آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام شفعه
اشاره
مسأله2190_ هرگاه یکی از دو شریک سهم خود را به کس سوم فروخت، شریک وی می تواند سهم فروش رفته را با همان قیمت که شریک فروخته برای خود بگیرد، و این را حق شفعه می گویند و شریک صاحب حق شفیع گفته می شود.
در چه چیزهایی شفعه ثابت است
مسأله2191_ شفعه در فروش اموال غیر منقول که قابل تقسیم باشند محقق است. مانند زمین ها، خانه ها، باغ ها و بنا بر اقوی در منقولات مانند لباس، آلات و ادوات و حیوان نیز شفعه می آید. و هم چنین چیزهایی که قابل قسمت نباشد. به جزء کشتی، نهر، راه رفت و آمد، حمام، آسیا که در اینها شفعه نمی باشد.
مسأله2192_ شفعه در مورد دو خانه مستقل که هر کدام مالک خاصی دارد و در راه با هم شریکند چنانچه یکی از دو خانه با سهم مشاع راه فروش رفت، برای صاحب خانه دیگری ثابت است و فرقی ندارد که این دو خانه پیش از این یک خانه بوده و تقسیم شده یا نه. و هم چنین اگر تنها راه بدون خانه فروخته شد.
مسأله2193_ حکم مسألهی بالا در بیش از دو خانه نیز با شرط شرکت در راه در فرض فروش یکی از آنها با سهم مشاع راه، برای بقیه صاحبان خانه ها ثابت است. ولی اگر بدون انضمام سهم راه، یکی از خانه را مالکش فروخت برای صاحب خانه یا صاحبان بقیه خانه حق شفعه نمی باشد. و هم چنین در غیر خانه از املاک دیگری که مفروز و جدا بوده و در راه شریک باشند ثابت نیست. و نیز چنانچه دو خانه در مثل چاه، جوی، نهر آب با هم مشترکند، و صاحب یکی از خانه ها خانه خود را با سهم مشترک یکی از اینها فروخت در ثبوت شفعه برای صاحب خانه دیگر اشکال، بلکه منع است.
مسأله2194_ شفعه در غیر مسکن و زمین مخصوص به انتقال به سبب فروش است. پس اگر سهم شریک به سبب هبه (بخشش، صلح و مانند اینها) به دیگری منتقل شود برای شریک حق شفعه نیست. اما در مورد مسکن و زمین اختصاص شفعه به مورد فروش اشکال دارد.
شروط شفعه
شرایطی برای حق شفعه در مورد ملک و شریک می باشد که با نبود یکی از آنها شفعه ثابت نیست.
مسأله2195_ اگر ملک مورد اشتراک بین وقف و مطلق است و ملک طلق (غیر وقف) فروش رفت. موقوف علیه گرچه یک نفر باشد حق شفعه ندارد، ولی اگر ملک وقف در جایی که مجوز فروش دارد، به فروش رفت آیا حق شفعه برای شریک هست؟ خالی از اشکال نیست.
مسأله2196_ شرط است که چیزی که فروخته شده بین دو نفر شریک باشد. اگر شریک بیش از دو نفر بود و یکی از آنان سهم خود را فروخت برای دیگر شریک ها حق شفعه نمی باشد. و اگر همه فروختند به جز یکی، ثبوت حق برای وی مشکل است.
مسأله2197_ در ثبوت حق شفعه برای شریک لازم نیست، شریک تمام سهم خود را بفروشد، بلکه اگر قدری از آن را به شخص ثالثی بفروشد، شفعه برای شریک وی می باشد.
مسأله2198_ اگر مشتری مسلمان باشد، شریک هم باید مسلمان باشد. پس کافر حق شفعه بر مسلمان ندارد، هر چند فروشنده (شریکی که سهم خود را فروخته) کافر باشد. ولی کافر نسبت به کافری دیگر حق شفعه دارد، هم چنین مسلمان بر کافر (یعنی اگر کافری مشتری باشد. شریک وی خواه مسلمان، خواه کافر، حق شفعه دارد).
مسأله2199_ شفیع (شریکی که می خواهد سهم فروشی شریک خود را از خریدارش با حق شفعه به خود انتقال دهد) باید قدرت بر پرداخت قیمت جنس فروخته شده را داشته باشد. پس برای کسی که ناتوان از پرداخت قیمت است حق شفعه نیست. گرچه چیزی گرو بدهد یا ضامن معتبر داشته باشد، مگر مشتری راضی شود و در موردی که پول در جای دیگری باشد، سه روز به وی مهلت حاضر کردن داده می شود و اگر در شهری دیگری باشد، اضافه از سه روز مقدار زمانی را که برای رسیدن پول (یا قیمت) به وی لازم است مهلت می دهند. اگر حاضر نکرد حق وی ساقط است. و ابتداء سه روز، زمان استفاده از حق شفعه است، نه زمان فروش، و بنا بر این اگر در بین روز از حق خود استفاده کرد روز چهارم همان زمان حق وی پایان می گیرد. و چنانچه وقتی بیش از حد متعارف برای انتقال دادن قیمت (از شهری دیگر لازم باشد که موجب ضرر مشتری گردد، ظاهراً حق شفعه ساقط می شود.
مسأله2200_ حق شفعه برای شریکی که وقت فروش، حاضر در شهر فروش نباشد، نیز ثابت است. پس هر گاه حاضر شد و از فروش اطلاع یافت حق شفعه دارد. ولو مدتی طولانی گذشته باشد. ولی هر گاه در شهر وکیلی دارد که می تواند شفعه را انجام دهد برای وی جائز است.
مسأله2201_ حق شفعه برای شریک ملک فروشی ثابت است. ولو بچه، یا دیوانه، یا سفیه باشد. ولی و قیّم آنان حق استفاده از آن را داشته حتی اگر وصی باشد و خود آنان حق دخالت ندارند. و اگر خود سفیه با اجازه ولیّ از حق استفاده کرد درست است. و احتمال قوی دارد کودک نیز چنین باشد.
مسأله2202_ چنانچه ولیّ کودک یا دیوانه یا ولیّ سفیه حق شفعه را ساقط نمود (و مصلحت آنان بوده یا استفاده از شفعه به مصلحت نبود) برای هیچ یک از آنها بعد از بلوغ یا عاقل شدن یا رشد پیدا کردن حق مطالبه نیست. ولی اگر در مطالبه شفعه سهل انگاری (مسامحه) صورت گرفت، هر یک از آنان بعد از بلوغ و عقل و رشد می توانند از حق شفعه استفاده کنند.
چگونگی استفاده از حق شفعه
مسأله2203_ گرفتن حق شفعه به گفتار یا عمل محقق می شود، مثلاً بگوید: کالا (چیز فروخته شده) را به قیمت گرفتم یا قیمت را به قصد شفعه داده و کالا (چیز فروخته شده) را مستقلاً در اختیار بگیرد.
مسأله2204_ شفیع نمی تواند بعضی کالا را گرفته بعضی را پس بزند، بلکه یا همه را بگیرد یا واگذارد.
مسأله2205_ شفیع به همان قیمت فروش رفته باید بگیرد، نه زیادتر و نه کمتر، خواه قیمت بازار همان قیمت باشد یا کمتر یا زیادتر از آن، و اقوی عدم ثبوت حق شفعه در کالایی است که با غیر پول، فروخته شده است.
مسأله2206_ غرامت و خرج هایی را که مشتری، اضافه از پول کالا پرداخته، یا به کسی انعام داده بر عهدهی شفیع نیست، و هم چنین اگر فروشنده بعد از فروش، قدری از پول کالا را از مشتری کم کرده و نگرفته، شفیع نمی تواند از پول کالا کم کرده باقی را بدهد.
مسأله2207_ اقوی، فوریت حق شفعه است. پس اگر بدون عذر، استفاده از آن را تأخیر انداخت ساقط می شود و با عذر مانند ندانستن فروش، ولو از جهت زندان بودن ناحق یا به خاطر حقی که از پرداخت آن عاجز است یا ندانستن حق شفعه یا گمان زیادتی قیمت یا اشتباه در قیمت کالا و مانند اینها، ساقط نمی شود.
مسأله2208_ منظور از مبادرت و فوریت در گرفتن حق شفعه، طور معمول آن است، پس چنانچه مشغول عبادت واجب یا مستحب است یا مشغول خوردن و آشامیدن یا استحمام باشد. نباید آن را برای فوریت شفعه قطع کند. همانگونه که لازم نیست تند راه برود، و اگر در جای دیگری است و راه ترس و خطر دارد می تواند به انتظار همراهان، آمدن به محل فروش را تأخیر بیندازد. ولی اگر با وکیل کردن کسی یا وسائل روز مانند تلفن، فاکس، موبایل، و... بتواند حق شفعه را اعمال کند و نکند حقش ساقط می گردد.
مسأله2209_ شفیع در گرفتن کالا به سبب شفعه باید پول (قیمت) را حاضر کند، و همان گفتن: «به شفعه گرفتم» در انتقال کالا به وی کافی نیست. و اگر گفت، و فرار کرد یا مسامحه نمود یا از پرداخت پول ناتوان شد، کالا در ملک مشتری باقی می ماند.
مسأله2210_ حق شفیع به سبب فروختن مشتری باطل نمی شود، بلکه می تواند از مشتری اول کالا را به قیمت اول بگیرد و فروش دوم باطل می شود. ولی اگر آن را اجازه کرد صحیح است، همانگونه که می تواند از مشتری دوم به قیمت خرید وی کالا را به شفعه بگیرد و در نتیجه فروش اول درست است.
مسأله2211_ تصرفاتی که مشتری در کالا (جنس) فروخته شده می کند خواه وقف کردن باشد (حتی اگر آن را مسجد کند) یا بخشیدن یا مهر قرار دادن، حق شفعه را ساقط نمی سازد. بلکه با گرفتن کالا به حق شفعه (به گفتار یا عمل) تصرفات باطل می شود.
مسأله2212_ حق شفعه قابل اسقاط است و می توان در مقابل اسقاط یا استفاده نکردن آن عوض گرفت. و در فرض اول اگر آن را ساقط نکرد و مورد استفاده قرار داد صحیح است. لکن گناه کرده و طرف می تواند معامله با او را فسخ کرده، عوض را بگیرد و یا اجرت المثل از او درخواست کند و آیا در فرض دوم نیز اگر حق شفعه را اعمال کرد نافذ و صحیح است؟ خالی از تأمل نیست و مشهور صلح بر سقوط را نیز کافی دانسته اند و خالی از اشکال نیست.
مسأله2213_ حق شفعه قابل انتقال به غیر نیست.
مسأله2214_ چنانچه شریک (شفیع) سهم خود را قبل از استفاده از حق شفعه بفروشد، خصوصاً اگر دانست که شریک سهم خود را فروخته، حقش ساقط می شود و هم چنین اگر کل کالا قبل از آن تلف شود، ولی اگر پاره ای از آن تلف شده و باقی تلف نشده، شفیع می تواند باقی مانده را به کل قیمت بگیرد و مشتری ضامن چیزی نیست.
مسأله2215_ چنانچه بعد از گرفتن و استفاده کردن از حق شفعه: کالا (آنچه فروش رفته) به سبب مشتری تلف شد، ضامن است و اگر بدون دخالت وی از بین رفت، مشتری ضامن نیست. مگر از بین رفتن بعد از درخواست شفیع و مسامحه مشتری در تسلیم به او باشد که در این صورت مشتری ضامن است.
مسأله2216_ اسقاط قبل از فروش اثری ندارد، و بعد از فروش حق شفعه برای شفیع ثابت است و هم چنین اگر حاضر فروش بود یا تبریک به مشتری گفت، مگر گفتار و حالش شاهد اسقاط حق باشد.
مسأله2217_ مشهور علماء در استفاده از حق شفعه دانستن قیمت فروش را شرط دانسته اند. پس اگر شفیع قیمت را نمی داند شفعه را درست نمی دانند، ولی صحت آن بی وجه نیست.
مسأله2218_ پول فروش اگر نسیه باشد شفیع می تواند به همان مدت نسیه حق شفعه را اعمال کند و ظاهراً بتوان او را وادار به کفالت کفیل نمود. و اگر مشتری قیمت را نقداً بپذیرد، به قیمت نقدی می تواند شفیع چیز فروخته شده را بگیرد.
مسأله2219_ حق شفعه به اقاله بیع ساقط نمی شود، بعد از اقاله نیز شفیع می تواند از حق شفعه استفاده کند.
مسأله2220_ در صورتی که چیز فروخته شده داردی عیبی بوده، صور متعددی دارد که در بعض از آنها شفیع حق رد و در بعض حق ارش دارد.
