آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام روزه ی قضاء
مسأله1712_ اگر دیوانه عاقل شود، واجب نیست روزه های زمانی را که دیوانه بوده قضاء نماید.
مسأله1713_ اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه های وقتی را که کافر بوده قضاء نماید. ولی اگر مسلمانی کافر شود و دوباره مسلمان گردد روز ه های زمانی را که کافر بوده باید قضاء نماید.
مسأله1714_ روزه ای که از انسان به واسطهی مستی فوت شده، باید قضاء نماید، اگرچه چیزی را که به واسطه ی آن مست شده، برای معالجه خورده باشد.
مسأله1715_ اگر برای عذری چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند که چه وقت عذر او بر طرف شده، واجب نیست مقدار بیشتر را که احتمال می دهد روزه نگرفته قضاء نماید، مثلاً کسی که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمی داند پنجم رمضان از سفر برگشته یا ششم، و یا اینکه مثلاً در آخرهای ماه رمضان مسافرت کرده و بعد از ماه رمضان برگشته و نمی داند که بیست و پنجم ماه رمضان مسافرت کرده، یا بیست و ششم، در هر دو صورت می تواند مقدار کمتر یعنی پنج روز را قضاء کند، اگرچه احتیاط مستحب است که مقدار بیشتر یعنی شش روز را قضاء نماید. و اگر بعد از یقین حاصل شدن به عدد روزه های فوت شده آن را فراموش کرده احتیاط ترک نشود.
مسأله1716_ اگر از چند ماه رمضان روزهی قضاء داشته باشد، قضای هر کدام را که اول بگیرد مانعی ندارد. ولی اگر وقت قضای ماه رمضان آخر تنگ باشد مثلاً پنج روز از ماه رمضان آخر قضاء داشته باشد و پنج روز هم به ماه رمضان مانده باشد احتیاط است که اول قضای رمضان آخر را بگیرد.
مسأله1717_ اگر قضای روزهی چند ماه رمضان بر او واجب باشد و در نیت معین نکند روزه ای را که می گیرد قضای کدام ماه رمضان است، قضای سال آخر حساب نمی شود.
مسأله1718_ در قضای روزهی ماه رمضان می تواند پیش از ظهر روزهی خود را باطل نماید ولی اگر وقت قضاء تنگ باشد احتیاط لازم است که باطل ننماید.
مسأله1719_ اگر قضای روزهی میتی را می گیرد، بهتر است که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.
مسأله1720_ اگر به سبب مرض، یا حیض، یا نفاس، روزهی ماه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن ماه رمضان بمیرد، لازم نیست روزه هایی را که نگرفته برای او قضاء کنند.
مسأله1721_ اگر به سبب مرضی روزهی ماه رمضان را نگیرد و مرض او تا ماه رمضان سال بعد طول بکشد، قضای روزه هایی را که نگرفته بر او واجب نیست بلکه مستحب است و باید برای هر روز یک مد که تقریباً ده سیر است طعام یعنی گندم یا جو یا نان و مانند اینها به فقیر بدهد، ولی اگر به واسطهی عذر دیگری مثلاً به سبب مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا ماه رمضان بعد باقی بماند روزه هایی را که نگرفته باید قضاء کند و احتیاط مستحب است که برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.
مسأله1722_ اگر به سبب مرضی روزهی ماه رمضان را نگیرد و بعد از ماه رمضان مرض او بر طرف شود ولی عذر دیگری پیدا کند که نتواند تا ماه رمضان بعد قضای روزه را بگیرد، باید روز ه هایی را که نگرفته قضاء نماید. و نیز اگر در ماه رمضان غیر از مرض عذر دیگری داشته باشد و بعد از ماه رمضان آن عذر برطرف شود و تا ماه رمضان سال بعد به واسطهی مرض نتواند روزه بگیرد، روزه هایی را که نگرفته باید بنا بر احتیاط واجب قضاء کند و نیز بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد برای هر روز یک طعام به فقیر بدهد.
مسأله1723_ اگر در ماه رمضان به سبب عذری روزه نگیرد و بعد از ماه رمضان عذر او برطرف شود و تا ماه رمضان آینده عمداً قضای روزه را نگیرد باید روزه را قضاء کند، و برای هر روز یک مد طعام هم به فقیر بدهد.
مسأله1724_ اگر در قضای روزه کوتاهی کند تا وقت تنگ شود و در تنگی وقت عذر پیدا کند، باید قضاء را بگیرد و برای هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، و همچنین است بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد چنانچه تصمیم داشته باشد بعد از برطرف شدن عذر روزه های خود را قضاء کند ولی پیش از آنکه قضاء نماید در تنگی وقت عذر پیدا کند.
مسأله1725_ اگر مرض انسان چند سال طول بکشد، بعد از آنکه خوب شد، باید قضای ماه رمضان آخر را بگیرد و برای هر روز از روزه های سال های پیش یک مد طعام به فقیر بدهد.
مسأله1726_ کسی که باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد می تواند کفارهی چند روز را به یک فقیر بدهد.
مسأله1727_ اگر قضای روزهی ماه رمضان را چند سال تأخیر بیندازد باید قضاء را بگیرد و از جهت تأخیر در سال اول برای هر روزه یک مد طعام به فقیر بدهد و اما از جهت تأخیر چند سال بعدی چیزی بر او واجب نیست.
مسأله1728_ اگر روزهی ماه رمضان را عمداً نگیرد باید قضای آن را بجا آورد و برای هر روز دو ماه پیاپی روزه بگیرد، یا به شصت فقیر طعام بدهد یا یک بنده آزاد کند و چنانچه تا رمضان آینده قضای آن روزه را بجا نیاورد، برای هر یک مد طعام نیز کفاره بدهد.
مسأله1729_ اگر روزهی ماه رمضان را عمداً نگیرد و در روز مکرر جماع یا استمناء کند، کفاره هم مکرر می شود چنان که در مسألهی 1685 گذشت. ولی اگر چند مرتبه کار دیگری که روزه را باطل می کند انجام دهد، مثلاً چند مرتبه بخورد یک کفاره کافی است.
مسأله1730_ بعد از مرگ پدر، پسر بزرگ تر وگر نه تنها پسری که هست باید قضای روزهی او را به تفصیلی که در نماز مسألهی «1407» گفته شد بجا آورد. و نیز نسبت به مادر بنا بر احتیاط چنین است.
مسأله1731_ اگر پدر غیر از روزهی ماه رمضان، روزهی واجب دیگری را مانند روزهی نذر نگرفته باشد، احتیاط واجب اگر اقوی نباشد آن است که پسر بزرگ تر قضاء نماید، ولی اگر برای روزه ای اجیر شده و نگرفته باشد قضاء آن بر پسر بزرگ لازم نیست. و هم چنین اگر روزه از پدرش بر او واجب بوده و نیاورده.
