آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام هبه (بخشیدن)
مسأله2359_ و آن مالک کرده مجانی چیزی (مالی) به دیگری است. بدون عوض و ایجاب لازم دارد، به سخن گفتن باشد یا به عمل، و اشاره هم که مقصود را برساند کافی است و در قبول، سخن یا کاری که قبول ایجاب را برساند لازم است.
مسأله2360_ بخشنده باید بالغ و عاقل باشد و قصد بخشش را دارا باشد. و با اختیار بدون اجبار و اکراه چیزی را ببخشد و باید سفیه و مملوک (برده) و مفلس نیز نباشد. (مفلّس در مسأْلهی 2356 شرح داده شد).
مسأله2361_ بخشش از مریض که در آن مرض می میرد نیز مانند سایر تصرفات مالی وی گرچه از ثلث اموالش بیشتر باشد صحیح است.
مسأله2362_ هبه (بخشش) در چیزهایی مملوک گرچه مشاع باشد جائز است و اگر طلب خود را بخشید، نسبت به بدهکار ابراء و به غیر وی نیز صحیح است و قبض آن به قبض مقدار آن می باشد.
مسأله2363_ در صحت بخشش قبض «تصرف دادن به موهوب (آن که به او بخشیده)» شرط است و باید به اجازهی واهب (بخشنده) باشد، مگر آنکه در تصرف موهوب باشد که قبض تازه نمی خواهد. و در آن فوریت یا در مجلس بخشش بودن لازم نیست. و هرگاه قبض ولو بعد از مدتی از زمان بخشش صورت گرفت درست است، ولی منافع آن تا حال قبض از بخشنده است. و اگر دو یا چند چیز را بخشید و بعضی قبض شد و بعضی قبض نشد، فقط هبه (بخشش) قبض شده درست است.
مسأله2364_ پدر و جد پدری ولایت قبول و قبض هبه را از ناحیه کودک و دیوانه ای که به همان حال بالغ شده دارند.
مسأله2365_ قبض منقوله به گذاردن موهوب در دست و اختیار موهوب و در غیر منقول به تخلیه و دست بر داشتن واهب و در زیر سلطه موهوب قرار دادن است.
مسأله2366_ واهب بعد از قبض حق رجوع به هبه را در سه مورد ندارد:
«اول» هبه به ارحام (خویشان).
«دوم» بعد از تلف شدن یا تبدیل آن به مالی دیگر. و در تصرف بحث است. و اقوی جواز رجوع است مادام که عین به حال خود باقی باشد و چنانچه پارچه ای بوده آن را دوخته یا بریده یا به دیگری داده حق رجوع ندارد. ولی آیا رنگ کردن هم حق رجوع را ساقط می سازد؟ خالی از تأمّل نیست. و در غیر این دو مورد حق رجوع دارد و اگر نزد متهب (آن که به او بخشیده) عیب دار شد، آن را ضامن نیست واگر زیادتی داشت، منفصل مانند شیر، پشم، کرک، مو، و چیده شده، بچه، از آن موهوب له (آن که به او بخشیده است) می باشد. حتی اگر به اصل رجوع کند و در چیده نشده نیز از آن موهوب له می باشد ولی اشکال دارد. بلی زیادتی متصل مانند طول و چاقی، رسیدن میوه، بعد از رجوع از آن مالک (بخشنده) خواهد بود.
مسأله2367_ جمعی بخشش مرد به زن و زن به شوهر خود را مانند بخشش به ارحام دانسته اند، و این حکم دور نیست.
مسأله2368_ مرگ هر یک از واهب (بخشنده) و موهوب له (آن که به او بخشیده شده) قبل از قبض، بخشش را باطل می سازد و چیز بخششی به ورثهی بخشنده بر می گردد.
مسأله2369_ مرگ بعد از قبض موجب لازم شدن هبه است و واهب حق رجوع به ورثه موهوب له بعد از مرگ وی و ورثه وی حق رجوع به موهوب له بعد از مرگ واهب ندارند.
مسأله2370_ در رجوع به بخشش اگر موهوب له نداند واهب رجوع کرده، رجوع درست است.
مسأله2371_ یک قسم بخشیدن بخشش با شرط است. اگر به کسی چیزی بخشید به شرط اینکه او نیز چیزی به واهب ببخشد، باید موهوب له به شرط عمل کند و چنانچه عمل نکرد یا نتوانست، بخشنده حق رجوع دارد، بلکه حق رجوع قبل از عمل به شرط نیز ثابت است.
مسأله2372_ در بخشش بدون عوض اگر متهب (موهوب له) عوض داد، بخشش لازم شده حق واهب به رجوع ساقط، ولی اگر واهب نپذیرفت، حق ثابت است.
مسأله2373_ عوضی که شرط می شود اگر چیزی معین نباشد و عادت و قرینه ای بر لزوم تساوی قیمت نباشد چیز کمی هم که عوض بدهد کفایت می کند.
مسأله2374_ عوض هبه می شود عقد یا ایقاع باشد. مثلاً جنس واهب را بفروشد، یا ذمّه وی را از دین بریء سازد.
