آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام قرض
قرض دادن از کارهای مستحبی است که در آیات قرآن و اخبار، راجع به آن زیاد سفارش شده است. از پیغمبر اکرم (ص) روایت شده که هر کس به برادر مسلمان خود قرض بدهد مال او زیاد می شود و ملائکه بر او رحمت می فرستند و اگر با بدهکار خود مدارا کند، بدون حساب و به سرعت از صراط می گذرد و کسی که برادر مسلمانش از او قرض بخواهد و ندهد، بهشت بر او حرام می شود.
مسأله2391_ در قرض لازم نیست صیغه بخوانند، بلکه اگر چیزی را به نیت قرض به کسی بدهد و او هم به همین قصد بگیرد، صحیح است.
مسأله2392_ هر وقت بدهکار بدهی خود را بدهد، طلب کار باید قبول نماید.
مسأله2393_ اگر در صیغهی قرض برای پرداخت آن مدتی قرار دهند احتیاط واجب است که طلب کار پیش از تمام شدن آن مدت طلب خود را مطالبه نکند. ولی اگر مدت نداشته باشد طلب کار هر وقت بخواهد می تواند طلب خود را مطالبه نماید.
مسأله2394_ اگرطلب کار طلب خود را مطالبه کند، چنانچه بدهکار بتواند بدهی خود را بدهد، باید فوراً آن را بپردازد و اگر تأخیر بیاندازد گناه کار است.
مسأله2395_ اگر بدهکار غیر از خانه ای که در آن نشسته و اثاثیهی منزل و چیزهای دیگری که به آنها احتیاج دارد، چیزی نداشته باشد، طلب کار نمی تواند طلب خود را از او مطالبه نماید، بلکه باید صبر کند تا بتواند بدهی خود را بدهد.
مسأله2396_ کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد چنانچه بتواند کسب کند، بنا بر حتیاط، واجب است که کسب کند و بدهی خود را بدهد.
مسأله2397_ کسی که دسترسی به طلب کار خود ندارد، چنانچه امید نداشته باشد که او را پیدا کند، باید طلب او را از طرف وی به فقیر بدهد، و بنا بر احتیاط از حاکم شرع اجازه بگیرد و اگر طلب کار او سید نباشد، می تواند طلب او را حتّی به سیّد فقیر بدهد.
مسأله2398_ اگر مال میّت بیشتر از خرج واجب کفن و دفن و بدهی او نباشد، باید مالش را به همین مصرف ها برسانند و به وارث او چیزی نمی رسد.
مسأله2399_ اگر کسی مقداری پول طلا یا نقره قرض کند و قیمت آن کم شود، چنانچه همان مقدار را که پس گرفته پس بدهد کافی است و اگر قیمت آن زیادتر گردد لازم است همان مقدار را که گرفته بدهد. ولی در هر دو صورت اگر بدهکار و طلب کار به غیر آن راضی شوند اشکال ندارد.
مسأله2400_ اگر مالی را که قرض کرده از بین نرفته باشد و صاحب مال، آن را مطالبه کند، احتیاط مستحب است که بدهکار همان مال را به او بدهد.
مسأله2401_ اگر کسی که قرض می دهد شرط کند که زیادتر از مقداری که می دهد بگیرد، مثلاً یک من گندم بدهد و شرط کند که یک من و پنج سیر بگیرد یا ده تخم مرغ بدهد که یازده تا بگیرد، ربا و حرام است. بلکه اگر قرار بگذارد که بدهکار کاری برای او انجام دهد، یا چیزی را که قرض کرده با مقداری جنس دیگر پس بدهد، مثلاً شرط کند که یک تومانی را که قرض کرده با یک کبریت پس دهد، ربا و حرام است و نیز اگر با او شرط کند چیزی را که قرض می گیرد به طور خصوصی پس دهد، مثلاً مقداری طلای ساخته به او بدهد و شرط کند که ساخته بگیرد، باز هم ربا و حرام می باشد. ولی اگر بدون اینکه شرط کند، خود بدهکار زیادتر از آنچه قرض کرده بدهد اشکال ندارد بلکه مستحب است.
مسأله2402_ ربا دادن مثل ربا گرفتن حرام است و کسی که قرض ربائی گرفته مشکل است مالک شود و احوط است که در آن تصرف نکند. بلی، اگر قرار ربا را با هم نگذاشته بودند، صاحب پول راضی بوده که گیرندهی قرض در آن پول تصرّف کند، قرض گیرنده می تواند در آن بدون اشکال تصرف نماید.
مسأله2403_ اگر گندم، یا چیزی مانند آن را به طور قرض ربائی بگیرد و با آن زراعت کند مشکل است که حاصل را مالک شود و احوط این است که در حاصلی که از آن به دست می آید بدون اذن قرض دهنده تصرف نکند.
مسأله2404_ اگر لباسی را بخرد و بعداً از پولی که به قرض ربائی گرفته، یا از پول حلالی که مخلوط با آن پول است به صاحب لباس بدهد پوشیدن آن لباس و نماز خواندن با آن اشکال ندارد. و اگر به فروشنده بگوید که این لباس را با این پول می خرم احوط است که در این صورت آن لباس را در نماز و غیر نماز نپوشد.
مسأله2405_ اگر انسان مقداری پول به تاجر بدهد که در شهری دیگر از طرف او کمتر بگیرد، اشکال ندارد و این را صرف برات میگویند.
مسأله2406_ اگر مقداری پول به کسی بدهد که بعد از چند روز در شهر دیگر زیادتر بگیرد، مثلاً نهصد و نود تومان بدهد که بعد از ده روز در شهر دیگر هزار تومان بگیرد در صورتی که مادهی آن پول مثلاً طلا و نقره باشد ربا و حرام است، ولی اگر کسی که زیادی را می گیرد و در مقابل زیادی جنس بدهد، یا عملی انجام دهد اشکال ندارد. و اما اسکناس های معمولی که از قسم شمردنی های است زیاد گرفتن اشکال ندارد مگر اینکه قرض داده و شرط زیادی نموده باشد.
مسأله2407_ اگر کسی از دیگری طلبی دارد که از جنس طلا و نقره یا کشمنی و پیمانه ای نیست می تواند آن را به شخص بدهکار یا دیگری به کمتر فروخته و وجه آن را نقداً بگیرد. بنا بر این در زمان حاضر برات یا سفته هایی که طلب کار از بدهکار گرفته است می تواند آنها را به بانک یا شخص دیگر به کمتر از طلب خود _ که در عرف آن را نزول کردن گویند _ بفروشد و باقی وجه را نقداً بگیرد. زیرا اسکناس و پول های معمولی با وزن و پیمانه معامله نمی شود.
