل می شود، به همان اکتفا کند وبه درجه بالاتر، عمل نکند، خصوصاً اگر طرف شخصی است که این نحو عمل موجب هتک او می شود

(مسأله 2798) اگر اعراض نمودن وترک معاشرت با معصیت کار موجب تخفیف معصیت می شود با احتمال بدهد که موجب تخفیف می شود، واجب است اگر چه بداند موجب ترک بکلّی نمی شود، واین امر در صورتی است که با مراتب دیگر، نتواند از معصیت جلوگیری کند

(مسأله 2799) اگر علماء اعلام احتمال بدهند که اعراض از ظلمه وسلاطین جور، موجب تخفیف ظلم آنها می شود، واجب است اعراض کنند از آنها وبه ملت مسلمان بفهمانند اعراض خود را

(مسأله 2800) مرتبه دوّم از امر به معروف ونهی از منکر، امر ونهی به زبان است، پس با احتمال تأثیر وحصول سایر شرایط گذشته، واجب است اهل معصیت را نهی کنند، وتارک واجب را امر کنند به آوردن واجب

(مسأله 2801) اگر احتمال بدهد که با موعظه ونصیحت، معصیت کار ترک می کند معصیت را، لازم است اکتفا به آن، ونباید از آن تجاوز کند

(مسأله 2802) اگر می داند که نصیحت تأثیر ندارد، واجب است با احتمال تأثیر امر ونهی الزامی کند، اگر تأثیر نمی کند مگر با تشدید در گفتار وتهدید بر مخالفت، لازم است لکن باید از دروغ ومعصیت دیگر احتراز شود

(مسأله 2803) جایز نیست برای جلوگیری از معصیت، ارتکاب معصیت مثل فحش ودروغ واهانت، مگر آنکه معصیت، از چیزهائی باشد که مورد اهتمام شارع مقدّس باشد وراضی نباشد به آن به هیچ وجه، قتل نفس محترمه، در این صورت باید جلوگیری کند به هر نحو ممکن است

(مسأله 2804) اگر عاصی ترک معصیت نمی کند مگر به جمع مابین مرتبه اوّلی وثانیه از انکار، واجب است جمع به اینکه هم از او اعراض کند، وترک معاشرت نماید وبا چهره عبوس با او ملاقات کند، وهم او را امر به معروف کند لفظاً ونهی کند لفظاً

(مسأله 2805) مرتبه سوّم توّسل به زور وجبر است، پس اگر بداند یا اطمینان داشته باشد که ترک منکر نمی کند یا واجب را بجا نمی آورد مگر با اعمال زور وجبر، واجب است لکن باید تجاوز از قدر لازم نکند

(مسأله 2806) اگر ممکن شود جلوگیری از معصیت، به اینکه بین شخص و معصیت حائل شود وبا این نحو مانع از معصیت شود، لازم است اقتصار به آن اگر محذور آن کمتر از چیزهای دیگر باشد

(مسأله 2807) اگر جلوگیری از معصیت توقّف داشته باشد بر اینکه دست معصیت کار را بگیرد یا اورا از محلّ معصیت بیرون کند یا در آلتی که به آن معصیت می کند تصرّف کند جایز است، بلکه واجب است عمل کند

(مسأله 2808) جایز نیست اموال محترمه معصیت کار را تلف کند، مگر آنکه لازمه جلوگیری از معصیت باشد، در این صورت اگر تلف کند ضامن نیست ظاهراً، ودر غیر این صورت، ضامن ومعصیت کار است

(مسأله 2809) اگر جلوگیری از معصیت توقّف داشته باشد بر حبس نمودن معصیت کار، در محلّی یا مانع نمودن از آنکه به محلّی وارد شود، واجب است، با مراعات مقدار لازم وتجاوز ننمودن از آن

(مسأله 2810) اگر توقّف داشته باشد جلوگیری از معصیت، بر کتک زدن وسخت گرفتن بر شخص معصیت کار، ودر مضیقه قرار دادن او جایز است، لکن لازم است مراعات شود که زیاده روی نشود، وبهتر آن است که در این امر ونظیر آن اجازه از مجتهد جامع الشرایط گرفته شود

(مسأله 2811) اگر جلوگیری از منکرات واقامه واجبات موقوف باشد بر جرح و قتل، جائز نیست مگر به اذن جامع الشرایط با حصول وشرائط آن

(مسأله 2812) اگر منکر از اموری است که شارع اقدس به آن اهتمام می دهد وراضی نیست به وقوع آن به هیچ وجه، جایز است دفع آن به هر نحو ممکن باشد، مثلاً اگر کسی خواست یک شخص را که جایز القتل نیست بکشد باید از او جلوگیری کرد، واگر ممکن نیست دفاع از قتل مظلوم مگر به قتل ظالم، جائز است بلکه واجب است، ولازم نیست از مجتهد اذن حاصل نماید لکن باید مراعات شود که در صورت امکان جلوگیری به نحو دیگری که به قتل منجر نشود به آن نحو عمل کند، واگر از حدّ لازم تجاوز کند معصیت کار واحکام متعدی بر او جاری خواهد بود