آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
معاملات حرام
مسأله2100_ معاملات حرام شش است: «اول» خرید و فروش عین نجس مثلا مشروبات مسکر، و سگ غیر شکاری، و مردار نجس، و خوک، و در غیر اینها در صورتی که بشود از آن استفادهی حلال نمود مثلاً غائط را کود نمایند خرید و فروش محل اشکال و احتیاط در ترک است. ولی می توان در مقابل واگذار کردن حق اختصاص مالی گرفت، و خرید و فروش غلام و کنیز اگر کافر یا مرتدّ باشد جائز است. «دوم» خرید و فروش مال غصبی. «سوم» خرید و فروش چیزی که نزد مردم مال نیست مانند حشرات. «چهارم» معاملهی چیزی که منافع معمولی آن کار حرام باشد، مانند اسباب قمار. «پنجم» معامله ای که در آن ربا باشد. «ششم» فروش جنسی که با چیز دیگر مخلوط است، در صورتی که آن چیز معلوم نباشد و فروشنده هم به خریدار نگوید، مثل فروختن روغنی که آن را به پیه مخلوط کرده است و این عمل را غش می گویند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: از ما نیست کسی که در معامله با مسلمان غش کند یا به آنان ضرر بزند یا تقلب و حیله نماید و هر که با برادر مسلمان خود غش کند، خداوند برکت روزی او را می برد و راه معاش او را تباه سازد و او را به خودش واگذار می کند.
مسأله2101_ احتکار بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، حرام است. و آن نگهداری کالا و خودداری از فروش آن به منظور بالا رفتن قیمت است. و مورد آن صورت در اختیار داشتن انحصاری آن و احتیاج مردم به آن است. و ظاهراً مخصوص 6 چیز است: گندم، جو، خرما، مویز، روغن، زیت و احتیاط استحبابی است که نمک هم اضافه شود. بله هر چیز مورد حاجت مردم؛ لباس، مسکن، وسیله سواری. و محتکر را وادار به فروش می کنند، لکن نرخ تعیین نمی شود. بلی اگر قیمت فروش موجب اجحاف به عامّه مردم باشد، او را وادار به فروش به قیمت کمتر می کنند.
مسأله2102_ بازی کردن با آلات و ادوات و اسباب قمار هر قسم باشد (پاسور، شطرنج، نرد و غیر اینها) حرام است. و آنچه برنده بگیرد نیز حرام و مالک آن نمی شود. و بازی بدون برد و باخت نیز با این آلات حرام است، ولی بازی بدون برد و باخت با چیزهایی که آلت مخصوص این کار نباشند عیبی ندارد. و تنها در مورد برد و باخت حرام می باشد. مانند کشتی گرفتن، چیز سنگین بلند کردن، پرش، و در مورد شطرنج حدود چهل روایت وارد شده. در یکی از اینها به سند معتبر از امام صادق (ع) دارد که پیغمبر (ص) از بازی با شطرنج و نرد نهی فرمودند (برد و باخت باشد یا نباشد) و در روایتی خرید و فروش آن حرام و خوردن پولش سُحت گفته شده (سحت: حرام شدید) است و بازی کردن با آن، شرک و حتی سلام کردن بر بازیگر آن معصیت بزرگ شمرده شده و در روایت عیون اخبار الرضا (ع) شیخ صدوق (قدس) از امام هشتم (ع) نقل کرده، چون سر امام حسین (ع) به شام برده شد، یزید لعین دستور داد سر را نهاده، سفره غذا گستردند، خود و اصحابش می خوردند و آب جو می آشامیدند، چون فارغ شد فرمان داد سر مبارک را در طشتی زیر تخت نهاده، رقعه شطرنج بر روی آن گسترده مشغول به بازی شد و هرگاه بر حریف غالب می آمد، آب جو می خورد و دُرد آن را زیر تخت نزدیک طشت می ریخت. امام (ع) می فرمایند، هر که از شیعه ما است باید از این عمل (شطرنج و خوردن آب جو) بپرهیزد، و هر کس نظرش بر آنها افتاد، یاد امام حسین (ع) کند و یزید و آل زیاد را لعنت نموده، خداوند گناهانش (گناهان کوچک) را ولو به عدد ستارگان باشد محو می سازد.
مسأله2103_ فروختن چیز پاکی که نجس شده و آب کشیدن آن ممکن است اشکال ندارد. ولی اگر مشتری آن چیز را برای کاری بخواهد که شرط آن پاک بودن است، مثلاً از قسم خوراکی است که می خواهد او را بخورد، باید فروشنده نجس بودن آن را به او بگوید. و اگر لباس است آیا گفتن لازم نیست اگرچه مشتری با آن نماز بخواند؟ محل اشکال است چون در نماز طهارت ظاهری بدن و لباس کافی است. و احتیاط در گفتن است.
مسأله2104_ اگر چیز پاکی مانند روغن و نفت که آب کشیدن آن ممکن نیست نجس شود، چنانچه آن را برای کاری بخواهد که شرطش پاک بودن است مثلاً روغن را برای خوردن بخواهد، لازم است فروشنده نجاست او را به مشتری بگوید و همچنین است اگر برای کاری بخواهد که شرط آن پاک بودن نیست، مثلاً بخواهد نفت نجس را بسوزاند، ولی در معرض این باشد که خوراک یا بدن مشتری نجس شود. که در این صورت نیز گفتن لازم است، زیرا بنا بر احتیاط سبب شدن برای خوردن نجاست و همچنین سبب شدن برای نجاست بدن که موجب بطلان وضوء یا غسل گردد جائز نیست.
مسأله2105_ خرید و فروش دواهای نجس خوردنی محل اشکال است؛ اگرچه جائز است در مقابل واگذاری حقّ اختصاصی، مالی گرفت. ولی باید نجاستش را به مشتری بگویند و همچنین است بنا بر احتیاط اگر خوردنی نباشد ولی در معرض این باشد که خوراک یا بدن مشتری آلوده به نجاست شود.
مسأله2106_ خرید و فروش روغن هایی که از ممالک غیر اسلامی می آورند اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد اشکال ندارد، و روغنی را که از حیوان بعد از جان دادن آن می گیرند، و احتمال برود از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده چنانچه از دست کافر بگیرند یا از ممالک غیر اسلامی بیاورند پاک بودن و خرید و فروش آن محل اشکال است و خوردنش حرام و بر کسی که آن را به دیگری واگذار می کند لازم است کیفیت را به گیرنده بفهماند.
مسأله2107_ اگر روباه و مانند آن را به غیر دستوری که در شرع معین شده کشته باشند، یا خودش مرده باشد، خرید و فروش پوست آن حرام و معاملهی آن باطل است.
مسأله2108_ چرمی که از ممالک غیر اسلامی می آوردند، یا از دست کافر گرفته می شود و احتمال برود از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده خرید و فروش آن محل اشکال است و نماز در آن جایز نسیت.
مسأله2109_ روغنی که از حیوان بعد از جان دادنش گرفته شده یا چرمی که از دست مسلمان گرفته شود و انسان بداند که آن مسلمان آن را از دست کافر گرفته و تحقیق نکرده از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده، خرید و فروشش محل اشکال است و نماز در آن چرم و خوردن آن روغن جایز نیست.
مسأله2110_ مشروبات مسکر (مست کننده) معاملهی آنها حرام و باطل است.
مسأله2111_ فروختم مال غصبی باطل است و فروشنده باید پولی را که از خریدار گرفته به او برگرداند.
مسأله2112_ اگر خریدار جداً قاصد معامله است ولی قصدش این باشد که پول جنس را که می خرد ندهد، به صحت معامله ضرر ندارد گرچه خالی از شبهه نیست، ولی لازم است پول آن را به فروشنده بدهد.
مسأله2113_ اگر خریدار بخواهد پول جنسی را که به ذمه خریده بعداً از مال حرام بدهد، معامله صحیح است، ولی باید مقداری را که بدهکار است از مال حلال بدهد تا اینکه ذمه اش بری ء گردد.
مسأله2114_ خرید و فروش آلات لهو مثل تار و ساز حرام است و بنا بر احتیاط سازهای کوچک که بازیچهی بچه ها است نیز این حکم را دارد و اما آلات مشترکه مثل رادیو و ضبط صوت و تلویزیون و ویدئو در صورتی که به قصد استعمال در حرام نباشد خرید و فروش آن مانعی ندارد.
مسأله2115_ اگر چیزی را که می شود استفادهی حلال از آن ببرند به قصد این بفروشد که آن را در حرام مصرف کنند مثلاً انگور را به این قصد بفروشد که از آن شراب تهیه نمایند، معاملهی آن حرام بلکه بنا بر احتیاط باطل است. ولی اگر به این قصد نفروشد و فقط بداند که مشتری از انگور شراب تهیه خواهد کرد ظاهر این است که معامله اشکال ندارد.
مسأله2116_ ساختن مجسمهی جان دار بلکه نقاشی آن حرام است، ولی خرید و فروش آن مانعی ندارد اگرچه احوط ترک است.
مسأله2117_ خریدن چیزی که از قمار، یا دزدی، یا از معامله باطل تهیه شده حرام است و اگر کسی آن را بخرد، باید به صاحب اصلیش باز گرداند.
مسأله2118_ اگر روغنی را که با پیه مخلوط است بفروشد، چنانچه آن را معین کند مثلاً بگوید این یک من روغن را می فروشم، معامله به مقدار پیهی که در آن است باطل می باشد و پولی که فروشنده برای پیه آن گرفته مال مشتری و پیه مال فروشنده است و مشتری می تواند معاملهی روغن خالصی را هم که در آن است به هم بزند، ولی اگر آن را معین نکند بلکه یک من روغن در ذمه بفروشد، بعد روغنی که پیه دارد بدهد، مشتری می تواند آن روغن را پس بدهد و روغن خالص را مطالبه نماید.
مسأله2119_ اگر مقداری از جنسی را که با وزن یا پیمانه می فروشند به زیادتر از همان جنس بفروشد، مثلاً یک من گندم را به یک من و نیم گندم بفروشد، ربا و حرام است، بلکه اگر یکی از دو جنس، سالم و دیگری معیوب یا جنس یکی خوب و جنس دیگری بد باشد، یا با یکدیگر تفاوت داشته باشند، چنانچه بیشتر از مقداری که می دهد، بگیرد، باز هم ربا و حرام است. پس اگر مس درست را بدهد و بیشتر از آن مس شکسته بگیرد. یا برنج صدری را بدهد و بیشتر از آن برنج گرده بگیرد یا طلای ساخته را بدهد و بیشتر از آن طلای نساخته بگیرد ربا و حرام می باشد.
مسأله2120_ اگر چیزی را که اضافه می گیرد غیر از جنسی باشد که می فروشد، مثلاً یک من گندم به یک من گندم و یک تومان پول بفروشد باز هم ربا و حرام است؛ بلکه اگر چیزی زیادتر نگیرد ولی شرط کند که خریدار عملی برای او انجام دهد نیز ربا و حرام می باشد.
مسأله2121_ اگر کسی که مقدار کمتر را می دهد چیزی علاوه کند، مثلاً یک من گندم و یک دستمال را به یک من و نیم گندم بفروشد، اشکال ندارد. و همچنین است اگر از هر دو طرف چیزی زیاد کنند مثلاً یک من گندم و یک دستمال را به یک من و نیم گندم و یک دستمال بفروشد.
مسأله2122_ اگر چیزی را که مثل پارچه با متر و ذرع می فروشد، یا چیزی را که مثل گردو و تخم مرغ با شماره معامله می کنند، بفروشد و زیادتر بگیرد مثلاً ده تا تخم مرغ بدهد و یازده تا بگیرد اشکال ندارد، ولی چنانچه ده عدد تخم مرغ را به یازده عدد در ذمه بفروشد لازم است که بین آنها امتیاز باشد، مثلاً ده عدد تخم مرغ بزرگ را به یازده عدد متوسط در ذمه بفروشد زیرا که اگر بین آنها هیچ امتیاز نباشد خرید و فروش محقق نمی شود، بلکه واقع معامله قرض است اگرچه به لفظ خرید و فروش باشد و بدین جهت معامله حرام و باطل است، و از این قبیل است فروختن اسکناس نقداً به زیادتر از آن با مدت؛ مثلاً صد تومان نقداً بدهد که صد و ده تومان بعد از شش ماه بگیرد. ولی اگر بین آنها امتیاز باشد مانعی ندارد مثلاً آنکه صد تومان را به جنس دیگر از اسکناس مثل دینار یا پاوند یا دلار بفروشد که در این صورت با تفاوت قیمت نیز اشکال ندارد.
مسأله2123_ جنسی را که در غالب شهرها با وزن، یا پیمانه می فروشند و در بعضی از شهرها با شماره معامله می کنند، احتیاط واجب است که آن جنس را به زیادتر از آن نفروشند. و در صورتی که شهرها مختلف باشند و چنین غلبه ای در بین نباشد حکم آن در هر شهری بر طبق معمول آن شهر است.
مسأله2124_ اگر چیزی را که می فروشد و عوضی را می گیرد از یک جنس نباشد، زیادی گرفتن اشکال ندارد؛ پس اگر یک من برنج بفروشد و دو من گندم بگیرد معامله صحیح است.
مسأله2125_ جنسی را که می فروشد و عوضی را که می گیرد، اگر از یک چیز عمل آمده باشد، باید در معامله زیادی نگیرد بنا بر احتیاط در بعضی موارد. مثلاً اگر یک من روغن گاو بفروشد و در عوض آن یک من و نیم پنیر گاو بگیرد، ربا و حرام است و همچنین اگر میوهی رسیده را با میوهی نارس آن معامله کند نمی تواند زیادی بگیرد.
مسأله2126_ جو و گندم در ربا یک جنس حساب می شود، پس اگر مثلاً یک من گندم بدهد و یک من و پنج سیر جو بگیرد، ربا و حرام است و نیز اگر مثلاً ده من جو بخرد که سر خرمن ده من گندم بدهد، چون جو را نقد گرفته و بعد از مدتی گندم را می دهد، مثل آن است که زیادی گرفته و حرام است.
مسأله2127_ معاملهی ربا چه با مسلمان چه با کافر حرام است. بلی اگر مسلمان از کافری که در پناه اسلام نیست یا از کافری که در پناه اسلام است و ربا گرفتن در شریعتش جائز باشد ربا بگیرد اشکال ندارد و پدر و فرزند و زن و شوهر نیز می توانند از یکدیگر ربا بگیرند.
