حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی
مرجع تقلید شیعه
زکات گندم و جو و خرما و کشمش
مسأله 1872 ) زکات گندم و جو و خرما و کشمش وقتی واجب می شود که به مقدار نصاب برسند. نصاب آن ها به منِ تبریز (که هر منی 640 مثقال می شود) 288 منِ تبریز و 45 مثقال کم است و به کیلو 790/863 کیلوگرم است.
مسأله 1873 ) اگر پیش از دادن زکات از انگور و خرما و جو و گندمی که زکات آن ها واجب شده، خود و عیالاتش بخورند یا مصرف دیگر کنند باید زکات مقداری را که مصرف کرده، بدهد.
مسأله 1874 ) اگر پس از آن که زکات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد، مالک آن بمیرد، باید به مقدار زکات از مال او بدهند ولی اگر پیش از واجب شدن
زکات بمیرد، هر یک از ورثه (که سهم او به اندازه نصاب است) باید زکات سهم خود را بدهد.
مسأله 1875 ) کسی که از طرف حاکم شرع مأمور جمع آوری زکات است، موقع خرمن که گندم و جو را از کاه جدا می کنند و پس از چیدن خرما و انگور، می تواند زکات را درخواست کند. اگر مالک ندهد و چیزی که زکات آن واجب شده، از بین برود، باید عوض آن را بدهد.
مسأله 1876 ) اگر پس از مالک شدن درخت خرما و انگور یا خود خرما و انگور یا زراعت گندم و جو زکات آن ها واجب شود، باید زکات آن را بدهد. در مسأله «1866» وقت واجب شدن زکات جو و گندم و کشمش و خرما بیان شد.
مسأله 1877 ) اگر پس از آن که زکات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد، زراعت و درخت را بفروشد، باید زکات را بدهد.
مسأله 1878 ) اگر انسان گندم یا جو یا خرما یا انگور را بخرد و بداند که فروشنده زکات آن را داده یا شک کند که داده، چیزی بر او واجب نیست. اگر بداند که زکات را نداده، ظاهراً معامله صحیح است و فروشنده ضامن زکات است و حاکم شرع می تواند زکات را از او یا از خریدار درخواست کند. اگر خریدار زکات را پرداخت کرد، از فروشنده می گیرد.
مسأله 1879 ) اگر وزن گندم و جو و خرما و کشمش موقعی که تر است به حد نصاب برسد و پس از خشک شدن کم تر از این مقدار شود، زکات آن واجب نیست.
مسأله 1880 ) اگر گندم و جو و خرما و انگور را پیش از خشک شدن به مصرفی برساند، چنانچه خشک آن ها به اندازه نصاب باشد، باید زکات آ ن ها را بدهد.
مسأله 1881 ) خرما بر سه قسم است:
1- خشکش می کنند. حکم زکات آن گفته شد.
2- در حال رطب بودنش می خورند.
3- نارس خلال آن را می خورند.
در قسم دوم چنانچه مقداری باشد که خشک آن به 790/863 کیلوگرم برسد بنابراحتیاط زکات آن واجب است اما قسم سوم ظاهر این است که زکات بر آن واجب نباشد.
مسأله 1882 ) گندم و جو و خرما و کشمشی که زکات آن ها را داده، اگرچند سال هم نزد او بماند، زکات ندارد.
مسأله 1883 ) اگر گندم و جو و خرما و انگور از آب باران یا نهر یا آرتزین مشروب شود، یا مثل زراعت های مازندران از رطوبت زمین استفاده کند، زکات آن ده یک است. اگر با دلو یا تلمبه دستی آبیاری شود، زکات آن بیست یک است. اگر مقداری از باران یا نهر یا رطوبت زمین استفاده کند و به همان مقدار از آبیاری با دلو و مانند آن استفاده نماید، زکات نصف آن ده یک و زکات نصف دیگر آن بیست یک می باشد، یعنی از چهل قسمت سه قسمت آن را باید بابت زکات بدهند.
مسأله 1884 ) کسانی که با وسائل امروزی غیر از آرتزین از زیر زمین آب بیرون می آورند و گندم و جو و انگور را به آن آب می دهند می توانند بیست یک بدهند، هرچند احتیاط در آن است که ده یک بدهند اما پس از آن که آب روی زمین جاری شد، کسی که از آن آب بخرد و به مصرف برساند، باید ده یک بدهد، همچنین اگر از طرف شرکتی تهیه این طور وسیله ای بشود و اشخاص آب را از شرکت بخرند.
مسأله 1885 ) اگر گندم و جو و خرما و انگور هم از آب باران مشروب شود و هم از آب دلو و مانند آن استفاده کند، چنانچه طوری باشد که بگویند آبیاری، با دلو و مانند آن غلبه داشته، زکات آن بیست یک است. اگر بگویند آبیاری با آب نهر و باران غلبه داشته، زکات آن ده یک است ولی اگر شک کند که آب باران و نهر غلبه داشته یا آبیاری با دلو و مانند آن زکات آن بیست یک است.
مسأله 1886 ) اگر شک کند که آبیاری با باران و آب دلو به یک اندازه بوده یا آب باران غلبه داشته، می تواند از نصف آن ده یک و از نصف دیگر آن بیست یک بدهد ولی اگر شک کند که هر دو به یک اندازه بوده یا آبیاری با دلو غلبه داشته، می تواند زکات تمام آن را بیست یک بدهد.
1- چاه جهنده، چاهی که آب از دهانه آن فوران کند، (فرهنگ عمید).
مسأله 1887 ) اگر گندم و جو و خرما و انگور با آب باران و نهر مشروب شود و به آب دلو و مانند آن محتاج نباشد ولی با آب دلو هم آبیاری شود و آب دلو به زیاد شدن محصول کمک نکند، زکات آن ده یک است. اگر با دلو و مانند آن آبیاری شود و به آب نهر و باران محتاج نباشد ولی با آب نهر و باران هم مشروب شود و آن ها به زیاد شدن محصول کمک نکنند، زکات آن بیست یک است.
مسأله 1888 ) اگر زراعتی را با دلو و مانند آن آبیاری کنند و در زمینی که پهلوی آن است، زراعت کنند که از رطوبت آن زمین استفاده نماید و محتاج به آبیاری نشود، زکات زراعتی که با دلو آبیاری شده، بیست یک و زکات زراعتی که پهلوی آن است، ده یک می باشد.
مسأله 1889 ) مخارجی را که برای گندم و جو و خرما و انگور کرده است، مثل اجرت کارگر و زمین یا ابزار حتی مقداری از قیمت اسباب و لباس خود مالک را که به واسطه زراعت کم شده، می تواند از حاصل کسر کند. بذری را که به مصرف زراعت رسانده، خواه از خودش باشد و یا از دیگری خریده باشد، می تواند قیمت آن را به حساب موقعی که زراعت کرده در نظر بگیرد و جزء مخارج حساب کند. چنانچه باقیمانده آن به 790/863 کیلوگرم نرسد، زکات واجب نیست. اگر برسد، باید زکات آن را از قرار ده یک یا بیست یک بدهد.
مسأله 1890 ) اگر زمین و اسباب زراعت یا یکی از این دو ملک خود او باشد، نباید کرایه آنها را جزء مخارج حساب کند، نیز برای کارهایی که خودش کرده یا دیگری بی اجرت انجام داده، چیزی از حاصل کسر نمی شود.
مسأله 1891 ) اگر درخت انگور یا خرما را بخرد، قیمت آن جزء مخارج نیست ولی اگر خرما یا انگور را پیش از واجب شدن زکات و تعلق آن بخرد، پولی را که برای آن داده، جزء مخارج حساب می شود.
مسأله 1892 ) اگر زمینی را بخرد و در آن گندم یا جو بکارد، پولی را که برای خرید زمین داده، جزء مخارج حساب نمی شود، ولی اگر زراعت را بخرد، پولی را که برای خرید آن داده، می تواند جزء مخارج حساب نماید و از حاصل کم کند، اما باید قیمت کاهی را که از آن به دست می آید، از پولی که برای خرید زراعت داده، کسر
نماید مثلاً اگر زراعتی را پانصد تومان بخرد و قیمت کاه آن صد تومان باشد، فقط چهارصد تومان آن را می تواند جزء مخارج حساب نماید.
مسأله 1893 ) قیمت تراکتور و گاو که برای زراعت می خرد، جزء مخارج حساب نمی شود ولی کسر قیمت آن ها جزء مخارج محسوب می گردد. باید به نسبت اجناسی که زکات دارد و چیزهایی که زکات ندارد، حساب کرد.
مسأله 1894 ) کسی که گاو و چیز دیگری را که برای زراعت لازم است بخرد و به سبب زراعت به کلی از بین بروند، می تواند تمام قیمت آن ها را جزء مخارج حساب نماید. اگر مقداری از قیمت شان کم شود، می تواند آن مقدار را جزء مخارج حساب کند ولی اگر پس از زراعت چیزی از قیمتشان کم نشود، نباید چیزی از قیمت آن ها را جزء مخارج حساب نماید.
مسأله 1895 ) اگر در یک زمین جو و گندم و چیزی مثل برنج و لوبیا (که زکات آن واجب نیست) بکارد، چنانچه مقصودش زراعت کردن چیزی بوده که زکات ندارد و بعداً چیزی را که زکات دارد، زراعت کرده، نباید مخارج را حساب کند. اگر مقصودش زراعت کردن چیزی بوده که زکات دارد و بعداً چیزی را که زکات ندارد زراعت کرده، می تواند تمام مخارج را حساب نماید و از حاصل کم کند. در صورتی که مقصودش زراعت هر دو بوده مخارجی را که کرده، باید به هر دو قسمت نماید مثلاً اگر هر دو به یک اندازه بوده، می تواند نصف مخارج را از جنسی که زکات دارد، کسر نماید.
مسأله 1896 ) اگر برای شخم زدن یا کار دیگری که تا چند سال برای زراعت فایده دارد خرجی کند، احتیاط واجب آن است که بر تمام سال ها تقسیم کند.
مسأله 1897 ) اگر انسان در چند شهر که فصل آن ها با یکدیگر اختلاف دارد و زراعت و میوه شان در یک وقت به دست نمی آید، گندم یا جو یا خرما یا انگور داشته باشد و همه آن ها محصول یک سال حساب شود، چنانچه چیزی که اوّل می رسد، به اندازه نصاب برسد، باید زکات آن را موقعی که می رسد، بدهد و زکات بقیه را هر وقت به دست می آید، ادا نماید. اگر آنچه اوّل می رسد، به اندازه نصاب نباشد، زکات بر او تعلق نمی گیرد، بلکه موقعی که بقیه رسید، اگر نصاب تکمیل گردید، باید زکات آن را بدهد و در غیر این صورت زکات بر او واجب نیست.
مسأله 1898 ) اگر درخت خرما یا انگور در یک سال دو مرتبه میوه دهد، چنانچه روی هم به مقدار نصاب باشد، بنابراحتیاط زکات آن واجب است.
مسأله 1899 ) اگر مقداری خرما یا انگور تازه دارد که خشک آن به اندازه نصاب می شود، چنانچه به قصد زکات از تازه آن به قدری به مستحق بدهد که اگر خشک شود به اندازه زکاتی باشد که بر او واجب است، اشکال ندارد.
مسأله 1900 ) اگر زکات خرمای خشک یا کشمش بر او واجب باشد، نمی تواند زکات آن را خرمای تازه یا انگور بدهد، نیز اگر زکات خرمای تازه یا انگور بر او واجب باشد، نمی تواند زکات آن را خرمای خشک یا کشمش بدهد.
مسأله 1901 ) کسی که بدهکار است و مالی هم دارد که زکات آن واجب شده اگر بمیرد، باید اوّل تمام زکات را از مالی که زکات آن واجب شده، بدهند، سپس قرض او را ادا کنند.
مسأله 1902 ) کسی که بدهکار است و گندم و یا جو یا خرما یا انگور هم دارد، اگر بمیرد و پیش از آن که زکات شان واجب شود، ورثه قرض او را از مال دیگر بدهند، هر کدام که سهم شان به 790/863 کیلوگرم برسد، باید زکات بدهد. اگر پیش از آن که زکات این ها واجب شود، قرض او را ندهند، چنانچه مال میت فقط به اندازه بدهی او باشد، واجب نیست زکات این ها را بدهند. اگر مال میت بیش-تر از بدهی او باشد، در صورتی که بدهی به قدری است که اگر بخواهند ادا کنند، باید مقداری از گندم و جو و خرما و انگور را هم به طلبکار بدهند، آنچه را به طلبکار می دهند زکات ندارد و بقیه مال ورثه است. هرکدام که سهمش به اندازه نصاب شود، باید زکات آن را بدهد.
مسأله 1903 ) اگر گندم و جو و خرما و کشمشی که زکات آن ها واجب شده، خوب و بد دارد، احتیاط واجب آن است که زکات هرکدام از خوب و بد را از خود آن ها بدهند.
