حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی

حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی

مرجع تقلید شیعه

مسائل متفرّقه اجاره

مسأله 2201 ) مالی را که مستأجر بابت اجاره می دهد باید معلوم باشد، پس اگر از اموالی است که مثل گندم با وزن معامله می کنند، باید وزن آن معلوم باشد. اگر از اموالی است که مثل پول های رایج با شماره معامله می کنند، باید شماره آن معین باشد. اگر مثل اسب و گوسفند است، باید اجاره دهنده آن را ببیند، یا مستأجر خصوصیات آن را بگوید.

مسأله 2202 ) اگر زمینی را برای زراعت اجاره دهد و مال الإجاره را حاصل همان زمین یا زمین دیگر که فعلاً موجود نیست قرار دهد، اجاره صحیح نیست. اگر مال الإجاره اکنون موجود باشد، مانعی ندارد.

مسأله 2203 ) کسی که چیزی مانند خانه یا ماشین یا اسب و الاغ را اجاره دهد، به مجرد اجاره مال الإجاره را مالک می شود ولی حق مطالبه از مال الإجاره منحصر به همان اندازه است که از مدت اجاره بگذرد مثلاً اگر خانه را ماهی سی تومان اجاره دهد، هر روز که بگذرد، حق مطالبه یک تومان دارد. نیز اگر برای انجام عملی اجیر شود گرچه به مجرد اجاره اجرت را مالک می شود، ولی حق مطالبه منحصر به اندازه ای است که از عمل انجام داده ولی اگر اجاره دهنده با اجیر شرط کنند که به مجرد اجاره تمام اجرت یا مال الإجاره را بگیرند یا بین مردم معمول باشد که آن ها را پیش از شروع به کار می گیرند، می توانند به مجرد اجاره تمام آن را درخواست کنند.

مسأله 2204 ) هرگاه چیزی را که اجاره داده تحویل دهد، اگرچه مستأجر تحویل نگیرد، یا تحویل بگیرد و تا آخر مدت اجاره از آن استفاده نکند، باید مال الإجاره آن را بدهد.

مسأله 2205 ) اگر انسان اجیر شود که در روز معینی کاری را انجام دهد و در آن روز برای انجام آن کار حاضر شود، کسی که او را اجیر کرده اگرچه آن کار را به او مراجعه نکند، باید اجرت او را بدهد، مثلاً اگر خیاطی را در روز معینی برای دوختن لباسی اجیر نماید و خیاط در آن روز آماده کار باشد، اگرچه پارچه را به او ندهد که بدوزد، باید اجرتش را بدهد، چه خیاط بیکار باشد، چه برای خودش یا دیگری کار کند.

مسأله 2206 ) اگر پس از تمام شدن مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، مستأجر باید مال الإجاره را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد مثلاً اگر خانه ای را یکساله به صد تومان اجاره کند، سپس بفهمد اجاره باطل بوده، چنانچه اجاره خانه معمولاً پنجاه تومان است، باید پنجاه تومان را بدهد. اگر دویست تومان است، باید دویست تومان را بپردازد، نیز اگر پس از گذشتن مقداری از مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، باید اجاره آن مدت را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد.

مسأله 2207 ) اگر چیزی را که اجاره کرده از بین برود، چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکرده و در استفاده از آن هم زیاده روی ننموده ضامن نیست، نیز اگر مثلاً پارچه ای را که به خیاط داده از بین برود، در صورتی که خیاط زیاده روی نکرده و در نگهداری کوتاهی نکرده باشد، نباید عوض آن را بدهد.

مسأله 2208 ) هرگاه صنعتگر چیزی را که گرفته ضایع کند، ضامن است.

مسأله 2209 ) اگر قصّاب سر حیوانی را ببرد و آن را حرام کند، چه مزد گرفته، چه مجّانی سر بریده باشد، باید قیمت آن را به صاحبش بدهد.

مسأله 2210 ) اگر حیوانی را اجاره کند و معین نماید که چقدر بار بر آن بگذارد، چنانچه بیش تر از آن مقدار بار کند و حیوان بمیرد یا معیوب شود، ضامن است، نیز اگر مقدار بار را معین نکرده باشند و بیش تر از معمول بار کند و حیوان تلف یا معیوب گردد، ضامن می باشد. در هر دو صورت اجرت زیادی بار را بر حسب معمول باید بدهد.

مسأله 2211 ) اگر حیوانی را برای بردن بار شکستنی اجاره دهد، چنانچه حیوان بلغزد یا رَم کند و بار را بشکند، صاحب حیوان ضامن نیست ولی اگر به واسطه زدن و مانند آن کاری کند که حیوان زمین بخورد و بار را بشکند، ضامن است.

مسأله 2212 ) اگر کسی بچه ای را ختنه کند و ضرری به بچه برسد یا بمیرد، چه بیش تر از معمول بریده باشد یا نه، ضامن است، مگر این که به ولیّ بچه بگوید اگر ضرری به او برسد، ضامن نیستم.

مسأله 2213 ) اگر دکتر به دست خود به بیمار دوا بدهد، یا درد و دوای مریض را به او بگوید و بیمار دوا بخورد، چنانچه در معالجه خطا کند و به مریض ضرری برسد یا
بمیرد، دکتر ضامن است ولی اگر فقط بگوید فلان دوا برای فلان بیماری فائده دارد و به واسطه خوردن دوا ضرری به مریض برسد یا بمیرد، دکتر ضامن نیست.

مسأله 2214 ) هرگاه دکتر به بیمار یا ولیّ او بگوید که اگر ضرری به مریض برسد، ضامن نباشد، در صورتی که دقت و احتیاط خود را بکند و حاذق باشد و به بیمار ضرری برسد یا بمیرد، دکتر ضامن نیست.

مسأله 2215 ) مستأجر و کسی که چیزی را اجاره داده، با رضایت یکدیگر می توانند معامله را به هم بزنند، نیز اگر در اجاره شرط کنند که هر دو یا یکی از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند، می توانند مطابق قراداد، اجاره را به هم بزنند.

مسأله 2216 ) اگر اجاره دهنده، یا مستأجر بفهمد که مغبون شده، چنانچه موقع خواندن صیغه ملتفت نباشد که مغبون است، می تواند اجاره را به هم بزند، ولی اگر در صیغه اجاره شرط کنند که اگر مغبون هم باشند، حق به هم زدن معامله را نداشته باشند، نمی توانند اجاره را به هم بزنند.

مسأله 2217 ) اگر چیزی را اجاره دهد و پیش از آن که تحویل دهد، کسی آن را غصب نماید، مستأجر می تواند اجاره را به هم بزند و چیزی را که به اجاره دهنده داده پس بگیرد، یا اجاره را به هم نزند و اجاره مدتی را که در تصرف غصب کننده بوده به میزان معمول از او بگیرد. پس اگر حیوانی را یک ماهه به ده تومان اجاره نماید و کسی آن را ده روز غصب کند و اجاره معمولی ده روز آن پانزده تومان باشد، می تواند پانزده تومان را از غصب کننده بگیرد.

مسأله 2218 ) اگر چیزی را که اجاره کرده تحویل بگیرد، و سپس دیگری آن را غصب کند نمی تواند اجاره را به هم بزند. فقط حق دارد کرایه آن چیز را به مقدار معمول از غصب کننده بگیرد.

مسأله 2219 ) اگر پیش از آن که مدت اجاره تمام شود، ملک را به مستأجر بفروشد، اجاره بهم نمی خورد و مستأجر باید مال الإجاره را به فروشنده بدهد، همچنین است اگر آن را به دیگری بفروشد.

مسأله 2220 ) اگر پیش از ابتدای مدت اجاره، مِلْک طوری خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد اجاره باطل می شود و پولی که مستأجر به صاحب ملک داده، به او
برمی گردد. چنانچه طوری خراب شده که بتواند استفاده از آن ببرد ولی به اندازه ای که در اجاره معین شده، نباشد، اجاره صحیح است ولی می تواند آن را به هم بزند.

مسأله 2221 ) اگر ملکی را اجاره کند و پس از گذشتن مقداری از مدت اجاره طوری خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد، اجاره مدتی که باقی مانده، باطل می شود و می تواند اجاره مدت گذشته را به هم بزند و اجرةالمثل -یعنی اجرت معمولی آن مدت را- بدهد.

مسأله 2222 ) اگر خانه ای را که مثلاً دو اطاق دارد اجاره دهد و یک اطاق آن خراب شود، چنانچه فوراً آن را بسازد و استفاده از آن هیچ مقدار از بین نرود، اجاره باطل نمی شود و مستأجر هم نمی تواند اجاره را به هم بزند، ولی اگر ساختن آن به قدری طول بکشد که مقداری از استفاده مستأجر از بین برود، اجاره به آن مقدار باطل می شود و مستأجر می تواند اجاره باقیمانده را به هم بزند و برای استفاده ای که کرده، اجرةالمثل بدهد.

مسأله 2223 ) اگر اجاره دهنده یا مستأجر بمیرد، اجاره باطل نمی شود ولی اگر خانه مال اجاره دهنده نباشد مثلاً دیگری وصیت کرده باشد که تا او زنده است، منفعت خانه مال او باشد، چنانچه خانه را اجاره دهد و پیش از تمام شدن مدت اجاره بمیرد، از وقتی که مرده، اجاره باطل است. اگر مالک فعلی آن اجاره را امضا کند صحیح می شود و مبلغ اجاره ی مدتی که پس از مردن اجاره دهنده باقی مانده، به مالک فعلی داده می شود.

مسأله 2224 ) اگر صاحب کار بنّا را وکیل کند که برای او کارگر بگیرد، چنانچه بنّا کم تر از مقداری که از صاحب کار می گیرد، به کارگران بدهد، زیادی آن بر او حرام است و باید آن را به صاحب کار بدهد ولی اگر اجیر شود که ساختمان را تمام کند و برای خود اختیار بگذارد که خودش بسازد، یا به دیگری بدهد، اگر مقداری خودش کار کرده و باقی را به کم تر از مقداری که اجیر شده به دیگری بدهد، زیادی آن بر او حلال می باشد.

مسأله 2225 ) اگر رنگرز قرار بگذارد که مثلاً پارچه ای را با نیل رنگ کند، چنانچه با رنگ دیگر رنگ نماید، حق ندارد چیزی بگیرد.