آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
مصرف زکات
مسأله1969_ انسان می تواند زکاة را در هشت مورد مصرف کند:
«اول» فقیر، و او کسی است که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد، و کسی که صنعت یا ملک یا سرمایه ای دارد که می تواند مخارج سال خود را بگذراند فقیر نیست.
«دوم» مسکین و او کسی است که از فقیر سخت تر می گذراند.
«سوم» کسی که از طرف امام معصوم علیه السلام یا نائب او مأمور است که زکاة را جمع و نگهداری نماید و به حساب آن رسیدگی کند و آن را به امام علیه السلام یا نائب امام یا فقرا برساند.
«چهارم» کافرهایی که اگر زکاة به آنان بدهند به دین اسلام مایل می شوند یا در جنگ به مسلمانان کمک می کنند.
«پنجم» خریداری بنده هایی که در شدت می باشند و آزاد کردن آنان.
«ششم» بدهکاری که نمی تواند قرض خود را بدهد.
«هفتم» فی سبیل الله، یعنی کارهایی که می توان با آنها قصد قربت نمود مثل ساختن مسجد، و مدرسه ای که علوم دینیه در آن خوانده می شود، و تنظیف شهر، آسفالت راه ها و توسعهی آنها و مانند اینها.
«هشتم» ابن السبیل، یعنی مسافری که د سفر درمانده شده و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.
مسأله1970_ احتیاط واجب است که فقیر و مسکین بیشتر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکاة نگیرد و این احتیاط نباید ترک شود گرچه جواز ترک آن خالی از قوت نیست، و اگر مقداری پول یا جنس دارد، بنا بر احتیاط فقط به اندازهی کسری مخارج یک سالش زکاة بگیرد.
مسأله1971_ کسی که مخارج سالش را داشته باشد، اگر مقداری از آن را مصرف کند، و بعد شک کند آنچه باقی مانده به اندازهی مخارج یک سال او هست یا نه، نمی تواند زکاة بگیرد.
مسأله1972_ صنعت گر یا مالک یا تاجری که درآمد او از مخارج سالش کمتر است، می تواند برای کسری مخارجش زکاة بگیرد، و لازم نیست ابزار کار، یا ملک، یا سرمایهی خود را به مصرف مخارج برساند. ولی اگر ملک وی مورد احتیاج نیست و با فروش یا اجاره اش کمبود خرج سال ندارد، نمی تواند زکوة بگیرد.
مسأله1973_ فقیری که خرج سال خود و عیالاتش را ندارد، اگر خانه ای دارد که ملک او است و در آن نشسته، یا مال سوری دارد چنانچه بدون اینها نتواند زندگی کند، اگرچه برای حفظ آبرویش باشد، می تواند زکاة بگیرد و همچنین است اثاث خانه، و ظروف، و لباس زمستانی، تابستانی، و چیزهایی که به آنها احتیاج دارد و فقیری که اینها را ندارد، اگر به اینها احتیاج داشته باشد، می تواند از زکاة خریداری نماید.
مسأله1974_ فقیری که یاد گرفتن صنعت برای او مشکل نیست، بنا بر احتیاط واجب باید یاد بگیرد و با گرفتن زکاة زندگی نکند. ولی تا وقتی مشغول یاد گرفتن است، می تواند زکاة بگیرد.
مسأله1975_ به کسی که قبلاً فقیر بوده و یا اینکه معلوم نباشد فقیر بوده یا نه و می گوید فقیرم، اگر انسان از گفتهی او اطمینان پیدا کند می شود زکاة داد. و در صورت عدم اطمینان بعید نیست بتواند، ولی خالی از اشکال نیست.
مسأله1976_ کسی که می گوید فقیرم و قبلاً فقیر نبوده، چنانچه از گفتهی او اطمینان پیدا نشود، احتیاط واجب است که به او زکاة ندهند.
مسأله1977_ کسی که باید زکاة بدهد، اگر از فقیری طلب کار باشد، می تواند طلبی را که از او دارد، بابت زکاة حساب کند.
مسأله1978_ اگر فقیر بمیرد و مال او به اندازهی قرضش نباشد، انسان می تواند آن مقدار از طلب که زیادتر از ترکه او است بابت زکاة حساب کند و اگر مال او به اندازهی قرضش باشد و ورثه قرض او را ندهند، یا به جهت دیگر انسان نتواند طلب خود را بگیرد، آیا می تواند طلبی را که از او دارد، بابت زکاة حساب کند؟ محل اشکال است گرچه بعید نیست و احتیاط ترک است.
مسأله1979_ چیزی را که انسان بابت زکاة به فقیر می دهد لازم نیست به او بگوید که زکاة است، بلکه اگر فقیر خجالت بکشد مستحب است مال را به قصد زکاة به او داده و زکاة بودنش را اظهار ننماید.
مسأله1980_ اگر به خیال اینکه کسی فقیر است به او زکاة بدهد، بعد دانست فقیر نبوده، یا از روی ندانستن مسأله به کسی که می داند فقیر نیست زکاة بدهد کافی نیست، پس چنانچه چیزی را که به او داده باقی باشد و قبلاً آن را به عنوان زکاة جدا کرده بود بایستی از او بگیرد و به مستحق بدهد، و اگر آنچه را به او داده خواه جدا کرده و یا نه، از بین رفته باشد، پس اگر کسی که آن چیز را گرفته می دانسته زکاة است، انسان می تواند عوض آن را از او بگیرد و به مستحق بدهد و اگر نمی دانسته زکاة است، نمی تواند چیزی از او بگیرد و باید از مال خودش زکاة را به مستحق بدهد.
مسأله1981_ کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد اگرچه مخارج سال خود را داشته باشد، می تواند برای دادن قرض خود زکاة بگیرد، ولی باید مالی را که قرض کرده در معصیت خرج نکرده باشد.
مسأله1982_ اگر به کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد زکاة بدهد، بعد دانست قرض را در معصیت مصرف کرده، چنانچه آن بدهکار فقیر باشد، می تواند آنچه را که به او داده بابت زکاة حساب کند.
مسأله1983_ کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد اگرچه فقیر نباشد، انسان می تواند طلبی را که از او دارد، بابت زکاة حساب کند.
مسأله1984_ مسافری که خرجی او تمام شده، یا مرکبش از کار افتاده، چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد و نتواند با قرض کردن یا فروختن چیزی خود را به مقصد برساند، اگرچه در وطن خود فقیر نباشد، می تواند زکاة بگیرد. ولی اگر بتواند در جای دیگر با قرض کردن یا فروختن چیزی مخارج سفر خود را فراهم کند فقط به مقداری که به آنجا برسد می تواند زکاة بگیرد.
مسأله1985_ مسافری که در سفر مانده شده و زکاة گرفته بعد از آنکه به وطنش رسید، اگر چیزی از زکاة زیاد آمده باشد و نتواند آن را به زکوة دهنده یا وکیلش برساند، باید آن را به حاکم شرع (مجتهد جامع الشّرایط) بدهد و بگوید آن چیز زکاة است.
