حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی
مرجع تقلید شیعه
احکام وقت نماز
مسأله 750 ) موقعی انسان می تواند مشغول نماز شود که یقین کند وقت داخل شده است، یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند یا اذان گویِ عادلِ وقت شناس اذان بگوید.
مسأله 751 ) اگر به واسطه ابر یا غبار یا نابینایی و یا بودن در زندان، نتواند در اوّل وقت نماز، به داخل شدن وقت یقین کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل شده، احتیاط واجب آن است که به گمان عمل نکند و نماز را به تأخیر بیندازد تا یقین کند وقت داخل شده است.
مسأله 752 ) اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند یا اذان گویِ عادلِ وقت شناس اذان بگوید یا انسان یقین کند که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. همچنین است اگر پس از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده ولی اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده، یا پس از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده، نماز صحیح است.
مسأله 753 ) اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه پس از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت خوانده، نماز صحیح است. اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت خوانده، یا نفهمد که در وقت خوانده یا پیش از وقت، نمازش باطل است. بلکه اگر پس از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده، احتیاط واجب آن است که دوباره نماز را بخواند.
مسأله 754 ) اگر اطمینان کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز باطل است. اگر در بین نماز اطمینان داشته باشد که وقت داخل شده نمازش صحیح است، هرچند اطمینان کند که نماز را پیش از وقت شروع کرده است.
مسأله 755 ) اگر وقت نماز به قدری تنگ است که به واسطه به جا آوردن بعضی از کارهای مستحب نماز، همچون اذان و قنوت بلکه سوره بترسد مقداری از آن پس از وقت خوانده شود، باید مستحب را به جا نیاورد.
مسأله 756 ) کسی که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد باید نماز را به نیت ادا بخواند. اگر عمداً نماز را تا این وقت به تأخیر بیندازد، معصیت کرده ولی باید نماز را به نیت ادا بخواند.
مسأله 757 ) کسی که مسافر نیست اگر نماز خود را تا نزدیکی غروب آفتاب به تأخیر بیندازد مسأله سه صورت دارد:
اوّل: به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، در این صورت باید نماز ظهر و عصر خود را به ترتیب بخواند.
دوم: به این اندازه وقت ندارد ولی به اندازه یک رکعت یا بیش تر وقت دارد، در این صورت نماز ظهرش قضا شده و باید نماز عصر را به جا آورد.
سوم: به اندازه یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز ظهر و عصر هر دو قضا شده است، نیز اگر نماز مغرب و عشا را تا نزدیکی نیمه شب به تأخیر بیندازد، باز مسأله سه صورت دارد:
اوّل: به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب بخواند.
دوم: به اندازه یک رکعت یا بیش تر وقت دارد: در این صورت باید نماز عشا را خوانده، سپس نماز مغرب را قضا کند. بنابراحتیاط واجب نماز مغرب را تا پیش از طلوع فجر به جا آورده، نیت ادا یا قضا نکند.
سوم: به اندازه یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا قضا شده و بنابراحتیاط واجب آن دو را تا پیش از طلوع فجر به جا آورده، نیت ادا یا قضا نکند. در تأخیر نماز مغرب و عشا تا نزدیکی طلوع فجر با عذر سه صورت وجود دارد:
اوّل: به اندازه پنج رکعت وقت داشته باشد: در این صورت باید نماز مغرب و عشا را به ترتیب به نیّت ادا بخواند و بنابراحتیاط مستحب نیت ادا یا قضا نکند.
دوم: به این اندازه وقت نداشته باشد ولی به اندازه یک رکعت یا بیش تر وقت داشته باشد، در این صورت نماز مغربش قضا شده، می بایست نماز عشا را در این وقت به نیت ادا به جا آورد و بنابراحتیاط مستحب نیت ادا یا قضا نکند.
سوم: به اندازه یک رکعت هم وقت نداشته باشد، در این صورت نماز مغرب و عشا هر دو قضا شده است. بنابراحتیاط واجب تأخیر بدون عذر تا نزدیکی طلوع فجر در حکم تأخیر با عذر می باشد و نباید نیت ادا و قضا بنماید.
مسأله 758 ) کسی که مسافر است اگر نماز خود را در ظهر و عصر تا نزدیکی غروب آفتاب و در مغرب و عشا تا نصف شب و یا تا طلوع فجر با وجود عذر به تأخیر بیندازد، تمام فرض های مسأله پیش در این مسأله هم جاری است و فرقی بین این دو مسأله نیست مگر در مقدار وقت که در مسأله قبل برای غیر مسافر در ظهر و عصر و مغرب و عشا پنج رکعت به آخر وقت مانده فرض شده، ولی در این مسأله برای مسافر در ظهر و عصر سه رکعت و در مغرب و عشا چهار رکعت می باشد.
مسأله 759 ) مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و راجع به آن خیلی سفارش شده است. هرچه به اوّل وقت نزدیک تر باشد، بهتر است. مگر آن که تأخیر بهتر باشد، مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 760 ) هرگاه انسان عذری دارد که اگر بخواهد در اوّل وقت نماز بخواند، ناچار است مثلاً با تیمم یا با لباس نجس نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقی است، می تواند در اوّل وقت، نماز بخواند. اگر احتمال دهد که عذر او از بین می رود، باید صبر کند تا عذرش برطرف شود. چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند و لازم نیست به قدری صبر کند که فقط بتواند کارهای واجب نماز را انجام دهد، بلکه اگر برای مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، می تواند تیمم کند و نماز را با مستحبات به جا آورد.
مسأله 761 ) کسی که مسائل نماز و احکام شک و سهو را نداند و احتمال می دهد که یکی از این ها در نماز پیش آید و نمازش را باطل کند، نمی تواند در اوّل وقت با قصد جزمی نماز را شروع کند بلکه یا باید نماز را در اوّل وقت به قصد رجا شروع کند یا برای یاد گرفتن این ها نماز را از اوّل وقت به تأخیر بیندازد. اگر اطمینان دارد که نماز را به طور صحیح تمام می کند، می تواند در اوّل وقت با نیت جزمی مشغول نماز شود. در هر صورت اگر در نماز مسأله ای که حکم آن را نمی داند، پیش نیاید، نماز صحیح است. اگر مسأله ای که حکم آن را نمی داند پیش آید، جایز است به یکی از دو طرفی که احتمال می دهد، عمل نماید و نماز را تمام کند. ولی پس از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل باشد، دوباره بخواند. اگر صحیح بوده، اعاده لازم نیست.
مسأله 762 ) اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار طلب خود را درخواست می کند، در صورتی که ممکن است، باید اوّل قرض خود را بدهد، سپس نماز بخواند. همچنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را به جا آورد پیش آید، مثلاً ببیند مسجد نجس است که باید اوّل مسجد را پاک کند، سپس نماز بخواند. چنانچه اوّل نماز بخواند، معصیت کرده ولی نماز صحیح است.
