آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام تقلید

مسأله 1 : عقیده مسلمان به اصول دین باید از روی یقین باشد و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید یعنی بدون دلیل گفته کسی را قبول کند ولی اگر از گفته دیگری یقین پیدا کند کفایت می کند؛ گرچه دلیلی بر آن نداشته باشد.
ولی در احکام دین در غیر ضروریات و یقینیات باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد؛ یا از مجتهد تقلید کند یعنی به دستور او رفتار نماید یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است.
مثلاً اگر عده ای از مجتهدین عملی را حرام می دانند و عده دیگر می گویند حرام نیست آن عمل را انجام ندهد؛ اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند آن را به جا آورد؛ پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند؛ واجب است از مجتهد تقلید نمایند.

مسأله 2 : تقلید در احکام عمل کردن به دستور مجتهد است به نحوی که هنگام عمل استناد به دستور و فتوای او داشته باشد و از مجتهدی باید تقلید کرد که مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، حلال زاده، زنده و عادل باشد و بنا بر احتیاط واجب نباید حریص به دنیا و جاه طلب باشد.
عادل کسیست که حالت ثابتی در او باشد که کارهایی را که بر او واجب است به جا آورد و کارهایی که بر او حرام است ترک کند و راه شناخت آن اینست که اگر از اهل محل یا همسایگان یا کسانی که با او معاشرت دارند حال او را بپرسند؛ خوبی او را تصدیق کنند.
در صورتی که دستور اعلم
با دستور غیراعلم اختلاف داشته باشد و دستور غیراعلم خلاف احتیاط باشد؛ احتیاط واجب در این صورت تقلید اعلم است و در غیر این صورت تقلید اعلم لازم نیست گرچه بهتر است.
اعلم کسیست که در فهمیدن حکم خدا از مجتهدهای دیگر استادتر باشد.

مسأله 3 : مجتهد و اعلم را از سه راه می توان شناخت:
اول:
آنکه خود انسان یقین کند؛ مثل اینکه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.
دوم:
آنکه دو نفر عالم عادل که بتوانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند؛ مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند؛ به شرط اینکه دو نفر عالم عادل دیگر با گفته آنان مخالفت ننمایند.
سوم:
آنکه عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا می شود؛ مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند.

مسأله 4 : اگر شناخت اعلم مشکل باشد؛ احتیاط واجب تقلید کسیست که گمان به اعلمیت یا احتمال به اعلمیت او باشد؛ در صورتی که علم به مخالفت فتوای او با فتوای غیراعلم باشد و فتوای غیراعلم مخالف با احتیاط باشد و الا تقلید اعلم واجب نیست گرچه بهتر است.

مسأله 5 : به دست آوردن فتوی یعنی دستور مجتهد چهار راه دارد:
اول:
شنیدن از خود مجتهد.
دوم:
شنیدن از دو نفر عادل که فتوای مجتهد را نقل کنند.
سوم:
شنیدن از کسی که انسان به گفته او اطمینان دارد؛ بلکه اگر گوینده مورد وثوق و راستگو باشد کفایت می کند و لازم نیست اطمینان پیدا شود.
چهارم:
رساله مجتهد، در صورتی که انسان به درستی آن رساله اطمینان داشته باشد.

مسأله 6 : تا انسان یقین نکند که فتوای مجتهد عوض شده است؛ می تواند به آنچه در رساله نوشته شده عمل نماید و اگر احتمال دهد که فتوای او عوض شده جستجو لازم نیست.

مسأله 7 : اگر مجتهد اعلم در مسأله ای فتوی دهد مقلد آن مجتهد یعنی کسی که از او تقلید می کند در فرضی که بنا بر احتیاط واجب تقلید اعلم لازم است؛ نمی تواند در آن مسأله به فتوای مجتهد دیگر عمل کند؛ ولی اگر فتوی ندهد و بفرماید احتیاط آن است که فلان طور عمل شود؛ مثلاً بفرماید احتیاط آن است که در رکعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه تسبیحات اربعه، یعنی:
سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ، بگویند مقلد یا باید به این احتیاط، که احتیاط واجبش می گویند عمل کند و سه مرتبه بگوید و یا به فتوای مجتهدی که علم او از مجتهد اعلم کمتر و از مجتهدهای دیگر بیشتر است عمل نماید؛ پس اگر او یک مرتبه گفتن را کافی بداند می تواند یک مرتبه بگوید و همچنین است اگر مجتهد اعلم بفرماید مسأله محل تأمل است.

مسأله 8 : اگر مجتهد اعلم بعد از آنکه در مسأله ای فتوی داده احتیاط
1 احتیاط واجب اعلم بر دو گونه است.
در صورتی که جهت احتیاط اعلم تخطئه نظر غیر باشد رجوع به غیراعلم مشکل است؛ ولی اگر احتیاط اعلم به جهت مراجعه ننمودن؛ یا اشکال در مسأله باشد؛ رجوع به غیر جائز است.
بعید نیست بیشتر احتیاطات اعلم از قسم دوم باشد که می تواند به غیر مراجعه کند.
کند؛ مثلاً بفرماید ظرف نجس را یک مرتبه در آب کر بشویند پاک می شود اگر چه احتیاط آن است که سه مرتبه بشویند؛ مقلد او نمی تواند در آن مسأله به فتوای مجتهد دیگر رفتار کند؛ مگر اینکه فتوای مجتهد دیگر نزدیک تر به احتیاط باشد مانند همین مسأله که می تواند
در شستن سه مرتبه تقلید غیراعلم نماید؛ بلکه باید یا به فتوی عمل کند یا به احتیاط بعد از فتوی که آن را احتیاط مستحب می گویند عمل نماید.

مسأله 9 : اگر مجتهدی که انسان از او تقلید می کند از دنیا برود؛ حکم بعد از مرگ او حکم زنده بودنش را دارد. در موردی که احتیاط واجب تقلید اعلم است؛ اگر او از مجتهد زنده اعلم باشد؛ باید در مسائلی که به آنها عمل کرده باقی بماند و چنانچه مجتهد زنده اعلم باشد بنا بر احتیاط به مجتهد زنده رجوع کند و اگر مساوی باشند مخیّر است بین اینکه باقی باشد بر تقلید مجتهدی که مرده است در مسائلی که به آنها عمل کرده؛ یا اینکه عدول کند به مجتهدی که زنده است؛ ولی اَوْلی و احوط عدول به مجتهد زنده است.

مسأله 10 : اگر در رساله ای به فتوای مجتهدی عمل کند و بعد از او در همان مسأله به فتوای مجتهد زنده رفتار نماید؛ در صورتی که عدول از مجتهد مرده به زنده جایز باشد؛ نمی تواند آن را مطابق مجتهدی که از دنیا رفته است انجام دهد. ولی در صورتی که واجب باشد باقی ماندن بر تقلید مجتهد مرده، چنانچه در مسأله گذشته به آن اشاره شد؛ عمل به دستور مجتهد زنده درست نبوده باید عدول به مجتهد مرده کند؛ ولی اگر مجتهد زنده در مسأله ای فتوی ندهد و احتیاط نماید و مقلّد مدتی به آن احتیاط عمل کرده؛ دوباره می تواند به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته عمل نماید؛ مثلاً اگر مجتهدی گفتن یک مرتبه: سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ، را در رکعت سوم و چهارم نماز کافی بداند و مقلد مدتی به این دستور عمل نماید و یک مرتبه بگوید؛ چنانچه آن مجتهد از دنیا برود و
مجتهد زنده احتیاط را در سه مرتبه بداند و مدتی مکلف به این احتیاط عمل کند؛ دوباره می تواند به فتوای مجتهدی که از دنیا رفته برگردد و یک مرتبه بگوید.

مسأله 11 : مسائلی را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد واجب است یاد بگیرد؛ بلکه مسائلی را که گمان دارد به آنها احتیاج پیدا می کند باید یاد بگیرد.

مسأله 12 : اگر برای انسان مسأله ای پیش آید که حکم آن را نمی داند؛ در صورتی که احتیاط ممکن باشد؛ لازم نیست صبر کند تا فتوای مجتهد اعلم را به دست آورد بلکه می تواند از راه احتیاط وظیفه خود را به جا آورد؛ بلکه اگر احتیاط هم ممکن نباشد؛ واجب نیست صبر کند می تواند عمل را به نحوی انجام دهد و پس از انجام عمل در صورتی که عمل مخالف با واقع، یا دستور مجتهدی باشد که باید از او تقلید کند؛ اعاده نماید و الا اعاده لازم نیست.

مسأله 13 : اگر کسی فتوای مجتهدی را به دیگری بگوید؛ چنانچه فتوای آن مجتهد عوض شود لازم نیست به او خبر دهد که فتوی عوض شده؛ ولی اگر بعد از گفتن فتوی بفهمد اشتباه کرده؛ اگر فتوایی که گفته مخالف با احتیاط بوده؛ در صورتی که ممکن باشد باید اشتباه را برطرف کند و الا برطرف کردن اشتباه لازم نیست.

مسأله 14 : اگر مکلّف مدتی اعمال خود را بدون تقلید انجام داده؛ در صورتی که اعمالش مطابق با فتوای مجتهدی که فعلاً باید از او تقلید کند می باشد و اگر عبادی بوده با قصد قربت انجام داده؛ صحیح است و همچنین است اگر اعمالی که انجام داده مطابق با احتیاط بوده.