آیه الله العظمی محمدعلی علوی گرگانی
مرجع تقلید شیعه
احکام نکاح یا ازدواج و زناشویی
اشاره
به واسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال می شود و آن بر دو قسم است: دائم و غیر دائم، عقد دائم آن است که مدّت زناشویی در آن معیّن نشود و زنی را که به این قسم عقد می کنند دائمه می گویند، و عقد غیر دائم آن است که مدّت زناشویی در آن معیّن شود مثلاً زن را به مدّت یک ساعت یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند و زنی را که به این قسم عقد کنند متعه و صیغه می نامند.
احکام عقد
اشاره
مسأله 2403 - در زناشویی چه دائم و چه غیر دائم باید صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد می خوانند یا دیگری را وکیل می کنند که از طرف آنان بخواند.
مسأله 2404 - وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم می تواند برای خواندن صیغه عقد از طرف دیگری وکیل شود.
مسأله 2405 - زن و مرد تا یقین نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است، نمی توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند و گمان به این که وکیل صیغه را خوانده است کفایت نمی کند ولی اگر وکیل بگوید صیغه را خوانده ام کافی است.
مسأله 2406 - اگر زنی کسی را وکیل کند که مثلاً ده روز او را به عقد مردی در آورد و ابتدای ده روز را معیّن نکند، آن وکیل می تواند هر وقت که بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد در آورد، مگر لفظ ظهور در ده روز از زمان اجازه آن زن داشته باشد، ولی اگر معلوم باشد که زن روز یا ساعات معیّنی را قصد کرده، باید صیغه را مطابق قصد او بخواند.
مسأله 2407 - یک نفر می تواند برای خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود و امّا زوج بنابر احتیاط واجب نمی تواند از طرف زن وکیل شود و او را برای خود به طور دائم یا غیر دائم عقد کند ولی زن می تواند وکیل از زوج در قبول عقد خود بشود و احتیاط مستحب آن است که عقد را دو نفر بخوانند.
دستور خواندن عقد دائم
مسأله 2408 - اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند، اوّل زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسی عَلَی الصِّداقِ المَعْلوم» (یعنی خود را زن تو نمودم به مهری که معیّن شده) پس از آن بدون فاصله مرد بگوید: «قَبِلْتُ التَّزْویج» (یعنی قبول کردم ازدواج را) عقد صحیح است و اگر دیگری را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند، چنانچه مثلاً اسم مرد احمد واسم زن فاطمه باشد و وکیل زن بگوید: «زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتی فاطِمَهَ مُوَکِّلَکَ أحْمَدَ عَلی الصِّداقِ المَعْلوُم»، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ لمِوُکِّلی أحْمَدَ عَلَی الصِّداق»، صحیح می باشد و بنابر احتیاط مستحب باید لفظی که مرد می گوید با لفظی که زن می گوید مطابق باشد، مثلاً اگر زن «زَوَّجتُ» می گوید، مرد هم «قَبِلْتُ الْتَّزویج» بگوید.
دستور خواندن عقد غیر دائم
مسأله 2409 - اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آن که مدّت و مهر را معیّن کردند، چنانچه زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِی فِی المُدَّهِ المَعْلُومَهِ عَلی المَهْرِ المَعْلوم»، بعد بدون فاصله مرد بگوید: «قَبِلْتُ ذلِک»، صحیح است و اگردیگری را وکیل کنند و اوّل وکیل زن به وکیل مرد بگوید: «مَتَّعْتُ مُوَکِّلَتی مُوَکِّلَکَ فِی المُدّهِ المَعْلُومَهِ عَلی المَهْرِ المَعْلوم»، پس بدون فاصله وکیل مرد بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَکِّلی ه-کَذا»، صحیح می باشد.
شرائط عقد
مسأله 2410 - عقد ازدواج چند شرط دارد؛ اوّل: بنابر احتیاط واجب به عربی صحیح خوانده شود، و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند، در صورت امکان احتیاط آن است کسی را که می تواند به عربی صحیح بخواند وکیل کنند و اگر ممکن نباشد، خودشان می توانند به غیر عربی بخوانند امّا باید لفظی بگویند که معنی زوّجتُ و قبلت را بفهماند؛ دوم: مرد و زن، یا وکیل آنها که صیغه را می خواند قصد انشاء داشته باشند یعنی اگر خود مرد و زن صیغه را می خوانند، زن به گفتن زوّجتک نفسی قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن قبلت التزویج، زن بودن او را برای خود قبول نماید و اگر وکیل مرد و زن صیغه را می خوانند، به گفتن زوّجت و قبلت قصدشان این باشد که مرد و زنی که آنان را وکیل کرده اند، زن و شوهر شوند؛ سوم: کسی که صیغه را می خواند، باید بالغ و عاقل باشد چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وکیل شده باشد؛ چهارم: اگر وکیل زن و شوهر یا ولیّ آنها صیغه را می خوانند، در عقد، زن و شوهر را معیّن کنند مثلاً اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند پس کسی که چند دختر دارد اگر به مردی بگوید «زوّجتک احدی بناتی» (یعنی زن تو نمودم یکی از دخترانم را) و او بگوید قبلت (یعنی قبول کردم)، چون در موقع عقد، دختر را معیّن نکرده اند عقد باطل است؛ پنجم: زن و مرد به ازدواج راضی باشند ولی اگر زن ظاهرا به سختی اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضی است، عقد صحیح است.
مسأله 2411 - اگر در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنی آن را عوض کند، عقد باطل است.
مسأله 2412 - کسی که دستور زبان عربی را نمی داند، اگر قرائتش صحیح باشد و معنای هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظی معنای آن را قصد نماید، می تواند عقد را بخواند.
مسأله 2413 - اگر زنی را برای مردی بدون اجازه آنان عقد کنند و بعدا زن و مرد بگویند به آن عقد راضی هستیم، عقد صحیح است.
مسأله 2414 - اگر زن و مرد یا یکی از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد راضی شوند و بگویند به آن عقد راضی هستیم، عقد صحیح است گرچه احتیاط مستحب آن است که دوباره عقد را بخوانند.
مسأله 2415 - پدر و جدّ پدری می توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود که به حال دیوانگی بالغ شده است ازدواج کنند و بعد از آن که طفل بالغ شد یادیوانه عاقل گردید، اگر ازدواجی که برای او کرده اند مفسده ای نداشته، نمی تواند آن را به هم بزند و اگر مفسده ای داشته، می تواند آن را به هم بزند.
مسأله 2416 - دختری که به حدّ بلوغ رسیده و رشیده است یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد اگر بخواهد شوهر کند چنانچه باکره باشد، بنابر احتیاط واجب باید از پدر یا جدّ پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.
مسأله 2417 - اگر پدر و جدّ پدری غائب باشند و دختر نیز احتیاج به تزویج داشته باشد یا دختر باکره نباشد، اجازه پدر و جدّ لازم نیست.
مسأله 2418 - اگر پدر یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد، پسر باید بعد از بالغ شدن، خرج آن زن را بدهد، بلکه احتیاطا نسبت به قبل از بلوغ هم در صورتی که زن تمکین داشته و پسر هم در حدّی بوده که قدرت انتفاع از او را داشته، طلب برائت ذمّه نماید.
مسأله 2419 - اگر پدر یا جدّ پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالی داشته مدیون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالی نداشته پدر یا جدّ او باید مهر زن را بدهند.
عیب هایی که به واسطه آنها می شود عقد را به هم زد
مسأله 2420 - اگر مرد بعد از عقد بفهمد که زن یکی از هفت عیب را دارد می تواند عقد را به هم بزند؛ اوّل: دیوانگی؛ دوم: مرض خوره؛ سوم: مرض پیسی؛ چهارم: کوری؛ پنجم: شل بودن واضح گرچه به حد زمین گیر بودن نرسد؛ ششم: آن که افضا شده یعنی راه بول و حیض او یکی شده باشد و امّا نسبت به یکی شدن راه حیض وغائط در اجرای حکم افضاء محلّ اشکال است؛ هفتم: گوشت یا استخوانی یا غدّه ای در فرج او باشد که مانع نزدیکی شود.
مسأله 2421 - اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهر او دیوانه بوده است، یا آلت مردی ندارد یا مرضی دارد که نمی تواند وطی و نزدیکی نماید یا تخم های او را کشیده اند، می تواند عقد را به هم بزند.
مسأله 2422 - اگر مرد یا زن، به واسطه یکی از عیب هایی که در دو مسأله پیش گفته شد، عقد را به هم بزنند باید بدون طلاق از هم جدا شوند.
مسأله 2423 - اگر به واسطه آن که مرد نمی تواند وطی و نزدیکی کند، زن عقد را به هم بزند شوهر باید نصف مهر را بدهد ولی اگر به واسطه یکی از عیب های دیگری که گفته شد، مرد یا زن عقد را به هم بزند چنانچه مرد با زن نزدیکی نکرده باشد، چیزی بر او نیست و اگر نزدیکی کرده، باید تمام مهر را بدهد.
عدّه ای از زن ها که ازدواج با آنان حرام است
مسأله 2424 - ازدواج با زن هایی مثل مادر، خواهر و مادر زن که با انسان محرم هستند، حرام است.
مسأله 2425 - اگر کسی زنی را برای خود عقد نماید اگرچه با او نزدیکی نکند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او به آن محرم می شوند.
مسأله 2426 - اگر زنی را عقد کند و با او نزدیکی نماید دختر و نوه دختری و پسری آن زن هرچه پایین روند چه در وقت عقد باشند یا بعدا به دنیا بیایند، به آن مرد محرم می شوند.
مسأله 2427 - اگر با زنی که برای خود عقد کرده نزدیکی نکرده باشد، تا وقتی که آن زن در عقد اوست نمی تواند با دختر او ازدواج کند.
مسأله 2428 - عمّه و خاله پدر و عمّه و خاله پدر پدر و عمّه و خاله مادر و عمّه و خاله مادر مادر هرچه بالا روند، به انسان محرمند.
مسأله 2429 - پدر و جدّ شوهر هرچه بالا روند و پسر و نوه پسری و دختری او هرچه پایین آیند چه در موقع عقد باشند یا بعدا به دنیا بیایند، به زن او محرم هستند.
مسأله 2430 - اگر زنی را برای خود عقد کند، دائم باشد یا صیغه، تا وقتی که آن زن در عقد اوست نمی تواند با خواهر آن زن ازدواج نماید بلکه هم چنین است اگر در عدّه متعه باشد.
مسأله 2431 - اگر زن خود را به ترتیبی که در کتاب طلاق گفته می شود، طلاق رجعی دهد در بین عدّه نمی تواند خواهر او را عقد نماید بلکه در عدّه طلاق بائن هم که بعدا بیان می شود، احتیاط مستحب آن است که از ازدواج با خواهر او خودداری نماید.
مسأله 2432 - انسان نمی تواند بدون اجازه زن خود با خواهرزاده و برادرزاده او ازدواج کند ولی اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نماید و بعدا زن بگوید به آن عقد راضی هستم، اشکال ندارد.
مسأله 2433 - اگر زن بفهمد شوهرش برادرزاده یا خواهرزاده او را عقد کرده و حرفی نزند چنانچه بعدا رضایت ندهد، عقد آنان باطل است.
مسأله 2434 - اگر انسان پیش از آن که دختر عمّه یا دختر خاله خود را بگیرد، (نعوذ باللّه) با مادر آنان زنا کند دیگر نمی تواند با آنان ازدواج نماید.
مسأله 2435 - اگر با دختر عمّه یا دختر خاله خود ازدواج نماید و پیش از آن که با آنان نزدیکی کند با مادرشان (نعوذ باللّه) زنا نماید، احتیاط واجب آن است که از ایشان جدا شود.
مسأله 2436 - اگر با زنی غیر از عمّه و خاله خود (نعوذ باللّه) زنا کند، احتیاط واجب آن است که نمی تواند با دختر او ازدواج کند ولی اگر زنی را عقد نماید و با او نزدیکی کند بعد با مادر او زنا کند، آن زن بر او حرام نمی شود و هم چنین است اگر پیش از آن که با او نزدیکی کند با مادر او زنا نماید ولی در این صورت احتیاط واجب آن است که با دادن طلاق از آن زن جدا شود.
مسأله 2437 - زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر درآید، مرد مسلمان هم نمی تواند با زن های کافره به طور دائم ازدواج کند ولی صیغه کردن زن های اهل کتاب مانند یهود و نصاری مانعی ندارد.
مسأله 2438 - اگر با زنی که در عدّه طلاق رجعی است زنا کند، آن زن بر او حرام می شود و اگر با زنی که در عدّه متعه یا طلاق بائن یا عدّه وفات است زنا کند، بعدا می تواند او را عقد نماید اگرچه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند و معنای طلاق رجعی و طلاق بائن و عدّه متعه و عدّه وفات در احکام طلاق گفته خواهد شد.
مسأله 2439 - اگر با زن بی شوهری که در عدّه نیست زنا کند، بعدا می تواند آن زن را برای خود عقد نماید ولی احتیاط مستحب آن است که صبر کند تا آن زن حیض ببیند بعد او را عقد نماید و هم چنین است اگر دیگری بخواهد آن زن را عقد کند.
مسأله 2440 - اگر زنی را که در عدّه دیگری است برای خود عقد کند، چنانچه مرد و زن یا یکی از آنان بدانند که عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عدّه حرام است، آن زن بر او حرام می شود اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکی نکرده باشد.
مسأله 2441 - اگر زنی را برای خود عقد کند و بعد معلوم شود که در عدّه بوده چنانچه هیچ کدام نمی دانسته اند زن در عدّه است و نمی دانسته که عقد کردن زن در عدّه حرام است، در صورتی که مرد با او نزدیکی کرده باشد، آن زن بر او حرام می شود.
مسأله 2442 - اگر انسان بداند زنی شوهر دارد و با او ازدواج کند، باید از او جدا شود و نمی تواند بعدا هم او را برای خود عقد کند.
مسأله 2443 - زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمی شود و چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقی باشد، بهتر است که شوهر او را طلاق دهد ولی باید مهرش را بدهد.
مسأله 2444 - زنی را که طلاق داده اند و زنی که صیغه بوده و شوهرش مدّت او را بخشیده یا مدّتش تمام شده چنانچه بعد از مدّتی شوهر کند و بعد شک کند که هنگام عقد شوهر دوم عدّه شوهر اوّل تمام بوده یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند.
مسأله 2445 - مادر و خواهر و دختر پسری که لواط داده بر لواط کننده حرام است اگر چه لواط کننده و لواط دهنده نابالغ باشند ولی اگر گمان کند که دخول شده یا شک کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمی شوند.
مسأله 2446 - اگر با مادر یا خواهر یا دختر کسی ازدواج نماید و بعد از ازدواج با آن کس لواط کند، آنها بر او حرام نمی شوند.
مسأله 2447 - اگر کسی در حال احرام که یکی از کارهای حجّ است با زنی ازدواج نماید، عقد او باطل است و چنانچه می دانسته که زن گرفتن بر او حرام است دیگر نمی تواند آن زن را عقد کند.
مسأله 2448 - اگر زنی که در حال احرام است با مردی که در حال احرام نیست ازدواج کند، عقد او باطل است و اگر زن می دانسته که ازدواج کردن در حال احرام حرام است احتیاط واجب آن است که بعدا با آن مرد ازدواج نکند.
مسأله 2449 - اگر مرد طواف نساء را که یکی از کارهای حجّ است بجا نیاورد، زنش بر او حرام می شود و نیز اگر زن طواف نساء نکند شوهرش بر او حرام می شود ولی اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند، به یکدیگر حلال می شوند.
مسأله 2450 - اگر کسی دختر نابالغی را برای خود عقد کند و پیش از آن که نه سال دختر تمام شود با او نزدیکی و دخول کند، احتیاط واجب آن است که تا آخر عمر از دخول به او خودداری نماید در صورتی که افضاء شده باشد و الاّمستحب است.
مسأله 2451 - زنی را که سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام می شود ولی اگر با شرائطی که در کتاب طلاق گفته می شود با مرد دیگری ازدواج کند، شوهر اوّل می تواند دوباره او را برای خود عقد نماید.
احکام عقد دائم
مسأله 2452 - زنی که عقد دائم شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود و باید خود را برای هر لذّتی که شوهر می خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند و اگر در این موارد از شوهر اطاعت کند تهیّه غذا و لباس و منزل او بر شوهر واجب است و اگر تهیّه نکند چه توانایی داشته باشد یا نداشته باشد، مدیون زن است.
مسأله 2453 - اگر زن در کارهائی که در مسأله پیش گفته شد اطاعت شوهر را نکند، گناهکار است و حقّ غذا، لباس، منزل و هم خوابی ندارد ولی مهر او از بین نمی رود.
مسأله 2454 - مرد حقّ ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند.
مسأله 2455 - مخارج سفر اگر بیشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نیست، ولی اگر شوهر مایل باشد که زن را به سفر ببرد، باید خرج سفر او را بدهد.
مسأله 2456 - زنی که از شوهر اطاعت می کند و شوهر خرج او را نمی دهد، اگر ممکن است می تواند با اجازه حاکم شرع خرجی خود را بدون اجازه از مال او بردارد و اگر ممکن نیست چنانچه ناچار باشد که معاش خود را تهیّه کند در هنگام که مشغول تهیّه معاش است اطاعت شوهر بر او واجب نیست اگر جمع هر دو ممکن نباشد.
مسأله 2457 - مرد بنابر احتیاط واجب باید در هر چهار شب یک شب نزد زن دائمی خود بماند.
مسأله 2458 - شوهر نمی تواند بیش از چهار ماه نزدیکی با عیال دائمی خودرا ترک کند.
مسأله 2459 - اگر در عقد دائم مهر را معیّن نکنند عقد صحیح است و چنانچه با زن نزدیکی کند باید مهر او را مطابق مهر زن هایی که مثل او هستند بدهد.
مسأله 2460 - اگر هنگام خواندن عقد دائم، برای دادن مهر مدّتی معیّن نکرده باشند، زن می تواند پیش از گرفتن مهر از نزدیکی کردن شوهر جلوگیری کند چه شوهر توانایی دادن مهر را داشته باشد و چه نداشته باشد، و اگر پیش از گرفتن مهر به نزدیکی راضی شود و شوهر با او نزدیکی کند، دیگر نمی تواند بدون عذر شرعی از نزدیکی شوهر جلوگیری نماید.
متعه یا صیغه
مسأله 2461 - صیغه کردن زن اگرچه برای لذّت بردن هم نباشد، صحیح است.
مسأله 2462 - احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه نزدیکی با متعه خود را ترک نکند مگر با رضایت او باشد.
مسأله 2463 - زنی که صیغه می شود اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند، عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط می تواند لذّت های دیگر از او ببرد ولی اگر بعد به نزدیکی راضی شود، شوهر می تواند با او نزدیکی نماید.
مسأله 2464 - زنی که صیغه شده اگرچه آبستن شود، حقّ خرجی ندارد.
مسأله 2465 - زنی که صیغه شده حقّ هم خوابی ندارد و از شوهر ارث نمی برد وشوهر هم از او ارث نمی برد.
مسأله 2466 - زنی که صیغه شده اگر نداند که حقّ خرجی و هم خوابی ندارد عقد او صحیح است و برای آن که نمی دانسته حقّی به شوهر پیدا نمی کند.
مسأله 2467 - زنی که صیغه شده می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود ولی اگر به واسطه بیرون رفتن، حقّ شوهر از بین می رود، بیرون رفتن او حرام است.
مسأله 2468 - اگر زنی، مردی را وکیل کند که به مدّت و مبلغ معیّن او را برای خود صیغه نماید، چنانچه مرد او را به عقد دائم خود در آورد و یا به غیر از مدّت یا مبلغی که معیّن شده او را صیغه کند، وقتی آن زن فهمید اگر بگوید راضی هستم، عقد صحیح است.
مسأله 2469 - اگر پدر یا جدّ پدری برای محرم شدن، یک ساعت یا دو ساعت زنی را به عقد پسر نابالغ خود در آورد کافی است و نیز می تواند دختر نابالغ خود را برای محرم شدن به عقد کسی در آورد ولی باید آن عقد برای دختر مفسده ای نداشته باشد.
مسأله 2470 - اگر پدر یا جدّ پدری طفل خود را که در محلّ دیگری است و نمی داند زنده است یا مرده برای محرم شدن به عقد کسی در آورد، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل می شود و چنانچه بعدا معلوم شود که در هنگام عقد آن دختر زنده نبوده، عقد باطل است و کسانی که به واسطه عقد ظاهرا محرم شده بودند، نامحرمند.
مسأله 2471 - اگر مرد مدّت صیغه زن را ببخشد، چنانچه با او نزدیکی کرده باید تمام چیزی را که قرار گذاشته به او بدهد و اگر نزدیکی نکرده باید نصف آن را بنابر اظهر بدهد.
مسأله 2472 - مرد می تواند زنی را که صیغه او بوده و هنوز عدّه اش تمام نشده، به عقد دائم خود در آورد.
احکام نگاه کردن
مسأله 2473 - نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم و دختری که نُه سالش تمام نشده ولی خوب و بد را می فهمد و هم چنین نگاه کردن به موی آنان چه با قصد لذّت و چه بدون آن، حرام است و نگاه کردن به صورت و دست ها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، بلکه احتیاط واجب آن است که بدون قصد لذّت هم به آنها نگاه نکند، و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام می باشد.
مسأله 2474 - اگر انسان بدون قصد لذّت به صورت و دست های زن های اهل کتاب مثل زن های یهود و نصاری نگاه کند در صورتی که نترسد که به حرام بیفتد، اشکال ندارد بلکه هم چنین زن های دیگر از کفّار، و نیز نگاه به غیر صورت و دست های آنان که معمولاً آنها آن قسمت ها را نمی پوشانند بدون قصد لذّت بی اشکال است.
مسأله 2475 - زن باید بدن و موی خود را از مرد نامحرم بپوشاند، بلکه احتیاط واجب آن است که بدن و موی خود را از پسری هم که بالغ نشده ولی خوب و بد را می فهمد بپوشاند.
مسأله 2476 - نگاه کردن به عورت دیگری حتّی به عورت بچّه ممیّزی که خوب و بد را می فهمد، حرام است اگرچه از پشت شیشه یا در آینه یا آب صاف و مانند این ها باشد، ولی زن و شوهر می توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.
مسأله 2477 - مرد و زنی که بایکدیگر محرمند اگر قصد لذّت نداشته باشند می توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.
مسأله 2478 - مرد نباید با قصد لذّت به بدن مرد دیگر نگاه کند و نگاه کردن زن هم به بدن زن دیگر با قصد لذّت حرام است.
مسأله 2479 - مرد نباید عکس زن نامحرم را بیندازد و اگر در بین عکس گرفتن قصد لذّت بشود، حرام است و اگر زن نامحرمی را بشناسد نباید به عکس او نگاه کند.
مسأله 2480 - اگر زن ناچار شود زن دیگر یا مردی غیر از شوهر خود را تنقیه کند یا عورت او را آب بکشد، باید چیزی در دست کند که دست او به عورت آن مرد نرسد و هم چنین است اگر مرد ناچار شود مرد دیگر یا زنی غیر از زن خود را تنقیه کند یا عورت او را آب بکشد.
مسأله 2481 - اگر مرد برای معالجه زن نامحرم ناچار باشد که او را نگاه کند و دست به بدن او بزند، اشکال ندارد ولی اگر با نگاه کردن بتواند معالجه کند نباید دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه کند نباید او را نگاه کند.
مسأله 2482 - اگر انسان برای معالجه کسی ناچار شود که به عورت او نگاه کند، اشکالی ندارد.
مسائل متفرّقه زناشویی
مسأله 2483 - کسی که به واسطه نداشتن زن به حرام می افتد، واجب است زن بگیرد گرچه وجوب اختیار ترک حرام به حال خود باقی است.
مسأله 2484 - اگر شوهر در عقد شرط کند که زن باکره باشد و بعد از عقد معلوم شود که باکره نبوده می تواند عقد را به هم بزند و یا امضاء کند و تفاوت بین باکره و غیر باکره را از مهر او کم نماید.
مسأله 2485 - ماندن مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتی که کسی در آنجا نیست و دیگری هم نمی تواند وارد شود حرام است چه به ذکر خدا مشغول باشند یا به صحبت دیگر، خواب باشند یا بیدار، ولی اگر به گونه ای باشد که کس دیگر بتواند وارد شود یا بچه ای که خوب و بد را می فهمد در آنجا باشد، اشکال ندارد.
مسأله 2486 - اگر مرد مهر زن را در عقد معیّن کند و قصدش این باشد که آن را ندهد، عقد صحیح است ولی مهر را باید بدهد مگر آن که زن رضایت خود را مقیّد به مهر کرده باشد.
مسأله 2487 - مسلمانی که منکر خدا یا پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم یا یکی از احکام ضروری دین شود یعنی حکمی را که مسلمانان جزء دین اسلام می دانند مثل واجب بودن نماز و روزه را انکار کند در صورتی که بداند آن حکم ضروری دین است مرتدّ می شود.
مسأله 2488 - اگر زن پیش از آن که شوهرش با او نزدیکی کند به طوری که در مسأله پیش گفته شد مرتدّ شود، عقد او باطل می گردد و نیز اگر زن یائسه باشد یعنی اگر سیّده است شصت سال و اگر سیّده نیست پنجاه سال او تمام شده باشد و بعد از نزدیکی مرتد شود عقد او باطل است. امّا اگر یائسه نباشد باید به دستوری که در احکام طلاق گفته خواهد شد عدّه نگه دارد، پس اگر در بین عدّه مسلمان شود عقد باقی و اگر تا آخر عدّه مرتدّ بماند عقد باطل است.
مسأله 2489 - مردی که مسلمان زداه است اگر مرتدّ شود، زنش بر او حرام می شود و باید به مقداری که در احکام طلاق گفته می شود، عدّه وفات نگه دارد.
مسأله 2490 - مردی که از پدر و مادر غیر مسلمان به دنیا آمده و مسلمان شده اگر پیش از نزدیکی با عیالش مرتدّ شود، عقد او باطل می گردد و اگر بعد از نزدیکی مرتدّ شود، چنانچه زن او در سن زن هایی باشد که حیض می بینند باید آن زن به مقداری که در احکام طلاق گفته می شود، عدّه نگه دارد پس اگر پیش از تمام شدن عدّه شوهر او مسلمان شود، عقد باقی و گرنه باطل است.
مسأله 2491 - اگر در عقد، زن با مرد شرط کند که او را از شهری بیرون نبرد و مرد هم قبول کند نباید زن را از آن شهر بیرون ببرد.
مسأله 2492 - اگر زن انسان از شوهر دیگرش دختری داشته باشد، انسان می تواند آن دختر را برای پسر خود که از آن زن نیست عقد کند و نیز اگر دختری را برای پسر خود عقد کند می تواند با مادر آن دختر ازدواج نماید.
مسأله 2493 - اگر زنی از زنا آبستن شود در صورتی که آن زن یا مردی که با او زنا کرده یا هر دوی آنان مسلمان باشند یا هیچ کدام مسلمان نباشند، برای آن زن جایز نیست بچه را سقط کند.
مسأله 2494 - اگر کسی با زنی که شوهر ندارد و در عدّه کسی هم نیست زنا کند، چنانچه بعد او را عقد کند و بچه ای از آنان متولّد شود در صورتی که ندانند از نطفه حلال است یا حرام، آن بچه حلال زاده است.
مسأله 2495 - اگر مرد نداند که زن در عدّه است و با او ازدواج کند، چنانچه زن هم نداند و بچه از آنان به دنیا آید حلال زاده است و شرعا فرزند هر دو می باشد ولی اگر زن می دانسته که در عدّه است شرعا بچه فرزند پدر است و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به یکدیگر حرام می باشند.
مسأله 2496 - اگر زن بگوید یائسه ام نباید حرف او را قبول کرد، ولی اگر بگوید شوهر ندارم، حرف او قبول می شود.
مسأله 2497 - اگر بعد از آن که انسان با زنی ازدواج کرد کسی بگوید آن زن شوهر داشته و زن بگوید نداشتم، چنانچه شرعا ثابت نشود که زن شوهر داشته، باید حرف آن زن را قبول کرد.
مسأله 2498 - تا هفت سال دختر تمام نشده، پدر نمی تواند او را از مادرش جدا کند.
مسأله 2499 - مستحب است در شوهر دادن دختری که بالغه است یعنی مکلّف شده، عجله کنند حضرت صادق علیه السلام فرمودند: یکی از سعادت های مرد آن است که دخترش در خانه او حیض نبیند.
مسأله 2500 - اگر زن مهر خود را به شوهر صلح کند که زن دیگری نگیرد، واجب است که زن مهر را نگیرد و شوهر هم با زن دیگر ازدواج نکند.
مسأله 2501 - کسی که از زنا به دنیا آمده اگر زن بگیرد و بچه ای پیدا کند، بچه حلال زاده است.
مسأله 2502 - هرگاه مرد در روزه ماه رمضان یا در حال حیض زن با او نزدیکی کند، معصیت کرده ولی بچه ای که به دنیا آید حلال زاده است.
مسأله 2503 - زنی که یقین دارد شوهرش در سفر مرده، اگر بعد از عدّه وفات که مقدار آن در احکام طلاق گفته خواهد شد، شوهر کند و شوهر اوّل از سفر برگردد باید از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است ولی اگر شوهر دوم با او نزدیکی کرده باشد، زن باید عدّه نگه دارد و شوهر دوم باید مهر او را مطابق زن هایی که مثل او هستند بدهد ولی خرج عدّه ندارد و اگر زن پس از گذشت چهار سال فحص از شوهرش به دستور حاکم شرع و ندادن ولیّ نفقه او و طلب نمودن طلاق، حاکم شرع او را طلاق بدهد و شوهر اوّل اگر پیدا شود، در صورتی که از عدّه طلاق خارج شده باشد زن بر شوهر اوّل حرام خواهد بود.
احکام شیر دادن
اشاره
مسأله 2504 - اگر زنی بچه ای را با شرائطی که در «مسأله 2514» گفته خواهد شد، شیر دهد آن بچه با این افراد محرم می شود؛ اوّل: خود زن که آن را مادر رضاعی می گویند؛ دوم: شوهر زن که شیر مال اوست و او را پدر رضاعی می گویند؛ سوم: پدر و مادر آن زن هرچه بالا روند اگرچه پدر و مادر رضاعی او باشند؛ چهارم: بچه هایی که از آن زن به دنیا آمده اند یا به دنیا می آیند؛ پنجم: بچه های اولاد آن زن هرچه پایین روند چه از اولاد او به دنیا آمده یا اولاد او آن بچه ها را شیر داده باشند؛ ششم: خواهر و برادر آن زن اگرچه رضاعی باشند یعنی به واسطه شیر خوردن با آن زن خواهر و برادر شده باشند؛ هفتم: عمو و عمّه آن زن اگرچه رضاعی باشند؛ هشتم: دایی و خاله آن زن اگرچه رضاعی باشند؛ نهم: اولاد شوهر آن زن که شیر مال آن شوهر است هرچه پایین روند اگرچه اولاد رضاعی او باشند؛ دهم: پدر و مادر شوهر آن زن که شیر مال آن شوهر است هرچه بالا روند؛ یازدهم: خواهر و برادر شوهری که شیر مال او است اگرچه خواهر و برادر رضاعی او باشند؛ دوازدهم: عمو و عمّه و دایی و خاله شوهری که شیر مال اوست هرچه بالا روند اگرچه رضاعی باشند و نیز افراد دیگری هم که در مسائل بعد گفته می شود به واسطه شیر دادن محرم می شوند.
مسأله 2505 - اگر زنی بچه ای را با شرائطی که در «مسأله 2514» گفته می شود شیر دهد، پدر آن بچه نمی تواند با دخترهایی که از آن زن به دنیا آمده اند ازدواج کندو نیز نمی تواند دخترهای شوهری را که شیر مال اوست اگرچه دخترهای رضاعی او باشند برای خود عقد نماید ولی جایز است با دخترهای رضاعی آن زن ازدواج کند اگر چه احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج نکند و نگاه محرمانه یعنی نگاهی که انسان می تواند به محرم های خود کند، به آنان ننماید.
مسأله 2506 - اگر زنی بچه ای را با شرائطی که در «مسأله 2514» گفته می شود شیر دهد، شوهر آن زن که صاحب شیر است به خواهرهای آن بچه محرم نمی شود ولی احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج ننماید و نیز خویشان شوهر به خواهر و برادر آن بچه محرم نمی شوند.
مسأله 2507 - اگر زنی بچه ای را شیر دهد، به برادرهای آن بچه محرم نمی شود و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهر بچه ای که شیر خورده محرم نمی شوند.
مسأله 2508 - اگر انسان با زنی که دختری را شیر کامل داده ازدواج کند و با آن زن نزدیکی نماید، دیگر نمی تواند آن دختر را برای خود عقد کند.
مسأله 2509 - اگر انسان با دختری ازدواج کند، دیگر نمی تواند با زنی که آن دختر را شیر کامل داده ازدواج نماید.
مسأله 2510 - انسان نمی تواند با دختری که مادر یا مادر بزرگ انسان او را شیر کامل داده ازدواج کند، و نیز اگر زن پدر انسان از شیر آن پدر دختری را شیر داده باشد انسان نمی تواند با آن دختر ازدواج نماید و چنانچه دختر شیرخواری را برای خود عقد کند، بعد مادر یا مادر بزرگ یا زن پدر او آن دختر را شیر دهد، عقد باطل می شود.
مسأله 2511 - با دختری که خواهر یا زن برادر انسان از شیر آن مرد او را شیر کامل داده نمی شود ازدواج کرد و هم چنین است اگر خواهرزاده یا برادرزاده یا نوه خواهر یا برادر نوه برادر انسان آن دختر را شیر داده باشد.
مسأله 2512 - اگر زنی بچه دختر خود را شیر دهد آن دختر به شوهر خود حرام می شود و هم چنین است اگر بچه ای را که شوهر دخترش از زن دیگر دارد شیر دهد ولی اگر بچه پسر خود را شیر دهد زن پسرش که مادر آن طفل شیرخوار است بر شوهر خود حرام نمی شود.
مسأله 2513 - اگر زن پدر دختری بچه شوهر آن دختر را از شیر آن پدر شیردهد، آن دختر به شوهر خود حرام می شود، چه بچه از همان دختر یا از زن دیگر شوهر او باشد.
شرائط شیر دادنی که علّت محرم شدن است
مسأله 2514 - شیر دادنی که علّت محرم شدن است هشت شرط دارد؛ اوّل: بچه شیر زن زنده را بخورد پس اگر از پستان زنی که مرده است شیر بخورد فایده ندارد؛ دوم: شیر آن زن از حرام نباشد، پس اگر شیر بچه ای را که از زنا به دنیا آمده به بچه دیگر بدهند به واسطه آن شیر بچه به کسی محرم نمی شود؛ سوم: بچه شیر از پستان بمکد، پس اگر شیر را در گلوی او بریزند نتیجه ندارد؛ چهارم: شیر، خالص و با چیز دیگر مخلوط نباشد؛ پنجم: شیر از یک شوهر باشد پس اگر زن شیردهی را طلاق دهند بعد شوهر دیگری کند و از او آبستن شود و تا موقع زاییدن، شیری که از شوهر اوّل داشته باقی باشد و مثلاً هشت دفعه پیش از زاییدن از شیر شوهر اوّل و هفت دفعه بعد از زاییدن از شیر شوهر دوم به بچه ای بدهد، آنچه به کسی محرم نمی شود؛ ششم: بچه به واسطه مرض شیر را قی نکند و اگر قی کند بنابر احتیاط واجب کسانی که به واسطه شیر خوردن با آن بچه محرم می شوند، باید با او ازدواج نکنند و نگاه محرمانه هم به او ننمایند؛ هفتم: پانزده مرتبه یا یک شبانه روز به طوری که در مسأله بعد گفته می شود، شیر سیر بخورد یا مقداری شیر به او بدهند که بگویند از آن شیر استخوانش محکم شده و گوشت در بدنش روییده است بلکه اگر ده مرتبه هم به او شیر دهند، احتیاط مستحب آن است کسانی که به واسطه شیر خوردن او با او محرم می شوند، ازدواج نکنند و نگاه محرمانه به او ننمایند؛ هشتم: دو سال بچه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال، او را شیر دهند به کسی محرم نمی شود مثلاً پیش از تمام شدن دو سال، چهارده مرتبه و بعد از آن، یک مرتبه شیر بخورد به کسی محرم نمی شود، ولی چنانچه از هنگام زایمان زن شیرده بیشتر از دو سال گذشته باشد و شیر او باقی باشد و بچه ای را شیر دهد آن بچه به کسانی که گفته شد، محرم می شود.
مسأله 2515 - باید بچه در بین یک شبانه روز غذا یا شیر کس دیگر را نخورد، ولی اگر کمی غذا بخورد که نگویند در بین غذا خورده اشکال ندارد، و نیز باید پانزده مرتبه را از شیر یک زن بخورد و در بین پانزده مرتبه شیر کس دیگر را نخورد و درهر دفعه بدون فاصله شیر بخورد، ولی اگر در بین شیر خوردن نفس تازه کند، یا کمی صبر کند که از اوّلی که پستان می گیرد تا وقتی سیر می شود یک دفعه حساب شود، اشکال ندارد.
مسأله 2516 - اگر زن از شیر شوهر خود بچه ای را شیر دهد، بعد شوهر دیگر کند و از شیر آن شوهر هم بچه دیگر را شیر دهد آن دو بچه به یکدیگر محرم نمی شوند، اگرچه بهتر است با هم ازدواج نکنند و نگاه محرمانه به یکدیگر ننمایند.
مسأله 2517 - اگر زن از شیر یک شوهر چندین بچه را شیر دهد، همه آنان به یکدیگر و به شوهر و به زنی که آنان را شیر داده محرم می شوند.
مسأله 2518 - اگر کسی چند زن داشته باشد و هرکدام آنان با شرائطی که گفتیم بچه ای را شیر دهد، همه بچه ها به یکدیگر و به آن مرد و به همه آن زن ها محرم می شوند.
مسأله 2519 - اگر کسی دو زن شیرده داشته باشد و یکی از آنان بچه ای را مثلاً هشت مرتبه و دیگری هفت مرتبه شیر بدهد آن بچه به کسی محرم نمی شود.
مسأله 2520 - اگر زنی از شیر یک شوهر پسر و دختری را شیر کامل بدهد، خواهر و برادر آن دختر به خواهر و برادر آن پسر محرم نمی شوند.
مسأله 2521 - انسان نمی تواند بدون اذن زن خود، با زن هایی که به واسطه شیر خوردن، خواهرزاده یا برادرزاده زن او شده اند ازدواج کند، و نیز اگر با پسری لواط کند، احتیاط واجب آن است که دختر و خواهر و مادر و مادربزرگ آن پسر را که رضاعی هستند یعنی به واسطه شیر خوردن، دختر و خواهر و مادر او شده اند، برای خود عقد نکند و اگر عقدی واقع شده احتیاط واجب آن است که طلاق دهد خصوصا اگر لواط کننده قبل از بلوغ لواط کرده باشد.
مسأله 2522 - زنی که برادر انسان را شیر داده به انسان محرم نمی شود، اگرچه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند.
مسأله 2523 - انسان نمی تواند با دو خواهر، اگرچه رضاعی باشند یعنی به واسطه شیر خوردن، خواهر یکدیگر شده باشند ازدواج کند، و چنانچه دو زن را عقد کند و بعد بفهمد خواهر بوده اند، در صورتی که عقد آنان در یک وقت بوده هر دو باطل است و اگر در یک وقت نبوده عقد اوّلی صحیح و عقد دومی باطل می باشد.
مسأله 2524 - اگر زن از شیر شوهر خود کسانی را که بعدا گفته می شود شیر دهد، شوهر بر او حرام نمی شود، اگرچه بهتر آن است که احتیاط کنند؛ اوّل: برادر و خواهر خود را؛ دوم: عمو، عمّه، دایی و خاله خود را؛ سوم: اولاد عمو و اولاد دایی خود را؛ چهارم: برادرزاده خود را؛ پنجم: برادر شوهر، یا خواهر شوهر خود را؛ ششم: خواهرزاده خود یا خواهرزاده شوهرش را؛ هفتم: عمو، عمّه، دایی و خاله شوهر را؛ هشتم: نوه زن دیگر شوهر خود را.
مسأله 2525 - اگر زنی دختر عمّه یا دختر خاله مردی را شیر دهد آن زن با مرد محرم نمی شود، ولی احتیاط مستحب آن است که از ازدواج با او خودداری نماید.
مسأله 2526 - مردی که دو زن دارد، اگر یکی از آن دو زن، فرزند عموی زن دیگر را شیر دهد، زنی که فرزند عموی او شیر خورده، به شوهر خود حرام نمی شود.
آداب شیر دادن
مسأله 2527 - برای شیر دادن بچه بهتر از هرکس مادر او است و سزاوار است که مادر برای شیر دادن از شوهر خود مزد نگیرد و خوب است که شوهر مزد بدهد، و اگر مادر بخواهد بیشتر از دایه مزد بگیرد، شوهر می تواند بچه را از او گرفته و به دایه بدهد.
مسأله 2528 - مستحب است دایه ای که برای طفل می گیرند، دوازده امامی و دارای عقل و عفّت و صورت نیکو باشد و مکروه است کم عقل، یا غیر دوازده امامی یا بد صورت، یا بد خلق یا زنازاده باشد، و نیز مکروه است دایه ای بگیرند که بچه ای که دارد از زنا بدنیا آمده باشد.
مسائل متفرّقه شیر دادن
مسأله 2529 - مستحب است از زن ها جلوگیری کنند که هر بچه ای را شیر ندهند، زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانی شیر داده اند و بعدا دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند.
مسأله 2530 - کسانی که به واسطه شیر خوردن، خویشی پیدا می کنند مستحب است یکدیگر را احترام نمایند، ولی از یکدیگر ارث نمی برند و حق های خویشی که انسان با خویشان خود دارد برای آنان نیست.
مسأله 2531 - در صورتی که ممکن باشد، مستحب است بچه را دو سال تمام شیر بدهند.
مسأله 2532 - اگر به واسطه شیر دادن حقّ شوهر از بین نرود، زن می تواند بدون اجازه شوهر، بچه کس دیگر را شیر بدهد ولی جایز نیست بچه ای را شیر دهد که به واسطه شیر دادن به آن بچه به شوهر خود حرام شود، مثلاً اگر شوهر او دختر شیر خواری را برای خود عقد کرده باشد، زن نباید آن دختر را شیر دهد، چون اگر آن دختر را شیر دهد، خودش مادر زن شوهر می شود و بر او حرام می گردد.
مسأله 2533 - اگر بخواهد زن برادرش به او محرم شود، باید دختر شیرخواری را مثلاً دو روزه برای خود صیغه کند و در آن دو روز با شرائطی که در «مسأله 2514» گفته شد، زن برادرش آن دختر را شیر دهد.
مسأله 2534 - اگر مرد پیش از آن که زنی را برای خود عقد کند، بگوید به واسطه شیر خوردن آن زن بر او حرام شده، مثلاً بگوید شیر مادر او را خورده، چنانچه تصدیق او ممکن باشد، نمی تواند با آن زن ازدواج کند و اگر بعد از عقد بگوید و خود زن هم حرف او را قبول نماید، عقد باطل است پس اگر مرد با او نزدیکی نکرده باشد،یا نزدیکی کرده باشد ولی در وقت نزدیکی کردن زن بداند بر آن مرد حرام بوده است مهر ندارد و اگر بعد از نزدیکی بفهمد که بر آن مرد حرام بوده شوهر باید مهر او را مطابق زن هایی که مثل او هستند بدهد.
مسأله 2535 - اگر زن پیش از عقد بگوید به واسطه شیر خوردن بر مردی حرام شده، چنانچه تصدیق او ممکن باشد، نمی تواند با آن مرد ازدواج کند و اگر بعد از عقد بگوید، مثل صورتی است که مرد بعد از عقد بگوید که زن بر او حرام است و حکم آن در مسأله پیش گفته شد.
مسأله 2536 - شیردادنی که علّت محرم شدن است، به دو چیز ثابت می شود؛ اوّل: خبر دادن عدّه ای که انسان از گفته آنان یقین یا اطمینان پیدا کند؛ دوم: شهادت دو مرد عادل، یا چهار زن عادل باشند ولی باید شرائط شیر دادن را هم بگویند مثلاً بگویند ما دیده ایم که فلان بچه بیست و چهار ساعت از پستان فلان زن شیر خورده و چیزی هم در بین نخورده و هم چنین سایر شرط ها را که در «مسأله 2514» گفته شد شرح دهند.
مسأله 2537 - اگر شک کنند بچه به مقداری که علّت محرم شدن است شیر خورده یا نه، یا گمان داشته باشند که به آن مقدار شیر خورده، بچه به کسی محرم نمی شود، ولی بهتر آن است که احتیاط کنند.
