آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

آیت الله حاج شیخ محمد رحمتی

مرجع تقلید شیعه

چگونگی استفاده از حق شفعه

مسأله2203_ گرفتن حق شفعه به گفتار یا عمل محقق می شود، مثلاً بگوید: کالا (چیز فروخته شده) را به قیمت گرفتم یا قیمت را به قصد شفعه داده و کالا (چیز فروخته شده) را مستقلاً در اختیار بگیرد.

مسأله2204_ شفیع نمی تواند بعضی کالا را گرفته بعضی را پس بزند، بلکه یا همه را بگیرد یا واگذارد.

مسأله2205_ شفیع به همان قیمت فروش رفته باید بگیرد، نه زیادتر و نه کمتر، خواه قیمت بازار همان قیمت باشد یا کمتر یا زیادتر از آن، و اقوی عدم ثبوت حق شفعه در کالایی است که با غیر پول، فروخته شده است.

مسأله2206_ غرامت و خرج هایی را که مشتری، اضافه از پول کالا پرداخته، یا به کسی انعام داده بر عهدهی شفیع نیست، و هم چنین اگر فروشنده بعد از فروش، قدری از پول کالا را از مشتری کم کرده و نگرفته، شفیع نمی تواند از پول کالا کم کرده باقی را بدهد.

مسأله2207_ اقوی، فوریت حق شفعه است. پس اگر بدون عذر، استفاده از آن را تأخیر انداخت ساقط می شود و با عذر مانند ندانستن فروش، ولو از جهت زندان بودن ناحق یا به خاطر حقی که از پرداخت آن عاجز است یا ندانستن حق شفعه یا گمان زیادتی قیمت یا اشتباه در قیمت کالا و مانند اینها، ساقط نمی شود.

مسأله2208_ منظور از مبادرت و فوریت در گرفتن حق شفعه، طور معمول آن است، پس چنانچه مشغول عبادت واجب یا مستحب است یا مشغول خوردن و آشامیدن یا استحمام باشد. نباید آن را برای فوریت شفعه قطع کند. همانگونه که لازم نیست تند راه برود، و اگر در جای دیگری است و راه ترس و خطر دارد می تواند به انتظار همراهان، آمدن به محل فروش را تأخیر بیندازد. ولی اگر با وکیل کردن کسی یا وسائل روز مانند تلفن، فاکس، موبایل، و... بتواند حق شفعه را اعمال کند و نکند حقش ساقط می گردد.

مسأله2209_ شفیع در گرفتن کالا به سبب شفعه باید پول (قیمت) را حاضر کند، و همان گفتن: «به شفعه گرفتم» در انتقال کالا به وی کافی نیست. و اگر گفت، و فرار کرد یا مسامحه نمود یا از پرداخت پول ناتوان شد، کالا در ملک مشتری باقی می ماند.

مسأله2210_ حق شفیع به سبب فروختن مشتری باطل نمی شود، بلکه می تواند از مشتری اول کالا را به قیمت اول بگیرد و فروش دوم باطل می شود. ولی اگر آن را اجازه کرد صحیح است، همانگونه که می تواند از مشتری دوم به قیمت خرید وی کالا را به شفعه بگیرد و در نتیجه فروش اول درست است.

مسأله2211_ تصرفاتی که مشتری در کالا (جنس) فروخته شده می کند خواه وقف کردن باشد (حتی اگر آن را مسجد کند) یا بخشیدن یا مهر قرار دادن، حق شفعه را ساقط نمی سازد. بلکه با گرفتن کالا به حق شفعه (به گفتار یا عمل) تصرفات باطل می شود.

مسأله2212_ حق شفعه قابل اسقاط است و می توان در مقابل اسقاط یا استفاده نکردن آن عوض گرفت. و در فرض اول اگر آن را ساقط نکرد و مورد استفاده قرار داد صحیح است. لکن گناه کرده و طرف می تواند معامله با او را فسخ کرده، عوض را بگیرد و یا اجرت المثل از او درخواست کند و آیا در فرض دوم نیز اگر حق شفعه را اعمال کرد نافذ و صحیح است؟ خالی از تأمل نیست و مشهور صلح بر سقوط را نیز کافی دانسته اند و خالی از اشکال نیست.

مسأله2213_ حق شفعه قابل انتقال به غیر نیست.

مسأله2214_ چنانچه شریک (شفیع) سهم خود را قبل از استفاده از حق شفعه بفروشد، خصوصاً اگر دانست که شریک سهم خود را فروخته، حقش ساقط می شود و هم چنین اگر کل کالا قبل از آن تلف شود، ولی اگر پاره ای از آن تلف شده و باقی تلف نشده، شفیع می تواند باقی مانده را به کل قیمت بگیرد و مشتری ضامن چیزی نیست.

مسأله2215_ چنانچه بعد از گرفتن و استفاده کردن از حق شفعه: کالا (آنچه فروش رفته) به سبب مشتری تلف شد، ضامن است و اگر بدون دخالت وی از بین رفت، مشتری ضامن نیست. مگر از بین رفتن بعد از درخواست شفیع و مسامحه مشتری در تسلیم به او باشد که در این صورت مشتری ضامن است.

مسأله2216_ اسقاط قبل از فروش اثری ندارد، و بعد از فروش حق شفعه برای شفیع ثابت است و هم چنین اگر حاضر فروش بود یا تبریک به مشتری گفت، مگر گفتار و حالش شاهد اسقاط حق باشد.

مسأله2217_ مشهور علماء در استفاده از حق شفعه دانستن قیمت فروش را شرط دانسته اند. پس اگر شفیع قیمت را نمی داند شفعه را درست نمی دانند، ولی صحت آن بی وجه نیست.

مسأله2218_ پول فروش اگر نسیه باشد شفیع می تواند به همان مدت نسیه حق شفعه را اعمال کند و ظاهراً بتوان او را وادار به کفالت کفیل نمود. و اگر مشتری قیمت را نقداً بپذیرد، به قیمت نقدی می تواند شفیع چیز فروخته شده را بگیرد.

مسأله2219_ حق شفعه به اقاله بیع ساقط نمی شود، بعد از اقاله نیز شفیع می تواند از حق شفعه استفاده کند.

مسأله2220_ در صورتی که چیز فروخته شده داردی عیبی بوده، صور متعددی دارد که در بعض از آنها شفیع حق رد و در بعض حق ارش دارد.