حضرت آیت الله حاج میرزا یدالله دوزدوزانی تبریزی
مرجع تقلید شیعه
مسائل متفرّقه زکات
مسأله 1969 ) موقعی که گندم و جو را از کاه جدا می کنند و موقع خشک شدن خرما و انگور، انسان باید زکات را به فقیر بدهد، یا از مال خود جدا کند. زکات طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر را پس از تمام شدن ماه یازدهم باید به فقیر بدهد، یا از مال خود جدا نماید ولی اگر منتظر فقیر معینی باشد، یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد، می تواند زکات را جدا نکند.
مسأله 1970 ) پس از جدا کردن زکات لازم نیست فوراً آن را به مستحق بدهد ولی اگر به کسی که می شود زکات داد، دسترسی دارد، احتیاط واجب آن است که دادن زکات را به تأخیر نیندازد.
مسأله 1971 ) کسی که می تواند زکات را به مستحق برساند، اگر ندهد و به سبب کوتاهی او از بین برود، باید عوض آن را بدهد.
مسأله 1972 ) کسی که می تواند زکات را به مستحق برساند، اگر زکات را ندهد و بدون آن که در نگهداری آن کوتاهی کند از بین برود، چنانچه دادن زکات را به قدری تأخیر انداخته که نمی گویند فوراً داده است، باید عوض آن را بدهد. اگر به این مقدار تأخیر نینداخته مثلاً دو سه ساعت به تأخیر انداخته و در همان وقت تلف شده، در صورتی که مستحق حاضر نبوده، چیزی بر او واجب نیست. اگر مستحق حاضر بوده، بنابراحتیاط واجب باید عوض آن را بدهد، به خصوص در صورتی که مستحق درخواست کرده باشد.
مسأله 1973 ) اگر زکات را از خود مال کنار بگذارد، می تواند در بقیه آن تصرف کند. اگر از مال دیگرش کنار بگذارد، می تواند در تمام مال تصرف نماید.
مسأله 1974 ) انسان نمی تواند زکاتی را که کنار گذاشته، برای خود بردارد و چیز دیگری به جای آن بگذارد.
مسأله 1975 ) اگر از زکاتی که کنار گذاشته منفعتی حاصل شود مثلاً گوسفندی که برای زکات کنار گذاشته برّه بیاورد، مال فقیر است.
مسأله 1976 ) اگر موقعی که زکات را کنار می گذارد مستحقی حاضر باشد، احتیاط مستحب آن است که زکات را به او بدهد، مگر کسی را در نظر داشته باشد که دادن زکات به او از جهتی بهتر باشد.
مسأله 1977 ) اگر بدون اجازه حاکم شرع با مالی که برای زکات کنار گذاشته تجارت کند و ضرر نماید، نباید چیزی از زکات کم کند. اگر منفعت کند، باید آن را به مستحق بدهد.
مسأله 1978 ) اگر پیش از آن که زکات بر او واجب شود، چیزی بابت زکات به فقیر بدهد، زکات حساب نمی شود. پس از آن که زکات بر او واجب شد، اگر چیزی که به فقیر داده از بین نرفته باشد و فقیر بر فقر خود باقی باشد، می تواند چیزی را که به او داده، بابت زکات حساب کند.
مسأله 1979 ) فقیری که می داند زکات بر انسان واجب نشده، اگر چیزی بابت زکات بگیرد و پیش او تلف شود ضامن است، پس موقعی که زکات بر انسان واجب می شود، اگر فقیر بر فقر خود باقی باشد، می تواند عوض چیزی را که به او داده، بابت زکات حساب کند.
مسأله 1980 ) فقیری که نمی داند زکات بر انسان واجب نشده، اگر چیزی بابت زکات بگیرد و پیش او تلف شود، ضامن نیست و انسان نمی تواند عوض آن را بابت زکات حساب کند.
مسأله 1981 ) مستحب است زکات گاو و گوسفند و شتر را به فقیرهای آبرومند بدهد، نیز در دادن زکات، خویشان خود را بر دیگران و اهل علم و کمال را بر غیر آنان و کسانی را که درخواست نمی کنند، بر درخواست کنندگان مقدم بدارد ولی اگر دادن زکات به فقیری از جهت دیگر بهتر باشد، مستحب است که زکات را به او بدهد.
مسأله 1982 ) بهتر است زکات را آشکار و صدقه مستحبی را مخفی بدهند.
مسأله 1983 ) اگر در شهر کسی که می خواهد زکات بدهد، مستحقی نباشد و نتواند زکات را به مصرف دیگری که برای آن معیّن شده برساند، چنانچه امید نداشته باشد که بعداً مستحق پیدا کند، باید زکات را به شهر دیگر ببرد و به مصرف زکات
برساند. مخارج بردن را می تواند با اجازه حاکم شرع از زکات بردارد و اگر زکات تلف شود، ضامن نیست.
مسأله 1984 ) اگر در شهر خودش مستحق پیدا شود، می تواند زکات را به شهر دیگر ببرد ولی مخارج بردن را باید خودش بدهد. اگر زکات تلف شود، ضامن است مگر آن که با اجازه حاکم شرع برده باشد.
مسأله 1985 ) اجرتِ وزن کردن و پیمانه نمودنِ گندم و جو و کشمش و خرمایی را که برای زکات می دهد، با خود اوست.
مسأله 1986 ) کسی که زکات مقروض است هر مقدار که به یک فقیر بدهد، قبول است ولی احتیاط مستحب آن است که اگر زکات، نقره و طلا دارد، به یک فقیر از زکات نقره کم تر از دو مثقال و 15 نخود و از زکات طلا کم تر از نه نخود ندهد، بلکه احتیاط مستحب آن است که اگر غیر از طلا و نقره چیز دیگر مثل گندم و جو و خرما و گوسفند بدهکار است و قیمت آن به اندازه دو مثقال و 15 نخود نقره یا بیش تر می شود، به یک فقیر کم تر از مقداری که قیمت آن دو مثقال و 15 نخود نقره است، ندهد.
مسأله 1987 ) بنابر احتیاط انسان نباید از مستحق درخواست کند زکاتی را که از او گرفته به او بفروشد، ولی اگر مستحق بخواهد چیزی را که گرفته، بفروشد، پس از آن که به قیمت رساند، کسی که زکات را به او داده، در خریدن بر دیگران مقدم است.
مسأله 1988 ) اگر شک کند زکاتی را که بر او واجب بوده داده، باید زکات را بدهد حتی بنابراحتیاط واجب هر چند شک او برای زکات سال های پیش باشد و اگر عین تلف شده باشد، زکاتی بر او نیست هر چند از سال حاضر باشد.
مسأله 1989 ) فقیر نمی تواند زکات را به کم تر از مقدار آن صلح کند یا چیزی را گران تر از قیمت آن بابت زکات قبول نماید یا زکات را از مالک بگیرد و به او ببخشد ولی کسی که زکات زیادی بدهکار است و فقیر شده و نمی تواند زکات را بدهد، چنانچه بخواهد توبه کند، فقیر می تواند زکات را از او بگیرد و به او ببخشد.
مسأله 1990 ) انسان نمی تواند از زکات، قرآن یا کتاب دینی یا کتاب دعا بخرد و وقف نماید، مگر این که مصلحت عمومی طلب کند.
مسأله 1991 ) انسان نمی تواند از زکات ملک بخرد و بر اولاد خود یا بر کسانی که مخارج آنان بر او واجب است، وقف نماید که درآمد آن را به مصرف مخارج خود برسانند.
مسأله 1992 ) فقیر می تواند برای رفتن به حج و زیارت و مانند این ها زکات بگیرد ولی اگر به مقدار خرج سالش زکات گرفته باشد، برای زیارت و مانند آن بنابراحتیاط نمی تواند از سهم فقرا زکات بگیرد اما از سهم سبیل الله، فقیر و غیر فقیر می توانند از زکات برای زیارت و مانند آن بگیرند در صورتی که این کارها مصلحت عمومی داشته باشد.
مسأله 1993 ) اگر مالک فقیری را وکیل کند که زکات مال او را بدهد، چنانچه فقیر احتمال دهد قصد مالک این بوده که خود فقیر از زکات بر ندارد، نمی تواند چیزی از آن را برای خودش بردارد. اگر یقین داشته باشد که قصد مالک این نبوده، برای خودش هم می تواند بردارد.
مسأله 1994 ) اگر فقیر شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زکات بگیرد، چنانچه شرط هایی که برای واجب شدن زکات گفته شد، در آن ها جمع شود، باید زکات شان را بدهد.
مسأله 1995 ) اگر دو نفر در مالی که زکات آن واجب شده (یعنی سهم هر یک به حد نصاب رسیده و سایر شرایط را هم داشته اند) باهم شریک باشند و یکی از آنان زکات قسمت خود را بدهد و سپس مال را تقسیم کنند، مصرف او در سهم خودش اشکال ندارد، اگرچه بداند شریکش زکات سهم خود را نداده است.
مسأله 1996 ) کسی که خمس یا زکات بدهکار است و کفاره و نذر و مانند آن ها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، واجب است همه را انجام دهد. چنانچه مال وی برای انجام همه کافی نیست، اگر مالی که خمس یا زکات دارد موجود است، باید ابتدا خمس یا زکات را بدهد و از بقیه، اوّل قرضش را ادا کند. اگر چیزی باقی مانده، بین کفاره و نذر و مانند آن ها به نسبت تقسیم نماید. اگر مالی که خمس و زکات داشته از بین رفته و خمس یا زکات بر ذمّه است، ابتدا باید قرض را بدهد. اگر چیزی باقی ماند، بین خمس یا زکات و نذر و کفاره و مانند آن ها به نسبت تقسیم نماید مثلاً اگر چهل تومان خمس یا زکات بر او واجب است و بیست تومان بابت نذر بدهی دارد و ده تومان
هم قرض دارد و تمام مالی که دارد، سی و یک تومان است، باید اوّل ده تومان قرض را بدهد و پس از آن چهارده تومان بابت خمس و هفت تومان بابت نذر بدهد.
مسأله 1997 ) کسی که خمس یا زکات بدهکار است و نذر و کفاره یا حج و مانند این ها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بمیرد و مال او برای همه آنها کافی نباشد، چنانچه مالی که خمس و زکات آن واجب شده، از بین نرفته باشد، باید خمس یا زکات را بدهند و از بقیه مال، اوّل قرض او را بدهند. اگر چیزی باقی ماند، به چیزهای دیگری که بر او واجب است، به نسبت قسمت کنند. اگر مالی که خمس و زکات آن واجب شده از بین رفته باشد، باید اوّل قرض را ادا نمایند. در صورتی که چیزی باقی مانده باشد، صرف حج کنند. اگر چیزی زیاد آمد، به خمس و زکات و نذر و مانند این ها به نسبت قسمت نمایند.
مسأله 1998 ) کسی که مشغول تحصیل علم است و اگر تحصیل نکند می تواند برای معاش خود کسب کند، چنانچه تحصیل آن علم، واجب یا مستحب باشد، می شود به او زکات داد. اگر تحصیل آن علم واجب یا مستحب نباشد، زکات دادن به وی اشکال دارد.
