آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام نذر و عهد، قسم، وقف، وصیت
احکام نذر و قسم
مسأله2759_ نذر آن است که انسان ملتزم شود که کار خیری را برای خدا به جا آورد، یا کاری را که نکردن آن بهتر است برای خدا ترک نماید.
مسأله2760_ در نذر باید صیغه خوانده شود و لازم نیست آن را به عربی بخوانند، پس اگر بگوید چنانچه مریض من خوب شود، برای خدا بر من است که ده تومان به فقیر بدهم نذر او صحیح است.
مسأله2761_ نذر کننده باید مکلف و عاقل باشد و به اختیار خود نذر کند، بنا بر این نذر کسی که او را مجبور کرده اند، یا به واسطهی عصبانی شدن بی اختیار نذر کرده صحیح نیست.
مسأله2762_ سفیه (کسی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند) اگر مثلاً نذر کند چیزی به فقیر بدهد صحیح نیست. و همچنین است مفلّس اگر قصدش دادن مالی که مورد حجر (منع) قرار گرفته باشد.
مسأله2763_ اگر شوهر از نذر کردن زن جلوگیری نماید، زن نمی تواند در صورتی که وفاء به نذرش منافی با حق شوهر باشد نذر کند بلکه بدون اذن شوهر در این صورت نذر زن منعقد نمی شود.
مسأله2764_ اگر زن با اجازهی شوهر نذر کند، شوهر نمی تواند نذر او را به هم بزند، یا او را از عمل کردن به نذر باز دارد؛ مگر اینکه در ظرف عمل وفاء به نذر منافی با حق شوهر باشد که در این صورت شاید بتواند به هم بزند، ولی مشکل است.
مسأله2765_ اگر فرزند بدون اجازهی پدر یا با اجازهی او نذر کند، باید به آن نذر عمل نماید. ولی اگر پدر یا مادر از عملی که نذر کرده منعش کنند آیا نذرش منحل می شود؟ محلّ اشکال است.
مسأله2766_ انسان کاری را می تواند نذر کند که انجام آن برایش ممکن باشد. بنا بر این کسی که مثلاً نمی تواند پیاده کربلاء برود، اگر نذر کند که پیاده برود نذر او صحیح نیست.
مسأله2767_ اگر نذر کند کار حرام یا مکروهی را انجام دهد یا کار واجب یا مستحب را ترک کند، نذر او صحیح نیست.
مسأله2768_ اگر نذر کند کار مباحی را انجام دهد یا ترک نماید چنانچه به جا آوردن آن و ترکش از هر جهت مساوی باشد، نذر او صحیح نیست، و اگر انجام آن از جهتی بهتر باشد و انسان به قصد همان جهت نذر کند، مثلاً نذر مند غذایی را بخورد که برای عبادت قوت بگیرد، و یا ترک آن از جهتی بهتر باشد و انسان برای همان جهت نذر کند که آن را ترک نماید مثلاً برای اینکه دود مضر است نذر کند که آن را استعمال نکند بنا بر احتیاط در این دو صورت به نذر عمل کند.
مسأله2769_ اگر نذر کند نماز واجب خود را در جائی بخواند که به خودی خود ثواب نماز در آنجا زیاد نیست مثلاً نذر کند نماز را در اطاق بخواند، چنانچه نماز خواندن در آنجا از جهتی بهتر باشد مثلاً به جهت اینکه خلوت است انسان حضور قلب پیدا می کند، به نذر خود بنا بر احتیاط عمل کند.
مسأله2770_ اگر نذر کند عملی را انجام دهد، باید همان طور که نذر کرده به جا آورد. پس اگر نذر کند که روز اول ماه صدقه بدهد یا روزه بگیرد یا نماز اول ماه بخواند چنانچه قبل از آن روز یا بعد از آن روز به جا آورد کفایت نمی کند، و نیز اگر نذر کند که وقتی مریض او خوب شد صدقه بدهد، چنانچه پیش از آنکه خوب شود آن صدقه را بدهد کافی نیست.
مسأله2771_ اگر نذر کند روزه بگیرد ولی وقت و مقدار آن را معین نکند چنانچه یک روز روزه بگیرد کافی است، و اگر نذر کند نماز بخواند و مقدار و خصوصیات آن را معین نکند، اگر یک نماز دو رکعتی بخواند کفایت می کند و اگر نذر کند صدقه بدهد و جنس و مقدار آن را معین نکند، اگر چیزی بدهد که بگویند صدقه داده، به نذر عمل کرده است و اگر نذر کند کاری برای خدا به جا آورد. در صورتی که یک نماز یا یک روز روزه بگیرد یا چیزی صدقه بدهد نذر خود را انجام داده است.
مسأله2772_ اگر نذر کند روز معینی را روزه بگیرد، باید همان روز را روزه بگیرد و در صورتی که عمداً روزه نگیرد باید گذشته از قضای آن روزه کفاره هم بدهند و اظهر این است که کفاره اش کفاره مخالفت قسم است چنانچه خواهد آمد؛ ولی در آن روز اختیاراً می تواند مسافرت کند و روزه را نگیرد. و چنانچه در سفر باشد لازم نیست قصد اقامه کرده، روزه بگیرد و در صورتی که از جهت سفر یا عذر دیگری مثل مرض یا حیض روزه نگیرد لازم است روزه را قضا کند. ولی در بعضی صور مسألهی قضاء احتیاط است.
مسأله2773_ اگر کسی از روی اختیار به نذر خود عمل نکند، باید کفاره بدهد.
مسأله2774_ اگر نذر کند تا وقت معینی عملی را ترک کند، بعد از گذشتن آن وقت می تواند آن عمل را اگر حرام نباشد به جا آورد و اگر پیش از گذشتن آن وقت از روی فراموشی یا ناچاری انجام دهد، چیزی بر او واجب نیست، ولی باز هم لازم است که تا آن وقت آن عمل را به جا نیاورد و چنانچه دوباره پیش از رسیدن آن وقت بدون عذر آن عمل را انجام دهد باید کفاره بدهد. مگر آنکه نذرش برای یک بار بوده که بعد از آن (اگر بیاورد) نذر نباشد.
مسأله2775_ کسی که نذر کرده عملی را ترک کند و وقتی برای آن معین نکرده است، اگر از روی فراموشی، یا ناچاری، یا غفلت، آن عمل را انجام دهد کفاره بر او واجب نیست ولی بعداً هر وقت از روی اختیار آن را به جا آورد، باید کفاره بدهد، مگر مانند فرض آخر مسألهی قبلی باشد.
مسأله2776_ اگر نذر کند در هر هفته روز معینی مثلاً روز جمعه را روزه بگیرد چنانچه یکی از جمعه ها عید فطر یا قربان باشد یا در روز جمعه عذر دیگری مانند سفر یا حیض برای او پیدا شود، باید آن روز را روزه نگیرد، و بنا بر احتیاط در بعض صور، قضای آن را به جا آورد.
مسأله2777_ اگر نذر کند مقدار معینی صدقه بدهد و معلّق به شرطی که حاصل نشده نباشد چنانچه پیش از دادن صدقه بمیرد احتیاط لازم (اگر اقوی نباشد) آن است که آن مقدار را از مال او صدقه بدهند و بهتر بلکه احتیاط است که بالغین از ورثه آن مقدار را از حصهی خود از جانب میّت صدقه بدهند.
مسأله2778_ اگر نذر کند به فقیر معینی صدقه بدهد، نمی تواند آن را به فقیر دیگر بدهد و اگر آن فقیر بمیرد، بنا بر احتیاط باید به ورثهی او بدهد.
مسأله2779_ اگر نذر کند به زیارت یکی از امامان مثلاً به زیارت حضرت ابی عبدالله (ع) مشرف شود، چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست، و اگر به سبب عذری که موجب عجز از زیارت آن امام باشد نتواند آن امام را زیارت کند، چیزی بر او واجب نیست، و اگر وقتی برای زیارت معین نکرده می تواند هر زمان به نذر خود عمل کند.
مسأله2780_ کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر کرده لازم نیست آنها را به جا آورد.
مسأله2781_ اگر برای حرم یکی از امامان معصوم (ع) یا امام زادگان نذر کند باید آن را بنا بر احتیاط در تعمیر و روشنایی و فرش حرم و مانند اینها مصرف کند.
مسأله2782_ اگر برای خود امام (ع) چیزی نذر کند، چنانچه مصرف معینی را قصد کرده، باید به همان مصرف برساند و اگر مصرف معینی را قصد نکرده، بهتر است که به مصرفی برساند که نسبتی با امام علیه السلام داشته باشد مانند زوار فقیر یا به مصارف حرم آن امام از قبیل تعمیر ساختمان یا تأسیس مسجد یا نصب موتور برق و ساختن حمام و مانند آن و همچنین است اگر چیزی را برای امام زاده ای نذر کند.
مسأله2783_ گوسفندی را که برای صدقه، یا برای یکی از امامان نذر کرده اند، اگر پیش از آنکه به مصرف برسد شیر بدهد، یا بچه بیاورد مال کسی است که آن را نذر کرده ولی پشم گوسفند و مقداری که چاق می شود جزء نذر است.
مسأله2784_ هرگاه نذر کند اگر مریض او خوب شود، یا مسافر او بیاید، عملی خیر را انجام دهد، چنانچه معلوم شود که پیش از نذر کردن مریض خوب شده، یا مسافر آمده است، عمل کردن به نذر لازم نیست.
مسأله2785_ اگر پدر یا مادر نذر کند که دختر خود را به سید شوهر دهد بعد از آنکه دختر به تکلیف رسید، رضایت دختر شرط است و نذر آنان اعتبار ندارد. مگر آنکه نذر پدر مقیّد به قبل از تکلیف دختر باشد و مفسده ای برای دختر نداشته باشد که پدر باید به آن عمل نماید.
احکام عهد
مسأله2786_ هرگاه با خدا عهد کند اگر به حاجت شرعی خود برسد کار خیری را انجام دهد، بعد از آنکه حاجتش بر آورده شد، باید آن کار را انجام دهد و نیز اگر بدون آنکه حاجتی داشته باشد، عهد کند که عمل خیری را انجام دهد، آن عمل بر او واجب می شود.
مسأله2787_ در عهد هم مثل نذر باید صیغه خوانده شود و مشهور آن است کاری را که عهد می کند انجام دهد، باید یا عبادت باشد؛ مثل نماز واجب و مستحب، یا کاری باشد که انجام آن بهتر از ترکش باشد. و اگر عهد بر ترک است باید ترک مکروه یا حرام بوده و به عهد وفا کند، ولی بنا بر احتیاط واجب در صورتی که متعلق عهد مرجوح شرعی نباشد بر طبق عهد عمل کند.
مسأله2788_ اگر به عهد خود عمل نکند، باید کفاره بدهد یعنی شصت فقیر را سیر کند، یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد، یا یک بنده آزاد کند.
احکام قسم خوردن
مسأله2789_ اگر قسم بخورد که کاری را انجام دهد یا ترک کند، مثلاً قسم بخورد که روزه بگیرد، یا دود استعمال نکند، چنانچه عمداً مخالفت کند، باید کفاره دهد، یعنی یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر اینها را نتواند باید سه روز روزه بگیرد و باید روزه پی در پی باشد.
مسأله2790_ قسم چند شرط دارد:
«اول» کسی که قسم می خورد باید بالغ و عاقل باشد و از روی قصد قسم بخورد. پس قسم خوردن بچه و دیوانه و مست و کسی که مجبورش کرده اند درست نیست و همچنین است اگر در حال عصبانی بودن بی قصد قسم بخورد. بلی اگر دیوانه ای ادواری بوده در دور عقل قسم بخورد باید به آن عمل کند و کافر نیز اگر قسم بخورد باید به آن عمل نماید.
«دوم» کاری را که برای انجام آن قسم می خورد باید حرام یا مکروه نباشد و کاری را که قسم می خورد ترک کند، باید واجب یا مستحب نباشد و اگر قسم بخورد کار مباحی را به جا آورد، باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد و نیز اگر قسم بخورد کار مباحی را ترک کند باید انجام آن بهتر از ترکش نباشد.
«سوم» به یکی از اسم های خداوند عالم قسم بخورد که به غیر ذات مقدس او گفته نمی شود مانند (خدا) و (الله) و نیز اگر به اسمی قسم بخورد که به غیر خدا هم می گویند ولی به قدری به خدا گفته می شود که هر وقت کسی آن اسم را بگوید ذات مقدس حق در نظر می آید مثل آنکه به خالق و رازق قسم بخورد صحیح است و بلکه احتیاط وجوبی در غیر این صورت هم عمل به آن قسم است.
«چهارم» قسم را به زبان بیاورد و اگر بنویسد یا در قلبش آن را قصد کند صحیح نیست ولی آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحیح است.
«پنجم» عمل کردن به قسم برای او ممکن باشد و اگر موقعی که قسم می خورد ممکن باشد و بعداً از عمل به آن عاجز شود، از وقتی که عاجز می شود قسم او به هم می خورد و همچنین است اگر عمل کردن به نذر یا قسم یا عهد به قدری مشقت پیدا کند که نشود آن را تحمل کرد. مگر آنکه قسمش مخصوص این صورت باشد که باید عمل کند. و اگر ناتوانی به سبب تأخیر قسم خورنده باشد مخالفت آن کفاره دارد.
مسأله2791_ اگر پدر از قسم خوردن فرزند جلوگیری کند، یا شوهر از قسم خوردن زن جلوگیری نماید، قسم آنان صحیح نیست.
مسأله2792_ اگر فرزند بدون اجازهی پدر و زن بدون اجازهی شوهر قسم بخورد، پدر و شوهر می توانند قسم آنان را به هم بزنند، بلکه ظاهر آن است که قسم آنها بدون اجازهی پدر یا شوهر منعقد نمی شود و همچنین است حکم کنیز و بنده نسبت به مولایشان.
مسأله2793_ اگر انسان از روی فراموشی یا ناچاری یا غفلت به قسم عمل نکند، کفاره بر او واجب نیست و همچنین است اگر مجبورش کنند که به قسم عمل ننماید. و قسمی که وسواسی می خورد، مثل اینکه می گوید والله الان مشغول نماز می شوم، و به سبب وسواس مشغول نمی شود، اگر وسواس او طوری باشد که بی اختیار به قسم عمل نکند کفاره ندارد.
مسأله2794_ کسی که قسم می خورد حرف من راست است چنانچه حرف او راست باشد قسم خوردن مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ می باشد، ولی اگر برای اینکه خودش یا مسلمان دیگری را از شر ظالمی نجات دهد قسم دروغ بخورد اشکال ندارد، بلکه گاهی واجب می شود، اما اگر بتواند توریه کند یعنی موقع قسم خوردن طوری نیت کند که دروغ نشود بهتر بلکه احتیاط لازم است که توریه نماید. مثلاً اگر ظالمی بخواهد کسی را اذیت کند و از انسان بپرسد که او را دیده ای و انسان یک ساعت قبل او را دیده باشد، بگوید او را ندیده ام و قصد کند که از پنج دقیقه پیش ندیده ام.
احکام وقف
مسأله2795_ اگر کسی چیزی را وقف کند، از ملک او خارج می شود و خود او و دیگران نمی توانند آن را ببخشند، یا بفروشند و کسی هم از آن ملک ارث نمی برد ولی در بعض موارد که در مسألهی «2141» و «2142» گفته شد فروختن آن اشکال ندارد.
مسأله2796_ لازم نیست صیغهی وقف را به عربی بخوانند، بلکه اگر مثلاً بگوید خانه خود را وقف کردم، و کسی که خانه برایش وقف شده، یا وکیل، یا ولی آن کس بگوید قبول کردم وقف صحیح است. و وقف به عمل نیز محقق می شود مثلاً چنانچه حصیری را به قصد وقف بودن در مسجد بیندازد و یا جائی را به قصد مسجد بودن بسازد و در اختیار نمازگزاران بگذارد وقفیت محقق می شود. و در موقوفات عامه مثل مسجد و مدرسه یا چیزی که برای عموم وقف کند، یا مثلاً بر فقراء یا سادات وقف نماید، قبول کردن کسی در صحت وقف لازم نیست.
مسأله2797_ اگر ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغهی وقف پشیمان شود، یا بمیرد، وقف واقع نمی شود.
مسأله2798_ کسی که مالی را وقف می کند، باید از موقع خواندن صیغه، مال را برای همیشه وقف کند و اگر مثلاً بگوید این مال بعد از مردن من وقف باشد، چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده صحیح نیست. و نیز اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد، یا بگوید تا ده سال وقف باشد، بعد پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد، وقف صحیح نیست.
مسأله2799_ وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرّف کسی که برای او وقف شده یا وکیل یا ولی او بدهند، ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خود وقف کند و به قصد اینکه آن چیز ملک آنان شود از طرف آنان نگهداری نماید، وقف صحیح است.
مسأله2800_ ظاهر این است که در اوقاف عامه از قبیل مدارس و مساجد و امثال اینها قبض معتبر باشد و وقفیت به مجرد وقف نمودن محقق نمی شود. مگر واقف خود را متولی قرار داده و بخواهد تا آخر عمر متولّی باشد. ولی اگر یک نفر به اذن واقف در مسجد نماز بخواند یا در مدرسه ساکن گردد یا در مقبره دفن شود کافی است.
مسأله2801_ وقف کننده باید مکلف و عاقل و با قصد و اختیار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصرّف کند، بنا بر این سفیه (یعنی کسی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند) چون حق ندارد در مال خود تصرّف نماید اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست. ولی پسری که 10 سال دارد اگر در امور خیر وقف کند صحت وقف او خالی از وجه نیست.
مسأله2802_ اگر مالی را برای بچه ای که در شکم مادر است و هنوز به دنیا نیامده وقف کند صحت آن محل اشکال و لازم است رعایت احتیاط نمایند. ولی اگر برای اشخاصی که فعلاً موجودند و بعد از آنها برای کسانی که بعداً به دنیا می آیند وقف نماید اگرچه در موقعی که وقف محقق می شود در شکم مادر هم نباشند مثلاً چیزی را بر اولاد خود وقف کند که بعد از آنان وقف نوههای او باشد و هر دسته ای بعد از دستهی دیگر از وقف استفاده کنند صحیح است.
مسأله2803_ اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل آنکه دکانی را وقف کند که عایدی آن را بعد از مرگ مقبره اش نمایند صحیح نیست، ولی اگر مثلاً مالی را بر فقراء وقف کند و خودش فقیر شود، می تواند از منافع وقف استفاده نماید. مگر آنکه خودش را استثناء کرده باشد.
مسأله2804_ اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند، باید مطابق قرارداد او رفتار نمایند. و اگر معین نکند چنانچه بر افراد مخصوصی مثلاً بر اولاد خود وقف کرده باشد اختیار با خود آنان است و اگر بالغ نباشند اختیار با ولی ایشان است و برای استفاده از وقف اجازه حاکم شرع لازم نیست.
مسأله2805_ اگر ملکی را مثلاً بر فقراء یا سادات وقف کند، یا وقف کند که منافع آن به مصرف خیرات برسد، در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع است.
مسأله2806_ اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلاً بر اولاد خود وقف کند، که هر طبقه ای بعد از طبقهی دیگر از آن استفاده کنند، چنانچه متولی وقف بر حسب اختیاری که واقف برایش معین کرده آن را اجاره دهد و بمیرد اجاره باطل نمی شود. ولی اگر متولی نداشته باشد و یک طبقه از کسانی که ملک بر آنها وقف شده، آن را اجاره دهند و در بین مدت اجاره بمیرند، چنانچه طبقهی بعدی بقیّه آن اجاره را امضاء نکنند اجاره باطل می شود. و در صورتی که مستأجر مال الاجارهی مدت را داده باشد مال الاجاره ی از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان پس می گیرد.
مسأله2807_ اگر ملک وقف خراب شود، از وقف بودن بیرون نمی رود مگر آنکه عنوان را قصد کرده باشد که آن عنوان از بین برود مثل اینکه باغ را برای تنزه وقف کرده باشد که اگر آن باغ خراب شود وقف باطل می شود و به ورثهی واقف بر می گردد.
مسأله2808_ ملکی که مقداری از آن وقف است و مقداری وقف نیست اگر تقسیم نشده باشد، متولی وقف و اگر متولی ندارد مجتهد جامع الشرایط می تواند با نظر خبره سهم وقف را جدا کند.
مسأله2809_ اگر متولی وقف، خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند، حاکم شرع امینی را به او ضمیمه می نماید که مانع از خیانتش گردد و در صورتی که ممکن نباشد می تواند به جای او متولی امینی معین نماید.
مسأله2810_ فرشی را که برای حسینیه وقف کرده اند، نمی شود برای نماز به مسجد ببرند، اگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد.
مسأله2811_ اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند، چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر ندارد و انتظار هم نمی رود که تا مدتی احتیاج به تعمیر پیدا کند می توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر دارد برسانند.
مسأله2812_ اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به امام جماعت و به کسی که در آن مسجد اذان می گوید بدهند، در صورتی که بدانند یا اطمینان داشته باشند که برای هر یک چه مقدار معین کرده، باید همان طور مصرف کنند. و اگر یقین یا اطمینان نداشته باشند، باید اول مسجد را تعمیر کنند و اگر چیزی زیاد آمد، بین امام جماعت و کسی که اذان می گوید به طور مساوی قسمت نمایند و بهتر است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند.
احکام وصیت
مسأله2813_ وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کارهائی انجام دهند، یا بگوید بعد از مرگش چیزی از مال او ملک کسی باشد یا اینکه چیزی از مال او را به کسی تملیک یا صرف در خیرات و مبرات کنند، یا برای اولاد خود و کسانی که اختیار آنان با او است، قیّم و سرپرست معین کند. وکسی را که به او وصیت می کنند وصی می گویند.
مسأله2814_ کسی که نمی تواند حرف بزند، اگر با اشاره، مقصود خود را بفهماند، برای هر کاری می تواند وصیت کند. ولی کسی که می تواند حرف بزند اگر با اشاره ای که مقصودش را بفهماند وصیت کند آیا صحیح است؟ محل اشکال است گرچه صحت خالی از وجه و بلکه قوت نیست.
مسأله2815_ اگر نوشته ای به امضاء یا مهر میت ببینند، چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد که برای وصیت کردن نوشته، باید مطابق آن عمل کنند ولی اگر بدانند که مقصودش وصیت کردن نبوده و چیزهائی را نوشته است که بعداً مطابق آن وصیت کند لازم نیست عمل کند.
مسأله2816_ کسی که وصیت می کند باید عاقل باشد و از روی اختیار وصیت کند و وصیت بچهی ده ساله برای ارحامش جائز است و برای غیر ارحام نیز صحت وصیت قوی است، و اعتبار سفیه نبودن در نفوذ وصیت محل اشکال است و احتیاط واجب است که عمل به وصیت او ترک نشود.
مسأله2817_ کسی که از روی عمد مثلاً زخمی به خود زده یا سمی خورده است که به سبب آن، یقین یا گمان مردن حاصل می شود، اگر وصیت کند که مقداری از مال او را به مصرفی برسانند صحیح نیست.
مسأله2818_ اگر انسان وصیت کند که چیزی از اموالش مال کسی باشد، در صورتی که آن کس وصیت را قبول کند اگرچه قبولش در زمان زنده بودن موصی باشد آن چیز را بعد از مردن موصی مالک می شود بلکه ظاهر این است که قبول اصلاً معتبر نباشد و فقط ردّ مانع است.
مسأله2819_ وقتی انسان نشانه های مرگ را در خود دید، باید فوراً امانت های مردم را به صاحبانش برگرداند یا آنکه به آنها اطلاع دهد و طبق مسألهی 2461 عمل کند، و اگر به مردم بدهکار است و موقع دادن آن بدهی رسیده باید بدهد، و اگر خودش نمی تواند بدهد، یا موقع دادن بدهی او نرسیده باید وصیت کند و بر وصیت شاهد بگیرد، ولی اگر بدهی او معلوم باشد، وصیت کردن لازم نیست.
مسأله2820_ کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند، اگر خمس و زکاة و مظالم یا کفارات مالی بدهکار است، باید فوراً بدهد و اگر نمی تواند بدهد، چنانچه از خودش مال دارد، یا احتمال می دهد کسی آنها را اداء نماید، باید وصیت کند و همچنین است اگر حج بر او واجب باشد.
مسأله2821_ کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند، اگر نماز و روزهی قضاء دارد، باید وصیت کند که از مال خودش برای آنها اجیر بگیرند، بلکه اگر مال نداشته باشد ولی احتمال بدهد کسی بدون آنکه چیزی بگیرد آنها را انجام می دهد، باز هم واجب است وصیت نماید. و اگر قضای نماز و روزهی او به تفصیلی که در باب نماز قضاء گفته شد، بر پسر بزرگ ترش واجب باشد باید به او اطلاع دهد یا وصیت کند که برای او به جا آورند.
مسأله2822_ کسی که نشانه های مرگ را در خود می بیند، اگر مالی پیش کسی دارد یا در جائی پنهان کرده است که ورثه نمی دانند، چنانچه به جهت ندانستن، حقشان از بین برود، باید به آنان اطلاع دهد و لازم نیست برای بچه های صغیر خود قیّم و سرپرست معین کند، ولی در صورتی که بدون قیّم مالشان را از بین می رود، یا خودشان ضایع می شوند، برای آنان باید قیّم امینی معیّن نماید.
مسأله2823_ وصی باید عاقل باشد و احوط این است که بالغ نیز باشد، و بنا بر مشهور لازم است وصی شخص مسلمان، مسلمان باشد، و در اموری که راجع به شخص موصی نیست لازم است مورد اطمینان باشد. و احتیاطی که شایستهی ترک نیست مراعات آن نسبت به امور خود موصی نیز هست. مگر آنکه وصّی در انجام واجباتی است که بر عهده موصی بوده که باید مورد اطمینان باشد.
مسأله2824_ اگر کسی چند وصی برای خود معین کند، چنانچه اجازه داده باشد که هر کدام به تنهائی به وصیت عمل کنند، لازم نیست در انجام وصیت از یکدیگر اجازه بگیرند و اگر اجازه نداده باشد، چه گفته باشد که هر دو با هم به وصیت عمل کنند، یا نگفته باشد، باید با نظر یکدیگر به وصیت عمل نمایند و اگر حاضر نشوند که با یکدیگر به وصیت عمل کنند، حاکم شرع آنها را مجبور می کند و اگر اطاعت نکنند، به جای هر یکی از آنان یا همه، شخص دیگری را معین می نماید.
مسأله2825_ اگر انسان از وصیت خود برگردد مثلاً بگوید ثلث مالش را به کسی بدهند و بعد بگوید به او ندهند وصیت باطل می شود. و اگر وصیت خود را تغییر دهد، مثل آنکه قیّمی برای بچه های خود معین کند، بعد دیگری را به جای او قیم نماید، وصیت اولش باطل می شود و باید به وصیت دوم او عمل نمایند.
مسأله2826_ اگر کاری کند که معلوم شود از وصیت خود برگشته مثلاً خانه ای را که وصیت کرده به کسی بدهند، بفروشد یا دیگری را برای فروش آن وکیل نماید، وصیت باطل می شود.
مسأله2827_ اگر وصیت کند چیز معینی را به کسی بدهند بعد وصیت کند که نصف همان را به دیگری بدهند، باید آن چیز را به دو قسمت کنند و به هر کدام از آن دو نفر یک قسمت آن را بدهند.
مسأله2828_ اگر کسی در مرضی که به آن مرض می میرد، مقداری از مالش را به کسی ببخشد و وصیت کند که بعد از مردن او هم مقداری به کس دیگر بدهند باید مالی را که بخشیده و به تصرّف داده از اصل تکه حساب نمایند چنانچه د مسألهی «2361» گذشت ولی مالی را که وصیت کرده باید از ثلث خارج کنند.
مسأله2829_ اگر وصیت کند که ثلث مال او را نفروشند و عایدی آن را به مصرفی برسانند، باید مطابق گفته او عمل نمایند.
مسأله2830_ اگر در مرضی که به آن مرض می میرد، بگوید مقداری به کسی بدهکار است، چنانچه متهم باشد که برای ضرر زدن به ورثه گفته است باید مقداری را که معین کرده از ثلث او بدهند، و اگر متهم نباشد اقرار او نافذ است و باید از اصل مالش داده شود.
مسأله2831_ کسی را که انسان وصیت می کند چیزی به او بدهند لازم نیست در حال وصیت وجود داشته باشد، پس اگر وصیت کند به بچه ای که ممکن است فلان زن حامله شود چیزی بدهند. اگر آن بچه پس از مرگ موصی موجود باشد بعید نیست لازم باشد آن چیز را به او بدهند و اگر موجود نباشد و از وصیت دانسته شود که موصی خواسته در این مورد وگرنه مورد نزدیک به آن مصرف شود. در مصرف دیگری که به نظر موصی نزدیک تر به مورد وصیت باشد صرف کنند؛ ولی اگر وصیت کند که چیزی از مال او بعد از مرگش مال کسی باشد پس اگر آن شخص وقت مرگ موصی موجود باشد وصیت صحیح و الاّ باطل است و آنچه را که برای او وصیت کرده، ورثه میان خودشان قسمت می کنند.
مسأله2832_ اگر انسان بداند کسی او را وصی کرده، چنانچه به اطلاع وصیت کننده برساند که برای انجام وصیت او حاضر نیست، لازم نیست بعد از مردن او به وصیت عمل کند. ولی اگر پیش از مردن او نداند که او را وصی کرده یا بداند و به او اطلاع ندهد که برای عمل کردن به وصیت حاضر نیست، در صورتی که مشقت زیاد که به حدّ حرج برسد نداشته باشد، باید وصیت او را انجام دهد، و نیز اگر وصی پیش از مرگ موصی موقعی ملتفت شود که موصی به سبب شدت مرض یا مانع دیگر نتواند به دیگری وصیت کند بنا بر احتیاط باید وصیت را قبول نماید.
مسأله2833_ اگر کسی که وصیت کرده بمیرد، وصی نمی تواند دیگری را برای انجام کارهای میت معین کند و خود از کار کناره نماید، ولی اگر بداند مقصود میت این نبوده که وصی آن کار را انجام دهد، بلکه مقصودش فقط انجام کار بوده، می تواند دیگری را از طرف خود وکیل نماید.
مسأله2834_ اگر کسی دو نفر را با هم وصی کند، چنانچه یکی از آن دو بمیرد یا دیوانه یا کافر شود (جایی که اسلام وصیّ شرط است) حاکم شرع یک نفر دیگر را به جای او معین می کند و اگر هر دو بمیرند یا دیوانه یا کافر شوند، حاکم شرع دو نفر دیگر را معین می کند. ولی اگر یک نفر بتواند وصیت را عملی کند، معین کردن دو نفر لازم نیست.
مسأله2835_ اگر وصی نتواند به تنهایی کارهای میت را انجام دهد، حاکم شرع برای کمک او یک نفر دیگر را معین می کند.
مسأله2836_ اگر مقداری از مال میت در دست تلف شود چنانچه در نگهداری آن کوتاهی کرده و یا تعدی نموده، مثلاً میت وصیت کرده است که فلان مقدار به فقرای فلان شهر بده و او مال را به شهر دیگر برده و در راه از بین رفته، ضامن است و اگر کوتاهی نکرده و تعدی هم ننموده ضامن نیست.
مسأله2837_ هرگاه انسان کسی را وصی کند و بگوید که اگر آن کس بمیرد فلانی وصی باشد، بعد از مرگ وصی اول، وصی دوم باید کارهای میت را انجام دهد.
مسأله2838_ حجی که بر میت واجب است و بدهکاری و حقوقی را که مثل خمس و زکاة و مظالم، و کفارات مالی یا فدیه ها اداء کردن آنها واجب می باشد، باید از اصل مال میت بدهند اگرچه میت برای آنها وصیت نکرده باشد.
مسأله2839_ اگر مال میت از بدهی و حج واجب و حقوقی که مثل خمس و زکاة و مظالم بر او واجب است زیاد بیاید، چنانچه وصیت کرده باشد ثلث یا مقداری از ثلث را به مصرفی برسانند، باید به وصیت او عمل کنند و اگر وصیت نکرده باشد، آنچه می ماند مال ورثه است.
مسأله2840_ اگر مصرفی را که میت معین کرده، از ثلث مال او بیشتر باشد، وصیت او در بیشتر از ثلث در صورتی صحیح است که ورثه حرفی بزنند یا کاری کنند که معلوم شود وصیت را اجازه نموده اند و تنها راضی بودن آنها کافی نیست. و اگر مدتی بعد از مردن او هم اجازه نمایند صحیح است و چنانچه بعضی از ورثه اجازه و بعضی رد نمایند وصیت فقط در حصهی آنهایی که اجازه نموده اند صحیح و نافذ است.
مسأله2841_ اگر مصرفی را که میت معین کرده، از ثلث مال او بیشتر باشد، و پیش از مردن او ورثه اجازه نمایند، بعد از مردن او نمی توانند از اجازهی خود برگردند.
مسأله2842_ اگر وصیت کند از ثلث او خمس و زکاة یا بدهی دیگر او را بدهند و برای نماز و روزهی او اجیر بگیرند و کار مستحبی هم مثل اطعام فقراء انجام دهند، باید اوّل بدهی خمس، زکاة، حج، کفارات مالی او را از ثُلث بدهند و اگر چیزی زیاد آمد برای نماز و روزه او اجیر بگیرند. و اگر از آن هم زیاد آمد به مصرف کار مستحبی که معین کرده برسانند و چنانچه ثلث مال او فقط به اندازهی بدهی مالی (مردمی یا خدایی او باشد) و ورثه هم اجازه ندهند که بیشتر از ثلث مال مصرف شود، وصیت برای نماز و روزه و کارهای مستحبی باطل است.
مسأله2843_ اگر وصیت کند که بدهی او را بدهند و برای نماز و روزهی او اجیر بگیرند و کار مستحبی هم انجام دهند، چنانچه وصیت نکرده باشد که اینها را از ثلث بدهند، باید بدهی او از اصل مال داده شود و اگر چیزی زیاد آمد، ثلث آن را به مصرف نماز و روزه و کارهای مستحبی که معین کرده برسانند، و در صورتی که ثلث کافی نباشد پس اگر ورثه اجازه بدهند، باید وصیت او عملی شود و اگر اجازه ندهند باید نماز و روزه را از ثلث بدهند و اگر چیزی زیاد آمد به مصرف کارهای مستحبی که معین کرده برسانند.
مسأله2844_ اگر کسی بگوید که میت وصیت کرده فلان مبلغ به من بدهند چنانچه دو مرد عادل گفتهی او را تصدیق کنند یا قسم بخورد و یک مرد عادل هم گفتهی او را تصدیق نماید، یا یک مرد عادل و دو زن عادله، یا چهار زن عادله به گفتهی او شهادت دهند، باید مقداری را که می گوید به او بدهند، و اگر یک زن عادله شهادت دهند، نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند، سه چهارم آن را به او بدهند و نیز اگر دو مرد کافر کتابی که در دین خود عادل باشند گفتهی او را تصدیق کنند، در صورتی که میت دسترسی به شاهد عادل مسلمان نداشته که وصیت کند، باید چیزی را که مطالبه می کند به او بدهند.
مسأله2845_ اگر کسی بگوبد من وصی میّتم که مال او را به مصرفی برسانم یا میّت مرا قیّم بچه های خود قرار داده، در صورتی باید حرف او را قبول کرد که دو مرد عادل گفتهی او را تصدیق نمایند.
مسأله2846_ اگر وصیت کند چیزی از مال او برای کسی باشد و آن کس پیش از آنکه قبول کند یا ردّ نماید بمیرد، تا وقتی که ورثهی او وصیت را ردّ نکرده اند می توانند آن چیز را قبول نمایند ولی این حکم در صورتی است که وصیت کنند از وصیت خود برنگردد وگرنه حقی به آن چیز ندارند.
