آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

مرجع تقلید شیعه

احکام وصیت

مسأله2813_ وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کارهائی انجام دهند، یا بگوید بعد از مرگش چیزی از مال او ملک کسی باشد یا اینکه چیزی از مال او را به کسی تملیک یا صرف در خیرات و مبرات کنند، یا برای اولاد خود و کسانی که اختیار آنان با او است، قیّم و سرپرست معین کند. وکسی را که به او وصیت می کنند وصی می گویند.

مسأله2814_ کسی که نمی تواند حرف بزند، اگر با اشاره، مقصود خود را بفهماند، برای هر کاری می تواند وصیت کند. ولی کسی که می تواند حرف بزند اگر با اشاره ای که مقصودش را بفهماند وصیت کند آیا صحیح است؟ محل اشکال است گرچه صحت خالی از وجه و بلکه قوت نیست.

مسأله2815_ اگر نوشته ای به امضاء یا مهر میت ببینند، چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد که برای وصیت کردن نوشته، باید مطابق آن عمل کنند ولی اگر بدانند که مقصودش وصیت کردن نبوده و چیزهائی را نوشته است که بعداً مطابق آن وصیت کند لازم نیست عمل کند.

مسأله2816_ کسی که وصیت می کند باید عاقل باشد و از روی اختیار وصیت کند و وصیت بچهی ده ساله برای ارحامش جائز است و برای غیر ارحام نیز صحت وصیت قوی است، و اعتبار سفیه نبودن در نفوذ وصیت محل اشکال است و احتیاط واجب است که عمل به وصیت او ترک نشود.

مسأله2817_ کسی که از روی عمد مثلاً زخمی به خود زده یا سمی خورده است که به سبب آن، یقین یا گمان مردن حاصل می شود، اگر وصیت کند که مقداری از مال او را به مصرفی برسانند صحیح نیست.

مسأله2818_ اگر انسان وصیت کند که چیزی از اموالش مال کسی باشد، در صورتی که آن کس وصیت را قبول کند اگرچه قبولش در زمان زنده بودن موصی باشد آن چیز را بعد از مردن موصی مالک می شود بلکه ظاهر این است که قبول اصلاً معتبر نباشد و فقط ردّ مانع است.

مسأله2819_ وقتی انسان نشانه های مرگ را در خود دید، باید فوراً امانت های مردم را به صاحبانش برگرداند یا آنکه به آنها اطلاع دهد و طبق مسألهی 2461 عمل کند، و اگر به مردم بدهکار است و موقع دادن آن بدهی رسیده باید بدهد، و اگر خودش نمی تواند بدهد، یا موقع دادن بدهی او نرسیده باید وصیت کند و بر وصیت شاهد بگیرد، ولی اگر بدهی او معلوم باشد، وصیت کردن لازم نیست.

مسأله2820_ کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند، اگر خمس و زکاة و مظالم یا کفارات مالی بدهکار است، باید فوراً بدهد و اگر نمی تواند بدهد، چنانچه از خودش مال دارد، یا احتمال می دهد کسی آنها را اداء نماید، باید وصیت کند و همچنین است اگر حج بر او واجب باشد.

مسأله2821_ کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند، اگر نماز و روزهی قضاء دارد، باید وصیت کند که از مال خودش برای آنها اجیر بگیرند، بلکه اگر مال نداشته باشد ولی احتمال بدهد کسی بدون آنکه چیزی بگیرد آنها را انجام می دهد، باز هم واجب است وصیت نماید. و اگر قضای نماز و روزهی او به تفصیلی که در باب نماز قضاء گفته شد، بر پسر بزرگ ترش واجب باشد باید به او اطلاع دهد یا وصیت کند که برای او به جا آورند.

مسأله2822_ کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند، اگر مالی پیش کسی دارد یا در جائی پنهان کرده است که ورثه نمی دانند، چنانچه به جهت ندانستن، حقشان از بین برود، باید به آنان اطلاع دهد و لازم نیست برای بچه های صغیر خود قیّم و سرپرست معین کند، ولی در صورتی که بدون قیّم مالشان را از بین می رود، یا خودشان ضایع می شوند، برای آنان باید قیّم امینی معیّن نماید.

مسأله2823_ وصی باید عاقل باشد و احوط این است که بالغ نیز باشد، و بنا بر مشهور لازم است وصی شخص مسلمان، مسلمان باشد، و در اموری که راجع به شخص موصی نیست لازم است مورد اطمینان باشد. و احتیاطی که شایستهی ترک نیست مراعات آن نسبت به امور خود موصی نیز هست. مگر آنکه وصّی در انجام واجباتی است که بر عهده موصی بوده که باید مورد اطمینان باشد.

مسأله2824_ اگر کسی چند وصی برای خود معین کند، چنانچه اجازه داده باشد که هر کدام به تنهائی به وصیت عمل کنند، لازم نیست در انجام وصیت از یکدیگر اجازه بگیرند و اگر اجازه نداده باشد، چه گفته باشد که هر دو با هم به وصیت عمل کنند، یا نگفته باشد، باید با نظر یکدیگر به وصیت عمل نمایند و اگر حاضر نشوند که با یکدیگر به وصیت عمل کنند، حاکم شرع آنها را مجبور می کند و اگر اطاعت نکنند، به جای هر یکی از آنان یا همه، شخص دیگری را معین می نماید.

مسأله2825_ اگر انسان از وصیت خود برگردد مثلاً بگوید ثلث مالش را به کسی بدهند و بعد بگوید به او ندهند وصیت باطل می شود. و اگر وصیت خود را تغییر دهد، مثل آنکه قیّمی برای بچه های خود معین کند، بعد دیگری را به جای او قیم نماید، وصیت اولش باطل می شود و باید به وصیت دوم او عمل نمایند.

مسأله2826_ اگر کاری کند که معلوم شود از وصیت خود برگشته مثلاً خانه ای را که وصیت کرده به کسی بدهند، بفروشد یا دیگری را برای فروش آن وکیل نماید، وصیت باطل می شود.

مسأله2827_ اگر وصیت کند چیز معینی را به کسی بدهند بعد وصیت کند که نصف همان را به دیگری بدهند، باید آن چیز را به دو قسمت کنند و به هر کدام از آن دو نفر یک قسمت آن را بدهند.

مسأله2828_ اگر کسی در مرضی که به آن مرض می میرد، مقداری از مالش را به کسی ببخشد و وصیت کند که بعد از مردن او هم مقداری به کس دیگر بدهند باید مالی را که بخشیده و به تصرّف داده از اصل تکه حساب نمایند چنانچه د مسألهی «2361» گذشت ولی مالی را که وصیت کرده باید از ثلث خارج کنند.

مسأله2829_ اگر وصیت کند که ثلث مال او را نفروشند و عایدی آن را به مصرفی برسانند، باید مطابق گفته او عمل نمایند.

مسأله2830_ اگر در مرضی که به آن مرض می میرد، بگوید مقداری به کسی بدهکار است، چنانچه متهم باشد که برای ضرر زدن به ورثه گفته است باید مقداری را که معین کرده از ثلث او بدهند، و اگر متهم نباشد اقرار او نافذ است و باید از اصل مالش داده شود.

مسأله2831_ کسی را که انسان وصیت می کند چیزی به او بدهند لازم نیست در حال وصیت وجود داشته باشد، پس اگر وصیت کند به بچه ای که ممکن است فلان زن حامله شود چیزی بدهند. اگر آن بچه پس از مرگ موصی موجود باشد بعید نیست لازم باشد آن چیز را به او بدهند و اگر موجود نباشد و از وصیت دانسته شود که موصی خواسته در این مورد وگرنه مورد نزدیک به آن مصرف شود. در مصرف دیگری که به نظر موصی نزدیک تر به مورد وصیت باشد صرف کنند؛ ولی اگر وصیت کند که چیزی از مال او بعد از مرگش مال کسی باشد پس اگر آن شخص وقت مرگ موصی موجود باشد وصیت صحیح و الاّ باطل است و آنچه را که برای او وصیت کرده، ورثه میان خودشان قسمت می کنند.

مسأله2832_ اگر انسان بداند کسی او را وصی کرده، چنانچه به اطلاع وصیت کننده برساند که برای انجام وصیت او حاضر نیست، لازم نیست بعد از مردن او به وصیت عمل کند. ولی اگر پیش از مردن او نداند که او را وصی کرده یا بداند و به او اطلاع ندهد که برای عمل کردن به وصیت حاضر نیست، در صورتی که مشقت زیاد که به حدّ حرج برسد نداشته باشد، باید وصیت او را انجام دهد، و نیز اگر وصی پیش از مرگ موصی موقعی ملتفت شود که موصی به سبب شدت مرض یا مانع دیگر نتواند به دیگری وصیت کند بنا بر احتیاط باید وصیت را قبول نماید.

مسأله2833_ اگر کسی که وصیت کرده بمیرد، وصی نمی تواند دیگری را برای انجام کارهای میت معین کند و خود از کار کناره نماید، ولی اگر بداند مقصود میت این نبوده که وصی آن کار را انجام دهد، بلکه مقصودش فقط انجام کار بوده، می تواند دیگری را از طرف خود وکیل نماید.

مسأله2834_ اگر کسی دو نفر را با هم وصی کند، چنانچه یکی از آن دو بمیرد یا دیوانه یا کافر شود (جایی که اسلام وصیّ شرط است) حاکم شرع یک نفر دیگر را به جای او معین می کند و اگر هر دو بمیرند یا دیوانه یا کافر شوند، حاکم شرع دو نفر دیگر را معین می کند. ولی اگر یک نفر بتواند وصیت را عملی کند، معین کردن دو نفر لازم نیست.

مسأله2835_ اگر وصی نتواند به تنهایی کارهای میت را انجام دهد، حاکم شرع برای کمک او یک نفر دیگر را معین می کند.

مسأله2836_ اگر مقداری از مال میت در دست تلف شود چنانچه در نگهداری آن کوتاهی کرده و یا تعدی نموده، مثلاً میت وصیت کرده است که فلان مقدار به فقرای فلان شهر بده و او مال را به شهر دیگر برده و در راه از بین رفته، ضامن است و اگر کوتاهی نکرده و تعدی هم ننموده ضامن نیست.

مسأله2837_ هرگاه انسان کسی را وصی کند و بگوید که اگر آن کس بمیرد فلانی وصی باشد، بعد از مرگ وصی اول، وصی دوم باید کارهای میت را انجام دهد.

مسأله2838_ حجی که بر میت واجب است و بدهکاری و حقوقی را که مثل خمس و زکاة و مظالم، و کفارات مالی یا فدیه ها اداء کردن آنها واجب می باشد، باید از اصل مال میت بدهند اگرچه میت برای آنها وصیت نکرده باشد.

مسأله2839_ اگر مال میت از بدهی و حج واجب و حقوقی که مثل خمس و زکاة و مظالم بر او واجب است زیاد بیاید، چنانچه وصیت کرده باشد ثلث یا مقداری از ثلث را به مصرفی برسانند، باید به وصیت او عمل کنند و اگر وصیت نکرده باشد، آنچه می ماند مال ورثه است.

مسأله2840_ اگر مصرفی را که میت معین کرده، از ثلث مال او بیشتر باشد، وصیت او در بیشتر از ثلث در صورتی صحیح است که ورثه حرفی بزنند یا کاری کنند که معلوم شود وصیت را اجازه نموده اند و تنها راضی بودن آنها کافی نیست. و اگر مدتی بعد از مردن او هم اجازه نمایند صحیح است و چنانچه بعضی از ورثه اجازه و بعضی رد نمایند وصیت فقط در حصهی آنهایی که اجازه نموده اند صحیح و نافذ است.

مسأله2841_ اگر مصرفی را که میت معین کرده، از ثلث مال او بیشتر باشد، و پیش از مردن او ورثه اجازه نمایند، بعد از مردن او نمی توانند از اجازهی خود برگردند.

مسأله2842_ اگر وصیت کند از ثلث او خمس و زکاة یا بدهی دیگر او را بدهند و برای نماز و روزهی او اجیر بگیرند و کار مستحبی هم مثل اطعام فقراء انجام دهند، باید اوّل بدهی خمس، زکاة، حج، کفارات مالی او را از ثُلث بدهند و اگر چیزی زیاد آمد برای نماز و روزه او اجیر بگیرند. و اگر از آن هم زیاد آمد به مصرف کار مستحبی که معین کرده برسانند و چنانچه ثلث مال او فقط به اندازهی بدهی مالی (مردمی یا خدایی او باشد) و ورثه هم اجازه ندهند که بیشتر از ثلث مال مصرف شود، وصیت برای نماز و روزه و کارهای مستحبی باطل است.

مسأله2843_ اگر وصیت کند که بدهی او را بدهند و برای نماز و روزهی او اجیر بگیرند و کار مستحبی هم انجام دهند، چنانچه وصیت نکرده باشد که اینها را از ثلث بدهند، باید بدهی او از اصل مال داده شود و اگر چیزی زیاد آمد، ثلث آن را به مصرف نماز و روزه و کارهای مستحبی که معین کرده برسانند، و در صورتی که ثلث کافی نباشد پس اگر ورثه اجازه بدهند، باید وصیت او عملی شود و اگر اجازه ندهند باید نماز و روزه را از ثلث بدهند و اگر چیزی زیاد آمد به مصرف کارهای مستحبی که معین کرده برسانند.

مسأله2844_ اگر کسی بگوید که میت وصیت کرده فلان مبلغ به من بدهند چنانچه دو مرد عادل گفتهی او را تصدیق کنند یا قسم بخورد و یک مرد عادل هم گفتهی او را تصدیق نماید، یا یک مرد عادل و دو زن عادله، یا چهار زن عادله به گفتهی او شهادت دهند، باید مقداری را که می گوید به او بدهند، و اگر یک زن عادله شهادت دهند، نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند، سه چهارم آن را به او بدهند و نیز اگر دو مرد کافر کتابی که در دین خود عادل باشند گفتهی او را تصدیق کنند، در صورتی که میت دسترسی به شاهد عادل مسلمان نداشته که وصیت کند، باید چیزی را که مطالبه می کند به او بدهند.

مسأله2845_ اگر کسی بگوبد من وصی میّتم که مال او را به مصرفی برسانم یا میّت مرا قیّم بچه های خود قرار داده، در صورتی باید حرف او را قبول کرد که دو مرد عادل گفتهی او را تصدیق نمایند.

مسأله2846_ اگر وصیت کند چیزی از مال او برای کسی باشد و آن کس پیش از آنکه قبول کند یا ردّ نماید بمیرد، تا وقتی که ورثهی او وصیت را ردّ نکرده اند می توانند آن چیز را قبول نمایند ولی این حکم در صورتی است که وصیت کنند از وصیت خود برنگردد وگرنه حقی به آن چیز ندارند.