آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
احکام نماز
اشاره
نماز بهترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود و همان گونه که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان کوچک پاک می کند، و سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک بشمارد، مانند کسی است که نماز نمی خواند. پیغمبر اکرم (ص) فرمود: کسی که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد سزاوار عذاب آخرت است. روزی که حضرت در مسجد تشریف داشتند مردی وارد و مشغول نماز شد، و رکوع و سجودش را کاملاً بجا نیاورد، حضرت فرمودند اگر این مرد در حالی که نمازش این طور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است. پس انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتاب زدگی نماز نخواند، و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند، و اگر انسان در موقع نماز کاملاً به این مطلب توجه کند، از خود بی خبر می شود، چنانکه گفته شده که در حال نماز تیری را از پای مبارک امیر المومنین (ع) بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید، و گناهانی را که مانع قبول شدن نماز است مانند حسد، کبر غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات، و ندادن خمس و زکاة بلکه هر معصیتی را ترک کند. و همچنین سزاوار است کارهایی را که ثواب نماز را کم می کند بجا نیاورد. مثلاً در حال خواب آلودگی و خودداری از بول به نماز نایستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند، و کارهایی را که ثواب نماز را زیاد می کند بجا آورد، مثلاً انگشتر عقیق به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد و مسواک کند، و خود را خوشبو نماید.
نمازهای واجب
اشاره
نمازهای واجب شش است: (اول) نمازهای شبانه روزی. (دوم) نماز آیات. (سوم) نماز میت. (چهارم) نماز طواف خانه کعبه. (پنجم) نماز قضای پدر بعد از مرگ که بر پسر بزرگتر واجب است، و همچنین نماز قضاء مادر اگر واجب دانستیم. (ششم) نمازی که به واسطهی اجاره و نذر و قسم و عهد واجب می شود و نماز جمعه از نمازهای روزانه است.
نمازهای واجب شبانه روزی
نمازهای واجب شبانه روزی پنج است: ظهر و عصر، هر کدام چهار رکعت، مغرب سه رکعت، عشاء چهار رکعت، صبح دو رکعت.
مسأله 739_ در سفر باید نمازهای چهار رکعتی را با شرائطی که گفته می شود دو رکعت خواند.
وقت نماز ظهر و عصر
مسأله740_ اگر چوب یا چیزی مانند آن را (شاخص) راست در زمین هموار فرو برند، صبح که خورشید بیرون می آید سایه آن به طرف مغرب می افتد و هر چه آفتاب بالا می آید این سایه کم می شود، و در شهرهای ما در اول ظهر شرعی به آخرین درجه کمی می رسد، و ظهر که گذشت، سایه آن به طرف مشرق بر می گردد و هر چه خورشید رو به مغرب می رود سایه زیادتر می شود، بنا بر این وقتی سایه به آخرین درجه کمی رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت معلوم می شود ظهر شرعی شده است. ولی در بعضی از شهرها مثل مکه که گاهی موقع ظهر سایه به کلی از بین می رود، بعد از آنکه سایه دوباره پیدا شد، معلوم می شود ظهر شده است.
مسأله741_ وقت نماز ظهر و عصر بعد از زوال تا غروب آفتاب است. ولی چنانچه نماز عصر را عمداً قبل از نماز ظهر بخواند باطل است، مگر اینکه از آخر وقت بیش از آوردن یک نماز مجال نباشد، که در این فرض اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخوانده، نماز ظهر او قضاء است، و باید نماز عصر را بخواند، واگر کسی پیش از این وقت اشتباهاً تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند نمازش صحیح است، و احوط این است که آن را نماز ظهر قرار داده و چهار رکعت دیگر به قصد ما فی الذمه بجا آورد، و اگر نماز عصر را از روی فراموشی یا اشتباه اول وقت ظهر یا نماز ظهر را از روی فراموشی یا اشتباه اول وقت ظهر یا نماز ظهر را از روی فراموشی یا اشتباه در آخر وقت عصر بیاورد (که از این دو، وقت مختص تعبیر می شود) احتیاط، اعاده نماز عصر بعد از نماز ظهر در فرض اوّل به صورت اداء و قضاء هر دو نماز در فرض دوم است. فقط یک صورت استثناء است و آن مورد شروع نماز عصر در وقت مختص به ظهر و اکمال آن در وقت مشترک بین ظهر و عصر می باشد که تکلیفش عدول به نماز ظهر است و بعد نماز عصر را می آورد و همچنین نسبت به نماز عشاء و مغرب، و اگر نماز عصر را قبل از آخر وقت اشتباهاً یا از روی فراموشی پیش از نماز ظهر آورده، نماز ظهر را در آخر وقت بخواند.
مسأله742_ اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود، و در بین نماز دانست اشتباه کرده است، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند. یعنی نیت کند که آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد می خوانم همه نماز ظهر باشد، و بعد از آنکه نماز را تمام کرد نماز عصر را بخواند.
مسأله743_ وقت فضیلت نماز ظهر تا زیاد شدن سایه شاخض به اندازهی خود شاخص و فضیلت نماز عصر به دو برابر استمرار دارد. و بهتر است مراعات و سایه شود و بهتر از آن برای ظهر و برای نماز عصر است.
نماز جمعه و احکام آن
مسأله744_ نماز جمعه مانند نماز صبح دو رکعت است، و امتیازش از نماز صبح این است که دو خطبه در پیش دارد، و نماز جمعه واجب تخییری است: به این معنی که مکلف در روز جمعه مخیر است که نماز جمعه را بخواند در صورتی که شرائطش موجود باشد، یا نماز ظهر بجا آورد، پس اگر نماز جمعه را بجا آورد کفایت از ظهر می کند، ولی احتیاط خواندن نماز ظهر نیز هست.
واجب شدن نماز جمعه چند شرط دارد:
(اول) داخل شدن وقت، و آن عبارت از زوال آفتاب یعنی ظهر است و آخر وقتش
بنا بر مشهور برابر شدن سایه با شاخص است. پس هرگاه تا این هنگام نماز را تأخیر انداخت، وقتش تمام شده و نماز ظهر را باید بجا آورد. لکن احتیاط رعایت رسیدن سایه به قدر ذراع یعنی 2 قدم است که از این وقت تأخیر نیندازد. گرچه گفته مشهور بعید نیست.
(دوم) شماره افراد، و آن هفت نفر است با امام، و هرگاه هفت نفر از مسلمانان جمع نشوند نماز جمعه واجب نمی شود. بلی نماز جمعه با پنج نفر که یکیشان امام باشد صحیح است.
صحیح بودن نماز جمعه چند شرط دارد:
(اول) جماعت بودن، پس فرادی صحیح نیست و هرگاه ماموم قبل از رکوع رکعت دوم نماز جمعه به امام برسد مجزی خواهد بود، و یک رکعت دیگر به او اضافه می کند، و اگر در رکوع درک امام کند مجزی بودنش مشکل است، و احتیاط ترک نشود.
(دوم) خواندن دو خطبه پیش از نماز: که در خطبه اول امام حمد و ثنای الهی را گفته و وصیت به تقوی و پرهیزگاری کند و یک سوره کوچکی از قرآن بخواند، سپس نشسته و برخیزد، و باز هم حمد و ثنای الهی را بجا آورده و بر پیغمبر اکرم و ائمه مسلمین (ع) صلوات فرستاده، و برای مؤمنین و مؤمنات استغفار (طلب آمرزش) کند. و لازم است خطبه ها پیش از نماز باشد، پس اگر نماز را پیش از دو خطبه شروع کرد صحیح نخواهد بود و خواندن خطبه پیش از زوال آفتاب بنا بر احتیاط لازم جائز نیست. و لازم است خطبه را ایستاده بخواند، پس هرگاه خطبه را نشسته بخواند صحیح نخواهد بود و فاصله انداختن بین دو خطبه به نشستن واجب است، و لازم است نشستن مختصر و خفیف باشد، و امام جماعت و خطیب (کسی که خطبه می خواند) یک نفر باشد. و اقوی این است که در خطبه طهارت شرط نیست. اگرچه احوط است. و در مقدار واجب از خطبه عربیت (زبان عربی) معتبر است، و در مازاد بر آن معتبر نیست مگر آنکه حاضرین زبان عربی را ندانند، که احوط در این صورت در خصوص وصیت به تقوی جمع بین عربیت و زبان حاضرین است.
(سوم) آنکه مسافت بین دو نماز جمعه کمتر از یک فرسخ نباشد، پس هرگاه نماز جمعه دیگری در مسافت کمتر از یک فرسخ بر پا باشد، و مقارن هم بودند هر دو باطل می شوند، و اگر یکی سبقت بر دیگری داشت هر چند به تکبیرة الاحرام باشد صحیح و دومی باطل خواهد بود و اگر پس از برگزاری نماز جمعه کشف شد که نماز جمعه دیگری بر او سابق یا مقارنش در مسافت کمتر از یک فرسخ بر پا شده بوده بجا آوردن نماز ظهر واجب خواهد بود، و فرقی نیست بین اینکه این کشف در وقت یا در خارج وقت باشد، و بر پا نمودن نماز جمعه در صورتی مانع از نماز جمعه دیگر در مسافت مزبور می شود که خود صحیح و جامع شرائط باشد، و الا در مانع بودنش اشکال است، و اقرب مانع نبودن است.
مسأله 745_ هر گاه نماز جمعه ای که دارای شرائط است بر پا شود، بنا بر احتیاط مستحب حضورش لازم است، و در آن چند چیز معتبر است.
(اول) آنکه مکلف مرد باشد، و حضور در نماز جمعه بر زنان لازم نیست. همانگونه که بر بچهی نابالغ و دیوانه واجب نیست.
(دوم) آزادی، پس حضور در نماز جمعه بر بندگان (برده ها) لازم نیست.
(سوم) حاضر بودن، پس بر مسافر واجب نیست، و در مسافر فرقی نیست که تکلیف او در نماز قصر باشد یا تمام مثل مسافری که قصد اقامه نموده باشد. گرچه احتیاط نسبت به کسی که قصد اقامت 10 روز کرده مراعات حکم حاضر است.
(چهارم) سلامت از بیماری و کوری، پس بر بیمار و کور واجب نیست.
(پنجم) پیر نبودن، پس بر پیرمردان واجب نیست.
(ششم) آنکه بین شخص و جایی که نماز جمعه برپا می شود بیش از دو فرسخ فاصله نباشد، و بر کسی که سر دو فرسخ است بنا بر احتیاط مستحب حضور لازم است و همچنین بر کسی که حضور جمعه بر او دشوار باشد حضور واجب نیست، بلکه بعید نیست که اگر باران باشد حضور لازم نباشد هرچند حرج و مشقتی نداشته باشد.
مسأله746_ چند حکم که به نماز جمعه راجع است از این قرار می باشد:
(اول) کسی که نماز جمعه از او ساقط شده و حضورش لازم نباشد، جائز است در اول وقت مبادرت به نماز ظهر نماید. بلکه مطلقاً برای هر کسی جائز است.
(دوم) هر گاه در بلد انسان نماز جمعه جامع شرائط برپا می شود، بنا بر احتیاط مستحب شایسته نیست که انسان بعد از زوال آفتاب سفر کند.
(سوم) سخن گفتن _ هنگامی که امام مشغول خطبه خواندن است _ جائز نیست، و فرقی بین عدد معتبر در اصل و جوب نماز جمعه و بین بیشتر از آن نیست.
(چهارم) گوش دادن به دو خطبه بنا بر احتیاط واجب است ولی کسانی که معنای خطبه را نمی فهمند گوش دادن بر آنها واجب نیست.
(پنجم) اذان دوم روز جمعه بدعت است، و این همان اذانی است که در عرف اذان سوم نامیده می شود.
(ششم) وقت خطبه امام، ظاهر این است که حضور واجب نباشد.
(هفتم) خرید و فروش هنگامی که برای نماز جمعه صحیح نداء می شود در صورتی که منافی نماز باشد حرام، والّا حرام نخواهد بود، ولی در اصل حرمت حتّی در صورت منافات با حضور جمعه اشکال، بلکه منع است و اظهر این است که در صورت حرمت نیز معامله باطل نیست.
(هشتم) کسی که حضور جمعه در زمان غیبت بر او واجب بود، و ترک نموده و نماز ظهر را بجا آورده نمازش صحیح است.
وقت نماز مغرب و عشاء
مسأله747_ احتیاط واجب است قبل از اینکه سرخی مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود از بالای سر انسان بگذرد، انسان نماز مغرب را بجا نیاورد.
مسأله748_ وقت نماز مغرب و عشاء تا نیمه شب امتداد دارد، ولی نماز عشاء در صورتی که با التفات، قبل از نماز مغرب خوانده شود باطل است مگر اینکه از وقت بیش از مقدار اداء نماز عشاء نمانده باشد، که در این صورت لازم است نماز عشاء را قبل از نماز مغرب بخواند.
مسأله749_ اگر کسی اشتباهاً نماز عشاء را پیش از نماز مغرب بخواند، و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحیح است، و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد و تفصیل مسئله 741 در اینجا می آید.
مسأله750_ اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشاء شود و در بین نماز دانست که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع چهارم نرفته است، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند، و نماز را تمام کند و بعد نماز عشاء را بخواند، و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته است باید نماز را به هم زند بعد از خواندن نماز مغرب نماز عشاء را بجا آورد.
مسأله751_ آخر وقت نماز عشاء نصف شب است. و شب از اول غروب است تا طلوع فجر صادق ولی مراعات احتیاط به ملاحضه تا اول آفتاب سزاوار ترک نیست.
مسأْله752_ اگر از روی معصیت، یا به سبب عذری نماز مغرب یا عشاء را تا نصف شب نخواند، بنا بر احتیاط واجب، باید تا قبل از اذان صبح بدون اینکه نیت اداء و قضاء کند آن نماز را بجا آورد. و همچنین در نماز ظهر و عصر اگر قبل از گذشتن سرخی سمت مشرق از بالای سر آن دو نماز را نخوانده باشد.
وقت نماز صبح
مسأله753_ نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیده ای رو به بالا حرکت می کند که آن را فجر اول گویند، موقعی که آن سفیده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون می آید. و وقت فضیلت نماز صبح، پیش از پیدا شدن سرخی در سمت افق است. و وقت فضیلت نماز مغرب تا غروب شفق و وقت فضیلت نماز عشاء تا ثلث شب است.
احکام وقت نماز
مسأله754_ موقعی انسان می تواند مشغول نماز شود که یقین کند وقت داخل شده است یا دو مرد عادل به داخل شدن خبر دهند. بلکه به اذان شخص که وقت شناس و مورد اطمینان باشد یا به خبر دادن او به دخول وقت نیز در صورتی که در هر دو مورد اطمینان به دخول وقت پیدا شود، می توان اکتفا نمود.
مسأله755_ اگر به سبب ابر یا غبار، نتواند در اول وقت نماز به داخل شدن وقت یقین کند، چنانچه اطمینان داشته باشد که وقت داخل شده، می تواند مشغول نماز شود، و بعید نیست گمان هم مانند اطمینان باشد. و هم چنین در چیزهایی که نسبت به شناختن وقت مانع شخصی باشد مثل نابینایی و در زندان بودن، لازم است که نماز را تاخیر بیندازد تا یقین یا اطمینان کند که وقت داخل شده است. بلکه در مورد ابر یا غبار نیز این احتیاط را ترک نکند.
مسأله756_ اگر به یکی از راه های گذشته برای انسان ثابت شود که وقت نماز شده و مشغول نماز شود، و در بین نماز دانست که هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است. و همچنین است اگر بعد از نماز بداند که تمام نماز را پیش از وقت خوانده. و بنا بر احتیاط اگر در بین نماز دانست وقت داخل شده، یا بعد از نماز دانست که در بین نماز وقت داخل شده بود نماز را اعاده نماید.
مسأله757_ اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین به داخل شدن وقت، مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز دانست که تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحیح است، و اگر دانست نماز را پیش از وقت خوانده یا ندانست که وقت داخل شده است، باید دوباره آن نماز را بخواند.
مسأله758_ اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود، و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است، ولی اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت داخل شده، و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، اگر در اوّل نماز یقین به وقت داشته، نمازش صحیح است.
مسأله759_ اگر وقت نماز به قدری تنگ است که با بجا آوردن بعضی از کارهای مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، باید آن مستحب را بجا نیاورد. مثلاً اگر به سبب خواندن قنوت مقداری از نماز بعد از وقت خوانده می شود، باید قنوت را نخواند.
مسأله760_ کسی که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، نباید نماز را به نیت قضاء بخواند، ولی نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد.
مسأله761_ کسی که مسافر نیست، اگر تا غروب آفتاب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید فقط نماز عصر را بخواند، و بعداً نماز ظهر را قضاء کند. و همچنین اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید فقط عشاء را بخواند و بعداً مغرب را بجا آورد.
مسأله762_ کسی که مسافر است و تا غروب آفتاب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عصر بخواند و بعداً نماز ظهر را قضاء کند، و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشاء را بخواند. و اگر کمتر وقت دارد باید عشاء را بخواند، و بعداً مغرب را به جا آورد، و چنانچه بعد از خواندن عشاء معلوم شود که از وقت به مقدار یک رکعت یا بیشتر به نصف شب مانده است، باید فوراً نماز مغرب را به نیت اداء بجا آورد.
مسأله763_ مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خیلی سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزدیک تر باشد بهتر است مگر آنکه تاخیر آن از جهتی بهتر باشد، مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند. اما به اندازه ای که وقت فضیلت فوت نشود.
مسأله764_ هرگاه انسان عذری دارد که اگر بخواهر در اول وقت نماز بخواند، ناچار است با تیمم نماز بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقی است، می تواند در اول وقت نماز بخواند ولی اگر احتمال بدهد که عذر او از بین می رود، باید صبر کند تا عذرش بر طرف شود و چنانچه عذر او بر طرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند، و لازم نیست به قدری صبر کند که فقط بتواند کارهای واجب نماز را انجام دهد بلکه اگر برای مستحباب نماز نیز مانند اذان و قنوت وقت دارد می تواند تیمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد لکن اگر قبل از آخر وقت رجاءً نماز بخواند و عذرش باقی باشد، نماز صحیح است. و در عذرهای دیگر غیر از موارد تیمم اگر احتمال بدهد که عذر او باقی بماند جایز است اول وقت نماز بخواند، و چنانچه در اثناء وقت عذرش بر طرف گردد لازم است اعاده نماید.
مسأله765_ کسی که مسائل نماز و شکیات و سهویات را نمی داند و احتمال می دهد که یکی از اینها در نماز پیش آید باید برای یاد گرفتن اینها نماز را از اول وقت تاخیر بیاندازد، ولی اگر اطمینان دارد که نماز را به طور صحیح تمام می کند، می تواند در اول وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مسأله ای که حکم آن را نمی داند پیش نیاید، نماز او صحیح است، و اگر مسأله ای که حکم آن را نمی داند پیش آید جایز است به یکی از دو طرفی که احتمال می دهد رجاءً عمل نماید و نماز را تمام کند، لکن بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند، و اگر صحیح بوده اعاده لازم نیست.
مسأله 766_ اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه می کند، در صورتی که ممکن است، باید اول قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند، و همچنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را بجا آورد پیش آمد کند مثلاً ببیند مسجد نجس است باید اول مسجد را تطهیر کند، و بعد نماز بخواند، و چنانچه در هر دو صورت اول نماز بخواند معصیت کرده، ولی نماز او صحیح است.
نمازهایی که باید به ترتیب خوانده شود
مسأله767_ انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر نماز عصر را عمداً پیش از نماز ظهر، و هم چنین نماز عشاء را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است.
مسأله768_ اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود، و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمی تواند نیت را به نماز عصر برگرداند، بلکه باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند، و همین طور است در نماز مغرب و عشاء.
مسأله 769_ اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است و نیت را به نماز ظهر برگرداند، چنانچه یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده، باید نیت را به نماز عصر برگرداند و نماز را تمام کند. ولی اگر بعضی از واجبات نماز را به نیت ظهر آورده احتیاط است که بعد از اکمال آن به نیت عصر دوباره نماز را بیاورد و این احتیاط شایسته ترک نیست. خصوصاً در صورتی که بعض ارکان را به نیّت ظهر آورده باشد.
مسأله770_ اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد باید نیت را به ظهر برگرداند، ولی اگر وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز، آفتاب غروب می کند و برای یک رکعت از نماز هم مجال نیست، باید به نیت نماز عصر نماز را تمام کند. و احتیاط مستحب قضاء نماز ظهر بعد از نماز عصر است.
مسأله771_ اگر در نماز عشاء پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز نصف شب می شود و به مقدار یک رکعت از نماز هم مجال نیست باید به نیت عشاء نماز را تمام کند، و اگر بیشتر وقت دارد بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کند، بعد نماز عشاء را بخواند.
مسأله 772_ اگر در نماز عشاء بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت کم است باید نماز عشاء را تمام کند و اگر به مقدار پنج رکعت وقت باشد بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، باید نماز را به هم زده و نماز مغرب و عشاء را به ترتیب بخواند.
مسأله773_ اگر انسان نمازی را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید نمازی را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است، نمی تواند نیت را به آن نماز برگرداند، مثلاً موقعی که نماز عصر احتیاطاً می خواند، اگر یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است نمی تواند نیت را به نماز ظهر برگرداند.
مسأله774_ برگرداندن نیت از قضاء به نماز ادا، و نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست.
مسأله775_ اگر وقت نماز اداء وسعت داشته باشد، و در بین نماز یادش بیاید که نمازی واجب از وی فوت شده می تواند در بین نماز نیت را به قضاء برگرداند، ولی باید برگرداندن نیت به نماز قضاء ممکن باشد. مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتی می تواند نیت را به قضای صبح برگرداند که داخل رکوع رکعت سوم نشده باشد.
نمازهای مستحب
اشاره
مسأله776_ نمازهای مستحبی زیاد است و آنها را نافله گویند، و در بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله های 776_ شبانه روزی بیشتر سفارش شده، و آنها در غیر روز جمعه سی و چهار رکعتند، که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر، و چهار رکعت نافله مغرب، و دو رکعت نافله عشاء، و یازده رکعت نافله شب، و دو رکعت نافله صبح می باشد. و چون دو رکعت نافله عشاء را بنا بر احتیاط باید نشسته بخواند، یک رکعت حساب می شود. ولی بعید نیست ایستاده جائز و افضل باشد. و در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه می شود و بهتر است که تمام بیست رکعت را پیش از زوال بجا آورد. و بهتر از آن خواندن شش رکعت در صدر روز و شش رکعت قبل از ظهر و دو رکعت چون ظهر شد و شش رکعت بعد از نماز جمعه است و می تواند شش رکعت قبل از زوال و دو رکعت نزد زوال و هشت رکعت بعد از نماز واجب ظهر (یا جمعه) بخواند. که در صحیحة سلیمان بن خالد از امام ششم (ع) وارد و این نمازها عموماً دو رکعتی است بجز نماز وتر که یک رکعت است.
مسأله777_ از یازده رکعت نافله شب، هشت رکعت (چهار دو رکعتی) باید به نیت نافله شب، و دو رکعت آن به نیت نماز شفع، و یک رکعت آن به نیت نماز وتر خوانده شود و دستور کامل نافله شب در کتاب های دعا ذکر شده است.
مسأله778_ نمازهای نافله را می شود نشسته خواند، ولی بهتر است دو رکعت نماز نافله نشسته را یک رکعت حساب کند، مثلاً کسی که می خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند، بهتر است شانزده رکعت بخواند، و اگر می خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز یک رکعتی نشسته بخواند.
مسأله779_ نافله ظهر و عصر را در سفر نباید خواند، و نافله عشاء چنانچه به قصد رجا خوانده شود مانعی ندارد. گرچه عدم سقوط آن در سفر قوی است.
وقت نافله های یومیه
مسأله780_ نافله نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده می شود و وقت آن از اول ظهر است تا موقعی که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا می شود به اندازه دو هفتم آن شود، مثلاً اگر درازی شاخص هفت وجب باشد، هر وقت مقدار سایه ای که بعد از ظهر پیدا می شود به دو وجب رسید، آخر وقت نافله ظهر است.
مسأله781_ نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده می شود، و وقت آن تا موقعی است که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا می شود، به چهار هفتم آن برسد. و چنانچه بخواهد نافله ظهر یا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند، باید نافله ظهر را بعد از نماز ظهر و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند، و بنا بر احتیاط نیت اداء و قضاء نکند. و کسی که نمی تواند بعد از ظهر در وقت خود آنها را بخواند، قبل از ظهر می تواند بخواند.
مسأله782_ وقت فضیلت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتی که سرخی طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا می شود از بین برود، و دور نیست که بتواند تا آخر وقت مغرب آن را بجا آورد لکن احتیاطاً قصد اداء یا قضاء نکند.
مسأله783_ وقت نافله عشاء بعد از تمام شدن نماز عشاء تا نصف شب است و بهتر است بعد از نماز عشاء بلافاصله خوانده شود. (مگر در صورتی که بخواهد بعض نمازهای وارده در شب را بعد از نماز عشاء بخواند که نماز و تیره را بعد از آنها بیاورد.
مسأله784_ نافله صبح پیش از نماز صبح خوانده می شود، و وقت آن بعد از فجر اول است تا وقتی که سرخی طرف مشرق پیدا شود. و نشانه فجر اول در وقت نماز صبح گفته شد. و ممکن است نافله صبح را بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند.
مسأله785_ وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح، و بهتر است که نزدیک اذان صبح خوانده شود. و اگر قبل از طلوع فجر وقت خواندن همان سه رکعت شفع و وتر بیش نیست، آنها را بخواند. ولی اگر بعد از طلوع فجر از خواب بیدار شود می تواند هر 11 رکعت نماز شب را قبل از نماز صبح بخواند. اما به این کار عادت نکند.
مسأْله786_ گفته اند مسافر و کسی که بر وی سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند می تواند آن را در اول شب بجا آورد. ولی در روایات، پیش از نصف شب خواندن نماز شب در مورد ترس بلند نشدن از خواب یا فوت آن در آخر شب یا مرض یا سرما مطلقاً بخصوص در سفر و یا ترس از جنابت در سفر یا در سرما یا پیری یا کوتاهی شب است. و برای اینان بهتر است بعد از نماز عشاء نماز شب را بخوانند.
نماز غفیله
مسأله787_ نماز غفیله از نمازهای مستحبی مشهور است که بین نماز مغرب و عشاء خوانده می شود. و وقت آن بنا بر احتیاط پیش از آن است که سرخی طرف مغرب از بین برود. و بعد از آن به قصد رجا بیاورد و در رکعت اول آن، بعد از حمد باید به جای سوره این آیه را بخوانند:
«وَ ذَا النُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ اَنْ لاالهَ اِلّا اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنین» و در رکعت دوم بعد از حمد به جای سوره، این آیه را بخوانند:
«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الغَیْبِ لا یَعْلَمُها اِلّا هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی البَرِّ وَ البَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الاَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ اِلّا فی کِتابٍ مُبین». و در قنوت آن بگویند:
«اَلّلهُمَّ اِنّی أَسْأَلُکَ بِمَفاتِحِ الغَیْبِ الّتی لا یَعْلَمُها اِلّا اَنْتَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بی کَذا وَ کَذا». و به جای کلمه کذا و کذا حاجت های خود را بگویند. و بعد بگویند: «اللّهُمَّ اَنْتَ وَلِیُّ نِعْمَتی وَ الْقادِرُ عَلی طَلِبَتی تَعْلَمُ حاجَتی فَاَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ علیه و علیهم السلام لَمّا قَضَیْتَها لی». سپس حاجت خود را به نحو مختصر بگوید.
احکام قبله
مسأله788_ خانه کعبه که در مکه معظمه می باشد قبله است، و باید روبروی آن نماز خواند، ولی کسی که دور است، اگر طوری بایستد که بگویند رو به قبله نماز می خواند کافی است. و همچنین است کارهای دیگر _ مانند سر بریدن حیوانات _ که باید رو به قبله انجام گیرد.
مسأله789_ کسی که نماز واجب اداء یا قضاء را باید ایستاده بخواند، باید صورت و سینه و شکم او رو به قبله باشد، و احتیاط مستحب است که انگشتان پای او هم رو به قبله باشد. بلکه این احتیاط سزاوار ترک نیست.
مسأله790_ کسی که باید نشسته نماز بخواند، باید در موقع نماز صورت و سینه و شکم او رو به قبله باشد. و بهتر است سر زانوهای وی نیز رو به قبله باشد.
مسأله791_ کسی که نمی تواند نشسته نماز بخواند، باید در حال نماز به پهلوی راست طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد، و اگر ممکن نیست باید به پهلوی چپ طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد، و اگر این را هم نتواند باید به پشت بخوابد به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.
مسأله792_ نماز احتیاط و سجده و تشهد فراموش شده را باید رو به قبله بجا آورد و بنا بر احتیاط سجده سهو را نیز رو به قبله بجا آورد. و این احتیاط ترک نشود.
مسأله793_ نماز نافله را می شود در حال راه رفتن و سواری خواند و اگر انسان در این دو حال نماز نافله بخواند، لازم نیست رو به قبله باشد.
مسأله794_ کسی که می خواهد نماز بخواند، باید برای پیدا کردن قبله کوشش نماید، تا یقین یا چیزی که در حکم یقین است پیدا کند که قبله کدام طرف است، و اگر نتواند باید به گمانی که از محراب مسجد مسلمانان یا قبرهای آنان یا از راه های دیگر پیدا می شود عمل نماید، حتی اگر از گفته فاسق یا کافری که به وسطه قواعد عملی قبله را می شناسد گمان به قبله پیدا کند کافی است.
مسأله795_ کسی که گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قوی تری پیدا کند نمی تواند به گمان خود عمل نماید، مثلاً اگر میهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پیدا کند، ولی بتواند از راه دیگر گمان قوی تری پیدا کند، نباید به حرف صاحب خانه عمل نماید.
مسأله796_ اگر برای پیدا کردن قبله وسیله ای ندارد، یا کوشش کرده، و گمانش به طرفی نمی رود، نماز خواندن به یک طرف کافی است، و احتیاط است که چنانچه وقت نماز وسعت دارد چهار نماز به چهار طرف مقابل یکدیگر بخواند. و این احتیاط ترک نشود.
مسأله797_ اگر یقین کند که قبله در یکی از دو طرف است باید به هر دو طرف نماز بخواند. و در صورت گمان احتیاط مسأله 796 را مراعات نماید.
مسأله798_ کسی که بخواهد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد دو نماز بخواند که مثل نماز ظهر و عصر باید یکی بعد از دیگری خوانده شود، احتیاط مستحب است که نماز اول را به آن چند طرف بخواند بعد نماز دوم را شروع کند.
مسأله799_ کسی که یقین به قبله ندارد، اگر بخواهد غیر از نماز کاری کند که باید رو به قبله انجام داد، مثلاً بخواهر سر حیوانی را ببرد، باید به گمان عمل نماید، و اگر گمان بدون مشقت و حرج ممکن نیست به هر طرف که انجام دهد صحیح است.
پوشانیدن بدن در نماز
مسأله800_ مرد باید در حال نماز اگرچه کسی او را نمی بیند عورتین خود را بپوشاند. و بهتر است که از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
مسأله801_ زن باید در موقع نماز، تمام بدن حتی سر و موی خود را بپوشاند، و احتیاط مستحب است که کف پاها را هم بپوشاند و این احتیاط سزاوار ترک نیست. ولی پوشانیدن صورت به مقداری که در وضوء شسته می شود و دست ها تا مچ و روی پاها تا مچ پا لازم نیست. اما برای آنکه بداند واجب را پوشانده است، باید مقداری از اطراف صورت و قدری پائین تر از مچ ها را هم بپوشاند.
مسأله802_ موقعی که انسان قضای سجده فراموش شده یا تشهد فراموش شده را بجا می آورد باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند. و احتیاط است که در موقع به جا آوردن سجده سهو نیز خود را بپوشاند.
مسأله803_ اگر انسان عمداً یا از روی ندانستن مسأله، از روی تقصیر در نماز همه یا بعض آنچه را باید بپوشاند را نپوشاند نمازش باطل است. و همچنین بنا بر احتیاط اگر از روی نادانی که مقصر نبوده باشد.
مسأله804_ اگر شخصی در بین نماز دانست که عورت او پیدا است، اظهر این است که نمازش باطل است، و احتیاط لازم اتمام نماز بعد از پوشاندن فوری آن است. ولی اگر بعد از نماز دانست که در نماز عورت او پیدا بوده، نمازش صحیح است و همچنین است اگر در اثناء نماز بداند که قبلاً عورتش پیدا بوده، و فعلاً پوشیده باشد.
مسأله805_ اگر لباس در حال ایستادن عورت را می پوشاند، ولی ممکن است در حال دیگر، مثلاً در حال رکوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعی که عورت او پیدا می شود، به وسیله ای آن را بپوشاند، نماز او صحیح است، ولی احتیاط مستحب است که با آن لباس نماز نخواند.
مسأله806_ انسان موقعی که پوشاک ندارد می تواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند. بلکه حتی اگر داشته باشد نیز اقوی جواز است.
مسأله807_ انسان در حال ناچاری می تواند در نماز خود را با گل بپوشاند.
مسأله808_ اگر چیزی ندارد که در نماز خود را با آن بپوشاند، چنانچه احتمال دهد که پیدا می کند، احتیاط لازم است اگر اقوی نباشد نماز خود را تاخیر بیندازد، و اگر چیزی پیدا نکرد، در آخر وقت مطابق وظیفه اش نماز بخواند.
مسأله809_ کسی که می خواهد نماز بخواند، اگر برای پوشاندن خود حتی برگ درخت و علف و لجن و احتیاطاً گودالی که بتواند در آن نماز را کاملاً بیاورد، نداشته باشد، و احتمال ندهد که تا آخر وقت چیزی پیدا کند که خود را با آن بپوشاند، در صورتی که احتمال بدهد که ناظر محترم او را می بیند، باید نشسته نماز بخواند، و اگر اطمینان دارد که ناظر محترم او را نمیبیند، ایستاده نماز بخواند، و بنا بر احتیاط دست بر عورت خود بگذارد، و در هر حال رکوع و سجود را با اشاره بجا آورد، و بنا بر احتیاط استحبابی اشاره سجود را بیشتر نماید.
شرائط لباس نمازگزار
مسأله810_ لباس نمازگزار شش شرط دارد: (اول) آنکه پاک باشد، (دوم) آنکه مباح باشد، (سوم) آنکه از اجزاء مردار نباشد. (چهارم) آنکه از حیوان حرام گوشت نباشد. (پنجم و ششم) آنکه اگر نماز گزار مرد است، لباس او ابریشم خالص و طلا باف نباشد، و تفصیل اینها در مسائل آینده گفته می شود.
مسأله811_ (شرط اول) لباس نماز گزار باید پاک باشد، و اگر کسی در حال اختیار با بدن یا لباس نجس نماز با علم به نجاست بخواند، نمازش باطل است.
مسأله812_ کسی که از روی تقصیر نمی داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است، اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل می باشد و همچنین بنا بر احتیاط در نادانی که از روی تقصیر نباشد.
مسأله813_ اگر به سبب ندانستن مسأله از روی تقصیر چیز نجس را نداند نجس است، مثلاً نداند عرق کافر نجس است، و با آن نماز بخواند نمازش باطل است. و همچنین بنا بر احتیاط واجب در نادانی که از روی تقصیر نباشد.
مسأله814_ اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز دانست نجس بوده نمازش صحیح است.
مسأله815_ اگر فراموش کند که بدن یا لباشس نجس است، و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید، نماز را دوباره بخواند، و اگر وقت گذشته قضاء نماید.
مسأله816_ کسی که در وسعت وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن یا لباسش نجس شود، و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود که نجس شده یا دانست بدن یا لباسش نجس است، و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتی که آب کشیدن بدن یا لباس، یا عوض کردن لباس یا بیرون آوردن آن نماز را به هم نمی زند، در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد، یا لباس را عوض نماید، یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده، لباس را بیرون آورد. ولی چنانچه طوری باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد، یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد، نماز به هم میخورد یا اگر لباس را بیرون آورد برهنه می ماند، باید نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.
مسأله817_ کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز لباس او نجس شود، و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند، دانست که نجس شده یا دانست که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتی که آب کشیدن یا عوض کردن یا بیرون آوردن لباس نماز را هم نمی زند، و می تواند لباس را بیرون آورد باید لباس را آب بکشد و یا عوض کند، یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده لباس را بیرون آورد و نماز را تمام کند، اما اگر چیز دیگری عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمی تواند آب بکشد یا عوض کند، باید با همان لباس نجس نماز را تمام کند.
مسأله818_ کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است، اگر در بین نماز بدن او نجس شود، و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود که نجس شده، یا دانست بدن او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده، در صورتی که آب کشیدن بدن نماز را به هم نمی زند، بدن را آب بکشد و اگر نماز را به هم می زند، باید با همان حال نماز را تمام کند، و نماز او صحیح است.
مسأله819_ کسی که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد و نمی داند از سابق نجس بوده چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز دانست که بدن یا لباسش نجس بوده، نماز او صحیح است.
مسأله820_ اگر لباس را آب بکشد و یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند، وبعد از نماز دانست پاک نشده نمازش صحیح است.
مسأله821_ اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خون های نجس نیست، مثلاً یقین کند که خون پشه است، چنانچه بعد از نماز دانست از خون هایی بوده که نمی شود با آن نماز خواند، نمازش صحیح است.
مسأله822_ اگر یقین کند خونی که در بدن یا لباس او است خون نجسی است که نماز با آن صحیح است، مثلاً یقین کند خون زخم و دمل است چنانچه بعد از نماز دانست خونی بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح است.
مسأله823_ اگر نجس بودن چیزی را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد، و در حال فراموشی نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید نمازش صحیح است. ولی اگر بدنش با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون اینکه خود را آب بکشد، غسل کند و نماز بخواند، غسل و نمازش باطل است. مگر اینکه قبل از غسل نمودن، بدن پاک شده باشد. گرچه نداند، و نیز اگر جایی از اعضاء وضوء با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آنکه آنجا را آب بکشد، وضوء بگیرد و نماز بخواند، وضوء و نمازش باطل می باشد، مگر اینکه قبل از وضوء گرفتن اعضاء وضوء نیز پاک شده باشد، گرچه نداند مثل اینکه وضوء ارتماسی با آب کر یا جاری می گیرد و وقت بیرون آوردن آن عضو قصد وضوء بکند.
مسأله824_ کسی که یک لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشیدن یکی از آنها آب داشته باشد، اولی بلکه احوط این است که بدن را آب کشیده و با لباس نجس نماز بخواند، و آیا جائز است که لباس را آب کشیده و با بدن نجس نماز بخواند؟ محل اشکال است، ولی در صورتی که نجاست یکی از آنها بیشتر باشد لازم است آن را آب بکشد.
مسأله825_ کسی که غیر از لباس نجس، لباس دیگری ندارد، می تواند با لباس نجس حتی در غیر مورد ضرورت نماز بخواند و نمازش صحیح است. و احتیاط مستحب است که در صورت امن از ناظر محترم برهنه نیز نماز بخواند.
مسأله826_ کسی که دو لباس دارد، اگر بداند یکی از آنها نجس است و نداند کدام یک آنها است، چنانچه وقت دارد، باید با هر دو لباس نماز بخواند، مثلاً اگر می خواهد نماز ظهر و عصر بخواند، باید با هر کدام یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند، ولی اگر وقت تنگ است، با هر کدام نماز بخواند کافی است.
مسأْله827_ (شرط دوم) لباس نماز گزار باید مباح باشد. و کسی که می داند پوشیدن لباس غصبی حرام است یا اینکه از روی تقصیر حکم مسأله را نداند اگر عمداً در آن لباس نماز بخواند، باطل است. ولی در چیزهایی که به تنهایی عورت را نمی پوشاند و همچنین چیزهایی که فعلاً نماز گزار آنها را بپوشیده، مانند دستمال بزرگ یا لنگی که در جیبش گذارده، اگرچه بشود عورت را با آنها پوشانید، و همچنین چیزهایی که نماز گزار آنها را پوشیده ولی ساتر مباح دیگری دارد، در این صور آیا غصبی بودن آنها به نماز ضرری ندارد؟ محل اشکال است. و احتیاط در ترک است، بلی در مورد دستمالهای بزرگ یا لنگ صحّت نماز خالی از قوّت نیست.
مسأله828_ کسی که می داند پوشیدن لباس غصبی حرام است، ولی نمی داند نماز را باطل می کند، اگر عمداً با لباس غصبی نماز بخواند به تفصیلی که در مسأله قبلی گفته شد نمازش باطل است.
مسأله829_ اگر نداند که لباس او غصبی است یا فراموش کند در صورتی که خود غاصب نباشد و با آن لباس نماز بخواند، نمازش صحیح است.
مسأله830_ اگر نداند، یا فراموش کند که لباس او غصبی است و در بین نماز دانست، چنانچه چیز دیگری عورت او را پوشانده است و می تواند فوراً یا بدون اینکه موالات (یعنی پی در پی بودن نماز) به هم بخورد، لباس غصبی را بیرون آورد، باید آن را بیرون آورد، و تا بیرون آوردن کارهای نماز را نکند و اگر چیز دیگری عورت او را نپوشانده، یا نمی تواند لباس غصبی را فوراً بیرون آورد، یا اگر بیرون آورد پی در پی بودن اجزاء نماز به هم می خورد، در صورتی که به مقدار یک رکعت هم وقت داشته باشد، باید نماز را بشکند، و با لباس غیر غصبی نماز بخواند، و اگر به این مقدار وقت ندارد، باید در حال نماز لباس را بیرون آورد و به دستور نماز برهنگان نماز را تمام نماید.
مسأله831_ اگر کسی برای حفظ جانش با لباس غصبی نماز بخواند، یا مثلاً برای اینکه دزد لباسی غصبی را نبرد با آن نماز بخواند و در راه رساندن آن به صاحبش باشد، نمازش صحیح است.
مسأله832_ اگر با عین پولی که خمس آن را نداده لباس بخرد، حکم نماز خواندن در آن لباس، حکم نماز خواندن در لباس غصبی است. مگر آنکه فروشنده بداند که پول مورد تعلّق خمس است. و بدون اجازه مجتهد جامع الشرایط یا پرداخت خمس معامله صحیح نیست. و لباس را در اختیار خریدار بگذارد، که نماز اشکال ندارد. و هم چنین اگر خرید با عین پول مورد خمس نبوده، کلّی (بر ذمّه) باشد و در مقام پرداخت، آن را از پول خمس نداده اداء کند.
مسأله833_ (شرط سوم) لباس نمازگزار باید از اجزاء حیوان مرده ای که خون جهنده دارد، یعنی حیوانی که اگر رگش را ببرند خون از آن جستن می کند نباشد. بلکه اگر از حیوان مرده ای که مانند ماهی و مار خون جهنده ندارد لباس تهیه کند، احتیاط واجب است اگر اقوی نباشد که با آن نیز نماز نخواند.
مسأله834_ هرگاه چیزی از مردار _ مانند گوشت و پوست آنکه روح داشته _ همراه نماز گزار باشد، بعید نیست نمازش صحیح نباشد.
مسأله835_ اگر چیزی از مردار حلال گوشت _ مانند مو و پشم که روح ندارد _ همراه نماز گزار باشد، یا با لباسی که از آنها تهیه کرده اند، نماز بخواند نمازش صحیح است.
مسأْله836_ (شرط چهارم) لباس نماز گزار باید از اجزاء حیوان حرام گوشت نباشد، و اگر مویی از آن همراه نماز گزار باشد، نماز او باطل است.
مسأله837_ اگر آب دهان یا بینی یا رطوبت دیگری از حیوان حرام گوشت، مانند گربه بر بدن یا لباس نماز گزار باشد، چنانچه تر باشد نماز باطل است و اگر خشک شده و عین آن بر طرف شده باشد، نماز صحیح است.
مسأله838_ اگر مو و عرق و آب دهان مسلمان بر برن یا لباس نماز گزار باشد اشکال ندارد و همچنین است اگر مروارید و موم و عسل همراه او باشد.
مسأله839_ اگر شک داشته باشد که لباس از اجزاء حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت، چه در داخل تهیه شده باشد چه در خارج، جائز است با آن نماز بخواند، ولی احتیاط ترک نماز در موردی است که از دست مسلمان گرفته نشده یا از مسلمانی گرفته که از طرف غیر مسلمان در اختیار او قرار گرفته باشد.
مسأله840_ معلوم نیست که صدف از اجزاء حیوان حرام گوشت باشد، پس جائز است که انسان با آن نماز بخواند.
مسأله841_ پوشیدن خز خالص در نماز اشکال ندارد، ولی احتیاط مستحب است که با پوست سنجاب نماز نخوانند.
مسأله842_ اگر با لباسی که نمی داند یا فراموش کرده که از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند، بنا بر احتیاط مستحب آن نماز را دوباره بخواند.
مسأله843_ (شرط پنجم) پوشیدن لباس طلا باف برای مردان حرام است و نماز با آن باطل است. ولی برای زنان در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.
مسأْله844_ پوشیدن طلا، مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتری طلا به دست کردن و بستن ساعت مچی طلا به دست، و عینک طلا گذاشتن برای مرد حرام، و نماز خواندن با آنها باطل است. ولی برای زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.
مسأله845_ اگر مردی نداند یا فراموش کند که انگشتری یا لباس او از طلا است، یا شک داشته باشد و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است.
مسأْله846_ (شرط ششم) لباس مرد نماز گزار باید ابریشم خالص نباشد و در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مردان حرام است. ولی چیزهایی که به تنهایی با آنها نمی شود نماز خواند مانند عرق چین و بند شلوار مانعی ندارد، و بعید نیست مکروه باشد.
مسأله847_ اگر تمام آستر لباس، یا مقداری از آن، ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن برای مرد بنا بر احتیاط حرام، و نماز در آن باطل است.
مسأله848_ لباسی را که نمی داند از ابریشم خالص است یا چیز دیگر جائز است بپوشد، و نماز در آن نیز اشکال ندارد.
مسأله849_ دستمال ابریشمی و مانند آن، اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد، و نماز را باطل نمی کند.
مسأله850_ پوشیدن لباس ابریشمی برای زن، در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.
مسأله851_ پوشیدن لباس غصبی و ابریشمی خالص و طلا باف، در حال ناچاری مانعی ندارد، و نیز کسی که ناچار است لباس بپوشد و لباس دیگری غیر از اینها ندارد، می تواند با این لباس ها نماز بخواند. و احتیاط مستحب است که در غیر مورد غصب، نماز را با لباسی که از مردار است نیز بیاورد و هم چنین در مورد مسأله 853.
مسأْله852_ اگر غیر از لباس غصبی و لباسی که از مردار تهیه شده، لباس دیگری ندارد، و ناچار نیست لباس بپوشد، باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز بخواند.
مسأْله853_ اگر غیر از لباسی که از حیوان حرام گوشت تهیه شده لباس دیگری ندارد چنانچه در پوشیدن لباس حتی در حال نماز ناچار باشد، می تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد، باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد، نماز را بجا آورد.
مسأله854_ اگر مرد غیر از لباس ابریشمی خالص یا طلا باف، لباس دیگری نداشته باشد، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد، باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز بخواند.
مسأله855_ اگر چیزی ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگرچه به کرایه یا خریداری باشد، تهیه نماید. ولی اگر تهیه آن به قدری پول لازم دارد که نسبت به دارایی او زیاد است، یا طوری است که اگر پول را به مصرف لباس برساند، به حال او ضرر دارد باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز بخواند.
مسأْله856_ کسی که لباس ندارد، اگر دیگری لباس به او ببخشد، یا عاریه دهد، چنانچه قبول کردن آن برای او مشقت نداشته باشد، باید قبول کند، بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش برای او سخت نیست، باید از کسی که لباس دارد، طلب بخشش یا عاریه نماید.
مسأله857_ پوشیدن لباسی که پارچه یا رنگ یا دوخت آن برای کسی که می خواهد آن را بپوشد معمول نیست، مثل آنکه اهل علم لباس نظامی بپوشد، در صورتی که موجب هتک حرمت باشد حرام است، بلکه احتیاط لازم اگر اقوی نباشد ترک پوشیدن آن است مطلقاً به گونه پوشیدن لباس متعارف. ولی اگر تنها باشد یا مدتی کم بدون شهرت بین مردم بپوشد اشکال ندارد و در موردی که نباید بپوشد، اگر با آن لباس نماز بخواند بعید نیست نمازش باطل باشد. اگرچه صحت آن قوی است.
مسأله858_ اگر مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه بپوشد، در صورتی که زی خود قرار دهد بنا بر احتیاط حرام است، و نماز خواندن با آن حکم مسأله سابقه را دارد.
مسأله859_ کسی که باید خوابیده نماز بخواند، اگر لحافش از اجزاء حیوان حرام گوشت باشد، نماز در آن اگر پوشیدن گفته شود، جائز نیست هر چند برهنه نباشد، و هم چنین اگر نجس یا ابریشم باشد، ولی مجرد روی خود کشیدن که پوشیدن گفته نشود عیبی ندارد و ضرر به نماز نمی رساند، و اما تشک به هر حال عیب ندارد، مگر اینکه مقداری از آن را به خود بپیچد که در عرف پوشیدن گفته شود، در این صورت حکم آن حکم لحاف است.
مواری که لازم نیست بدن و لباس نماز گزار پاک باشد
مسأله860_ در سه صورت که تفصیل آنها بعداً گفته می شود، اگر بدن یا لباس نماز گزار نجس باشد، نماز او صحیح است: (اول) آنکه به سبب زخم یا جراحت یا دملی که در بدن او است، لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد. (دوم) آنکه بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم (که تقریباً به اندازه سر انگشت سبابه _ شهادت _ می شود) به خون آلوده باشد. (سوم) آنکه ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، و نیز اگر لباس های کوچک او، مانند جوراب و عرق چین نجس باشد. و احکام این چهار صورت مفصلاً در مسائل بعد گفته می شود.
مسأله861_ اگر در بدن یا لباس نماز گزار، خون زخم یا جراحت یا دمل باشد، چنانچه طوری است که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس برای بیشتر مردم سخت است. تا وقتی که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است، می تواند با آن خون نماز بخواند. و همچنین است اگر چرکی که با خون بیرون آمده، یا دوایی که روی زخم گذاشته اند و نجس شده، در بدن یا لباس او باشد.
مسأله862_ اگر خون بریدگی و زخمی که به زودی خوب می شود و شستن آن آسان است، در بدن یا لباس نماز گزار باشد، و به اندازه درهم (سر انگشت سبابه، شهادت) است، نماز او باطل می باشد.
مسأْله863_ اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد، به رطوبت زخم نجس شود، جایز نیست با آن نماز بخواند. ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که معمولاً به رطوبت زخم آلوده می شود، به رطوبت آن نجس شود نماز خواند با آن مانعی ندارد.
مسأله864_ اگر از بواسیر که دانه های آن بیرون نباشد، یا زخمی که توی دهان و بینی و مانند اینها است. خونی به بدن یا لباس برسد که متعارف باشد آیا می تواند با آن نماز بخواند؟ محل اشکال است گرچه بعید نیست. اما خون بواسیری که دانه های آن بیرون است بدون اشکال نماز خواندن با آن جائز است.
مسأله865_ کسی که بدنش زخم است، اگر در بدن یا لباس خود خونی که بیشتر از درهم است ببیند، و نداند از زخم است یا خون دیگر، جائز نیست با آن نماز بخواند.
مسأله866_ اگر چند زخم در بدن باشد به طوری نزدیک هم باشدن که یک زخم حساب شود، تا وقتی همه خوب نشده اند، نماز خواندن با خون آنها اشکال ندارد، ولی اگر به قدری از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب شود، هر کدام که خوب شد، باید برای نماز بدن و لباس را از خون آن آب بکشد.
مسأْله867_ اگر سر سوزنی خون سگ، یا خوک، یا کافر، یا مردار، یا حیوان حرام گوشت در بدن، یا لباس نماز گزار باشد، نماز او باطل است و بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد خون حیض و نفاس و استحاضه نیز چنین است. ولی خون های دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت اگرچه در چند جای بدن و لباس باشد، در صورتی که روی هم کمتر از درهم باشد نماز خواندن با آن اشکال ندارد.
مسأله868_ خونی که به لباس بی آستر بریزد و به پشت آن برسد، یک خون حساب می شود، ولی اگر پشت آن جدا خونی شود، در صورتی که به هم نرسد باید هر کدام را جدا حساب نمود، پس اگر خونی که در پشت و روی لباس است روی هم کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح، و اگر بیشتر باشد، نماز با آن باطل است. و در صورتی که به هم برسند بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد همین حکم را دارند.
مسأله869_ اگر خونی روی لباسی که آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد، یا به آستر بریزد و روی لباس خونی شود، باید هر کدام را جدا حساب نمود، پس اگر خون روی لباس و آستر کمتر از درهم باشد، نماز با آن صحیح، و اگر بیشتر باشد نماز با آن باطل است.
مسأله870_ اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد، و رطوبتی به آن برسد که اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است، اگرچه خون و رطوبتی که به آن رسیده به اندازه درهم نباشد، ولی اگر رطوبت فقط به خون برسد و اطراف را آلوده نکند، ظاهراً نماز خواندن با آن اشکال ندارد.
مسأْله871_ اگر بدن یا لباس خونی نشود، ولی به سبب رسیدن با رطوبت به خون نجس شود، اگرچه مقداری که نجس شده کمتر از درهم باشد، نمی شود با آن نماز خواند.
مسأله872_ اگر خونی که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد، و نجاست دیگری به آن برسد، مثلاً یک قطره بول روی آن بریزد، در صورتی که به بدن یا لباس برسد، نماز خواندن با آن جایز نیست. و در غیر این صورت نیز احتیاط ترک است.
مسأْله873_ اگر لباس های کوچک نماز گزار مثل عرق چین و جوراب که نمی شود با آنها عورت را بپوشانید نجس باشد، چنانچه از مردار و حیوان حرام گوشت درست نشده باشد، نماز با آن صحیح است، و نیز اگر با انگشتری نجس نماز بخواند اشکال ندارد.
مسأله874_ چیز نجس مانند دستمال و کلید و چاقوی نجس جائز است همراه نماز گزار باشد، و بعید نیست که مطلق لباس نجس که همراه او است ضرری به نماز نرساند. ولی احتیاط ترک نشود.
مسأله875_ اگر می داند خونی که در بدن یا لباس اوست کمتر از درهم است، ولی احتمال می دهد که از خون هایی باشد که عفو در آنها نیست جائز است با آن خون نماز بخواند و شستن لازم نیست.
مسأله876_ اگر خونی که در لباس یا بدن است کمتر از درهم باشد و نداند که از خون هایی است که عفو در آنها نیست، و نماز بخواند و بعد معلوم شود که از خون هایی بوده که عفو در آنها نیست، اعاده نماز لازم نیست. و همچنین است اگر اعتقاد نماید کمتر از درهم است و نماز بخواند، و بعد معلوم شود که به مقدار درهم یا بیشتر بوده در این صورت نیز حاجتی به اعاده نیست.
چیزهایی که در لباس نماز گزار مستحب است
مسأْله877_ چند چیز در لباس نماز گزار مستحب است که از آن جمله عمامه با تحت الحنک را شمرده اند ولی رجاء مانعی ندارد و پوشیدن عبا، و در روایات رداء وارد شده، دیگر لباس سفید، ولی اختصاص به نماز ندارد و پوشیدن پاکیزه ترین لباس ها، رجاء و استعمال بوی خوش، و دست کردن انگشتری عقیق.
چیزهایی که در لباس نماز گزار مکروه است
مسأْله878_ چند چیز را در لباس نماز گزار مکروه شمرده اند، و از آن جمله است: پوشیدن لباس سیاه، و چرک ولی اولی ترک است، و تنگ و در کراهت آن تامل است، و لباس شرابخوار، و لباس کسی که از نجاست پرهیز نمی کند، و لباسی که نقش صورت حیوان دارد، و نیز باز بودن تکمه های لباس، و دست کردن انگشتری که نقش صورت حیوان دارد. و از لباس سیاه سه چیز استثناء شده است: 1_ عمامه، 2_ کساء (عبا را نیز شامل می شود) 3_ خفّ (نوعی کفش است که می توان با آن نماز خواند). و نماز خواندن زن بدون زیور را مکروه دانسته اند (مگر نداشته باشد).
مکان نماز گزار
مکان نماز گزار هفت شرط دارد: 0شرط اول) آنکه مباح باشد.
مسأْله879_ کسی که در ملک غصبی نماز می خواند اگرچه روی فرش و تخت و مانند اینها باشد، در صورتی که مواضع سجودش غصبی باشد نمازش باطل است. و همچنین است در مسائل آینده، ولی نماز خواندن در زیر سقف غصبی و خیمه غصبی مانعی ندارد.
مسأله880_ نماز خواندن در ملکی که منفعت آن مال دیگری است بدون اجازه کسی که منفعت ملک مال او می باشد باطل است، مثلاً در خانه اجاره ای اگر صاحب خانه یا دیگری بدون اجازه کسی که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند، نمازش باطل است، و اگر میت وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفی برسانند، در صورتی که عمل به وصیت نشده باشد نمی شود در ملک او نماز خواند. ولی بعد از جدا کردن ثلث به قصد عمل به وصیت احتمال قوی دارد نماز در آن برای وارث یا به رضای وارث برای دیگران جائز باشد.
مسأله881_ کسی که در مسجد نشسته، اگر دیگری جای او را غصب کند و در آنجا نماز بخواند نمازش بنا بر احتیاط باطل است. گر چه صحّت آن بعید نیست ولی گناه کرده.
مسأْله882_ اگر در جایی که غصبی بودن آن را فراموش کرده نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید، نماز او صحیح است، ولی کسی که خودش جایی را غصب کرده، اگر فراموش کند و در آنجا نماز بخواند نمازش بنا بر احتیاط باطل است و اگر در جایی که نمی داند غصبی است با مجوز شرعی نماز بخواند، و بعد از نماز بداند که محل سجده اش غصبی بوده نمازش صحیح است.
مسأله883_ اگر بداند جایی غصبی است، ولی نداند که در جای غصبی نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند، نماز او باطل می باشد. بنا بر احتیاط در جاهل قاصر. گر چه صحّت نمازش بعید نیست.
مسأله884_ کسی که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه مرکب سواری یا جای قرار گرفتن بر آن غصبی باشد، نماز او بنا بر احتیاط در بعض موارد و اقوی در پاره ای دیگر باطل است، و هم چنین است اگر بخواهد بر آن مرکب نماز مستحبی بخواند. ولی در صورتی که نعل حیوان یا طایر اتومبیل که مرکب وی است غصبی باشد بطلان محل اشکال است. و اگر نماز را سواره با اشاره در سجود بخواند و وظیفه اش باشد درست بودن نماز خالی از قوت نیست.
مسأله885_ کسی که در ملکی با دیگری شریک است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شریکش نمی تواند در آن ملک تصرف کند و نماز بخواند.
مسأله886_ اگر با عین پولی که خمس و زکاة آن را نداده ملکی بخرد، تصرف او در آن ملک حرام و نمازش در آن باطل است. مگر به ذیل مسأله 832 منطبق شود.
مسأله887_ اگر صاحب ملک به زبان اجازه نماز خواندن بدهد، و انسان بداند که قلباً راضی نیست، نماز خواندن در ملک او باطل است، و اگر اجازه ندهد و انسان یقین کند که قلباً راضی است نماز صحیح است.
مسأله888_ تصرف در ملک میتی که خمس یا زکاة بدهکار است حرام و نماز در آن باطل است، ولی اگر بدهی او را بدهند یا ضامن شوند که اداء نمایند، تصرف و نماز در ملک او اشکال ندارد.
مسأله889_ تصرف در ملک میتی که به مردم بدهکار است، آیا در صورتی که ورثه بنای اداء قرض را بدون مسامحه نداشته باشند حرام، و نماز در آن باطل است؟ ظاهراً مانند مسئله گذشته است ولی اگر طلبکار یا حاکم شرع یا وصی میت اجازه دهند صحت نماز بدون مسامحه در پرداخت بدهی خالی از قوت نیست.
مسأله890_ اگر میت قرض نداشته باشد، ولی بعضی از ورثه او صغیر یا دیوانه یا غائب باشند، تصرف در ملک او بدون اجازه ولیّ آنها حرام، و نماز در آن باطل است.
مسأْله891_ نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند اینها که برای واردین اماده است اشکال ندارد، ولی در غیر این قبیل جاها، در صورتی می شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد، یا حرفی بزند که معلوم شود، برای نماز خواندن اذن داده است. مثل اینکه به کسی اجازه بدهد، در ملک او بنشیند و بخوابد که از اینها دانسته می شود برای نماز خواندن هم اذن داده است.
مسأله892_ در زمین بسیار وسیعی که برای بیشتر مردم مشکل است موقع نماز از آنجا بجای دیگر بروند، بی اجازه مالک می شود نماز خواند به نحوی که در مسأله (278) در وضوء گذشت.
مسأْله893_ (شرط دوم) مکان نماز گزار باید بی حرکت باشد و اگر به سبب تنگی وقت یا جهت دیگر ناچار باشد در جایی که حرکت دارد، مانند اتومبیل و کشتی و ترن و هواپیما نماز بخواند، به قدری که ممکن است باید استقرار و قبله را رعایت نماید، و اگر آنها از سمت قبله به طرف دیگر حرکت کنند، به طرف قبله برگردد.
مسأْله894_ نماز خواندن در اتومبیل و کشتی و ترن و هواپیما و مانند اینها در وقتی که ایستاده اند مانعی ندارد.
مسأله895_ روی خرمن گندم و جو و مانند اینها که نمی شود بی حرکت ماند، نماز باطل است.
(شرط سوم) باید در جایی نماز بخواند که احتمال بدهد نماز را تمام می کند. و نماز خواندن در جایی که به سبب باد و باران و زیادی جمعیت و مانند اینها اطمینان دارد که نمی تواند نماز را تمام کند، صحیح نیست. مگر اتفاقاً نماز را با قصد قربت رجاء تمام کند که صحت آن بعید نیست.
مسأله896_ اگر در جایی که ماندن در آن حرام است. مثلاً زیر سقفی که نزدیک است خراب شود نماز بخواند _ اگرچه معصیت کرده _ ولی نمازش اشکالی ندارد.
مسأله897_ نماز خواندن روی چیزی که ایستادن و نشستن روی آن حرام است، مثل جایی از فرش که اسم خدا بر آن نوشته شده، بنا بر احتیاط صحیح نیست.
(شرط چهارم) آنکه جای نماز گزار سقفش به اندازه ای که نتواند در آنجا راست بایستد کوتاه نباشد، و همچنین به اندازه ای که جای رکوع و سجود نداشته باشد کوچک نباشد.
مسأله898_ اگر در تمام وقت ناچار شود که در جایی نماز بخواند که به طور کلی از ایستادن تمکن ندارد، لازم است نشسته نماز بخواند، و اگر از رکوع و سجود تمکن ندارد، برای آنها با سر اشاره نماید.
مسأْله899_ باید جلوتر از قبر پیغمبر و امام معصوم (ع) در صورتی که مستلزم هتک باشد نماز نخواند. و در غیر صورت هتک احتیاط لازم است که جلوتر از قبر نماز بخواند. و در مساوی احتمال صحت قوی است، ولی با فاصله زیاد که صدق جلو بودن یا تساوی نکند یا حائل در بین باشد اشکال ندارد.
(شرط پنجم) آنکه مکان نماز گزار اگر نجس است، به طوری تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد، ولی جایی که پیشانی را بر آن می گذارد اگر نجس باشد، در صورتی که خشک هم باشد نماز باطل است، و احتیاط مستحب است که مکان نماز گزار اصلاً نجس نباشد.
(شرط ششم) باید بین مرد و زن در حال نماز بنا بر احتیاط اقلاً مقدار یک وجب فاصله باشد، و نماز خواندن در فاصله کمتر از ده ذراع مکروه است.
مسأله900_ اگر زن برابر مرد یا جلوتر در کمتر از یک وجب بایستد و با هم وارد نماز شوند، باید نماز را بنا بر احتیاط دوباره بخوانند، ولی اگر یکی زودتر از دیگری به نماز بایستد، فقط کسی که بعد مشغول نماز شده، باید نمازش را دوباره بخواند.
مسأله901_ اگر بین مرد و زن که برابر هم ایستاده اند، یا زن جلوتر ایستاده و نماز می خوانند دیوار، یا پرده، یا چیز دیگری باشد که یکدیگر را نبینند، نماز هر دو صحیح است گر چه بین آنها یک وجب هم فاصله نباشد. ولی بلند بودن دیوار یا پرده به قدری که همدیگر را نبینند شرط نیست.
(شرط هفتم) آنکه جای پیشانی نمازگزار از جای سرانگشتان پای او بیش از چهار انگشت بسته پستتر، یا بلندتر نباشد. و تفصیل این مسأله در احکام سجده گفته میشود.
مسأله902_ بودن مرد و زن نامحرم در جایی که کسی در آنجا نیست، و کسی هم نمی تواند وارد شود، در صورتی که احتمال وقوع در معصیت را بدهند حرام است، و احتیاط واجب است که در آنجا نماز نخوانند.
مسأْله903_ نماز خواندن در جایی که تار می زنند، یا مانند آن را استعمال می کنند در مورد ضرورت مثل برف، باران، سرما، ترس، حرج و مشقت باطل نیست، اگرچه گوش دادن و استعمال آن معصیت است.
مسأله904_ احتیاط واجب است که بر بام خانه کعبه در حال اختیار نماز واجب نخوانند، ولی در حال ناچاری اشکال ندارد، و ظاهر این است که نماز در خانه کعبه در حال احتیار نیز جائز است.
مسأله905_ خواندن نماز مستحب در خانه کعبه و بر بام آن اشکال ندارد، بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنی دو رکعت نماز بخوانند. و همچنین بین دو ستون روی سنگ خارای سرخ.
جاهایی که نماز در آنها مستحب است
مسأله906_ در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است که نماز را در مسجد بخوانند، و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است، و بعد از آن مسجد پیغمبر (ص) و بعد از آن مسجد کوفه، و بعد از آن مسجد بیت المقدس، و بعد مسجد جامع هر شهر، و بعد مسجد هر محله و بعد مسجد بازار است. و به ترتیب ثواب نماز در آنها: 1_ هزار و هزار و 100هزار. 2_ هزار و 10هزار و صد هزار. 3_ 1000نماز. 4_ 1000 نماز. 5_ 100نماز. 6_ 25 نماز. 7_ 12 نماز وارد شده است.
مسأله907_ برای زن ها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوق خانه و اتاق عقب بهتر است.
مسأله908_ نماز خواندن در حرم امامان (ع) مستحب بلکه بهتر از مسجد است، و مروی است که نماز در حرم مطهر حضرت امیر المؤمنین (ع) برابر دویست هزار نماز است.
مسأله909_ زیاد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدی که نماز گزار ندارد، مستحب است، و همسایه مسجد اگر عذری نداشته باشد، مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند.
مسأله910_ مستحب است انسان با کسی که در مسجد حاضر نمی شود غذا نخورد، و با چیزی نیاشامد و در کارها با او مشورت نکند، و همسایه او نشود، و از او زن نگیرد، و به او زن ندهد.
جاهایی که نماز خواندن در آنها مکروه است
مسأله911_ نماز خواندن در چند جا گفته اند مکروه است، و از آن جمله است: حمام. زمین نمکزار. مقابل انسان. مقابل دری که باز است. در جاده و خیابان و کوچه اگر برای کسانی که عبور می کنند زحمت نباشد و چنانچه زحمت باشد مزاحمت حرام است. مقابل آتش و چراغ. (7) در آشپزخانه و هر جا که کوره آتش باشد. (8) اطراف چاه و چاله ای که محل بول باشد. (9) روبروی عکس و مجسمه چیزی که روح دارد، مگر آنکه روی آن پرده بکشند. (10) در اطاقی که جنب در آن باشد. (11) در جایی که عکس باشد اگرچه روبروی نماز گزار نباشد. (12) مقابل دو قبر. (13) روی قبر. (14) بین قبر. (15) در قبرستان. ولی در کراهت نسبت به پاره ای از اینجاها اشکال است.
مسأله912_ کسی که در محل عبور مردم نماز می خواند، یا کسی روبروی او است، مستحب است جلوی خود چیزی بگذارد، و اگر چوب یا ریسمانی هم باشد کافی است. بلکه مستحبّ است ولو در معرض عبور هم نباشد، چیزی وقت نماز جلو خود قرار دهد، ولو سنگ یا تیر وگرنه خطّی پیش روی خود بکشد.
احکام مسجد
مسأْله913_ نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است، و هر کس بداند نجس شده است باید فوراً نجاست آن را بر طرف کند، و احتیاط واجب است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند، و اگر نجس شود بر طرف کردن آن احتیاطاً لازم است حتی در صورتی که بقاء نجاست موجب هتک مسجد نباشد.
مسأْله914_ اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید، یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند، تطهیر مسجد بر او واجب نیست، ولی بنا بر احتیاط واجب باید به کسی که می تواند تطهیر کند اطلاع دهد.
مسأله915_ اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست، باید آنجا را بکنند یا خراب نمایند، در صورتی که خرابی کلی و مستلزم ضرر وقف نباشد، و پر کردن جایی که کنده اند، و ساختن جایی که خراب کرده اند واجب نیست. ولی اگر چیزی مانند آجر مسجد نجس شود، در صورتی که ممکن باشد، باید بعد از آب کشیدن، بجای اولش بگذارند.
مسأله916_ اگر مسجدی را غصب کنند، و به جای آن خانه و مانند آن بسازند یا به طوری خراب شود که نماز خواندن در آن ممکن نباشد، بنا بر احتیاط در فرض اول و اقوی در فرض دوّم باز هم نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است.
مسأله917_ نجس کردن حرم امامان (ع) حرام است، و اگر یکی از آنها نجس شود، چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد تطهیر آن واجب است، بلکه احتیاط مستحب است که اگر بی احترامی هم نباشد آن را تطهیر کنند.
مسأله918_ اگر حصیر مسجد نجس شود، بنا بر احتیاط باید آن را آب بکشند، ولی چنانچه نجاست حصیر بی احترامی به مسجد باشد، و به سبب آب کشیدن، خراب می شود، و بریدن جای نجس بهتر باشد، باید آن را ببرند.
مسأْله919_ بردن عین نجس و متنجس در مسجد اگر بی احترامی به مسجد باشد حرام است، بلکه احتیاط است که اگر بی احترامی هم نباشد، عین نجس را در مسجد نبرند.
مسأله920_ اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند، سیاهی بکوبند و اسباب چای در آن ببرند، در صورتی که این کارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود اشکال ندارد.
مسأله921_ احتیاط واجب است که مسجد را به طلا و صورت چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد زینت نکنند.
مسأله922_ اگر مسجد خراب هم شود نمی توانند آن را بفروشند، یا داخل ملک و جاده نمایند.
مسأْله923_ فروختن در و پنجره و چیزهای دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند، و چنانچه به درد آن مسجد نخورد، باید در مسجد دیگر مصرف شود، ولی اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد، می توانند آن را بفروشند و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد، و گرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند.
مسأله924_ ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشد، مستحب است و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد، می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند، بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده برای احتیاج مردم خراب کنند و بزرگتر بسازند.
مسأْله925_ تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ در آن مستحب است و کسی که می خواهد مسجد برود مستحب است خود را خوشبو کند، و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد، و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد، و موقع داخل شدن به مسجد، اول پای راست و موقع بیرون آمدن اول پای چپ را بگذارد، و همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر بیرون رود.
مسأْله926_ وقتی انسان وارد مسجد می شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند، و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند کافی است.
مسأْله927_ کراهت خوابیدن در هر مسجد غیر از قسمت هی اصلی مسجد الحرام محل تأمل است خصوصاً اگر انسان ناچار باشد، ولی اگر هتک مسجد باشد حرام است. و صحبت کردن در مسجد راجع به کارهای دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد مکروه است، و نیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد، و گمشده ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند، بلی بلند کردن صدا برای اذان یا درود بر پیغمبر و آل آن حضرت (ص) فرستادن مانعی ندارد.
مسأله928_ راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مکروه است و کسی که پیاز و سیر و مانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت می کند مکروه است به مسجد برود.
اذان و اقامه
مسأْله929_ برای مرد و زن مستحب است پیش از نمازهای واجب شبانه روزی (یومیه) اذان بگویند، و ترک اقامه سزاوار نیست بلکه احوط آوردن آن است خصوصاً برای نماز صبح و مغرب و جماعت، و برای نمازهای دیگر واجب یا مستحب مشروع نیست ولی پیش از نماز عیدین مستحب است سه مرتبه بگویند الصلاة. و در نمازهای واجب غیر یومیه مثل نماز آیات در صورتی که با جماعت بخوانند، بهتر است رجاء گفته شود.
مسأله930_ مستحب است در روز اولی که بچه به دنیا می آید، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند، و بهتر است که پیش از آنکه بند نافش بیفتد این کار را بکنند.
مسأله931_ اذان هیجده جمله است: الله اکبر چهار مرتبه، اشهد ان لااله الا الله، اشهد ان محمّداً رسول الله، حیّ علی الصّلاة، حیّ علی الفلاح، حیّ علی خیر العمل، الله اکبر، لا اله الا الله هر یک دو مرتبه، و اقامه هفده جمله است یعنی دو مرتبه الله اکبر از اوّل اذان و یک مرتبه لا اله الا الله از آخر کم می شود و بعد از گفتن حیّ علی خیر العمل باید دو مرتبه قد قامت الصّلاة اضافه نمود.
مسأْله932_ اشهد انّ علیّاً ولیّ الله جزء اذان و اقامه نیست، ولی خوب است بعد از اشهد انّ محمّداً رسول الله به قصد قربت گفته شود.
ترجمه اذان و اقامه
الله اکبر؛ یعنی خدای تعالی بزرگتر از آن است که وصف شود. اشهد ان لا اله الا الله؛ یعنی شهادت می دهم که خدایی سزاور پرستش نیست جز خدایی که یکتا و بی همتاست. اشهد انّ محمّداً رسول الله؛ یعنی شهادت می دهم که حضرت محمد بن عبدالله (ص) پیغمبر و فرستاده خدا است. اشهد انّ علیاً امیر المؤمنین ولی الله؛ یعنی شهادت می دهم که حضرت علی علیه الصّلاة و السّلام امیر مؤمنان و ولیّ خدا بر همه خلق است. حیّ علی الصّلاة؛ یعنی بشتاب به سوی نماز. حیّ علی الفّلاح؛ یعنی بشتاب برای رستگاری. حیّ علی خیرالعمل؛ یعنی بشتاب برای بهترین کارها که نماز است. قد قامت الصّلاة؛ یعنی به تحقیق نماز بر پا شد. لا اله الاّ الله؛ یعنی خدایی سزاوار پرستش نیست مگر خدایی که یکتا و بی همتا است.
مسأْله933_ بین جمله های اذان و اقامه باید خیلی فاصله نشود و اگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیندازد، باید دوباره آن را از سر بگیرد.
مسأْله934_ اگر در اذان و اقامه صدا در گلو بیندازد، چنانچه غنا شود، یعنی به طور آواز خوانی که در مجلس لهو و بازیگری معمول است اذان و اقامه را بگوید، حرام است، و اگر غنا نشود بهتر ترک است.
مسأْله935_ در دو نماز اذان مشروع نیست: اول نماز عصر در عرفات روز عرفه که روز نهم ذیحجه است و دوم نماز عشاء شب عید قربان، برای کسی که در مشعرالحرام باشد، و در این دو نماز در صورتی اذان ساقط می شود که با نماز قبلی هیچ فاصله نشود، یا بین آنها کمی فاصله باشد.
مسأله936_ اگر برای نماز جماعتی اذان و اقامه گفته باشند، کسی که با آن جماعت نماز می خواند، نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید.
مسأْله937_ اگر برای خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببیند جماعت تمام شده، تا وقتی که صف ها به هم نخورده و جمعیت متفرق نشده و برای نمازشان اذان و اقامه گفته شده می تواند برای نماز خود اذان و اقامه نگوید. بلکه احوط ترک است.
مسأله938_ در جایی که عده ای مشغول نماز جماعتند، یا نماز آنان تازه تمام شده و صف ها به هم نخورده است، اگر انسان بخواهد فرادی یا با جماعت دیگری که برپا می شود نماز بخواند، با شش شرط اذان و اقامه از او ساقط می شود: (اول) آنکه نماز جماعت در مسجد باشد، و اگر در مسجد نباشد، ساقط شدن اذان و اقامه معلوم نیست. لکن رجاء مانعی ندارد. (دوم) آنکه برای نماز، اذان و اقامه گفته شده باشد. (سوم) آنکه نماز جماعت باطل نباشد. ولی در جماعت اهل سنت سقوط قویّ است لکن موارد نقص را خود بگوید. (چهارم) آنکه نماز او و نماز جماعت در یک جا باشد، پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، اذان و اقامه ساقط نیست، (پنجم) آنکه نماز او و نماز جماعت هر دو اداء باشد. وگرنه رجاء عیبی ندارد. (ششم) آنکه وقت نماز او و نماز جماعت مشترک باشد، مثلاً هر دو نماز ظهر، یا هر دو نماز عصر بخوانند، یا نمازی که به جماعت خوانده می شود، نماز ظهر باشد و او نماز عصر بخواند یا او نماز ظهر بخواند و نماز جماعت نماز عصر باشد.
مسأْله939_ اگر در شرط سوم از شرط هایی که در مسأله پیش گفته شد شک کند، یعنی شک کند نماز جماعت صحیح بوده یا نه، اذان و اقامه از او ساقط است. ولی اگر در یکی از پنج شرط دیگر شک کند اذان و اقامه ساقط نیست.
مسأله940_ کسی که اذان دیگری را بشنود مستحب است هر قسمتی را که می شنود، بگوید. و بهتر است بجای حیّ علی ها (لا حول ولا قوة الا بالله) بگوید. و در اقامه بعید نیست مستحب باشد ولی بهتر است به جای قد قامت الصّلاة بگوید:
(اللّهم اَقمها و اَدِمْها واجْعَلنا مِنْ خیر صالحی اهلها عملاً)
مسأْله941_ کسی که اذان و اقامه دیگری را شنیده باشد، چه با او گفته باشد یا نه، در صورتی که بین آن اذان و اقامه و نمازی که می خواهد بخواند زیاد فاصله نشده باشد، می تواند برای نماز خود اذان و اقامه نگوید.
مسأْله942_ اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود، آیا اذان او ساقط می شود، و همچنین اگر قصد لذت نداشته باشد؟ اشکال دارد.
مسأْله943_ اذان و اقامه نماز جماعت را باید مرد بگوید، ولی در نماز جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگوید کافی است.
مسأله944_ اقامه باید بعد از اذان گفته شود، و نیز در اقامه معتبر است که در حال ایستادن و طهارت از حدث (با وضوء یا غسل یا تیمم) باشد. و رو به قبله بودن مستحب است.
مسأله945_ اگر کلمات اذان و اقامه را بدون ترتیب بگوید، مثلاً حیّ الفلاح را پیش از حیّ علی الصّلاة بگوید، باید از جایی که ترتیب به هم خورده دوباره بگوید.
مسأله946_ باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد، و اگر بین آنها به قدری فاصله دهد که اذانی را که گفته اذان این اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان را بگوید، و نیز اگر بین اذان و اقامه و نماز به قدری فاصله دهد که اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره برای آن نماز اذان و احتیاطاً اقامه را بگوید.
مسأله947_ اذان و اقامه باید به عربی گفته شود، پس اگر به عربی غلط بگوید یا به جای حرفی حرف دیگر بگوید، یا مثلاً ترجمه آن را به فارسی بگوید صحیح نیست.
مسأله948_ اذان و اقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً یا از روی فراموشی پیش از وقت بگوید باطل است. بلی اذان اعلام برای صبح پیش از آن نزدیک صبح مانعی ندارد.
مسأْله949_ اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته باید اذان را بگوید، ولی اگر مشغول اقامه شود و شک کند که اذان گفته، گفتن اذان لازم نیست.
مسأله950_ اگر در بین اذان یا اقامه پیش از آنکه قسمتی را بگوید شک کند که قسمت پیش از آن را گفته یا نه، باید قسمتی را که در گفتن آن شک کرده بگوید، ولی اگر در حال گفتن قسمتی از اذان یا اقامه شک کند که آنچه پیش از آن است گفته، گفتن آن لازم نیست.
مسأله951_ مستحب است انسان در موقع اذان گفتن، رو به قبله بایستد، و با طهارت باشد، و دست ها را به گوش بگذارد، و صدا را بلند نماید و بکشد، و بین جمله های اذان کمی فاصله دهد، و بین آنها حرف نزند.
مسأْله952_ مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آن را از اذان آهسته تر بگوید، و جمله های آن را به هم نچسباند، ولی به اندازه ای که بین جمله های اذان فاصله می دهد بین جمله های اقامه فاصله ندهد.
مسأله953_ مستحب است بین اذان و اقامه یک قدم بر دارد، یا قدری بنشیند، یا سجده کند، یا ذکر بگوید، یا دعا بخواند، یا قدری ساکت باشد، یا حرفی نزند، یا دو رکعت نماز بخواند، ولی حرف زدن بین اذان و اقامه نماز صبح و نماز خواندن بین اذان و اقامه نماز مغرب مستحب نیست.
مسأله954_ مستحب است کسی را که برای گفتن اذان معین می کنند عادل و وقت شناس و بینا و صدایش بلند باشد، و اذان را در جای بلند بگوید.
واجبات نماز
اشاره
واجبات نماز یازده چیز است: (اول) نیت. (دوم) قیام یعنی ایستادن. (سوم) تکبیرة الاحرام یعنی گفتن الله اکبر در اول نماز. (چهارم) رکوع. (پنجم) سجود. (ششم) قرائت. (هفتم) ذکر. (هشتم) تشهد. (نهم) سلام. (دهم) ترتیب. (یازدهم) موالات یعنی (پی در پی بودن اجراء نماز.)
مسأله955_ بعضی از واجبات نماز رکن است، یعنی اگر انسان آنها را بجا نیاورد عمداً باشد یا اشتباهاً نماز باطل می شود. و بعضی دیگر رکن نیست، یعنی اگر اشتباهاً کم گردد نماز باطل نمی شود. و رکن نماز پنج چیز است: (اول) نیّت، (دوم) تکبیرة الاحرام، (سوم) قیام متصل به رکوع، یعنی ایستادن پیش از رکوع، (چهارم) رکوع،
(پنجم) دو سجده از یک رکعت، و اما نسبت به زیادی در صورتی که عمدی باشد مطلقاً نماز باطل می شود، و در صورتی که از روی اشتباه باشد اگر زیادی در رکوع یا در دو سجده از یک رکعت باشد نماز باطل است، والا باطل نیست.
نیّت
مسأله956_ انسان باید نماز را به نیت قربت، یعنی برای انجام دادن فرمان خداوند عالم بجا آورد، و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند، یا مثلاً به زبان بگوید چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربة الی الله.
مسأله957_ اگر در نماز ظهر یا در نماز عصر نیت کند که چهار رکعت نماز می خوانم و معین نکند ظهر است یا عصر، نماز او باطل است، و نیز کسی که مثلاً قضای نماز ظهر بر او واجب است، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز را با قضاء یا نماز ظهر را بخواند، باید نمازی را که می خواند، در نیت معین کند.
مسأله958_ انسان باید از اول تا آخر نماز به نیت خود باقی باشد، پس اگر در بین نماز به طوری غافل شود که اگر بپرسند چه می کنی؟ نداند چه بگوید، آنچه را که از روی غفلت آورده زائد است و اگر قبل از فوت موالات آنها را بیاورد و رکنی کم یا زیاد نشده باشد می تواند نماز خود را کامل کرده صحیح باشد.
مسأله959_ انسان باید فقط برای انجام امر خداوند عالم نماز بخواند. پس کسی که ریا کند یعنی برای نشان دادن به مردم نماز بخواند نمازش باطل است، خواه فقط برای مردم باشد، یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد. ولی در این مسأله و صدر مسأله بعدی اگر ریا از روی سهو یا فراموشی در اجزاء غیر رکنی باشد و آن جزء یا اجزاء را دوباره به قصد قربت بیاورد نماز صحیح است.
مسأله960_ اگر قسمتی از نماز را هم برای غیر خدا بجا آورد، نمازش باطل است، بلکه اگر نماز را برای خدا بجا آورد ولی برای نشان دادن به مردم در جای مخصوصی مثل مسجد، یا در وقت مخصوصی مثل اول وقت یا به طرز مخصوصی مثلاً با جماعت نماز بخواند نمازش باطل است. و بنا بر احتیاط اگر جزء مستحبی را نیز مثل قنوت برای غیر خدا بجا آورد نمازش باطل می باشد.
تکبیرة الاحرام
مسأله961_ گفتن الله اکبر در اول هر نماز واجب و رکن است و باید حروف الله و حروف اکبر و دو کلمه الله و اکبر را پشت سر هم بگوید و نیز باید این دو کلمه به عربی صحیح گفته شود و اگر به عربی غلط بگوید، یا مثلاً ترجمه آن را به فارسی بگوید صحیح نیست. و هم چنین تبدیل (الله) به (الرحمن) یا کلمه دیگری و تبدیل (اکبر) به (اعظم) و مانند آن صحیح نیست.
مسأْله962_ احتیاط واجب است که تکبیرة الاحرام نماز را به چیزی که پیش از آن می خواند، مثلاً به اقامه یا به دعایی که پیش از تکبیر می خواند وصل نکند و نیز بعد از کلمه (الله) (تعالی) (جلّ شأنه) (سبحانه) و امثال این کلمات را نگوید و اکبر را بدون الف و لام گفته و من ان یوصف، یا من کلّ شی ء به آن اضافه نکند.
مسأْله963_ اگر بخواهد الله اکبر را به چیزی که بعد از آن می خواند مثلاً به بسم الله الرحمن الرحیم وصل کند، باید (راء) اکبر را پیش بدهد، ولی احتیاط واجب است که در نماز واجب وصل نکند.
مسأله964_ موقع گفتن تکبیرة الاحرام باید بدن آرام باشد، و اگر عمداً در حالی که بدنش حرکت دارد، تکبیرة الاحرام را بگوید باطل است.
مسأله965_ تکبیر و حمد و سوره و ذکر و دعا را باید طوری بخواند که خودش بشنود، و اگر به واسطه سنگینی یا کری گوش یا سر و صدای زیاد نمی شنود، باید طوری بگوید که اگر مانعی نباشد بشنود.
مسأله966_ کسی که لال است یا زبان او مرضی دارد که نمی تواند الله اکبر را بگوید باید به طوری که می تواند بگوید، و اگر هیچ نمی تواند بگوید، بنا بر احتیاط باید در قلب خود بگذارند، و برای تکبیر با انگشت دست خود اشاره کند و زبانش را هم اگر می تواند حرکت دهد.
مسأْله967_ گفته اند مستحب است بعد از تکبیرة الاحرام بگوید: «یا مُحْسِنُ قَدْ اَتاکَ الْمُسیءُ وَ قَدْ اَمَرْتَ الْمُحْسِنَ اَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسیء، اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ اَنَا الْمُسیءُ بَحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی». یعنی ای خدایی که به بندگان احسان می کنی، بنده گنه کار به در خانه تو آمده و تو امر کرده ای که نیکوکار از گناه کار بگذرد، تو نیکوکاری و من گناه کار، به حق محمد و آل محمد رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدی هایی که می دانی از من سر زده بگذر. ولی بهتر است قبل از تکبیرة الحرام دعا خوانده شود.
مسأله968_ مستحب است موقع گفتن تکبیر اول نماز و تکبیرهای بین نماز دست ها را تا مقابل گوش ها یا مقابل صورت یا تا نزدیک صورت بالا ببرد.
مسأله969_ اگر شک کند که تکبیرةالاحرام را گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی از قرائت یا استعاذه شده، به شک خود اعتنا نکند، گرچه احتیاط است که داخل قرائت شده باشد. و اگر داخل استعاذه شده نماز را تمام کند دوباره بیاورد و یا تکبیر را مردد بین احرام و ذکر بگوید (که اگر داخل نماز نشده تکبیرةالاحرام وگرنه ذکر مطلق باشد) و اگر چیزی نخوانده، باید تکبیر را بگوید.
مسأْله970_ اگر بعد از گفتن تکبیرةالاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه، چه مشغول خواندن چیزی شده باشد یا نه به شک خود اعتناء نکند. گر چه مستحب است بعد از اتمام نماز آن را اعاده نماید.
قیام (ایستادن)
مسأله971_ قیام در موقع گفتن تکبیرةالاحرام و قیام پیش از رکوع که آن را قیام متصل به رکوع می گویند رکن است، و این حکم در قیام متصل به رکوع احتیاط لازم است. ولی قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع رکن نیست، و اگر کسی آن را از روی فراموشی ترک کند، نمازش صحیح است.
مسأله972_ واجب است پیش از گفتن تکبیر و بعد از آن مقداری بایستد تا یقین کند که تکبیر را در حال ایستادن گفته است.
مسأله973_ اگر بعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید که رکوع نکرده، باید بایستد و به رکوع رود، و اگر بدون اینکه بایستد به حال خمیدگی به رکوع برگردد، چون قیام متصل به رکوع را بجا نیاورده بنا بر احتیاط واجب نماز او باطل است.
مسأله974_ موقعی که برای تکبیرةالاحرام یا قرائت ایستاده است، باید بدن را حرکت ندهد و به طرفی خم نشود، و بنا بر احتیاط در حال اختیار به جایی یا چیزی تکیه نکند، ولی اگر از روی ناچاری باشد اشکال ندارد.
مسأله975_ اگر موقعی که ایستاده، و مشغول قرائت حمد یا سوره یا خواندن اذکار واجبه است، از روی فراموشی بدن را حرکت دهد، یا به طرفی خم شود، یا به جایی تکیه کند اشکال ندارد. ولی بهتر بلکه احتیاط اعاده آنچه که در حال حرکت خوانده به قصد قربت مطلقه است.
مسأله976_ احتیاط است که در موقع ایستادن، هر دو پا روی زمین باشد، ولی لازم نیست سنگینی بدن روی هر دو پا باشد، و اگر روی یک پا هم باشد اشکال ندارد.
مسأْله977_ کسی که می تواند درست بایستد، اگر پاها را خیلی گشاد بگذارد که ایستادن بر او صدق نکند نمازش باطل است.
مسأله978_ موقعی که انسان در نماز مشغول خواندن چیزی از اذکار واجب است باید بدنش آرام باشد. بلکه بنا بر احتیاط در اذکار مستحبه نیز که در نماز وارد شده، و هنگامی که می خواهد کمی جلو یا عقب رود یا کمی بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد، باید چیزی از اذکار واجب را نگوید.
مسأله979_ اگر در حال حرکت بدن ذکر مستحبی بگوید، مثلاً موقع رفتن به رکوع یا رفتن به سجده تکبیر بگوید، نمازش صحیح است مگر تکبیر مخصوص که قبل از رفتن به رکوع و قبل از رفتن به سجده وارد شده که احتیاط مراعات آرامش بدن است. و (بحول الله وقوّته اقوم و اقعد) را که مستحب است، باید در حال برخاستن بگوید.
مسأله980_ حرکت دادن دست و انگشتان کم و مختصر در موقع خواندن حمد یا سوره یا سایر اذکار اشکال ندارد. اگرچه احتیاط مستحب است آنها را هم حرکت ندهد.
مسأله981_ اگر موقع خواندن حمد و سوره، یا خواندن تسبیحات بی اختیار به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود، احتیاط است که بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حرکت خوانده دوباره بخواند.
مسأله982_ اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود، باید بنشیند، و اگر از نشستن هم عاجز شود، باید بخوابد، ولی تا بندنش آرام نگرفته باید چیزی از ذکرهای واجب را نگوید. و همچنین است ذکرهای مستحب که در جای مخصوص وارد شده به جز (بحول الله). ولی اکتفاء نمودن به این نماز مشروط به استمرار عذر در تمام وقت است.
مسأله983_ تا انسان می تواند ایستاده نماز بخواند، نباید بنشیند، مثلاً کسی که در موقع ایستادن بدنش حرکت می کند، یا مجبور است به چیزی تکیه دهد یا بدنش را مختصری کج کند، باید هر طوری که می تواند ایستاده نماز بخواند، ولی اگر به هیچ قسم نتواند بایستد، باید راست بنشیند و نشسته با آرامش بدن نماز بخواند.
مسأله984_ تا انسان می تواند بنشیند نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند باید هر طوری که می تواند بنشیند و اگر هیچ قسم نمی تواند بنشیند باید به طوری که در احکام قبله گفته شده به پهلوی راست بخوابد، و اگر نمی تواند به پهلوی چپ بخوابد، و اگر آن هم ممکن نیست به پشت بخوابد، به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.
مسأله985_ کسی که نشسته نماز می خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد، و رکوع را ایستاده بجا آورد، باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود، و اگر نتواند، باید رکوع را هم نشسته بجا آورد.
مسأله986_ کسی که خوابیده نماز می خواند، اگر در بین نماز بتواند بنشیند باید مقداری را که می تواند نشسته بخواند و نیز اگر می تواند بایستد باید مقداری را که می تواند، ایستاده بخواند، ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از اذکار واجب را نخواند. و همچنین اذکار مستحب که در مسئله 978 اشاره شد و همچنین در مسأله بعدی.
مسأله987_ کسی که نشسته نماز می خواند اگر در بین نماز بتواند بایستد، باید مقداری را که می تواند ایستاده بخواند. ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از ذکرهای واجب را نخواند.
مسأله988_ کسی که می تواند بایستد اگر بترسد که به سبب ایستادن مریض شود یا ضرری به او برسد، می تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، می تواند خوابیده نماز بخواند.
مسأله989_ اگر انسان احتمال بدهد که آخر وقت می تواند ایستاده نماز بخواند، بهتر بلکه احتیاط است نماز را تاخیر بیندازد. پس اگر نتوانست بایستد در آخر وقت مطابق وظیفه اش نماز را بجا آورد، و در صورتی که اول وقت نماز را خواند و در آخر وقت قدرت بر ایستادن حاصل نمود، باید نماز را دوباره ایستاده بجا آورد. و هم چنین است حکم کسی که خوابیده رو به قبله نماز می خواند اگر احتمال دهد که بتواند به سمت راست یا چپ یا نشسته نماز بخواند. به طور کلّی هر مرتبه پائین نسبت به مرتبهی بالا.
مسأله990_ مستحب است در حال ایستادن بدن را راست نگهدارد و شانه ها را پائین بیندازد. و دست ها را روی ران ها مقابل زانوها بگذارد، و انگشتان دست ها را به هم بچسباند، و جای سجده را نگاه کند، و سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد، و با خضوع و خشوع باشد، و پاها را پس و پیش نگذارد، و اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله دهد، و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.
قرائت
مسأله991_ در رکعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه، انسان باید اول حمد و بعد از آن _ بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد_ یک سوره تمام معین کرده بخواند، و سوره والضحی و الم نشرح و همچنین سوره فیل و لایلاف در نماز یک سوره حساب می شود. و احتیاط لازم خواندن بسم الله الرحمن الرّحیم علاوه از خواندن برای سورهی اوّل برای هر یک سوره از 2 سوره بعدی است.
مسأله992_ اگر وقت نماز تنگ باشد یا انسان ناچار شود که در تمام وقت سوره را نخواند، مثلاً بترسد که اگر سوره را بخواند، دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند، یا مریض است، یا برای کاری لازم عجله دارد. و در غیر 2 مورد اخیر نباید سوره را بخواند. و در مورد مرض اولی و احوط مراعات مشقّت است و گر نه باید سوره خوانده شود.
مسأله993_ اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباهاً بخواند و در بین آن یا بعد یادش بیاید، باید سوره را رها کند، و بعد از خواندن حمد، همان سوره یا سوره دیگری را از اول بخواند.
مسأله994_ اگر حمد و سوره یا یکی از آنها را فراموش کند، و بعد از رسیدن به رکوع یادش آید، نمازش صحیح است.
مسأله995_ اگر پیش از آنکه برای رکوع خم شود، یادش آمد که حمد و سوره را نخوانده، باید بخواند. و اگر یادش آمد سوره را نخواندهباید فقط سوره را بخواند، ولی اگر بداند حمد تنها را نخوانده، باید اول حمد بعد از آن دوباره سوره را بخواند. و نیز اگر خم شود و پیش از آنکه به حدّ رکوع برسد، یادش آید که حمد و سوره یا سوره تنها یا حمد تنها را نخوانده، باید بایستد و به همین دستور عمل نماید.
مسأله996_ اگر در نماز واجب یکی از چهار سوره ای که آیه سجده دارد در مسأله (362) گفته شد عمداً بخواند، و سجده تلاوت نکند بنا بر احتیاط نمازش باطل است. و با سجده تلاوت قطعاً نماز باطل می شود.
مسأله997_ اگر اشتباهاً در نماز واجب مشغول خواندن سوره ای شود که سجده واجب دارد و پیش از رسیدن به آیه سجده باید سوره را رها کرده سوره ای که سجده واجب ندارد بخواند. و چنانچه بعد از خواندن آیه سجره یادش آمد. احتیاطاً به سجده اشاره نموده سوره را تمام کند و سجده تلاوت را بعد از نماز بجا آورد.
مسأله998_ اگر در نماز واجب آیه سجده را گوش دهد نمازش صحیح است، و بنا بر احتیاط به سجده اشاره نماید و بعد از نماز سجده آن را بجا آورد.
مسأله999_ خواندن سوره ای که سجده واجب دارد یا خواندن خود آیه سجده در نمازهای نافله مانعی ندارد و بعد از خواندن آیه سجده سجده تلاوت را می آورد و نماز را تمام می کند.
مسأله1000_ در نماز مستحب خواندن سوره لازم نیست، اگرچه آن نماز به سبب نذر کردن واجب شده باشد، ولی در بعضی از نمازهای مستحبی مثل نماز وحشت که سوره مخصوصی وارد شده، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند.
مسأله1001_ در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره منافقون را بخواند و اگر مشغول یکی از اینها شود، بنا بر احتیاط واجب نمی تواند آن را رها کند و سوره دیگر را بخواند. و نیز مستحب است در نماز صبح و عصر روز جمعه آن دو سوره را بخواند.
مسأله1002_ اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره (قل هو الله احد) یا سوره (قل یا ایها الکافرون) شود نمی تواند آن را رها کند و سوره دیگر را بخواند، ولی در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روی فراموشی به جای سوره جمعه و منافقین یکی از آن دو سوره را بخواند می تواند آن را رها کند و سوره جمعه و منافقون را بخواند و احتیاط است که بعد از تجاوز نصف رها ننماید. گرچه جواز بعید نیست.
مسأله1003_ اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمداً سوره (قل هو الله احد) یا سوره (قل یا ایها الکافرون) بخواند، اگرچه به نصف نرسیده باشد، بنا بر احتیاط نمی تواند رها کند و سوره جمعه و منافقون را بخواند. ولی بعید نیست جایز باشد.
مسأله1004_ اگر در نماز واجب، غیر سوره (قل هو الله احد) و (قل یا ایها الکافرون) سوره دیگری بخواند، تا به نصف نرسیده می تواند رها کند و سوره دیگر بخواند. و بنا بر احتیاط در ما بین نصف و دو ثلث رها نکند و پس از اینکه به دو ثلث رسید رها کردن آن و عدول به سوره دیگر جائز نیست.
مسأله1005_ اگر مقداری از سوره را فراموش کند، یا از روی ناچاری مثلاً به واسطه تنگی وقت یا به جهت دیگر نشود آن را تمام نماید می تواند آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند، اگرچه از دو ثلث هم گذشته باشد یا سوره ای می خوانده (قل هو الله احد) یا (قل یا ایها الکافرون) باشد.
مسأله1006_ بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.
مسأله1007_ مرد باید در نماز صبح و مغرب و عشاء مواظب باشد که تمام کلمات حمد و سوره حتی حرف آخر آنها را بلند بخواند.
مسأْله1008_ زن می تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند و یا آهسته بخواند، ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود، بنا بر احتیاط آهسته بخواند.
مسأله 1009_ اگر در جایی که باید نماز را بلند بخواند، عمداً آهسته بخواند، یا در جایی که باید آهسته بخواند عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است. ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره هم بداند اشتباه کرده، لازم نیست مقداری را که خوانده دوباره بخواند.
مسأْله1010_ اگر کسی در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صدایش را بلند کند، مثل آنکه آنها را با فریاد بخواند، نمازش باطل است.
مسأله1011_ انسان باید نماز را یاد بگیرد که غلط نخواند، و کسی که به هیچ قسم نمی تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید به هر طور که می تواند بخواند و احتیاط مستحب است که نماز را به جماعت بجا آورد. و حکم لال و گنگ در مسأْله 966 گذشت.
مسأله1012_ کسی که حمد و سوره و چیزهایی دیگر نماز را به خوبی نمی داند و می تواند یاد بگیرد چنانچه وقت نماز وسعت دارد، باید یاد بگیرد، و اگر وقت تنگ است، در صورتی که ممکن باشد، باید نمازش را به جماعت بخواند. و اگر جماعت میسّر نشد هر اندازه که از سوره حمد را می داند بخواند و احتیاطاً به اندازه باقی حمد، همان قدر را تکرار کند. یا از جای دیگر قرآن بخواند. وگرنه تکبیر نماز را گفته و به اندازه حمد تسبیح بگوید و احتیاط است تسبیحات اربع را بخواند و اگر سوره را نمی داند وجوب آن ساقط است.
مسأله1013_ مزد نگرفتن برای یاد دادن واجبات نماز بهتر بلکه احتیاط است و مزد گرفتن برای یاد دادن مستحبات آن بدون اشکال جایز است.
مسأله1014_ اگر یکی از کلمات حمد یا سوره را نداند، یا عمداً آن را نگوید یا به جای حرفی حرف دیگر بگوید، مثلاً بجای (ض) (ظ) بگوید یا جایی که باید بدون زیر و زبر خوانده شود، زیر و زبر بدهد، یا جایی را که نباید تشدید بگوید، تشدید دهد، نماز او باطل است. و اگر از روی فراموشی باشد، نماز صحیح است، مگر آنکه وقت تدارک آن باقی باشد که باید آن را صحیح بیاورد.
مسأله1015_ اگر انسان کلمه ای را یاد گرفته صحیح بداند و در نماز همانطور بخواند، و بعد بداند غلط خوانده اگر مردّد نبوده مقصّر نباشد، لازم نیست دوباره نماز را بخواند.
مسأله1016_ اگر زیر و زبر کلمه ای را نداند، یا نداند مثلاً کلمه ای به (س) است یا به (ص) باید یاد بگیرد، و چنانچه دو جور یا بیشتر بخواند مثل آنکه در (اهدنا الصراط المستقیم) صراط را یک مرتبه با سین و یک مرتبه با صاد بخواند، بعضی گفته اند نمازش باطل است. لکن در مورد صراط بعید نیست به هر دو جور صحیح باشد خصوصاً اگر رجاء باشد. ولی اگر آن کلمه ای را که دو جور خوانده از اذکار باشد، و غلط خواندنش از ذکر بودن خارجش نکند و در صحیح آن قصد جزئیت و در غلط آن قصد ذکر را داشته، نمازش صحیح است.
مسأله1017_ اگر در کلمه ای واو باشد و حرف قبل از واو در آن کلمه پیش داشته باشد، و حرف بعد از واو درآن کلمه همزه باشد، مثل کلمه (سوء) بهتر است آن واو را مد بدهد یعنی آن را بکشد، و همچنین اگر در کلمه ای (الف) باشد و حرف قبل از الف در آن کلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از الف در آن کلمه همزه باشد مثل (جاء) باید الف آن را بکشد. و نیز اگر در کلمه ای (ی) باشد و حرف پیش از (ی) در آن کلمه زیر داشته باشد و حرف بعد از (ی) در آن کلمه همزه باشد مثل (جیءَ) بهتر است (ی) را با مد بخواند و اگر بعد از این حروف (واو و الف و یا) به جای همزه حرفی باشد که ساکن است یعنی زیر و زبر و پیش ندارد، بهتر است این سه حرف را با مد بخواند، مثلاً در (ولاالضالین) که بعد از الف، حرف لام ساکن است، بهتر است الف آن را با مد بخواند، و چنانچه به دستوری که گفته شد رفتار نکند، احتیاط مستحبّ است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند. و اگر حرف بدون کشیدن اداء نشود اعاده لازم است.
مسأله1018_ احتیاط واجب است که در نماز، وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید، و معنای وقف به حرکت آن است که زیر یا زبر یا پیش آخر کلمه ای را بگوید، و بین آن کلمه و کلمه بعدش فاصله دهد، مثلاً بگوید: الرحمن الرحیم و میم الرحیم را زیر بدهد، و بعد قدری فاصله دهد و بگوید مالک یوم الدین. و معنای وصل به سکون آن است که زیر یا زبر یا پیش کلمه ای را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعد وصل کند، مثل آنکه بگوید الرحمن الرحیم و میم الرحیم را زیر ندهد و فوراً مالک یوم الدین را بگوید.
مسأْله1019_ در رکعت سوم و چهارم نماز می تواند فقط یک حمد بخواند، یا یک مرتبه تسبیحات اربع بگوید، یعنی یک مرتبه بگوید: (سبحان الله و الحمدلله و لا اله الّا الله و الله اکبر) و بهتر بلکه احتیاط است که سه مرتبه بگوید، و می تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید، و در نماز فرادی بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات بخواند. و برای ماموم در نمازهای جهریه احوط لزومی اختیار تسبیحات است.
مسأله1020_ در تنگی وقت باید تسبیحات اربع را یک مرتبه بگوید.
مسأله1021_ بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد یا تسبیحات را آهسته بخوانند.
مسأله1022_ اگر در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنا بر احتیاط باید بسم الله آن را هم آهسته بگوید.
مسأله1023_ کسی که نمی تواند تسبیحات را یاد بگیرد یا درست بخواند باید در رکعت سوم و چهارم حمد بخواند.
مسأْله1024_ اگر در دو رکعت اول نماز به خیال اینکه دو رکعت آخر است تسبیحات بگوید، چنانچه پیش از رکوع دانست، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع یا بعد از رکوع بداند، نمازش صحیح است.
مسأْله1025_ اگر در دو رکعت آخر نماز به خیال اینکه در دو رکعت اول است حمد بخواند یا در دو رکعت اول نماز با اینکه گمان می کرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند، چه پیش از رکوع بداند چه بعد از آن نمازش صحیح است. و اگر قصد خصوصیت داشته احتیاطاً پیش از رکوع وظیفه فعلی خود را انجام دهد.
مسأله1026_ اگر در رکعت سوم یا چهارم می خواست حمد بخواند تسبیحات به زبانش آمد، یا می خواست تسبیحات بخواند حمد به زبانش آمد باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند، ولی اگر عادتش خواندن چیزی بوده که به زبانش آمده، می تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح است.
مسأْله1027_ کسی که عادت دارد، در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند، اگر از عادات خود غفلت نماید و به قصد اداء وظیفه مشغول خواندن حمد شود کفایت می کند، و لازم نیست دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند.
مسأله1028_ در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات استغفار کند، مثلاً بگوید (استغفرالله ربّی و اتوب الیه) یا بگوید (اللّهم اغفرلی) و اگر نماز گزار پیش از خم شدن برای رکوع شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده، باید حمد یا تسبیحات را بخواند. و اگر مشغول گفتن استغفار یا بعد از فراغ از آن باشد، احتیاط است یکی از آن دو را بیاورد.
مسأله1029_ اگر در رکوع رکعت سوم یا چهارم شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده، باید به شک خود اعتنا نکند. و اگر پیش از رسیدن به حد رکوع شک کند لازم است برگردد و حمد یا تسبیحات را بخواند.
مسأله1030_ هرگاه شک کند که آیه یا کلمه ای را درست گفته یا نه، مثلاً شک کند که قل هو الله احد را درست گفته، می تواند به شک خود اعتناء نکند، ولی اگر احتیاطاً آن آیه یا کلمه را دوباره به طور صحیح بگوید اشکال ندارد. و اگر چند مرتبه هم شک کند، می تواند چند بار بگوید اما اگر به وسواس برسد و باز هم بگوید، بنا بر احتیاط نمازش را دوباره بخواند.
مسأله1031_ گفته اند مستحب است در رکعت اول، پیش از خواندن حمد بگوید: 1_ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم). 2_ و در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر بسم الله را بلند بگوید. 3_ و حمد و سوره را شمرده بخواند، 4_ و در آخر هر آیه وقف کند، یعنی آن را به آیه بعد وصل نکند. 5_ و در حال خواندن حمد و سوره به معنای آیه توجه داشته باشد. 6_ و اگر نماز را به جماعت می خواند بعد از تمام شدن حمد امام، و اگر فرادی می خواند یا امام جماعت است، بعد از آنکه حمد خودش تمام شد، بگوید (الحمدلله ربّ العالمین). 7_ و بعد از خواندن سوره قل هو الله احد، یک یا دو یا سه مرتبه (کذلک الله ربّی) یا سه مرتبه (کذلک الله ربّنا) بگوید، 8_ و بعد از خواند سوره کمی صبر کند، بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید، یا قنوت بخواند. ولی در دلیل بعضی از این مستحبات تامل است و رجاء مانعی ندارد.
مسأله1032_ مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول، سوره انا انزلناه و در رکعت دوم سوره قل هو الله احد را بخواند.
مسأله1033_ مستحب است نمازهای نافله روز را آهسته و نمازهای نافله شب را بلند بخواند و نافله صبح حسب ظاهر پاره ای روایات حکم نافله شب را دارد.
مسأله1034_ مکروه است در تمام نمازهای یک شبانه روز سوره قل هو الله احد را نخواند.
مسأله1035_ خواندن سوره قل هو الله احد به یک نفس مکروه است.
مسأله1036_ سوره ای را که در رکعت اول خوانده مکروه است در رکعت دوم بخواند. ولی اگر سوره (قل هو الله احد) را در هر رکعت بخواند مکروه نیست.
رکوع
مسأله1037_ در هر رکعت از نمازهای شبانه روزی و نمازهای مستحب لازم است رکوع کند و در نماز آیات هر رکعت 5 رکوع دارد و در رکوع هر نماز بعد از قرائت باید به اندازه ای خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد، و این عمل را رکوع می گویند، و خم شدن تا رسیدن سر انگشتان به زانو کافی است.
مسأله1038_ اگر به اندازه رکوع خم شود، ولی دست ها را به زانو نگذارد اشکال ندارد.
مسأله1039_ هرگاه رکوع را به طور غیر معمول بجا آورد، مثلاً به چپ یا راست خم شود، اگرچه دست های او به زانو برسد، صحیح نیست.
مسأله1040_ خم شدن باید به قصد رکوع باشد، پس اگر به قصد کار دیگری مثلاً برای کشتن جانوری خم شود، نمی تواند آن را رکوع حساب کند، بلکه باید بایستد و دوباره برای رکوع خم شود، و با این عمل، رکن زیاد نشده و نماز باطل نمی شود.
مسأله1041_ کسی که دست یا زانوی او با دست و زانوی دیگران فرق دارد، مثلاً دستش خیلی بلند است که اگر کمی خم شود به زانو می رسد یا زانوی او پائین تر از مردم دیگر است که باید خیلی خم شود تا دستش به زانو برسد، یا دستش کوتاه است باید به اندازه معمول خم شود.
مسأله1042_ کسی که نشسته رکوع می کند، باید به قدری خم شود که صورتش مقابل زانوها برسد، و بهتر است به قدری خم شود که صورت نزدیک جای سجده برسد. ولی ظاهراً کفایت خم شدن تا مقداری مساوی با خم شدن از حال ایستاده برای رکوع است.
مسأله1043_ در رکوع ذکر واجب و بهتر است در حال اختیار در رکوع، سه مرتبه (سبحان الله) یا یک مرتبه (سبحان ربّی العظیم و بحمده) بگوید و ظاهر این است که گفتن هر ذکری که به این مقدار باشد کفایت می کند. ولی در تنگی وقت و در حال ناچاری گفتن یک (سبحان الله) کافی است.
مسأله1044_ ذکر رکوع باید دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود و مستحب است آن را سه یا پنج یا هفت مرتبه بلکه بیشتر بگویند.
مسأله1045_ در رکوع باید به مقدار ذکر واجب، بدن آرام باشد و در ذکر مستحب هم آرام بودن بدن در صورتی که قصد خصوصیت نماید احوط است.
مسأله1046_ اگر در حالی که ذکر واجب رکوع را می گوید، بی اختیار به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود، احتیاط لازم است که بعد از آرام گرفتن بدن دوباره ذکر را بگوید، ولی اگر کمی حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود، یا انگشتان را حرکت دهد ضرری ندارد.
مسأله1047_ اگر پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد عمداً ذکر رکوع را بگوید، نمازش باطل است.
مسأله1048_ اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بر دارد نمازش باطل است، و اگر سهواً سر بر دارد، چنانچه پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود، یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده، باید در حال آرامی بدن ذکر را بگوید، و اگر بعد از آن از حال رکوع خارج شد یادش بیاید نمازش صحیح است.
مسأله1049_ اگر نتواند به مقدار ذکر در رکوع بماند، احتیاط واجب است که بقیه آن را در حال برخاستن بگوید، و بعید نیست بتواند به گفتن یک مرتبه سبحان الله اکتفا کند.
مسأله1050_ اگر به سبب مرض و مانند آن در رکوع آرام نگیرد، نمازش صحیح است، ولی باید پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود، ذکر واجب را به نحوی که گذشت بگوید.
مسأله1051_ هرگاه نتواند به اندازه رکوع خم شود، باید به چیزی تکیه دهد و رکوع کند، و اگر موقعی هم که تکیه داده نتواند به طور معمول رکوع کند بنا بر احتیاط باید به هر اندازه می تواند خم شود و اشاره به رکوع نیز بنماید، و اگر هیچ نتواند خم شود، باید برای رکوع با سر اشاره نماید، و رکوع نشسته در نماز دیگری بنا بر احتیاط ترک نشود و اگر نتواند، همان ایستادن و اشاره با سر به جای رکوع کافی است.
مسأْله1052_ کسی که برای رکوع باید با سر اشاره کند اگر نتواند با سر اشاره کند، باید به نیت رکوع چشم ها را هم بگذارد و ذکر آن را بگوید و به نیت برخاستن از رکوع، چشم ها را باز کند، و اگر از این هم عاجز است بنا بر احتیاط در قلب خود نیت رکوع کند و ذکر آن را بگوید.
مسأله1053_ کسی که نمی تواند ایستاده رکوع کند، ولی برای رکوع می تواند در حالی که نشسته است خم شود، باید ایستاده نماز بخواند، و برای رکوع با سر اشاره نماید، و احتیاط است که نماز دیگری هم بخواند و موقع رکوع آن بنشیند و برای رکوع خم شود. همانگونه که در مسأله (1051) گذشت.
مسأله1054_ اگر بعد از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن سر بر دارد دو مرتبه به اندازه رکوع خم شود، نمازش باطل است.
مسأله1055_ بعد از تمام شدن ذکر رکوع، باید راست بایستد و بعد از آنکه بدن آرام گرفت به سجده رود، و اگر عمداً پیش از ایستادن، یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل است.
مسأله1056_ اگر رکوع را فراموش کند، و پیش از آنکه به سجده برسد یادش بیاید باید بایستد بعد به رکوع رود، و چنانچه به حالت خمیدگی به رکوع برگردد نمازش بنا بر احتیاط واجب باطل است.
مسأله1057_ اگر بعد از آنکه پیشانی به زمین رسید، یادش بیاید که رکوع نکرده، لازم است برگردد و رکوع را بعد از ایستادن بجا آورد، و در صورتی که در سجده دوم یادش بیاید نمازش باطل است.
مسأله1058_ مستحب است پیش از رفتن به رکوع در حالی که راست ایستاده تکبیر بگوید و در آن حال دست ها را تا برابر صورت بالا برد. و در رکوع زانوها را به عقب دهد، و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بکشد و مساوی پشت نگهدارد. و بین دو قدم را نگاه کند، و پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد، و بعد از آنکه از رکوع برخاست و راست ایستاد، در حال آرامی بدن بگوید (سمع الله لمن حمده).
مسأله1059_ مستحب است در رکوع زن ها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.
سجود
اشاره
مسأله1060_ نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب بعد از رکوع دو سجده کند، و سجده آن است که پیشانی را به قصد خضوع به زمین بگذارد و در حال سجده در نماز واجب است که کف دو دست با تمام انگشتان و دو زانو و دو انگشت بزرگ پاها را بر زمین بگذارد. و بهتر است به اندازهی یک بند انگشت پیشانی را بر سجده گاه بگذارد و هم چنین کاسه زانو را بر زمین بنهد.
مسأله1061_ دو سجده روی هم یک رکن است، و اگر کسی در نماز واجب عمداً یا از روی فراموشی در یک رکعت هر دو را ترک کند، یا دو سجده دیگر به آنها اضافه نماید، نمازش باطل است.
مسأله1062_ اگر عمداً یک سجده کم یا زیاد کند، نمازش باطل می شود. اگر سهواً باشد حکم آن بعداً گفته خواهد شد.
مسأله1063_ اگر پیشانی را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد، سجده نکرده است، اگرچه جاهای دیگر به زمین برسد، ولی اگر پیشانی را به زمین بگذارد و سهواً جاهای دیگر را به زمین نرساند، یا سهواً ذکر نگوید سجده صحیح است.
مسأله1064_ ذکر در سجده واجب و بهتر است در حال اختیار در سجده سه مرتبه (سبحان الله) یا یک مرتبه (سبحان ربّی الاعلی و بحمده) بگوید، و باید این کلمات دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود، و ظاهر این است گفتن هر ذکری که به این مقدار باشد کفایت می کند. و مستحب است (سبحان ربّی الاعلی و بحمده) را سه مرتبه یا پنج یا هفت مرتبه یا بیشتر بگوید.
مسأله1065_ در سجود باید به مقدار ذکر واجب، بدن آرام باشد و موقع گفتن ذکر مستحب هم با قصد خصوصیت آرام بودن بدن احوط است.
مسأله1066_ اگر پیش از آنکه پیشانی به زمین برسد و بدن آرام گیرد عمداً ذکر سجده را بگوید و به همان اکتفاء کند، یا پیش از تمام شدن ذکر عمداً سر از سجده بر دارد نماز باطل است.
مسأله1067_ اگر پیش از آنکه پیشانی به زمین برسد سهواً ذکر سجده را بگوید، و پیش از آنکه سر از سجده بر دارد، بداند اشتباه کرده است، باید دوباره در حال آرام بودن بدن ذکر را بگوید.
مسأله1068_ اگر بعد از آنکه سر از سجده برداشت، دانست پیش از آنکه ذکر سجده تمام شود سر برداشته، نمازش صحیح است.
مسأله1069_ اگر موقعی که ذکر سجده را می گوید، یکی از هفت عضو را عمداً از زمین بردارد، نماز باطل می شود، ولی موقعی که مشغول گفتن ذکر نیست اگر غیر پیشانی جاهای دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد اشکال ندارد.
مسأله1070_ اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده، سهواً پیشانی را از زمین بر دارد نمی تواند دوباره به زمین بگذارد، و باید آن را یک سجده حساب کند، ولی اگر جاهای دیگر را سهواً از زمین بر دارد، باید دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.
مسأله1071_ بعد از تمام شدن ذکر سجده اول، باید راست بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره به سجده رود.
مسأله1072_ جای پیشانی نماز گزار باید از جای سر انگشتان پای او و همچنین بنا بر احتیاط اگر اقوی نباشد از جای زانوهای او (و این احتیاط در مسائل آینده نیز می آید) بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد بلکه واجب است که جای پیشانی او از جای انگشتان پایش پست تر از چهار انگشت بسته نیز نباشد.
مسأله1073_ در زمین سراشیب که سراشیبی آن درست معلوم نیست اگر جای پیشانی نمازگزار از جای انگشت های پای او بیش از چهار انگشت بسته بلندتر باشد اشکال دارد.
مسأله1074_ اگر پیشانی را اشتباهاً بر چیزی بگذارد که از جای انگشت های پای او بلندتر از چهار انگشت بسته است، و نمی گویند در سجده است باید سر را بر دارد و بر چیزی که بلند نیست یا بلندیش به اندازه چهار انگشت بسته یا کمتر است بگذارد و اگر صدق سجده می کند باید پیشانی را بدون برداشتن کشید تا به فاصله کمتر از چهار انگشت برسد و اعاده نماز لازم نیست.
مسأله1075_ باید بین پیشانی و آنچه بر آن سجده می کند، چیزی فاصله نباشد، پس اگر مهر به قدری چرک باشد که پیشانی به خود مهر نرسد، سجده باطل است ولی اگر مثلاً رنگ مهر تغییر کرده باشد اشکال ندارد.
مسأله1076_ در سجده باید همه دو کف دست را تا سر انگشتان به زمین بگذارد، ولی در حال ناچاری پشت دست هم مانعی ندارد. و اگر پشت دست هم ممکن نباشد، بنا بر احتیاط باید مچ دست را به زمین بگذارد، و چنانچه آن را هم نتواند، تا آرنج هر جا را که می تواند به زمین بگذارد، و اگر آن هم ممکن نیست گذاشتن بازو کافی است.
مسأله1077_ در سجده باید دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و اگر انگشت های دیگر پا، یا روی پا را به زمین بگذارد، یا به سبب بلند بودن ناخن شست به زمین نرسد نماز باطل است، و کسی که از روی تقصیر و ندانستن مسأله نمازهای خود را این طور خوانده، باید دوباره بخواند. و احتیاط است نمازگزار در سجده سر انگشتان بزرگ پا (شست) را بر زمین نهد.
مسأله1078_ کسی که مقداری از شست پایش بریده، باید بقیه آن را به زمین بگذارد، و اگر چیزی از آن نمانده، یا اگر مانده خیلی کوتاه است، بنا بر احتیاط باید بقیه انگشتان را بگذارد، و اگر هیچ انگشت ندارد، هر مقدار که از پا باقی مانده به زمین بگذارد.
مسأله1079_ اگر به طور غیر معمول سجده کند، مثلاً سینه و شکم را به زمین بچسباند، یا پاها را دراز کند، اگرچه هفت عضوی که گفته شد به زمین برسد، بنا بر احتیاط باید نماز را دوباره بخواند، ولی اگر طوری دراز بکشد که سجده صدق ننماید نماز او باطل است.
مسأله1080_ مهر یا چیز دیگری که بر آن سجده می کند، باید پاک باشد ولی اگر مثلاً مهر را روی فرش نجس بگذارد، یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانی را به طرف پاک آن بگذارد اشکال ندارد.
مسأله1081_ اگر در پیشانی دمل و مانند آن باشد، چنان که ممکن است باید به جای سالم پیشانی سجده کند، و اگر ممکن نیست باید زمین را گود کند و دمل را در گودال و جای سالم را به مقداری که برای سجده کافی باشد بر زمین بگذارد.
مسأله1082_ اگر دمل یا زخم تمام پیشانی را فرا گرفته باشد، بنا بر احتیاط باید به یکی از دو طرف پیشانی و چانه ولو به تکرار نماز باشد سجده کند، و اگر ممکن نیست فقط به چانه، و اگر به چانه هم ممکن نیست، باید برای سجده اشاره کند. و چنانچه سجده بر بینی یا جای دیگر از صورت ممکن است بر سجده اشاره ای تقدم دارد. و احتیاط جمع بین آن دو است.
مسأله1083_ کسی که نمی تواند پیشانی را به زمین برساند، باید به قدری که می تواند خم شود، و مهر یا چیز دیگری را که سجده بر آن صحیح است، روی چیز بلندی گذاشته و طوری پیشانی را بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است، ولی باید کف دست ها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمین بگذارد.
مسأله1084_ اگر چیز بلندی نباشد که مهر یا چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است بگذارد، لازم است که مهر یا چیز دیگر را با دست بلند کرده و بر آن سجده نماید. و این در موردی است که سجده صدق کند.
مسأله1085_ کسی که هیچ نمی تواند سجده نماید باید برای سجده با سر اشاره کند، و احتیاط در نشستن را ترک نکند و اگر نتواند باید با چشم ها اشاره نماید، و اگر با چشم ها هم نمی تواند اشاره کند بنا بر احتیاط با دست و مانند آن برای سجده اشاره کند و در قلب نیز نیت سجده نماید.
مسأله1086_ اگر پیشانی بی اختیار از جای سجده بلند شود، چنانچه ممکن باشد باید نگذارد دوباره به جای سجده برسد، و این یک سجده حساب می شود، چه ذکر سجده را گفته باشد یا نه، و اگر نتواند سر را نگهدارد و بی اختیار دوباره به جای سجده برسد، روی هم یک سجده حساب می شود، و اگر ذکر نگفته باشد بنا بر احتیاط باید بگوید.
مسأله1087_ جایی که انسان باید تقیه کند می تواند بر فرش و مانند آن سجده نماید، و آیا لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود؟ محل اشکال است. ولی اگر بتواند بر حصیر یا چیزی که سجده بر آن صحیح می باشد، طوری سجده کند که به زحمت نیفتد، نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید.
مسأله1088_ سجده روی تشک پر و مانند آن، در صورتی که بدن روی آن آرام نگیرد، باطل است.
مسأله 1089_ اگر انسان ناچار شود که در زمین گلی نماز بخواند، چنانچه آلوده شدن بدن و لباس برای او مشقت زیاد ندارد، باید سجده و تشهد را به طود معمول بجا آورد، و اگر مشقت دارد، در حالی که ایستاده برای سجده با سر اشاره کند و تشهد را ایستاده بخواند و نمازش صحیح است. و اگر به طور معمول بخواند و حرج و مشقت را تحمل کند نماز صحیح است.
مسأله1090_ در رکعت اول و رکعت سومی که تشهد ندارد، مثل رکعت نماز سوم نماز ظهر و عصر و عشاء احتیاط است که بعد از سجده دوم مقداری بی حرکت بنشیند و بعد برخیزد.
چیزهایی که سجده بر آنها صحیح است
مسأله1091_ باید بر زمین و چیزهایی غیر خوراکی و پوشاکی که از زمین می روید مانند چوب و برگ درخت سجده کرد، و سجده بر چیزهای خوراکی و پوشاکی مانند گندم و جو و پنبه و آنچه که از اجزاء زمین شمرده نشود مانند طلا و نقره و قیر و نفت و امثال اینها صحیح نیست.
مسأله1092_ بر برگ مو قبل از خشک شدن یا نزدیک آنکه خورده نمی شود سجده جائز نیست.
مسأله1093_ سجده بر چیزهایی که از زمین می روید و خوراک حیوان است مثل علف و کاه صحیح است.
مسأله1094_ سجده بر گل هایی که خوراکی نیستند، صحیح است، بلکه سجده بر دواهای خوراکی که از زمین می روید، مانند گل بنفشه و گل گاو زبان نیز بعید نیست صحیح باشد، ولی منع سجده بر اینها قوی است.
مسأله1095_ سجده بر گیاهی که خوردن آن در بعضی از شهرها معمول است، و در شهرهای دیگر معمول نیست، جایز نمی باشد، و بر میوه نارس بنا بر احتیاط صحیح نیست.
مسأله1096_ سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ صحیح است، و احتیاط است که در حال اختیار به گچ و آهک پخته و آجر و کوزه گلی و مانند اینها سجده نکنند.
مسأله1097_ سجده بر کاغذ صحیح است. و اگر از پنبه و مانند آن ساخته شده احتیاط ترک است گرچه صحت بعید نیست. ولی بر جای نوشته کاغذ که از گیاه نباشد جایز نیست.
مسأله1098_ برای سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سید الشهداء (ع) می باشد، بعد از آن خاک، بعد از خاک سنگ و بعد از سنگ گیاه است.
مسأله1099_ اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است در تمام وقت ندارد، یا اگر دارد به سبب سرما یا گرمای زیاد و مانند اینها نمی تواند بر آن سجده کند، باید به لباسش که از پنبه و کتان است سجده کند، و اگر فراهم نباشد باید بر پشت دست یا چیز دیگر که در حال اختیار بر او جائز نیست سجده نماید. ولی احتیاط مستحب است که تا سجده بر پشت دست ممکن است، بر آن چیز سجده نکند. و احتمال قوی می رود که ضرورت عرفی در مراعات نکردن تمام وقت کافی باشد.
مسأله1100_ سجده بر گل و خاک سستی که پیشانی روی آن آرام نمی گیرد باطل است.
مسأله1101_ اگر در سجده اول مهر به پیشانی بچسبد باید برای سجده دوم مهر را بر دارد. و همچنین اگر خاک یا چیز دیگری باشد که مانع از رسیدن بشره پیشانی بر مهر گردد.
مسأله1102_ اگر در بین نماز چیزی که بر آن سجده می کند گم شود و چیزی که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد و می تواند چیزی که سجده بر آن صحیح است بیابد باید نماز را بشکند، و چنانچه احتمال یافتن می دهد نماز را رجاءً به دستور مسألهی 1099 تمام کند و اگر تا آخر وقت نیافت نماز صحیح و گر نه آن را اعاده نماید.
مسأله1103_ هر گاه در حال سجده دانست پیشانی را بر چیزی گذاشته که سجده بر آن باطل است، باید پیشانی را بدون برداشتن سر از سجده روی چیزی که سجده بر آن صحیح است بکشد و سجده نماید، و اگر ممکن نباشد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، باید نماز را بشکند، و اگر وقت تنگ است، به ترتیبی که در مسأله (1099) گفته شد عمل نماید.
مسأله1104_ اگر بعد از سجده دانست پیشانی را روی چیزی گذاشته که سجده بر آن باطل است، نماز صحیح است و بنا بر احتیاط مستحب نماز را از سر بجا آورد، و اگر این کار در دو سجده از یک رکعت اتفاق افتاد نماز را اتمام نماید، و احتیاط واجب است که نماز را دوباره بخواند.
مسأله1105_ سجده کردن برای غیر خداوند متعال حرام می باشد. و بعضی از مردم عوام که مقابل قبر امامان (ع) پیشانی را به زمین می گذارند اگر برای شکر خداوند متعال باشد، اشکال ندارد وگر نه حرام است.
مستحبات و مکروهات سجده
مسأله 1106_ در سجده چند چیز مستحب است.
1_ کسی که ایستاده نماز می خواند بعد از آنکه سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد، و کسی که نشسته نماز می خواند، بعد از آنکه کاملاً نشست، برای رفتن به سجده تکبیر بگوید و دست ها را تا برابر صورت بلند کند. و احتمال قوی می رود که در حال رفتن به سجده نیز تکبیر مستحبّ باشد.
2_ موقعی که می خواهد به سجده برود، مرد اول دست ها را، و زن اول زانوها را به زمین بگذارد.
3_ بینی را به مهر یا چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد.
4_ در حال سجده انگشتان دست را باز کرده به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد به طوری که سر آنها رو به قبله باشد. و در صحیحه حماد مقابل صورت دارد و دلیل رو به قبله بودن آن روایت فقه الرضا (ع) است.
5_ در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و این دعا را بخواند: (یا خیر المسوولین و یا خیر المعطین، ارزقنی وارزق عیالی من فضلک فانک ذو الفضل العظیم) یعنی: (ای بهترین کسی که از او سوال می کنند ای بهترین عطا کنندگان، از فضل خودت روزی بده به من و عیال من، پس به درستی که تو دارای فضل بزرگی.
6_ بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد.
7_ بعد از هر سجده وقتی نشست و بدنش آرام گرفت تکبیر بگوید، و بعد از سجده دوم به عنوان مطلق ذکر تکبیر بگوید.
8_ بعد از سر برداشتن از سجده اول بدنش که آرام گرفت (استغفرالله ربی و اتوب الیه) بگوید.
9_ سجده را طول بدهد و در موقع نشستن، دست ها را روی ران ها بگذارد.
10_ برای رفتن به سجده دوم، در حال آرامی بدن (الله اکبر) بگوید.
11_ در سجده ها صلوات بفرستد.
12_ در موقع بلند شدن، دست ها را بعد از زانوها از زمین بردارد.
13_ مردها آرنج ها و شکم را به زمین نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زن ها آرنج ها و شکم را بر زمین بگذارند و اعضاء بدن را به یکدیگر بچسبانند. مستحبات دیگر سجده در کتاب های مفصل گفته شده است.
مسأله1107_ قرآن خواندن در سجده مکروه است. و نیز مکروه است برای بر طرف کردن گرد و غبار، جای سجده را فوت کند. و اگر در اثر فوت کردن، دو حرف از دهان عمداً بیرون آید، نماز باطل است و غیر از اینها مکروهات دیگری هم در کتاب های مفصل گفته شده است.
سجده های واجب قرآن
مسأله1108_ در هر یک از چهار سوره والنجم، واقرا، و الم تنزیل، و حم سجده، یک آیه سجده است، که اگر انسان بخواند یا گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آیه، باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد، هر وقت یادش آمد باید سجده نماید. و ظاهر این است که در شنیدن بدون اختیار سجده واجب نیست اگرچه بهتر بلکه احتیاط سجده نمودن است و این سجده بر مکلّف واجب است حتی اگر جنب یا حائض یا زائو باشد. لکن خواندن آیه برای این سه جایز نیست.
مسأله1109_ اگر انسان موقعی که آیه سجده را گوش دهد خودش نیز بخواند، بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، باید دو سجده نماید.
مسأله1110_ در غیر نماز اگر در حال سجده آیه سجده را بخواند یا گوش کند، باید سر از سجده بر دارد و دوباره سجده کند. و ادامه سجده برای خواندن آیه یا گوش دادن کافی نیست.
مسأله1111_ اگر انسان از گرامافون یا ضبط صوت یا از بچه غیر ممیز که خوب و بد را نمی فهمد، یا از کسی که قصد خواند قرآن ندارد، آیه سجده را بشنود، یا گوش دهد سجده واجب نیست ولی احتیاط در این موارد سجده کردن است، بلکه ترک نشود و همچنین است رادیو اگر به طور نوار و ضبط صوت باشد، ولی اگر شخصی در ایستگاه رادیو یا تلویزیون آیه سجده را به قصد اینکه از قرآن است بخواند و انسان گوش دهد سجده واجب است.
مسأله1112_ در سجده واجب قرآن نیت و قصد قربت لازم است و باید جای انسان غصبی نباشد و بنا بر احتیاط واجب پیشانی و سر زانوهای او از جای سر انگشتانش بیش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد، ولی لازم نیست با وضوء یا غسل و رو به قبله باشد و عورت خود را بپوشاند و بدن و جای پیشانی او پاک باشد، و نیز چیزهایی که در لباس نماز گزار شرط می باشد در لباس او شرط نیست. و این سجده تشهّد و سلام ندارد. و مستحب است بعد از سر برداشتن از آن تکبیر بگوید.
مسأله1113_ احتیاط واجب است که در سجده واجب قرآن، پیشانی را بر مهر یا چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است گذاشته و جاهای دیگر بدن را به دستوری که در سجده نماز گفته شد بر زمین بگذارد.
مسأله1114_ هر گاه در سجده واجب قرآن پیشانی را به قصد سجده به زمین بگذارد، اگرچه ذکر نگوید کافی است، و گفتن ذکر مستحب است، و بهتر این است که بگوید: (لا إِلهَ إِلّا اللهُ حَقّاً حَقّاً لا إِلهَ إِلَّا اللهُ اِیماناً وَ تَصْدیقاً لا اِلهَ اِلّا اللهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لا مُسْتَنْکِفاً وَ لا مُسْتَکْبِراً بَلْ أنَا عَبْدٌ ذَلِیلٌ ضَعیِفٌ خَائِفٌ مُسْتَجِیرٌ)
تشهد
مسأله1115_ در رکعت دوم نمازهای واجب و مستحب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشاء باید انسان بعد از سجده دوم بنشیند و در حال آرام بودن بدن، تشهد بخواند یعنی بگوید: (اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ) و احتیاط واجب است که به غیر این ترتیب نگوید و در نماز وتر هم تشهد لازم است.
مسأله1116_ کلمات تشهد باید به عربی صحیح و به طوری که معمول است پشت سر هم گفته شود.
مسأله1117_ اگر تشهد یا بعض کلمات آن را عمداً ترک کند نماز باطل است و چنانچه فراموش کند و بایستد و پیش از رکوع یادش بیاید که تشهد یا قسمتی از آن را نخوانده باید بنشیند و آنچه را نخوانده بخواند و دوباره بایستد، و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام کند، و بنا بر احتیاط واجب بعد از نماز برای ایستادن بیجا دو سجده سهو بجا آورد و اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید، باید نماز را تمام کند، و بعد از سلام نماز بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد تشهد را قضاء کند، و برای تشهد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد.
مسأله1118_ گفته اند مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را به کف پای چپ بگذارد و کناره انگشت شست و لنبرها را روی زمین نهد و پیش از تشهد بگوید: (اَلْحَمْدُ لِلّهِ) یا بگوید: (بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُللهِ وَ خَیْرُ الْأَسْماء لِلّهِ) و نیز مستحب است دست ها را بر ران ها بگذارد و انگشت ها را به یکدیگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند و بعد از صلوات در تشهد اوّل بگوید: (وَتَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ). ولی بعضی از اینها رجاءً باید آورده شود؛ مانند نظر به دامان خود کردن.
مسأله1119_ مستحب است زن ها در وقت خواندن تشهد، ران ها را به هم بچسبانند.
سلام نماز
مسأله1120_ سلام در نماز واجب است و بعد از تشهد رکعت آخر نماز مستحب است در حالی که رو به قبله نشسته و بدن آرام است بگوید: (اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ) و بعد از آن سلام واجب را به یکی از دو صورت بدهد: 1_ بگوید (اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحِینَ). 2_ یا بگوید: (اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ) و در صورت اختیار السلام علینا احتیاط به گفتن سلام بعدی شایسته ترک نیست و اولی و احوط است که به جمله (السلام علیکم) جمله (و رحمة الله و برکاته) را اضافه نماید و هر دو صیغه را بگوید.
مسأله1121_ اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که صورت نماز به هم نخورده، و کاری هم که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می کند مثل پشت به قبله کردن انجام نداده، باید سلام را بگوید و نمازش صحیح است.
مسأله1122_ اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که صورت نماز به هم خورده است، یا آنکه کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می کند، مثل پشت به قبله کردن انجام داده باشد، نمازش صحیح است. ولی احتیاط مستحب است نماز را اعاده کند. بلکه احتیاط را ترک نکند.
ترتیب
مسأله1123_ اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند، مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند، یا سجود را پیش از رکوع بجا آورد، نماز باطل می شود.
مسأله1124_ اگر رکنی از نماز را فراموش کند، و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً پیش از آنکه رکوع کند دو سجده نماید، نماز باطل است.
مسأله1125_ اگر رکنی را فراموش کند و چیزی را که بعد از آن است و رکن نیست بجا آورد، مثلاً پیش از آنکه دو سجده کند تشهد بخواند، باید رکن را بجا آورد، و آنچه را اشتباهاً پیش از آن خوانده دوباره بخواند.
مسأله1126_ اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و رکن بعد از آن را بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و مشغول رکوع شود، نمازش صحیح است.
مسأله1127_ اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و چیزی را که بعد از آن است و آن هم رکن نیست بجا آورد، مثلاً حمد را فراموش کند و سوره را بخواند، اگر رکن بعد را نیاورده باید آنچه را فراموش کرده بجا آورد، و بعد از آن چیزی را که اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند.
مسأله1128_ اگر سجده اول را به خیال اینکه سجده دوم است یا سجده دوم را به خیال اینکه سجده اول است بجا آورد، نماز صحیح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم حساب می شود.
موالات
مسأله1129_ انسان باید نماز را با موالات بخواند، یعنی کارهای نماز مانند رکوع و سجود و تشهد را پی در پی و پشت سر هم بجا آورد، و چیزهایی را که در نماز می خواند به طوری که معمول است پشت سر هم بخواند، و اگر به قدری بین آنها فاصله بیندازد که نگویند نماز می خواند، نمازش باطل است.
مسأله1130_ اگر در نماز سهواً بین حرف ها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد که صورت نماز از بین برود، چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد باید آن حرفها یا کلمات را بهطور معمول بخواند، و در صورتی که چیزی بعد از آن خوانده شده لازم است تکرار نماید و اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نمازش صحیح است.
مسأله1131_ طول دادن رکوع و سجود و خواندن سوره های بزرگ موالات را به هم نمی زند.
قنوت
مسأله1132_ در تمام نمازهای واجب و مستحب به جز نماز احتیاط پیش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت بخواند، ولی در نماز شفع اگر قنوت را بیاورد رجاء باشد و در نماز وتر با آنکه یک رکعت می باشد، خواندن قنوت پیش از رکوع مستحب است، و نماز جمعه در هر رکعت یک قنوت دارد، رکعت اولی قبل از رکوع و رکعت دوم بعد از سر برداشتن از رکوع و نماز آیات پنج یا دو قنوت و نماز عید فطر و قربان در رکعت اول پنج قنوت و در رکعت دوم چهار قنوت دارد.
تذکر: آنچه معروف است که در قنوت نماز وتر باید چهل مؤمن (یا چهل مرد مؤمن) را دعا کند در خصوص این قنوت وارد نشده بلکه برای 40 مومن دعا کردن مطلقاً ثواب ذکر شده و موجب زیادتی روزی و دفع مکروه و استجابت دعا می شود. و دربارهی یک مؤمن نیز روایت دارد. و بعید نیست فرق بین مرد مؤمن و زن مؤمنه نباشد. گرچه در بعض اخبار چهل مرد آمده است.
مسأله1133_ مستحب است قبل از قنوت تکبیر گفته و در قنوت دست ها را بالا برده پایین آورد، سپس برابر صورت برده و رجاءً کف آنها را رو به آسمان و پهلوی هم نگهدارد، و غیر شست، انگشت های دیگر را به هم بچسباند و به کف دست ها نگاه کند. و کسی که ایستاده نماز می خواند قنوت را نیز ایستاده بیاورد.
مسأله1134_ در قنوت هر ذکری بگوید، اگرچه یک (سبحان الله) باشد، کافی است. و بهتر است بگوید: (لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلیمُ الْکَریمُ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ، سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأرْضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ).
مسأله1135_ مستحب است انسان قنوت را حتی در نماز ظهر و عصر بلند بخواند، ولی برای کسی که نماز را به جماعت می خواند، اگر امام جماعت صدای اور را بشنود در استحباب بلند خواندن قنوت اشکال است.
مسأله1136_ اگر عمداً قنوت نخواند قضاء ندارد، و اگر فراموش کند و پیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود یادش بیاید، مستحب است بایستد و بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید مستحب است بعد از رکوع قضاء کند، و اگر در سجده یا بعد از آن یادش بیاید، مستحب است بعد از سلام آن را رو به قبله نشسته قضاء نماید، و اگر در راه روانه شدن برای کارهای دیگرش یادش آمد رو به قبله باشد.
ترجمه نماز
1_ ترجمه سوره حمد
(بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ)؛ (بِسْمِ اللهِ) یعنی ابتدا می کنم به نام خدا، ذاتی که جامع جمیع کمالات و از هر گونه نقص منزه است. (الرَّحمنِ) رحمتش واسع و بی نهایت است. (الرَّحیمِ) رحمتش ذاتی و ازلی و ابدی است. (اَلْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعالَمینَ)؛ یعنی ثنا مخصوص خداوندی است که پرورش دهنده همهی موجودات است. (الرَّحمنِ الرَّحیم)؛ معنای آن گذشت. (مالِکِ یَوْمِ الدّین)؛ یعنی ذات توانایی که حکمرانی روز جزا با او است. (ایّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینَ)؛ یعنی فقط تو را عبادت می کنیم، و فقط از تو کمک می خواهیم. (اِهْدِناالصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ)؛ یعنی هدایت کن ما را به راه راست که آن دین اسلام است.
(صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ)؛ یعنی به راه کسانی که به آنان نعمت داده ای که آنان پیغمبران و جانشینان پیغمبران هستند. (غَیْرِالْمَغْضوُبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالّینَ)؛ یعنی نه به راه کسانی که غضب کرده ای بر ایشان، و نه آن کسانی که گمراهند.
2_ ترجمه سوره قل هو الله احد
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرِّحیمِ: معنای آن گذشت. (قُلْ هُوَ اللهُ اَحَد)؛ یعنی بگو ای محمد (ص) که خداوند، خدایی است یگانه. (اللهُ الصَّمَد)؛ یعنی خدایی که از تمام موجودات بی نیاز است. (لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَد)؛ فرزند ندارد و فرزند کسی نیست. (وَلَمْ یَکُنْ لََّهُ کُفُواً اَحَد)؛ یعنی هیچ کسی از مخلوقات مثل او نیست و همتایی ندارد.
3_ ترجمه ذکر رکوع و سجود و ذکرهایی که بعد از آنها مستحب است
(سُبْحانَ رَبّیَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِه)؛ یعنی پروردگار بزرگ من از هر عیب و نقصی پاک و منزه است. و من مشغول ستایش او هستم. (سُبْحانَ رَبّیَ الْأَعْلی وَ بِحَمْدِه)؛ یعنی پروردگار من از همه کسی بالاتر می باشد و از هر عیب و نقصی پاک و منزه است، و من مشغول ستایش او هستم. (سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه)؛ یعنی خدا بشنود و بپذیرد ثنای کسی که او را ستایش می کند. (اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّی وَ اَتُوبُ اِلَیْه)؛ یعنی طلب آمرزش می کنم از خداوندی که پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت می نمایم. (بِحَوْل اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقوُمُ وَ اَقْعُدْ)؛ یعنی به یاری خدای متعال و قوة او بر می خیزم و می نشینم.
4_ ترجمه قنوت
(لا اِلهَ اِلّا اللهُ الْحَلیمُ الْکَریم)؛ یعنی نیست خدایی سزاوار پرستش، مگر خدای یکتای بی همتایی که صاحب حلم و کرم است. «لا اِلهَ الّا اللهُ العَلِیُّ العَظیم»؛ یعنی نیست خدایی سزاوار پرستش، مگر خدای یکتای بی همتایی که بلند مرتبه و بزرگ است.
«سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الأرْضینَ السَّبْعِ»؛ یعنی پاک و منزه است خداوندی که پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمین است.
«وَ ما فیهِنَّ و ما بینهُنَّ و ربِّ العَرْشِ العَظیم»؛ یعنی پروردگار هر چیزی است که در آسمان ها و زمین ها و مابین آنها است، و پروردگار عرش بزرگ است.
«وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»؛ یعنی حمد و ثنا مخصوص خداوندی است که پرورش دهندهی تمام موجودات است.
5_ ترجمه تسبیحات اربع
«سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدِللهِ وَلا اِلهَ اللهُ و َ اللهُ اَکْبَر»؛ یعنی خداوند متعال پاک و منزه است، و ثنا مخصوص او است، و نیست خدایی سزاوار پرستش مگر خدای بی همتا، و خداوند بزرگ تر است از اینکه وصف شود.
6_ ترجمه تشهد و سلام کامل
«اَلْحَمْدُ لِلّهِ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ الّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ»؛ یعنی ستایش مخصوص پروردگار است، و شهادت می دهم که خدایی سزاوار پرستش نیست مگر خدایی که یگانه است و شریک ندارد. « و اَشهد اَنَّ محمداً عبدُهُ و رسولُهُ» یعنی شهادت می دهم که محمد (ص) بنده خدا و فرستاده او است. «الّلهمّ صلِّ علی محمدٍ و آلِ محمدٍ» یعنی خدایا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد. «وَ تَقَبَّل شفاعتَهُ و ارْفَعْ دَرجَته»؛ یعنی قبول کن شفاعت پیغمبر را، و درجه آن حضرت را نزد خود بلند کن. «السلامُ علیک ایُّها النبیُّ و رحمةُ الله و بَرَکاته»؛ یعنی درود و سلام بر تو ای پیغمبر رحمت و برکات خدا بر تو باد. «السلام عَلَیْنا و علی عبادِ اللهِ الصّالحین»؛ یعنی درود و سلام از خداوند عالم بر ما نمازگزاران و تمام بندگان خوب او. «السلامُ عَلَیْکم و رحمةُ اللهِ و برکاتُه»؛ یعنی درود و سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما مؤمنین باد.
تعقیب نماز
مسأله1137_ مستحب است انسان بعد از نماز ولو نماز مستحبّ مقداری مشغول تعقیب، یعنی خواندن ذکر و دعا و قرآن شود. و بهتر است پیش از آنکه از جای خود حرکت کند و وضوء یا غسل یا تیمم او باطل شود، رو به قبله تعقیب را بخواند. و لازم نیست تعقیب به عربی باشد، ولی بهتر است چیزهایی را که در کتاب های دعا دستور داده اند بخواند، اوّل: بعد از سلام نماز سه بار دست ها را مانند اول نماز تا نزدیک گوش ها بالا برده تکبیر بگوید. 2_ و از تعقیب هایی که خیلی به آن سفارش شده است، تسبیح حضرت زهرا (س) است که باید به این ترتیب گفته شود: (34) مرتبه الله اکبر، بعد از آن (33) مرتبه الحمد لله، بعد از آن (33) مرتبه سبحان الله و می شود سبحان الله را پیش از الحمدلله گفت ولی بهتر است بعد از الحمدلله گفته شود.
مسأله1138_ مستحب است بعد از نماز، سجده شکر نماید و همین قدر که پیشانی را به قصد شکر بر زمین بگذارد کافی است. ولی بهتر است صد مرتبه یا سه مرتبه یا یک مرتبه، شکراً لله یا عفواً بگوید. ونیز مستحب است هر وقت نعمتی به انسان می رسد یا بلایی از او دور می شود سجده شکر بجا آورد.
صلوات بر پیغمبر
مسأله1139_ هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول (ص) را مانند محمد و احمد یا لقب و کنیه آن جناب را مثل مصطفی و ابو القاسم بگوید یا بشنود، اگرچه در نماز باشد مستحب است صلوات بفرستد. بلکه تنی چند از فقهاء واجب دانسته اند.
مسأله1140_ موقع نوشتن اسم مبارک حضرت رسول (ص) مستحب است صلوات را هم بنویسند. و نیز بهتر است هر وقت آن حضرت را یاد می کنند صلوات بفرستند.
مبطلات نماز
مسأله1141_ دوازه چیز نماز را باطل می کند و آنها را مبطلات می گویند.
اول _ آنکه در بین نماز یکی از شرط های آن از بین برود، و اگر در بین نماز دانست لباسش که ساتر است غصبی است، به مسائل 827 تا 830 مراجعه کند.
دوم _ آنکه در بین نماز عمداً یا سهواً یا از روی ناچاری، چیزی که وضوء یا غسل را باطل می کند پیش آید. مثلاً بول از او بیرون آید، ولی کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند، اگر در بین نماز بول و غائط از او خارج شود، چنانچه به دستوری که در احکام وضوء گفته شد، رفتار نماید نمازش باطل نمی شود، و نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتی که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد نمازش صحیح است.
مسأله1142_ کسی که بی اختیار خوابش برده، اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یا بعد از آن باید نمازش را دوباره بخواند.
مسأله1143_ اگر بداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که بعد از نماز بوده، یا در بین نماز یادش رفته که مشغول نماز است و خوابیده نمازش صحیح است. ولی احتیاط به اعاده ترک نشود و همچنین در مسئله بعدی (صورت دوم).
مسأله1144_ اگر در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجده آخر نماز است یا در سجده شکر، چنانچه بداند که بی اختیار خوابش برده، باید آن نماز را دوباره بخواند، و اگر بداند به اختیار خودش خوابیده و احتمال دهد که از روی غفلت در سجده نماز خوابیده نمازش صحیح است.
سوم _ از مبطلات نماز آن است که دست ها را به قصد اینکه جزء نماز باشد روی هم بگذارد و اگر به این قصد نباشد بلکه به عنوان ادب باشد، بنا بر احتیاط واجب نماز را دوباره بخواند.
مسأله1145_ هر گاه از روی فراموشی یا ناچاری یا تقیه یا برای کار دیگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دست ها را روی هم بگذارد اشکال ندارد.
چهارم _ از مبطلات نماز آن است که بعد از خواندن حمد در صورتی که قصد دعا ننماید، و یا به قصد اینکه جزء نماز باشد آمین بگوید. ولی اگر فقط به قصد دعا یا اشتباهاً یا از روی تقیه بگوید، نمازش باطل نمی شود.
پنجم _ از مبطلات نماز آن است که عمداً یا از روی فراموشی پشت به قبله کند یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد، بلکه اگر عمداً به قدری برگردد که نگویند رو به قبله است، اگرچه به طرف راست یا چپ نرسد نمازش باطل است.
مسأله1146_ اگر عمداً یا سهواً سر را به قدری بگرداند که مواجه طرف راست یا چپ قبله یا بیشتر باشد بنا بر احتیاط در بعض فروض، آن نمازش باطل است. ولی اگر سر را کمی بگرداند که نگوید روی خود را از قبله برگردانده _ عمداً باشد یا اشتباهاً _ نمازش باطل نمی شود، و اگر به مقداری برگرداند که بگویند روی خود را از قبله برگردانده است، ولی به حد راست یا چپ قبله نرسد، در این صورت چنانچه رو گرداندن عمدی باشد نمازش باطل، و اگر سهوی باشد نماز صحیح است.
ششم _ از مبطلات نماز آن است که عمداً کلمه ای را بگوید که یک حرف یا بیشتر باشد. معنی هم داشته باشد و اگر یک حرف بی معنی باشد، باطل نشدن نماز قوی ّ است.
مسأله1147_ اگر سهواً کلمه ای بگوید که یک حرف یا بیشتر دارد اگرچه آن کلمه معنی داشته باشد نمازش باطل نمی شود، ولی لازم است بعد از نماز سجده سهو بجا آورد چنان که خواهد آمد.
مسأله1148_ سرفه کردن و آروق زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد، ولی گفتن آخ و آه و مانند اینها اگر عمدی باشد نماز را باطل می کند.
مسأله1149_ اگر کلمه ای را به قصد ذکر بگوید، مثلاً به قصد ذکر بگوید (الله اکبر) و در موقع گفتن، آن، صدا را بلند کند که چیزی را به دیگری بفهماند، اشکال ندارد. و اگر به قصد اینکه چیزی به کسی فهماند کلمه ای را به قصد ذکر بگوید اشکال دارد و احتیاط ترک است. گرچه جواز قوی است و اگر به هر دو قصد مشترکاً یا تنها به قصد فهماندن دیگری باشد نماز باطل می شود.
مسأله1150_ خواندن قرآن در نماز، غیر از چهار آیه ای که سجده واجب دارد و در احکام جنابت گفته شد و نیز دعای حلال کردن در نماز اشکال ندارد. ولی احتیاط است که به غیر عربی دعا نکند.
مسأله1151_ اگر چیزی از حمد و سوره و ذکرهای نماز را عمداً بدون قصد جزئیت یا احتیاطاً چند مرتبه بگوید اشکال ندارد، مگر آنکه از روی وسوسه باشد که خالی از اشکال نیست.
مسأله1152_ در حال نماز، انسان نباید به دیگری سلام کند، و اگر به او سلام کند، بنا بر احتیاط واجب باید همانطور که او سلام کرده جواب دهد، مثلاً اگر گفته (سلام علیکم) در جواب بگوید (سلام علیکم) و در جواب (علیکم السلام) هر صیغه ای که می خواهد می تواند بگوید. ولی بهتر است نماز را دوباره بخواند. و اگر سلام کننده و رحمة الله و برکاته را در سلام گفت نمازگزار همان جواب سلام را بدهد و گفتن اضافه اشکال دارد.
مسأله1153_ انسان باید جواب سلام را چه در نماز یا در غیر نماز فوراً بگوید، و اگر عمداً یا از روی فراموشی جواب سلام را به قدری طول دهد که اگر جواب بگوید، جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد نباید جواب بدهد، و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نیست.
مسأله1154_ باید جواب سلام را طوری بگوید که سلام کننده بشنود، ولی اگر سلام کننده کر باشد، یا سلام داده و تند رد شود، گفته اند چنانچه انسان به طور معمول جواب او را بدهد کافی است. و در صورت کری سلام کننده وجوب محل اشکال است و در صورت دوم نیز اگر خیلی دور شده که جواب بیهوده باشد.
مسأله1155_ واجب نیست نماز گزار جواب سلام را به قصد دعا بگوید، یعنی از خداوند عالم برای کسی که سلام کرده سلامتی بخواهد. بلکه اگر به قصد تحیت نیز بگوید مانعی ندارد. و احتیاط است که به این قصد باشد.
مسأله1156_ اگر زن یا مرد نا محرم یا بچه ممیز یعنی بچه ای که خوب و بد را می داند به نماز گزار سلام کند، نماز گزار باید جواب او را بدهد ولی در سلام زن که (سلام علیک) بگوید باید بگوید (سلام علیک) و می تواند کاف را زیر دهد. و بهتر است آنرا بی حرکت بگوید.
مسأله1157_ اگر نماز گزار جواب سلام را ندهد، معصیت کرده، ولی نمازش صحیح است.
مسأله1158_ اگر کسی به نماز گزار غلط سلام کند به طوری که سلام حساب نشود، جواب او واجب نیست.
مسأله1159_ جواب سلام کسی که از روی مسخره یا شوخی سلام می کند و جواب سلام مرد و زن غیر مسلمان در صورتی که ذمی نبوده مشرک باشند واجب نیست. و اگر ذمی باشند بنا بر احتیاط واجب به کلمه (علیک) اکتفا شود. و بعید نیست به سلام تنها نیز جائز باشد. ولی جواب سلام غیر مسلمان در نماز اشکال دارد، اگر جواب داد احتیاطاً نماز را اعاده کند.
مسأله1160_ اگر کسی به عده ای سلام کند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولی اگر یکی از آنها جواب دهد کافی است.
مسأله1161_ اگر کسی به عده ای سلام کند و کسی که سلام کننده قصد سلام دادن به او را نداشته جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است.
مسأله1162_ اگر به عده ای سلام کند و کسی که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلام کننده قصد سلام کردن به او را هم داشته، نباید جواب بدهد. و همچنین است اگر بداند قصد او را هم داشته ولی دیگری جواب سلام را بدهد، اما اگر بداند قصد او را هم داشته و دیگری جواب ندهد، باید جواب سلام را بدهد.
مسأله1163_ سلام کردن مستحب است، سفارش شده که سوار به پیاده و اسب سوار بر قاطر سوار، و قاطر سوار بر خر سوار و ایستاده به نشسته و کوچک تر به بزرگ تر و جماعت کم به جماعت زیاد سلام کنند.
مسأله1164_ اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند، بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، باید هر یک جواب دیگری را بدهد.
مسأله1165_ در غیر نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید، مثلاً اگر کسی گفت (سلام علیکم) در جواب بگوید (سلام علیکم و رحمة الله).
هفتم _ از مبطلات نماز خنده با صدا و عمدی است، و چنانچه عمداً بی صدا یا سهواً با صدا بخندد، ظاهراً نمازش اشکال ندارد.
مسأله1166_ اگر برای جلوگیری از صدای خنده در حال نماز حالش تغییر کند مثلاًً رنگش سرخ شود، بهتر بلکه احتیاط است که نمازش را دوباره بخواند.
هشتم _ از مبطلات نماز آن است که برای کار دنیا عمداً با صدا گریه کند و احتیاط واجب است که برای کار دنیا بی صدا هم گریه نکند، ولی اگر از ترس خدا یا برای آخرت گریه کند، آهسته باشد یا بلند اشکال ندارد، بلکه از بهترین اعمال است.
نهم _ از مبطلات نماز کاری است که صورت نماز را بر هم بزند، مانند دست زدن مکرّر (نه یک بار، دوبار) به هوا پریدن، عمداً باشد یا از روی فراموشی، ولی کاری که صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره کردن با دست اشکال ندارد.
مسأله1167_ اگر در بین نماز به قدری ساکت بماند که نگویند نماز می خواند، نمازش باطل می شود.
مسأله1168_ اگر در بین نماز کاری انجام دهد یا مدتی ساکت شود و شکّ کند که نماز به هم خورده یا نه، جائز است نماز را قطع کرده، اعاده نماید. و بهتر، بلکه احتیاط است، نماز را تمام کرده دوباره بخواند.
دهم _ از مبطلات نماز خوردن و آشامیدن است، اگر در نماز طوری بخورد یا بیاشامد که نگویند نماز می خواند، عمداً باشد یا از روی فراموشی، نمازش باطل می شود. ولی کسی که می خواهد روزه بگیرد اگر پیش از اذان صبح نماز وتر بخواند و تشنه باشد، چنانچه بترسد اگر نماز را تمام کند صبح می شود، و آب روبروی او در 2 سه قدمی باشد می تواند در بین نماز آب بیاشامد اما کاری که نماز را باطل می کند، مثل رو گرداندن از قبله انجام دهد، و بعید نیست در مطلق نمازهای مستحبی بلکه واجب نیز این قسم آب آشامیدن جایز باشد.
مسأله1169_ اگر به سبب خوردن یا آشامیدن عمدی موالات نماز به هم بخورد، به طوری که نگویند نماز را پشت سر هم می خواند بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، باید نماز را دوباره بخواند.
مسأله1170_ اگر در بین نماز، غذایی را که در دهان یا لای دندان ها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمیشود، و نیز اگر قند یا شکر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود اشکال ندارد.
یازدهم _ از مبطلات نماز، شک در رکعت های نماز دو رکعتی یا سه رکعتی، یا در دو رکعت اول نمازهای چهار رکعتی است در صورتی که نمازگزار در حال شک باقی باشد.
دوازدهم _ از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمداً یا سهواً کم کند، یا چیزی را که رکن نیست عمداً کم نماید، یا چیزی را عمداً در نماز زیاد کند یا رکنی مثل رکوع یا دو سجده از یک رکعت را سهواً زیاد کند و اما زیاد کردن تکبیرة الاحرام سهواً مبطل نماز نیست.
مسأله1171_ اگر بعد از نماز شک کند که در بین نماز کاری که نماز را باطل می کند انجام داده، یا نه نمازش صحیح است.
چیزهایی که در نماز مکروه است
مسأله1172_ گفته اند مکروه است در نماز صورت را کمی به طرف راست یا چپ بگرداند، به طوری که نگویند روی خود را از قبله گردانده، و الا نماز باطل است چنان که گذشت. و نیز مکروه است در نماز چشم ها را هم بگذارد یا به طرف راست و چپ بگرداند و با ریش و دست خود بازی کند، و انگشت ها را داخل هم نماید، و آب دهان بیندازد، و به خط قرآن یا کتاب یا خط انگشتری نگاه کند، و نیز مکروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر برای شنیدن حرف کسی ساکت شود، بلکه هر کاری خضوع و خشوع را از بین ببرد مکروه می باشد. لکن در کراهت پاره ای مانند ساکت شدن برای شنیدن حرف کسی تأمّل است، ولی رجاء ترک کند مانعی ندارد.
مسأله1173_ موقعی که انسان خوابش می آید و نیز موقع خودداری کردن از بول و غائط مکروه است نماز بخواند، و همچنین پوشیدن خف که چکمه یا موزه معنی شده اگر تنگ باشد که پا را فشار دهد بلکه مطلق کفش تنگ در نماز مکروه می باشد. و غیر از اینها مکروهات دیگری هم در کتاب های مفصل گفته شده است.
مواردی که می شود نماز واجب را شکست
مسأله1174_ شکستن نماز از روی اختیار بنا بر احتیاط واجب حرام است، ولی برای حفظ مال و جلوگیری از ضرر مالی یا بدنی مانعی ندارد.
مسأله1175_ اگر حفظ جان انسان یا کسی که حفظ جان او واجب است، یا حفظ مالی که نگهداری آن واجب می باشد، بدون شکستن نماز ممکن نباشد، باید نماز را بشکند.
مسأله1176_ اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد، و طلب کار طلب خود را از او مطالبه کند، چنانچه بتواند در بین نماز طلب او را بدهد، باید در همان حال بپردازد، و اگر بدون شکستن نماز، دادن طلب او ممکن نیست، باید نماز را بشکند و طلب او را بدهد و بعد نماز را بخواند.
مسأله1177_ اگر در بین نماز دانست که مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، باید نماز را تمام کند. و اگر وقت وسعت دارد و تطهیر مسجد نماز را به هم نمی زند، باید در بین نماز تطهیر کند، بعد بقیه نماز را بخواند و اگر نماز را به هم می زند، در صورتی که بعد از نماز تطهیر مسجد ممکن باشد، شکستن نماز برای تطهیر جایز است، و در صورتی که بودن نجاست باعث هتک باشد واجب می شود، و اگر بعد از نماز تطهیر مسجد ممکن نباشد، باید نماز را بشکند و مسجد را تطهیر نماید، و بعد نماز را بخواند.
مسأله1178_ کسی که باید نماز را بشکند، اگر نماز را تمام کند معصیت کرده، ولی نمازش صحیح است اگرچه احتیاط مستحب است که دوباره بخواند.
مسأله1179_ اگر پیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود، یادش بیاید که اذان و اقامه را فراموش کرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، مستحب است برای گفتن آنها نماز را بشکند. و همچنین است اگر پیش از قرائت یادش بیاید که اقامه را فراموش کرده است.
شکیات نماز
اشاره
شکیات نماز (23)قسم است: هشت قسم آن شک هایی است که نماز را باطل می کند و به شش قسم آن نباید اعتناء کرد و نه قسم دیگر آن صحیح است.
شک های باطل کننده
مسأله1180_ شک هایی که نماز را باطل می کند از این قرار است:
اول _ شک در شماره رکعت های نماز دو رکعتی واجب مثل نماز صبح و نماز مسافر. ولی شک در شماره رکعت های نماز مستحب نماز را باطل نمی کند، و حکم شک نماز احتیاط در مسأله 1244 می آید.
دوم _ شک در شماره رکعت های نماز سه رکعتی.
سوم _ آنکه در نماز چهار رکعتی شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر.
چهارم _ آنکه در نماز رکعتی پیش از سر برداشتن از سجده دوم شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر. و اگر پیش از سر برداشتن شک کند و ذکر سجده تمام شده، احتیاطاً به وظیفه شک عمل کرده و نماز را اعاده نماید و همچنین در کلیه مواردی که رکعت دوم مطرح است و ذکر سجده دوم تمام شده ولی سر از سجده برنداشته است.
پنجم _ شک بین دو و پنج یا دو و بیشتر از پنج.
ششم _ شک بین سه و شش یا سه و بیشتر از شش.
هفتم _ شک در رکعت های نماز که نداند چند رکعت خوانده است.
هشتم _ شک بین چهار و شش یا چهار و بیشتر از شش.
مسأله1181_ اگر یکی از شک های باطل کننده برای انسان پیش آید، احتیاط مستحب ّ است که نماز را به هم نزند، بلکه به قدری فکر کند که صورت نماز به هم بخورد، یا از پیدا شدن یقین یا گمان نا امید شود.
شک هایی که نباید به آنها اعتناء کرد
اشاره
مسأله1182_ شک هایی که نباید به آنها اعتناء کرد از این قرار است: (اول) شک در چیزی که محل بجا آوردن آن گذشته است، مثل آنکه در رکوع شک کند که حمد را خوانده یا نه. (دوم) شک بعد از سلام نماز. (سوم) شک بعد از گذشتن وقت نماز. (چهارم) شک کثیرالشک یعنی کسی که زیاد شک می کند. (پنجم) شک امام در شماره رکعت های نماز، در صورتی که ماموم شماره آنها را بداند، و همچنین شک ماموم در صورتی که امام شماره رکعت های نماز را بداند. (ششم) شک در نمازهای مستحبی. و حکم شک در نماز احتیاط در مسأله (1244) می آید.
1_ شک در چیزی که محل آن گذشته است
مسأله1183_ اگر در بین نماز شک کند که یکی از کارهای واجب آن را انجام داده یا نه، مثلاً شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه مشغول جزیی که باید بعد از آن انجام دهد نشده، باید آنچه را که در انجام آن شک کرده بجا آورد، و اگر به جزئی که باید بعد از آن انجام دهد مشغول شده، مثلاً در حال خواندن سوره شک کند حمد خوانده یا نه به شک خود اعتناء نکند.
مسأله1184_ اگر در بین خواندن آیه شک کند که آیه پیش را خوانده یا نه، یا وقتی که آخر آیه را می خواند شک کند که اول آن را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتناء نکند. ولی مستحب است آیه را به قصد قربت بخواند. (اعم از واجب یا مستحب)
مسأله1185_ اگر بعد از رکوع یا سجود شک کند که کارهای واجب آن مانند ذکر و آرام بودن بدن را انجام داده، یا نه، باید به شک خود اعتناء نکند.
مسأله1186_ اگر در حالی که به سجده می رود شک کند که رکوع کرده یا نه، لازم است برگشته و بایستد و رکوع را به جا آورد، و اگر شک کند که بعد از رکوع ایستاده یا نه، باید برگردد و بایستد.
مسأله1187_ اگر در حال برخاستن شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده یا نه، باید برگردد و بجا آورد. و بهتر است تشهد را به قصد قربت مطلقه بیاورد.
مسأله1188_ کسی که نشسته یا خوابیده نماز می خواند، اگر موقعی که حمد یا تسبیحات می خواند، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده باید به شک خود اعتناء نکند و اگر پیش از آنکه مشغول حمد یا تسبیحات شود، شک کند که سجده یا تشهد را بجا آورده، باید بجا آورد.
مسأله1189_ اگر در حال نماز شک کند که یکی از رکن های نماز را بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول عملی (جزئی) که بعد از آن است نشده باید آن را بجا آورد، مثلاً اگر پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه باید بجا آورد، و چنانچه بعد یادش بیاید که آن رکن را بجا آورده، چون رکن زیاد شده نمازش باطل است.
مسأله1190_ اگر در بین نماز شک کند جزیی را که رکن نیست بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول عمل (جزیی) بعد از آن نشده، باید آن را بجا آورد، مثلاً اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن یادش بیاید که آن را بجا آورده، چون رکن زیاد نشده نمازش صحیح است.
مسأله1191_ اگر در بین نماز شک کند که رکنی را بجا آورده یا نه، مثلاً وقتی مشغول تشهد است شک کند که دو سجده را بجا آورده یا نه و به شک خود اعتناء نکند و بعداً یادش بیاید که آن رکن را بجا نیاورده، در صورتی که مشغول رکن بعد نشده باید آن را بجا آورد، و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است، بنا بر این اگر پیش از رکوع بعد یادش بیاید که دو سجده را بجا نیاورده باید بجا آورد، و اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید نمازش باطل است.
مسأله1192_ اگر در حال نماز شک کند عملی را که رکن نیست بجا آورده یا نه، چنانچه مشغول عمل (جزیی) بعد از آن شده، باید به شک خود اعتناء نکند، مثلاً موقعی که مشغول خواندن سوره است، اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتناء نکند، و اگر بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، در صورتی که مشغول رکن بعد نشده، باید بجا آورد، و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش صحیح است. بنا بر این اگر مثلاً در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده، باید بخواند. و اگر در رکوع یادش بیاید، نمازش صحیح است.
مسأله1193_ اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، چنانچه مشغول نماز دیگر شده، یا به سبب انجام کاری که نماز را به هم می زند، از حال نماز گزار بیرون رفته، باید به شک خود اعتناء نکند، لکن در هر دو صورت اگر خود را فارغ از نماز نداند نیاوردن محل اشکال است، و اگر پیش از اینها شک کند، باید سلام را بگوید، ولی اگر مشغول تعقیب باشد بنا بر احتیاط سلام بدهد. و اگر شک کند که سلام را درست گفته یا نه به شک خود اعتناء نکند، هر چند مشغول تعقیب هم نشده باشد.
2_ شک بعد از نماز
مسأله1194_ اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده، یا نه مثلاً شک کند رکوع کرده یا نه، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر هر دو طرف شک او باطل باشد، مثلاًٌ بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت، نمازش باطل است.
3_ شک بعد از وقت
مسأله1195_ اگر بعد از گذشتن وقت نماز، شک کند که نماز خوانده، یا نه، گمان کند که نخوانده، خواندن آن لازم نیست، ولی اگر پیش از گذشتن وقت شک کند که نماز خوانده یا نه اگرچه گمان کند که خوانده است، باید آن نماز را بخواند.
مسأله1196_ اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه، به شک خود اعتناء نکند.
مسأله1197_ اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز خوانده، ولی نداند به نیت ظهر خوانده یا به نیت عصر، چهار رکعت نماز قضاء به نیت نمازی که بر او واجب است بخواند.
مسأله1198_ اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشاء بدان یک نماز خوانده، ولی نداند سه رکعتی خوانده یا چهار رکعتی، باید قضای نماز مغرب و عشاء را بخواند.
4_ کثیرالشک (کسی که زیاد شک می کند)
مسأله1199_ کثیرالشک کسی است که عرفاً بگویند زیاد شک می کند یا اینکه حال او به نحوی باشد که در هر سه نماز لااقل یک مرتبه شک کند، چنین شخصی به شک خود اعتناء نکند. مگر، که کثرت شک از روی ترس و پریشانی حال یا غضب و رنج و اندوه مفرط باشد که باید به شک اعتناء کرد.
مسأله1200_ کثیرالشک اگر در بجا آوردن (جزیی) از اجزاء نماز شک کند باید بنا بگذارد آن را بجا آورده، مثلاً اگر شک کند رکوع کرده یا نه، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است، و اگر در آوردن چیزی شک کند که نماز را باطل می کند، مثل اینکه شک کند نماز صبح را دو رکعت خوانده یا سه رکعت بنا را بر صحت می گذارد.
مسأله1201_ کسی که در یک جزء نماز زیاد شک می کند، چنانچه در اجزاء دیگر نماز شک کند، باید به دستور آن عمل نماید، مثلاً کسی که زیاد شک می کند سجده کرده یا نه، اگر در بجا آوردن رکوع شک کند باید به دستور آن رفتار نماید، یعنی اگر به سجده نرفته رکوع را به جا آورد و اگر به سجده رفته اعتناء نکند.
مسأله1202_ کسی که در نماز مخصوصی مثلاً در نماز ظهر زیاد شک می کند، اگر در نماز دیگر مثلاً نماز عصر شک کند، باید به دستور شک رفتار نماید.
مسأله1203_ کسی که فقط وقتی در جای مخصوصی نماز می خواند زیاد شک می کند، اگر در غیر آنجا نماز بخواند و شکی برای او پیش آید، باید به دستور شک عمل نماید.
مسأله1204_ اگر انسان شک کند کثیرالشک شده، یا نه، باید به دستور شک عمل نماید، و کثیرالشک تا وقتی یقین نکند که به حال معمولی مردم برگشته باید به شک خود اعتناء نکند.
مسأله1205_ کسی که زیاد شک می کند، اگر شک کند رکنی را به جا آورده یا نه، و اعتناء نکند بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده، چنانچه مشغول رکن بعد نشده، باید آن را بجا آورد، و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است. مثلاً اگر شک کند رکوع کرده یا نه و اعتناء نکند، چنانچه پیش از سجده دوم یادش بیاید که رکوع نکرده است باید برگردد و رکوع کند و اگر در سجده دوم یادش بیاید، نمازش باطل است.
مسأله1206_ کسی که زیاد شک می کند، اگر شک کند چیزی را که رکن نیست بجا آورده و اعتناء نکند، و بعد یادش بیاید که آن را بجا نیاورده چنانچه از محل بجا آوردن آن نگذشته، باید آن را به جا آورد و اگر از محل آن گذشته نمازش صحیح است، مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده و اعتناء نکند چنانچه در قنوت یادش بیاید که حمد نخوانده، باید بخواند، و اگر در رکوع یادش بیاید، نمازش صحیح است.
5_ شک امام و ماموم
مسأله1207_ اگر امام جماعت در شماره رکعت های نماز شک کند، مثلاً شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، چنانچه ماموم یقین داشته باشد که چهار رکعت خوانده، و به امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است، امام باید نماز را تمام کند، و خواندن نماز احتیاط لازم نیست و نیز اگر امام یقین داشته باشد که چند رکعت خوانده است، و ماموم در شماره رکعت های نماز شک کند، باید به شک خود اعتناء ننماید، و حکم گمان هر یک از امام و ماموم گرچه بعید نیست حکم یقین باشد ولی احتیاط به اقتصار بر یقین هر یک ترک نشود.
6_ شک در نماز مستحبی
مسأله1208_ اگر در شماره رکعت های نماز مستحبی شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل می کند، باید بنا را بر کمتر بگذارد، مثلاً اگر در نافله صبح شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت، باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است، و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمی کند، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت به هر دو طرف شک عمل کند، نمازش صحیح است.
مسأله1209_ کم شدن رکن، نافله را باطل می کند، ولی زیاد شدن آن را باطل نمی کند، پس اگر یکی از اجزاء نافله را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده، باید آن جزء را انجام داده و دوباره آن رکن را بجا آورد، مثلاً اگر در بین رکوع یادش بیاید که سوره حمد را نخوانده باید برگردد و حمد را بخواند و دوباره به رکوع رود.
مسأله1210_ اگر در یکی از اجزاء نافله شک کند، خواه رکن باشد یا غیر رکن، چنانچه محل آن نگذشته، باید به جا آورد و اگر محل آن گذشته به شک خود اعتناء نکند.
مسأله1211_ اگر در نماز مستحبّی دو رکعتی گمانش به سه رکعت یا بیشتر برود، آیا باید اعتناء نکند و نمازش صحیح می باشد؟ محلّ تأمل است. بلکه بنا بر حجیّت گمان در نافله، نمازش (در فرض زیاد آوردن یک رکعت) باطل است. ولی به زیادتی رکوع یا دو سجده باطل نمی شود و اگر گمانش به دو رکعت یا کمتر برود، باید به همان گمان عمل کند، مثلاً اگر گمانش به یک رکعت می رود باید یک رکعت دیگر بخواند.
مسأله1212_ اگر در نماز نافله یکی از چیزهایی که برای آن در نماز واجب سجده سهو لازم است پیش آید مثلاً یک سجده یا تشهد را فراموش نماید، لازم نیست بعد از نماز، سجده سهو یا قضای سجده و تشهد را بجا آورد.
مسأله1213_ اگر شک کند نماز مستحبی را خوانده، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طیار وقت معین نداشته باشد بنا بگذارد که نخوانده است و همچنین است اگر مثل نافله یومیه وقت معین داشته باشد و پیش از گذشتن وقت شک کند که آن را بجا آورده یا نه. ولی اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که خوانده است یا نه، به شک خود اعتناء نکند.
شک های صحیح
مسأله1214_ در نه صورت اگر در شماره رکعت های نماز چهار رکعتی شک کند، بنا بر احتیاط باید فوراً فکر نماید پس اگر یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد، همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند، وگر نه به دستورهایی که گفته می شود عمل نماید، و آن نه صورت از این قرار است:
(اول) اگر بعد از سر برداشتن از سجده دوم شک کند که دو رکعت خوانده است یا سه رکعت، باید بنا بگذارد که سه رکعت خوانده است و یک رکعت دیگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز یک رکعت احتیاط ایستاده بجا آورد، و بعید نیست دو رکعت نشسته نیز کافی باشد.
(دوم) شک بین دو و چهار بعد از سر بر داشتن از سجده دوم که باید بنا را بگذارد چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.
(سوم) شک بین دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنا را بر چهار بگذارد و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد.
(چهارم) شک بین چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم که باید بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند، و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد. ولی اگر بعد از سجده اول، یا پیش از تمام ذکر از سجده دوم، یکی از این چهار شک برای او پیش آید، نمازش باطل است. و اگر بعد از تمام شدن و قبل از سر بر داشتن باشد احتیاط به عمل به دستور این شک و اعاده نماز ترک نشود.
(پنجم) شک بین سه و چهار، که در هر جای نماز باشد، باید بنا بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند، و بعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد. و بهتر بلکه احوط اختیار دو رکعت نشسته است.
(ششم) شک بین چهار و پنج در حال ایستادن که باید بنشیند و تشهد را بخواند و سلام نماز را بدهد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بجا آورد.
(هفتم) شک بین سه و پنج در حال ایستادن که باید بنشیند و تشهد و سلام نماز را بدهد و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بجا آورد. و اگر در غیر حال ایستادن باشد نماز باطل است. (لدوران الامر) بین الزّیادة والنقیصة.
(هشتم) شک بین سه و چهار و پنج در حال ایستادن، که باید بنشیند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته بجا آورد.
(نهم) شک بین پنج و شش در حال ایستادن که باید بنشیند و تشهد بخواند و سلام نماز را بدهد و دو سجده سهو بجا آورد. و نیز بنا بر احتیاط واجب دو سجده سهو برای ایستادن بیجا در این چهار صورت بجا آورد. و احتیاطاً برای ذکر بحول الله وخواندن تسبیحات در حال قیام سجده سهو بیاورد. گرچه احتیاط برای بحول الله ضعیف است. و شک اخیر در غیر حال ایستادن موجب باطل شدن نماز می شود.
مسأله1215_ اگر یکی از شک های صحیح برای انسان پیش آید بنا بر احتیاط واجب نباید نماز را بشکند و بایستی به دستوری که گفته شد عمل نماید.
مسأله1216_ اگر یکی از شک هایی که نماز احتیاط برای آنها واجب است در نماز پیش آید، چنانچه انسان نماز را تمام کند. احتیاط واجب است که نماز احتیاط را بخواند، و بدون خواندن نماز احتیاط، نماز را از سر نگیرد و اگر پیش از انجام کاری که نماز را باطل می کند نماز را از سر بگیرد، نماز دومش هم باطل است. ولی اگر بعد از انجام کاری که نماز را باطل می کند، مشغول نماز شود نماز دومش صحیح است.
مسأله1217_ وقتی یکی از شک های باطل برای انسان پیش آید، و بداند که اگر به حالت بعدی منتقل شود برای او یقین یا گمان پیدا می شود جائز نیست با حالت شک نماز را ادامه دهد، مثلاً اگر در حال ایستادن شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر و بداند که اگر به رکوع رود به یک طرف یقین یا گمان پیدا می کند جائز نیست با این حال رکوع کند.
مسأله1218_ اگر اول گمانش به یک طرف بیشتر باشد، بعد دو طرف در نظر او مساوی شود، باید به دستور شک عمل نماید. و اگر اول دو طرف در نظر او مساوی باشد و به طرفی که وظیفه او است بنا بگذارد، بعد گمانش به طرف دیگر برود. باید همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند.
مسأله1219_ کسی که نمی داند گمانش به یک طرف بیشتر است یا هر دو طرف در نظر او مساوی است باید به دستور شک عمل کند.
مسأله1220_ اگر بعد از نماز بداند که در بین نماز حال تردیدی داشته، که مثلاً دو رکعت خوانده یا سه رکعت، و بنا را بر سه گذاشته، ولی نداند که گمانش به خواندن سه رکعت بوده، یا هر دو طرف در نظر او مساوی بوده، باید نماز احتیاط را بخواند.
مسأله1221_ اگر موقعی که تشهد می خواند، یا بعد از ایستادن شک کند که دو سجده را بجا آورده، یا نه، و در همان موقع یکی از شک هایی که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بیفتد صحیح می باشد، برای او پیش آید، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، چنانچه به دستور آن عمل کند نمازش صحیح است.
مسأله1222_ اگر پیش از آنکه مشغول تشهد شود، یا پیش از ایستادن بعد از رکعتی که تشهّد ندارد شک کند که یک یا دو سجده را بجا آورده یا نه، و در همان موقع یکی از شک هایی که بعد از تمام شدن دو سجده صحیح است، برایش پیش آید نمازش باطل است.
مسأله1223_ اگر موقعی که ایستاده شک بین سه و چهار یا بین سه و چهار و پنج کند و یادش آید که یک یا دو سجده از رکعت قبل را بجا نیاورده، نمازش باطل است.
مسأله1224_ اگر شک او از بین برود، و شک دیگری برایش پیش آید، مثلاً اول شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، بعد شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید به دستور شک دوم عمل نماید.
مسأله1225_ اگر بعد از نماز شک کند که در حال نماز مثلاً بین دو و چهار شک کرده، یا بین سه و چهار، جایز است که نماز را دوباره بخواند. ولی احتیاط به آوردن نماز احتیاط برای هر دو قسم شک و سپس اعاده نماز نباید ترک شود.
مسأله1226_ اگر بعد از نماز بداند که در حال نماز شکی برای او پیش آمده، ولی نداند از شک های باطل یا صحیح بوده، و اگر از شک های صحیح بوده نداند کدام قسم آن بوده است، جایز است نماز را دوباره بخواند. ولی مانند صورت بالا احتیاط کند.
مسأله1227_ کسی که نشسته نماز می خواند، اگر شکی کند که باید برای آن یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند، باید یک رکعت نشسته بجا آورد. و بعید نیست دو رکعت نیز صحیح باشد و اگر شکی کند که باید برای آن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند. باید دو رکعت نشسته بجا آورد.
مسأله1228_ کسی که ایستاده نماز می خواند، اگر موقع خواندن نماز احتیاط از ایستادن عاجز شود، باید مثل کسی که نماز را نشسته می خواند که حکم آن در مسأله پیش گفته شد، نماز احتیاط را بیاورد.
مسأله1229_ کسی که نشسته نماز می خواند، اگر موقع خواندن نماز احتیاط بتواند بایستد، باید به وظیفه کسی که نماز ایستاده می خواند عمل کند.
دستور نماز احتیاط
مسأله1230_ کسی که نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از سلام نماز باید فوراً نیت نماز احتیاط کند و تکبیر بگوید و حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده نماید. پس اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب است، بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب است بعد از دو سجده، یک رکعت دیگر مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از تشهد سلام بدهد.
مسأله1231_ نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و باید آن را آهسته بخوانند و نیت آن را به زبان نیاورند، و احتیاط واجب است که (بسم الله) آن را هم آهسته بگویند.
مسأله1232_ اگر پیش از خواندن نماز احتیاط دانست نمازی که خوانده درست بوده، نماز احتیاط ساقط است و اگر در بین نماز احتیاط دانست، آن را رها کرده و لازم نیست آن را تمام نماید.
مسأله1233_ اگر پیش از خواندن نماز احتیاط دانست که رکعت های نمازش کم بوده، چنانچه کاری که نماز را باطل می کند انجام نداده، باید آنچه از نماز نخوانده بخواند و برای سلام بی جا دو سجده سهو بنماید. و اگر کاری که نماز را باطل می کند انجام داده، مثلاً پشت به قبله کرده باید نماز را دوباره بجا آورد.
مسأله1234_ اگر بعد از نماز احتیاط دانست کسری نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین سه و چهار یک رکعت نماز احتیاط بخواند بعد بداند نماز را سه رکعت خوانده، نمازش صحیح است.
مسأله1235_ اگر بعد از خواندن نماز احتیاط دانست کسری نماز کمتر از نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط بخواند، بعد بداند نماز را سه رکعت خوانده، باید نماز را دوباره بخواند.
مسأله1236_ اگر بعد از خواندن نماز احتیاط دانست کسری نمازش بیشتر از نماز احتیاط بوده، مثلاً در شک بین سه و چهار یک رکعت نماز احتیاط بخواند، بعد بداند نماز را دو رکعت خوانده، چنانچه بعد از نماز احتیاط کاری که نماز را باطل می کند انجام داده، مثلاً پشت به قبله کرده باید نماز را دوباره بخواند، و اگر کاری که نماز را باطل می کند انجام نداده، آیا نماز احتیاطش محسوب است، و باید یک رکعت کسری نمازش را به جا آورد. و نمازش صحیح است. و برای زیادی هر یک از سلام در اصل نماز، و نماز احتیاط دو سجده سهو بجا آورد؟ محل اشکال است ولی بعید نیست، بلکه رکعت کسری را آورده ونماز را دوباره بخواند و احتیاط کامل نسبت به زیادتی ها آوردن سجده سهو برای هر یک از آنها است.
مسأله1237_ اگر بین دو و سه و چهار بعد از اکمال سجدتین شک کند، و بعد از خواندن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده، یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده، لازم نیست دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بخواند.
مسأله1238_ اگر بین سه و چهار شک کند و موقعی که یک رکعت نماز احتیاط ایستاده را می خواند یادش بیاید که نماز را سه رکت خوانده، باید نماز احتیاط را تمام کند، و نمازش صحیح است، ولی در فرض تذکر قبل از رکوع، احتیاط عمل کردن به وظیفه کسی است که متذکر نقص شده گرچه تفاوت روشنی با اتمام نماز احتیاط ندارد. و در صورت تذکر در حال رکوع نماز را تمام کرده در هر دو مورد اعاده نماید. و برای سلام زیادی و هر کدام از سایر زیادی ها سجده سهو بنماید، و اگر موقعی که دو رکعت نماز احتیاط نشسته می خواند یادش بیاید، پس اگر قبل از رکوع اول یادش بیاید، بایستد و نماز را مطابق کسری که دارد تمام نماید، و اگر بعد از رکوع یادش بیاید نمازش باطل است.
مسأله1239_ اگر بین دو و سه و چهار بعد از اکمال سجدتین شک کند و موقعی که دو رکعت نماز احتیاط ایستاده را می خواند، پیش از رکوع دوم یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده، باید بنشیند و نماز احتیاط را یک رکعتی تمام کند، و احتیاطاً نماز را اعاده نماید. و برای سلام زیادی و زیادتی قیام و یا اذکار دیگر سجده سهو بنماید.
مسأله1240_ اگر در بین نماز احتیاط دانست کسری نمازش بیشتر یا کمتر از نماز احتیاط بوده، چنانچه نتواند نماز احتیاط را مطابق کسری نمازش تمام کند، باید آن را رها کند، و در این صورت اگر ممکن باشد کسری نماز را بجا آورد و اگر ممکن نباشد، نماز را دوباره بخواند، مثلاً در شک بین سه و چهار اگر موقعی که دو رکعت نماز احتیاط نشسته را میخواند یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده، چون نمیتواند دو رکعت به جای دو رکعت ایستاده حساب کند، باید نماز نشسته را رها کند، پس اگر قبل از رکوع اول نماز احتیاط یادش آمده بود باید کسری نمازش را بخواند و اگر بعد از آن بوده باید نماز را دوباره بجا آورد. و در صورت اول برای زیادتی ها هر کدام و بنا بر احتیاط در بعضی سجده سهو بیاورد.
مسأله1241_ اگر شک کند نماز احتیاطی را که بر او واجب بوده بجا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته و به شک خود اعتناء نکند، و اگر وقت دارد در صورتی که بین شک و نماز زیاد طول نکشیده و کاری هم مثل رو گرداندن از قبله که نماز را باطل می کند انجام نداده، باید نماز احتیاط را بخواند، و اگر کاری که نماز را باطل می کند آورده، یا بین نماز و شک او زیاد طول کشیده اعتنا به شک ننماید. ولی در این دو صورت خصوصاً اگر خود را فارغ از نماز نداند احتیاط اعاده آن است.
مسأله1242_ اگر در نماز احتیاط، رکنی را زیاد کند، یا مثلاً به جای یک رکعت دو رکعت بخواند، نماز احتیاط باطل می شود، و باید دوباره اصل نماز را نخواند. و مستحب است قبل از آنکه نماز احتیاط را اعاده کند.
مسأله1243_ موقعی که مشغول نماز احتیاط است اگر در یکی از کارهای آن شک کند، چنانچه محل آن نگذشته، باید بجا آورد، و اگر محلش گذشته، باید به شک خود اعتناء نکند، مثلاً اگر شک کند که حمد خوانده یا نه چنانچه به رکوع نرفته باید بخواند، و اگر به رکوع رفته باید به شک خود اعتناء نکند.
مسأله1244_ اگر در شماره رکعت های نماز احتیاط شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل می کند، باید بنا را بر کمتر بگذارد و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمی کند باید بنا را بر بیشتر بگذارد، مثلاً موقعی که مشغول خواندن دو رکعت نماز احتیاط است، اگر شک کند که دو رکعت خوانده، یا سه رکعت، چون طرف بیشتر نماز را باطل می کند، باید بنا را بگذارد که دو رکعت خوانده و اگر شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون طرف بیشتر شک نماز را باطل نمی کند باید بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است. ولی احتیاط به اعاده نماز احتیاط و اصل نماز ترک نشود. گرچه اکتفاء به همان اصل نماز بعید نیست.
مسأله1245_ اگر در نماز احتیاط چیزی که رکن نیست سهواً کم یا زیاد شود، بنا بر احتیاط سجده سهو بیاورد.
مسأله1246_ اگر بعد از سلام نماز احتیاط شک کند که یکی از اجزاء یا بیشتر آن را بجا آورده یا نه، به شک خود اعتناء نکند.
مسأله1247_ اگر در نماز احتیاط، تشهد یا یک سجده را فراموش کند و در جای خود تدارکش ممکن نباشد، احتیاط واجب بلکه نسبت به سجده اقوی است که بعد از سلام نماز آن را قضاء نماید.
مسأله1248_ اگر نماز احتیاط و قضای یک سجده یا قضای یک تشهد یا دو سجده سهو بر او واجب شود، باید اول نماز احتیاط را بجا آورد.
مسأله1249_ حکم گمان در نماز نسبت به رکعات مثل حکم یقین است، مثلاً اگر نداند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، و گمان داشته باشد که دو رکعت خوانده بنا می گذارد که دو رکعت است و اگر در نماز چهار رکعتی گمان دارد که چهار رکعت خوانده، نباید نماز احتیاط بخواند، اما نسبت به افعال گمان حکم شک را دارد، پس اگر کمان دارد رکوع کرده در صورتی که داخل سجده نشده است، باید آن را بجا آورد و اگر گمان دارد حمد را نخوانده، چنانچه در سوره داخل شده باشد اعتناء به گمان ننماید و نمازش صحیح است. ولی در مثل حمد از چیزهایی که ذکر و قرآن است اعاده آنها به قصد قربت مطلقه و در موارد افعال چون رکوع و سجده بعد از اتمام نماز اعاده آن مستحب است.
مسأله1250_ حکم شک و سهو و گمان در نمازهای واجب یومیه و نمازهای واجب دیگر فرق ندارد، مثلاً در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون شک او در نماز دو رکعتی است، نمازش باطل می شود، و اگر گمان داشته باشد که دو رکعت یا یک رکعت است، بر طبق گمان خود نماز را تمام می نماید. و در مورد سجده و تشهد فراموش شده حکم مسأله 1247 جاری است، و در جایی که در نمازهای یومیه سجده سهو واجب می شود، در آنها نیز واجب است.
سجده سهو
اشاره
مسأله1251_ برای پنج چیز بعد از سلام نماز، باید دو سجده سهو به دستوری که بعداً گفته می شود، بجا آورد.
اول _ چنانچه در بین نماز، سهواً حرف بزند.
دوم _ جایی که نباید سلام نماز را بدهد، مثلاً در رکعت اول سهواً سلام بدهد.
سوم _ اگر تشهد را فراموش کند و جای تدارک آن گذشته باشد.
چهارم _ چنانچه در نماز چهار رکعتی بعد از تمامی ذکر سجده دوم شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت.
پنجم _ آنکه یک سجده را فراموش کند و جای تدارک آن گذشته باشد، یا اینکه در جایی که باید بایستد مثلاً موقع خواندن حمد و سوره اشتباهاً بنشیند و در موقعی که باید بنشیند مثلاً موقع تشهد اشتباهاً بایستد. در این سه صورت، بنا بر احتیاط واجب باید دو سجده بجا آورد. بلکه برای هر چیزی که در نماز اشتباهاً کم یا زیاد کند احتیاط است که دو سجده سهو بنماید. و احکام این چند صورت در مسائل آینده گفته می شود.
مسأله1252_ اگر انسان اشتباهاً یا به خیال اینکه نمازش تمام شده حرف بزند، باید دو سجده سهو بجا آورد.
مسأله1253_ برای صدایی که از آه کشیدن و سرفه کردن پیدا می شود سجده سهو واجب نیست. ولی اگر مثلاً سهواً آخ یا آه بگوید، بایدسجده سهو نماید.
مسأله1254_ اگر چیزی را که سهواً غلط خوانده دوباره به طور صحیح بخواند، برای غلط خواندن آن سجده سهو بنا بر احتیاط واجب است.
مسأله1255_ اگر در نماز سهواً مدتی حرف بزند و تمام آنها عرفاً یک مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز کافی است.
مسأله1256_ اگر سهواً تسبیحات اربع را نگوید، احتیاط است که بعد از نماز دو سجده سهو بجا آورد. همچنین در زیادتی آن.
مسأله1257_ اگر در جایی که نباید سلام نماز را بگوید سهواً بگوید (السلام علینا و علی عبادلله الصالحین) یا بگوید (السلام علیکم) اگرچه (و رحمة الله و برکاته) را نگفته باشد باید دو سجده سهو بنماید، و همچنین اگر اشتباهاً بگوید (السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته) احتیاط است که دو سجده سهو بجا آورد. و نیز اگر بعضی از جملات دو سلام را سهواً آورده، وجوب سجده قوی است.
مسأله1258_ اگر در جایی که نباید سلام دهد اشتباهاً هر سه سلام را بگوید دو سجده سهو کافی است.
مسأله1259_ اگر یک سجده یا تشهد را فراموش کند، و پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید، باید برگردد و بجا آورد. و بعد از نماز بنا بر احتیاط واجب برای ایستادن بیجا دو سجده سهو بنماید.
مسأله1260_ اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید که یک سجده یا تشهد را از رکعت پیش فراموش کرده، باید بعد از سلام نماز سجده را قضاء نموده و تشهد را نیز احتیاطاً قضاء کند، و بعد از آن در فراموش کردن تشهد دو سجده سهو نیز بجا آورد.
مسأله1261_ اگر می داند در نماز زیاد کرده یا کم، بنا بر احتیاط واجب (اگر اقوی نباشد) سجده سهو بر او واجب است.
مسأله1262_ اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً بجا نیاورد، معصیت کرده، و واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد، و چنانچه سهواً بجا نیاورد هر وقت یادش آمده بنا بر احتیاط باید فوراً انجام دهد، و لازم نیست نماز را دوباره بخواند.
مسأله1263_ اگر شک دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده یا نه، لازم نیست بجا آورد.
مسأله1264_ کسی که شک دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده یا چهار تا، اگر دو سجده بنماید کافی است.
مسأله1265_ اگر بداند که یکی از دو سجده سهو را بجا نیاورده، با باقی بودن موالات بیاورد و با فوت آن بنا بر احتیاط واجب دو سجده سهو بجا آورد، و اگر بداند سهواً سه سجده کرده، احتیاط واجب است که دوباره دو سجده سهو بنماید.
مسأله1266_ اگر شکّ دارد یک سجده از نماز آورده یا دو سجده، و در تشهّد وارد شده به شک خود اعتناء نکند، و قبل از آن سجده دیگر را بیاورد و اگر ذکر سجده را فراموش کرده و سر از سجده برداشته، اعاده کردن آن لازم نیست گرچه بهتر است.
دستور سجده سهو
مسأله1267_ دستور سجده سهو این است که بعد از سلام نماز و فوراً نیت سجده سهو کند و پیشانی را بر چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و احوط این است که بگوید: (بسم الله و بالله السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته) و می تواند یکی از دو صیغه دیگر را بگوید (بسم الله و بالله وصلی الله علی محمّد و آل محمّد). (بسم الله وبالله الّلهم صلّ علی محمد و آل محمّد) و احوط جمع بین دو صیغه است. و مانند نماز تشهد بخواند، بعد از آن بگوید: (السلام علیکم) و اولی این است (و رحمة الله و برکاته) را اضافه کند. و احتیاط لازم مراعات تمام شرایط سجده نماز در این دو سجده است. و همچنین چیزهایی که نماز را باطل می کند، باید در این سجده ترک شود، و لازم است بین دو سجده آرام بنشیند.
قضای سجده و تشهد فراموش شده
مسأله1268_ سجده و تشهدی را که فراموش کرده و بعد از نماز قضای آن را به جا می آورد، باید تمام شرائط نماز مانند پاک بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرط های دیگر را داشته باشد.
مسأله1269_ اگر سجده را چند دفعه فراموش کند، مثلاً یک سجده از رکعت اول، و یک سجده از رکعت دوم فراموش نماید، باید بعد از نماز قضای هر دو را با سجده های سهوی که احتیاطاً برای آنها لازم است بجا آورد.
مسأله1270_ اگر یک سجده و تشهد را فراموش کند، می تواند هر یکی را که بخواهد اول قضاء نماید اگرچه بداند کدام اول فراموش شده است، و بنا بر احتیاطی که سزاوار ترک نیست اول آنچه را ابتداءً فوت شده قضاء نماید و اگر نداند کدام اول فوت شده، احتیاط آوردن تشهد بعداً سجده سپس اعاده تشهد است.
مسأله1271_ اگر دو سجده از دو رکعت فراموش نماید لازم نیست هنگام قضاء مراعات ترتیب نماید. و احتیاطی که سزاوار ترک نیست مراعات است.
مسأله1272_ اگر بین سلام نماز و قضای سجده یا تشهد کاری کند که اگر عمداً یا سهواً در نماز اتفاق بیفتد نماز باطل می شود، مثلاً پشت به قبله نماید، احتیاط واجب است که بعد از قضای سجده و تشهد دوباره نماز را بخواند. اگرچه اکتفاء به اعاده نماز قویّ است.
مسأله1273_ اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک سجده یا تشهد را از رکعت آخر فراموش کرده، و منافی عمدی و سهوی نیاورده، و منافی عمدی را عمداً نیاورده باید برگشته آنچه را فراموش کرده بیاورد و احتیاطاً اجزاء بعدی (تشهد یا سلام) را به قصد قربت بدون نیّت اداء و قضاء انجام دهد و دو سجده سهو برای سلام بی جا بجا آورد و در صورت آوردن منافی دستور سابق را عمل کرده و احتیاطاً نماز را اعاده کند.
مسأله1274_ اگر بین سلام نماز و قضای سجده یا تشهد کاری کند که برای آن سجده سهو واجب می شود، مثل آنکه سهواً حرف بزند، بعد از قضاء سجده یا تشهد احتیاطاً دوبار دو سجده سهو بیاورد. و اگر سجده یا تشهّد از رکعت اخیر فراموش شده، یک بار دیگر دو سجده سهو برای سلام بی جا نیز انجام دهد.
مسأله1275_ اگر نداند که در نماز سجده را فراموش کرده یا تشهد را، هر دو را احتیاطاً آورده و دو سجده سهو بجا آورد.
مسأله1276_ اگر شک دارد که سجده یا تشهد را فراموش کرده، واجب نیست قضاء تشهّد یا سجده نماز یا سجده سهو نماید.
مسأله1277_ اگر بداند سجده یا تشهد را فراموش کرده، و شک کند که پیش از رکوع رکعت بعد یا قبل از سلام (در فراموشی رکعت اخیر) بجا آورده یا نه، واجب است آن را قضاء نماید.
مسأله1278_ کسی که باید سجده یا تشهد را قضاء نماید، اگر برای سبب دیگری هم سجده سهو بر او واجب شود، باید بعد از نماز سجده یا تشهد را قضاء نماید، بعد سجده سهو را بجا آورد.
مسأله1279_ اگر شک دارد که بعد از نماز، قضای سجده یا تشهد فراموش شده را بجا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز نگذشته، باید سجده یا تشهد را قضاء نماید، و اگر وقت نماز گذشته، قضای آن احتیاطاً ترک نشود.
کم و زیاد کردن اجزاء و شرائط نماز
مسأله1280_ هر گاه چیزی از واجبات نماز را عمداً کم یا زیاد کند اگرچه یک حرف از حمد یا سوره یا ذکرهای واجب باشد، نماز باطل است.
مسأله1281_ اگر به سبب ندانستن مسأله، از روی تقصیر چیزی او واجبات نماز را کم یا زیاد کند، نماز باطل است، و همچنین از روی ندانستن که در آن مقصر نبوده بنا بر احتیاط. گرچه احتمال صحت قوی است. ولی چنانچه به سبب ندانستن مسأله، حمد و سورهی نماز صبح و مغرب و عشاء را آهسته بخواند، یا حمد و سوره نماز ظهر و عصر را بلند بخواند، یا در مسافرت نماز ظهر و عصر و عشاء را چهار رکعتی بخواند، نمازش صحیح است.
مسأله1282_ اگر در بین نماز دانست وضوء یا تیمّم (در جای تیمّم) یا غسلش باطل بوده، یا بدون طهارت مشغول نماز شده، باید نماز را به هم بزند، و دوباره با وضوء یا غسل یا تیمّم (اگر وظیفه اش تیمّم است) بخواند، و اگر بعد از نماز بداند، باید نماز را با وضوء یا غسل یا تیمّم بجا آورد و اگر وقت گذشته قضاء نماید.
مسأله1283_ اگر بعد از رسیدن به رکوع یادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش را فراموش کرده، نمازش باطل است. و اگر پیش از رسیدن به رکوع یادش بیاید باید برگردد و دو سجده را بجا آورد، و برخیزد و حمد و سوره یا تسبیحات را بخواند و نماز را تمام کند، و بعد از نماز بنا بر احتیاط واجب، برای ایستادن بیجا دو سجده سهو بنماید.
مسأله1284_ اگر پیش از گفتن (السلام علینا) و (السلام علیکم) یادش بیاید که دو سجده رکعت آخر را بجا نیاورده، باید دو سجده را بجا آورد، و دوباره تشهد بخواند و سلام نماز را بدهد.
مسأله1285_ اگر پیش از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز نخوانده، باید مقداری را که فراموش کرده بجا آورد.
مسأله1286_ اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده، چنانچه کاری انجام داده که عمداً یا سهواً نماز را باطل می کند، مثلاً پشت به قبله کرده، نمازش باطل است، و اگر کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می کند انجام نداده باید فوراً مقداری را که فراموش کرده بجا آورد و برای سلام زیادی دو سجده سهو بنماید.
مسأله1287_ هرگاه بعد از سلام نماز عملی انجام دهد که عمداً یا سهواً نماز را باطل می کند، مثلاً پشت به قبله نماید، و بعد یادش بیاید که دو سجده آخر را بجا نیاورده، نمازش باطل است. و اگر پیش از انجام کاری که نماز را باطل می کند یادش بیاید، باید دو سجده ای را که فراموش کرده بجا آورد، و دوباره تشهد بخواند، و سلام نماز را بدهد و دو سجده سهو برای سلامی که اول گفته است بنماید. و اعاده نماز نیز اولی است.
مسأله1288_ اگر دانست نماز را پیش از وقت خوانده، یا پشت به قبله خوانده باید دوباره بخواند، و اگر وقت گذشته قضاء نماید و چنانچه بداند که به طرف راست یا به طرف چپ قبله یا بین طرف راست و قبله و یا طرف چپ و قبله بجا آورده، در صورتی که پیش از گذشتن وقت باشد دوباره بخواند، و اگر اجتهاد در شناختن قبله کرده و مابین سمت راست یا چپ و قبله بوده اعاده لازم نیست. ولی اگر بعد از گذشتن وقت باشد بعید نیست کسی که کوشش برای یافتن قبله کرده یا اشتباه در جهت داشته یا معتقد بوده که همان جهت قبله بوده نماز خوانده (به خلاف غیر اینها که اعاده احتیاطاً لازم است) قضاء نداشته باشد مگر اینکه این عمل به جهت ندانستن حکم شرعی بوده باشد.
نماز مسافر
مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشاء را با هشت شرط شکسته بجا آورد یعنی دو رکعت بخواند.
شرط اول _ آنکه سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی نباشد. و گفته اند فرسخ شرعی مقداری کمتر از پنج کیلومتر و نیم است، ولی باید مسلم باشد.
مسأله1289_ کسی که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، چنانچه رفتن و همچنین برگشتنش کمتر از چهار فرسخ نباشد، باید نماز را شکسته بخواند. بنا بر این اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ، یا به عکس باشد باید نماز را تمام یعنی چهار رکعتی بخواند، و احتیاط به خواندن دو رکعت را ترک نکند.
مسأله1290_ اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد ولو روزی که می رود، همان روز یا شب آن برنگردد، باید نماز را شکسته بخواند، اگرچه بهتر است تمام نیز بخواند.
مسأله1291_ اگر سفر مختصری از هشت فرسخ کمتر باشد، یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است، نباید نماز را شکسته بخواند و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است، تحقیق کردن در صورت مشقت برایش لازم نیست، و باید نمازش را تمام بخواند.
مسأله1292_ اگر یک عادل یا شخص موثقی خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است، چنانچه از گفته آنان اطمینان پیدا شود باید نماز را شکسته بخواند. وگرنه احتیاط به جمع بین تمام و شکسته نماید.
مسأله1293_ کسی که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شکسته بخواند، و بعد بداند که هشت فرسخ نبوده، باید آن را چهار رکعتی بجا آورد، و اگر وقت گذشته، قضاء نماید.
مسأله1294_ کسی که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست، یا شک دارد که هشت فرسخ هست، چنانچه در بین راه بداند که سفر او هشت فرسخ بوده، اگرچه کمی از راه باقی باشد، باید نماز را شکسته بخواند، و اگر تمام خوانده باید دوباره شکسته بجا آورد.
مسأله1295_ اگر بین دو محلی که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد کند، اگرچه روی هم رفته هشت فرسخ شود باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1296_ اگر محلی دو راه داشته باشد، یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهی که هشت فرسخ است به آنجا برود، باید نماز را شکسته بخواند، و اگر از راهی که هشت فرسخ نیست برود، باید تمام بخواند.
مسأله1297_ اگر شهر بارو دارد، و بعد از بارو خانه های دیگر بنا نشده باید ابتدای هشت فرسخ را از باروی شهر، و اگر بارو ندارد، باید از خانه های آخر شهر حساب نماید، و ابتدای سفر برای چادر نشینان و مانند آنان منزلشان حساب می شود.
شرط دوم _ آن که از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جایی که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند، و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند جایی برود که با مقداری که آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، یا چهار فرسخ برود، و چهار فرسخ دیگر به وطنش یا محلی که می خواهد ده روز در آنجا بماند برگردد، باید نماز را شکسته بخواند. و چنانچه از اوّل قصد چهار فرسخ یا بیشتر را با قصد برگشتن داشت، نماز را شکسته می خواند و در مسأله1289 به آن اشاره شد.
مسأله1298_ کسی که نمی داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً برای پیدا کردن گمشده ای مسافرت می کند، و نمی داند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند، باید نماز را تمام بخواند ولی در برگشتن چنانچه تا وطنش یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ یا بیشتر باشد باید نماز را شکسته بخواند. و اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد نماز وی شکسته است.
مسأله1299_ مسافر در صورتی باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس کسی که از شهر بیرون می رود و مثلاً قصدش این است که اگر رفیق پیدا می کند، سفر هشت فرسخی برود. چنانچه رفیق پیدا کرد و به سفر رفت باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1300_ کسی که قصد هشت فرسخ دارد، اگرچه در هر روز مقدار کمی راه برود وقتی به جایی برسد که اذان شهر را نشنود و اهل شهر او را نبینند و نشانه آن این است که او اهل شهر را نبیند، باید نماز را شکسته بخواند، ولی اگر در هر روز مقدار خیلی کمی راه برود که عرفاً نگویند مسافر است، باید نمازش را تمام بخواند، و احتیاط مستحب است که هم شکسته هم تمام بخواند.
مسأله1301_ کسی که در سفر در اختیار دیگر است مانند نوکری که با آقای خود مسافرت می کند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است باید نماز را شکسته بخواند، و اگر نداند، نماز را تمام بجا آورد، و پرسیدن لازم نیست. (ولی احتیاط است).
مسأله1302_ کسی که در سفر در اختیار دیگری است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1303_ کسی که در سفر در اختیار دیگری است، اگر شک دارد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود، باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر شک او از این جهت است که احتمال می دهد مانعی برای سفر او پیش آید، چنانچه احتمال او در نظر مردم نباشد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1304_ کسی را که بدون اراده و اختیار مثلاً دست و پا بسته یا در حال بیهوشی به هشت فرسخ ببرند، آیا نماز وی شکسته است؟ احتمال قوی دارد ولی احتیاط به جمع کردن بین شکسته و چهار رکعتی ترک نشود.
شرط سوم _ آنکه در بین راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، یا مردّد شود، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1305_ اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در برگشتن و ماندن مردّد باشد، باید نماز را تمام بخواند. ولی در فرض اخیر اگر قصد برگشتن در کمتر از 10 روز دارد، نماز وی شکسته است.
مسأله1306_ اگر بعد رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، و تصمیم داشته باشد که برگردد، باید نماز را شکسته بخواند، اگرچه بخواهد کمتر از ده روز در آنجا بماند.
مسأله1307_ اگر برای رفتن به محلی که هشت فرسخ است حرکت کند، و بعد از رفتن مقداری از راه بخواهد جای دیگری برود، چنانچه از محل اولی که حرکت کرده تا جایی که می خواهد برود، هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1308_ اگر بعد از آنکه چهار فرسخ رفت، مردّد شود که بقیه هشت فرسخ را برود یا بدون اینکه ده روز در جایی بماند به محل خود برگردد، چه موقعی که مردّد است راه برود یا نرود، باید نماز را شکسته بخواند، خواه بعداً تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود یا اینکه برگردد.
مسأله1309_ اگر بعد از آنکه چهار فرسخ برود، مردّد شود که بقیه هشت فرسخ را برود یا اینکه به محل خود برگردد، ولی احتمال بدهد که در محل تردید یا جای دیگر ده روز توقف می نماید، اگرچه بعد تصمیم بگیرد که بدون ماندن ده روز بقیه را برود، در این صورت لازم است نماز را تمام کند، و شکسته را نیز احتیاطاً بیاورد چه در حال تردید راه برود چه نرود، ولی اگر تصمیمش این باشد که هشت فرسخ دیگر برود یا چهار فرسخ برود، و چهار فرسخ برگردد از وقتی که شروع به رفتن نماید نمازش شکسته است.
مسأله1310_ اگر پیش از آنکه چهار فرسخ برود، مردّد شود که بقیه راه را برود یا نه، و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود، چنانچه باقی مانده سفر او هشت فرسخ باشد، یا آنکه بخواهد چهار فرسخ رفته و چهار فرسخ دیگر برگردد از وقتی که شروع به راه رفتن بعد از تصمیمش نماید نماز را شکسته می خواند، و در این صورت نیز فرقی نیست که در حال تردید راه برود یا نرود، و اگر مسافتی را که قصد دارد برود با مقداری از راه رفته قبل از مردّد شدن هشت فرسخ باشد احتیاط در خواندن شکسته و تمام ترک نشود، مگر تردید در زمانی زیاد بوده به طوری که ادامه راه رفتن، راه رفتن جدید به شمار آید که باید شرایط سفر جدید در شکسته بودن نماز مراعات گردد.
شرط چهارم _ آنکه نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز یا بیشتر در جایی بماند، پس کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلی بماند، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1311_ کسی که نمی داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش میگذرد یا نه، یا ده روز در محلی قصد اقامت مینماید یا نه، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1312_ کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند، و نیز کسی که مردّد است که از وطنش بگذرد یا ده روز در محلی بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد، و بخواهد برود و برگردد، و برگشتن نیز چهار فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند.
شرط پنجم _ آنکه برای کار حرام سفر نکند، و اگر برای کار حرامی مانند دزدی سفر کند، باید نماز را تمام بخواند. و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آنکه برای او ضرری که اقدام بر آن شرعاً حرام است داشته باشد یا زن بدون اجازه شوهر در صورتی که نشوز بر او صادق شود، بلکه مطلقاً بنا بر احتیاط، و فرزند بانهی پدر و مادر که موجب عقوقش باشد سفری بروند که بر آنان واجب نباشد، ولی اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شکسته بخوانند.
مسأله1313_ سفری که واجب نیست اگر به سبب اذیت پدر و مادر باشد حرام است، و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و اگر ماه رمضان است روزه هم بگیرد.
مسأله1314_ کسی که سفر او حرام نیست و برای کار حرام هم سفر نمی کند، اگرچه در سفر معصیتی انجام دهد، مثلاً غیبت کند یا شراب بخورد باید نماز شکسته بخواند.
مسأله1315_ اگر برای آنکه کار واجبی را ترک کند مسافرت نماید چه غرض دیگری در سفر داشته باشد یا نه نمازش تمام است، پس اگر بدهکار است و بتواند بدهی خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه کند، چنانچه در سفر نتواند بدهی خود را بدهد، و برای فرار از دادن قرض مسافرت نماید، باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر سفرش برای کار دیگری است اگرچه در سفر ترک واجب نیز بنماید. باید نماز را شکسته بخواند. و شایسته است تمام را نیز بیاورد.
مسأله1316_ اگر سفر او سفر حرام نباشد، ولی حیوان سواری او یا مرکب دیگری که سوار است غصبی باشد، یا در زمین غصبی مسافرت کند باید نماز را شکسته بخواند. و احتیاط به تمام خواندن نیز شایسته است ترک نشود خصوصاً در صورت انحصار مرکب به مرکب غصبی و یا مسافرت در زمین غصبی و احتیاط در مرکب غصبی قوی است.
مسأله1317_ کسی که با ظالم مسافرت می کند، اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظالم باشد، باید نماز را تمام بخواند، و اگر ناچار باشد یا مثلاً برای نجات دادن مظلومی با او مسافرت کند، نمازش شکسته است.
مسأله1318_ اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند، سفر او حرام نیست، و باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1319_ اگر برای لهو و خوش گذرانی به شکار رود، نمازش در حال رفتن تمام، و در برگشتن در صورتی که به حد مسافت باشد قصر است و چنانچه برای تهیه معاش به شکار رود، نمازش شکسته است، و همچنین است اگر برای کسب و زیاد کردن مال برود، اگرچه در این صورت بنا بر احتیاطی که نباید ترک شود نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسأله1320_ کسی که برای معصیت سفر کرده، موقعی که از سفر بر می گردد، اگر برگشتن به تنهایی هشت فرسخ است باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب است در صورتی که توبه نکرده هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسأله1321_ کسی که سفر او سفر معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد، چنانچه باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد، و بخواهد برود و چهار فرسخ برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1322_ کسی که برای معصیت سفر نکرده، اگر در بین راه قصد کند که بقیه راه را برای معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند، و اگر به اندازه هشت فرسخ بدون قصد معصیت سفر کرده احتیاط به جمع بین شکسته و تمام ترک نشود. ولی نمازهایی را که شکسته خوانده در صورتی که مقدار گذشته مسافت بوده صحیح است، والا احتیاط است که آن نمازها را چهار رکعت اعاده نماید.
شرط ششم _ آنکه از صحرانشین هایی نباشد که در بیابان ها گردش می کنند، و هر جا آب و خوراک برای خود و حشمشان پیدا کنند، می مانند، و بعد از چندی به جای دیگر می روند، و صحرانشین ها در این مسافرت ها باید نماز را تمام بخوانند.
مسأله1323_ اگر یکی از صحرانشین ها برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند، چنانچه با بنه و دستگاه باشد نماز را تمام بخواند، و الا چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد، نماز را شکسته بخواند. و احتیاط به تمام آوردن نیز ترک نشود.
مسأله1324_ اگر صحرا نشین برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، اگر با بنه و دستگاه نباشد باید نماز را شکسته وگرنه تمام بخواند.
شرط هفتم _ آنکه شغل او مسافرت نباشد. بنا بر این شتردار و راننده و چوب دار و کشتیبان و مانند اینها اگرچه برای بردن اثاثیه منزل خود مسافرت کنند و گفته شود که سفر عمل آنهاست باید نماز را تمام بخوانند و در صورتی که صدق عمل و شغل به سفر اول نکند، جای احتیاط است و ملحق می شود به کسی که کارش سفر است کسی که کارش در جای دیگری است که اکثر روزها را برای کار خود سفر می رود و بر می گردد. دانش آموز باشد یا دبیر، آموزگار، استاد دانشگاه، پزشک که محل اقامتشان با محلّ کار به اندازه مسافت (8 فرسخ) یا بیشتر است یا رفتن و برگشتن به 8 فرسخ می رسد.
مسأله1325_ کسی که شغلش مسافرت است، اگر برای کار دیگری مثلاً برای زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند. ولی اگر مثلاً راننده اتومبیل خود را برای زیارت کرایه بدهد، و در ضمن خودش هم زیارت کند، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1326_ حمله دار یعنی کسی که برای رساندن حاجی ها به مکه مسافرت می کند، چنانچه شغلش مسافرت باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر شغلش مسافرت نباشد و فقط در ایام حج برای حمله داری سفر می کند، احتیاط واجب است که بین نماز تمام و شکسته جمع نماید، مگر شغلش ولو به طور موقت (گفته شود) مسافرت است که تمام خواندن قوی است. ولی چنانچه مدت سفر او کم باشد مثل این زمان که سفر با هواپیما است. بعید نیست حکم او شکسته باشد.
مسأله1327_ کسی که شغل او حمله داری است و حاجی ها را از راه دور به مکه می برد، چنانچه مقدار معتنی بهی از ایام سال را در راه باشد، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1328_ کسی که در مقداری از سال شغلش مسافرت است، مثل راننده که فقط زمستان یا تابستان اتومبیل خود را کرایه می دهد باید در آن سفر نماز را تمام بخواند، و احتیاط مستحب است که هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسأله1329_ راننده و دوره گردی که در دو سه فرسخی شهر رفت و آمد می کند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخی برود، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1330_ چهار پاداری که شغلش مسافرت است، اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد، چه بدون قصد بماند باید در سفر اولی که بعد از ده روز می رود نماز را شکسته بخواند و همچنین است اگر در غیر وطن خود ده روز با قصد بماند.
مسأله1331_ کسی که شغلش مسافرت است غیر از چهارپادار، اگرچه در غیر وطن خود با قصد ده روز بماند، یا در وطن خود، هر چند بدون قصد ده روز بماند، در سفر اولی که بعد از ده روز می رود نیز حکمش قویاً شکسته است ولی احتیاط واجب است که بین نماز تمام و شکسته جمع نماید.
مسأله1332_ چهارپاداری که شغلش مسافرت است، اگر شک کند که در وطن خود یا جای دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1333_ کسی که در شهرها سیاحت می کند، و برای خود وطنی اختیار نکرده باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1334_ کسی که شغلش مسافرت نیست، اگر مثلاً در شهری یا در دهی جنسی دارد که برای حمل آن مسافرت های پی در پی می کند، باید نماز را شکسته بخواند.
شرط هشتم _ آنکه به حد ترخص برسد، و معنای حد ترخص در مسأله (1300) گذشت، و اما در غیر وطن اعتباری به حد ترخص قویاً نیست و همین که از محل اقامت خارج شود نمازش قصر است. ولی احتیاط ترک نشود.
مسأله1335_ کسی که به سفر می رود اگر به جایی برسد که اذان جایی را که از آنجا سفر کرده نشنود ولی اهل شهر یا دیوارهای آن را ببیند یا اهل شهر را نبیند و صدای اذان را بشنود چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند بنا بر احتیاط واجب باید هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسأله1336_ مسافری که به وطنش بر می گردد وقتی که اهل وطن خود یا دیوارهای آن را ببیند و صدای اذان وطن را بشنود باید نماز را تمام بخواند و مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند، مادامی که به آن محل نرسیده نمازش قصر است، ولی احتیاط شایسته ترک نیست.
مسأله1337_ هرگاه شهر در بلندی باشد که از دور اهل یا دیوارهای آن (همچنین در مثل مسأله 1338) دیده شود یا به قدری گود باشد که اگر انسان کمی دور شود اهل آن را نبیند، کسی که از اهالی آن شهر مسافرت می کند، وقتی به اندازه ای دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود، اهلش از آنجا دیده نمی شدند، باید نماز خود را شکسته بخواند. و نیز اگر پستی و بلندی راه بیشتر از معمول باشد باید ملاحظه معمول را بنماید.
مسأله1338_ اگر از محلی مسافرت کند که اهل یا دیوار ندارد، وقتی به جایی برسد که اگر آن محل اهل یا دیوار داشت از آنجا دیده نمی شد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1339_ اگر به قدری دور شود که نداند صدایی را که می شنود صدای اذان است یا صدای دیگر، باید نماز را شکسته بخواند، ولی اگر بداند اذان می گویند و کلمات آن را تشخیص ندهد، باید تمام بخواند.
مسأله1340_ اگر به قدری دور شود که اذان خانه ها را نشنود، ولی اذان شهر را که معمولاً در جای بلند می گویند بشنود، نباید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1341_ اگر به جایی برسد که اذان شهر را که معمولاً در جای بلند می گویند نشنود ولی اذانی را که در جای خیلی بلند می گویند بشنود، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1342_ اگر چشم یا گوش او، یا صدای اذان غیر معمولی باشد در محلی باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسط، اهل شهر یا دیوارهای آن را نبیند و گوش متوسط صدای اذان معمولی را نشنود.
مسأله1343_ اگر موقعی که سفر می رود شک کند که به حد ترخص رسیده یا نه، باید نماز را تمام بخواند. و مسافری که از سفر بر می گردد اگر شک کند که به حد ترخیص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند. ولی اگر در همان نقطه رفتن می خواهد نماز بخواند جمع بین شکسته و تمام بکند.
مسأله1344_ مسافری که در سفر از وطن خود عبور می کند، اگر به قدری نزدیک شود که اهل وطن خود را که در نقطه اول شهرند یا دیوارهای آن را ببیند و صدای اذان آن را بشنود، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1345_ مسافری که در بین مسافرت به وطنش رسیده، تا وقتی که در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد، وقتی به حد ترخص برسد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1346_ محلی را که انسان برای اقامت و زندگی خود اختیار کرده وطن او است، چه در آنجا به دنیا آمده و وطن پدر و مادرش باشد یا خودش آنجا را برای زندگی اختیار کرده باشد. ولی در مورد اخیر باید به مقداری که بگویند اهل آنجا است سکونت کند تا وطن گفته شود.
مسأله1347_ اگر قصد دارد در محلی که وطن اصلیش نیست مدتی بماند، بعد به جای دیگر رود، آنجا وطن او حساب نمی شود.
مسأله1348_ جایی را که انسان محل زندگی خود قرار داده و مثل کسی که آنجا وطن او است در آنجا زندگی می کند مانند اکثر طلابی که در حوزه های علمیه ساکن می باشند که اگر مسافرتی برای آنها پیش آید، دوباره به همانجا بر می گردند، گرچه قصد نداشته باشند همیشه در آنجا بمانند، در حکم وطن او حساب می شود. به شرط اینکه مدت طولانی قصد ماندن داشته باشد والا احتیاط در صورت اقامت کمتر از ده روز جمع بین نماز تمام و شکسته است. و همانند اینان دانشجویانی هستند که مثلاً سه چهار سال در جای دیگر غیر از وطن خود مشغول تحصیل هستند.
مسأله1349_ کسی که در دو محل زندگی می کند، مثلاً شش ماه در شهری و شش ماه در شهر دیگر می ماند، هر دو محل وطن او است. و نیز اگر بیشتر از دو محل را برای زندگی خود اختیار کرده باشد، همه آنها وطن او حساب می شود.
مسأله1350_ جمعی از فقهاء گفته اند کسی که در محلی مالک منزل مسکونی است اگر شش ماه متصل با قصد در آنجا بماند، تا وقتی که آن منزل مال او است هر وقت در مسافرت به آنجا برسد، باید نماز را تمام بخواند. ولی اشکال دارد، و بعید نیست در اقامت کمتر از ده روز همان نماز شکسته کافی باشد و احتیاط جمع است.
مسأله1351_ اگر به جایی برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده، نباید نماز را تمام بخواند. هر چند وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد.
مسأله1352_ مسافری که قصد دارد، ده روز پشت سر هم در محلی بماند یا می داند که بدون اختیار ده روز درمحلی می ماند، در آن محل باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1353_ مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند، لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد، و همین که قصد کند که از طلوع آفتاب و بنا بر احتیاط لازم از طلوع فجر روز اول تا غروب روز دهم بماند، باید نماز را تمام بخواند. و همچنین است اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظهر روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند. و اگر قصد از طلوع آفتاب تا غروب روز دهم یا تا کمتر از طلوع آفتاب روز یازدهم باشد احتیاط جمع است.
مسأله1354_ مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند، در صورتی باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز را در یک جا بماند، پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و کوفه یا در تهران و شمیران بماند باید نماز را شکسته بخواند. مگر دو جا با اتّصال به یکدیگر یک جا گفته شوند.
مسأله1355_ مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند، اگر از اول، قصد داشته باشد که در بین ده روز به اطراف آنجا که به قدر حد ترخص یا بیشتر دور باشد برود، اگر مدت رفتن و آمدنش مثلاً به اندازه یک یا دو ساعت است که در نظر عرف با اقامت ده روز منافات ندارد. نماز را تمام بخواند و شایسته است احتیاط به خواندن شکسته را ترک نکند و اگر مدت از این بیشتر باشد احتیاطاً بین شکسته و تمام جمع نماید، و اگر تمام یا بیشتر روز باشد نمازش شکسته است.
مسأله1356_ مسافری که تصمیم ندارد ده روز در محلی بماند، مثلاً قصدش این است که اگر رفیقش بیاید یا منزل خوبی پیدا کند، ده روز بماند، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1357_ کسی که تصمیم دارد ده روز در محلی بماند، اگر احتمال بدهد که برای ماندن او مانعی برسد و احتمال او عقلایی باشد، چنانچه مانع از تحقق قصد باشد باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله1358_ اگر مسافر بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده، و قصد کند که تا آخر ماه در جایی بماند، باید نماز را تمام بخواند، بلکه اگر نداند تا آخر ماه چقدر مانده و قصد کند تا آخر ماه بماند در صورتی که آخر ماه معلوم باشد، مثلاً روز جمعه است ولی مسافر نمی داند که روز اول قصدش پنجشنبه است تا مدت اقامتش نه روز باشد یا چهارشنبه است تا ده روز باشد، اگر بعداً معلوم شود که روز اول قصدش چهارشنبه بوده نمازش تمام است، ولی احتیاط به خواندن نماز شکسته را ترک نکند و در غیر این صورت باید نماز را شکسته بخواند اگرچه از موقعی که قصد کرده تا روز آخر ماه ده روز یا بیشتر باشد. و هم چنین اگر مثلاً قصد دارد تا آمدن فرزند یا دوستش بماند و نمی داند تا آمدن آنها 10 روز می شود یا نه.
مسأله1359_ اگر مسافر قصد کند که ده روز در محلی بماند چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی از ماندن منصرف شود، یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جای دیگر برود، باید نماز را شکسته بخواند، ولی اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی اداء از ماندن منصرف شود، یا مردد شود، تا وقتی که در آنجا هست، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1360_ مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر روزه بگیرد، و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتی اداء خوانده باشد تا وقتی که در آنجا هست روزه هایش صحیح است، و باید نمازهای خود را تمام بخواند. و اگر نماز چهار رکعتی نخوانده باشد، روزه آن روزش صحیح است، ولی احتیاط به قضاء آن ترک نشود. اما نمازهای خود را باید شکسته بخواند و روزهای بعد هم نمی تواند روزه بگیرد.
مسأله1361_ مسافری که قصد کرده ده روز درمحلی بماند، اگر از ماندن منصرف شود، و شک کند که پیش از آنکه از قصد ماندن بر گردد یک نماز چهار رکعتی اداء خوانده یا نه، باید نمازهای خود را شکسته بخواند.
مسأله1362_ اگر مسافر به نیت اینکه نماز را شکسته بخواند مشغول نماز شود، و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند، باید نماز را چهار رکعتی تمام نماید.
مسأله1363_ مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر در بین نماز اول چهار رکعتی از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول رکعت سوم نشده باید نماز را دو رکعتی تمام نماید، و بقیه نمازهای خود را شکسته بخواند و همچنین است اگر مشغول رکعت سوم شده و به رکوع نرفته باشد که باید بنشیند و نماز را شکسته به آخر برساند، و اگر به رکوع رفته نمازش بنا بر اظهر باطل است و باید آن را شکسته اعاده نماید. و تا وقتی که در آنجا هست نماز را شکسته بخواند. ولی به نظر بعض علماء احتیاط مستحب تمام کردن همان نماز و جمع بین نماز شکسته و تمام تا وقت اقامت در آن محل است.
مسأله1364_ مسافری که قصد کرده ده روز در جایی بماند، اگر بیشتر از ده روز بماند تا وقتی که مسافرت نکرده باید نمازش را تمام بخواند و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.
مسأله1365_ مسافری که قصد کرده ده روز درمحلی بماند، باید روزه واجب را بگیرد، و می تواند روزه مستحبی را هم به جا آورد، و نماز جمعه و نافله ظهر و عصر و عشاء را هم بخواند.
مسأله1366_ مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی، یا بعد از ماندن ده روز _ اگرچه یک نماز تمام هم نخوانده باشد _ بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد و دوباره در جای اول خود ده روز یا کمتر بماند، از وقتی که می رود تا وقتی که بر می گردد و بعد از برگشتن باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر برگشتن به محل اقامتش فقط از این جهت باشد که در طریق سفرش واقع شده است و سفر او مسافت شرعیه باشد لازم است موقع برگشتن نماز را شکسته بخواند. و احتیاط به جمع بین نماز شکسته و چهار رکعتی در رفتن و توقف در مقصد ترک نشود اگرچه کفایت تمام بعید نیست.
مسأله1367_ مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند، اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعت ادایی بخواهد به جای دیگری که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند، در رفتن و در محلی که قصد ماندن ده روز دارد باید نمازهای خود را تمام بخواند. ولی اگر تا محلی که می خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید موقع رفتن نمازهای خود را شکسته بخواند و چنانچه قصد ندارد ده روز در آنجا بماند باید مدتی را که درآنجا می ماند نیز نمازهای خود را شکسته بخواند.
مسأله1368_ مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادایی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد که به محل اول برگردد یا به کلی از برگشتن به آنجا غافل باشد، یا بخواهد برگردد ولی مردد باشد که ده روز آنجا بماند یا نه، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، باید از وقتی که می رود تا وقتی که بر می گردد و بعد از برگشتن، نمازهای خود را تمام بخواند. و احتیاط مستحب خواندن نماز شکسته نیز رجاء بعد از خارج شدن از محل اقامت در هر چهار صورت است.
مسأله1369_ اگر به خیال اینکه رفقایش می خواهند ده روز در محلی بمانند قصد کند که ده روز در آنجا بماند، و بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادائی دانست که آنها قصد نکرده اند، اگرچه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتی که در آنجا هست، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1370_ اگر مسافری که چهار فرسخ راه پیموده اتفاقاً سی روز در محلی بماند، مثلاً در تمام سی روز در رفتن و ماندن مردد باشد، بعد از گذشتن از سی روز اگرچه مقدار کمی در آنجا بماند، باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1371_ مسافری که می خواهد نه روز کمتر در محلی بماند، اگر بعد از آنکه نه روز یا کمتر در آن جا ماند، بخواهد دوباره نه روز دیگری بماند، و همینطور تا سی روز، روز سی و یکم باید نماز را تمام بخواند.
مسأله1372_ مسافر بعد از سی روز، در صورتی باید نماز را تمام بخواند که سی روز را در یک جا بماند، پس اگر مقداری از آن را در جایی و مقداری را در جایی دیگر بماند، بعد از سی روز هم باید نماز را شکسته بخواند.
مسائل متفرقه
مسأله1373_ مسافر می تواند در مسجد الحرام و مسجد پیغمبر (ص) بلکه در تمام شهر مکه و مدینه و مسجد کوفه نمازش را تمام بخواند. و احتیاط لازم اقتصار بر مقداری است که در زمان ائمه (ع) شهر مکه و مدینه بوده است و احتیاط مستحب اقتصار بر خصوص دو مسجد آن زمان است. و نیز مسافر می تواند در حرم حضرت سید الشهداء (ع) نماز را تمام بخواند اگرچه دورتر از اطراف ضریح مقدس باشد. ولی احتیاطی که سزاوار ترک نیست، مراعات 25 ذراع (حدود 12متر) از اطراف قبر مطهر است و در زائد از این مقدار نماز را شکسته بخواند.
مسأله1374_ کسی که می داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر در غیر چهار جایی که در مسأله پیش گفته شد عمداً تمام بخواند نمازش باطل است و همچنین است اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند. ولی در صورت فراموشی اگر بعد از وقت یادش بیاید قضاء لازم نیست. و احتیاط درباره کسی که حکم را فراموش کرده آوردن قضاء است.
مسأله1375_ کسی که می داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند اگر سهواً تمام بخواند و در اثناء وقت بلکه بنا بر احتیاط مطلقاً ملتفت شود نمازش باطل است.
مسأله1376_ مسافری که نمی داند باید نماز را شکسته بخواند اگر تمام بخواند نمازش صحیح است.
مسأله1377_ مسافری که می داند باید نمازش را شکسته بخواند اگر بعضی از خصوصیات آن را نداند، مثلاً نداند که در سفر هشت فرسخی باید شکسته بخواند، چنانچه تمام بخواند و در وقت دانست لازم است اعاده نماید، و اگر اعاده نکرد باید قضاء نماید ولی اگر در خارج وقت دانست احتیاط به قضاء ترک نشود. گرچه عدم وجوب قضاء قوت دارد.
مسأله1378_ مسافری که می داند باید نماز را شکسته بخواند اگر به گمان اینکه سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتی بداند سفرش هست فرسخ بوده، نمازی را که تمام خوانده، باید دوباره شکسته بخواند، و اگر بعد از وقت دانست قضاء ندارد ولی احتیاط است.
مسأله1379_ اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند چنانچه در وقت یادش بیاید، باید شکسته به جا آورد و اگر بعد از وقت یادش بیاید قضای دو رکعتی بر او واجب نیست.
مسأله1380_ کسی که باید نماز را تمام بخواند، اگر شکسته به جا آورد در هر صورت نمازش باطل است، مگر مسافری که قصد ماندن ده روز در جایی داشته باشد، و به جهت ندانستن حکم مسأله نماز را شکسته بخواند، که احتیاط لازم اعاده نماز به صورت تمام است. گرچه کفایت کردن همان نماز که خوانده قوی است.
مسأله1381_ اگر مشغول نماز چهار رکعتی شود و در بین نماز یادش بیاید که مسافر است، یا ملتفت شود که سفر او هشت فرسخ است و باید دو رکعت بخواند، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته، باید نماز را دو رکعتی تمام کند، و احتیاطاً استحباباً آن را اعاده نماید و اگر به رکوع رکعت سوم رفته نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار خواندن یک رکعت هم وقت داشته باشد، باید نماز را دوباره شکسته بخواند.
مسأله1382_ اگر مسافر بعضی از خصوصیات نماز مسافر را نداند، مثلاً نداند که اگر چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد باید شکسته بخواند، چنانچه به نیت نماز چهار رکعتی مشغول نماز شود، و پیش از رکوع رکعت سوم مسأله را دانست باید نماز را دو رکعتی تمام کند و احتیاط مستحب است آن را اعاده نماید و اگر در رکوع ملتفت شود نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار یک رکعت هم وقت مانده باشد باید نماز را دوباره شکسته بخواند.
مسأله1383_ مسافری که باید نماز را تمام بخواند اگر به سبب ندانستن مسأله به نیت نماز دو رکعتی مشغول نماز شود و در بین نماز مسأله را بداند باید نماز را چهار رکعتی تمام کند و احتیاط مستحب اعاده آن است.
مسأله1384_ مسافری که نماز نخوانده، اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، یا به جایی برسد که می خواهد ده روز در آنجا بماند، باید نماز را تمام بخواند، و مستحب است شکسته نیز بخواند و کسی که مسافر نیست، اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته خوانده، ولی احتیاط مستحبّ است که نماز را تمام نیز بخواند.
مسأله1385_ اگر مسافری که باید نماز را شکسته بخواند نماز ظهر یا عصر یا عشای او قضاء شود، باید آن را دو رکعتی قضاء نماید اگرچه در غیر سفر بخواهد قضای آن را بجا آورد. و اگر از کسی که مسافر نیست یکی از این سه نماز در وقت فوت شود، باید چهار رکعتی قضاء نماید اگرچه در سفر بخواهد آن را قضاء نماید.
مسأله1386_ مستحب است مسافر بعد از هر نماز سی مرتبه بگوید (سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر) و در تعقیب نماز ظهر و عصر و عشاء بیشتر سفارش شده است و بهتر است در تعقیب هر یک از این سه نماز شصت مرتبه بلکه 70 مرتبه بگوید.
نماز قضاء
مسأله1387_ کسی که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضای آن را به جا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز خواب مانده، یا به سبب مستی و بنا بر احتیاط اگر اقوی نباشد به سبب بیهوشی اختیاری نماز نخوانده باشد، ولی نمازهایی را که زن در حال حیض یا نفاس نخوانده قضاء ندارد چه نمازهای یومیه باشد چه غیر آن (چنانچه از موقتات باشد).
مسأله1388_ اگر بعد از وقت نماز دانست نمازی را که خوانده باطل بوده باید قضای آن را بخواند.
مسأله1389_ کسی که نماز قضاء دارد، باید در خواندن آن کوتاهی نکند ولی واجب نیست فوراً آن را به جا آورد.
مسأله1390_ کسی که نماز قضاء دارد می تواند نماز مستحب بخواند.
مسأله1391_ اگر انسان احتمال دهد که نماز قضائی دارد یا نمازهایی را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضای آنها را بجا آورد.
مسأله1392_ در قضای نمازهای یومیه ترتیب لازم نیست _ مگر در نمازهایی که در ادای آنها ترتیب هست، مثل نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از یک روز_ اگرچه بهتر بلکه احتیاط مستحب در غیر آنها نیز مراعات ترتیب است.
مسأله1393_ اگر بخواهد قضای چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند، یا مثلاً بخواهد قضای یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بخواند، لازم نیست آنها را به ترتیب فوت بجا آورد.
مسأله1394_ اگر ترتیب نمازهایی را که نخوانده فراموش کند بهتر بلکه احتیاط مستحب است طوری آنها را بخواند که یقین کند به ترتیبی که قضاء شده بجا آورده است. مثلاً اگر قضای یک نماز ظهر و یک نماز مغرب بر او واجب است و نمی داند کدام اول قضاء شده، اول یک نماز مغرب و بعد از آن یک نماز ظهر و دوباره نماز مغرب را بخواند، یا اول یک نماز ظهر و بعد از آن یک نماز مغرب، و دوباره نماز ظهر را بخواند، تا یقین کند هر کدام را که اول قضاء شده اول خوانده است.
مسأله1395_ اگر نماز ظهر یک روز و نماز عصر روز دیگر یا دو نماز ظهر یا دو نماز عصر از او قضاء شده و نمی داند کدام اول قضاء شده است چنانچه دو نماز چهار رکعتی بخواند به نیت اینکه اولی قضای نماز روز اول و دومی قضای نماز روز دوم باشد و عنوان ظهر اگر اول باشد یا عصر را در نیت داشته باشد و هم چنین در نماز دوم، ترتیب محقق شده است.
مسأله1396_ اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشاء یا یک نماز عصر و یک نماز عشاء از او قضاء شود، و نداند کدام اول قضاء شده است، بهتر بلکه احتیاط است که طوری آنها را بخواند که یقین کند به ترتیب به جا آورده است، مثلاً در فرض بالا یک نماز ظهر بعد از آن یک نماز عشاء، دوباره یک نماز ظهر بخواند، یا اول یک نماز عشاء بعد یک نماز ظهر، دوباره یک نماز عشاء بخواند.
مسأله1397_ کسی که می داند یک نماز چهار رکعتی نخوانده ولی نمی داند نماز ظهر است یا عصر اگر یک نماز چهار رکعتی به نیت قضای نمازی که نخوانده به جا آورد کافی است.
مسأله1398_ کسی که پنج نماز پشت سر هم از او قضاء شده و نمی داند اولی آنها کدام است، چنانچه نه نماز به ترتیب بخواند مثلاً از نماز صبح شروع کند و بعد از آنکه ظهر و عصر و مغرب و عشاء را خواند دو مرتبه نماز صبح و ظهر و عصر مغرب را بخواند یقین به ترتیب حاصل نموده است.
مسأله1399_ کسی که می داند نمازهای پنج گانه او هر کدام از یک روز قضاء شده و ترتیب آنها را نمی داند بهتر است که نماز پنج شبانه روز را بخواند، و اگر شش نماز از شش روز از او قضاء شده نماز شش شبانه روز را بخواند. و همچنین برای هر نمازی که به نمازهای قضای او اضافه شود یک شبانه روز بیشتر بخواند تا یقین کند به ترتیبی که قضاء شده به جا آورده است، مثلاً اگر هفت نماز از هفت روز نخوانده باشد نماز هفت شبانه روز را قضاء نماید.
مسأله1400_ کسی که مثلاً چند نماز صبح یا چند نماز ظهر از او قضاء شده و شماره آنها را نمی داند، یا فراموش کرده، مثلاً نمی داند که سه یا چهار یا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافی است. ولی بهتر است به قدری نماز بخواند که یقین کند تمام آنهار را خوانده است، مثلاً اگر فراموش کرده که چند نماز صبح از او قضاء شده است و یقین دارد بیشتر از ده نماز نبوده، احتیاطاً ده نماز صبح بخواند. و در صورتی که به خاطر داشته و فراموش کرده احتیاط ترک نشود.
مسأله1401_ کسی که فقط یک نماز قضاء از روزهای پیش دارد، بهتر است اگر ممکن است اول آن را بخواند بعد مشغول نماز آن روز شود، و نیز اگر از روزهای پیش نمازقضاء ندارد ولی یک نماز یا بیشتر از همان روز از او قضاء شده، در صورتی که ممکن باشد بهتر بلکه احتیاط است که نمازهای قضای آن روز را پیش از نماز اداء بخواند.
مسأله1402_ اگر در بین نماز یادش بیاید که یک نماز یا بیشتر از همان روز از او قضاء شده، یا فقط یک نماز قضاء از روزهای پیش دارد، چنانچه وقت وسعت دارد و ممکن است نیت را به نماز قضاء برگرداند، بهتر بلکه احتیاط است که نیت نماز قضاء کند، مثلاً اگر در نماز ظهر پیش از رکوع رکعت سوم یادش بیاید که نماز صبح آن روز قضاء شده در صورتی که وقت نماز ظهر تنگ نباشد، نیت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو رکعتی تمام کند. بعد ظهر را بخواند، ولی اگر وقت تنگ است یا نمی تواند نیت را به نماز قضاء برگرداند، مثلاًً در رکوع رکعت سوم نماز ظهر یاشد بیاید که نماز صبح را نخوانده، چون اگر بخواهد نیت نماز صبح کند یک رکوع که رکن است زیاد می شود نباید نیت را به قضای صبح برگرداند.
مسأله1403_ اگر از روزهای گذشته نمازهای قضاء دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضاء شده، چنانچه برای قضای تمام آنها وقت ندارد یا نمی خواهد همه را در آن روز بخواند، مستحب است بلکه احتیاط است نماز قضای آن روز را پیش از نماز اداء بخواند بهتر است که بعد از خواندن قضای نمازهای سابق دوباره نماز قضائی را که در آن روز پیش از نماز اداء خوانده به جا آورد.
مسأله1404_ تا انسان زنده است اگرچه از قضای نمازهای خود عاجز باشد، دیگری نمی تواند نمازهای او را قضاء نماید.
مسأله1405_ نماز قضاء را با جماعت می شود خواند، چه نماز امام جماعت اداء باشد یا قضاء، و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضای صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند اشکال ندارد.
مسأله1406_ مستحب است بچه ممیز را یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد به نماز خواندن و عبادت های دیگر عادت دهند بلکه مستحب است او را به قضای نمازها هم وادار نمایند.
نماز قضای پدر که بر پسر بزرگ تر واجب است
مسأله1407_ اگر پدر نماز واجب خود را نخوانده یا باطل خوانده، و می توانسته است قضاء آن را بیاورد، و یا اگر در مرض مرگ، اول وقت نماز با گذشتن مقداری که می توانست اداء آن را بجا بیاورد مُرد و بنا بر احتیاط هر چند از روی نافرمانی ترک کرده باشد. بر پسر بزرگترش یا تنها پسری که دارد واجب است بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد و قضای نمازهای مادر نیز بنا بر احتیاط بر او واجب است.
مسأله1408_ اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدرش نماز قضاء داشته، چیزی بر او واجب نیست.
مسأله1409_ اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نماز قضاء داشته و شک کند که بجا آورده، بنا بر احتیاط واجب باید قضاء آنها را بیاورد.
مسأله1410_ اگر معلوم نباشد پسر بزرگتر کدام است، قضای نماز پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست. ولی احتیاط مستحب است که نماز او را بین خودشان قسمت کنند، یا برای انجام آن قرعه بزنند.
مسأله1411_ اگر میت وصیت کرده باشد که برای نماز او اجیر بگیرند بعد از آنکه اجیر نماز او را به طور صحیح به جا آورد، بر پسر بزرگ تر چیزی واجب نیست.
مسأله1412_ اگر پسر بزرگ تر بخواهد نماز مادر را بخواند، باید در جهر و اخفات به تکلیف خود عمل کند، پس قضای نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش را باید بلند بخواند.
مسأله1413_ کسی که خودش نماز قضاء دارد، اگر نماز پدر و مادر را هم بخواهد قضاء کند هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.
مسأله1414_ اگر پسر بزرگ تر موقع مرگ پدر نابالغ یا دیوانه باشد وقتی که بالغ شد یا عاقل گردید، باید نماز پدر را قضاء نماید. و احتیاط دربارهی پسری که بعد از مرگ به دنیا می آید بعد از بلوغ و عقل به قضاء نماز پدر و مادر ترک نشود.
مسأله1415_ اگر پسر بزرگ تر پیش از آنکه نماز پدر را قضاء کند بمیرد بر پسر دوم چیزی واجب نیست.
نماز جماعت
مسأله1416_ مستحب است نمازهای واجب خصوصاً نمازهای یومیه را با جماعت بخوانند و در نمازهای صبح و مغرب و عشاء خصوصاً برای همسایه مسجد و کسی که صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است.
مسأله1417_ در روایات معتبره وارد است که نماز با جماعت بیست و پنج درجه افضل از نماز فرادی است.
مسأله1418_ حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بی اعتنایی جایز نیست و سزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.
مسأله1419_ مستحب است انسان صبر کند که نماز با جماعت بخواند، و نماز جماعت از نماز اول وقت که فرادی _ یعنی تنها خوانده شود_ در پاره ای موارد بهتر است، ولی نماز فرادی در وقت فضیلت افضل از نماز جماعت در غیر وقت فضیلت است و نیز نماز جماعتی را که مختصر بخوانند از نماز فرادی که آن را طول بدهند بهتر می باشد.
مسأله1420_ وقتی که جماعت برپا می شود مستحب است کسی که نمازش را فرادی خوانده دوباره با جماعت بخواند، و اگر بعد دانست که نماز اولش باطل بوده، نماز دوم او کافی است.
مسأله1421_ اگر امام یا ماموم بخواهد نمازی را که با جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند، چنانچه احتمال فساد آن نماز را ندهد اشکال دارد. مگر بخواهد امام جماعت کسانی شود که در بین آنها کسی نماز واجب را نخوانده باشد.
مسأله1422_ کسی که در نماز به حدی وسواس دارد که موجب بطلان نمازش می شود و فقط در صورتی که نماز با جماعت بخواند، از وسواس راحت می شود، باید نماز را به جماعت بخواند.
مسأله1423_ اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند، در صورتی که ترک آن موجب عقوقش شود نماز جماعت بر او واجب می شود و در غیر این صورت واجب نیست.
مسأله1424_ نماز مستحب را نمی شود با جماعت خواند، مگر نماز استسقاء _ که برای آمدن باران می خوانند _ و نمازی که واجب بوده و به جهتی مستحب شده است، مانند نماز عید فطر و قربان که در زمان امام معصوم (ع) واجب بوده و به واسطهی غائب شدن ایشان مستحب می باشد.
مسأله1425_ موقعی که امام جماعت نماز یومیه می خواند، هر کدام از نمازهای یومیه را می شود به او اقتدا کرد.
مسأله1426_ اگر امام جماعت قضای نماز یومیه خود یا کس دیگر را که فوت آن یقینی باشد می خواند، می شود به او اقتداء کرد، ولی اگر نماز خود یا کس دیگر را احتیاطاً قضاء می کند اقتداء به او جایز نیست.
مسأله1427_ اگر انسان نداند نمازی را که امام می خواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب، نمی تواند به او اقتداء کند.
مسأله1428_ در صحت جماعت شرط است که بین امام و مأموم و همچنین بین مأموم و مأموم دیگر که واسطه بین مأموم و امام است حائلی نباشد، و مراد از حائل چیزی است که مانع از دیدن شود مانند پرده یا دیوار و امثال اینها، پس اگر در تمام احوال نماز یا بعض آن بین امام و مأموم یا بین مأموم و مأموم دیگر که واسطه اتصال است چنین حائلی باشد جماعت باطل خواهدشد، و زن از این حکم مستثنی است چنانکه خواهد آمد.
مسأله1429_ اگر به سبب درازی صف اول، کسانی که دو طرف صف ایستاده اند، امام را نبینند می توانند اقتداء کنند و نیز اگر به واسطه درازی یکی از صف های دیگر کسانی که دو طرف آن ایستاده اند، صف جلوی خود را نبینند می توانند اقتداء نمایند.
مسأله1430_ اگر صف های جماعت تا در مسجد برسد، کسی که مقابل در، پشت صف ایستاده نمازش صحیح است، و نیز کسانی که پشت سر او اقتداء می کنند صحیح می باشد، ولی صحّت نماز کسانی که در دو طرف ایستاده اند و از جهت ماموم دیگر اتصال به جماعت دارند محل اشکال است.
مسأله1431_ کسی که پشت ستون ایستاده، اگر از طرف راست یا چپ به واسطه ماموم دیگر به امام متصل نباشد، نمی تواند اقتداء کند.
مسأله1432_ جای ایستادن امام باید از جای مأموم به اندازه یک وجب متعارف بلندتر نباشد، و اگر کمتر از یک وجب باشد اشکال ندارد و احتیاط مراعات کمی به اندازه انگشت است و نیز اگر زمین سراشیب باشد و امام درطرفی که بلندتر است بایستد، در صورتی که سراشیبی آن زیاد نباشد و طوری باشد که به آن زمین مسطح بگویند مانعی ندارد.
مسأله1433_ اگر جای مأ موم بلندتر از جای امام باشد اشکال ندارد ولی اگر به قدری بلندتر باشد که نگویند اجتماع کرده اند، جماعت صحیح نیست.
مسأله1434_ اگر بین کسانی که در یک صف ایستاده اند یک نفر نمازش باطل است فاصله شود، می توانند اقتداء کنند، و اما اگر چند نفر در کنار هم که نمازشان باطل است فاصله شوند و از جهت دیگر فاصله زیادی باشد نمی توانند اقتداء کنند.
مسأله1435_ بعد از تکبیر امام اگر صف جلو آماده نماز، و تکبیر گفتن آنان نزدیک باشد، کسی که در صف بعد ایستاده، بعید نیست بتواند تکبیر بگوید ولی احتیاط لازم است که صبر کند تا تکبیر صف جلو تمام شود یا کسی که قبل از اوست تکبیر بگوید.
مسأله1436_ اگر بداند نماز یک صف از صف های جلو باطل است در صف های بعد نمی تواند اقتداء کند، ولی اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه، می تواند اقتداء نماید.
مسأله1437_ هرگاه بداند نماز امام باطل است، مثلاً بداند امام وضوء ندارد اگرچه خود امام ملتفت نباشد، نمی تواند به او اقتداء کند.
مسأله1438_ اگر ماموم بعد از نماز دانست که امام عادل نبود، یا کافر بوده، یا به جهتی نمازش باطل بوده، مثلاً بی وضوء نماز خوانده، در صورتی که کاری نماز فرادی را ولو سهواً باطل کند مثل زیاد رکوع کردن انجام نداده باشد، نمازش صحیح است.
مسأله1439_ اگر در بین نماز شک کند که اقتداء کرده یا نه، اگر بنایش بر جماعت خواندن بوده و احتمال دهد که از روی فراموشی نیت جماعت نکرده است، چنانچه در حالی باشد که وظیفهی مأموم است مثلاً به حمد و سورهی امام گوش می دهد، آیا نمازش جماعت است؟ محل اشکال است. احتیاطاً نیت فرادی کرده نماز را تمام کند و اگر مشغول کاری باشد که هم وظیفهی امام و هم وظیفهی مأموم است، مثلاً در رکوع یا سجده باشد، باید نماز را به نیّت فرادی تمام نماید.
مسأله1440_ اگر مأموم در بین نماز بخواهد قصد انفراد نماید در صورتی که از اول نماز چنین قصدی نداشته اشکال ندارد، ولی اگر از اول نماز قصد داشته، مورد اشکال است.
مسأله1441_ اگر مأموم بعد از حمد و سورهی امام، نیت فرادی کند بنا بر احتیاط تمام حمد و سوره را به نیّت قربت مطلقه بخواند، و اگر پیش از تمام شدن حمد و سوره نیت فرادی نماید نیز بنا بر احتیاط لازم است مقداری را که امام خوانده بخواند.
مسأله1442_ اگر در بین نماز جماعت نیت فرادی نماید، نمی تواند دوباره نیت جماعت کند، بلکه اگر مردد شود که نیت فرادی کند یا نه و بعد تصمیم بگیرد که نماز را با جماعت تمام کند، صحت جماعتش محل اشکال است. ولی بعید نیست صحیح باشد.
مسأله1443_ اگر شک کند که در بین نماز نیت فرادی کرده یا نه، باید بنا بگذارد که نیت فرادی نکرده است.
مسأله1444_ اگر موقعی که امام در رکوع است اقتداء کند و به رکوع امام برسد، اگرچه ذکر امام تمام شده باشد، نمازش صحیح است و یک رکعت حساب می شود. امام اگر به مقدار رکوع خم شود و به رکوع امام نرسد جماعتش باطل است.
مسأله1445_ اگر موقعی که امام در رکوع است اقتداء کند و به مقدار رکوع خم شود و شک کند که به رکوع امام رسیده، احتیاط است نماز را به جماعت تمام کرده و آن را فرادی اعاده بنماید. گرچه باطل بودن نماز و وجوب اعادهی آن قویّ است.
مسأله1446_ اگر موقعی که امام در رکوع است اقتداء کند، و پیش از آنکه به اندازهی رکوع خم شود، امام سر از رکوع بر دارد، بنا بر احتیاط به صورت فرادی نماز را بخواند. و احتمال قوی دارد که اگر امام زود به رکعت بعدی برسد بتواند صبر کند و در رکعت بعد جماعت را درک کند ولی احتیاط به تمام کردن این نماز و اعاده به صورت فرادی ترک نشود.
مسأله1447_ اگر اول نماز یا بین حمد و سوره اقتداء کند و اتفاقاً پیش از آنکه به رکوع رود، امام سر از رکوع بردارد نماز او صحیح است.
مسأله1448_ اگر موقعی برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، باید بعد از نیت و گفتن تکبیرة الاحرام بنشیند و تشهد را نه به عنوان وجوب با امام بخواند، ولی سلام را نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد، بعد بایستد بدون آنکه دوباره نیت کند و تکبیر بگوید، حمد و سوره را بخواند، و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند.
مسأله1449_ مأموم نباید جلوتر از امام بایستد و بنا بر احتیاط اگر مأموم یک مرد باشد، قدری عقب تر در طرف راست امام بایستد، و اگر متعدد باشند پشت سر امام بایستند، و در صورت اول اگر قد او بلندتر از امام است، بنا بر احتیاط واجب باید طوری بایستد که در رکوع و سجود جلوتر از امام نباشد.
مسأله1450_ اگر امام مرد و مأموم زن باشد، چنانچه بین آن زن و امام یا بین آن زن و مأموم دیگری که مرد است و زن به واسطهی او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشکال ندارد.
مسأله1451_ اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام، یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطهی او متصل به امام است، پرده یا چیز دیگری حائل شود، جماعت باطل می شود و لازم است مأموم به وظیفهی منفرد عمل نماید.
مسأله1452_ احتیاط واجب است که بین جای سجده ی مأموم و جای ایستاده امام بیش از قدری کمتر از یک متر فاصله نباشد. و همچنین است اگر انسان به واسطهی مأمومی که جلوی او ایستاده به امام متصل باشد، و احتیاط مستحب است که جای سجدهی مأموم با جای کسی که جلوی او ایستاده، هیچ فاصله نداشته باشد.
مسأله1453_ اگر مأموم به واسطهی کسی که طرف راست یا چپ او اقتداء کرده به امام متصل باشد، و از جلو به امام متصل نباشد، بنا بر احتیاط واجب باید با کسی که در طرف راست یا چپ او اقتداء کرده، بیش از قدری کمتر از یک متر فاصله نداشته باشد.
مسأله1454_ اگر در نماز بین مأموم و امام، یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطهی او به امام متصل است یک متر فاصله پیدا شود، بنا بر احتیاط اگر اقوی نباشد باید قصد انفراد کند و نمازش صحیح است. بلکه اگر قدری کمتر نیز باشد حکم همین است.
مسأله1455_ اگر نماز همه کسانی که در صف جلو هستند تمام شود، حتّی چنانچه فوراً برای نماز دیگری به امام اقتداء کنند، جماعت صف بعد محل اشکال است و باید احتیاطاً نیت فرادی کرده به وظیفهی فرادی عمل کند.
مسأله1456_ اگر در رکعت دوم اقتداء کند، لازم نیست حمد و سوره بخواند، ولی قنوت و تشهد را با امام می خواند، و احتیاط است که موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره به بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد، حمد را تمام کند و در رکوع خود را به امام برساند، و اگر در رکوع به امام نرسد، بنا بر احتیاط واجب قصد انفراد نماید.
مسأله1457_ اگر موقعی که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتی است اقتداء کند، باید در رکعت دوم نمازش که رکعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشیند، و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخیزد، و چنانچه برای گفتن سه مرتبه تسبیحات وقت ندارد، باید یک مرتبه بگوید و در رکوع خود را به امام برساند.
مسأله1458_ اگر امام در رکعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند که اگر اقتداء کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمی رسد، بنا بر احتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع رود، بعد اقتداء نماید.
مسأله1459_ اگر در حال قیام رکعت سوم یا چهارم امام اقتداء کند، باید حمد و سوره را بخواند، و اگر برای سوره وقت ندارد، باید حمد را تمام کند و در رکوع خود را به امام برساند، و اگر در رکوع به امام نرسد بنا بر احتیاط واجب قصد انفراد کند.
مسأله1460_ کسی که می داند اگر سوره یا قنوت را تمام کند به رکوع امام نمی رسد، چنانچه عمداً سوره یا قنوت را بخواند و به رکوع نرسد، اظهر این است که نمازش صحیح است، ولی منفرد می شود و باید به وظیفهی منفرد عمل نماید.
مسأله1461_ کسی که اطمینان دارد اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید به رکوع امام می رسد، احتیاط لازم است که سوره را شروع کند یا اگر شروع کرده تمام نماید.
مسأله1462_ کسی که یقین دارد اگر سوره را بخواند به رکوع امام می رسد چنانچه سوره را بخواند و به رکوع نرسد با توجه با مسأله (1447) جماعتش صحیح است.
مسأله1463_ اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند که در کدام رکعت است می تواند اقتداء کند، ولی باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند. اگرچه بعد دانست که امام در رکعت اول یا دوم بوده.
مسأله1464_ اگر به خیال اینکه امام در رکعت اول یا دوم است، حمد و سوره نخواند و بعد از رکوع دانست که در رکعت سوم یا چهارم بوده، نمازش صحیح است، ولی اگر پیش از رکوع دانست، باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در رکوع خود را به امام برساند و اگر نمی رسد بنا بر احتیاط واجب قصد انفراد نماید.
مسأله1465_ اگر به خیال اینکه امام در رکعت سوم یا چهارم است حمد و سوره بخواند و پیش از رکوع یا بعد از آن بداند که در رکعت اول یا دوم بوده، نمازش صحیح است. و اگر در بین حمد و سوره دانست، لازم نیست آنها را تمام کند.
مسأله1466_ اگر موقعی که مشغول نماز مستحبی است جماعت برپا شود، چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت می رسد مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت شود بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد مستحب است به همین دستور رفتار نماید.
مسأله1467_ اگر موقعی که مشغول نماز سه رکعتی یا چهار رکعتی است جماعت برپا شود، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت می رسد، مستحب است به نیت نماز مستحبی نماز را دو رکعتی تمام کند و خود را به جماعت برساند.
مسأله1468_ اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد لازم نیست نیت فرادی کند.
مسأله1469_ کسی که یک رکعت از امام عقب مانده، بهتر بلکه احتیاط است وقتی امام تشهد رکعت آخر را می خواند، انگشتان دست و سینهی پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید و بعد برخیزد، و اگر در همانجا بخواهد قصد انفراد نماید مانعی ندارد. ولی چنانچه از اول قصد انفراد داشته محل اشکال است.
شرائط امام جماعت
مسأله1470_ امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعهی دوازده امامی و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند و نیز اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد و اقتداء کردن بچه ممیز که خوب و بد را می فهمد به بچهی ممیز دیگر مانعی ندارد. و احتمال قوی دارد آثار جماعت بر او مترتب شود.
مسأله1471_ امامی را که عادل می دانسته، اگر شک کند که به عدالت خود باقی است یا نه، می تواند به او اقتداء نماید.
مسأله1472_ کسی که ایستاده نماز می خواند، نمی تواند به کسی که نشسته یا خوابیده نماز می خواند اقتداء کند. و کسی که نشسته نماز می خواند، نمی تواند به کسی که خوابیده نماز می خواند اقتداء نماید.
مسأله1473_ کسی که نشسته نماز می خواند، می تواند به کسی که نشسته نماز می خواند اقتداء کند، ولی اقتداء کسی که خوابیده نماز می خواند به کسی که نشسته یا خوابیده نماز می خواند محل اشکال است و دور نیست جائز باشد.
مسأله1474_ اگر امام جماعت به واسطهی عذری با لباس نجس یا با تیمم یا وضوی جبیره ای نماز بخواند، می شود به او اقتداء کرد.
مسأله1475_ اگر امام مرضی دارد که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری کند، در فرض حفظ موالات با تجدید طهارت در بین نماز که وظیفه امام است می شود به او اقتداء کرد والّا اشکال دارد و نیز زنی که مستحاضه نیست می تواند به زن مستحاضه اقتداء نماید.
مسأله1476_ احتیاط لازم است کسی که مرض خوره یا پیسی دارد، امام جماعت نشود و بنا بر احتیاط واجب به کسی که حد شرعی بر او جاری شده اقتداء ننمایند، و همچنین، اهل شهر (خانه نشین) به اعرابی (صحرانشین) اقتداء نکند.
احکام جماعت
مسأله1477_ موقعی که مأموم نیت می کند، باید امام را معین نماید ولی دانستن اسم او لازم نیست، و اگر نیت کند اقتداء می کنم به امام جماعت حاضر، نمازش صحیح است.
مسأله1478_ مأموم باید غیر از حمد و سوره همه اذکار نماز خودش را بخواند، ولی اگر رکعت اول یا دوم مأموم رکعت سوم یا چهارم امام باشد، باید حمد و سوره را نیز بخواند.
مسأله1479_ اگر مأموم در رکعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشاء صدای حمد و سورهی امام را بشنود، اگرچه کلمات را تشخیص ندهد، باید حمد و سوره را نخواند و اگر صدای امام را نشنود مستحب است حمد و سوره را بخواند ولی باید آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند اشکال ندارد.
مسأله1480_ اگر مأموم بعضی از کلمات حمد و سورهی امام را بشنود احتیاط واجب است که حمد و سوره را نخواند.
مسأله1481_ اگر مأموم سهواً حمد و سوره را بخواند یا خیال کند صدایی را که می شنود صدای امام نیست و حمد و سوره را بخواند و بعد بداند صدای امام بوده نمازش صحیح است.
مسأله1482_ اگر شک کند که صدای امام را می شنود یا نه، یا صدایی بشنود و نداند صدای امام است یا صدای کس دیگر، می تواند حمد و سوره را بخواند.
مسأله1483_ مأموم در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر نباید بنا بر احتیاط واجب حمد و سوره را بخواند و مستحب است به جای آن ذکر بگوید.
مسأله1484_ مأموم نباید تکبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید، بلکه احتیاط واجب است تا تکبیر امام تمام نشده تکبیر نگوید.
مسأله1485_ اگر مأموم سهواً پیش از امام سلام دهد، نمازش صحیح است. و لازم نیست دوباره با امام سلام دهد. بلکه ظاهر این است که اگر عمداً هم پیش از امام سلام دهد در صورتی که از اول نماز قصد نداشته نمازش اشکال ندارد.
مسأله1486_ اگر مأموم غیر از تکبیرةالاحرام و سلام، تشهّد و اذکار دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد، ولی اگر آنها را بشنود، یا بداند امام چه وقت می گوید، احتیاط مستحب است که پیش از امام نگوید.
مسأله1487_ مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده می شود، کارهای دیگر آن، مانند رکوع و سجود را با امام یا کمی بعد از امام بجا آورد. و اگر عمداً پیش از امام یا مدتی بعد از امام انجام دهد، جماعتش بنا بر احتیاطی که نباید ترک شود باطل می شود، گرچه صحت در بعضی موارد بعید نیست، ولی اگر به وظیفهی منفرد عمل نماید نمازش صحیح است.
مسأله1488_ اگر سهواً پیش از امام سر از رکوع بردارد، چنانچه امام در رکوع باشد، باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و در این صورت زیاد شدن رکوع که رکن است نماز را باطل نمی کند، ولی اگر به رکوع برگردد و پیش از آنکه به رکوع امام برسد، امام سر بردارد نمازش باطل است.
مسأله1489_ اگر اشتباهاً سر از سجده بر دارد و ببیند امام در سجده است، باید به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده این اتفاق بیفتد برای زیاد شدن دو سجده که رکن است نماز باطل نمی شود. گرچه خالی از بحث نیست.
مسأله1490_ کسی که اشتباهاً پیش از امام سر از سجده برداشته هرگاه به سجده برگردد و معلوم شود امام قبلاً سر بر داشته است نمازش صحیح است ولی اگر در هر دو سجده این اتفاق بیفتد نمازش باطل است.
مسأله1491_ اگر اشتباهاً سر از رکوع یا سجده بردارد و سهواً یا به خیال اینکه به امام نمی رسد به رکوع یا سجده نرود جماعت و نمازش صحیح است.
مسأله1492_ اگر سر از سجده بر دارد و ببیند امام در سجده است چنانچه به خیال اینکه سجدهی اول امام است، به قصد اینکه با امام سجده کند به سجده رود و بداند سجده دوم امام بوده، سجده دوم او حساب می شود و اگر به خیال اینکه سجده دوم امام است به سجده رود و دانست سجده اول امام بوده، باید به قصد اینکه با امام سجده کند تمام کند و دوباره با امام به سجده رود. و د هر دو صورت احتیاط لازم است که نماز را به جماعت تمام کند و دوباره بخواند.
مسأله1493_ اگر سهواً پیش از امام به رکوع رود و طوری باشد که اگر سر بردارد به مقداری از قرائت امام می رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به رکوع رود نمازش صحیح است و اگر عمداً بر نگردد نمازش بنا بر احتیاط باطل است.
مسأله1494_ اگر سهواً پیش از امام به رکوع رود و طوری باشد که اگر بر گردد به چیزی از قرائت امام نمی رسد، اگر به قصد اینکه با امام نماز بخواند سر بر دارد و با امام به رکوع رود، جماعت و نمازش صحیح است و اگر عمداً برنگردد نمازش صحیح و بنا بر احتیاط منفرد می شود. ولی ظاهراً حکم جماعت باقی است.
مسأله1495_ اگر سهواً پیش از امام به سجده رود، و به قصد اینکه با امام نماز بخواند سر بر دارد و با وی به سجده رود، جماعت و نمازش صحیح است، و اگر عمداً برنگردد نمازش صحیح و (بنا بر احتیاط) منفرد می گردد. ولی مانند مسئلهی سابق است.
مسأله1496_ اگر امام در رکعتی که قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند، یا در رکعتی که تشهد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود، مأموم نباید قنوت و تشهد را بخواند، ولی نمی تواند پیش از امام به رکوع رود، یا پیش از ایستادن امام بایستد، بلکه باید صبر کند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقیه نماز را با او بخواند.
وظیفه ی امام و مأموم در نماز جماعت
مسأله1497_ بنا بر احتیاط واجب اگر مأموم یک مرد باشد، قدری عقب تر طرف راست امام بایستد و اگر یک یا چند زن باشند، پشت سر امام سمت راست بایستند به طوری که سجده زن محاذی زانوها یا پاهای امام باشد. و اگر چند مرد باشند پشت سر امام بایستند. و اگر یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند مرد طرف راست امام قدری عقب تر بایستد و یک زن یا چند زن پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد و یک یا چند زن باشند، آنچه مرد است عقب امام و زن ها پشت مردها بایستند.
مسأله1498_ اگر امام و مأموم هر دو زن باشند، احتیاطی که سزاوار ترک نیست آن است که هم ردیف یکدیگر بایستند و امام جلوتر از دیگران نایستد.
مسأله1499_ مستحب است اهل علم و کمال و تقوی در صف اوّل بایستند و نزدیک امام برتر از جاهای دیگر است، و شایسته است سمت راست برای افضل آنان باشد و برای امام بهتر است در وسط صف بایستد.
مسأله1500_ مستحب است صف های جماعت منظم باشد و بین کسانی که در یک صف ایستاده اند فاصله نباشد و شانهی آنان ردیف یکدیگر باشد.
مسأله1501_ مستحب است بعد از گفتن (قد قامت الصلاة) مأمومین برخیزند.
مسأله1502_ مستحب است امام جماعت حال مأمومی را که از دیگران ضعیف تر است رعایت کند و قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد، مگر بداند همهی کسانی که به او اقتداء کرده اند مایل باشند طول بدهد.
مسأله1503_ مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند می خواند، خصوصاً در تشهد والسلام علینا صدای خود را به قدری بلند کند که دیگران بشنوند، ولی باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند.
مسأله1504_ اگر امام در رکوع دانست کسی تازه رسیده و می خواهد اقتداء کند مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد سر از رکوع بردارد، اگرچه بداند کس دیگری هم برای اقتداء وارد شده است.
چیزهایی که در نماز جماعت مکروه است.
مسأله1505_ اگر در صف های جماعت جا باشد، مکروه است انسان تنها بایستد.
مسأله1506_ مکروه است مأموم ذکرهای نماز را طوری بگوید که امام بشنود.
مسأله1507_ مسافری که نماز ظهر و عصر و عشاء را دو رکعت می خواند مکروه است در این نمازها به کسی که مسافر نیست اقتداء کند و کسی که مسافر نیست مکروه است در این نمازها به مسافر اقتداء نماید.
نماز آیات
مسأله1508_ نماز آیات که دستور آن بعداً گفته خواهد شد، به یکی از چهار سبب واجب می شود: اول و دوم _ گرفتن خورشید و ماه اگرچه مقدار کمی از آنها گرفته شود و کسی هم از آن نترسد. سوم _ زلزله اگرچه کسی هم نترسد. چهارم _ رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها از آیات آسمانی در صورتی که بیشتر مردم بترسند و امام در حوادث زمینی مانند فرو رفتن آب دریا و افتادن کوه که موجب ترس اکثر مردم شود بنا بر احتیاط واجب نماز آیات ترک نشود.
مسأله1509_ اگر از اسباب نماز آیات بیش از یکی اتفاق بیفتد، باید برای هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند مثلاً اگر خورشید بگیرد و زلزله هم بشود، باید دو نماز آیات بخواند.
مسأله1510_ کسی که قضای چند نماز آیات بر او واجب است، اگر همهی آنها برای یک سبب بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته و نماز آنها را نخوانده است لازم نیست معین کند که برای کدام یک آنها باشد؛ ولی اگر برای چند چیز باشد مثلاً برای آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله نمازهایی بر او واجب شده باشد، موقعی که قضای آنها را می خواند باید برای هر کدام که می خواهد بخواند بنا بر احتیاط مستحبّ نیت آن را به خصوص بکند.
مسأله1511_ اسباب نماز آیات، در هر جایی اتفاق بیفتد، فقط مردم همان جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست.
مسأله1512_ از وقتی که خورشید یا ماه شروع به گرفتن می کند، انسان باید نماز آیات را بخواند و بهتر بلکه احتیاط است به قدری تأخیر نیندازد که شروع به باز شدن کند. گرچه طول دادن نماز تا باز شدن ماه یا خورشید مانعی ندارد.
مسأله1513_ اگر خواندن نماز آیات را به قدری تأخیر بیندازد که آفتاب یا ماه شروع به باز شدن کند، نیت اداء مانعی ندارد ولی اگر بعد از باز شدن تمام آن، نماز بخواند بنا بر احتیاط باید نیت قضاء نماید.
مسأله1514_ اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه به اندازهی خواندن یک رکعت نماز یا کمتر باشد، نماز آیات واجب است و اگر مدت گرفتن آنها بیشتر باشد ولی نماز را نخواند، تا به اندازهی خواندن یک رکعت به آخر وقت آن مانده باشد در این صورت نماز آیات واجب و اداء است. و احتیاط قصد ما فی الذمّه است.
مسأله1515_ موقعی که زلزله و رعد و برق و مانند اینها اتفاق می افتد انسان باید فوراً نماز آیات را بخواند به نحوی که در نظر مردم تأخیر محسوب نشود و اگر تأخیر کرد معصیت کرده و بنا بر احتیاط وقت خواندن نیت اداء و قضاء نکند.
مسأله1516_ اگر گرفتن آفتاب یا ماه را نداند و بعد از باز شدن آفتاب یا ماه دانست که تمام آن گرفته بوده، باید قضای نماز آیات را بخواند ولی اگر دانست مقداری از آن گرفته بوده قضاء بر او واجب نیست.
مسأله1517_ اگر عده ای که اطمینان به گفتار آنها نباشد بگویند که خورشید یا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفتهی آنان یقین یا اطمینان شخصی پیدا نکند و در بین آنان کسی ثقه نباشد و نماز آیات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته اند، در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد، نماز آیات را بخواند، ولی اگر مقداری از آن گرفته باشد، خواندن نماز آیات بر او واجب نیست. و همچنین است اگر دو نفر که عادل بودن آنان معلوم نیست، بگویند خورشید یا ماه گرفته، بعد معلوم شود که عادل بوده اند.
مسأله1518_ اگر انسان به گفتهی کسانی که از روی قاعدهی علمی وقت گرفتن خورشید و ماه را می دانند، اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته، بنا بر احتیاط واجب باید نماز آیات بخواند. و نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه می گیرد و فلان مقدار طول می کشد و انسان به گفتهی آنان اطمینان پیدا کند، بنا بر احتیاط واجب باید به مقتضای گفته آنان عمل نماید.
مسأله1519_ اگر دانست نماز آیاتی که خوانده باطل بوده، باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضاء نماید.
مسأله1520_ اگر در وقت نماز یومیه نماز آیات هم بر انسان واجب شود چنانچه برای هر دو نماز وقت دارد، هر کدام را اول بخواند اشکال ندارد. و اگر وقت یکی از آن دو تنگ باشد اول آن را بخواند. و اگر هر دو تنگ باشد، باید اول نماز یومیه را بخواند.
مسأله1521_ اگر در بین نماز یومیه دانست که وقت نماز آیات تنگ است چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد، باید آن را تمام کند بعد نماز آیات را بخواند، و اگر وقت نماز یومیه تنگ نباشد، آن را بشکند و اول نماز آیات و بعد نماز یومیه را بجا آورد.
مسأله1522_ اگر در بین نماز آیات دانست که وقت نماز یومیه تنگ است، باید نماز آیات را رها کند و مشغول نماز یومیه شود و بعد از آنکه نماز را تمام کرد پیش از انجام کاری که نماز را به هم بزند، بقیهی نماز آیات را از همان جا که رها کرده بخواند.
مسأله1523_ اگر در حال حیض یا نفاس زن آفتاب یا ماه بگیرد نماز آیات بر او واجب نیست و قضاء هم ندارد. ولی اگر رعد و برق و مانند اینها اتفاق بیفتد، بنا بر احتیاط بعد از پاک شدن و غسل و وضوء نماز را بیاورد.
کیفیّت نماز آیات
مسأله1524_ نماز آیات دو رکعت است و هر رکعت پنج رکوع دارد و دستور آن این است که انسان بعد از نیت، تکبیر بگوید و یک حمد و یک سورهی تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد، دوباره یک حمد و یک سوره بخواند باز به رکوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
مسأله1525_ در نماز آیات ممکن است بعد از نیت و تکبیر و خواندن حمد، آیه های یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر یا کمتر از آن را بخواند و احتیاط لازم است که یک جمله را ناقص نگذارد و به رکوع رود و سر بردارد و بدون اینکه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همینطور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام نماید. مثلاً می تواند به قصد سوره (قل هو الله احد)، (بسم الله الرحمن الرحیم) بگوید و به رکوع رود، بعد بایستد و بگوید: (قل هو الله احد) دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بایستد و بگوید: (الله الصمد) باز به رکوع رود و بایستد و بگوید: (لم یلد و لم یولد) و برود به رکوع، باز هم سر بردارد و بگوید: (و لم یکن له کفواً احد) و بعد از آن به رکوع پنجم رود. و بعد از سر برداشتن، دو سجده کند، و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول بجا آورد و بعد از سجدهی دوّم تشهد بخواند و نماز را سلام دهد. و نیز جائز است که به کمتر از پنج قسمت تقسیم نماید؛ لکن هر وقت سوره را تمام کرد لازم است حمد و قسمتی از سوره را قبل از رکوع بعدی بخواند و لازم نیست در این صورت سوره دوم را قبل از رکوع پنجم تمام کند، ولی در رکعت بعدی باید حمد را خوانده و دور نیست بتواند باقی مانده سوره قبلی را بخواند. لکن باید یک سوره کامل در این رکعت ولو به تفریق بخواند و به خواندن باقی مانده سوره گذشته اکتفاء نکند.
مسأله1526_ اگر در یک رکعت از نماز آیات، پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد بخواند و سوره را پنج قسمت کند مانعی ندارد.
مسأله1527_ آنچه در نمازهای یومیه واجب و مستحب است در نماز آیات هم واجب و مستحب می باشد، ولی در نماز آیات در صورتی که با جماعت باشد مستحب است رجاءً به جای اذان و اقامه سه مرتبه بگوید: (الصلوة) و در غیر جماعت وارد نیست.
مسأله1528_ مستحب است پیش از هر رکوع و بعد از آن درغیر رکوع آخر (پنجم و دهم) تکبیر بگوید و بعد از رکوع پنجم و دهم قبل از تکبیر (سمع الله لمن حمده) نیز بگوید. و اگر تکبیر بعد از رکوع 5 و 10 گفت قصد رجاء یا مطلق ذکر بکند.
مسأله1529_ مستحب است پیش از رکوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط قنوت پیش از رکوع دهم بخواند کافی است.
مسأله1530_ اگر در نماز آیات شک کند که چند رکعت خوانده و فکرش به جایی نرسد نماز باطل است.
مسأله1531_ اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است یا در رکوع اول رکعت دوم و فکرش به جایی نرسد، نمازش باطل است. ولی اگر مثلاً شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع، چنانچه شک او پیش از رسیدن به سجده بوده رکوعی را که شک دارد به جا آورده یا نه باید به جا آورد ولی اگر به سجده رسیده باشد باید به شک خود اعتناء نکند.
مسأله1532_ هر یک از رکوع های نماز آیات رکن است که اگر عمداً یا اشتباهاً کم یا زیاد شود نماز باطل است.
نماز عید فطر و قربان
مسأله1533_ نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام (ع) واجب است و باید با جماعت خوانده شود. و در زمان ما که امام (ع) غائب است مستحب می باشد و می شود آن را با جماعت یا فرادی خواند.
مسأله1534_ وقت نماز عید فطر و قربان از اول آفتاب روز عید تا ظهر است.
مسأله1535_ گفته اند مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند. ولی استحباب تأمل دارد، و در عید فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکاة فطره را هم بدهند، بعد نماز عید را بخوانند.
مسأله1536_ نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد و سوره، باید پنج تکبیر بگوید، و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگری بگوید، و به رکوع رود و دو سجده بجا آورد و برخیزد، و در رکعت دوم چهار تکبیر بگوید، و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود، و بعد از رکوع دو سجده کند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
مسأله1537_ در قنوت نماز عید فطر و قربان هر دعاء و ذکری بخوانند کافی است. ولی بهتر است این دعاء را بخوانند:
(اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ وَ اَهْلَ الْجوُدِ وَ الْجَبَروُتِ وَ اَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمةِ وَ اَهْلَ التَّقْوی وَ الْمَغْفِرَةِ اَسْألُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَوْمِ الَّذی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کَرامَةً وَ مَزیداً اَنْ تُصَلّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیْرٍ اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کُلِّ سُوءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ اَللّهمَّ اِنّی اَسْأَلُکَ خَیْرَ ما سَأَلَکَ بِهِ عِبادُکَ الصّالِحوُنَ وَ اَعوُذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخْلَصوُنَ).
مسأله1538_ در زمان غائب بودن امام (ع) مستحب است بعد از نماز عید فطر و قربان خطبه بخوانند، و بهتر است در خطبهی عید فطر احکام زکاة فطره و در خطبه عید قربان احکام قربانی را بگویند.
مسأله1539_ نماز عید سوره مخصوصی ندارد، ولی بهتر است که در رکعت اول آن سوره شمس (سوره 91) و در رکعت دوم سورهی غاشیه (سورهی 88) را بخوانند. یا در رکعت اول سوره سبح اسم (سورهی 87) و در رکعت دوم سورهی شمس را بخوانند.
مسأله1540_ مستحب است نماز عید را در صحرا بخوانند ولی در مکه مستحب است در مسجد الحرام خوانده شود.
مسأله1541_ مستحب است پیاده و پا برهنه و با وقار به نماز عید بروند و پیش از نماز غسل کنند و عمامهی سفیدی بر سر بگذارند.
مسأله1542_ مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند و در حال گفتن تکبیرها دست ها را بلند کنند و کسی که نماز عید می خواند، امام جماعت است یا فرادی، نماز را بلند بخواند.
مسأله1543_ بعد از نماز مغرب و عشاء شب عید فطر و بعد از نماز صبح آن و بعد از نماز عید فطر مستحب است این تکبیرها را بگوید: (اَللهُ اَکْبَرُ، اَللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَ اَللهُ اَکْبَرُ، اَللهُ اَکْبَرُ وَ لِلّهِ الْحَمْدُ، اَللهُ اَکْبَرُ، عَلی ما هَدانا وَ الْحَمْدُلِلّه عَلی ما ابْلانا)
مسأله1544_ مستحب است انسان در عید قربان بعد از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است تکبیرهایی را که در مسألهی پیش گفته شد بگوید و بعد از آن بگوید: ( اَللهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الانْعامِ وَ الْحَمْدُلله عَلی ما أَبْلانا). ولی اگر عید قربان را در منی باشد مستحب است بعد از پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز سیزدهم ذیحجه است، ایت تکبیرها را بگوید.
مسأله1545_ احتیاط مستحب است که زن ها از رفتن به نماز عید خودداری کنند ولی این احتیاط برای زن های پیر نیست.
مسأله1546_ در نماز عید هم مثل نمازهای دیگر، مأموم باید غیر از حمد و سوره تشهد و اذکار و قنوت نماز را خودش بخواند.
مسأله1547_ اگر مأموم موقعی برسد که امام مقداری از تکبیرها را گفته بعد از آنکه امام به رکوع رفت، باید آنچه از تکبیرها وقنوت ها را که با امام درک نکرده خودش بگوید و اگر در هر قنوت یک «سبحان الله» یا یک «الحمدلله» بگوید کافی است.
مسأله1548_ اگر در نماز عید موقعی برسد که امام در رکوع است می تواند نیت کند و تکبیر اول نماز را بگوید و به رکوع رود.
مسأله1549_ اگر در نماز عید یک سجده یا تشهد را فراموش کند احتیاط بلکه در فراموشی سجده لازم است که بعد از آن نماز را بجا آورد و هم چنین اگر کاری که برای آن در نماز یومیه سجدهی سهو لازم است پیش آید لازم است بنا بر احتیاط دو سجده سهو بنماید.
اجیر گرفتن برای نماز
مسأله1550_ بعد از مرگ انسان، می شود برای نماز و عبادت های دیگر او که در زندگی بجا نیاورده، یا صحیح نیاورده و بر عهده اش باقی است، دیگری را اجیر کنند یعنی به او مزد دهند که آنها را بجا آورد. و اگر کسی بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحیح است.
مسأله1551_ انسان می تواند برای بعضی از کارهای مستحبی مثل زیارت قبر پیغمبر و امامان (ع) از طرف زندگان اجیر شود. و نیز می تواند بعضی کارهای مستحبی را انجام دهد و ثواب آن را برای مردگان یا زندگان هدیه نماید.
مسأله1552_ کسی که برای نماز قضای میت اجیر شده مانند دیگر مردم، باید یا مجتهد باشد یا مسائل نماز را از روی تقلید صحیح بداند. یا آنکه عمل به احتیاط کند در صورتی که موارد احتیاط را کاملاً بداند.
مسأله1553_ اجیر باید موقع نیت، میت را معین نماید و لازم نیست اسم او را بداند، پس اگر نیت کند از طرف کسی نماز می خوانم که برای او اجیر شده ام کافی است.
مسأله1554_ اجیر باید عمل را به قصد آنچه در ذمّهی میت است بجا آورد و اگر عملی را انجام دهد و ثواب آن را برای او هدیه کند کافی نیست.
مسأله1555_ باید کسی را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند عمل را درست انجام می دهد.
مسأله1556_ کسی را که برای نمازهای میت اجیر کرده اند، اگر بدانند که عمل را بجا نیاورده یا باطل انجام داده، باید عمل را ولو به اجیر گرفتن اجیر دیگری بیاورند.
مسأله1557_ هرگاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، همین که مورد اطمینان باشد و بگوید انجام داده ام و از گفته اش اطمینان پیدا می شود کافی است. و همچنین اگر شک کند که عمل او صحیح بوده یا نه، بنا بر صحت آن بگذارد.
مسأله1558_ کسی را که عذری دارد مثلاً با تیمم یا نشسته نماز می خواند نمی شود برای نمازهای میت اجیر کرد، اگرچه نماز میت هم همان طور قضاء شده باشد.
مسأله1559_ مرد برای زن و زن برای مرد می تواند اجیر شود و در بلند خواندن و آهسه خواندن نماز باید اجیر به تکلیف خود عمل کند.
مسأله1560_ در قضاهای نمازهای میت ترتیب واجب نیست مگر در نمازهایی که اداء آنها ترتیب دارد مثل نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از یک روز، چنان که سابقاً گذشت. و گذشت که مراعات ترتیب فوت در غیر نماز ظهر و عصر و یا مغرب و عشاء از یک روز و شب مستحب است.
مسأله1561_ اگر با اجیر شرط کنند که عمل را به طور مخصوصی انجام دهد اگر آن طور را فاسد نمی داند باید همان طور بجا آورد و اگر با او شرط نکنند، باید در آن عمل به تکلیف خود رفتار نماید و احتیاط مستحب است که از وظیفهی خودش و میت هر کدام که به احتیاط نزدیک تر است به آن عمل کند، مثلاً اگر وظیفهی میت گفتن سه مرتبه تسبیحاب اربع بوده و تکلیف او یک مرتبه است، سه مرتبه بگوید.
مسأله1562_ اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را به چه مقدار از مستحبات آن بخواند، باید مقداری از مستحبات نماز را که معمول است بجا آورد.
مسأله1563_ اگر انسان چند نفر را برای نماز قضای میت اجیر کند بنا بر آنچه در مسأله «1560» گفته شده لازم نیست برای هر کدام آنها وقتی را معین کند، ولی مراعات ترتیب فوت در خواندن نمازهای احتیاط مستحب (و در مثل ظهرین و مغرب و عشاء از یک روز لازم است).
مسأله1564_ اگر کسی اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهای میت را بخواند و پیش از تمام شدن سال بمیرد، نمازهای واجبی که می دانند بجا نیاورده بر ذمّه میت است و باید ولو با اجیر گرفتن دیگری بیاورند. و چنانچه احتمال می دهند که بجا نیاورده بنا بر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد نیز اجیر بگیرند یا دیگری بیاورد.
مسأله1565_ کسی را که برای نمازهای میت اجیر کرده اند، اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همهی آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش بخواند، اگر قادر بر عمل بوده اجاره صحیح و اجاره کننده می تواند اجرة المثل باقی مانده را بگیرد یا آنکه اجاره را فسخ نموده و اجرة المثل مقداری را که بجا آورده کسر و مابقی را بگیرد و اگر قادر نبوده اجاره نسبت به ما بعد فوت اجیر باطل است و می تواند اجرةالمسمای باقی مانده را گرفته یا آنکه اجارهی مقدار گذشته را فسخ نموده و اجرة المثل او را بدهد، و اگر شرط نکرده باشند که خودش بخواند باید ورثه اش از مال او کسی را اجیر بگیرند، و اگر مال نداشته باشد بر ورثهی او چیزی واجب نیست.
مسأله1566_ اگر اجیر پیش از تمام کردن نمازهای میت بمیرد و خودش هم نماز قضاء داشته باشد، بعد از عمل به دستوری که در مسألهی قبلی ذکر شد اگر چیزی از مال او زیاد آمد، در صورتی که وصیت کرده و از ثلث زیادتر باشد و ورثه اجازه بدهند، برای تمام نمازهای او اجیر بگیرند، و اگر اجازه ندهند ثلث آن را به مصرف نماز او برسانند.
