آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام حدود
مسأله 2874 : حد جریمه بدنی معصیتیست که شریعت مقدسه برای ارتکاب بعضی گناهان تعیین فرموده که حاکم شرع باید آن را انجام دهد. در اخبار تأکیدات زیادی بر اجراء حدود الهی وارد شده به این که انجام دادن حدود الهی سبب می شود که مردم کار نامشروع انجام ندهند؛ نظم در جامعه حاصل شود و دنیا و آخرتشان محفوظ بماند و از رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم روایت شده فرمودند:
فایده اجراء حدی از حدود الهی برای مردم بهتر است از این که چهل روز باران رحمت بر آنان ببارد و نیز فرمودند:
حدی که روی زمین بپا شود پاکیزه تر و بهتر از عبادت شصت سال است.
مسأله 2875 : اجراء حدود شرعی وظیفه حاکم شرع، یعنی مجتهد جامع الشرایط است و دیگران حق دخالت ندارند مگر در موارد خاص.
مسأله 2876 : در باب اجراء حدود شرعی باید احتیاط شدید بشود و به اندک شبهه ای از اجراء حد خود داری شود.
حد زنا و لواط
مسأله 2877 : هرگاه کسی با یکی از زن هایی که محرم نسبی او هستند؛ مانند مادر، عمه، خاله، خواهر، دختر، دختر برادر، دختر خواهر زنا کند گرچه مفاد بعضی اخبار آن است که با شمشیر یک ضربه به گردن او بزنند و اگر زنده ماند باید او را حبس کنند تا بمیرد؛ ولی مورد عمل اکثر فقهاء عظام نیست فرموده اند باید سر او را با شمشیر به حکم حاکم شرع از تنش جدا کنند و جریان این حکم در زنا با کسانی که با او از جهت شیر خوردن یا سببی غیر از زن بابا، با او محرم شده اند خالی از اشکال نیست.
مسأله 2878 : هرگاه کافری که در پناه اسلام است با زن مسلمان زنا کند حد او کشتن است و اگر هنگام اجراء حد مسلمان شود حد از او ساقط نمی شود.
مسأله 2879 : هرگاه کسی به زور و جبر با زنی زنا کند حد او کشتن است چه زن داشته باشد یا نداشته باشد.
مسأله 2880 : هرگاه مرد مسلمان آزادی با زنی که محرم او نیست به اختیار خود زنا کند حد او صد تازیانه است و چنانچه سه مرتبه زنا کند و در هر دفعه صد تازیانه اش بزنند؛ دفعه چهارم حد او کشتن است.
مسأله 2881 : کسی که بالغ و عاقل و آزاد باشد و زن دائمی یا کنیز داشته باشد و با او نزدیکی کرده و هر وقت هم بخواهد می تواند با او نزدیکی کند اگر با زنی که محرم او نیست ولی بالغ و عاقل هست به اختیار زنا کند باید او را سنگسار نمایند. ولی اگر زن یا کنیز داشته باشد ولی با او نزدیکی نکرده باشد علاوه بر زدن صد تازیانه سر او را بتراشند و مدت یک سال از شهرش تبعید کنند.
مسأله 2882 : هرگاه زن بالغه عاقله که شوهر دارد و شوهرش با او نزدیکی کرده و فعلا هم شوهر در اختیار او است؛ اگر به اختیار خود زنا دهد سنگسار می شود. ولی اگر شوهر با او نزدیکی نکرده و در اختیار او نیست حد او صد تازیانه است؛ تبعید و تراشیدن سر ندارد.
مسأله 2883 : هرگاه پیرمردی که زن دارد زنا کند؛ یا پیرزنی که شوهر دارد زنا دهد؛ این دو را صد تازیانه می زنند و بعد سنگسارشان می کنند.
مسأله 2884 : هرگاه مردی ببیند که کسی با زن او زنا می کند چنانچه نترسد که به او ضرری بزنند؛ اگر بداند زن او هم راضی به این عمل است می تواند هر دو را بکشد وگرنه زن را نمی تواند بکشد؛ به هر حال زن بر او حرام نمی شود و چون اجراء این دستور به حکم حاکم شرع نیست از حدود به حساب نمی آید.
مسأله 2885 : مردی که زنا کرده؛ یا زنی که زنا داده قبل از این که نزد حاکم شرع ثابت شود توبه کنند توبه ایشان قبول است.
مسأله 2886 : هرگاه مرد بالغ و عاقل و آزاد به اختیار خود با بچه یا مردی لواط کند در صورتی که محصن باشد به نحوی که در مسأله (2881) گذشت حدش کشتن است ولی اگر محصن نباشد گرچه مشهور فرموده اند حدش کشتن است ولی محل اشکال است احتیاط آن است که حدش مانند مرد زنا کار است؛ او را صد ضربه تازیانه می زنند.
مسأله 2887 : حاکم شرع در کشتن لواط کننده ای که محصن است مخیر است بین این که او را با شمشیر بکشد و بعد از کشتن او را بسوزاند؛ یا سنگسار کند؛ یا زنده در آتش بسوزاند؛ یا دست و پای او را بسته از جای بلندی پرت کند؛ یا دیواری را روی او خراب کند تا بمیرد.
مسأله 2888 : کسی که با او عمل شنیع لواط انجام شده اگر بالغ و عاقل باشد و به اختیار و رضایت او بوده حدش کشتن است چه محصن باشد یا غیرمحصن به نحوی که در مسأله قبل برای لواط کننده گفته شد.
مسأله 2889 : هرگاه مقدمات عمل لواط تحقق پیدا کرده باشد ولی دخول واقع نشده باشد هر کدام را صد تازیانه می زنند.
مسأله 2890 : کسی که عمل شنیع لواط را انجام داده؛ یا کسی که با او عمل شنیع لواط انجام شده؛ اگر قبل از آن که نزد حاکم شرع ثابت شود توبه کنند توبه آنان قبول است.
مسأله 2891 : زنا و لواط به یکی از دو راه ثابت می شود:
اول:
خودشان هرگاه بالغ، عاقل و آزاد باشند و با اختیار چهار مرتبه اقرار کنند.
دوم:
چهار مرد عادل شهادت حسی دهند که عمل زنا یا لواط را به چشم دیده اند و اگر سه مرد عادل و دو زن عادله شهادت دهند کفایت می کند.
حد مساحقه
مسأله 2892 : هرگاه زنی که عاقل و بالغ و با اختیار است همجنس بازی کند گناه بزرگی انجام داده؛ حد او یکصد تازیانه است و فرقی هم بین زن مسلمان و کافر نیست و اگر زنی که با او این عمل شنیع شده عاقل و بالغ و مختار باشد همین حکم جاری است؛ گرچه بعضی فرموده اند این حکم در موردی که زن شوهر دارد هم جاریست ولی ظاهر اینست که باید سنگسار شود.
حد قیاده (جاکش)
مسأله 2893 : حرام است کسی مرد و زنی را برای زنا، یا دو نفر را برای لواط، یا برای مساحقه به هم برساند. در خبر است کسی که مرد و زنی را به حرام به هم برساند خداوند بهشت را بر او حرام گرداند و جهنم برای او مهیا خواهد بود و بدجایی است؛ چنانچه آن کس زن باشد حد او هفتاد و پنج تازیانه است و اگر مرد باشد علاوه بر هفتاد و پنج تازیانه مشهور فرموده اند سر او را بتراشند و در کوچه و بازار بگردانند و بنا بر احتیاط اگر در مرتبه دوم این عمل را مرتکب شده از شهری که در آن این کار زشت را انجام داده بیرونش کنند.
نزدیکی با چهارپا
مسأله 2894 : هرگاه کسی با یکی از چهارپایان نزدیکی کند عمل حرامی انجام داده؛ به حکم حاکم شرع تعزیر می شود و در خبر اسحاق بن عمار وارد شده و فقها هم فرموده اند:
بیست و پنج تازیانه به او می زنند. حکم حیوانی که با او این عمل شنیع واقع شده در احکام خوردنی ها گذشت.
لخت خوابیدن دو نفر زیر یک پوشش
مسأله 2895 : هرگاه دو مرد لخت، یا دو زن لخت، یا یک مرد لخت و یک زن لخت، غیر از مرد با همسر یا کنیز خود، زیر یک لحاف بدون این که بین آنها مانعی باشد بخوابند مشهور فرموده اند:
هر کدام از آنان از سی تا نودونه شلاق باید تعزیر شوند. در این حکم فرقی نمی کند که با یکدیگر خویشی داشته باشند یا نه.
بوسیدن از روی شهوت
مسأله 2896 : هرگاه کسی پسری را گرچه از محارم باشد؛ بلکه غیر از پسر را از روی شهوت ببوسد حاکم شرع تا نود تازیانه، هرقدر صلاح بداند به او تازیانه می زند. در خبر است کسی که جوانی را از روی شهوت ببوسد ملائکه آسمان، ملائکه زمین، ملائکه رحمت و ملائکه غضب بر او لعنت می کنند و جهنم برای او مهیا خواهد بود و بد جایگاهیست و در خبر دیگر است خداوند دهانه ای از آتش به دهن او می زند. ولی اگر توبه کند توبه او قبول می شود.
حد نسبت دادن به زنا و لواط
مسأله 2897 : هرگاه کسی که بالغ و عاقل است به مرد یا زن مسلمانی که بالغ، عاقل، آزاد و عفیف است نسبت زنا یا لواط دهد حدش هشتاد تازیانه است به مقدار متوسط نه به مقداری که در حد زنا زده می شود؛ تازیانه را از روی لباس به او می زنند. ولی اگر به کسی بگوید ولدالزنا به قصد خشم و فحش دادن؛ مثل این که به کسی بگوید ای الاغ، بعید نیست هشتاد تازیانه نداشته باشد ولی عزیر می شود. چنانچه هرگاه فحش های دیگر بدهد؛ یا اهانت و اذیت به شخص یا اشخاص بکند از طرف حاکم تعزیر می شود.
تعزیر استمنا
مسأله 2898 : یکی از گناهان کبیره استمنا کردن است؛ یعنی با خود یا چیز دیگر غیر از همسر و کنیزش کاری کند که از او منی خارج شود؛ اگر چنین کرد به دستور حاکم شرع تعزیر می شود. در روایتی وارد شده حضرت امیرالمؤمنین عَلَیْهِ السَّلَام تازیانه بر دست کسی که استمنا کرده بود زدند به حدی که سرخ شد سپس او را از بیت المال زن دادند.
حد مشروب خواری
مسأله 2899 : هرگاه مسلمان بالغ و عاقل با اختیار و توجه شراب، یا عرق، یا آب جو، یا سایر مشروبات مست کننده را بخورد هر چند کم باشد؛ از طرف حاکم شرع به او هشتاد تازیانه می زنند و اگر دو مرتبه مشروب بخورد و در هر مرتبه او را تازیانه بزنند در مرتبه سوم یا چهارم حدّش کشتن است و کافری که در ذمه حکومت اسلامیست اگر علناً مشروب بخورد همین حکم را دارد.
مسأله 2900 : مشروب خوار اگر مرد باشد بدنش را منهای عورتش برهنه می کنند و در حال برهنگی بین دو شانه اش تازیانه بزنند به نحوی که به صورت و عورتش تازیانه نخورد. ولی اگر زن باشد نباید برهنه شود.
مسأله 2901 : مشروب خوردن به دو راه ثابت می شود:
اول:
شهادت دو مرد عادل.
دوم:
دو مرتبه خودش اقرار کند.
مسأله 2902 : هرگاه مشروب خوار قبل از این که دو مرد عادل شهادت دهند توبه کند حد از او ساقط می شود. ولی اگر بعد از این که دو مرد عادل شهادت بدهند توبه کند حد ساقط نمی شود.
حد دزدی
مسأله 2903 : هرگاه کسی با شرایطی که در مسأله بعدی گفته می شود دزدی کند؛ در دفعه اول به دستور حاکم شرع چهار انگشت دست راستش را از بیخ می برند و کف دست و شصت او را باقی می گذارند و در دفعه دوم پای چپش را از وسط قدم می برند و پاشنه پا را باقی می گذارند؛ که روی او بایستد و نماز بخواند و راه برود و در دفعه سوم او را حبس می کنند تا بمیرد و مخارجش را اگر ندارد از بیت المال می دهند و اگر در زندان هم دزدی کرد او را می کشند. در این حکم فرقی بین مرد و زن، کافر و مسلمان و بنده و آزاد نیست.
مسأله 2904 : شرایط اجراء حد دزدی که در مسأله قبل آمده یازده چیز است:
اول:
دزد بالغ باشد؛ پس غیربالغ اگر یک مرتبه یا دو مرتبه دزدی کند کاری با او ندارند ولی در مرتبه سوم تعزیر می شود.
دوم:
عاقل باشد.
سوم:
به اختیار خود دزدی کرده باشد.
چهارم:
مال دزدی حداقل یک چهارم دینار، یعنی چهار نخود و نیم طلای سکه دار، یا چیز دیگری به این ارزش باشد.
پنجم:
او در مالی که بر می دارد شریک نباشد؛ پس اگر در مال مشترکی که بین او و دیگری ست به مقدار حق خود یا کمتر از آن بردارد حد ندارد ولی تعزیر می شود.
ششم:
بداند مالی را که بر می دارد مال مردم است؛ پس اگر خیال کرده مال خود اوست حد جاری نمی شود هر چند ضامن است.
هفتم:
مال در جای محفوظ و دربسته باشد و او حفاظت آنجا را از بین ببرد؛ مثل این که قفل را بشکند یا باز کند؛ یا دیوار را سوراخ یا خراب کند؛ یا از دیوار بالا
رود و مال را ببرد؛ پس اگر مال را در مثل حمام و مسجد و جاهای عمومی یا جاهایی که اجازه وارد شدن در آن داشته ببرد؛ یا دیگری در را باز کند یا دیوار را خراب کند و او مال را ببرد حد ندارد ولی او را تعزیر می کنند.
هشتم:
مخفیانه مال را ببرد؛ پس اگر ظالمی به زور علناً در را باز کند و مال را ببرد؛ یا به زور مال را از صاحبش بگیرد؛ یا از دست او بر باید؛ یا مالی را که به عنوان امانت نزد اوست تصرف کند و پس ندهد دست او را نمی برند هر چند ضامن است و تعزیر می شود.
نهم:
دزد پدر صاحب مال نباشد؛ پس دست پدر را برای دزدی مال فرزندش نمی برند ولی دست فرزند را برای دزدی مال پدر می برند.
دهم:
دزد بنده صاحب مال نباشد؛ پس اگر بنده ای از مال مالکش دزدی کند دستش قطع نمی شود.
یازدهم:
اضطرار و ناچاری او را وادار به دزدی نکرده باشد.
؛ پس کسی که مثلاً در زمان قحطی، مواد غذایی مورد نیاز را بدزدد دست او را نمی برند.
مسأله 2905 : بر دزد واجب است چیزی را که دزدیده به مالکش برگرداند و اگر مالکش مرده به ورثه اش برساند و در صورتی که آن چیز معیوب شده؛ یا قیمتش کم شده باید خسارت آن را جبران کند و اگر آن چیز تلف شده اگر مانند آن باشد باید مانند آن را بدهد و اگر مانند ندارد باید قیمت آن را پرداخت کند.
مسأله 2906 : هرگاه صاحب مال پیش از آن که کار دزد به حاکم شرع مراجعه شود او را ببخشد حد از او ساقط می شود؛ ولی اگر بعد از آن که به حاکم شرع مراجعه شود او را عفو کند حد ساقط نمی شود.
مسأله 2907 : هرگاه دزد قبل از این که دزدیش ثابت شود توبه کند حد از او ساقط می شود ولی اگر بعد از آن که با بینه ثابت شده باشد توبه کند فایده ندارد.
مسأله 2908 : دزدی به دو راه ثابت می شود:
اول:
شهادت دو مرد عادل، پس اگر یک مرد عادل و دو زن عادله، یا زن های عادله شهادت دهند فایده ندارد.
دوم:
اقرار خود دزد، بنا بر احتیاط چنانچه مشهور فرموده اند دو مرتبه اقرار کند.
حد مُحارب
مسأله 2909 : کسی که بالغ، عاقل و تواناست اگر با شمشیر برهنه یا سلاح دیگری به منظور ترساندن مردم و اخلال در نظم اجتماعی یا ترور اشخاص و غارت اموال به آنها یورش ببرد مُحارب و مفسد فی الارض است.
حکم محارب در قرآن مجید و اخبار اینست که او را بکشند؛ یا به دار بیاویزند؛ یا دست راست و پای چپ او را قطع کنند؛ یا از وطنش آواره و تبعید نمایند. در این حکم فرق نمی کند محارب و مفسد فی الارض مرد باشد یا زن، در شب این کارها را انجام دهد یا روز، در شهر و دیار باشد یا در صحرا و دریا. در این که حاکم شرع مخیر است و می تواند هر یک از این کارها را در باره محارب انجام دهد؛ یا مثلاً کشتن و دار زدن را درباره کسی که شخصی را کشته و قطع دست و پا را درباره کسی که دزدی کرده و تبعید را در موردی که با شمشیر و سلاح مردم را ترسانده؛ در روایات و کلمات فقها اختلاف است به کتاب های مفصل مراجعه شود.
احکام مرتد
مسأله 2910 : مرتد، یعنی مسلمانی که در حال بلوغ و عقل با قصد و اختیار خود از اسلام خارج شود و بر دو قسم است:
اول:
مرتد فطری، مسلمانی که پدر و مادر او یا یکی از آنان مسلمان بوده و از اسلام خارج شده.
دوم:
مرتد ملی، مسلمانی که پدر و مادر او کافر بوده پس از گرایش به اسلام دوباره کافر شده.
مسأله 2911 : هرگاه مرتد فطری مرد باشد به محض کافر شدن زنش از او جدا می شود و احتیاج به طلاق ندارد و باید عده وفات نگه دارد و پس از تمام شدن عده می تواند شوهر کند و مالش هم به محض کافر شدن پس از پرداخت بدهی های او بین ورثه او تقسیم می شود و کشتنش واجب است و هرگاه توبه کند و به اسلام برگردد توبه او بین خود و خدا درست است ولی به حسب ظاهر پذیرفته نیست؛ یعنی اسلام او تأثیری در حفظ جان و برگشت زن و مال او ندارد. ولی به هر علتی اگر کشته نشد هرگاه مالی بعد از توبه به دست آورد مال خود اوست و حق ازدواج مجدد حتی با زن سابق خود را نیز دارد.
مسأله 2912 : مرتد ملی اگر مرد باشد اموالش به ملک او باقی می ماند و به مجرد ارتداد کشته نمی شود بلکه تا سه روز از او می خواهند توبه کند اگر توبه کرد آزاد می شود و اگر توبه نکرد روز چهارم از طرف حاکم شرع به اعدام محکوم می شود و اگر بین او و همسرش که مسلمان است نزدیکی واقع نشده؛ یا زن یائسه است ازدواج آنان فوراً باطل می شود و اگر نزدیکی واقع شده و زن هم یائسه نباشد تا تمام شدن عده که عده طلاق است صبر می کند در صورتی که در این مدت مرتد توبه کند ازدواج باقیست و اگر توبه نکرد حکم به جدایی آنان از همان زمانی که مرتد شده می شود.
مسأله 2913 : هرگاه مرتد زن باشد گرچه مرتد فطری باشد؛ اموالش به ملک خودش باقی می ماند و کشته نمی شود؛ بلکه حبس می شود و در زندان به او سخت گیری می کنند و در اوقات نمازها او را می زنند تا توبه کند اگر توبه کرد آزاد می شود و اگر توبه نکرد در زندان می ماند تا بمیرد. شوهرش اگر با او نزدیکی نکرده باشد؛ یا یائسه باشد پس از آن که کافر شد از شوهرش جدا می شود و عده ندارد؛ ولی اگر شوهر با او نزدیکی کرده باشد و یائسه هم نباشد از زمانی که مرتد شده تا تمام شدن عده اش صبر می کند (عده او عده طلاق است) اگر در این مدت توبه کرد ازدواج آنان باقیست و اگر توبه نکرد حکم می شود به جدایی آنان از زمانی که کافر شده.
حکم کسی که ادعای پیغمبری کند یا به پیغمبر و ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام دشنام دهد
مسأله 2914 : هرگاه کسی ادعای نبوت و پیغمبری کند؛ یا به پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم یا صدیقه کبری عَلَیْهاالسَّلَام یا یکی از ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام دشنام دهد بر هر کس که بشنود و بتواند؛ جایز، بلکه واجب است او را بکشد در صورتی که بر جان یا مال یا ناموس خود یا مسلمان دیگری نترسد.
