آیت الله العظمی سید حسین بروجردی
مرجع تقلید شیعه
[8 تا 9؛ ] [زکات طلا و نقره]
نصاب طلا
مسأله 1904: طلا دو نصاب دارد: نصاب اوّل آن بیست مثقال شرعی است، که هر مثقال آن 18 نخود است، پس وقتی طلا به بیست که پانزده مثقال معمولی ست برسد، اگر شرایط دیگر را هم که گفته مثقال شرعی شد داشته باشد، انسان باید چهل یک آن را که نُه نخود می شود از بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست. و نصاب دوم آن چهار مثقال شرعی است، که سه مثقال معمولی می شود، یعنی اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، باید زکات تمام 18 مثقال را از قرار چهل یک بدهد و اگر کمتر از سه مثقال اضافه شود فقط باید زکات 15 مثقال آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد و همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر سه مثقال اضافه شود باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کمتر اضافه شود مقداری که اضافه شده زکات ندارد.
نصاب نقره
مسأله 1905: نقره دو نصاب دارد: نصاب اوّل آن 105 مثقال معمولی است، که اگر نقره به 105 مثقال برسد و شرایط دیگر را هم که گفته شد داشته باشد، انسان باید چهل یک آن را که 2 مثقال و 15 نخود است از بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست. و نصاب دوم آن 21 مثقال است، یعنی اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود، باید زکات تمام 126 مثقال را به طوری که گفته شد بدهد و اگر کمتر از 21 مثقال اضافه شود، فقط باید زکات 105 مثقال آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد و همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر 21 مثقال دیگر اضافه شود باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کمتر اضافه شود مقداری که اضافه شده و کمتر از 21 مثقال است زکات ندارد؛ بنا بر این اگر انسان چهل یک هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زکاتی را که بر او واجب بوده داده و گاهی هم بیشتر از مقدار واجب داده است، مثلاً کسی که 110 مثقال نقره دارد، اگر چهل یک آن را بدهد، زکات 105 مثقال آن را که واجب بوده داده و مقداری هم برای 5 مثقال آن داده که واجب نبوده است.
مسأله 1906: کسی که طلا یا نقره ی او به اندازه ی نصاب است، اگر چه زکات آن را داده باشد، تا وقتی از نصاب اوّل کم نشده همه ساله باید زکات آن را بدهد.
مسأله 1907: زکات طلا و نقره در صورتی واجب می شود که آن را سکّه زده باشند و معامله با آن رواج باشد و اگر سکّه ی آن از بین هم رفته باشد، باید زکات آن را بدهند.
مسأله 1908: طلا و نقره ی سکّه داری که زن ها برای زینت به کار می برند، در صورتی که معامله با آن رواج باشد، زکات آن واجب است، بلکه اگر معامله ی با آن رواج نباشد، ولی پول طلا و نقره به آن بگویند، بنا بر احتیاط زکات آن واجب می باشد.
مسأله 1909: کسی که طلا و نقره دارد، اگر هیچ کدام آنها به اندازه ی نصاب اوّل نباشد، مثلاً 104 مثقال نقره و 14 مثقال طلا داشته باشد، زکات بر او واجب نیست.
مسأله 1910: چنانکه سابقاً گفته شد، زکات طلا و نقره در صورتی واجب می شود که انسان یازده ماه مالک مقدار نصاب باشد و اگر در بین یازده ماه، طلا و نقره او از نصاب اوّل کمتر شود، زکات بر او واجب نیست.
مسأله 1911: اگر در بین یازده ماه طلا و نقره ای را که دارد با طلا یا نقره یا چیز دیگر عوض نماید یا آنها را آب کند، زکات بر او واجب نیست، ولی اگر برای فرار از دادن زکات این کارها را بکند، احتیاط مستحب آن است که زکات را بدهد.
مسأله 1912: اگر در ماه دوازدهم پول طلا و نقره را آب کند، باید زکات آنها را بدهد و چنانچه به واسطه ی آب کردن وزن یا قیمت آنها کم شود، باید زکاتی را که پیش از آب کردن بر او واجب بوده بدهد.
مسأله 1913: اگر طلا و نقره ای که دارد خوب و بد داشته باشد، می تواند زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آن بدهد، ولی بهتر است زکات همه ی آنها را از طلا و نقره ی خوب بدهد.
مسأله 1914: طلا و نقره ای که بیشتر از اندازه ی معمولی فلز دیگر دارد، اگر خالص آن به اندازه ی نصاب که مقدار آن گفته شد برسد، انسان باید زکات آن را بدهد و چنانچه شک دارد که خالص آن به اندازه ی نصاب هست یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید به وسیله ی آب کردن، یا از راه دیگر، خالص آن را معلوم کند.
مسأله 1915: اگر طلا و نقره ای که دارد به مقدار معمول فلز دیگر با آن مخلوط باشد، نمی تواند زکات آن را از طلا و نقره ای بدهد که بیشتر از معمول فلز دیگر دارد، ولی اگر به قدری بدهد که یقین کند طلا و نقره ی خالصی که در آن هست به اندازه ی زکاتی می باشد که بر او واجب است، اشکال ندارد.
