آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام جعاله
مسأله2319_ جعاله آن است که انسان قرار بگذارد در مقابل کاری که برای او انجام می دهند مال معینی بدهد، مثلاً بگوید هر کس گمشدهی مرا پیدا کند، ده تومان به او می دهم و به کسی که این قرار را می گذارد «جاعل» و به کسی که کار را انجام می دهد «عامل» می گویند. و فرق بین جعاله و اجاره این است که در اجاره بعد از خواندن صیغه، اجیر باید عمل را انجام دهد و کسی هم که او را اجیر کرده اجرت را به او بدهکار می شود، ولی در جعاله اگرچه عامل شخص معین باشد می تواند مشغول عمل نشود، و تا عمل را انجام ندهد جاعل بدهکار نمی شود.
مسأله2320_ جاعل باید بالغ و عاقل باشد و از روی قصد و اختیار قرارداد کند و شرعاً بتواند در مال خود تصرف نماید، بنا بر این جعالهی آدم سفیه _ کسی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف میکند _ صحیح نیست. و هم چنین انسان مملوک (غلام، کنیز).
مسأله2321_ کاری را که «جاعل» می گوید برای او انجام دهند، باید حرام یا بی فائده یا از واجباتی که شرعاً لازم است مجاناً آورده شود نباشد. پس اگر بگوید هر کس شراب بخورد، یا در شب به جای تاریکی برود نماز واجب خود را بخواند ده تومان به او می دهم «جعاله» صحیح نیست. و هم چنین باید اجرتی که برای انجام کار معیّن می کند، حرام نباشد مگر جاعل ذمّی باشد که برای مثل خودش اجرت قرار دادن شراب و خوک مانعی ندارد.
مسأله2322_ اگر مالی را که قرار می گذارد بدهد معین کند مثلاً بگوید هر کس اسب مرا پیدا کند، این گندم را به او می دهم، لازم نیست بگوید آن گندم مال کجا است و قیمت آن چیست. ولی اگر مال را معین نکند مثلاً بگوید کسی که اسب مرا پیدا کند، ده من گندم به او می دهم، باید خصوصیّات آن را کاملاً معین نماید.
مسأله2323_ اگر «جاعل» مزد معینی را برای کار قرار ندهد، مثلاً بگوید هر کس بچهی مرا پیدا کند پولی به او می دهم و مقدار آن را معین نکند، چنانچه کسی آن عمل را انجام دهد، بنا بر احتیاط لازم باید مزد او را به مقداری که کار او در نظر مردم ارزش دارد بدهد.
مسأله2324_ اگر «عامل» پیش از قرار داد، کار را انجام داده باشد یا بعد از قرارداد به قصد اینکه پول نگیرد انجام دهد، حقی به مزد گرفتن ندارد.
مسأله2325_ پیش از آنکه «عامل» شروع به کار کند، «جاعل» می تواند «جعاله» را به هم بزند.
مسأله2326_ بعد از آنکه «عامل» شروع به کار کرد، اگر «جاعل» بخواهد جعاله را به هم بزند اشکال دارد.
مسأله2327_ «عامل» می تواند عمل را نا تمام بگذارد، ولی اگر تمام نکردن عمل، موجب ضرر «جاعل» شود، باید آن را تمام نماید، مثلاً اگر کسی بگوید هر کس چشم مرا عمل کند فلان مقدار به او می دهم و دکتر جرّاح شروع به عمل کند، و چنانچه عمل را تمام نکند، چشم معیوب می شود بایدآن را تمام نماید و در صورتی که نا تمام بگذارد، حقی «به جاعل» ندارد، بلکه احتمال ضمان نیز قوی است.
مسأله2328_ اگر «عامل» کار را نا تمام بگذارد، چنانچه آن کار مثل پیدا کردن اسب است که تا تمام نشود، برای «جاعل» فائده ندارد «عامل» نمی تواند چیزی مطالبه کند و همچنین است اگر «جاعل» مزد را برای تمام کردن «عمل» قرار دهد. مثلاً بگوید هر کس لباس مرا بدوزد، ده تومان به او می دهم، ولی اگر مقصودش این باشد که هر مقدار از عمل که انجام گیرد، برای آن مقدار مزد بدهد، «جاعل» باید مزد مقداری را که انجام شده به «عامل» بدهد اگرچه احتیاط است که به طور مصالحه یکدیگر را راضی نمایند.
