حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی
مرجع تقلید شیعه
احکام غصب
غصب آن است که انسان از روی ظلم، بر مال یا حق کسی مسلط شود و این یکی از گناهان بزرگ است که اگر کسی انجام دهد، در قیامت به عذاب سخت گرفتار می شود. از حضرت پیغمبر اکرم(ص) روایت شده است: هرکس یک وجب زمین از دیگری غصب کند، در قیامت آن زمین را از هفت طبقه آن مثل طوق به گردن او می اندازند.
مسأله 2554 ) اگر انسان نگذارد مردم از مسجد و مدرسه و پل و جاهای دیگری که برای عموم ساخته شده استفاده کنند، حق آنان را غصب نموده، همچنین اگر کسی در مسجد جایی برای خود بگیرد و دیگری را نگذارد که از آن جا استفاده نماید.
مسأله 2555 ) چیزی را که انسان پیش طلبکار گرو می گذارد، باید پیش او بماند که اگر طلب او را ندهد، طلب خود را از آن به دست آورد، پس اگر پیش از آن که طلب او را بدهد، آن چیز را از او بگیرد، حق او را غصب کرده است.
مسأله 2556 ) مالی را که نزد کسی گذاشته اند، اگر دیگری غصب کند، صاحب مال و طلبکار می توانند چیزی را که غصب کرده از او درخواست نمایند. چنانچه آن چیز را از او بگیرند، باز در گرو است. اگر آن چیز از بین برود و عوض آن را بگیرند، عوض هم مثل آن چیز گرو می باشد.
مسأله 2557 ) اگر انسان چیزی را غصب کند، باید به صاحبش برگرداند. اگر آن چیز از بین برود، باید عوض آن را به او بدهد.
مسأله 2558 ) اگر از چیزی که غصب کرده منفعتی به دست آید مثلاً از گوسفندی که غصب کرده برّه ای به وجود آید، مال صاحب مال است، نیز کسی که مثلاً خانه ای را که غصب کرده، اگرچه در آن ننشیند، باید اجاره آن را بدهد.
مسأله 2559 ) اگر از بچه یا دیوانه چیزی را غصب کند، باید آن را به ولیّ او بدهد. اگر از بین رفته، باید عوض آن را بدهد.
مسأله 2560 ) هرگاه دو نفر با هم چیزی را غصب کنند، اگر هر یک مسلّط بر نصف آن باشند، هر کدام ضامن نصف آن هستند، و اگر بر تمام آن مسلّط باشند، هر کدام ضامن تمام آن هستند.
مسأله 2561 ) اگر چیزی را که غصب کرده با چیز دیگری مخلوط کند مثلاً گندمی را که غصب کرده با جو مخلوط نماید، چنانچه جدا کردن آن ها ممکن است، اگرچه زحمت داشته باشد، باید جدا کند و به صاحبش برگرداند.
مسأله 2562 ) اگر ظرف طلا و نقره یا چیز دیگری را که ساختنش حرام است غصب کند و خراب نماید، لازم نیست مزد ساختن آن را به صاحبش بدهد ولی اگر مثلاً گوشواره ای را که غصب کرده خراب نماید، باید آن را با مزد ساختنش به صاحبش بدهد. چنانچه برای این که مزد ندهد، بگوید آن را مثل اوّلش می سازم، مالک مجبور نیست قبول نماید، نیز مالک نمی تواند او را مجبور کند که آن را مثل اوّلش بسازد.
مسأله 2563 ) اگر چیزی که غصب کرده طوری تغییر دهد که از اوّلش بهتر شود مثلاً طلایی را که غصب کرده گوشواره بسازد، چنانچه صاحب مال بگوید مال را به همین صورت بده، باید به او بدهد. نمی تواند برای زحمتی که کشیده، مزد بگیرد. بلکه بدون اجازه مالک حق ندارد آن را به صورت اوّلش درآورد. اگر بدون اجازه او چیزی را مثل اوّلش کند، باید مزد ساختن آن را هم به صاحبش بدهد، گرچه احوط مصالحه است.
مسأله 2564 ) اگر چیزی را که غصب کرده طوری تغییر دهد که از اوّلش بهتر شود و صاحب مال بگوید باید آن را به صورت اوّل درآوری، واجب است آن را به صورت اوّلش درآورد. چنانچه قیمت آن به واسطه تغییر دادن از اوّلش کم تر شود، باید تفاوت آن را به صاحبش بدهد. پس طلایی را که غصب کرده، اگر گوشواره بسازد و صاحب آن بگوید باید به صورت اوّلش درآوری، در صورتی که پس از آب کردن، قیمت آن از پیش از گوشواره ساختن کمتر شود، باید تفاوت را بدهد.
مسأله 2565 ) اگر در زمینی که غصب کرده زراعت کند، یا درخت بنشاند، زراعت و درخت و میوه آن مال خود اوست. چنانچه صاحب زمین راضی نباشد که زراعت و درخت در زمین بماند، کسی که غصب کرده باید فوراً زراعت یا درخت خود را اگرچه ضرر نماید، از زمین بکَند، نیز باید اجاره زمین را در مدتی که زراعت و
درخت در آن بوده، به صاحب زمین بدهد و خرابی هایی را که در زمین پیدا شده، درست کند مثلاً جای درخت ها را پر نماید. اگر به واسطه این ها قیمت زمین از اوّلش کم تر شود، باید تفاوت آن را هم بدهد و نمی تواند صاحب زمین را مجبور کند که زمین را به او بفروشد یا اجاره دهد، نیز صاحب زمین نمی تواند او را مجبور کند که درخت یا زراعت را به او بفروشد.
مسأله 2566 ) اگر صاحب زمین راضی شود که زراعت و درخت در زمین او بماند، کسی که آن را غصب کرده، لازم نیست درخت و زراعت را بکَند ولی باید اجاره زمین را از وقتی که غصب کرده تا وقتی که صاحب زمین راضی شده، بدهد.
مسأله 2567 ) اگر چیزی را که غصب کرده از بین برود، در صورتی که مثل گاو و گوسفند باشد که از جهت خصوصیات شخصی قیمت آن در نظر عقلا با قیمت فرد دیگری فرق دارد، باید قیمت آن را بدهد. چنانچه قیمت بازار فرق کرده باشد، باید قیمت وقتی را که غصب کرده بدهد، بلکه احتیاط واجب آن است در بالاترین قیمتی که از زمان غصب تا زمان تلف داشته، مصالحه کنند.
مسأله 2568 ) اگر چیزی را که غصب کرده از بین رفته مانند گندم و جو باشد که قیمت انواعش از جهت خصوصیات با هم فرق ندارد، باید مثل همان چیزی را که غصب کرده، بدهد ولی چیزی را که می دهد باید خصوصیاتش مثل چیزی باشد که غصب کرده و از بین رفته است.
مسأله 2569 ) اگر چیزی را که مثل گوسفند است غصب نماید و از بین برود، چنانچه قیمت بازار فرق نکرده باشد ولی در مدتی که پیش او بود مثلاً چاق شده باشد، باید قیمت وقتی را که چاق بوده، بدهد.
مسأله 2570 ) اگر چیزی را که غصب کرده، دیگری غصب نماید و از بین برود، صاحب مال می تواند عوض آن را از هر یک از آنان بگیرد، یا از هرکدام مقداری از عوض را درخواست نماید. چنانچه عوض مال را از اوّلی بگیرد، اوّلی می تواند آنچه را داده، از دومی بگیرد ولی اگر از دومی بگیرد، او نمی تواند آنچه را داده، از اوّلی درخواست کند.
مسأله 2571 ) اگر چیزی را که می فروشند، یکی از شرط های معامله در آن نباشد مثلاً چیزی را که باید با وزن خرید و فروش کنند بدون وزن معامله نمایند، معامله باطل
است. چنانچه فروشنده و خریدار با قطع نظر از معامله راضی باشند که در مال یکدیگر تصرف کنند اشکال ندارد و گرنه چیزی را که از یکدیگر گرفته اند مثل مال غصبی است و باید آن را به همدیگر برگرداند. در صورتی که مال هر یک در دست دیگری تلف شود، چه بداند معامله باطل است چه نداند، باید عوض آن را بدهد.
مسأله 2572 ) هرگاه مالی را از فروشنده بگیرد که آن را ببیند یا مدتی نزد خود نگهدارد تا اگر پسندید، بخرد، در صورتی که مال تلف شود، باید عوض آن را به صاحبش بدهد.
