آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
نجاسات
اشاره
مسأله 85_ نجاسات ده چیز است: اوّل بول، دوم غائط، سوم منی، چهارم مردار، پنجم خون، ششم و هفتم سگ و خوک، هشتم کافر، نهم شراب، دهم فقّاع.
1و2_ بول و غائط
مسأله 86_ بول و غائط انسان و هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد؛ یعنی اگر رگ آن را ببرند، خون از آن جستن می کند، نجس است. و بول و غائط حیوان حرام گوشتی که خون آن جستن نمی کند مثل ماهی حرام گوشت و همچنین فضله ی حیوانات کوچک مثل پشه و مگس که گوشت ندارند پاک است.
مسأله 87_ بول و فضله ی پرندگان حرام گوشت پاک و بهتر اجتناب از آنها است.
مسأله 88_ بول و غائط حیوانات نجاستخوار نجس است. و همچنین است بول و غائط گوسفندی که شیر خوک خورده به تفصیلی که خواهد آمد. یا حیوانی که انسان با آن نزدیکی نموده است.
3_ منی
مسأله 89_ منی انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد نجس است.
4_ مردار
مسأله 90_ مردار انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد نجس است، چه خودش مرده باشد، یا به غیر دستوری که در شرع معیّن شده آن را کشته باشند. و ماهی چون خون جهنده ندارد، اگرچه در آب بمیرد پاک است.
مسأله 91_ آنچه از مردار مثل پشم و مو و کرک و استخوان و دندان روح ندارد پاک است.
مسأله 92_ اگر از بدن انسان یا حیوانی که خون جهنده دارد در حالی که زنده است گوشت یا چیز دیگری را که روح دارد جدا کنند نجس است.
مسأله 93_ اگر پوست های مختصر لب و جاهای دیگر بدن را بکنند پاک است. ولی اگر وقت افتادن آن نرسیده آن را بکنند پاک بودن محلّ اشکال است.
مسأله 94_ تخم مرغ که از شکم مرغ مرده بیرون می آید، اگر پوست روی آن سفت شده باشد پاک است، ولی ظاهراً آن را باید آب کشید.
مسأله 95_ اگر بره وبزغاله پیش از آنکه علفخوار شوند بمیرند، پنیر مایه ای که در شیردان آنها می باشد پاک است. ولی ظاهراً آن را باید آب کشید.
مسأله 96_ دواهای روان و عطر و روغن و واکسن و صابون که از خارجه می آورند، اگر انسان یقین به نجاست آن نداشته باشد پاک است.
مسأله 97_ گوشت و پیه و چرم حیوانی که چنانچه به دستور شرع کشته شود، خوردن گوشت و پیه حلال و چرمش پاک است. اگر از دست مسلمان گرفته شود حلال و پاک است. ولی اگر از دست کافر گرفته شود یا اینکه دست مسلمانی باشد که از کافر گرفته و رسیدگی نکرده که از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده یا نه، خوردن آن گوشت و پیه حرام است، و نماز در آن چرم جائز نیست. و اما آنچه از بازار مسلمان ها یا از مسلمانی گرفته شود و معلوم نباشد که از کافر گرفته شده، یا احتمال برود تحقیق کرده، اگرچه از کافر گرفته باشد نماز خواندن در آن چرم و خوردن آن گوشت و پیه نیز جائز است.
5_ خون
مسأله 98_ خون انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد یعنی حیوانی که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن می کند نجس است، و حیوانی که مانند ماهی و پشه خون جهنده ندارد پاک می باشد.
مسأله 99_ اگر حیوان حلال گوشت را به دستوری که در شرع معیّن شده بکشند و خون آن به مقدار معمول بیرون آید، خونی که در بدنش می ماند پاک است ولی اگر به علّت نفس کشیدن یا به واسطه ی اینکه سر حیوان در جایی بلند بوده خون به بدن حیوان برگردد، آن خون نجس است.
مسأله 100_ بنا بر احتیاط واجب از خوردن تخم مرغی که ذرّه ای خون در آن است باید اجتناب کرد. ولی اگر خون در زرده باشد، تا پوست نازک روی آن پاره نشده، سفیده پاک می باشد.
مسأله 101_ خونی که گاهی موقع دوشیدن شیر در آن دیده می شود، نجس است. و شیر را نجس می کند.
مسأله 102_ اگر خونی که از لای دندان ها می آید، به واسطه ی مخلوط شده با آب دهان از بین برود اجتناب از آب دهان لازم نیست.
مسأله 103_ خونی که به واسطه ی کوبیدن شدن، زیر ناخن یا زیر پوست می میرد اگر طوری شود که دیگر به آن خون نگویند، پاک و اگر به آن خون بگویند نجس است، و در این صورت چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود و بیرون آوردن خون و تطهیر محلّ، جهت وضوء یا غسل مشقّت زیاد دارد باید تیمّم نماید و وضوی جبیره ای (با گذاردن پارچه ای پاک روی آن و شستن اطرافش و مسح بر آن) نیز بگیرد.
مسأله 104_ اگر انسان نداند که خون زیر پوست، مرده، یا گوشت به واسطه ی کوبیده شدن به آن حالت درآمده، پاک است.
مسأله 105_ اگر موقع جوشیدن غذا ذرّه ای خون نجس در آن بیفتد، تمام غذا و ظرف آن نجس می شود. و جوشیدن و حرارت و آتش پاک کننده نیست.
مسأله 106_ زردابه ای که در حال بهبودی زخم در اطراف آن پیدا می شود اگر معلوم نباشد که با خون مخلوط است، پاک می باشد.
6و7_ سگ و خوک
مسأله 107_ سگ و خوکی که در خشکی زندگی می کنند حتی مو و استخوان و پنجه و ناخن و رطوبت های آنها نجس است، ولی سگ و خوک دریایی پاک است.
8_ کافر
مسأله 108_ کافر یعنی کسی که منکر خدا یا معاد است، یا برای خدا شریک قرار می دهد، همچنین غلاة (یعنی آنهایی که یکی از ائمّه(ع) را خدا خوانده، یا بگویند خدا در او حلول کرده است). و خوارج و نواصب (یعنی آن هایی که به ائمّه (ع) اظهار دشمنی می نمایند). نجسند. و همچنین است کسی که نبوّت یا یکی از ضروریات دین را یعنی چیزی که مثل نماز و روزه، مسلمانان جزء دین اسلام می دانند، چنانچه بداند آن چیز ضروری دین است منکر شود. (اگرچه بقیّه ی اصول اسلام را بپذیرد) بنا بر احتیاط واجب. و اما اهل کتاب (یعنی یهود و نصاری) که پیغمبری حضرت خاتم الانبیاء محمّد بن عبدالله (ص) را قبول ندارند نیز بنابر مشهور نجس می باشند، و این قول موافق احتیاط است، پس اجتناب از آنها نیز لازم است. و مجوس نیز مانند آنان می باشد.
مسأله 109_ تمام بدن کافر حتی مو و ناخن و رطوبت های او بنا بر احتیاط واجب نجس است.
مسأله 110_ اگر پدر و مادر و جدّ و جدّه ی بچه ی نابالغ کافر باشند آن بچه هم نجس است، مگر در صورتی که ممیّز و مظهر اسلام باشد. و اگر یکی از اینها مسلمان باشد بچه پاک است. مگر جدّه که خالی از اشکال نیست.
مسأله 111_ کسی که معلوم نیست مسلمان است یا نه، پاک می باشد، ولی احکام دیگر مسلمانان را ندارد، مثلاً نمی تواند زن مسلمان بگیرد. و باید در قبرستان مسلمانان دفن نشود.
مسأله 112_ شخصی که به یکی از دوازده امام (ع) از روی دشمنی دشنام دهد نجس است.
9_ شراب
مسأله 113__ شراب و نبیذی که مسکر است نجس می باشد، و بنا بر احتیاط واجب هر چیزی که انسان را مست می کند، چنانچه به خودی خود روان باشد نیز نجس است، و اگر مثل بنگ و حشیش (چرس) روان نباشد پاک است اگرچه چیزی در آن بریزند که روان شود.
مسأله114_ الکل صنعتی که برای رنگ کردن در و پنجره و میز، صندلی و مانند اینها به کار می برند در صورتی که نداند چیز مست کننده ی روان در او هست، تمام اقسامش پاک می باشد.
مسأله 115_ اگر انگور و آب انگور به خودی خود یا به واسطه ی پختن جوش بیاید، پاک، ولی خوردن آن حرام و احتیاط مستحبّ است که با آن معامله ی نجس کنند.
مسأله 116_ خرما و مویز و کشمش و آب آنها اگرچه جوش بیایند پاکند. و احتیاط مستحبّ اجتناب از آن هاست. به خصوص کشمش و مویز. ولی خوردن آنها حلال است.
10_ فقّاع
مسأله 117_ فقّاع که از جو گرفته می شود و به آن آبجو می گویند نجس است. و غیر فقّاع مانند آبی که به دستور طبیب از جو می گیرند و به آن ماءالشّعیر می گویند پاک می باشد.
مسأله 118_ عرق جنب از حرام پاک است، و بنا بر احتیاط مستحبّ نماز با آن نخوانند، و نزدیکی با زن در حال حیض، بنا بر احتیاط حکم جنابت از حرام را دارد.
مسأله 119_ اگر انسان در اوقاتی که نزدیکی با زن حرام است؛ مثلاً در روز ماه رمضان، با زن خود نزدیکی کند، عرق او نیز بنا بر احتیاط حکم عرق جنب از حرام را دارد.
مسأله 120_ اگر جنب از حرام عوض غسل تیمّم نماید، و بعد از تیمّم عرق کند، حکم آن عرق حکم عرق قبل از تیمّم است.
مسأله 121_ اگر کسی از حرام جنب شود، و بعد با حلال خود نزدیکی کند، احتیاط مستحبّ است که در نماز از عرق خود اجتناب نماید، و چنانچه اوّل با حلال خود نزدیکی کند و بعد مرتکب حرام شود عرق او حکم عرق جنب از حرام را ندارد.
مسأله 122_ با عرق شتر نجاستخوار و هر حیوانی که به خوردن نجاست انسان عادت کرده، نماز جائز نیست و در پاکی آن اشکال است.
راه ثابت شدن نجاست
مسأله 123_ نجاست هر چیزی از سه راه ثابت می شود:
(اول) آنکه خود انسان یقین کند که آن چیز نجس است، و اگر گمان داشته باشد چیزی نجس است لازم نیست از آن اجتناب نماید. بنابراین، غذا خوردن در قهوهخانه ها و میهمان خانه هایی که مردمان لاابالی و کسانی که پاکی و نجسی را مراعات نمی کنند در آنها غذا می خورند، اگر انسان یقین نداشته باشد غذایی را که برای او آورده اند نجس است اشکال ندارد.
(دوم) آنکه کسی که چیزی در اختیار او است بگوید آن چیز نجس است، مثلاً همسر یا نوکر یا کلفت انسان، ظرف یا چیز دیگری که در اختیار او است بگوید نجس می باشد.
(سوم) آنکه دو مرد عادل بگویند چیزی نجس است. باید از آن اجتناب کرد. و نیز اگر یک نفر عادل، بلکه شخص موثّق، (اگر چه عادل هم نباشد) بگوید چیزی نجس است، بنا بر احتیاط باید از آن اجتناب کرد.
مسأله 124_ اگر به واسطه ی ندانستن مسأله، نجس بودن و پاک بودن چیزی را نداند، مثلاً نداند فضله ی موش پاک است یا نه، باید مسأله را بپرسد، ولی اگر با اینکه مسأله را می داند، در چیزی شکّ کند که پاک است یا نه، مثلاً شکّ کند آن چیز خون است یا نه، و یا نداند که خون پشه است یا خون انسان، پاک می باشد. و وارسی کردن یا پرسیدن لازم نیست.
مسأله 125_ چیز نجسی که انسان شکّ دارد پاک شده، نجس است، و چیز پاک را اگر شکّ کند نجس شده، پاک است. و اگر هم بتواند نجس بودن یا پاک بودن آن را بداند لازم نیست وارسی کند.
مسأله 126_ اگر بداند یکی از دو ظرف یا دو لباسی که از هر دوی آنها استفاده می کند نجس شده و نداند کدام است، باید از هر دو اجتناب کند. ولی اگر مثلاً نمی داند لباس خودش نجس شده یا لباسی که از تصرّف او خارج بوده و مال دیگری می باشد، لازم نیست از لباس خودش اجتناب نماید.
چیز پاک چگونه نجس می شود؟
مسأله 127_ اگر چیز پاک به چیز نجس برسد و هر دو یا یکی از آنها به طوری تر باشد که تری یکی به دیگری برسد، چیز پاک نیز نجس می شود، و همچنین اگر به چیز سومی با همان رطوبت برسد نجسش می کند، و مشهور فرموده اند که متنجّس به طور مطلق منجّس است، ولی این حکم در بیش از سه چهار واسطه محلّ اشکال است، اگرچه احتیاط واجب اجتناب از او لازم است. (مثال) در صورتی که دست راست به بول متنجّس شود، آن گاه آن دست با رطوبت با دست چپ ملاقات کند این ملاقات موجب نجاست دست چپ خواهد بود، و اگر دست چپ بعد از آن با آب قلیل ملاقات کند، آب نیز نجس می شود، و همچنین اگر با چیز دیگری با رطوبت ملاقات کند نجاست آن چیز بی اشکال و اجتناب از آن لازم است. و همچنین تا سه چهار واسطه، و اگر تری به قدری کم باشد که به دیگری نرسد، چیزی که پاک بود نجس نمی شود، اگرچه به عین نجس برسد.
مسأله 128_ اگر چیز پاکی به چیز نجس برسد، و انسان شکّ کند که هر دو یا یکی از آنها تر بوده یا نه، آن چیز پاک نجس نمی شود و باید تر بودنی که سرایت کند در یکی از آن دو مسلّم باشد.
مسأله 129_ دو چیزی که انسان می داند کدام پاک و کدام نجس است اگر چیز پاکی با رطوبت بعداً به یکی از آنها برسد یا قبلاً رسیده باشد، حکم نجس ندارد.
مسأله 130_ زمین و پارچه و مانند اینها اگر رطوبت مُسری داشته باشد، هر قسمتی که نجاست به آن برسد نجس می شود. و جاهای دیگر آن پاک است. و همچنین است خیار و خربزه و مانند اینها در صورتی که آبکی نباشد که موجب سرایت باشد.
مسأله 131_ هرگاه شیره و روغن و مانند اینها طوری باشد که اگر مقداری از آن را بردارند جای آن خالی نمی ماند، همین که یک نقطه از آن نجس شد، تمام آن نجس می شود. ولی اگر طوری باشد که جای آن در موقع برداشتن خالی بماند اگرچه بعد پر شود، فقط جایی که نجاست به آن رسیده نجس می باشد. پس اگر فضله ی موش در آن بیفتد جایی که فضله افتاده نجس و بقیّه پاک است.
مسأله 132_ اگر مگس یا حشره ای مانند آن، روی چیز نجسی که تر است بنشیند، و بعد روی چیز پاکی که آن هم تر است بنشیند، چنانچه انسان بداند نجاست همراه آن حشره بوده، چیز پاک نجس می شود، و اگر نداند، پاک است. و اگر یقین به وجود نجاست در بدن (به خصوص دست و پای) آن داشته و شکّ کند که برطرف شده به نشستن حشره روی آن چیز پاک، احتیاط بجاست.
مسأله 133_ اگر جایی از بدن که عرق دارد نجس شود و عرق از آنجا به جای دیگر برود، هر جا که عرق به آن برسد نجس می شود، و جاهای دیگر بدن پاک است.
مسأله 134_ اخلاطی که از بینی یا گلو می آید، اگر خون داشته باشد، جایی که خون دارد نجس و بقیّه ی آن پاک است. پس اگر به بیرون دهان یا بینی برسد مقداری را که انسان یقین دارد جاس نجسِ اخلاط به آن رسیده نجس است، و محلّی را که شکّ دارد جای نجس به آن رسیده، پاک می باشد.
مسأله 135_ اگر آفتابه ای را که ته آن سوراخ است روی زمین نجس بگذارند چنانچه از جریان بیفتد و آب زیر آن جمع گردد که با آب آفتابه یکی حساب شود، آب آفتابه نجس می شود. ولی اگر آب آفتابه جریان داشته باشد نجس نمی شود. مگر طوری به زمین متّصل باشد که مانع از تدافع آب گردد که در این صورت نجاست آن احوط است.
مسأله 136_ اگر چیزی داخل بدن شود و به نجاست برسد، در صورتی که بعد از بیرون آمدن آلوده به نجاست نباشد پاک است. پس اگر اسباب عماله یا آب آن در مخرج غائط وارد شود، یا سوزن و چاقو و مانند اینها در بدن فرو رود و بعد از بیرون آمدن به نجاست آلوده نباشد نجس نیست. و همچنین است آب دهان و بینی اگر در داخل به خون برسد و بعد از بیرون آمدن، به خون آلوده نباشد.
احکام نجاسات
مسأله 137_ نجس کردن خطّ و ورق قرآن در صورتی که مستلزم هتک باشد بی اشکال حرام است، و اگر نجس شود باید فوراً آن را آب بکشند. بلکه بنا بر احتیاط واجب در غیر فرض هتک نیز نجس کردن آن حرام و آب کشیدن واجب است.
مسأله 138_ اگر جلد قرآن نجس شود در صورتی که بی احترامی به قرآن باشد باید آن را آب بکشند.
مسأله 139_ گذاشتن قرآن روی عین نجس مانند خون و مردار، اگرچه آن عین نجس خشک باشد حکم نجس کردن آن را دارد.
مسأله 140_ نوشتن قرآن با مرکّب نجس اگرچه یک حرف آن باشد حکم نجس کردن آن را دارد، و اگر نوشته شود باید آن را آب بکشند، یا به واسطه ی تراشیدن و مانند آن کاری کنند که از بین رود.
مسأله 141_ در صورتی که دادن قرآن به کافر مستلزم هتک باشد، حرام و گرفتن قرآن از او واجب است.
مسأله 142_ اگر ورق قرآن یا چیزی که احترام آن لازم است، مثل کاغذی که اسم خدا یا پیغمبر یا امام معصوم بر آن نوشته شده، در مستراح بیفتد، بیرون آوردن و آب کشیدن آن، اگرچه خرج داشته باشد واجب است. و اگر بیرون آوردن آن ممکن نباشد، باید به آن مستراح نروند تا یقین کنند آن ورق پوسیده است. و نیز اگر تربت در مستراح بیفتد و بیرون آوردن آن ممکن نباشد، باید تا وقتی که یقین نکرده اند به کلّی از بین رفته، به آن مستراح نروند.
مسأله 143_ خوردن و آشامیدن چیز متنجّس حرام است، و همچنین است خوراندن آن به دیگری، و در خوراندن آن به طفل یا دیوانه، اظهر جواز است. و اگر خود طفل یا دیوانه غذای نجس را بخورد یا با دست نجس غذا را نجس کند و بخورد، بی اشکال لازم نیست از او جلوگیری کنند.
مسأله 144_ فرو ریختن و عاریه دادن چیز نجسی که می شود آن را آب کشید، چنانچه نجس بودن آن را به طرف بگویند اگرچه از قسم خوراکی باشد اشکال ندارد.
مسأله 145_ اگر انسان ببیند کسی چیز نجسی را می خورد یا با لباس نجس نماز می خواند، لازم نیست به او بگوید.
مسأله 146_ اگر جایی از خانه یا فرش کسی نجس باشد، و ببیند بدن یا لباس یا چیز دیگر کسانی که وارد خانه ی او می شوند با رطوبت به جای نجس رسیده است، و در معرض این باشد که نجاست به مأکول و مشروب سرایت کند، باید به آنان بگوید. بلکه بنا بر احتیاط مطلقاً حتی در صورتی که در معرض نباشد.
مسأله 147_ اگر صاحب خانه در بین غذا خوردن دانست که غذا نجس است باید به میهمان ها بگوید، اما اگر یکی از میهمان ها دانست، لازم نیست به دیگران خبر دهد. ولی چنانچه طوری با آنان معاشرت دارد که ممکن است به واسطه ی نجس بودن آنان خود او هم نجس شود، بعد از صرف غذا به آنان بگوید.
مسأله 148_ اگر چیزی را که عاریه کرده نجس شود، چنانچه صاحبش آن چیز را در کاری که شرط آن پاکی است استعمال می کند، مانند ظرفی که در خوردن و آشامیدن استعمال می شود، واجب است نجس شدن آن را به او بگوید. و اما مثل لباس، نجس شدن او را لازم نیست بگوید، اگرچه بداند صاحبش با او نماز می خواند، زیرا که پاک بودن لباس در نماز شرط واقعی نیست. مگر در صورتی که سبب نجاست آب وضوء یا غسل شود که باید به او خبر دهد.
مسأله 149_ اگر بچه بگوید چیزی نجس است، یا چیزی را آب کشیده، چنانچه اطمینان نداشته باشیم که راست می گوید لازم نیست سخن او را قبول کرد. ولی بچه ای که تکلیفش نزدیک است (بلکه مطلق بچه ی ممیّز) اگر بگوید چیزی را آب کشیدم، در صورتی که آن چیز در تصرّف او باشد یا آن بچه مورد اطمینان باشد حرف او قبول می شود، و همچنین اگر بگوید چیزی نجس است.
