آیه الله العظمی محمد تقی بهجت

آیه الله العظمی محمد تقی بهجت

مرجع تقلید شیعه

حجّ

زیارت کردن خانه خدا و انجام اعمالی مخصوص در زمانی خاص را حج گویند.
حج از ارکان دین است و با شرایط ذیل یک بار در تمام عمر بر انسان واجب می شود:
1- بالغ باشد. 2- عاقل و آزاد باشد.
3- به واسطه رفتن به حج مجبور نشود که کار حرامی را که اهمیّتش در شرع از حج بیشتر است انجام دهد یا عمل واجبی را
که از حج مهمتر است ترک نماید.
4- مستطیع باشد و مستطیع بودن با امور ذیل حاصل می شود:
اول: توشه راه و چیزهایی را که بر حسب حالش در سفر به آن محتاج است، و در کتابهای مناسک حج گفته شده، دارا باشد و نیز مرکب سواری یا مالی که بتواند آن را تهیه کند، داشته باشد.
دوم: داشتن توانایی جسمی، جهت انجام اعمال حج.
سوم: در راه مانعی از رفتن نباشد، و اگر راه بسته باشد یا انسان بترسد که در راه جان یا آبروی او از بین برود یا مال او را ببرند، حج بر او واجب نیست، ولی اگر از راه دیگری بتواند برود اگر چه دورتر باشد، در صورتی که مشقت زیاد نداشته باشد و خیلی غیرمتعارف نباشد، باید از آن راه برود.
چهارم: داشتن وقت کافی برای رسیدن به مکه و انجام اعمال حج.
پنجم: داشتن مخارج عائله تا برگشت هر چند واجب النفقه او نباشند ولی مردم تأمین مخارج آنها را لازم بدانند.
ششم: داشتن مال یا کسب و کاری که بعد از بازگشت بتواند با آن زندگی کند و به
زحمت نیفتد (رجوع به کفایت).

«1631» کسی که بدون خانه ملکی احتیاجش رفع نمی شود، وقتی حج بر او واجب است که پول خانه را هم داشته باشد.

«1632» اگر کسی توشه راه و مرکب سواری نداشته باشد و دیگری به او بگوید «حج برو، من خرج تو و عیالات تو را در موقعی در سفر حج هستی می دهم» در صورتی که به گفته او اطمینان داشته باشد حج بر او واجب می شود.

«1633» اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج افراد تحت تکفّل کسی
را در مدتی که مکه می رود و برمی گردد به او ببخشند و با او شرط کنند که حج بجاآورد، لازم نیست قبول کند، ولی اگر قبول کرد حج بر او واجب می شود.

«1634» اگر مقداری مال، که برای حج کافی است به کسی بدهند و با او شرط کنند که در راه مکه به کسی که مال را داده خدمت نماید، لازم نیست قبول کند، ولی اگر قبول کرد حج بر او واجب می شود.

«1635» اگر مقداری مال به کسی بدهند و حج بر او واجب شود، چنانچه حج نماید، هر چند بعداً مالی از خود پیدا کند، دیگر حج بر او واجب نیست.

«1636» اگر برای تجارت، مثلًا تا جدّه برود و مالی بدست آورد که اگر بخواهد از آنجا به مکه رود مستطیع باشد، باید حج بجا آورد و در صورتی که حج نماید، اگر چه بعداً مالی پیدا کند که بتواند از وطن خود به مکه رود، دیگر حج بر او واجب نیست.

«1637» اگر انسان اجیر شود که از طرف دیگری به حج برود، چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد دیگری را از طرف خودش بفرستد، اگر با شرط مباشرت بوده باید از کسی که او را اجیر کرده اجازه بگیرد.

«1638» اگر کسی مستطیع شود و حج را بجا نیاورد و فقیر شود، باید حج بجا آورد، اگر چه به زحمت باشد.

«1639» اگر در سال اوّلی که مستطیع شده به مکه رود و در وقت معینی که دستور داده اند به عرفات و مشعر الحرام نرسد، چنانچه در سالهای بعد مستطیع نباشد، حج بر او واجب نیست، ولی اگر از سالهای پیش مستطیع بوده و نرفته
باید
حج بجا آورد، اگر چه به زحمت باشد.

«1640» اگر در سال اوّلی که مستطیع شده حج نکند و بعد به علّت پیری یا بیماری و ناتوانی نتواند حج نماید و از این که بعداً خودش حج بجا آورد، نا امید باشد باید دیگری را از طرف خود بفرستد.

«1641» اگر کسی مخارج حج و کسانی که واجب النفقه او هستند را دارد ولی بعضی مخارج را هم باید برای حفظ آبروی خود، به خاطر حج رفتن بنماید، در صورتی که حج رفتن با این وضع برای او عسر و حرج دارد، یعنی مشکلاتی را به همراه دارد که عادتاً نمی شود تحمل کرد، حج رفتن لازم نیست. در غیر این صورت بنا بر احتیاط واجب بایدبه حج برود.