حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی

حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی

مرجع تقلید شیعه

احکام تقلید

مسأله 1 ) عقیده مسلمان به اصول دین باید از روی دلیل باشد و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید، بلکه باید آنها را از روی دلیل -به فراخور حال خویش- بداند، ولی در فروع دین، یعنی احکام و دستورات عملی، اگر مجتهد باشد (یعنی بتواند احکام الهی را از روی دلیل به دست آورد) به عقیده خود عمل می کند. اگر مجتهد نباشد، باید از مجتهدی تقلید کند.
نیز می تواند عمل به احتیاط کند، یعنی در اعمال خود طوری رفتار نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده، مثلاً اگر برخی از مجتهدان کاری را حرام و بعضی مباح می دانند، آن را ترک کند یا اگر برخی آن را مستحب و بعضی واجب می دانند، آن را حتماً به جا آورد، ولی چون عمل به احتیاط مشکل است و به اطلاعات نسبتاً وسیعی از مسائل فقهی احتیاج دارد، راه برای توده مردم غالباً مراجعه به مجتهدان و تقلید از آن هاست.

مسأله 2 ) حقیقت تقلید در احکام، یاد گرفتن فتوای مجتهد با التزام به عمل به آن است. مجتهدی که از او تقلید می کند، باید دارای صفات زیر باشد:
«مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلال زاده، عادل و زنده باشد».
عادل کسی است که کارهایی را که بر او واجب است، به جا می آورد و کارهایی را که بر او حرام است، ترک می کند. نشانه عدالت این است که در ظاهر شخص خوبی باشد که اگر از اهل محل یا همسایگان و یا کسانی که با او معاشرت دارند، وضع او را بپرسند، خوبی او را تصدیق کنند. در مسائلی که مجتهدان اختلاف نظر دارند، بنابراحتیاط باید از اعلم تقلید کند.

مسأله 3 ) مجتهد و اعلم و دارای دیگر شرایط تقلید را از سه راه می توان شناخت:
اوّل: انسان از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم و واجد سایر شرایط را بشناسد و بدان یقین یا اطمینان حاصل کند. در تشخیص مجتهد و اعلم، لازم نیست انسان مجتهد باشد.
دوم: از هر راهی برای انسان اطمینان حاصل شود یا برای نوع مردم در مورد شرایط اطمینان حاصل گردد، مثلاً عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد و اعلم و دارای
شرایط را تشخیص دهند، واجد شرایط بودن کسی را تصدیق کنند و از گفته آنان برای انسان یا نوع مردم اطمینان پیدا شود.
سوم: دو نفر عالم عادل که می توانند واجد شرایط تقلید را تشخیص دهند، بدان گواهی دهند به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر با گفته آنان مخالفت نکنند، بلکه ظاهراً شرایط تقلید به گفته یک نفر عالم عادل که اطمینان آور باشد نیز ثابت می شود به شرط آن که یک نفر عالم عادل برخلاف گفته وی سخنی نگوید. اگر یک نفر عالم عادل یا بیش تر، به واجد شرایط تقلید بودن کسی شهادت دهد، لازم نیست انسان تحقیق کند که آیا عالم عادل دیگری برخلاف گفته آن ها شهادت می دهد یا خیر.

مسأله 4 ) اگر شناختن اعلم مشکل باشد، بنابراحتیاط باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد. همچنین است اگر احتمال بدهد که کسی اعلم است و بداند دیگری از او اعلم نیست. اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوی باشند، باید از یکی از آنان تقلید کند. البته در صورتی که تشخیص اعلم سخت و مشکل باشد - مثل زمان حاضر- تقلید از اعلم لازم نیست گرچه احتیاط مقدم داشتن فردی است که احتمال دارد اعلم باشد.

مسأله 5 ) به دست آوردن فتوا یعنی دستور مجتهد، چهار راه دارد:
اوّل: شنیدن از خود مجتهد.
دوم: شنیدن از دو نفر عادل که فتوای مجتهد را نقل کنند.
سوم: شنیدن از کسی که انسان به گفته او اطمینان دارد.
چهارم: دیدن در رساله مجتهد در صورتی که انسان به درستی رساله اطمینان داشته باشد.

مسأله 6 ) تا انسان یقین نکند که فتوای مجتهد عوض شده است، می تواند به آنچه در رساله نوشته شده، عمل نماید. اگر احتمال دهد که فتوا عوض شده، پرس و جو لازم نیست.

مسأله 7 ) اگر مجتهد اعلم در مسأله ای فتوا دهد، مقلّد او نمی تواند در آن مسأله به فتوای مجتهد دیگر عمل کند ولی اگر فتوا ندهد و بفرماید احتیاط آن است که فلان طور عمل شود، مثلاً بگوید احتیاط آن است که در رکعت اوّل و دوم نماز پس از
سوره حمد، یک سوره تمام بخواند، مقلّد باید به این احتیاط (که احتیاط واجب می گویند) عمل کند یا به فتوای مجتهد دیگری که تقلیدش جایز است، عمل نماید. پس اگر فقط سوره حمد را کافی بداند، می تواند سوره را ترک کند، همچنین است اگر مجتهد اعلم بفرماید: مسأله محلّ تأمّل یا محلّ اشکال است.

مسأله 8 ) اگر مجتهد اعلم پس از آن که در مسأله ای فتوی داده یا پیش از آن احتیاط کند، مثلاً بفرماید: ظرف نجس را که یک مرتبه در آب کرّ بشویند پاک می شود، اگرچه احتیاط آن است که سه مرتبه بشویند، مقلّد می تواند عمل به احتیاط را ترک کند. این را احتیاط مستحب می نامند.

مسأله 9 ) هرگاه مجتهدی که انسان از او تقلید می کند، از دنیا برود، باقی ماندن بر تقلید او جایز است، بلکه اگر اعلم باشد، واجب است. چه مسائل در یادش باشد یا نه، و چه عمل کرده باشد یا نه. البته به شرطی که پیش از فوت، یکی از شرایط تقلید، از بین نرود پس اگر مجتهدی پیش از فوت، دچار فراموشی یا حالت اغما شود، تقلید باطل شده و بقاء نیز صحیح نیست.

مسأله 10 ) اگر در مسأله ای فتوای مجتهدی را یاد گرفته، پس از مردن او در همان مسأله بر حسب وظیفه اش از مجتهد زنده تقلید نماید، دوباره نمی تواند آن را مطابق فتوای مجتهدی که از دنیا رفته است، انجام دهد.

مسأله 11 ) مسائلی را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد.

مسأله 12 ) اگر برای غیر مجتهد مسأله ای پیش آید که حکم آن را نمی داند، لازم است احتیاط کند یا از مجتهد جامع الشرائط تقلید نماید. اگر احتمال مخالفت غیر اعلم را با اعلم بدهد و تأخیر عمل و احتیاط ممکن نباشد یا با مشکل همراه باشد و دستش به اعلم نرسد، جایز است از غیر اعلم -با رعایت الأَعلم فالأَعلم- تقلید نماید.

مسأله 13 ) اگر کسی فتوای مجتهدی را به دیگری بگوید، چنانچه فتوای وی عوض شود، لازم نیست به او خبر دهد که فتوا عوض شده، ولی اگر پس از گفتن فتوا بفهمد اشتباه کرده، در صورتی که ممکن باشد، باید اشتباه را برطرف کند.

مسأله 14 ) اگر مکلّف مدتی اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد، سپس از مجتهدی تقلید نماید، در صورتی که مجتهد به صحت اعمال گذشته حکم نماید، اعمال صحیح است وگرنه باطل است.