آیه الله العظمی محمدعلی علوی گرگانی

آیه الله العظمی محمدعلی علوی گرگانی

مرجع تقلید شیعه

زکاه جو، گندم، خرما و کشمش

مسأله 1879 - زکاه گندم، جو، خرما و کشمش وقتی واجب می شود که به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها 288 من تبریز و 45 مثقال کم است که 207/847 کیلوگرم می شود.

مسأله 1880 - اگر پیش از دادن زکاه انگور، خرما و گندمی که زکاه آنها واجب شده خود و عیالش بیش از متعارف بخورند، یا مثلاً به فقیر بدهد نه به عنوان زکاه، باید زکاه مقداری را که مصرف کرده بدهد.

مسأله 1881 - اگر بعد از آن که زکاه گندم، جو، خرما و انگور واجب شد مالک آن بمیرد، باید مقدار زکاه را از مال او بدهند ولی اگر پیش از واجب شدن زکاه بمیرد، هریک از ورثه که سهم او به اندازه نصاب است، باید زکاه سهم خود را بدهد.

مسأله 1882 - کسی که از طرف حاکم شرع مأمور جمع آوری زکاه است، هنگام خرمن (که گندم و جو را از کاه جدا می کنند) و بعد از خشک شدن خرما و انگور، می تواند زکاه را مطالبه کند و اگر مالک ندهد و از بین برود باید عوض آن را بدهد.

مسأله 1883 - اگر بعد از مالک شدن درخت خرما و انگور یا زراعت گندم و جو، زکاه آنها واجب شود مثلاً خرما در ملک او زرد یا سرخ شود باید زکاه آن را بدهد.

مسأله 1884 - اگر بعد از آن که زکاه گندم و جو، خرما و انگور واجب شد، زراعت و درخت را بفروشد باید زکاه آنها را بدهد.

مسأله 1885 - اگر انسان گندم یا جو یا خرما یا انگور را بخرد و بداند که فروشنده زکاه آن را داده یا شک کند که داده یانه، چیزی بر او واجب نیست، و اگر بداند که زکاه آن را نداده، چنانچه حاکم شرع بخواهد می تواند عین زکاه را از دست مشتری بگیرد وصحّت معامله بستگی به اجازه حاکم شرع ندارد، و هم چنین معامله صحیح است اگر فروشنده یا خریدار قیمت آن مقدار را بدهد و در صورتی که قیمت آن مقدار را خریدار به فروشنده داده باشد، می تواند از او پس بگیرد و به مستحقّش برساند.

مسأله 1886 - اگر وزن گندم و جو، خرما و کشمش هنگامی که تَر است به 288 من و 45 مثقال کم برسد و بعد از خشک شدن کمتر از این مقدار شود، زکاه آن واجب نیست.

مسأله 1887 - اگر گندم، جو و خرما را پیش از خشک شدن مصرف کند، چنانچه خشک آنها به اندازه نصاب باشد، باید زکاه آنها را بدهد.

مسأله 1888 - خرمایی که تازه آن را می خورند و اگر بماند خیلی کم می شود یا بعد از خشک شدن، خرما به آن نمی گویند، چنانچه مقداری باشد که خشک آن به 288 من و 45 مثقال کم برسد، زکاه آن واجب است.

مسأله 1889 - گندم و جو، خرما و کشمشی که زکاه آنها را داده، اگر چند سال هم نزد او بماند زکاه ندارد.

مسأله 1890 - اگر گندم و جو، خرما و انگور از آب باران یا نهر مشروب شود، یا مثل زراعت های مصر از رطوبت زمین استفاده کند، زکاه آن ده یک است و اگر با دلو و مانند آن آبیاری شود، زکاه آن بیست یک است، و اگر مقداری از باران یا نهر یا رطوبت زمین استفاده کند و به همان مقدار از آبیاری با دلو و مانند آن استفاده نماید، زکاه نصف آن ده یک و زکاه نصف دیگر آن بیست یک می باشد یعنی از چهل قسمت سه قسمت آن را باید بابت زکاه بدهند.

مسأله 1891 - اگر گندم و جو، خرما و انگور، هم از آب باران مشروب شود و هم از آب دلو و مانند آن استفاده کند، چنانچه به گونه ای باشد که بگویند آبیاری با دلو و مانند آن غلبه داشته، زکاه آن بیست یک است و اگر بگویند آبیاری با آب نهر و باران غلبه داشته، زکاه آن ده یک است، بلکه اگر نگویند آب باران و نهر غلبه داشته، ولی آبیاری با آب باران و نهر بیشتر از آب دلو و مانند آن باشد بنابر احتیاط واجب زکاه آن ده یک می باشد.

مسأله 1892 - اگر شک کند که آبیاری با آب باران و آب دلو به یک اندازه بوده یا آب باران غلبه داشته، می تواند از نصف آن ده یک و از نصف دیگر آن بیست یک بدهد اگرچه احتیاط مستحب ده یک دادن است و نیز اگر شک کند که هر دو به یک اندازه بوده، یا آبیاری با دلو غلبه داشته، می تواند زکاه تمام آن را بیست یک بدهد اگرچه احتیاط مستحب آن است که از نصف آن ده یک و از نصف دیگر آن بیست یک بدهد.

مسأله 1893 - اگر گندم و جو، خرما و انگور با آب باران و نهر مشروب شود و به آب دلو و مانند آن محتاج نباشد، ولی با آب دلو هم آبیاری شود و آب دلو به زیاد شدن محصول کمک نکند، زکاه آن ده یک است و اگر با دلو و مانند آن آبیاری شود و به آب نهر و باران محتاج نباشد ولی با آب نهر و باران هم مشروب شود و آنها به زیاد شدن محصول کمک نکنند، زکاه آن بیست یک است.

مسأله 1894 - اگر زراعتی را با دلو و مانند آن آبیاری کنند و در زمینی که پهلوی آن است زراعتی کنند که از رطوبت آن زمین استفاده نماید و محتاج به آبیاری نشود، بنابر احتیاط واجب زکاه زراعتی که با دلو آبیاری شده، بیست یک و زکاه زراعتی که پهلوی آن است ده یک می باشد.

مسأله 1895 - مخارجی را که برای گندم و جو، خرما و انگور کرده است، حتّی مقداری از قیمت اسباب و لباس را که به واسطه زراعت کم شده می تواند از حاصل کسر کند و اگر به مقدار نصاب باشد باید زکاه باقیمانده را بدهد.

مسأله 1896 - بذری را که به مصرف زراعت رسانده، اگر ازخودش باشد، به مقدار وزن آن می تواند از حاصل کسر کند و اگر خریده باشد می تواند قیمتی را که برای خرید آن داده، خارج نماید.

مسأله 1897 - اگر زمین و اسباب زراعت یکی از این دو ملک خود او باشد، نباید کرایه آنها را جزء مخارج حساب کند و نیز برای کارهائی که خودش کرده، یا دیگری بی اجرت انجام داده، چیزی از حاصل کسر نماید.

مسأله 1898 - اگر درخت انگور یا خرما را بخرد، قیمت آن جزء مخارج نیست، ولی اگر خرما یا انگور را پیش از چیدن بخرد و زکاه به آنها در ملک مشتری تعلّق بگیرد، پولی را که برای آن داده، باید خارج کند و امّا اگر زکاه به آنها در ملک فروشنده تعلّق گرفته بود، پولی که داده و آنها را خریده، نمی تواند خارج کند.

مسأله 1899 - اگر زمینی را بخرد و در آن زمین گندم یا جو بکارد، پولی را که برای خریدن زمین داده جزء مخارج حساب نمی شود، ولی اگر زراعت را بخرد، پولی را که برای خرید آن داده می تواند جزء مخارج حساب نماید و از حاصل کم کند، امّا بهتر آن است که قیمت کاهی را که از آن به دست می آید، از پولی که برای خرید زراعت داده کسر نماید مثلاً اگر زراعتی را پانصد تومان بخرد و قیمت کاه آن صد تومان باشد، فقط چهار صد تومان آن را می تواند جزء مخارج حساب نماید.

مسأله 1900 - کسی که بدون گاو و چیزهای دیگری که برای زراعت لازم است می تواند زراعت کند، اگر این ها را بخرد، نباید پولی را که برای خرید این ها داده جزء مخارج حساب نماید.

مسأله 1901 - کسی که بدون گاو و چیزهای دیگری که برای زراعت لازم است نمی تواند زراعت کند، اگر آنها را بخرد و به واسطه زراعت بکلّی از بین بروند می تواند تمام قیمت آنها را جزء مخارج حساب نماید ولی اگر مقداری از قیمت آن کم شود و یا اصلاً کم نشود نمی تواند قیمت آن را جزء مخارج حساب نماید.

مسأله 1902 - اگر در یک زمین جو و گندم و چیزی مثل برنج و لوبیا که زکاه آن واجب نیست بکارد، چنانچه مقصودش زراعت کردن چیزی بوده که زکاه ندارد و بعدا چیزی را که زکاه دارد زراعت کرده، نباید مخارج را از یکی حساب کند بلکه نسبت در نظر گرفته شود و هم چنین است اگر مقصودش زراعت کردن چیزی بوده که زکاه دارد و بعدا چیزی را که زکاه ندارد زراعت کرده، می تواند تمام مخارج را به نسبت حساب نماید و از حاصل کم کند.

مسأله 1903 - اگر برای شخم زدن یا کار دیگری که تا چند سال برای زراعت فایده دارد خرجی کند، می تواند آن را جزء مخارج سال اوّل حساب نماید در صورتی که کار، برای سال اوّل بوده گرچه برای سال های بعد هم نفع دارد و گرنه به نسبت حساب نماید.

مسأله 1904 - اگر انسان در چند شهر که فصل آن با یکدیگر اختلاف دارد و زراعت و میوه آنها در یک وقت به دست نمی آید گندم یا جو یا انگور داشته باشد و همه آنها محصول یک سال حساب شود، چنانچه چیزی که اوّل می رسد به اندازه نصاب یعنی 288 من و45 مثقال کم باشد، باید زکاه آن را هنگامی که می رسد بدهد و زکاه بقیّه را هر وقت به دست می آید ادا نماید و اگر آنچه اوّل می رسد به اندازه نصاب نباشد، در صورتی که یقین دارد با آنچه بعد به دست می آید به اندازه نصاب می شود باید صبر کند تا محصول بعدی به دست آید، اگر به نصاب رسید زکاه را بدهد، و اگر یقین ندارد که همه آنها به اندازه نصاب شود، صبر می کند تا بقیه آن برسد پس اگر روی هم به مقدار نصاب شود، زکاه آن واجب است و اگر به مقدار نصاب نشود، زکاه آن واجب نیست.

مسأله 1905 - اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه میوه دهد، چنانچه روی هم به مقدار نصاب باشد، بنابر احتیاط زکاه آن واجب است.

مسأله 1906 - اگر مقداری خرما یا انگور تازه دارد که خشک آن به اندازه نصاب می شود، چنانچه به قصد زکاه از تازه آن به قدری به مستحقّ بدهد که اگر خشک شود به اندازه زکاتی باشد که بر او واجب است، اشکال ندارد.

مسأله 1907 - اگر زکاه خرمای خشک یا کشمش بر او واجب باشد، نمی تواند زکاه آن را خرمای تازه یا انگور بدهد و نیز اگر زکاه خرمای تازه یا انگور بر او واجب باشد، نمی تواند زکاه آن را خرمای خشک یا کشمش بدهد امّا اگر یکی از این ها یا چیز دیگری را به قصد قیمت زکاه بدهد اگر به مقدار قیمت زکاه باشد، مانعی ندارد.

مسأله 1908 - کسی که بدهکار است و مالی هم دارد که زکاه آن واجب شده، اگر بمیرد باید اوّل تمام زکاه را از مالی که زکاه آن واجب شده بدهند، بعد قرض او را ادا نمایند.

مسأله 1909 - کسی که بدهکار است و گندم یا جو یا خرما یا انگور هم دارد، اگر بمیرد و پیش از آن که زکاه این ها واجب شود، ورثه قرض او را از مال دیگر بدهند، هرکدام که سهمشان به 288 من و45 مثقال کم برسد، باید زکاه بدهد و اگر پیش از آن که زکاه این ها واجب شود قرض او را ندهند، چنانچه مال میّت فقط به اندازه بدهی او باشد واجب نیست زکاه این ها را بدهند و اگر مال میّت بیشتر از بدهی او باشد، در صورتی که بدهی او به قدری است که اگر بخواهند ادا نمایند، باید مقداری از گندم و جو و خرما و انگور را هم به طلبکار بدهند، آنچه را به طلبکار می دهند زکاه ندارد و بقیه مال ورثه است و هرکدام آنان که سهمش به اندازه نصاب شود، باید زکاه آن را بدهد.

مسأله 1910 - اگر گندم و جو، خرما و کشمشی که زکاه آنها واجب شده خوب و بد دارد، احتیاط واجب آن است که زکاه هر کدام از خوب و بد را از خود آنها بدهد، گرچه همه را اگر از خوب بدهد بهتر است.