آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

مرجع تقلید شیعه

وضوء

اشاره

مسأله 243_ در وضوء واجب است صورت و دست ها را بشویند و جلوی سر و روی پاها را مسح کنند.

مسأله 244_ درازای صورت را باید از بالای پیشانی؛ جایی که موی سر بیرون می آید تا آخر چانه شست، و پهنای آن به مقداری که بین انگشت وسط و شست قرار می گیرد باید شسته شود، و اگر مختصری از این مقدار را نشویند وضوء باطل است، و برای آنکه انسان یقین کند. این مقدار کاملاً شسته شده باید کمی اطراف آن را هم بشوید.

مسأله 245_ اگر صورت یا دست کسی کوچکتر یا بزرگتر از متعارف مردم باشد، باید ملاحظه کند که مردمان متعارف تا کجای صورت خود را می شویند، او هم تا همان جا بشوید. و نیز اگر در پیشانی او مو روئیده یا جلوی سرش مو ندارد باید به اندازه ی معمول پیشانی را بشوید.

مسأله 246_ اگر احتمال دهد چرک یا چیز دیگری در ابروها و گوشه های چشم و لب او هست که نمی گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، باید پیش از وضوء وارسی کند که اگر هست برطرف نماید.

مسأله 247_ اگر پوست صورت از لای مو پیدا باشد باید آب را به پوست برساند، و اگر پیدا نباشد شستن مو کافی است، و رساندن آب به زیر آن لازم نیست.

مسأله 248_ اگر شکّ کند پوست صورت از لای مو پیدا است یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید مو را بشوید و آب را به پوست هم برساند.

مسأله 249_ شستن توی بینی و مقداری از لب و چشم که وقت بستن دیده نمی شود، واجب نیست، ولی برای آنکه یقین کند از جاهایی که باید شسته شود چیزی باقی نمانده، واجب است مقداری از آنها را هم بشوید و کسی که نمی دانسته باید این مقدار را بشوید، اگر نداند در وضوهایی که گرفته این مقدار را شسته یا نه و یقین هم به صورت شستن خود نداشته (به طوری که چیزی از مقدار لازم باقی نمانده) ولو بعداً شکّ کند نمازی را که با آن وضوء خوانده و وقتش باقی است، با وضوی جدید اعاده نماید، و قضای نمازهایی که وقتش گذشته بنا بر احتیاط ترک نشود.

مسأله 250_ باید صورت و دست ها را از بالا به پائین شست، و اگر از پائین به بالا بشوید وضوء باطل است.

مسأله 251_ اگر دست را تر کند و به صورت و دست ها بکشد، چنانچه تری دست به قدری باشد که به واسطه ی کشیدن دست، آب کمی بر آنها جاری شود کافی است.

مسأله 252_ بعد از شستن صورت باید دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشوید.

مسأله 253_ برای آنکه یقین کند آرنج را کاملاً شسته باید مقداری بالاتر از آرنج را هم بشوید.

مسأله 254_ کسی که پیش از شستن صورت دست های خود را تا مچ شسته، در موقع وضوء باید تا سر انگشتان بشوید و اگر فقط تا مچ بشوید وضوی او باطل است.

مسأله 255_ در وضوء شستن صورت و دست ها مرتبه ی اوّل واجب، و مرتبه ی دوم مستحبّ و مرتبه ی سوم و بیشتر از آن حرام می باشد. و اینکه کدام شستن اوّل یا دوم یا سوم است، آیا مربوط به قصد کسی است که وضوء میگیرد پس اگر به قصد شستن مرتبه اوّل مثلاً ده مرتبه آب به صورت بریزد اشکال ندارد. و همه ی آنها شستن اوّل حساب می شود، و اگر به قصد اینکه سه مرتبه بشوید سه مرتبه آب بریزد، مرتبه ی سوم آن حرام است، ولی ظاهراً قصد، تأثیر ندارد. بلکه شستن نسبت به کمی و زیادی و فراگرفتن آب صدق می کند.

مسأله 256_ بعد از شستن هر دو دست باید جلوی سر را با تری آب وضوء که در دست مانده، مسح کند، و احتیاط واجب اگر اقوی نباشد آن است که با کف دست راست مسح نماید و مسح را از بالا به پائین انجام دهد. گرچه جواز آن از پائین به بالا یا عرضی قوی است.

مسأله 257_ یک قسمت از چهار قسمت سر، که مقابل پیشانی است جای مسح می باشد. و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح کند کافی است، اگرچه احتیاط است که پیش سر را به اندازه ی درازای یک انگشت و از پهنا به اندازه ی سه انگشت بسته مسح نماید، بلکه این احتیاط ترک نشود.

مسأله 258_ لازم نیست مسح سر بر پوست آن باشد. بلکه بر موی جلوی سر هم صحیح است. ولی کسی که موی جلوی سر او به اندازه ای بلند است که اگر مثلاً شانه کند به صورتش می ریزد، یا به جاهای دیگر سر می رسد باید بیخ موها را مسح کند، یا فرق سر را باز کرده پوست سر را مسح نماید. و اگر موهایی را که به صورت می ریزد یا به جاهای دیگر سر، می رسد جلوی سر جمع کند و بر آنها مسح نماید، یا بر موی جاهای دیگر سر که جلوی آن آمده مسح کند چنین مسحی باطل است.

مسأله 259_ بعد از مسح سر باید با تری آب وضوء که در دست مانده روی پاها را از سر یکی از انگشت ها تا بر آمدگی روی پا مسح کند، و احتیاط واجب است تا مفصل مسح نماید. کما اینکه احتیاط واجب (بلکه خالی از قوّت نیست) آن است که پای راست را با دست راست و پای چپ را با دست چپ مسح نماید. و همچنین احتیاط (بلکه خالی از قوّت نیست) مسح پای راست قبل از پای چپ است.

مسأله 260_ پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است، ولی بهتر است به اندازه ی پهنای سه انگشت بسته بلکه تمام روی پا را با تمام دست مسح نماید.

مسأله 261_ احتیاط واجب است که در مسح پا، دست را بر سر انگشت ها بگذارد و بعد به پشت پا بکشد یا آنکه دست را به مفصل گذاشته و تا سر انگشت ها بکشد. نه آنکه تمام دست را روی پا بگذارد و کمی بکشد. مگر آنکه فوری باشد که رطوبت به واسطه ی دست کشیدن به پا برسد.

مسأله 262_ در مسح سر و روی پا باید دست را روی آنها بکشد. و اگر دست را نگهدارد و سر یا پا را به آن بکشد وضوء باطل است، ولی اگر موقعی که دست را می کشد سر یا پا مختصری حرکت کند اشکال ندارد. و همچنین مسح سر و پاها باید با باطن دست باشد نه با پشت آن. بلی اگر مسح با باطن ممکن نیست یا حرج دارد، با پشت دست اشکال ندارد.

مسأله 263_ جای مسح باید خشک باشد و اگر به قدری تر باشد که رطوبت کف دست به آن اثر نکند مسح باطل است. ولی اگر تری آن به قدری کم باشد که رطوبتی که بعد از مسح در آن دیده می شود بگویند فقط از تری کف دست است اشکال ندارد.

مسأله 264_ اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی تواند دست را با آب خارج تر کند، بلکه باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت ار غیر ریش و مسح نمودن با آن محلّ اشکال است. و هم چنین گرفتن از مقدار زائد از ریش که شستن آن در وضوء لازم نمی باشد.

مسأله 265_ اگر رطوبت کف دست فقط به اندازه ی مسح سر باشد سر را با همان رطوبت مسح کند، و برای مسح پاها از ریش خود رطوبت بگیرد.

مسأله 266_ مسح کردن از روی جوراب و کفش باطل است، ولی اگر به واسطه ی سرمای شدید یا ترس از دزد و درنده و مانند اینها نتواند کفش یا جوراب را بیرون آورد، و یا تقیّه در بین باشد، مسح بر جوراب و کفش نموده و تیمّم نیز بنماید.

مسأله 267_ اگر روی پا نجس باشد و نتواند برای مسح آن را آب بکشد باید تیمّم نماید.

وضوی ارتماسی

مسأله 268_ وضوی ارتماسی آن است که انسان صورت و دست ها را به قصد وضوء در آب فرو برد و بیرون آورد. ولی در ارتماس باید مواظب باشد که آب از بالای دست به کف دست نرسد، تا مسح سر و پا بی اشکال باشد. و در این فرض فرقی بین پای راست و چپ نیست.

مسأله 269_ در وضوی ارتماسی هم باید صورت و دست ها از بالا به پائین شسته شود، (بنابر این باید صورت را از طرف پیشانی و دست ها را از طرف آرنج در آب فرو برد). و در غیر این صورت صحّت وضوء مشکل است.

مسأله 270_ اگر در وضوء بعضی از اعضاء شستنی را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی بشوید اشکال ندارد.

خواندن دعاهایی که موقع وضو گرفتن مستحبّ است.

مسأله 271_ کسی که وضوء می گیرد شایسته است موقعی که نگاهش به آب می افتد بگوید: (بسم الله و باالله و الحمدلله الّذی جعل الماء طهوراً و لم یجعله نجساً) و در روایت این دعا را در وقت آب ریختن از ظرف بر دست راست (به وسیله ی دست چپ) دارد: (آب را بریزد و این دعا را بخواند.) و موقعی که پیش از وضوء دست خود را می شوید (ویا در آب می نهد که آب بر دارد) بنابه روایت خصال قبل از دست به آب زدن بگوید: (بسم الله و بالله، اللّهمّ اجعلنی من التّوّابین و اجعلنی من المتطهّرین). و در وقت مضمضه کردن بگوید: (اللّهمّ لقّنی حجّتی یوم ألقاک و أطلق لسانی بذکرک). در وقت استنشاق یعنی آب در بینی کردن بگوید: (اللّهمّ لا تحرّم علیّ ریح الجنّة و اجعلنی ممّن یشمّ ریحها و روحها وطیبها). و موقع شستن رو بگوید: (اللّهم بیّض وجهی یوم تسودّ فیه الوجوه ولا تسوّد وجهی یوم تبیّض فیه الوجوه). و موقع شستن دست راست بگوید: (اللّهمّ أعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حساباً یسیراً). و موقع شستن دست چپ بگوید: (اللّهمّ لا تعطنی کتابی بشمالی و لا من وارء ظهری ولا تجعلها مغلولة الی عنقی، و اعوذ بک من مقطّعات النّیران). و موقعی که سر را مسح می کند، بگوید: (اللّهمّ غشّنی برحمتک و برکاتک و عفوک). و در وقت مسح پا بگوید: (اللّهمّ ثبّتنی علی الصّراط یوم تزلّ فیه الاقدام و اجعل سعیی فی مایرضیک عنّی یا ذالجلال والاکرام).

شرائط صحّت وضوء

شرائط صحیح بودن وضوء چند چیز است:

«شرط اوّل» آنکه آب وضوء پاک باشد.

«شرط دوم» آنکه مطلق باشد.

مسأله 272_ وضوء با آب نجس و با آب مضاف باطل است، اگرچه انسان نجس بودن یا مضاف بودن آن را نداند یا فراموش کرده باشد. و اگر با آن وضوء نمازی هم خوانده باشد، باید آن نماز را دوباره با وضوی صحیح بخواند.

مسأله 273_ اگر غیر از آب گل آلود مضاف، آب دیگری برای وضوء ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است، باید تیمّم کند، و اگر وقت دارد، باید صبر کند تا آب صاف شود و وضوء بگیرد.

«شرط سوم» آنکه آب وضوء و فضایی که در آن وضوء می گیرد، در حال مسح، بلکه بنا بر احتیاط واجب، در حال شستن نیز مباح باشد.

مسأله 274_ وضوء با آب غصبی و با آبی که معلوم نیست صاحب آن راضی است، حرام و باطل است. و نیز اگر آب وضوء از صورت و دست ها در جای غصبی بریزد چنانچه در غیر آنجا نتواند وضوء بگیرد، تکلیف او تیمّم است، و اگر در غیر آنجا بتواند وضوء بگیرد لازم است که در غیر آنجا وضوء بگیرد، و چنانچه در هر دو صورت

معصیت کرده و همان جا وضوء بگیرد، وضویش اشکال دارد. گرچه صحّت آن در غیر مورد آب غصبی بعید نیست.

مسأله 275_ وضوء گرفتن از حوض مدرسه ای که انسان نمی داند آن حوض را برای همه ی مردم وقف کرده اند یا برای محصّلین همان مدرسه، در صورتی که معمولاً مردم یا محصّلین سایر مدارس از آن حوض وضوء می گیرند و این کارشان کشف از عمومیّت وقف کند اشکال ندارد.

مسأله 276_ کسی که نمی خواهد در مسجدی نماز بخواند، اگر نداند حوض یا آب آن را برای همه ی مردم وقف کرده اند یا برای کسانی که در آنجا نماز می خوانند، نمی تواند از حوض یا از آب آن مسجد وضوء بگیرد، ولی اگر معمولاً کسانی هم که نمی خواهند در آنجا نماز بخوانند از آن حوض یا آب وضوء می گیرند، و این کارشان کشف از عمومیّت وقف کند، می تواند از آن وضوء بگیرد و همچنین در مسئله ی بعدی.

مسأله 277_ وضوء گرفتن از حوض تیمچه ها و مسافرخانه ها و مانند اینها برای کسانی که ساکن آنجاها نیستند، در صورتی که صحیح است که معمولاً کسانی که ساکن آنجاها نیستند از آنها وضوء بگیرند.

مسأله 278_ وضوء گرفتن از نهرهای بزرگ اگرچه انسان نداند که صاحب آنها راضی است، اشکال ندارد، ولی اگر صاحب آنها از وضوء گرفتن نهی کند، یا انسان بداند که مالک راضی نیست، یا مالک صغیر یا مجنون باشد، یا آن نهرها در تصرّف غاصب باشند، در دو صورت اوّل وضوء گرفتن با آب آنها جائز نیست. و در صورت سوم بعید نیست جائز و درست باشد. و در صورت چهارم برای کسانی که تابع غاصب باشند حرام است. نه برای دیگران. و اما نهرهایی که در دهات و مانند دهات سیره ی مردم بر استفاده ی از آنها جاری است، وضوء گرفتن و سائر استفاده ها از آنها به اندازه ی معمول که مضرّ بر مالک نباشد اشکال ندارد. اگرچه مالک آنها صغیر یا مجنون باشد. و بامنع مالک، استفاده اشکال دارد.

مسأله 279_ اگر فراموش کند آب غصبی است و با آن وضوء بگیرد صحیح است، ولی کسی که خودش آب را غصب کرده اگر غصبی بودن آن را فراموش کند و وضوء بگیرد وضوی او باطل است. (بنا بر احتیاط واجب).

«شرط چهارم» آنکه ظرف آب وضوء مباح باشد.

«شرط پنجم» آنکه ظرف آب وضوء بنا بر احتیاط واجب طلا و نقره نباشد. و تفصیل این دو شرط در مسأله ی بعدی ذکر می شود.

مسأله 280_ اگر آب در ظرف غصبی است، و غیر از آن آب دیگری ندارد در صورتی که بتواند به وجه مشروعی آن آب را در ظرف دیگر که غصبی نیست خالی نماید، لازم است خالی کرده و با آن وضوء بگیرد، و چنانچه میسور نباشد باید تیمّم کند، و اگر آب دیگری دارد لازم است با آن وضوء بگیرد. و در صورت دوم اگر معصیت کرده و با دست یا چیزی دیگر آن آب ظرف غصبی را بر اعضاء وضوء بریزد و وضوء بگیرد وضویش صحیح است. و هم چنین اگر با این کیفیّت از ظرف طلا یا نقره وضوء بگیرد. ولی اگر در ظرف غصبی وضوی ارتماسی بگیرد، وضوی او باطل است، چه آب دیگری داشته باشد یا نه، و نیز اگر در ظرف طلا و نقره وضوی ارتماسی بگیرد صحّت آن محلّ اشکال، بلکه باطل است.

مسأله 281_ حوضی که مثلاً یک آجر یا یک سنگ آن غصبی است، در صورتی که برداشتن آب در عرف تصرف در آن آجر یا سنگ نباشد اشکالی ندارد. و اگر تصرف باشد برداشتن آب حرام، ولی وضوء اگر یک بار همه ی آب آن را بردارد صحیح است.

مسأله 282_ اگر در صحن یکی از امامان یا امام زادگان که سابقاً قبرستان بوده، حوض یا نهری بسازند، چنانچه انسان نداند که زمین صحن را برای قبرستان وقف کرده اند وضوء گرفتن در آن حوض و نهر اشکال ندارد.

«شرط ششم» آنکه اعضاء وضوء موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.

مسأله 283_ اگر پیش از تمام شدن وضوء جایی را که شسته یا مسح کرده نجس شود، وضوء صحیح است.

مسأله 284_ اگر غیر از اعضاء وضوء جایی از بدن نجس باشد وضوء صحیح است. ولی اگر مخرج بول یا غائط را تطهیر نکرده، احتیاط مستحبّ است که اوّل آن را تطهیر کند و بعد وضوء بگیرد.

مسأله 285_ اگر یکی از اعضاء وضوء نجس باشد و بعد از وضوء شکّ کند که پیش از وضوء آنجا را آب کشیده یا نه، چنانچه در موقع وضوء ملتفت پاک بودن و نجس بودن آنجا نبوده، وضوء باطل است. و اگر می داند ملتفت بوده؛ یا شکّ دارد که ملتفت بوده یا نه، وضوء صحیح است. و در هر دو صورت جایی را که نجس بوده باید آب بکشد.

«شرط هفتم» آنکه وقت برای وضوء و نماز کافی باشد.

مسأله 286_ اگر در صورت یا دست ها بریدگی یا زخمی است که خون آن بند نمی آید، و آب برای آن ضرر ندارد، باید بعد از شستن اجزاء صحیحه ی آن عضو با رعایت ترتیب، موضع زخم یا بریدگی را در آب کرّ یا جاری فرو برد، و قدری فشار دهد که خون بند بیاید، و انگشت خود را روی زخم یا بریدگی در زیر آب از بالا به پائین بکشد تا آب بر آن جاری شود و وضوء صحیح است.

مسأله 287_ هرگاه وقت به قدری تنگ باشد که اگر وضوء بگیرد تمام نماز یا مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، باید تیمّم کند. ولی اگر برای وضوء و تیمّم یک اندازه وقت لازم است، باید وضوء بگیرد.

مسأله 288_ کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمّم کند، اگر به قصد قربت یا برای کار مستحبّی (مثل خواندن قرآن)، وضوء بگیرد صحیح است. و اگر با علم و عمد فقط برای خواندن آن نماز وضوء بگیرد باطل است.

«شرط هشتم» آنکه به قصد قربت (یعنی انجام فرمان خداوند عالم)، وضوء بگیرد. و اگر برای خنک شدن یا به قصد دیگری وضوء بگیرد باطل است.

مسأله 289_ لازم نیست نیّت وضوء را به زبان بگوید یا از قلب خود بگذراند. بلکه اگر تمام افعال وضوء بداعی امر خدا بجا آورده شود کفایت می کند.

«شرط نهم» آنکه وضوء را به ترتیبی که گفته شد بجا آورد. یعنی اوّل صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشوید، و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نماید. و باید بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، پای چپ را بعد از پای راست مسح کند. و اگر به این ترتیب وضوء نگیرد باطل است.

«شرط دهم» آنکه کارهای وضوء را پشت سر هم انجام دهد.

مسأله 290_ اگر بین کارهای وضوء به قدری فاصله شود که وقتی می خواهد جایی را بشوید یا مسح کند رطوبت جاهایی که پیش از آن شسته یا مسح کرده خشک شده باشد، وضوء باطل است. و اگر فقط رطوبت جایی که جلوتر از محلی است که می خواهد بشوید یا مسح کند خشک شده باشد، (مثلاً موقعی که می خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده باشد و صورت تر باشد)، احتیاط اعاده ی وضوء است.

مسأله 291_ اگر کارهای وضوء را پشت سر هم بجا آورد، ولی به واسطه ی گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند اینها رطوبت جای پیشین خشک شود، وضوی او صحیح است.

مسأله 292_ راه رفتن در بین وضوء اشکال ندارد. پس اگر بعد از شستن صورت و دست ها چند قدم راه برود، و بعد سر و پا را مسح کند، وضوی او صحیح است.

«شرط یازدهم» آنکه شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد، و اگر دیگری او را وضوء دهد، یا در رساندن آب به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به او کمک نماید، وضوء باطل است. ولی اگر آب به دست او بریزد و خود انسان آب را به صورت و دست ها بکشد و برساند اشکال ندارد.

مسأله 293_ کسی که نمی تواند وضوء بگیرد باید نائب بگیرد که او را وضوء دهد، و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتی که بتواند و مضرّ به حالش نباشد، باید بدهد. ولی خود او باید نیّت وضوء کند، و با دست خود مسح نماید. و اگر نمی تواند باید نائبش دست او را بگیرد و به جای مسح او بکشد. و اگر این هم ممکن نیست، باید نائب از دست او رطوبت بگیرد و با آن رطوبت سر و پای او را مسح کند.

مسأله 294_ هر کدام از کارهای وضوء را که می تواند به تنهایی انجام دهد، نباید در آن کمک بگیرد.

«شرط دوازدهم» آنکه استعمال آب برای او مانعی نداشته باشد.

مسأله 295_ کسی که می ترسد اگر وضوء بگیرد، مریض شود یا اگر آب را به مصرف وضوء برساند تشنه بماند، نباید وضوء بگیرد. ولی اگر نداند که آب برای او ضرر دارد وضوء بگیرد، اگرچه بعد بداند ضرر داشته، ولی به حدّی که شرعاً حرام است نباشد، وضوء صحیح است.

مسأله 296_ اگر رساندن آب به صورت و دست ها به مقدار کمی وضوء با آن صحیح است ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، باید با همان مقدار بی ضرر وضوء بگیرد.

«شرط سیزدهم» آنکه در اعضاء وضوء مانعی از رسیدن آب نباشد.

مسأله 297_ اگر می داند چیزی به اعضاء وضوء چسبیده، ولی شکّ دارد که از رسیدن آن جلوگیری می کند یا نه، باید آن را بر طرف کند، یا آب به زیر آن برساند.

مسأله 298_ اگر زیر ناخن چرک باشد، وضوء اشکال ندارد. ولی اگر ناخن را بگیرند، باید برای وضوء، آن چرک را برطرف کنند، و نیز اگر ناخن بیشتر از معمول بلند باشد، باید چرک زیر مقداری را که از اندازه ی معمول بلندتر است برطرف نمایند.

مسأله 299_ اگر در صورت و دست ها و جلوی سر و روی پاها به واسطه ی سوختن یا چیز دیگر برآمدگی پیدا شود، شستن و مسح کردن روی آن کافی است. و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زیر پوست لازم نیست. بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود، لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده برساند. ولی چنانچه پوستی که کنده شده گاهی به بدن می چسبد و گاهی نمی چسبد، باید آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند.

مسأله 300_ اگر انسان شکّ کند که به اعضای وضوی او چیزی چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، (مثل آنکه بعد از گل کاری شک ّ کند گل به دست او چسبیده یا نه) باید وارسی کند. یا به قدری دست بمالد که اطمینان پیدا کند که اگر بوده برطرف شده؛ یا آب به زیر آن رسیده است.

مسأله 301_ اگر جایی را که باید شست، یا مسح کرد چرک باشد، ولی چرک آن مانع از رسیدن آب به بدن نباشد، اشکال ندارد. و همچنین است اگر بعد از گچ کاری و مانند آن، چیز سفیدی که جلوگیری از رسیدن آب به پوست نمی نماید بردست بماند. ولی اگر شکّ کند که با بودن آنها آب به بدن می رسد یا نه، باید آنها را برطرف کند.

مسأله 302_ اگر پیش از وضوء بداند که در بعضی از اعضاء وضوء مانعی از رسیدن آب هست، و بعد از وضوء شکّ کند که در موقع وضوء آب را به آنجا رسانده یا نه، چنانچه احتمال بدهد که در حال وضوء ملتفت بوده، وضوی او صحیح است.

مسأله 303_ اگر در بعضی از اعضاء وضوء مانعی باشد که گاهی آب به خودی خود زیر آن می رسد، و گاهی نمی رسد، و انسان بعد از وضوء شکّ کند آب زیر آن رسیده یا نه، چنانچه بداند موقع وضوء ملتفت رسیدن آب به زیر آن نبوده، بنا بر احتیاط واجب؛ بلکه خالی از قوّت نیست باید دوباره وضوء بگیرد.

مسأله 304_ اگر بعد از وضوء چیزی که مانع از رسیدن آب است در اعضاء وضوء ببیند، و نداند موقع وضوء بوده یا بعد پیدا شده، وضوی او صحیح است. ولی اگر بداند که در وقت وضوء ملتفت آن مانع نبوده، بنا بر احتیاط واجب؛ بلکه خالی از قوّت نیست، دوباره وضوء بگیرد.

مسأله 305_ اگر بعد وضوء شکّ کند چیزی که مانع رسیدن آب است در اعضاء وضوء بوده یا نه، چنانچه احتمال دهد که در حال وضوء ملتفت بوده، وضوء صحیح است. بلکه بعید نیست مطلقاً صحیح باشد.

احکام وضوء

مسأله 306_ کسی که در کارهای وضوء و شرائط آن؛ مثل پاک بودن آب و غصبی نبودن آن شکّ می کند، چنانچه به حدّ وسوسه برسد باید به شکّ خود اعتنا نکند.

مسأله 307 _ اگر شکّ کند که وضوی او باطل شده یا نه، بنا می گذارد که وضوی او باقی است. ولی اگر بعد از بول استبراء نکرده و وضوء گرفته باشد و بعد از وضوء رطوبتی از او بیرون آید که نداند بول است یا چیز دیگری، وضوی او باطل است.

مسأله 308_ کسی که شکّ دارد وضوء گرفته یا نه، درحکم بی وضوء است.

مسأله 309_ کسی که می داند وضوء گرفته و حدثی هم از او سر زده؛ مثلاً بول کرده، اگر نداند کدام جلوتر بوده، چنانچه پیش از نماز است، باید وضوء بگیرد. و اگر در بین نماز است، باید نماز را بشکند و وضوء بگیرد. و اگر بعد از نماز است، در صورتی که احتمال التفات در حال شروع به نماز را بدهد، نمازی که خوانده صحیح است. و برای نمازهای بعدی باید وضوء بگیرد.

مسأله 310_ اگر بعد از وضوء یا در بین آن یقین کند که بعضی جاها را نشسته؛ یا مسح نکرده است، چنانچه رطوبت جاهایی که پیش از آن جا است به جهت طول مدّت خشک شده، باید دوباره وضوء بگیرد. و اگر فقط جای قبلی خشک شده و جا یا جاهای پیشتر خشک نشده، بنا بر احتیاط دوباره وضوء بگیرد. و اگر خشک نشده، یا به جهت گرمی هوا و مانند آن خشک شده، باید جایی را که فراموش کرده؛ و آنچه که بعد از آن است بشوید یا مسح کند. و اگر در بین وضوء در شستن یا مسح کردن جایی شکّ کند، باید به همین دستور عمل نماید.

مسأله 311_ اگر بعد از نماز شکّ کند که وضوء داشته یا نه، در صورتی که احتمال بدهد که در حال شروع به نماز ملتفت حالش بوده است، نمازش صحیح است. ولی باید برای نمازهای بعد وضوء بگیرد.

مسأله 312_ اگر در بین نماز شکّ کند که وضوء داشته یا نه، نماز او باطل است؛ و باید وضوء بگیرد و نماز را بخواند. مگر آنکه قبلاً وضوء داشته و شک دارد که باطل شده، که نمازش صحیح و می تواند نمازهای بعدی را نیز بدون تجدید وضوء بخواند.

مسأله 313_ اگر بعد از نماز دانست که وضوی او باطل شده ولی شکّ کند، که قبل از نماز، یا در أثناء، باطل شده یا بعد از آن، نمازی که خوانده صحیح است.

مسأله 314_ اگر انسان مرضی دارد که بول او قطره قطره می ریزد؛ یا نمی تواند از بیرون آمدن غائط خودداری کند، چنانچه یقین دارد که از اوّل وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضوء گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا می کند، باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می کند بخواند. و اگر مهلت او به مقدار کارهای واجب نماز است، باید در وقتی که مهلت دارد، فقط کارهای واجب نماز را بجا آورد، و کارهای مستحبّ مانند اذان و قنوت را ترک کند.

مسأله 315_ اگر به مقدار وضوء و نماز مهلت پیدا نمی کند، و در بین نماز چند دفعه بول یا غائط از او خارج می شود، که اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضوء بگیرد سخت نیست، احتیاط این است که ظرف آبی پهلوی خود بگذارد و هر وقت بول یا غائط از او خارج شد، فوراً وضوء بگیرد؛ و بقیّه ی نماز را بخواند. ولی بعید نیست که اگر همان نماز را با یک وضوء بخواند کفایت کند. بلکه احتیاط مستحبّ علاوه ی از وضوء در بین نماز، خواندن نماز دیگری با یک وضوء است.

مسأله 316_ کسی که بول یا غائط طوری پی در پی از او خارج می شود که وضوء گرفتن بعد از هر دفعه برای او سخت است، برای هر نمازش بدون اشکال، یک وضوء کفایت می کند. بلکه بعید نیست که یک وضوء برای چندین نماز کافی باشد. مگر اینکه محدث به حدث دیگری گردد. ولی احتیاط لازم است که برای هر نماز یک وضوء بگیرد. و برای سجده و تشهّد قضاء شده، وضوی دیگر لازم نیست. و برای نماز احتیاط تجدید وضوء احتیاطاً لازم است.

مسأله 317_ کسی که بول یا غائط، پی در پی از او خارج می شود، لازم نیست بعد از وضوء فوراً نماز بخواند، اگرچه بهتر بلکه احتیاط است که به نماز مبادرت نماید.

مسأله 318_ کسی که بول یا غائط پی در پی از او خارج می شود، بعد از وضوء گرفتن بنا بر احتیاط لازم (اگر اقوی نباشد) جائز نیست نوشته ی قرآن را مسّ نماید.

مسأله 319_ کسی که بول او قطره قطره می ریزد، باید برای نماز به بستن کیسه ای که در آن پنبه یا چیز دیگری است که از رسیدن بول به جاهای دیگر جلوگیری می کند، خود را حفظ نماید. و احتیاط واجب است که پیش از هر نماز، مخرج بول و کیسه را که نجس شده آب بکشد؛ یا کیسه ی پاکی را به جای آن ببندد. و نیز کسی که نمی تواند از بیرون آمدن غائط خودداری کند، چنانچه ممکن باشد باید به مقدار نماز از رسیدن غائط به جاهای دیگر جلوگیری نماید. و احتیاط واجب است اگر مشقّت ندارد، برای هر نماز مخرج غائط را آب بکشد.

مسأله 320_ کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند، در صورتی که ممکن باشد به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط جلوگیری نماید، احتیاط است که جلوگیری نماید؛ اگرچه خرج داشته باشد. بلکه اگر مرض او معالجه شود، بهتر بلکه احتیاط است که خود را معالجه نماید.

مسأله 321_ کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند، بعد از آنکه مرض او خوب شد، لازم نیست نمازهایی را که در وقت مرض مطابق وظیفه اش خوانده قضاء نماید. ولی اگر در بین وقت نماز مرض او خوب شود، باید نمازی را که در آن وقت خوانده دوباره بخواند.

مسأله 322_ اگر کسی مرضی دارد که نمی تواند از خارج شدن باد جلوگیری کند، باید به وظیفه ی کسانی که نمی توانند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کنند عمل نماید.

چیزهایی که باید برای آنها وضوء گرفت

مسأله 323_ برای شش چیز وضوء گرفتن واجب است: «اوّل» برای نمازهای واجب؛ غیر از نماز میّت. و در نمازهای مستحبّ، وضوء شرط صحّت است. «دوم» برای سجده و تشهّد فراموش شده، اگر بین آنها و نماز حدثی از او سر زده. (مثلاً بول کرده باشد). ولی برای سجده ی سهو واجب نیست وضوء بگیرد. و رجاءً اشکال ندارد. «سوم» برای طواف واجبِ خانه ی کعبه (یعنی طوافی که برای حجّ یا عمره است. ولو آن حجّ یا عمره مستحبّ باشد). «چهارم» اگر نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که وضوء بگیرد. «پنجم» اگر نذر کرده باشد که جایی از بدن خود را به خطّ قرآن برساند. «ششم» برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده، یا برای بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن را به خطّ قرآن برساند. ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضوء بی احترامی به قرآن باشد، باید بدون اینکه وضوء بگیرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آب بکشد.

مسأله 324_ مسّ نمودن خطّ قرآن، یعنی رساندن جایی از بدن به خطّ قرآن برای کسی که وضوء ندارد حرام است. ولی اگر قرآن را به زبان فارسی یا به زبان دیگر ترجمه کنند، مسّ آن اشکال ندارد.

مسأله 325_ جلوگیری بچه و دیوانه از مسّ خطّ قرآن واجب نیست. ولی اگر مسّ نمودن آنان بی احترامی به قرآن باشد، باید از آن جلوگیری کنند.

مسأله 326_ کسی که وضوء ندارد بنا بر احتیاط واجب، حرام است اسم خداوند متعال و صفات خاصّه او را به هر زبانی نوشته شده باشد مسّ نماید. و بهتر است که اسم مبارک پیغمبر(ص) و امامان (ع) و حضرت زهراء (ع) را هم مسّ ننماید.

مسأله 327_ اگر پیش از وقت نماز به قصد اینکه با طهارت باشد وضوء بگیرد؛ یا غسل کند صحیح است. و نزدیک وقت هم اگر به قصد مهیّا بودن برای نماز، وضوء بگیرد اشکال ندارد. ولی، اولی و احوط است که قصد تحصیل طهارت کند.

مسأله 328_ کسی که یقین دارد وقت داخل شده، اگر نیّتِ وضوی واجب کند و بعد از وضوء بداند وقت داخل نشده، وضوی او صحیح است. مگر به صورت تقیّد باشد که اشکال دارد.

مسأله 329_ مستحبّ است به قصد طهارت، انسان برای نماز میّت و زیارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان (ع) و برای همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن، و مسّ حاشیه ی قرآن، و برای خوابیدن، وضوء بگیرد. و نیز مستحبّ است کسی که وضوء دارد، دوباره وضوء بگیرد. و اگر برای یکی از این کارها به قصد طهارت وضوء بگیرد، هر کاری را که باید انجام داد، می تواند بجا آورد. مثلاً می تواند با آن وضوء نماز بخواند. ولی اگر بدون قصد طهارت وضوء بگیرد، در بعضی از این موارد محلّ اشکال است.

چیزهایی که وضوء را باطل می کند

مسأله 330_ هفت چیز وضوء را باطل می کند: «اوّل و دوم» بیرون آمدن بول و غائط. «سوم» باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود. «چهارم» خوابی که به واسطه ی آن چشم نبیند و گوش نشنود. ولی اگر چشم نبیند و گوش بشنود، وضوء باطل نمی شود. «پنجم» چیزهایی که عقل را از بین می برد؛ مانند دیوانگی، مستی، و بیهوشی. «ششم» استحاضه ی زنان. که بعداً گفته می شود. «هفتم» جنابت، بلکه بنا بر احتیاط واجب، هر کاری که برای آن باید غسل کرد.

احکام وضوی جبیره ای

چیزی که با آن زخم و جای شکسته را می بندند و گاهی دوایی که روی زخم و مانند آن می گذارند، جبیره نامیده می شود.

مسأله 331_ اگر در یکی از جاهای وضوء زخم یا دمل یا شکستگی باشد، چنانچه روی آن باز باشد و آب ضرر ندارد، باید به طور معمول وضوء گرفت.

مسأله 332_ اگر زخم یا دمل یا شکستگی در صورت و دست ها است و روی آن باز است، و آب ریختن روی آن ضرر دارد، باید اطراف زخم یا دمل را (به طوری که در وضوء گفته شد)، از بالا به پائین بشوید. و بهتر، بلکه احتیاط است چنانچه کشیدن دست تر بر آن ضرر ندارد، دست تر بر آن بکشد. و اگر کشیدن دست تر ممکن نباشد، پارچه ی پاکی روی آن بگذارد؛ و دست تر را روی پارچه بکشد. و اما در شکستگی، لازم است تیمّم بنماید. و احتیاط به وضوء گرفتن به طرز بالا، ترک نشود. اگرچه بعید نیست، تیمّم تنها کافی باشد؛ خصوصاً اگر تمام، یا اکثر یک عضو، مانند یک دست، شکستگی داشته باشد.

مسأله 333_ اگر زخم یا دمل یا شکستگی در جلوی سر یا روی پا است و روی آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح کند، به این معنی که زخم مثلاً تمام محلّ مسح را گرفته باشد، یا آنکه از مسح جاهای سالم نیز متمکّن نباشد، در این صورت لازم است تیمّم نماید. و بنا بر احتیاط وضوء نیز گرفته و پارچه ی پاکی روی آن بگذارد، و روی پارچه را با تری آب وضوء که در دست مانده مسح نماید.

مسأله 334_ اگر روی دمل یا زخم یا شکستگی بسته باشد، چنانچه باز کردن آن ممکن است و آب برای آن ضرر ندارد، باید باز کند و وضوء بگیرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دست ها باشد، یا جلوی سر و روی پاها.

مسأله 335_ اگر زخم یا دمل یا شکستگی که بسته است در صورت یا دست ها باشد، چنانچه باز کردن و ریختن آب روی آن ضرر دارد، باید مقداری را که متمکّن است از اطراف شسته و روی جبیره را مسح نماید. و اگر کشیدن دست تر ضرر ندارد احتیاطاً دست تر کشیدن را نیز ترک نکند.

مسأله 336_ اگر نمی شود روی زخم را باز کرد، ولی زخم و چیزی که روی آن گذاشته شده پاک است، و رساندن آب به زخم ممکن است، و ضرر هم ندارد، باید آب را به روی زخم از بالا به پائین برساند. و اگر زخم یا چیزی که روی آن گذاشته شده نجس است، چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب به روی زخم ممکن باشد، باید آن را آب بکشد، و موقع وضوء آب را به زخم برساند. و در صورتی که آب برای زخم ضرر ندارد، ولی رساندن آب به روی زخم ممکن نیست، یا زخم نجس است و نمی شود آن را آب کشید، باید تیمّم نماید. و در این مورد و جایی که جبیره نجس است (احتیاط به وضوء گرفتن، با گذاردن پارچه ی پاک روی زخم (اگر ندارد) ترک نشود). و نیز موردی که رساندن آب ضرر دارد، وضوی جبیره ای بگیرد، و در جبیره ای که بیش از اندازه ی متعارف از زخم بزرگتر باشد، احتیاط به تیمّم نیز ترک نشود.

مسأله 337_ اگر جبیره تمام صورت یا تمام یکی از دست ها یا تمام هر دو دست را گرفته باشد، بنا بر احتیاط باید تیمّم نماید؛ و وضوی جبیره ای نیز بگیرد. و همچنین اگر تمام سر یا پاها جبیره باشد، وضوی جبیره ای گرفته، و احتیاطاً تیمّم را ترک ننماید.

مسأله 338_ لازم نیست جبیره از جنس چیزهایی باشد که نماز در آنها جائز است، بلکه اگر از حریر یا از اجزاء حیوان حرام گوشت نیز باشد مانعی ندارد و مسح بر آن اگر نجس نباشد جائز است.

مسأله 339_ کسی که در کف دست و سر انگشت ها جبیره دارد، و در موقع وضوء دست تر روی آن کشیده است، سر و پاها را با همان رطوبت مسح کند.

مسأله 340_ اگر جبیره تمام پهنای روی پا را گرفته، ولی مقداری از اطراف انگشتان و مقداری از طرف بالای پا باز است، با مراعات ترتیب روی پا را و جایی که جبیره است روی جبیره را مسح کند.

مسأله 341_ اگر در صورت یا دست ها چند جبیره باشد، باید (با رعایت ترتیب) از بالا به پائین، آن جا را که جبیره نیست بشوید، و آن جا را که جبیره است مسح نماید. و همچنین اگر جبیره ها در سر یا روی پاها باشد، باید (بارعایت ترتیب) آن جا را که جبیره نیست مسح، و جایی که جبیره شده، مسح بر جبیره نماید.

مسأله 342_ اگر جبیره بیشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممکن نیست، باید تیمّم نماید. و احتیاطاً لازم است، بین وضوء به طرز جبیره؛ و تیمّم جمع نماید. و اگر برداشتن جبیره ممکن است باید جبیره را بردارد. پس اگر زخم در صورت و دست ها است، اطراف آن را با رعایت ترتیب از بالا به پائین بشوید. و همچنین اگر در سر یا روی پاها است، جای بی جبیره را مسح، و جای زخم را به دستور جبیره مسح نماید.

مسأله 343_ اگر در جای وضوء زخم، و جراحت و شکستگی نیست، ولی به جهت دیگری آب برای آن ضرر دارد، باید تیمّم کند. و وضوی جبیره نیز مستحبّ است.

مسأله 344_ اگر جایی از اعضاء وضو را رگ زده است، و نمی تواند آن را آب بکشد، یا آب برای آن ضرر دارد، لازم است تیمّم نماید. و احتیاطاً وضوء جبیره را بیاورد.

مسأله 345_ اگر در جای وضوء یا غسل چیزی چسبیده است که برداشتن آن ممکن نیست، یا به قدری مشقّت دارد که نمی شود تحمّل کرد، وظیفه اش تیمّم است. و احتیاطاً وضوی جبیره ای نیز بگیرد. بلی اگر آن چیزی که چسبیده دواء باشد حکم جبیره را دارد.

مسأله 346_ در غیر غسل میّت از سایر اغسال، غسل جبیره ای مثل وضوی جبیره ای است. ولی بنا بر احتیاط باید آن را ترتیبی بهجا آورند. و اظهر این است که اگر در بدن زخم یا دمل باشد و محلّ مجبور باشد واجب است غسل و احتیاطاً مسح بر جبیره هم نماید. و اگر محلّ مکشوف باشد، مکلّف مخیّر است بین غسل و تیمّم (با اشکال). و احتیاط است غسل را اختیار کند. گرچه تیمّم در غیر صورت ضرر (از ناحیه ی غسل) بعید نیست. و احتیاط واجب است که پارچه ی پاکی روی زخم یا دمل باز گذاشته و روی پارچه را مسح نماید. و این در صورتی است که شستن به اقلّ مقدار لازم ممکن نباشد. و اگر در بدن شکستگی باشد باید غسل بنماید. و احتیاطاً روی جبیره را هم مسح کند. و در صورتی که مسح روی جبیره ممکن نباشد؛ یا اینکه محلّ شکسته باز باشد، لازم نیست تیمّم کند، و احتیاطاً غسل جبیره را به مقدار ممکن خصوصاً در صورت اوّل ترک نکند.

مسأله 347_ کسی که وظیفه ی او تیمّم است، اگر در بعضی از جاهای تیمّم او زخم یا دمل یا شکستگی باشد، باید به دستور وضوی جبیره ای، تیمّم جبیره ای نماید.

مسأله 348_ کسی که باید با وضوء یا غسل جبیره ای نماز بخواند، چنانچه بداند که تا آخر وقت عذر او برطرف نمی شود، می تواند در اوّل وقت نماز بخواند. ولی اگر امید دارد که تا آخر وقت عذر برطرف می شود، بهتر است صبر کند. و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز را با وضوء یا غسل جبیره ای به جا آورد. لکن در صورتی که اوّل وقت نماز را خواند و تا آخر وقت عذرش برطرف شد، لازم است وضوء گرفته یا غسل کرده و نماز را اعاده نماید.

مسأله 349_ اگر انسان برای مرضی که در چشم او است موی چشم خود را بچسباند، باید تیمّم نماید. و احتیاط به وضوی جبیره نیز ترک نشود.

مسأله 350_ کسی که نمی داند وظیفه اش تیمّم است؛ یا وضوی جبیره ای، بنا بر احتیاط واجب باید هر دو را به جا آورد.

مسأله 351_ نمازهایی را که انسان با وضوی جبیره ای خوانده و تا آخر عذرش مستمّر بوده صحیح است. و آیا می تواند با آن وضوء نمازهای بعدی را نیز به جا آورد؟ بعید نیست. گرچه احتیاط، تجدید وضوء است.