آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

مرجع تقلید شیعه

طلاق خلع

مسأله2647_ طلاق زنی را که به شوهرش مایل نیست و از وی بدش می آید و مهر یا مالی دیگر از خود را به او می بخشد که طلاقش دهد طلاق خلع گویند.

مسأله2648_ اگر خود شوهر بخواهد صیغهی طلاق را بخواند چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد پس از بذل می گوید: «زَوْجَتی فاطِمَة خالَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ» یا «فاطمه مختلعة علی ما بذلت» و بنا بر احتیاط مستحب نیز بگوید: «هِیَ طالِق» یعنی زنم فاطمه را در مقابل چیزی که بذل نموده طلاق خلع دادم، او رها است یا فاطمه در مقابل آنچه بذل کرده خلع شده است، او رهاست. و در صورتی که زن معین باشد بردن نامش در اینجا و در طلاق مبارات نیز لازم نیست.

مسأله2649_ اگر زنی کسی را وکیل کند که مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر همان کس را وکیل کند که زن را طلاق بدهد، چنانچه اسم شوهر محمد و اسم زن فاطمه باشد وکیل، صیغهی طلاق را این طور می خواند: «عَن مُوَکِّلتی فاطِمَة بَذَلَتُ مَهْرَها لِمُوکِّلی محمد لِیَخْلَعها عَلَیْهِ» پس از آن بدون فاصله می گوید: «زَوجَةُ مُوکِّلی خالَعْتُها علی ما بَذَلَتْ هِیَ طالقِ» یا «زوجة موکّلی مختلعة علی ما بذلت» و اگر زنی کسی را وکیل کند که غیر از مهر چیز دیگری را به شوهر او ببخشد که او را طلاق دهد وکیل باید به جای کلمهی «مهرها» آن چیز را بگوید، اگر مثلاً صد تومان داده باید بگوید: «بَذَلَتْ مِأةَ تُومان»