آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی
مرجع تقلید شیعه
معامله سلف و شرائط آن
مسأله2158_ معاملهی سلف آن است که مشتری پول را بدهد و بعد از مدتی جنس را تحویل بگیرد، و اگر بگوید این پول را می دهم که مثلاً بعد از شش ماه فلان جنس را بگیرم و فروشنده بگوید قبول کردم، یا فروشنده پول را بگیرد و بگوید فلان جنس را فروختم که بعد از شش ماه تحویل بدهم معامله صحیح است.
مسأله2159_ اگر پولی را که از جنس طلا یا نقره است سلف بفروشد و عوض آن را پول طلا یا نقره بگیرد معامله باطل است. ولی اگر جنسی یا پولی را که از جنس طلا و نقره نیست بفروشد و عوض آن را جنس دیگر یا پول طلا یا نقره بگیرد معامله صحیح است. و احتیاط مستحب است که در عوض جنسی که می فروشد پول بگیرد و جنس دیگر نگیرد.
مسأله2160_ معاملهی سلف هفت شرط دارد:
«اول» خصوصیاتی را که قیمت جنس به جهت آنها فرق می کند معین نمایند. ولی دقت زیاد هم لازم نیست، همین قدر که مردم بگویند خصوصیات آن معلوم شده کافی است.
«دوم» پیش از آنکه خریدار و فروشنده از هم جدا شوند، خریدار تمام قیمت را به فروشنده بدهد یا به مقدار آن از فروشنده طلب کار نقدی باشد، و طلب خود را بابت قیمت جنس حساب کند و او قبول نماید و چنانچه مقداری از قیمت آن را بدهد، اگرچه معامله نسبت به آن مقدار صحیح است، ولی فروشنده می تواند معامله را به هم بزند.
«سوم» مدت را کاملاً معین کنند. و اگر بگوید تا اول خرمن جنس را تحویل می دهم چون مدت کاملاً معلوم نشده معاملهی او باطل است.
«چهارم» وقتی را برای تحویل جنس معین کنند که در آن وقت جنس به قدری کمیاب نباشد که فروشنده نتواند آن را تحویل دهد.
«پنجم» اگر با تعیین نکردن جای تحویل جنس اختلاف و نزاع پیش آید باید جای تحویل جنس را معین نمایند، ولی اگر از گفته های آنان جای آن معلوم باشد لازم نیست اسم آنجا را ببرند.
«ششم» وزن یا پیمانهی آن را معین کنند، و جنسی را هم که معمولاً با دیدن معامله می کنند اگر سلف بفروشد اشکال ندارد، ولی باید مثل بعضی از اقسام گردو و تخم مرغ تفاوت افراد آن به قدری کم باشد که مردم به آن اهمیت ندهند.
«هفتم» چیزی را که می فروشند چنانچه از اجناسی باشد که با وزن یا پیمانه فروخته می شود عوض آن از آن جنس نباشد، مثلاً گندم را به گندم سلفاً نمی توان فروخت.
