آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام دیه
مسأله2917_ اگر کسی که بالغ و عاقل است عمداً و به ناحق مسلمانی را بکشد، در صورتی که مقتول، مَرد یا پسر باشد ولیّ کشته می تواند قاتل را عفو کند یا بکشد. وی اگر مقتول کافر باشد قاتل او را که مسلمان است نمی توان کشت. لکن اگر قاتل مرد باشد در صورت قصاص باید نصف دیهی او را به ولی بدهند، و اگر قاتل دیوانه یا نابالغ باشد مطلقاً دیه لازم می آید و دیهی آن بر عاقله است که معنای آن خواهد آمد، و نیز ولی مقتول می تواند در موردی که حق قصاص داشت به مقداری که طرفین راضی شوند از قاتل دیه بگیرند و قصاص نکند. و در صورتی که رضایت آنها به دیه ای باشد که در شرع معین شده چون تقدیرات شرعی در دیه مختلف است اختیار تعیین آن با قاتل است و می تواند هر کدام را که برای او آسان تر است اختیار نماید. بنا بر این می تواند قیمت نقره را که از سایر اقسام دیه کمتر است بدهد و آن به حساب قران قدیم ایرانی که یک مثقال بوده پانصد و بیست و پنج تومان 5250 مثقال می شود. اما اگر از روی خطای محض بکشد مثلاً سوی حیوانی تیر بیندازد و اشتباهاً کسی را بکشد، ولیّ کشته حقّ ندارد قاتل را بکشد، و می تواند از عاقله (یعنی مردهای خویشان پدری قاتل) و در صورت ندادن آنان ازخود قاتل، دیه بگیرد. که در ظرف سه سال داده می شود و اگر از روی خطای شبیه به عمد بکشد به این معنی که شخصی کسی را با آلتی بزند که عادتاً کشنده نیست و قصد کشتن هم نداشته باشد و اتفاقاً بکشد، در این فرض خود قاتل باید دیه بدهد و ولیّ مقتول حق کشتن او را ندارد.
مسأله2918_ دیه ای که قاتل باید بدهد در صورتی که مقتول مرد و مسلمان و آزاد باشد یکی از شش چیز است:
«اول» درقتل عمدی صد شتر که داخل سال ششم شده باشند. و در قتل خطای محض و شبه عمد سن شترها کمتر از این است. «دوم» دویست گاو. «سوم» هزار گوسفند. «چهارم» دویست حله و هر حله دو پارچه است و اولی این است که از پارچه های یمن باشد. «پنجم» هزار مثقال شرعی که طلا که هر مثقال 18 نخود است. «ششم» ده هزار درهم که هر درهمی 6/12 نخود نقرهی سکه دار است. واگر مقتول، زن و مسلمان و آزاد باشد، دیهی او در هر یک از این شش چیز نصف دیهی مرد است، و چنانچه مقتول کافر ذمّی باشد در صورتی که مرد است دیهی او هشتصد درهم و در صورتی که زن باشد دیهی او چهارصد درهم است و اگر کافر غیر ذمیّ باشد دیه ندارد، و دیهی مقتولی که غلام یا کنیز باشد قیمت او است در صورتی که بیشتر از دیهی آزاد نباشد و در مورد قتل عمدی هم نمی شود قاتل آزاد را برای قتل او کشت.
مسأله2919_ دیهی چند چیز مثل دیهی کشتن است که مقدار آن در مسألهی پیش گفته شد: «اول» آنکه دو چشم کسی را کور کند، یا چهار پلک چشم او را از بین ببرد و اگر یک چشم او را کور کند، باید نصف دیهی کشتن را بدهد. ولی در پلک ها خالی از اشکال نیست.
«دوم» دو گوش کسی را ببرد، یا کاری کند که هر دو گوش او کر شود و اگر یک گوش او را ببرد یا کر کند، باید نصف دیهی کشتن را بدهد و اگر نرمهی گوش او را ببرد احوط این است که با او صلح نماید. ولی دیهی آن ثلث است.
«سوم» تمام بینی یا نرمهی بینی کسی را ببرد.
«چهارم» زبان کسی را از بیخ ببرد و اگر مقداری از آن را ببرد و به نسبت مخارج حروفی که به جهت قطع زبان از بین رفته است ملاحظه نمایند و دیه تمام را نسبت به مخارج حروف تقسیم کنند و نسبت آن مقدار را بدهد، و احوط این است که با مقداری که در ملاحظه مساحت یعنی نصف یا ثلث یا ربع و مانند اینها واجب می شود مقایسه نموده هر کدام بیشتر است آن را بدهد.
«پنجم» تمام دندان های کسی را از بین ببرد و در صورتی که بعضی از دندان ها را از بین ببرد چنانچه صاحب دندان مرد باشد باید برای هر دندانی از دندان های جلو که دوازده عدد است پانصد درهم و اگر زن باشد دیهی آن تا به مقداری که به ثلث دیه نرسد با دیهی مرد مساوی است و در صورتی که به ثلث برسد و جنایت یک مرتبه باشد دیهی دندان های او نصف دیهی دندان های مرد است.
«ششم» هر دو دست کسی را از بند جدا کند و اگر یک دست را از بند جدا کند، باید نصف دیهی کشتن مثل او را بدهد.
«هفتم» ده انگشت کسی را ببرد و دیهی انگشت ابهام ثلث دیهی دست و دیهی سایر انگشت ها سدس است و دیه در زن اگر به ثلث برسد نصف دیهی مرد است.
«هشتم» هر دو پستان زنی را ببرد و اگر یکی از آنها را ببرد، باید نصف دیهی کشتن مثل او را بدهد.
«نهم» هر دو پای کسی را تا مفصل یا همهی ده انگشت پا را ببرد و دیهی هر انگشت پا مثل دیهی آن انگشت از دست است.
«دهم» تخم های مردی را از بین ببرد.
«یازدهم» طوری به کسی آسیب برساند که عقل او از بین برود. و اگر پشت کسی را طوری بشکند که دیگر درست نشود باید تمام دیه را بدهد اگرچه احوط است که رجوع به صلح شود و موارد دیگری نیز هست.
مسأله2920_ اگر اشتباهاً مسلمانی را بکشد باید علاوه بر دیه که در مسألهی «2918» گفته شد قاتل یک بنده مسلمان آزاد کند و اگر نتواند بنده آزاد کند دو ماه پی در پی روزه بگیرد و اگر این را هم نتواند شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام یک مدّ (سه ربع کیلو) طعام بدهد. و اگر عمداً و به ناحق بکشد، در صورت عفو یا گرفتن دیه باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند یا طعام بدهد و یک بنده مسلمان را آزاد نماید.
مسأله2921_ کسی که سوار حیوان است، اگر کاری کند که آن حیوان به کسی آسیب برساند، ضامن است. و نیز اگر دیگری کاری کند که حیوان به سوار خود، یا به کس دیگر صدمه بزند، ضامن می باشد.
مسأله2922_ اگر انسان کاری کند که زن حامله سقط کند، و آن سقط آزاد و محکوم به اسلام باشد چنانچه چیزی که سقط شده نطفه باشد، دیه اش بیست مثقال شرعی طلای سکه دار است، که هر مثقال آن 18 نخود می باشد، و اگر علقه یعنی خون بسته باشد، چهل مثقال و اگر مضغه یعنی پارهی گوشت باشد، شصت مثقال و اگر استخوان دار شده باشد، هشتاد مثقال و اگر گوشت آورده ولی هنوز روح در او دمیده نشده، صد مثقال و اگر روح در او دمیده شده، چنانچه پسر باشد دیهی او هزار مثقال و اگر دختر باشد، دیهی او پانصد مثقال شرعی طلای سکه دار است. و در جمیع این صور اگر عوض هر یک مثقال طلا ده درهم نقره بدهد کافی است.
مسأله2923_ اگر زن حامله ای عمداً کاری کند که بچه اش سقط شود، باید دیه آن را به تفصیلی که در مسألهی پیش گفته شد، به وارث بچه بدهد و به خود زن چیزی از آن نمی رسد.
مسأله2924_ اگر کسی زن حامله را بکشد، علاوه از حکم قتل زن (قصاص یا دیه) دیهی بچه نیز ثابت است.
مسأله2925_ اگر پوست سر، یا صورت مردی را پاره کند، باید یک صدم دیهی انسان را که در مسألهی «2918» گفته شد به او بدهد. و اگر به گوشت برسد و قدری از آن را هم ببرد، باید دو صدم بدهد و اگر خیلی از گوشت را پاره کند باید سه صدم بدهد و اگر به پردهی نازک استخوان برسد، چهار صدم و اگر استخوان نمایان شود پنج صدم و اگر استخوان بشکند ده صدم و اگر بعضی از ریزه های استخوان از جای خود بیرون آید، پانزده صدم و اگر به پردهی مغز سر برسد باید سی و سه صدم و ثلث صدم بدهد.
مسأله2926_ اگر به صورت کسی سیلی یا چیز دیگری بزند به طوری که صورت او سرخ شود، باید یک مثقال و نیم شرعی طلای سکه دار که هر مثقال 18 نخود است بدهد و اگر کبود شود، سه مثقال و اگر سیاه شود، باید شش مثقال شرعی طلای سکه دار بدهد. ولی اگر جای دیگر بدن کسی را به سبب زدن سرخ یا کبود یا سیاه کند، باید نصف آنچه را که گفته شد بدهد.
مسأله2927_ اگر به حیوان حلال گوشت کسی زخم بزند، یا چیزی از بدن آن را ببرد، باید تفاوت قیمت سالم و معیوب آن را به صاحبش بدهد.
مسأله2928_ اگر انسان سگ شکاری کسی را یا سگی که نگهداری خانه را می کند، یا سگ گلّهی کسی را یا سگی که پاسبانی زراعت را می کند بکشد باید بنا بر احتیاط در صورتی که قیمت در سگ نگهدار خانه و سگ گله به 20 درهم نرسد و همچنین در سگ پاسبان زراعت به جریبی گندم نرسد قیمت او را بدهد بلکه خالی از قوت نیست (جریب مردّد بین معانی چندی است که به حدود 5_ 114_ 144 کیلو قابل انطباق است) و اگر قیمت سگ شکاری کمتر از چهل درهم باشد لازم است چهل درهم بدهد.
مسأله2929_ اگر حیوان، زراعت یا مال کسی را از بین ببرد چنانچه صاحب حیوان در نگهداری آن کوتاهی کرده باشد، باید مقداری را که ضرر زده به صاحب مال یا زراعت بدهد.
مسأله2930_ اگر بچه یکی از گناهان کبیره را انجام دهد، ولیّ یا مثلاً معلم او با اجازه ولیّ بنا بر احتیاطی که شایسته ترک نیست می تواند به قدری که ادب شود و دیه واجب نشود او را بزند و احتیاط لازم است که ولیّ از 6 تازیانه و معلّم از سه تازیانه بیشتر نزند.
مسأله2931_ اگر کسی بچه ای را طوری بزند که دیه واجب شود، دیه مال طفل است و اگر مرد باید به ورثهی او بدهد و چنانچه مثلاً پدر به قدری او را بزند که بمیرد، دیه او را ورثهی دیگرش می برند و به خود پدر از دیه چیزی نمی رسد.
