آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام مساقات و مغارسه
مسأله2339_ اگر انسان با کسی به این قسم معامله کند که درخت های میوه ای را که میوه ی آن مال خود او است، یا اختیار میوه های آن با او است تا مدت معینی به آن کس واگذار کند که تربیت نماید و آب دهد و به مقداری که قرار می گذارند از میوهی آن بر دارد، این معالمه را مساقات می گویند.
مسأله2340_ معاملهی مساقات در درخت هایی که میوه نمی دهند مثل بید و چنار صحیح نیست و در مثل درخت حنا که از برگ آن استفاده می کنند اشکال دارد، گرچه بعید نیست.
مسأله2341_ در معاملهی مساقات لازم نیست صیغه بخوانند. بلکه اگر صاحب درخت به قصد مساقات آن را واگذار کند و کسی که کار می کند به همین قصد مشغول کار شود، معامله صحیح است.
مسأله2342_ مالک و کسی که تربیت درخت ها را به عهده می گیرد، باید مکلف و عاقل باشند و کسی آنها را مجبور نکرده باشد و نیز مالک سفیه نباشد یعنی مال خود را در کارهای بیهوده مصرف نکند. و مفلس نباشد و آزاد باشد (غلام، کنیز نباشد) و مفلس در مسئله 2356 شرح داده می شود.
مسأله2343_ مدت مساقات باید معلوم باشد و اگر اول آن را معین کنند و آخر آن را موقعی قرار دهند که میوهی آن سال به دست می آید صحیح است.
مسأله2344_ باید سهم هر کدام نصف یا ثلث حاصل و مانند اینها باشد و اگر قرار بگذارند که مثلاً صد من از میوه ها از آنِ مالک و بقیه از کسی باشد که کار می کند معامله باطل است.
مسأله2345_ باید قرار معاملهی مساقات را پیش از ظاهر شدن میوه بگذارند، و اگر بعد از ظاهر شدن میوه و پیش از رسیدن آن قرار بگذارند، پس اگر کاری مانند آبیاری که برای تربیت درخت لازم است باقی نمانده باشد معامله صحیح نیست، اگرچه احتیاج به کاری مانند چیدن میوه و نگهداری آن باشد. و اگر کاری که برای تربیت درخت لازم است باقی مانده باشد صحت معامله محل اشکال است ولی بعید نیست.
مسأله2346_ معاملهی مساقات در بوتهی خربزه و خیار و مانند اینها بنا بر احتیاط مستحب صحیح نیست.
مسأله2347_ درختی که از آب باران یا رطوبت زمین استفاده می کند و به آبیاری احتیاج ندارد، اگر به کارهای دیگر مانند بیل زدن و کود دادن محتاج باشد، معاملهی مساقات در آن صحیح است.
مسأله2348_ دو نفری که مساقات کرده اند، با رضایت یکدیگر می توانند معامله را به هم بزنند. و نیز اگر ضمن قرار داد مساقات شرط کنند که هر دو یا یکی از آنان حق به هم زدن معاله را داشته باشند، مطابق قراری که گذاشته اند به هم زدن معامله اشکال ندارد. و اگر در ضمن معاملهی مساقات شرطی کنند و آن شرط عملی نشود، کسی که برای نفع او شرط کرده اند، می تواند معامله را به هم بزند.
مسأله2349_ اگر مالک بمیرد، معاملهی مساقات به هم نمی خورد و ورثه اش به جای او هستند.
مسأله2350_ اگر کسی که تربیت درخت ها به او واگذار شده بمیرد، چنانچه در عقد شرط نکرده باشند که خودش آنها را تربیت کند، ورثه اش به جای او هستند، و چنانچه خودشان عملی را انجام ندهند و اجیر هم نگیرند حاکم شرع از مال میّت اجیر می گیرد و حاصل را بین ورثهی میّت و مالک قسمت می کند و اگر قرارداد کرده باشند که خود او درخت ها را تربیت نماید، به نحوی که به عمل دیگری راضی نباشد، با مردن او معامله به هم می خورد. و اگر عمل خود عامل به نحو شرط باشد، مالک مخیر است از شرط صرف نظر کند و یا معامله را فسخ نماید.
مسأله2351_ اگر شرط کند که تمام حاصل برای مالک باشد، مساقات باطل است و میوه ملک مالک می باشد و کسی که کار می کند نمی تواند مطالبه ی اجرت نماید، ولی اگر باطل بودن مساقات به جهت دیگر باشد، مالک در صورت کمال به بلوغ و عقل و رشد و محجور نبودن باید مزد آبیاری و کارهای دیگر را به مقدار معمول به کسی که درخت ها را تربیت کردن بدهد. و اگر مقدار معمول بیشتر از مقدار قرار داد باشد، دادن زیادی به احتمال قوی لازم نیست. و در صورت شرط تمام حاصل برای عامل، صحّت معامله به عنوان جعاله بعید نیست.
مسأله2352_ اگر زمینی را به دیگری واگذار کند که در آن درخت بکارد و آنچه عمل می آید مال هر دو باشد معامله باطل است، پس اگر درخت ها مال صاحب زمین بوده، بعد از تربیت هم مال او است و باید مزد کسی که آنها را تربیت کرده بدهد و اگر مال کسی بوده که آنها را تربیت کرده، بعد از تربیت هم مال او است و می تواند آنها را از زمین بیرون آورد. ولی گودال هایی را که به این جهت پیدا شده باید پر کند، و اجارهی زمین را از روزی که درخت ها را کاشته به صاحب زمین بدهد، و مالک هم می تواند او را مجبور نماید که درخت ها را بیرون آورد و اگر به این جهت، عیبی در آن پیدا شود چیزی بر صاحب زمین نیست. بلی اگر خود صاحب زمین درخت ها را بیرون آورد و عیبی در آنها پیدا شود باید تفاوت قیمت آن را به صاحب درخت بدهد، و صاحب درخت نمی تواند او را مجبود کند که با اجاره، یا بدون اجاره، درخت را در زمین باقی بگذارد. و همچنین صاحب زمین نمی تواند صاحب درخت ها را مجبور نماید که با اجارهی یا بدون اجاره درخت ها در زمین او بماند.
مسأله2353_ راه صحّت در فرض مسألهی بالا به صلح یا جعاله یا اجاره با مراعات شرایط آنها موجود است.
