آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

مرجع تقلید شیعه

احکام اجاره

اشاره

مسأله2274_ اجاره دهنده و کسی که چیزی را اجاره می کند باید مکلف و عاقل باشند و به اختیار خودشان اجاره را انجام دهند و نیز باید در مال خود حق تصرف داشته باشند، پس سفیه چون حق ندارد درمال خود تصرف نماید اگر چیزی را اجاره کند، یا اجاره دهد صحیح نیست، و هم چنین برده (غلام و کنیز).

مسأله2275_ انسان می تواند از طرف دیگری وکیل شود و مال او را اجاره دهد یا مالی را برای او اجاره کند.

مسأله2276_ اگر ولیّ یا قیّم شرعی بچه مال او را اجاره دهند، یا خود او را اجیر دیگری نمایند اشکال ندارد و اگر مدتی از زمان بالغ شدن او را جزء مدت اجاره قرار دهند، بعد از آنکه بچه بالغ شد می تواند بقیهی اجاره را به هم بزند، ولی هرگاه طوری بوده که اگر مقداری از زمان بالغ بودن بچه را جزء مدت اجاره نمی کرد، بر خلاف مصلحت بچه بود نمی تواند اجارهی مال خود را به هم بزند، امّا نفوذ اجارهی خود بچه بعد از بلوغش محل اشکال است.

مسأله2277_ بچهی صغیری را که ولیّ ندارد بدون اجازهی مجتهد نمی شود اجیر کرد، و کسی که به مجتهد دسترسی ندارد می تواند از چند نفر مؤمن که عادل باشند، اجازه بگیرد و او را اجیر نماید.

مسأله2278_ اجاره دهنده و مستأجر لازم نیست صیغهی عربی بخوانند، بلکه اگر مالک به کسی بگوید، ملک خود را به تو اجاره دادم و او بگوید قبول کردم اجاره صحیح است. و نیز اگر حرفی نزنند و مالک به قصد اینکه ملک خود را اجاره دهد، به مستأجر واگذار کند و او هم به قصد اجاره بگیرد و مبلغ مال الاجاره و مدت آن معلوم باشد اجاره صحیح است.

مسأله2279_ اگر انسان بدون صیغهی خواندن بخواهد برای انجام عملی اجیر شود، همین که به این قصد با توافق طرف خود مشغول آن عمل شد اجاره صحیح است.

مسأله2280_ کسی که نمی تواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند که ملک را اجاره داده، یا اجاره کرده صحیح است.

مسأله2281_ اگر خانه یا دکان یا اطاقی را اجاره کند و صاحب ملک با او شرط کند که فقط خود او از آنها استفاده نماید، مستأجر نمی تواند آن را به جهت دیگر استفاده از آن اجاره دهد مگر آنکه اجاره طوری باشد که مخصوص خودش باشد. مثل اینکه زنی منزلی یا اطاقی را اجاره کند و بعداً شوهر کرده و اطاق یا منزل را برای سکنای خود اجاره دهد و اگر مالک شرط نکند می تواند آن را به دیگری اجاره دهد. و اگر بخواهد به زیادتر از مقداری که آن را اجاره کرده اجاره دهد، باید در آن کاری مانند تعمیر و سفیدکاری مثلاً انجام داده باشد، یا به غیر جنسی که اجاره کرده آن را اجاره دهد مثلاً اگر با پول اجاره کرده به گندم یا چیز دیگر اجاره دهد، و بنا بر احتیاطی که سزاوار ترک نیست، کشتی حکم خانه را دارد.

مسأله2282_ اگر اجیر با انسانی شرط کند که فقط برای خود او کار کند، نمی شود اجیر را به دیگری اجاره داد مگر به نحوی که در مسألهی قبلی گذشت. و اگر شرط نکند، چنانچه او را به چیزی که اجرت او قرار داده اجاره دهد، باید زیادتر نگیرد و اگر به چیز دیگری اجاره دهد، می تواند زیادتر بگیرد. و همچنین است اگر خودش اجیر کسی شود و برای انجام آن عمل شخص دیگری را به کمتر اجاره نماید، ولی اگر مقداری از آن عمل را خودش انجام داده باشد می تواند دیگری را به کمتر اجاره نماید.

مسأله2283_ اگر غیر خانه و دکان و اطاق و کشتی و اجیر، چیز دیگری مثلاً زمین را اجاره کند و مالک با او شرط نکند که فقط خودش از آن استفاده نماید، اگر بیشتر از مقداری که اجاره کرده آن را اجاره دهد اشکال ندارد.

مسأله2284_ اگر خانه یا دکانی را مثلاً یک ساله به صد تومان اجاره کند و از نصف آن خودش استفاده نماید، می تواند نصف دیگر را به صد تومان اجاره دهد، و اگر بخواهد نصف آن را به زیادتر از مقداری که اجاره کرده، مثلاً به صد و بیست تومان اجاره دهد، باید در آن، کاری مانند تعمیر انجام داده باشد.

شرایط مالی که آن را اجاره می دهند

مسأله2285_ مالی را که اجاره می دهند چند شرط دارد:
«اول» آنکه معین باشد، پس اگر بگوید یکی از خانه های خود را به تو اجاره دادم درست نیست.
«دوم» مستأجر آن را ببیند، یا کسی که آن را اجاره می دهد طوری خصوصیات آن را بگوید که کاملاً معلوم باشد.
«سوم» تحویل دادن آن ممکن باشد؛ پس اجاره دادن اسبی که فرار کرده باطل است.
«چهارم» آنکه استفاده از آن مال به اتلاف و از بین بردنش نباشد، پس اجاره دادن نان و میوه و خوردنی های دیگر صحیح نیست.
«پنجم» استفاده ای که مال را برای آن، اجاره داده اند ممکن باشد، پس اجاره دادن زمین برای زراعت در صورتی که آب باران کفایت آن را نکند و از آب نهر هم مشروب نشود، صحیح نیست.
«ششم» چیزی را که اجاره می دهد مال خود او باشد و اگر مال کسی دیگر را اجاره می دهد، در صورتی صحیح است که صاحبش رضایت دهد.

مسأله2286_ اجاره دادن درخت برای استفاده از میوه اش، در صورتی که میوه اش فعلاً موجود نباشد بعید نیست صحیح باشد و همچنین است اجاره دادن حیوان برای شیرش.

مسأله2287_ زن می تواند برای آنکه از شیرش استفاده کنند اجیر شود و لازم نیست از شوهر خود اجازه بگیرد، ولی اگر به واسطهی شیر دادن، حق شوهر از بین برود، بدون اجازهی او نمی تواند اجیر شود.

شرایط استفاده ای که مال را برای آن اجاره می دهند

مسأله2288_ استفاده ای که مال را برای آن اجاره می دهند چهار شرط دارد:
«اول» آنکه حلال باشد، بنا بر این اجاره دادن دکان برای شراب فروشی یا نگهداری شراب یا هر قسم مست کننده یا خرید و فروش آلات موسیقی، چون تار، طنبور، ساز، تمبک یا آلات قمار مانند شطرنج، پاسور و کرایه دادن حیوان یا هر وسیله نقلیّه برای حمل و نقل شراب و هر مست کننده باطل است.
«دوم» آنکه عمل در نظر شرع به طور مجانی واجب نباشد. پس اجیر شدن برای فرائض یومیه یا تجهیز اموات جائز نیست، و بنا بر احتیاط معتبر است که پول دادن برای آن استفاده در نظر مردم بیهوده نباشد.
«سوم» اگر چیزی را که اجاره می دهند چند فایده داشته باشد استفاده ای را که باید مستأجر از آن بکند، معین نمایند؛ مثلاً اگر حیوانی را که سواری می دهد و بار می برد اجاره دهند، باید در موقع اجاره معین کنند که فقط سواری یا باربری آن، مال مستأجر است یا همهی استفاد ه های آن.
«چهارم» مدت استفاهده را معین نمایند، و اگر معلوم نباشد و عمل را معین کنند مثلاً با خیاط قرار بگذارند که لباس معینی را به طور مخصوصی بدوزد کافی است. اما نباید مدت دوخت آن از حدّ متعارف خارج باشد.

مسأله2289_ اگر ابتدای مدت اجاره را معین نکنند، در صورتی که از گفتگوی طرفین استفاده شود، ابتدای آن بعد از خواندن صیغهی اجاره است و بعید نیست مطلقاً چنین باشد.

مسأله2290_ اگر خانه ای را مثلاً یک ساله اجاره دهند و ابتدای آن را یک ماه بعد از خواندن صیغه قرار دهند اجاره صحیح است، اگرچه موقعی که صیغه می خوانند خانه در اجاره ی دیگری باشد.

مسأله2291_ اگر مدت اجاره را معلوم نکند و بگوید هر وقت در خانه نشستی اجارهی آن، ماهی ده تومان است اجاره صحیح نیست.

مسأله2292_ اگر به مستأجر بگوید خانه را ماهی ده تومان به تو اجاره دادم، یا بگوید خانه را یک ماهه به ده تومان به تو اجاره دادم و بعد از آن هم هر قدر بنشینی اجارهی آن ماهی ده تومان است، در صورتی که ابتدای مدت اجاره را معین کند یا ابتدای آن معلوم باشد، اجارهی ماه اول صحیح است.

مسأله2293_ خانه ای را که غریب و زوّار در آن منزل می کنند و معلوم نیست چقدر در آن می مانند، اگر قرار بگذارند مثلاً شبی یک تومان بدهند و صاحب خانه راضی شود، استفاده از آن خانه اشکال ندارد، ولی چون مدت اجاره را معلوم نکرده اند اجاره نسبت به غیر از شب اول صحیح نیست، و صاحب خانه بعد از شب اول هر وقت بخواهد می تواند آنها را بیرون کند.

مسائل متفرقه اجاره

مسأله2294_ مالی را که مستأجر بابت اجاره می دهد باید معلوم باشد. پس اگر از چیزهایی است که مثل گندم با وزن معامله می کنند باید وزن آن معلوم باشد، و اگر از چیزهایی است که مثل پول های رایج با شماره معلوم می کنند باید شمارهی آن معین باشد، و اگر مثل اسب و گوسفند است باید اجاره دهنده آن را ببیند یا مستأجر خصوصیات آن را بگوید.

مسأله2295_ اگر زمینی را برای زراعت اجاره دهد و مال الاجاره را حاصل همان زمین یا زمین دیگر که فعلاً موجود نیست قرار دهد اجاره بنا بر اقوی در زراعت گندم و جو به حاصل خود زمین و بنا بر احوط در سایر موارد صحیح نیست. و اگر مال الاجاره بالفعل موجود باشد مانعی ندارد.

مسأله2296_ کسی که چیزی را اجاره داده، تا آن چیز را تحویل ندهد حق ندارد مال الاجارهی آن را مطالبه کند، و نیز اگر برای انجام عمل اجیر شده باشد پیش از انجام عمل حق مطالبهی اجرت ندارد. ولی اگر شرط کرده باشند یا از راه دیگری معلوم باشد مثل اجیر شدن برای حجّ، مانعی ندارد.

مسأله2297_ هرگاه چیزی را که اجاره داده تحویل دهد، اگرچه مستأجر تحویل نگیرد، یا تحویل بگیرد و تا آخر مدت اجاره از آن استفاده نکند، باید مال الاجارهی آن را بدهد.

مسأله2298_ اگر انسان اجیر شود که در روز معینی کاری را انجام دهد و در آن روز برای انجام آن کار حاضر شود، کسی که او را اجیر کرده اگرچه آن کار را به او مراجعه نکند، باید اجرت او را بدهد، مثلاً اگر خیاطی را در روز معینی برای دوختن لباس اجیر نمایند، و خیاط در آن روز آمادهی کار باشد اگرچه پارچه را به او ندهند که بدوزد، باید اجرتش را بدهد چه خیاط بی کار باشد، چه برای خودش یا دیگری کار کند.

مسأله2299_ اگر بعد از تمام شدن مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، مستأجر باید مال الاجاره را به قدر معمول به صاحب ملک بدهد؛ مثلاً اگر خانه ای را که یک ساله به صد تومان اجاره کند بعد بداند اجاره باطل بوده چنانچه اجارهی آن خانه معمولاً پنجاه تومان است، باید پنجاه تومان را بدهد و اگر دویست تومان است در صورتی که اجاره دهنده صاحب مال یا وکیل آن بوده بنا بر احتیاط و اگر غیر اینها بوده بنا بر اقوی باید دویست تومان را بپردازد، گرچه در مورد اول جواز اکتفاء به پرداخت همان 100 تومان بعید نیست. و نیز اگر بعد از گذشتن مقداری از مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده، نسبت به اجرت مدت گذشته نیز این حکم جاری است.

مسأله2300_ اگر چیزی را که اجاره کرده از بین برود، چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکرده و در استفاده بردن از آن هم زیاده روی ننموده ضامن نیست. و نیز اگر مثلاً پارچه ای را که به خیاط داده از بین برود در صورتی که خیاط زیاده روی نکرده و در نگهداری آن کوتاهی نکرده باشد نباید عوض آن را بدهد.

مسأ له2301_ هرگاه صنعت گر از حدّ اجاره تجاوز کرده چیزی را گرفته ضایع کند ضامن است.

مسأله2302_ اگر قصاب سر حیوانی را ببرّد و آن را حرام کند چه مزد گرفته باشد چه مجانی سر بریده باشد، باید قیمت آن را به صاحبش بدهد.

مسأله2303_ اگر حیوانی را اجاره کند و معین نماید که چقدر بار بر آن بگذارد، چنانچه بیشتر از آن مقدار بار کند و آن حیوان بمیرد یا معیوب شود ضامن است، و نیز اگر مقدار بار را معین نکرده باشند و بیشتر از معمول بار کند و حیوان تلف شود یا معیوب گردد، ضامن می باشد و در هر دو صورت اجرت زیادی را بر حسب معمول نیز باید بدهد.

مسأله2304_ اگر حیوانی را برای بردن بار شکستنی اجاره دهد چنانچه آن حیوان بلغزد، یا رم کند بار را بشکند، صاحب حیوان ضامن نیست؛ ولی اگر به واسطهی زدن و مانند آن کاری کند که حیوان زمین بخورد و بار را بشکند ضامن است.

مسأله2305_ اگر کسی بچه ای را ختنه کند و ضرری به آن بچه برسد یا بمیرد، چنانچه بیشتر از معمول بریده باشد ضامن است. و اگر بیشتر از معمول نبریده باشد، ضمان محل اشکال است بلکه عدم ضمان بعید نیست و احوط استحباباً رجوع به صلح است.

مسأله2306_ اگر دکتر به دست خود به مریض دوا بدهد چنانچه در معالجه خطا کند و به مریض ضرری برسد یا بمیرد، دکتر ضامن است؛ ولی اگر بگوید فلان دوا برای فلان مرض فائده دارد و به واسطهی خوردن دوا ضرری به مریض برسد یا بمیرد دکتر ضامن نیست.

مسأله2307_ هرگاه دکتر به مریض یا ولیّ او بگوید که ضرری به او برسد ضامن نیستم، در صورتی که دقت و احتیاط خود را بکند و به مریض ضرری برسد، یا بمیرد دکتر اگرچه به دست خود دوا داده باشد ضامن نیست.

مسأله2308_ مستأجر و کسی که چیزی را اجاره داده، با رضایت یکدیگر می توانند معامله را به هم بزنند. و نیز اگر در اجاره شرط کنند که هر دو یا یکی از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند، می توانند مطابق قرار داد، اجاره را به هم بزنند.

مسأله2309_ اگر اجاره دهنده، یا مستأجر دانست که مغبون شده است چنانچه در موقع اجاره نمودن ملتفت نباشد که مغبون است، می تواند اجاره را به هم بزند؛ ولی اگر در صیغهی اجاره شرط کنند که اگر مغبون هم باشند حق به هم زدن معامله را نداشته باشند، نمی توانند اجاره را به هم بزنند.

مسأله2310_ اگر چیزی را اجاره دهد و پیش از آنکه تحویل دهد کسی آن را غصب نماید، مستأجر می تواند اجاره را به هم بزند و چیزی را که به اجاره دهنده داده پس بگیرد، یا اجاره را به هم نزند و اجارهی مدتی را که در تصرف غصب کنند بوده به میزان معمول از او بگیرد. پس اگر حیوانی را یک ماهه به ده تومان اجاره نماید و کسی آن را ده روز غصب کند و اجارهی معمولی ده روز آن پانزده تومان باشد، می تواند پانزده تومان را از غصب کننده بگیرد.

مسأله2311_ اگر چیزی را که اجاره کرده تحویل بگیرد، و بعد آن را غصب کند، نمی تواند اجاره را به هم بزند و فقط حق دارد کرایهی آن چیز را به مقدار معمول، از غصب کننده بگیرد.

مسأله2312_ اگر پیش از آنکه مدت اجاره تمام شود، ملک را به مستأجر بفروشد، اجاره به هم نمی خورد و مستأجر باید مال الاجاره را بدهد، و همچنین است اگر آن را به دیگری بفروشد.

مسأله2313_ اگر پیش از ابتدای مدت اجاره، ملک به طوری خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد، اجاره باطل می شود و پولی که مستأجر به صاحب ملک داده به او برمی گردد. و به احتمال قوی دارد در موردی که قابل استفا ده ای که شرط کرده اند نباشد، نیز چنین باشد، و اگر بتواند استفادهی مختصری از آن ببرد، می تواند اجاره را به هم بزند.

مسأله2314_ اگر ملکی را اجاره کند و بعد از گذشتن مقداری از مدت اجاره به طوری خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد، اجارهی مدتی که باقی مانده باطل می شود، و احتمال قوی دارد در موردی که قابل استفاده شرط شده نباشد نیز حکم همین باشد، و اگر بتواند استفادهی مختصری از آن ببرد می تواند اجاره را به هم بزند، و احتمال قوی دارد که حق داشته باشد اجاره را کلاً به هم زده و نسبت به مدت گذشته اجرت معمولی آن را بپردازد.

مسأله2315_ اگر خانه ای را که مثلاً دو اطاق دارد اجاره دهد و یک اطاق آن خراب شود، چنانچه فوراً آن را بسازد و هیچ مقداری از استفادهی آن از بین نرود اجاره باطل نمی شود و مستأجر هم نمی تواند اجاره را به هم بزند؛ ولی اگر ساختن آن به قدری طول بکشد که مقداری از استفادهی مستأجر از بین برود اجاره به آن مقدار باطل می شود، و مستأجر می تواند اجاره باقی مدت و به احتمال قوی تمام مدت را به هم بزند و برای استفاده ای که کرده «اجرت المثل» بدهد.

مسأله2316_ اگر اجاره دهنده یا مستأجر بمیرد، اجاره باطل نمی شود ولی اگر خانه، مال اجاره دهنده نباشد مثلاً دیگری وصیت کرده باشد که تا او زنده است منفعت خانه مال او باشد، چنانچه آن خانه را اجاره دهد و پیش از تمام مدت اجاره بمیرد، از وقتی که مرده اجاره باطل است؛ و اگر مالکِ فعلی آن اجاره را امضاء کند صحیح می شود و وجه اجارهی مدتی که بعد از مردن اجاره دهنده باقی مانده به مالک فعلی می رسد.

مسأله2317_ اگر صاحب کار بنّاء را وکیل کند که برای او عمله بگیرد، چنانچه بنّاء کمتر از مقداری که از صاحب کار می گیرد به عمله بدهد، زیادی آن بر او حرام است، و باید آن را به صاحب کار بدهد، ولی اگر اجیر شود که ساختمان را تمام کند و برای خود اختیار بگذارد که خودش بسازد یا به دیگری بدهد در صورتی که مقداری خودش کار کرده و باقی را به کمتر از مقداری که اجیر شده به دیگری بدهد، زیادی آن برای او حلال می باشد.

مسأله2318_ اگر رنگرز قرار بگذارد که مثلاً پارچه را با نیل رنگ کند، چنانچه با چیز دیگری رنگ نماید حق ندارد چیزی بگیرد.