آیه الله العظمی محمدعلی علوی گرگانی

آیه الله العظمی محمدعلی علوی گرگانی

مرجع تقلید شیعه

مسائل متفرّقه زکاه

مسأله 1976 - هنگامی که گندم و جو را از کاه جدا می کنند و هنگامی خشک شدن خرما و انگور، انسان باید زکاه را به فقیر بدهد، یا از مال خود جدا کند، و زکاه طلا، نقره گاو، گوسفند و شتر را بعد از تمام شدن ماه یازدهم باید به فقیر بدهد، یا از مال خود جدا نماید و اگر منتظر فقیر معیّنی باشد، یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد می تواند زکاه را جدا نکند.

مسأله 1977 - بعد از جدا کردن زکاه لازم نیست فورا آن را به مستحقّ بدهد، ولی اگر به کسی که می شود زکاه داد، دسترسی دارد، احتیاط مستحب آن است که دادن زکاه را تأخیر نیندازد.

مسأله 1978 - کسی که می تواند زکاه را به مستحقّ برساند، اگر ندهد و از بین برود، باید عوض آن را بدهد.

مسأله 1979 - کسی که می تواند زکاه را به مستحقّ برساند، اگر زکاه را ندهد چنانچه دادن زکاه را به قدری تأخیر انداخته که نمی گویند فورا داده است بنابر احتیاط واجب، باید عوض آن را بدهد و اگر به این مقدار تأخیر نینداخته مثلاً دو سه ساعت تأخیر انداخته و در همان دو سه ساعت تلف شده، در صورتی که مستحقّ حاضر نبوده، چیزی بر او واجب نیست و اگر مستحقّ حاضر بوده، بنابر احتیاط واجب باید عوض آن را بدهد.

مسأله 1980 - اگر زکاه را ازخود مال کنار بگذارد، می تواند در بقیّه آن تصرّف کند، و اگر از مال دیگرش کنار بگذارد، می تواند در تمام مال تصرّف نماید.

مسأله 1981 - انسان نمی تواند زکاتی را که کنار گذاشته برای خود بردارد و چیز دیگری به جای آن بگذارد.

مسأله 1982 - اگر از زکاتی که کنار گذاشته منفعتی حاصل شود، مثلاً گوسفندی که برای زکاه گذاشته بره بیاورد، مال فقیر است.

مسأله 1983 - اگر هنگامی که زکاه را کنار می گذارد و مستحقّی حاضر باشد، بهتر است زکاه را به او بدهد، مگر کسی را در نظر داشته باشد که دادن زکاه به او از جهتی بهتر باشد.

مسأله 1984 - اگر بدون اجازه حاکم شرع با مالی که برای زکاه کنار گذاشته تجارت کند و ضرر نماید، نباید چیزی از زکاه کم کند، ولی اگر منفعت کند، بنابر احتیاط واجب باید آن را به مستحقّ بدهد بلکه از حاکم شرع اجازه بگیرد و به مستحقّ بدهد ولی اگر زکاه را جدا نکرده تجارت کند، سود مال خودش است هم چنان که زیان مال اوست و ضامن مال زکاه است.

مسأله 1985 - اگر پیش از آن که زکاه بر او واجب شود، چیزی بابت زکاه به فقیر بدهد، زکاه حساب نمی شود و بعد از آن که زکاه بر او واجب شد، اگر چیزی را که به فقیر داده از بین نرفته باشد و آن فقیر هم به فقر خود باقی باشد، می تواند چیزی را که به او داده بابت زکاه حساب کند.

مسأله 1986 - فقیری که می داند زکاه بر انسان واجب نشده، اگر چیزی بابت زکاه بگیرد و پیش او تلف شود ضامن است، پس هنگامی که زکاه بر انسان واجب می شود اگر آن فقیر به فقر خود باقی باشد، می تواند عوض چیزی را که به او داده بابت زکاه حساب کند.

مسأله 1987 - فقیری که نمی داند زکاه بر انسان واجب نشده، اگر چیزی بابت زکاه بگیرد و پیش او تلف شود، ضامن نیست و انسان نمی تواند عوض آن را بابت زکاه حساب کند.

مسأله 1988 - مستحب است زکاه گاو، گوسفند و شتر را به فقیرهای آبرومند بدهد و در دادن زکاه، خویشان خود را بر دیگران و اهل علم و کمال را بر غیر آنان و کسانی را که اهل سئوال نیستند، بر اهل سئوال مقدّم بدارد، ولی اگر دادن زکاه به فقیری از جهت دیگر بهتر باشد، مستحب است زکاه را به او بدهد.

مسأله 1989 - بهتر است زکاه را آشکار و صدقه مستحبّی را مخفی بدهد.

مسأله 1990 - اگر در شهر کسی که می خواهد زکاه بدهد مستحقّی نباشد و نتواند زکاه را به مصرف دیگری هم که برای آن معیّن شده برساند، چنانچه امید نداشته باشد که بعدا مستحقّی پیدا کند، باید زکاه را به شهر دیگر ببرد و به مصرف زکاه برساند، و نمی تواند مخارج بردن به آن شهر را از زکاه بردارد و چنانچه زکاه را کنار گذاشته باشد، و تلف شود ضامن نیست.

مسأله 1991 - اگر در شهر خودش مستحقّ پیدا شود، می تواند زکاه را به شهر دیگر ببرد، ولی مخارج بردن به آن شهر را باید از خودش بدهد و اگر زکاه تلف شود، ضامن است مگر آن که به امر حاکم شرع برده باشد یا این که وکیل او در قبض و نقل زکاه به شهر دیگر باشد، که در این دو صورت مخارج بردن آن از زکاه است.

مسأله 1992 - اجرت وزن کردن و پیمانه نمودن گندم، جو، کشمش و خرمایی را که برای زکاه می دهد، با خود او است.

مسأله 1993 - کسی که 2 مثقال و15 نخود نقره یا بیشتر از بابت زکاه بدهکار است، بنابر احتیاط مستحب باید کمتر از 2 مثقال و15 نخود نقره به یک فقیر ندهد و نیز اگر غیر نقره چیز دیگری مثل گندم و جو بدهکار باشد و قیمت آن به 2 مثقال و15 نخود نقره برسد، بنابر احتیاط مستحب باید به یک فقیر کمتر از آن ندهد.

مسأله 1994 - مکروه است انسان از مستحق، درخواست کند که زکاتی را که از او گرفته به او بفروشد، ولی اگر مستحقّ بخواهد چیزی را که گرفته بفروشد بعد از آن که به قیمت رساند، کسی که زکاه را به او داده در خریدن آن بر دیگران مقدّم است.

مسأله 1995 - اگر شک کند زکاتی را که بر او واجب بوده داده یا نه، باید زکاه را بدهد، هرچند شک او برای زکاه سال های پیش باشد.

مسأله 1996 - فقیر نمی تواند زکاه را به کمتر از مقدار آن صلح کند یا چیزی را گران تر از قیمت آن بابت زکاه قبول نماید، یا زکاه را از مالک بگیرد و به او ببخشد مگر آن که بخشیدن فقیر از طیب نفس و رضای خاطر باشد، پس در این صورت می تواند فقیر ببخشد و مالک بگیرد ولی کسی که زکاه زیادی بدهکار است و فقیر شده و نمی تواند زکاه را بدهد، چنانچه بخواهد توبه کند، فقیر می تواند زکاه را از او بگیرد و به او ببخشد.

مسأله 1997 - انسان می تواند از سهم سبیل اللّه در زکاه، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، اگرچه بر اولاد خود و بر کسانی وقف کند که خرج آنان بر او واجب است، و نیز می تواند تولیت وقف را برای خود یا اولاد خود قرار دهد.

مسأله 1998 - بنابر احتیاط واجب انسان نمی تواند از زکاه، ملک بخرد و بر اولاد خود یا بر کسی که مخارج آنان بر او واجب است وقف نماید که عایدی آن را به مصرف مخارج خود برسانند.

مسأله 1999 - فقیر می تواند برای رفتن به حجّ و زیارت و مانند این ها از سهم سبیل اللّه زکاه بگیرد، ولی اگر به مقدار خرج سالش زکاه گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن نمی تواند زکاه بگیرد ولی می تواند از سهم سبیل اللّه بگیرد و در این وجوه صرف نماید.

مسأله 2000 - اگر مالک فقیری را وکیل کند که زکاه مال او را بدهد، چنانچه آن فقیر احتمال دهد که قصد مالک این بوده که خود آن فقیر از زکاه برندارد، نمی تواند چیزی از آن را برای خودش بردارد و اگر یقین داشته باشد که قصد مالک این نبوده، برای خودش هم می تواند بردارد.

مسأله 2001 - اگر فقیر، شتر، گاو، گوسفند، طلا و نقره را بابت زکاه بگیرد، چنانچه شرط هایی که برای واجب شدن زکاه گفته شد در آنها جمع شود، باید زکاه آنها را بدهد.

مسأله 2002 - اگر دو نفر در مالی که زکاه آن واجب شده باهم شریک باشند و یکی از آنان زکاه قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسیم کنند، چنانچه بداند شریکش زکاه سهم خود را نداده، می تواند در سهم خودش تصرّف نماید.

مسأله 2003 - کسی که خمس یا زکاه بدهکار است و کفّاره و نذر و مانند این ها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، چنانچه نتواند همه آنها را بدهد، اگر مالی که خمس یا زکاه آن واجب شده از بین نرفته باشد، باید خمس و زکاه بدهد و اگر از بین رفته باشد، می تواند خمس یا زکاه را بدهد یا کفّاره و نذر و قرض و مانند این ها را ادا نماید.

مسأله 2004 - کسی که خمس یا زکاه بدهکار است و نذر و مانند این ها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بمیرد و مال او برای همه آنها کافی نباشد، چنانچه مالی که خمس و زکاه آن واجب شده، از بین نرفته باشد، باید خمس یا زکاه را بدهند و بقیه مال او را به چیزهای دیگری که بر او واجب است قسمت کنند و اگر مالی که خمس و زکاه آن واجب شده از بین رفته باشد، مال او را به خمس و زکاه و قرض و نذر و مانند این ها قسمت نمایند مثلاً اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بیست تومان به کسی بدهکار است و همه مال او سی تومان است، باید بیست تومان بابت خمس و ده تومان به دین او بدهند.

مسأله 2005 - کسی که مشغول تحصیل علم است و اگر تحصیل نکند می تواند برای معاش خود کسب کند، چنانچه آن علم واجب یا مستحب باشد، می شود به او زکاه داد، و اگر تحصیل آن علم واجب یا مستحب نباشد، زکاه دادن به او اشکال دارد، و بنابر احتیاط واجب نباید بگیرد.