آیه الله العظمی محمدعلی علوی گرگانی

آیه الله العظمی محمدعلی علوی گرگانی

مرجع تقلید شیعه

احکام وصیّت

مسأله 2734 - وصیّت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کارهائی انجام دهند یا بگوید بعد از مرگش چیزی از مال او ملک کسی باشد یا ملک کسی بکنند یا برای اولاد خود و کسانی که اختیار آنان با اوست قیّم و سرپرست معیّن کند یا حقّ جعل قیّم بعد از خودش را داشته باشد و کسی را که به او وصیّت می کند وصیّ می گویند.

مسأله 2735 - کسی که نمی تواند حرف بزند، اگر با اشاره مقصود خود را بفهماند، برای هر کاری می تواند وصیّت کند و کسی هم که می تواند حرف بزند، اگر در کارهای کوچک و کم ارزش با اشاره ای که مقصودش را بفهماند وصیّت کند صحیح است بلکه در کارهای بزرگ هم مثل آن که بخواهد وصیّت کند مبلغ زیادی به کسی بدهند اگر اشاره او دلالت بر مقصودش بکند، کفایت می کند.

مسأله 2736 - اگر نوشته ای به امضاء یا مهر میّت ببینند، چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد که برای وصیّت کردن نوشته، باید مطابق آن عمل کنند بلکه اگر بدانند مقصودش وصیّت کردن نبوده و چیزهائی را نوشته است که بعدا مطابق آن وصیّت کند، احتیاط مستحب آن است که به آن عمل نمایند.

مسأله 2737 - کسی که وصیّت می کند باید بالغ و عاقل باشد و از روی اختیار وصیّت کند و نیز باید سفیه نباشد یعنی مال خود را در کارهای بیهوده مصرف نکندو هم چنین است مفلس، ولی اگر طفل ده ساله ای که خوب و بد را تمیز می دهد در کارهای خوب مثل ساختن مسجد و پل و آب انبار و سایر خیرات وصیّت کند وصیّت او صحیح است.

مسأله 2738 - کسی که از روی عمد خودکشی می کند مثلاً زخمی به خود زده یا سمی خورده است که به واسطه آن، یقین یا گمان به مردن او پیدا می شود، اگر وصیّت کند که مقداری از مال او را به مصرف برسانند، صحیح نیست مگر آن که وصیّتش مال قبل از این کار باشد.

مسأله 2739 - اگر انسان وصیّت کند که چیزی را به شخصی بدهند در صورتی آن شخص مالک می شود که بعد از مردن وصیّت کننده یا در زمان زنده بودن او وصیّت را قبول کند.

مسأله 2740 - وقتی انسان نشانه های مرگ را در خود دید، باید فورا امانت های مردم را به صاحبانش برگرداند اگر چنانچه احتمال می دهد که بعد از مرگش خطری بر امانت های مردم باشد و اگر به مردم بدهکار است و هنگام دادن آن بدهی رسیده باید بدهد و اگر خودش نمی تواند بدهد، یا هنگام دادن بدهی او نرسیده یا صاحبانش به تأخیر بدهی راضی باشند باید وصیّت کند و بر وصیّت شاهد بگیرد، ولی اگر بدهی او معلوم باشد، وصیّت کردن لازم نیست اگر ورثه مورد اطمینان است که بدهی را می دهند و الاّ باید برای ردّ کردن آن وصیّ تعیین کند.

مسأله 2741 - کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند اگر خمس و زکاه و مظالم بدهکار است، باید فورا بدهد و اگر نمی تواند بدهد، چنانچه از خودش مال دارد یا احتمال می دهد کسی آنها را ادا نماید، باید وصیّت کند و هم چنین است اگر حجّ بر او واجب باشد.

مسأله 2742 - کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند، اگر نماز و روزه قضا دارد، باید وصیّت کند که از مال خودش برای آنها اجیر بگیرند، بلکه اگر مال نداشته باشد ولی احتمال بدهد کسی بدون آن که چیزی بگیرد آنها را انجام می دهد، بازهم واجب است وصیّت نماید و اگر قضای نماز و روزه او به تفصیلی که در بحث نماز و روزه گفته شد، بر پسر بزرگش واجب باشد، باید به او اطلاع دهد یا وصیّت کند که برای او بجا آورند.

مسأله 2743 - کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند، اگر مالی پیش کسی دارد یا در جایی پنهان کرده است که ورثه نمی دانند، چنانچه به واسطه ندانستن حقّشان از بین برود، باید به آنان اطلاع دهد ولازم نیست برای بچه های صغیر خود قیّم و سرپرست معیّن کند، ولی در صورتی که بدون قیّم مالشان از بین می رود، یا خودشان ضایع می شوند، باید برای آنان قیّم امینی معیّن نماید.

مسأله 2744 - وصی باید مسلمان، بالغ و عاقل و مورد اطمینان باشد.

مسأله 2745 - اگر کسی چند وصی برای خود معیّن کند، چنانچه اجازه داده باشد که هرکدام به تنهایی به وصیّت عمل کنند، لازم نیست در انجام وصیّت از یکدیگر اجازه بگیرند و اگر اجازه نداده باشد، چه گفته باشد که هر دو باهم به وصیّت عمل کنند یا نگفته باشد، باید با نظر یکدیگر به وصیّت عمل نمایند و اگر حاضر نشوند که با یکدیگر به وصیّت عمل کنند، حاکم شرع آنها را مجبور می کند و اگر اطاعت نکنند به جای آنان دیگران رامعیّن می نماید.

مسأله 2746 - اگر انسان از وصیّت خود برگردد مثلاً بگوید ثلث مالش را به کسی بدهند، بعد بگوید به او ندهند وصیّت باطل می شود و اگر وصیّت خود را تغییر دهد مثل آن که قیّمی برای بچه های خود معیّن کند بعد دیگری را به جای او قیّم نماید، وصیّت اوّلش باطل می شود و باید به وصیّت دوم او عمل نمایند.

مسأله 2747 - اگر کاری کند که معلوم شود از وصیّت خود برگشته مثلاً خانه را که وصیّت کرده به کسی بدهند بفروشد، یا دیگری را برای فروش آن وکیل نماید، وصیّت باطل می شود.

مسأله 2748 - اگر وصیّت کند چیز معیّنی را به کسی بدهند، بعد وصیّت کند که نصف همان را به دیگری بدهند، باید آن چیز را دو قسمت کنند و به هرکدام از آن دو نفر یک قسمت آن را بدهند.

مسأله 2749 - اگر کسی در مرضی که به آن مرض می میرد، مقداری از مالش را به کسی ببخشد، بخشیدن او از اصل مال حساب می شود پس اگر زیادتر از ثلث باشد بستگی به اجازه ورثه ندارد، و اگر وصیّت کند که بعد از مردن او مقداری به کسی بدهند، چنانچه این مقدار بیشتر از ثلث نباشد یا اگر بیشتر است ورثه اجازه بدهند که گفته او عملی شود، باید به آنچه گفته شد عمل کنند و اگر این مقدار بیشتر از ثلث باشد و ورثه هم اجازه ندهند، باید به مقدار ثلث به کسی که وصیّت برای او کرده بدهند.

مسأله 2750 - اگر وصیّت کند که ثلث مال او را نفروشند و عایدی آن را به مصرف برسانند، باید مطابق گفته او عمل نمایند.

مسأله 2751 - اگر در مرضی که به آن مرض می میرد، بگوید مقداری به کسی بدهکارم، چنانچه متهم باشد که برای ضرر زدن به ورثه گفته است، باید مقداری را که معیّن کرده از ثلث او بدهند و اگر متهم نباشد و کسی هم منکر گفته او نشود، باید از اصل مالش بدهند.

مسأله 2752 - کسی را که انسان وصیّت می کند که چیزی به او بدهند باید وجود داشته باشد، پس اگر وصیّت کند به بچه اش که ممکن است فلان زن حامله شود چیزی بدهند، باطل است ولی اگر وصیّت کند به بچه ای که در شکم مادر است چیزی بدهند اگرچه هنوز روح نداشته باشد، وصیّت صحیح است پس اگر زنده به دنیا آمد باید آنچه را که وصیّت کرده به او بدهند و اگر مرده به دنیا آمد، وصیّت باطل می شود و آنچه را که برای او وصیّت کرده، ورثه میان خودشان قسمت می کنند.

مسأله 2753 - اگر انسان بفهمد کسی او را وصی کرده چنانچه به اطلاع وصیّت کننده برساند که برای انجام وصیّت او حاضر نیست، لازم نیست بعد از مردن او به وصیّت عمل کند ولی اگر پیش از مردن او نفهمد که او را وصی کرده، یا بفهمد و به او اطلاع ندهد که برای عمل کردن به وصیّت حاضر نیست در صورتی که مشقّت نداشته باشد، باید وصیّت او را انجام دهد و نیز اگر وصی پیش از مرگ، هنگامی ملتفت شود که مریض به واسطه شدّت مرض نتواند به دیگری وصیّت کند بنابر احتیاط واجب باید وصیّت را قبول نماید.

مسأله 2754 - اگر کسی که وصیّت کرده بمیرد، وصی نمی تواند دیگری را برای انجام کارهای میّت معیّن کند و خود را از کار بر کنار و عزل نماید، ولی وصیّ می تواند کسی دیگر را وکیل برای انجام کارهای میّت بنماید اگر مصلحت میّت اقتضا کند وکالت دیگری را یا این که کارهای میّت را به کسی دیگر تفویض نماید که دیگری انجام دهد، اشکالی ندارد.

مسأله 2755 - اگر کسی دو نفر را وصی کند، چنانچه یکی از آن دو بمیرد یا دیوانه یا کافر شود، حاکم شرع یک نفر دیگر را به جای او معیّن می کند و اگر هر دو بمیرند یا کافر شوند، حاکم شرع دو نفر دیگر را معیّن می کند ولی اگر یک نفر بتواند وصیّت را عملی کند، معیّن کردن دو نفر لازم نیست.

مسأله 2756 - اگر وصی نتواند به تنهایی کارهای میّت را انجام دهد، حاکم شرع برای کمک او یک نفر دیگر را معیّن می کند.

مسأله 2757 - اگر مقداری از مال میّت در دست وصی تلف شود، چنانچه در نگه داری آن کوتاهی کرده و یا تعدّی نموده، مثلاً میّت وصیّت کرده است که فلان مقدار به فقرای فلان شهر بدهد و او مال را به شهر دیگر برده و در راه از بین رفته ضامن است و اگر کوتاهی نکرده و تعدّی هم ننموده ضامن نیست.

مسأله 2758 - هرگاه انسان کسی را وصی کند و بگوید که اگر آن کس بمیرد فلانی وصی باشد، بعد از آن که وصیّ اوّل مرد، وصیّ دوم باید کارهای میّت را انجام دهد.

مسأله 2759 - حجّی که بر میّت واجب است و بدهکاری و حقوقی را که مثل خمس و زکاه و مظالم ادا کردن آنها واجب می باشد باید از اصل مال میّت بدهند، اگرچه میّت بر آنها وصیّت نکرده باشد.

مسأله 2760 - اگر مال میّت از بدهی و حجّ واجب و حقوقی که مثل خمس و زکاه و مظالم بر او واجب است زیاد بیاید، چنانچه وصیّت کرده باشد که ثلث یا مقداری از ثلث را به مصرفی برسانند، باید به وصیّت او عمل کنند و اگر وصیّت نکرده باشد، آنچه می ماند مال ورثه است.

مسأله 2761 - اگر مصرفی را که میّت معیّن کرده از ثلث مال او بیشتر باشد، وصیّت او در بیشتر از ثلث در صورتی صحیح است که ورثه حرفی بزنند، یا کاری کنند که معلوم شود عملی شدن وصیّت را اجازه داده اند و تنها راضی بودن آنان کافی نیست، و اگر مدّتی بعد از مردن او هم اجازه بدهند صحیح است.

مسأله 2762 - اگر مصرفی را که میّت معیّن کرده، از ثلث مال او بیشتر باشد و پیش از مردن او ورثه اجازه بدهند که وصیّت او عملی شود، بعد از مردن او نمی توانند از اجازه خود برگردند.

مسأله 2763 - اگر وصیّت کند که از ثلث مال او خمس و زکاه یا بدهی دیگر او را بدهند و برای نماز و روزه او اجیر بگیرند و کار مستحبّی هم مثل اطعام به فقرا انجام دهند، باید اوّل بدهی او را از ثلث بدهند و اگر چیزی زیاد آمد برای نماز و روزه او اجیر بگیرند و اگر از آن هم زیاد آمد به مصرف کار مستحبّی که معیّن کرده برسانند و چنانچه ثلث مال او فقط به اندازه بدهی او باشد، ورثه هم اجازه ندهند که بیشتر ازثلث مال مصرف شود، وصیّت برای نماز و روزه و کارهای مستحبّی باطل است.

مسأله 2764 - اگر وصیّت کند که بدهی او را بدهند و برای نماز و روزه او اجیر بگیرند و کار مستحبّی هم انجام دهند، چنانچه وصیّت نکرده باشد که این ها را از ثلث بدهند، باید بدهی او را از اصل مال بدهند و اگر چیزی زیاد آمد ثلث آن را به مصرف نماز و روزه و کارهای مستحبّی که معیّن کرده برسانند و در صورتی که ثلث کافی نباشد پس اگر ورثه اجازه بدهند، باید وصیّت او عملی شود و اگر اجازه ندهند، باید نماز و روزه او را از ثلث بدهند و اگر چیزی زیاد آمد به مصرف کار مستحبّی که معیّن کرده برسانند.

مسأله 2765 - اگر کسی بگوید که میّت وصیّت کرده فلان مبلغ به من بدهند، چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصدیق کنند، یا قسم بخورد و یک مرد عادل هم گفته او را تصدیق نماید، یا یک مرد عادل و دو زن عادله یا چهار زن عادله به گفته او شهادت دهند باید مقداری را که می گوید به او بدهند، و اگر یک زن عادله شهادت دهد، بایدیک چهارم چیزی را که مطالبه می کند به او بدهند، و اگر دو زن عادله شهادت دهند، نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند، باید سه چهارم آن را به او بدهند و نیز اگر دو مرد کافر ذمّی که در دین خود عادل باشند گفته او را تصدیق کنند، در صورتی که میّت ناچار بوده است که وصیّت کند و مرد و زن عادلی هم در موقع وصیّت نبوده، باید چیزی را که مطالبه می کند به او بدهند.

مسأله 2766 - اگر کسی بگوید من وصیّ میّت هستم که مال او را به مصرفی برسانم یا میّت، مرا قیّم بچه های خود قرار داده، در صورتی باید حرف او را قبول کرد که دو مرد عادل گفته او را تصدیق نمایند.

مسأله 2767 - اگر وصیّت کند چیزی به کسی بدهند و آن کس پیش از آن که قبول کند یا ردّ نماید بمیرد، تا وقتی ورثه او وصیّت را ردّ نکرده اند، می توانند آن چیز را قبول نمایند ولی در صورتی است که وصیّت کننده از وصیّت خود برنگردد و گرنه حقّی به آن چیز ندارند.