آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

مرجع تقلید شیعه

نمازهای واجب

اشاره

نمازهای واجب شش است: (اول) نمازهای شبانه روزی. (دوم) نماز آیات. (سوم) نماز میت. (چهارم) نماز طواف خانه کعبه. (پنجم) نماز قضای پدر بعد از مرگ که بر پسر بزرگتر واجب است، و همچنین نماز قضاء مادر اگر واجب دانستیم. (ششم) نمازی که به واسطهی اجاره و نذر و قسم و عهد واجب می شود و نماز جمعه از نمازهای روزانه است.

نمازهای واجب شبانه روزی

نمازهای واجب شبانه روزی پنج است: ظهر و عصر، هر کدام چهار رکعت، مغرب سه رکعت، عشاء چهار رکعت، صبح دو رکعت.

مسأله 739_ در سفر باید نمازهای چهار رکعتی را با شرائطی که گفته می شود دو رکعت خواند.

وقت نماز ظهر و عصر

مسأله740_ اگر چوب یا چیزی مانند آن را (شاخص) راست در زمین هموار فرو برند، صبح که خورشید بیرون می آید سایه آن به طرف مغرب می افتد و هر چه آفتاب بالا می آید این سایه کم می شود، و در شهرهای ما در اول ظهر شرعی به آخرین درجه کمی می رسد، و ظهر که گذشت، سایه آن به طرف مشرق بر می گردد و هر چه خورشید رو به مغرب می رود سایه زیادتر می شود، بنا بر این وقتی سایه به آخرین درجه کمی رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت معلوم می شود ظهر شرعی شده است. ولی در بعضی از شهرها مثل مکه که گاهی موقع ظهر سایه به کلی از بین می رود، بعد از آنکه سایه دوباره پیدا شد، معلوم می شود ظهر شده است.

مسأله741_ وقت نماز ظهر و عصر بعد از زوال تا غروب آفتاب است. ولی چنانچه نماز عصر را عمداً قبل از نماز ظهر بخواند باطل است، مگر اینکه از آخر وقت بیش از آوردن یک نماز مجال نباشد، که در این فرض اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخوانده، نماز ظهر او قضاء است، و باید نماز عصر را بخواند، واگر کسی پیش از این وقت اشتباهاً تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند نمازش صحیح است، و احوط این است که آن را نماز ظهر قرار داده و چهار رکعت دیگر به قصد ما فی الذمه بجا آورد، و اگر نماز عصر را از روی فراموشی یا اشتباه اول وقت ظهر یا نماز ظهر را از روی فراموشی یا اشتباه اول وقت ظهر یا نماز ظهر را از روی فراموشی یا اشتباه در آخر وقت عصر بیاورد (که از این دو، وقت مختص تعبیر می شود) احتیاط، اعاده نماز عصر بعد از نماز ظهر در فرض اوّل به صورت اداء و قضاء هر دو نماز در فرض دوم است. فقط یک صورت استثناء است و آن مورد شروع نماز عصر در وقت مختص به ظهر و اکمال آن در وقت مشترک بین ظهر و عصر می باشد که تکلیفش عدول به نماز ظهر است و بعد نماز عصر را می آورد و همچنین نسبت به نماز عشاء و مغرب، و اگر نماز عصر را قبل از آخر وقت اشتباهاً یا از روی فراموشی پیش از نماز ظهر آورده، نماز ظهر را در آخر وقت بخواند.

مسأله742_ اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود، و در بین نماز دانست اشتباه کرده است، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند. یعنی نیت کند که آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد می خوانم همه نماز ظهر باشد، و بعد از آنکه نماز را تمام کرد نماز عصر را بخواند.

مسأله743_ وقت فضیلت نماز ظهر تا زیاد شدن سایه شاخض به اندازهی خود شاخص و فضیلت نماز عصر به دو برابر استمرار دارد. و بهتر است مراعات  و  سایه شود و بهتر از آن  برای ظهر و  برای نماز عصر است.

نماز جمعه و احکام آن

مسأله744_ نماز جمعه مانند نماز صبح دو رکعت است، و امتیازش از نماز صبح این است که دو خطبه در پیش دارد، و نماز جمعه واجب تخییری است: به این معنی که مکلف در روز جمعه مخیر است که نماز جمعه را بخواند در صورتی که شرائطش موجود باشد، یا نماز ظهر بجا آورد، پس اگر نماز جمعه را بجا آورد کفایت از ظهر می کند، ولی احتیاط خواندن نماز ظهر نیز هست.

واجب شدن نماز جمعه چند شرط دارد:

(اول) داخل شدن وقت، و آن عبارت از زوال آفتاب یعنی ظهر است و آخر وقتش

بنا بر مشهور برابر شدن سایه با شاخص است. پس هرگاه تا این هنگام نماز را تأخیر انداخت، وقتش تمام شده و نماز ظهر را باید بجا آورد. لکن احتیاط رعایت رسیدن سایه به قدر ذراع یعنی 2 قدم است که از این وقت تأخیر نیندازد. گرچه گفته مشهور بعید نیست.

(دوم) شماره افراد، و آن هفت نفر است با امام، و هرگاه هفت نفر از مسلمانان جمع نشوند نماز جمعه واجب نمی شود. بلی نماز جمعه با پنج نفر که یکیشان امام باشد صحیح است.

صحیح بودن نماز جمعه چند شرط دارد:

(اول) جماعت بودن، پس فرادی صحیح نیست و هرگاه ماموم قبل از رکوع رکعت دوم نماز جمعه به امام برسد مجزی خواهد بود، و یک رکعت دیگر به او اضافه می کند، و اگر در رکوع درک امام کند مجزی بودنش مشکل است، و احتیاط ترک نشود.
(دوم) خواندن دو خطبه پیش از نماز: که در خطبه اول امام حمد و ثنای الهی را گفته و وصیت به تقوی و پرهیزگاری کند و یک سوره کوچکی از قرآن بخواند، سپس نشسته و برخیزد، و باز هم حمد و ثنای الهی را بجا آورده و بر پیغمبر اکرم و ائمه مسلمین (ع) صلوات فرستاده، و برای مؤمنین و مؤمنات استغفار (طلب آمرزش) کند. و لازم است خطبه ها پیش از نماز باشد، پس اگر نماز را پیش از دو خطبه شروع کرد صحیح نخواهد بود و خواندن خطبه پیش از زوال آفتاب بنا بر احتیاط لازم جائز نیست. و لازم است خطبه را ایستاده بخواند، پس هرگاه خطبه را نشسته بخواند صحیح نخواهد بود و فاصله انداختن بین دو خطبه به نشستن واجب است، و لازم است نشستن مختصر و خفیف باشد، و امام جماعت و خطیب (کسی که خطبه می خواند) یک نفر باشد. و اقوی این است که در خطبه طهارت شرط نیست. اگرچه احوط است. و در مقدار واجب از خطبه عربیت (زبان عربی) معتبر است، و در مازاد بر آن معتبر نیست مگر آنکه حاضرین زبان عربی را ندانند، که احوط در این صورت در خصوص وصیت به تقوی جمع بین عربیت و زبان حاضرین است.
(سوم) آنکه مسافت بین دو نماز جمعه کمتر از یک فرسخ نباشد، پس هرگاه نماز جمعه دیگری در مسافت کمتر از یک فرسخ بر پا باشد، و مقارن هم بودند هر دو باطل می شوند، و اگر یکی سبقت بر دیگری داشت هر چند به تکبیرة الاحرام باشد صحیح و دومی باطل خواهد بود و اگر پس از برگزاری نماز جمعه کشف شد که نماز جمعه دیگری بر او سابق یا مقارنش در مسافت کمتر از یک فرسخ بر پا شده بوده بجا آوردن نماز ظهر واجب خواهد بود، و فرقی نیست بین اینکه این کشف در وقت یا در خارج وقت باشد، و بر پا نمودن نماز جمعه در صورتی مانع از نماز جمعه دیگر در مسافت مزبور می شود که خود صحیح و جامع شرائط باشد، و الا در مانع بودنش اشکال است، و اقرب مانع نبودن است.

مسأله 745_ هر گاه نماز جمعه ای که دارای شرائط است بر پا شود، بنا بر احتیاط مستحب حضورش لازم است، و در آن چند چیز معتبر است.
(اول) آنکه مکلف مرد باشد، و حضور در نماز جمعه بر زنان لازم نیست. همانگونه که بر بچهی نابالغ و دیوانه واجب نیست.
(دوم) آزادی، پس حضور در نماز جمعه بر بندگان (برده ها) لازم نیست.
(سوم) حاضر بودن، پس بر مسافر واجب نیست، و در مسافر فرقی نیست که تکلیف او در نماز قصر باشد یا تمام مثل مسافری که قصد اقامه نموده باشد. گرچه احتیاط نسبت به کسی که قصد اقامت 10 روز کرده مراعات حکم حاضر است.
(چهارم) سلامت از بیماری و کوری، پس بر بیمار و کور واجب نیست.
(پنجم) پیر نبودن، پس بر پیرمردان واجب نیست.
(ششم) آنکه بین شخص و جایی که نماز جمعه برپا می شود بیش از دو فرسخ فاصله نباشد، و بر کسی که سر دو فرسخ است بنا بر احتیاط مستحب حضور لازم است و همچنین بر کسی که حضور جمعه بر او دشوار باشد حضور واجب نیست، بلکه بعید نیست که اگر باران باشد حضور لازم نباشد هرچند حرج و مشقتی نداشته باشد.

مسأله746_ چند حکم که به نماز جمعه راجع است از این قرار می باشد:
(اول) کسی که نماز جمعه از او ساقط شده و حضورش لازم نباشد، جائز است در اول وقت مبادرت به نماز ظهر نماید. بلکه مطلقاً برای هر کسی جائز است.
(دوم) هر گاه در بلد انسان نماز جمعه جامع شرائط برپا می شود، بنا بر احتیاط مستحب شایسته نیست که انسان بعد از زوال آفتاب سفر کند.
(سوم) سخن گفتن _ هنگامی که امام مشغول خطبه خواندن است _ جائز نیست، و فرقی بین عدد معتبر در اصل و جوب نماز جمعه و بین بیشتر از آن نیست.
(چهارم) گوش دادن به دو خطبه بنا بر احتیاط واجب است ولی کسانی که معنای خطبه را نمی فهمند گوش دادن بر آنها واجب نیست.
(پنجم) اذان دوم روز جمعه بدعت است، و این همان اذانی است که در عرف اذان سوم نامیده می شود.
(ششم) وقت خطبه امام، ظاهر این است که حضور واجب نباشد.
(هفتم) خرید و فروش هنگامی که برای نماز جمعه صحیح نداء می شود در صورتی که منافی نماز باشد حرام، والّا حرام نخواهد بود، ولی در اصل حرمت حتّی در صورت منافات با حضور جمعه اشکال، بلکه منع است و اظهر این است که در صورت حرمت نیز معامله باطل نیست.
(هشتم) کسی که حضور جمعه در زمان غیبت بر او واجب بود، و ترک نموده و نماز ظهر را بجا آورده نمازش صحیح است.

وقت نماز مغرب و عشاء

مسأله747_ احتیاط واجب است قبل از اینکه سرخی مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود از بالای سر انسان بگذرد، انسان نماز مغرب را بجا نیاورد.

مسأله748_ وقت نماز مغرب و عشاء تا نیمه شب امتداد دارد، ولی نماز عشاء در صورتی که با التفات، قبل از نماز مغرب خوانده شود باطل است مگر اینکه از وقت بیش از مقدار اداء نماز عشاء نمانده باشد، که در این صورت لازم است نماز عشاء را قبل از نماز مغرب بخواند.

مسأله749_ اگر کسی اشتباهاً نماز عشاء را پیش از نماز مغرب بخواند، و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحیح است، و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد و تفصیل مسئله 741 در اینجا می آید.

مسأله750_ اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشاء شود و در بین نماز دانست که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع چهارم نرفته است، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند، و نماز را تمام کند و بعد نماز عشاء را بخواند، و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته است باید نماز را به هم زند بعد از خواندن نماز مغرب نماز عشاء را بجا آورد.

مسأله751_ آخر وقت نماز عشاء نصف شب است. و شب از اول غروب است تا طلوع فجر صادق ولی مراعات احتیاط به ملاحضه تا اول آفتاب سزاوار ترک نیست.

مسأْله752_ اگر از روی معصیت، یا به سبب عذری نماز مغرب یا عشاء را تا نصف شب نخواند، بنا بر احتیاط واجب، باید تا قبل از اذان صبح بدون اینکه نیت اداء و قضاء کند آن نماز را بجا آورد. و همچنین در نماز ظهر و عصر اگر قبل از گذشتن سرخی سمت مشرق از بالای سر آن دو نماز را نخوانده باشد.

وقت نماز صبح

مسأله753_ نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیده ای رو به بالا حرکت می کند که آن را فجر اول گویند، موقعی که آن سفیده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون می آید. و وقت فضیلت نماز صبح، پیش از پیدا شدن سرخی در سمت افق است. و وقت فضیلت نماز مغرب تا غروب شفق و وقت فضیلت نماز عشاء تا ثلث شب است.

احکام وقت نماز

مسأله754_ موقعی انسان می تواند مشغول نماز شود که یقین کند وقت داخل شده است یا دو مرد عادل به داخل شدن خبر دهند. بلکه به اذان شخص که وقت شناس و مورد اطمینان باشد یا به خبر دادن او به دخول وقت نیز در صورتی که در هر دو مورد اطمینان به دخول وقت پیدا شود، می توان اکتفا نمود.

مسأله755_ اگر به سبب ابر یا غبار، نتواند در اول وقت نماز به داخل شدن وقت یقین کند، چنانچه اطمینان داشته باشد که وقت داخل شده، می تواند مشغول نماز شود، و بعید نیست گمان هم مانند اطمینان باشد. و هم چنین در چیزهایی که نسبت به شناختن وقت مانع شخصی باشد مثل نابینایی و در زندان بودن، لازم است که نماز را تاخیر بیندازد تا یقین یا اطمینان کند که وقت داخل شده است. بلکه در مورد ابر یا غبار نیز این احتیاط را ترک نکند.

مسأله756_ اگر به یکی از راه های گذشته برای انسان ثابت شود که وقت نماز شده و مشغول نماز شود، و در بین نماز دانست که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنین است اگر بعد از نماز بداند که تمام نماز را پیش از وقت خوانده. و بنا بر احتیاط اگر در بین نماز دانست وقت داخل شده، یا بعد از نماز دانست که در بین نماز وقت داخل شده بود نماز را اعاده نماید.

مسأله757_ اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز دانست که تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحیح است، و اگر دانست نماز را پیش از وقت خوانده یا ندانست که وقت داخل شده است، باید دوباره آن نماز را بخواند.

مسأله758_ اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود، و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است، ولی اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت داخل شده، و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، اگر در اوّل نماز یقین به وقت داشته، نمازش صحیح است.

مسأله759_ اگر وقت نماز به قدری تنگ است که با بجا آوردن بعضی از کارهای مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، باید آن مستحب را بجا نیاورد. مثلاً اگر به سبب خواندن قنوت مقداری از نماز بعد از وقت خوانده می شود، باید قنوت را نخواند.

مسأله760_ کسی که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، نباید نماز را به نیت قضاء بخواند، ولی نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد.

مسأله761_ کسی که مسافر نیست، اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید فقط نماز عصر را بخواند، و بعداً نماز ظهر را قضاء کند. و همچنین اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید فقط عشاء را بخواند و بعداً مغرب را بجا آورد.

مسأله762_ کسی که مسافر است و تا غروب آفتاب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عصر بخواند و بعداً نماز ظهر را قضاء کند، و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد باید عشاء را بخواند، و بعداً مغرب را به جا آورد، و چنانچه بعد از خواندن عشاء معلوم شود که از وقت به مقدار یک رکعت یا بیشتر به نصف شب مانده است، باید فوراً نماز مغرب را به نیت اداء بجا آورد.

مسأله763_ مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خیلی سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزدیک تر باشد بهتر است مگر آنکه تاخیر آن از جهتی بهتر باشد، مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند. اما به اندازه ای که وقت فضیلت فوت نشود.

مسأله764_ هرگاه انسان عذری دارد که اگر بخواهر در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تیمم نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقی است، می تواند در اول وقت نماز بخواند ولی اگر احتمال بدهد که عذر او از بین می رود، باید صبر کند تا عذرش بر طرف شود و چنانچه عذر او بر طرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند، و لازم نیست به قدری صبر کند که فقط بتواند کارهای واجب نماز را انجام دهد بلکه اگر برای مستحباب نماز نیز مانند اذان و قنوت وقت دارد می تواند تیمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد لکن اگر قبل از آخر وقت رجاءً نماز بخواند و عذرش باقی باشد، نماز صحیح است. و در عذرهای دیگر غیر از موارد تیمم اگر احتمال بدهد که عذر او باقی بماند جایز است اول وقت نماز بخواند، و چنانچه در اثناء وقت عذرش بر طرف گردد لازم است اعاده نماید.

مسأله765_ کسی که مسائل نماز و شکیات و سهویات را نمی داند و احتمال می دهد که یکی از اینها در نماز پیش آید باید برای یاد گرفتن اینها نماز را از اول وقت تاخیر بیاندازد، ولی اگر اطمینان دارد که نماز را به طور صحیح تمام می کند، می تواند در اول وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مسأله ای که حکم آن را نمی داند پیش نیاید، نماز او صحیح است، و اگر مسأله ای که حکم آن را نمی داند پیش آید جایز است به یکی از دو طرفی که احتمال می دهد رجاءً عمل نماید و نماز را تمام کند، لکن بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند، و اگر صحیح بوده اعاده لازم نیست.

مسأله 766_ اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه می کند، در صورتی که ممکن است، باید اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند، و همچنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را بجا آورد پیش آمد کند مثلاً ببیند مسجد نجس است باید اول مسجد را تطهیر کند، و بعد نماز بخواند، و چنانچه در هر دو صورت اول نماز بخواند معصیت کرده، ولی نماز او صحیح است.

نمازهایی که باید به ترتیب خوانده شود

مسأله767_ انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر نماز عصر را عمداً پیش از نماز ظهر، و هم چنین نماز عشاء را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است.

مسأله768_ اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود، و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمی تواند نیت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند، و همین طور است در نماز مغرب و عشاء.

مسأله 769_ اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است و نیت را به نماز ظهر برگرداند، چنانچه یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده، باید نیت را به نماز عصر برگرداند و نماز را تمام کند. ولی اگر بعضی از واجبات نماز را به نیت ظهر آورده احتیاط است که بعد از اکمال آن به نیت عصر دوباره نماز را بیاورد و این احتیاط شایسته ترک نیست. خصوصاً در صورتی که بعض ارکان را به نیّت ظهر آورده باشد.

مسأله770_ اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد باید نیت را به ظهر برگرداند، ولی اگر وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز، آفتاب غروب می کند و برای یک رکعت از نماز هم مجال نیست، باید به نیت نماز عصر نماز را تمام کند. و احتیاط مستحب قضاء نماز ظهر بعد از نماز عصر است.

مسأله771_ اگر در نماز عشاء پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز نصف شب می شود و به مقدار یک رکعت از نماز هم مجال نیست باید به نیت عشاء نماز را تمام کند، و اگر بیشتر وقت دارد بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کند، بعد نماز عشاء را بخواند.

مسأله 772_ اگر در نماز عشاء بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت کم است باید نماز عشاء را تمام کند و اگر به مقدار پنج رکعت وقت باشد بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، باید نماز را به هم زده و نماز مغرب و عشاء را به ترتیب بخواند.

مسأله773_ اگر انسان نمازی را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید نمازی را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمی تواند نیت را به آن نماز برگرداند، مثلاً موقعی که نماز عصر احتیاطاً می خواند، اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است نمی تواند نیت را به نماز ظهر برگرداند.

مسأله774_ برگرداندن نیت از قضاء به نماز ادا، و نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست.

مسأله775_ اگر وقت نماز اداء وسعت داشته باشد، و در بین نماز یادش بیاید که نمازی واجب از وی فوت شده می تواند در بین نماز نیت را به قضاء برگرداند، ولی باید برگرداندن نیت به نماز قضاء ممکن باشد. مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتی می تواند نیت را به قضای صبح برگرداند که داخل رکوع رکعت سوم نشده باشد.