آیت الله شیخ عباس محفوظی

آیت الله شیخ عباس محفوظی

مرجع تقلید شیعه

«احکام اموات»

مسأله 447 : مسلمانی را که محتضر است یعنی در حال جان دادن می باشد مرد باشد یا زن بزرگ باشد یا کوچک، باید بنا بر احتیاط واجب به پشت بخوابانند به طوری که کف پاهایش به طرف قبله باشد

مسأله 448 : غسل کفن نماز و دفن مسلمان یعنی میتی که به حسب اظهار شهادتین و عدم منافی حکم به اسلام او می شود بر هر مکلفی واجب است و اگر بعضی انجام دهند از دیگران ساقط می شود و چنانچه هیچ کس انجام ندهد همه معصیت کرده اند

مسأله 449 : اگر کسی مشغول کارهای میّت شود بر دیگران واجب نیست اقدام نمایند ولی اگر او عمل را نیمه کاره بگذارد باید دیگران تمام کنند

مسأله 450 : اگر انسان یقین کند که دیگری مشغول کارهای میّت شده واجب نیست به کارهای میّت اقدام کند

مسأله 451 : اگر کسی بداند غسل یا کفن یا نماز یا دفن میّت را باطل انجام داده اند باید دوباره انجام دهد

مسأله 452 : برای غسل کفن نماز و دفن میّت باید از ولیّ او اجازه بگیرند

مسأله 453 : ولیّ زن که در غسل و کفن و دفن او دخالت می کند شوهر اوست و در مرتبه بعد از او مردهایی که از میّت ارث می برند مقدّم بر زن های ایشانند و هر کدام که در ارث بردن مقدم هستند در این امر نیز مقدّمند

مسأله 454 : اگر میّت برای غسل کفن دفن و نماز خود غیر از ولیّ شخص دیگری را معین کند بنا بر اظهر لازم است آن شخص از ولیّ میت برای این کارها اجازه بگیرد

غسل میّت

مسأله 455 : واجب است میّت را سه غسل بدهند:
اول غُسل با آبی که به سِدر مخلوط باشد
دوم غُسل با آبی که به کافور مخلوط باشد
سوم غُسل با آب خالص و مراعات این ترتیب لازم است و در صورت به هم خوردن ترتیب از همان جا که به هم خورده اعاده کنند

مسأله 456 : سدر و کافور باید به اندازه ای زیاد نباشد که آب را مضاف کند و به اندازه ای کم نباشد که عُرفاً نگویند سدر و کافور با آب مخلوط شده است

مسأله 457 : اگر سدر و کافور یا یکی از اینها پیدا نشود، یا استعمال آن جایز نباشد، مثل آن که غصبی باشد، باید به جای هر کدام که ممکن نیست بنا بر احتیاط واجب میّت را با آب خالص غسل بدهند؛ و اقوی در مکان غسل این است که باید مباح باشد.

مسأله 458 : کسی که میّت را غسل می دهد باید مسلمان و دوازده امامی و عاقل باشد و مسائل غسل را هم بداند

مسأله 459 : کسی که میّت را غسل می دهد باید قصد قربت داشته باشد یعنی غسل را برای انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و اگر به همین نیّت تا آخر غسل سوم باقی باشد کافیست و تجدید نیّت لازم نیست اگر چه احوط است

مسأله 460 : غسل بچه مسلمان اگر چه از زنا باشد بنا بر احتیاط واجب است و غسل کفن دفن کافر و اولاد او جایز نیست و کسی که از بچگی دیوانه بوده و به حال دیوانگی بالغ شده چنانچه پدر و مادر او یا یکی از آنان مسلمان باشند باید او را غسل داد و اگر هیچ کدام از آنان مسلمان نباشند غسل دادن او
جایز نیست

مسأله 461 : بچه سقط شده را اگر چهار ماه یا بیشتر دارد باید بنا بر احتیاط واجب غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد باید در پارچه ای بپیچند و بدون غسل دفن کنند

مسأله 462 : کسی که کشتن او به رجم یا قصاص و مانند اینها واجب شده است در صورتی که قبل از اجرای حُکم، غسل های سه گانه میّت را به امر حاکم شرع یا بدون امر او انجام داده باشد، غُسل دادنش واجب نیست، اگر چه بعد از غُسل، از او حدث اصغر یا اکبر سر زده باشد.

مسأله 463 : اگر مرد، زن را و زن، مرد را در غیر موارد ضرورت غسل بدهد باطل است ولی زن می تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم می تواند زن خود را غسل دهد و احتیاط مستحب در غسل زوجین از زیر لباس است اگر چه احتیاط مستحب آن است که زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد

مسأله 464 : مرد می تواند در غیر حال ضرورت دختر بچه ای را که سن او از سه سال بیشتر نیست غسل دهد، زن هم می تواند در غیر حال ضرورت پسر بچه ای را که سه سال بیشتر ندارد، غسل دهد.

مسأله 465 : اگر برای غسل دادن میّتی که مرد است مرد پیدا نشود، زنانی که با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده اند بنا بر احوط باید از زیر لباس یا چیزی که بدن او را بپوشاند غسلش بدهند و نیز اگر برای غسل میّت زن زن دیگری نباشد مردهایی که با او نسبت دارند و محرمند یا به واسطه شیر خوردن با او محرم شده اند بعد از این که از سایر اولیای میت خصوصاً شوهر او اجازه بگیرند بنا بر احوط باید از زیر لباس او را غسل دهند

مسأله 466 : اگر میّت و کسی که او را غسل می دهد هر دو مرد یا هر دو زن باشند، جایز است که غیر از عورت جاهای دیگر میّت برهنه باشد

مسأله 467 : نگاه کردن به عورت میّت حرام است و کسی که او را غسل می دهد اگر نگاه کند معصیت کرده، ولی غسل باطل نمی شود.

مسأله 468 : اگر جایی از بدن میّت نجس باشد، باید پیش از آن که آن جا را غسل بدهند، آب بکشند.

مسأله 469 : غسل میّت مثل غسل جنابت است و احتیاط مستحب آن است که تا غسل ترتیبی ممکن است میّت را غسل ارتماسی ندهند و در صورت غسل ارتماسی باید آب قلیل نباشد

مسأله 470 : کسی را که در حال حیض یا در حال جنابت مرده، لازم نیست غسل حیض یا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل میّت برای او کافیست ولی بنا بر احتیاط موقع غسل دادن نیت غسل جنابت و یا حیض را نیز بنمایند.

مسأله 471 : اگر آب پیدا نشود یا استعمال آن مانعی داشته باشد باید بنا بر احتیاط واجب میّت را سه تیمّم بدهند و تیمم اول را به قصد ما فی الذمّه انجام دهند و اما اگر آب هست ولی فقط برای یک غسل کافیست مسأله دو
صورت دارد:
اول:
آن که آب طوریست که فقط در غُسل معینی قابل استفاده است
دوم:
آن که غُسل معیّن نیست
اگر غسل معین است مثل این که آب مخلوط با سدر یا کافور شده باشد در این صورت آن آب را در غسل مربوط به خودش استفاده می کنند و به جای دو غسل دیگر میّت را تیمم می دهند و در این اعمال ترتیب معتبر در غسل میّت را رعایت می کنند
اما اگر غسل معین نباشد مثل این که آب خالص است و سدر و کافور هم موجود است بنا بر احوط در این صورت قدری سدر با آب مخلوط می کنند به طوری که مضاف نشود و با آن غسل اوّل را به قصد وظیفه فعلیّه انجام می دهند و سپس میّت را بدل از دو غسل بعدی دو تیمم می دهند

مسأله 472 : اگر به علت نبودن آب میّت را تیمم دهند و بعد از آن آب پیدا شود در صورتی که خوفی بر میّت در تأخیر دفن نیست باید آن را غسل بدهند و حنوط و کفن کنند و اگر نماز بر او خوانده اند بنا بر احوط دوباره بخوانند.

مسأله 473 : کسی که میّت را تیمّم می دهد بنا بر اظهر باید دست خود را به زمین زده و به صورت و پشت دست های میّت بکشد به این ترتیب که در صورت امکان و نبودن مشکل، میّت را باید بنشاند و پشت سر او قرار گرفته و او را تیمم بدهد ولی احتیاط در این است که با دست خود میّت نیز او را
تیمم بدهند.

غسل مسّ میت

مسأله 474 : اگر کسی بدن انسان مرده ای را که سرد شده چه مسلمان باشد چه کافر و غسلش نداده اند مسّ کند یعنی جایی از بدن خود را به آن برساند باید غسل مسّ میّت نماید چه در خواب مسّ کند چه در بیداری با اختیار مسّ کند یا بی اختیار ولی اگر حیوان مرده ای را مس کند غسل بر او واجب نیست و اگر وظیفه به جای غسل، تیمم دادن میّت است اگر بعد از تیمم، کسی به میّت مثلا دست بزند، بنا بر اظهر غسل کردن بر او واجب نمی شود اگر چه احتیاط مستحب این است که غسل کند.

مسأله 475 : برای مسّ مرده ای که تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نیست اگر چه جایی را که سرد شده مس نماید.

مسأله 476 : اگر موی خود را به بدن میّت برساند یا بدن خود را به موی میّت یا موی خود را به موی میّت برساند، غسل واجب نیست.

مسأله 477 : بچه ای که بعد از مردن مادر به دنیا می آید، وقتی بالغ شد واجب است غسل مس میّت کند.

مسأله 478 : اگر انسان، میّتی را که سه غسل او کاملا تمام شده مس نماید، غسل بر او واجب نمی شود ولی اگر پیش از آن که غسل سوم تمام شود جایی از بدن او را مس کند اگر چه غسل سوم آن جا تمام شده باشد، باید غسل مس
میّت نماید.

مسأله 479 : اگر از بدن زنده یا مرده ای که غسلش نداده اند، قسمتی که دارای استخوان است جدا شود و پیش از آن که قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مس نماید، باید غسل مس میّت کند

مسأله 480 : برای مس استخوان و دندانی که از مرده جدا شده باشد و آن را غسل نداده اند، بنا بر احتیاط واجب باید غسل کرد؛ و همچنین برای مس استخوانی که از زنده جدا شده و گوشت ندارد، بنا بر احوط غسل واجب است.

مسأله 481 : غسل مسّ میّت را باید مثل غسل جنابت انجام دهند ولی کسی که غسل مس میّت کرده، اگر بخواهد نماز بخواند، باید بنا بر احوط وضو هم بگیرد.

مسأله 482 : اگر چند میّت را مس کند یا یک میّت را چند بار مس نماید، یک غسل کافی است.

مسأله 483 : برای کسی که بعد از مس میّت غسل نکرده است، جایز بودن توقف در مسجد و خواندن سوره هایی که سجده واجب دارد، خالی از وجه نیست گرچه احتیاط در اجتناب است ولی برای نماز و مانند آن باید غسل کند بلکه وضو نیز بنا بر احتیاط بگیرد.

مسأله 484 : کسی که غسل مس میت بر او واجب شده اما غافل از تکلیف به غسل مس میت، غسل جنابت انجام داده در صورتی که این غسل به قصد انجام وظیفه واقع شده، کفایت از غسل مس میت می کند.

مسأله 485 : بدن میّتی که سرد نشده چنانچه با رطوبت مسّ شود موجب نجاست است اگرچه موجب غسل نیست

مسأله 486 : اگر دیوانه یا بچه نابالغ میت را مس کند بعد از آنکه دیوانه، عاقل شد و بچه بالغ گردید باید غسل مس میت نماید

مسأله 487 : مس میت اجمالا ناقض وضو می باشد

مسأله 488 : با مس میت غسل واجب می شود و فرقی نیست بین اینکه با رطوبت مس کند یا بدون رطوبت

مسأله 489 : در صورتی که میتی را مس کند ولی معلوم نشود قبل از سرد شدن بوده یا بعد از سرد شدن غسل واجب نیست

مسأله 490 : شهید مانند کسیست که غسل داده شده بنا بر این مس بدن او موجب غسل نیست و همچنین کسی که قتل او به عنوان قصاص و یا حد واجب باشد و قبل از اجرای قصاص یا حد غسل کرده باشد

کفن میّت

مسأله 491 : میّت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لُنگ و پیراهن و سر تا سری می گویند کفن نمایند

مسأله 492 : بنا بر احتیاط لنگ باید از ناف تا زانو اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است که از سینه تا روی پا برسد و پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق پا تمام بدن را بپوشاند و بهتر است تا روی پا برسد با توجه به اینکه عرفاً آن را پیراهن بگویند و درازای سر تا سری باید به قدری باشد که بستن دو سر آن ممکن باشد و پهنای آن باید به اندازه ای باشد که یک طرف آن روی طرف
دیگر بیاید

مسأله 493 : اگر سه پارچه لنگ پیراهن سرتاسری برای کفن میّت میسر نشود به هر کدام که میسر باشد اکتفا می شود، اگر چه اسم هیچ یک از این سه پارچه بر او صدق نکند بلکه اگر هیچ پارچه ای مقدور نشود و فقط مقداری جهت پوشاندن عورتین موجود باشد، واجب است با آن عورتین را بپوشانند

مسأله 494 : اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را که در مسأله 492 گفته شد از سهم آنان بردارند اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقدار واجب کفن و همچنین مقداری را که احتیاطاً لازم است از سهم وارثی که بالغ نشده برندارند

مسأله 495 : اگر کسی وصیّت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را که در مسأله 492 گفته شد از ثلث مال او بردارند یا وصیّت کرده باشد که ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولی مصرف آن را معین نکرده باشد یا فقط مصرف مقداری از آن را معیّن کرده باشد می توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال
او بردارند

مسأله 496 : اگر میّت وصیّت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند می توانند به طور متعارف که لایق شأن میّت باشد کفن و چیزهای دیگری را که از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.

مسأله 497 : کفن زن بر شوهر است اگرچه زن از خود مال داشته باشد، در صورتی که شوهر او مالی داشته باشد که بتواند زن خود را کفن نماید و گرنه بنا بر اظهر باید از ترکه زن بردارند و همچنین بنا بر اظهر اگر زن را به شرحی که در کتاب طلاق گفته می شود، طلاق رجعی بدهند و پیش از تمام شدن عدّه بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد و احتیاط در این است که شوهر با ورثه میّت در این مصارف مصالحه نمایند؛ و چنانچه شوهر بالغ نباشد یا دیوانه باشد ولیّ شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.

مسأله 498 : کفن میّت بر خویشان او واجب نیست، اگر چه مخارج او در حال زندگی بر آنان واجب باشد

مسأله 499 : باید مقدار واجب از سه پارچه کفن به قدری نازک نباشد، که بدن میّت از زیر آن پیدا باشد و در بیشتر از مقدار واجب بنا بر احوط و اظهر باید این مسأله رعایت شود.

مسأله 500 : کفن کردن با چیز غصبی، اگر چیز دیگری هم پیدا نشود، جایز نیست؛ و چنانچه کفن میّت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد، باید از تنش بیرون آورند

مسأله 501 : کفن کردن میّت با چیز نجس جایز نیست و بنا بر احتیاط در چیز نجسی که نماز با آن جایز است نیز کفن نکنند.

مسأله 502 : کفن کردن با پارچه ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت تهیه شده، در حال اختیار جایز نیست؛ و بنا بر احتیاط واجب با پوست حیوان حلال گوشت هم میّت را کفن نکنند ولی اگر کفن را از مو پشم یا کُرک حیوان حلال گوشت طوری درست کنند که به آن جامه و لباس بگویند اشکال ندارد.

مسأله 503 : اگر کفن میّت به نجاست خود او یا به نجاست دیگری نجس شود چنانچه کفن ضایع نمی شود، باید مقدار نجس را بشویند اگرچه جواز بُریدن مقداری از کفن که بیشتر از مقدار ساتر عورت است و نجس شده است خالی از وجه نیست پس اگر در قبر گذاشته باشند جایزست که ببُرند، بلکه اگر بیرون آوردن میّت توهین به او باشد بریدن واجب می شود؛ و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتی که عوض کردن آن ممکن باشد، باید عوض نمایند

مسأله 504 : میّت اگر مرد باشد نباید با پارچه ابریشمی خالص کفن شود؛ و همچنین است بنا بر احتیاط واجب اگر میّت زن باشد.

حنوط

مسأله 505 : بعد از غسل واجب است میّت را حنوط کنند، یعنی به پیشانی و کف دست ها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهای او کافور بمالند
و مستحب است به سر بینی میّت هم کافور بمالند و باید کافور، سائیده و تازه باشد و اگر به علّت کهنه بودن، عطر آن از بین رفته باشد کافی نیست.

مسأله 506 : احتیاط مستحب آن است که اول کافور را به پیشانی میّت بمالند و در جاهای دیگر ترتیب لازم نیست.

مسأله 507 : بهتر آن است که میّت را پیش از کفن کردن، حنوط نمایند اگر چه در بین کفن کردن و بعد از آن هم مانعی ندارد.

مسأله 508 : کسی که برای حج احرام بسته است، اگر پیش از تمام کردن سعی بین صفا و مروه بمیرد حنوط کردن او جایز نیست و نیز اگر در احرام عمره پیش از آن که تقصیر کند بمیرد نباید او را حنوط کنند

مسأله 509 : زنی که شوهر او مرده و هنوز عده اش تمام نشده، اگر چه حرام است خود را خوشبو کند ولی چنانچه بمیرد حنوط او واجب است.

مسأله 510 : مکروه است میّت را با مشک، عنبر، عود و عطرهای دیگر خوشبو کنند یا برای حنوط، اینها را با کافور مخلوط نمایند.

مسأله 511 : مستحب است قدری تربت حضرت سید الشهداء ( علیه السلام ) با کافور مخلوط کنند ولی باید از آن کافور به جاهایی که بی احترامی می شود نرسانند و نیز باید تربت به قدری زیاد نباشد که وقتی با کافور مخلوط شد آن را کافور نگویند.

مسأله 512 : اگر کافور به اندازه غسل و حنوط نباشد، بنا بر احتیاط واجب غسل را مقدم دارند و اگر برای هفت عضو نرسد پیشانی را مقدم دارند.

مسأله 513 : مستحب است دو چوب تر و تازه در کفن همراه میّت بگذارند یکی را در ترقوه طرف چپ بین پیراهن و لُنگ و یکی را در ترقوه راست به بدن میت برسانند

نماز میّت

مسأله 514 : نماز خواندن بر میّت شیعه اثنی عشری واجب است بلکه بر هر مسلمان که شهادتین می گوید تا وقتی که چیزی که منافات با شهادتین دارد از او صادر نشده باشد، بنا بر اقوی واجب است و خواندن نماز میّت بر کسانی که محکوم به کفر هستند مثل غُلاة و خوارج و نواصب جایز نیست. نماز میّت بر بچه اگر شش سالش تمام شده باشد واجب است، بلکه بنا بر احتیاط اگر عارف به نماز باشد و کمتر از شش سال هم داشته باشد باید بر او نماز بخوانند ولی باید پدر و مادر آن بچه یا یکی از آنان مسلمان باشند و اگر عارف به نماز نیست باید شش سالش تمام شده باشد

مسأله 515 : نماز بر میّت دیوانه ای که پدر یا مادرش مسلمان هستند واجب است؛ و همچنین است نماز بر مرده ای که در بلاد اسلامی پیدا شود و همین طور است مرده ای که در بلاد کفر پیدا شود و در آن جا مسلمانان هم زندگی کنند و احتمال برود که این میّت مسلمان باشد و یا از مسلمان متولد شده باشد.

مسأله 516 : نماز میّت واجب کفایی است، که با خواندن یک نفر از دیگران ساقط می شود، به شرط آن که نمازگزار شیعه اثنی عشری و بنا بر احوط
بالغ باشد

مسأله 517 : نماز میّت باید بعد از غسل و حنوط و کفن کردن خوانده شود و اگر وظیفه غیر از غسل و حنوط و کفن است آنچه وظیفه است انجام بگیرد و بعد از آن نماز خوانده شود و اگر پیش از اینها، یا در بین اینها بخوانند، اگر چه از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد کافی نیست.

مسأله 518 : کسی که می خواهد نماز میّت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا تیمّم باشد و بدن و لباسش پاک باشد و اگر لباس او غصبی هم باشد اشکال ندارد ولی احتیاط در این است که اگر غسل بر او واجب است بدون غسل و اگر وظیفه اش تیمم بدل از غسل است بدون تیمم نماز نخواند

مسأله 519 : نماز خواندن زن بر میّت با شرایطش مجزیست و از دیگران
ساقط می شود.

مسأله 520 : کسی که به میّت نماز می خواند، باید رو به قبله باشد و نیز واجب است میّت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طوری که سر او به طرف راست نمازگزار و پای او به طرف چپ نمازگزار باشد.

مسأله 521 : مکان نمازگزار نباید از جای میّت به قدری پست تر یا بلندتر باشد که عرفاً نماز بر این میّت صدق نکند، ولی پستی و بلندی مختصر اشکال ندارد.

مسأله 522 : نمازگزار نباید به قدری از میّت دور باشد که عرفاً نماز بر این میّت صدق نکند ولی کسی که نماز میّت را به جماعت می خواند اگر از میّت دور باشد چنانچه صف ها به یکدیگر متصل باشند اشکال ندارد

مسأله 523 : نمازگزار باید مقابل میّت بایستد، ولی اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف میّت بگذرد، نماز کسانی که مقابل میّت نیستند اشکال ندارد.

مسأله 524 : اگر کسی موقعی به نماز جماعت میّت رسید که بعضی از تکبیرات آن خوانده شده، می تواند اقتدا کند ولی باید در هر تکبیر به وظیفه خود عمل کند، یعنی دعای مربوط به همان تکبیر را خودش بخواند و بعد از فراغ امام بقیه تکبیرات را تمام کند.

مسأله 525 : بین میّت و نمازگزار، نباید پرده و دیوار یا چیزی مانند اینها باشد، به طوری که نماز بر آن میّت عرفاً صدق نکند، ولی اگر میّت در تابوت و مانند آن باشد اشکال ندارد.

مسأله 526 : در وقت خواندن نماز، باید عورت میّت پوشیده باشد و اگر کفن کردن او ممکن نیست باید عورتش را اگر چه با تخته و آجر و مانند اینها
باشد بپوشانند

مسأله 527 : نماز میّت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نیّت میّت را معیّن کند مثلا نیّت کند نماز می خوانم بر این میّت قربةً الی الله

مسأله 528 : اگر کسی نباشد که بتواند نماز میّت را ایستاده بخواند، می شود نشسته بر او نماز خواند و چنانچه بعد از خواندن تمام نماز و یا قسمتی از آن به طور نشسته، شخصی که قادر بر نماز خواندن به طور ایستاده است پیدا شود، بنا بر احتیاط واجب باید نماز اعاده شود.

مسأله 529 : اگر چند میّت با هم حاضر بودند، می تواند برای همه یک نماز بخواند ولی در دعاهایی که بعد از تکبیر چهارم خوانده می شود باید ضمایر به صورت جمع گفته شود؛ و می تواند برای هر کدام یک نماز بخواند.

مسأله 530 : مکروه است بر میّت چند مرتبه نماز بخوانند، در صورتی که هر دو نماز از هر نظر مثل هم باشند؛ ولی اگر میّت صاحب فضیلت ایمانی مانند حضرت حمزه و فاطمه بنت اسد و سهل بن حنیف باشد مکروه نیست.

مسأله 531 : اگر میّت را عمداً یا از روی فراموشی یا به جهت عذری بدون نماز دفن کنند، یا بعد از دفن معلوم شود نمازی که بر او خوانده شده باطل بوده است اگر خارج کردن میّت از قبر ممکن نیست یا موجب بی احترامی به او می شود، واجب است به قبر او نماز بخوانند و گرنه احتمال دارد مثل غسل دادن و کفن کردن میّت، بیرون آوردن میّت و خواندن نماز بر بدن او واجب باشد و اما اگر بعد از نماز خواندن به قبر میّت، بدن او به سببی مثل سیل و نظیر آن خارج شد بنا بر احتیاط واجب این نماز اعاده شود

مسأله 532 : در صورت مزاحمت نماز فریضه با نماز میّت هر کدام که وقتش تنگ است مقدّم است و اگر وقت هر دو وسعت دارد مخیّر است و در صورتی که وقت هر دو تنگ شده باشد، به طوری که در تأخیر دفن، خوف بر میّت وجود دارد اظهر تقدیم فریضه و نماز خواندن بر قبر میّت بعد از دفن اوست.

دستور نماز میّت

مسأله 533 : نماز میّت پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب بگوید کافی است:
بعد از نیت و تکبیر اول بگوید:
«اَشْهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ الله و اَنَّ مُحمَّداً رَسوُلُ الله».
و بعد از تکبیر دوم بگوید:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد».
و بعد از تکبیر سوم بگوید:
«اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنینَ وَ المُؤمِنات».
و بعد از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است بگوید:
«اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا المَیّت» و اگر زن است بگوید:
«اَللّهُمَّ اغْفِر لِهذِهِ المَیّت».
و بعد تکبیر پنجم را بگوید.
و بهتر است بعد از تکبیر اول بگوید:
«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُه أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشیراً وَنَذیراً بَیْنَ یَدَیِ السّاعَة».
و بعد از تکبیر دوم بگوید:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَبارِکْ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد کَأَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ وَ بارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلی اِبْراهیمَ وَ آلِ اِبْراهِیم اِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ وَ صَلِّ عَلی جَمِیعِ الاَْنْبیاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ جَمِیعِ عِبادِ اللهِ الصّالِحِینَ».
و بعد از تکبیر سوم بگوید:
«اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ والْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسلِماتِ اَلاَْحْیاءِ مِنْهُمْ وَ الاَْمْواتِ تابِعْ بَیْنَنا وَبَیْنَهُمْ بِالْخَیْراتِ اِنَّکَ مُجِیبُ الدَّعَواتِ اِنَّکَ عَلی کُلِّ
شَیْء قَدِیر».
و بعد از تکبیر چهارم اگر میّت مرد است بگوید:
«اَللّهُمَّ اِنَّ هذا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ نَزَلَ بِکَ وَ أنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِهِ اَللّهُمَّ اِنّا لانَعْلَمُ مِنْهُ اِلاّ خَیْراً وَ اَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنّا اَللّهُمَّ اِنْ کانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِی اِحْسانِهِ وَاِنْ کانَ مُسِیئاً فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَکَ فِی أَعْلی عِلِّیّینَ وَ اخْلُفْ عَلی أَهلِهِ فِی الْغابِرینَ وَ ارْحَمْهُ بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ» و بعد تکبیر پنجم را بگوید
ولی اگر میّت زن است بعد از تکبیر چهارم بگوید:
«اَللّهُمَّ اِنَّ هذِهِ أَمَتُکَ وَ ابْنَةُ عَبْدِکَ وَ ابْنَةُ أَمَتِکَ نَزَلَتْ بِکَ وَ اَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِهِ اَللّهُمَّ اِنّا لانَعْلَمُ مِنْها اِلاّ خَیْراً وَ اَنْتَ أَعْلَمُ بِها مِنّا، اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فِی اِحْسانِها وَ اِنْ کانَتْ مُسیئَةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها اَللّهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَکَ فِی اَعْلی عِلّیّینَ وَ اخْلُفْ عَلی أَهْلِها فِی الْغابِرِینَ وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ».

مسأله 534 : باید تکبیرها و دعاها را طوری پشت سر هم بخواند، که نماز از صورت خود خارج نشود و اگر مأموم عمداً یا سهواً در غیر تکبیر اول از امام جلو افتاد مستحب است همان تکبیر را با امام اعاده کند

مسأله 535 : کسی که نماز میّت را به جماعت می خواند باید تکبیرها و دعاهای آن را هم بخواند

مستحبات نماز میّت

مسأله 536 : چند چیز در نماز میّت مستحب است:
1 کسی که نماز میّت می خواند با وضو یا غسل یا تیمّم باشد و احتیاط مستحب آن است که در صورتی تیمّم کند که وضو و غسل ممکن نباشد، یا بترسد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند به نماز میّت نرسد.
2 اگر میّت مرد است امام جماعت یا کسی که فُرادی بر او نماز می خواند مقابل وسط قامت یا سینه او بایستد و اگر میّت زن است مقابل سینه یا سر او بایستد.
3 پابرهنه نماز بخواند.
4 در هر تکبیر دست ها را بلند کند بنا بر اظهر
5 فاصله او با میّت به قدری کم باشد، که اگر باد لباسش را حرکت دهد به جنازه برسد.
6 نماز میّت را به جماعت بخواند.
7 امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانی که با او نماز می خوانند، آهسته بخوانند.
8 در جماعت اگرچه مأموم یک نفر باشد، پشت سر امام بایستد.
9 نمازگزار به میّت و مؤمنین زیاد دعا کند.
10 پیش از نماز سه مرتبه بگوید:
«اَلصَّلاة».
11 نماز را در جایی بخوانند که مردم برای نماز میّت بیشتر به آن
جا می روند
12 زن حائض اگر نماز میّت را به جماعت می خواند در صفی تنها بایستد

دفن میّت

مسأله 537 : واجب است میّت را طوری در زمین دفن کنند، که بوی او بیرون نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند.

مسأله 538 : اگر دفن میّت در زمین ممکن نباشد، می توانند به جای دفن، او را در بنا یا تابوت بگذارند.

مسأله 539 : میّت را باید در قبر به پهلوی راست طوری بخوابانند که جلو بدن او رو به قبله باشد.

مسأله 540 : اگر کسی در کشتی بمیرد چنانچه جسد او فاسد نمی شود و بودن او در کشتی مانعی ندارد باید صبر کنند تا به خشکی برسند و او را در زمین دفن کنند و گرنه باید در کشتی غسلش بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میّت او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دریا بیندازند و اگر این کار مشکل است چیز سنگینی به پایش ببندند و به دریا بیندازند و اگر ممکن است باید او را در جایی بیندازند که فوراً طعمه حیوانات نشود

مسأله 541 : مخارج انداختن در دریا و مخارج محکم کردن قبر میّت را، در صورتی که لازم باشد، احتمال دارد که از اصل مال میّت بردارند ولی احتیاط مستحب این است که رضایت طلبکار و ورثه را در این صورت به دست آورند.

مسأله 542 : اگر زن کافره بمیرد و بچه در شکم او مرده باشد چنانچه پدر بچه مسلمان باشد باید بنا بر احتیاط واجب زن را در قبر به پهلوی چپ پشت به قبله بخوابانند که روی بچه به طرف قبله باشد حتی اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد

مسأله 543 : چیزی که از میّت جدا می شود اگر چه مو و ناخن و دندانش باشد باید با او دفن شود ولی اگر مستلزم نبش باشد احتیاط آن است که جدا
دفن شود

مسأله 544 : اگر کسی در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد پس اگر ممکن است همان مقدار از چاه را که بدن او قرار گرفته مسدود می نمایند و اگر ممکن نیست باید درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند و در صورتی که چاه مال غیر باشد باید به نحوی او را راضی کنند اگر چه با پرداخت قیمت چاه باشد

مسائل متفرقه میّت

مسأله 545 : اگر بچه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم برای مادر خطر داشته باشد باید به آسان ترین راه او را بیرون آورند و چنانچه ناچار شوند که او را قطعه قطعه کنند اشکال ندارد ولی باید به وسیله شوهرش اگر اهل فن است انجام بگیرد و اگر نشد به وسیله زنی که اهل فن باشد او را بیرون بیاورند و اگر ممکن نیست مرد محرمی که اهل فن باشد و اگر آن هم ممکن نشود مرد نامحرمی که اهل فن باشد بچه را بیرون بیاورد و در صورتی که آن هم پیدا نشود کسی که اهل فن نباشد می تواند بچه را بیرون آورد

مسأله 546 : هرگاه مادر بمیرد و بچه در شکمش زنده باشد، اگرچه امید زنده ماندن طفل را نداشته باشند، باید به وسیله کسانی که در مسأله پیش گفته شد از هر طرفی که بچه سالم بیرون می آید بچه را بیرون آورند و دوباره بدوزند ولی اگر بین پهلوی چپ و راست در سالم بودن بچه فرقی نباشد باید از پهلوی چپ بیرون آورند

مسأله 547 : جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن را بخراشد و به خود لطمه بزند و بنا بر احتیاط فرقی بین مرد و زن نیست

مسأله 548 : پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و برادر جایز نیست

نبش قبر

مسأله 549 : نبش قبر مسلمان یعنی شکافتن قبر او اگر چه طفل یا دیوانه باشد حرام است ولی اگر بدنش از بین رفته و خاک شده باشد اشکال ندارد

مسأله 550 : فرموده اند شکافتن قبر در چند مورد جایز است:
1 میّت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند
2 کفن یا چیز دیگری که با میّت دفن شده غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند و همچنین است اگر چیز گرانبهایی با او دفن شود و بدون نبش قبر نشود آن را بیرون آورد
3 میّت بدون غسل یا کفن یا حنوط دفن شده باشد، یا بفهمند غسلش باطل بوده یا به غیر دستور شرع کفن شده، یا در قبر او را رو به قبله نگذاشته اند. ولی احوط این است که اگر موجب هتک و بی احترامی میّت شود نبش قبر نشود و اگر برهنه دفن شده باید ملاحظه کنند که کفن کردن مهمتر است یا نبش قبر نکردن و هر کدام برای میّت اهمیت بیشتری دارد رعایت نمایند
4 بترسند درنده ای بدن میّت را پاره کند، یا سیل او را ببرد، یا دشمن بیرون آورد، یا بخواهند میّت را به مشاهد مشرّفه منتقل کنند اگر چه وصیت به این مطلب نکرده باشد بنا بر اظهر