حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی
مرجع تقلید شیعه
احکام دیه
مسأله 2808 ) اگر کسی که بالغ و عاقل است، عمداً و بناحق مسلمانی را بکشد، در صورتی که مقتول، مرد یا پسر باشد، ولیّ کشته می تواند قاتل را عفو کند یا قصاص نماید، ولی اگر مقتول کافر باشد، قاتل او را که مسلمان است نمی توان کشت. اگر مقتول مسلمان زن یا دختر باشد اگرچه می شود قاتل مسلمان او را کشت، لکن اگر قاتل مرد باشد، باید نصف دیه او را به ولیّ اش بدهند. اگر قاتل دیوانه یا نابالغ باشد، مطلقاً دیه باید بدهند و دیه آن بر عاقله است که معنای آن خواهد آمد، نیز ولیّ کشته می تواند به مقداری که طرفین راضی شوند از قاتل دیه بگیرد. در صورتی که رضایت آن ها به دیه ای باشد که در شرع معین شده، چون تقدیرات شرعی در دیه مختلف است، اختیار تعیین آن با قاتل است. می تواند هرکدام را که برای او آسان تر است، اختیار نماید. بنابراین می تواند قیمت نقره را که از سایر اقسام دیه کم تر است، بدهد. اما اگر از روی خطای محض بکشد، مثلاً برای حیوانی تیر بیندازد و اشتباهاً کسی را بکشد، ولیّ مقتول حق ندارد او را بکشد، اما می تواند از عاقله (یعنی قوم و خویشان پدری قاتل) و در صورت ندادن آن ها از خود قاتل، دیه بگیرد. اگر از روی خطای شبیه به عمد بکشد به این معنی که شخصی کسی را با آلتی بزند که عادتاً کشنده نیست و قصد کشتن هم نداشته باشد و اتقافاً بکشد، در این فرض قاتل باید دیه بدهد و ولیّ مقتول حق کشتن او را ندارد.
مسأله 2809 ) دیه ای که قاتل باید بدهد، در صورتی که مقتول مرد و مسلمان و آزاد باشد، یکی از شش چیز است:
اوّل- در قتل عمدی صد شتر که داخل سال ششم شده باشند. در قتل خطای محض و شبه عمد سن شترها کم تر از این است. دوم- دویست گاو. سوم- هزار گوسفند. چهارم- دویست حلّه و هر حلّه دو پارچه است و اولی این است که از پارچه های یمن باشد. پنجم- هزار مثقال شرعی طلا که هر مثقال هیجده(18) نخود است. ششم- ده هزار درهم که هر درهم 6/12 نخود نقره سکه دار است
اگر مقتول، زن و مسلمان و آزاد باشد، دیه او در هر یک از این شش چیز نصف دیه مرد است. اگر مقتول کافر ذمّی باشد، در صورتی که مرد باشد، دیه او هشتصد درهم و
در صورتی که زن باشد، دیه او چهار صد درهم است و اگر کافر غیر ذمّی باشد، دیه ندارد.
مسأله 2810 ) دیه چند چیز مثل دیه کشتن است که مقدار آن در مسأله پیش گفته شد:
اوّل- دو چشم کسی را کور کند، یا چهار پلک چشم او را از بین ببرد. اگر یک چشم او را کور کند، باید نصف دیه کشتن را بدهد.
دوم- دو گوش کسی را ببرد یا کاری کند که هر دو گوش او کر شود. اگر یک گوش او را بِبُرد یا کر کند، باید نصف دیه کشتن را بدهد. اگر نرمه گوش او را ببرد، باید ثلث دیه گوش را بدهد.
سوم- تمام بینی یا نرمه بینی کسی را ببرد.
چهارم- زبان کسی را از بیخ ببرد. اگر مقداری از آن را ببرد، باید به نسبت مخارج حروفی که به جهت قطع زبان از بین رفته است، ملاحظه نمایند و دیه تمام را نسبت به مخارج حروف تقسیم کنند و نسبت آن مقدار را بدهند. اولی این است با مقداری که در ملاحظه مساحت زبان یعنی نصف یا ثلث یا ربع و مانند این ها واجب می شود، ملاحظه نموده، هر کدام بیش تر است، آن را بدهد.
پنجم- تمام دندان های کسی را از بین ببرد. در صورتی که بعضی از دندان ها را از بین ببرد، در صورتی که صاحب دندان مرد باشد، باید برای هر دندانی از دندان های جلویی که دوازده عدد است، پانصد درهم دیه بدهد. برای هر یک از دندان های دیگر که هیجده عدد است، دویست و پنجاه درهم بدهد. اگر زن باشد، دیه آن تا مقداری که به ثلث دیه نرسد، با دیه مرد مساوی است. در صورتی که به ثلث برسد، دیه دندان های او نصف دیه دندان های مرد است.
ششم- هر دو دست کسی را از بند جدا کند. اگر یک دست را از بند جدا کند، باید نصف دیه کشتن مثل او را بدهد.
هفتم- ده انگشت کسی را ببرد. دیه انگشت ابهام ثلث دیه دست و دیه سایر انگشت ها سُدْس دیه دست است. دیه در زن اگر به ثلث برسد، نصف دیه مرد است.
هشتم- هر دو پستان زنی را ببرد. اگر یکی را ببرد، باید نصف دیه کشتن مثل او را بدهد.
نهم- هر دو پای کسی را تا مفصل یا همه ده انگشت پا را ببرد. دیه هر انگشت پا مثل دیه آن انگشت از دست است.
دهم- بیضه های مردی را از بین ببرد.
یازدهم- طوری به کسی آسیب برساند که عقل او از بین برود. اگر پشت کسی را طوری بشکند که دیگر درست نشود، باید تمام دیه را بدهد، اگرچه احوط این است که صلح شود.
مسأله 2811 ) اگر اشتباهاً کسی را بکشد باید علاوه بر دیه که در مسأله «2806» گفته شد، قاتل یک بنده آزاد کند، اگر نتواند، دو ماه پی درپی روزه بگیرد. اگر این را نتواند، شصت فقیر را سیر کند. اگر عمداً و بناحق بکشد، در صورت عفو یا گرفتن دیه باید دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند و یک بنده را آزاد نماید.
مسأله 2812 ) کسی که سوار حیوان است، اگر کاری کند که حیوان به کسی آسیب برساند، ضامن است، نیز اگر دیگری کاری کند که حیوان به سوار خود یا به کس دیگر صدمه بزند، ضامن می باشد.
مسأله 2813 ) اگر انسان کاری کند که زن حامله سقط کند و سقط آزاد و محکوم به اسلام باشد، چنانچه چیزی که سقط شده، نطفه باشد، دیه اش بیست مثقال شرعی طلای سکه دار است، که هر مثقال آن 18 نخود می باشد. اگر علقه یعنی خون بسته باشد، چهل مثقال؛ اگر مضغه یعنی پاره گوشت باشد، شصت مثقال؛ اگر استخوان شده باشد، هشتاد مثقال؛ اگر گوشت آورده باشد، ولی هنوز روح در او دمیده نشده، صد مثقال؛ اگر روح در او دمیده شده، چنانچه پسر باشد، دیه او هزار مثقال و اگر دختر باشد، دیه او پانصد مثقال شرعی طلای سکه دار است. در تمامی این صورت ها اگر عوض هر یک مثقال طلا، ده درهم نقره بدهد، کافی است.
مسأله 2814 ) اگر زن حامله کاری کند که بچه اش سقط شود، باید دیه آن را به تفصیلی که در مسأله پیش گفته شد، به وارث بچه بدهد و به خود زن چیزی نمی رسد.
مسأله 2815 ) اگر کسی زن حامله را بکشد، باید دیه زن و بچه را بدهد.
مسأله 2816 ) اگر پوست سر یا صورت مردی را پاره کند، باید یک صدم دیه انسان را که در مسأله «2808» گفته شد، به او بدهد. اگر به گوشت برسد و قدری از آن
را هم ببرد، باید دو صدم بدهد. اگر خیلی از گوشت را پاره کند، باید سه صدم بدهد. اگر به پرده نازک استخوان برسد، چهار صدم؛ اگر استخوان نمایان شود، پنج صدم؛ اگر استخوان بشکند، ده صدم؛ اگر بعضی از ریزه های استخوان از جای خود بیرون آید، پانزده صدم؛ اگر به پرده مغز سر برسد، باید سی و سه صدم بدهد.
مسأله 2817 ) اگر به صورت کسی سیلی یا چیز دیگر بزند به طوری که صورت سرخ شود، باید یک مثقال و نیم شرعی طلای سکه دار که هر مثقالی 18 نخود است، بدهد. اگر کبود شود، سه مثقال؛ اگر سیاه شود، باید شش مثقال شرعی طلای سکه دار بدهد ولی اگر جای دیگر بدن کسی را به واسطه زدن سرخ یا کبود یا سیاه کند، باید نصف آنچه را که گفته شد، بدهد.
مسأله 2818 ) اگر به حیوان حلال گوشت زخم بزند، یا چیزی از بدن آن را ببرد، باید تفاوت قیمت سالم و معیوب آن را به صاحبش بدهد.
مسأله 2819 ) اگر سگ شکاری یا سگی که خانه را نگهداری می کند، یا سگ گلّه یا سگی که زراعت را پاسبانی می کند، بکشد، باید قیمت آن را بدهد. اگر قیمت سگ شکاری کم تر از چهل درهم باشد، لازم است چهل درهم بدهد.
مسأله 2820 ) اگر حیوان، زراعت یا مال کسی را از بین ببرد، چنانچه صاحب حیوان در نگهداری آن کوتاهی کرده باشد، باید مقداری را که ضرر زده، به صاحب مال یا زراعت بدهد.
مسأله 2821 ) اگر بچه یکی از گناهان کبیره را انجام دهد، ولیّ یا مثلاً معلّم او با اجازه ولیّ می تواند به قدری که ادب شود و دیه واجب نشود، او را بزند.
مسأله 2822 ) اگر کسی بچه ای را طوری بزند که دیه واجب شود، دیه مال طفل است. اگر مرده، باید به ورثه او بدهد. چنانچه مثلاً پدر بچه به قدری او را بزند که بمیرد، دیه او را ورثه دیگرش می برند و به خود پدر چیزی نمی رسد.
