آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
نبش قبر
مسأله 648 : نبش قبر مسلمان یعنی شکافتن قبر او اگر چه طفل یا دیوانه باشد؛ حرام است؛ ولی اگر بدنش از بین رفته و خاک شده اشکال ندارد و همچنین است اگر استخوان باشد ولی پوک شده به حدی که به مجرد حرکت دادن خاک شود و در صورتی که استخوان سفت باشد؛ نبش قبر محل اشکال است.
مسأله 649 : نبش قبر امامزاده ها، شهدا، علما و صلحا، اگر چه سال ها بر آن گذشته باشد؛ در صورتی که زیارتگاه باشد حرام است؛ بلکه اگر زیارتگاه هم نباشد؛ بنا بر احتیاط واجب نباید آن را نبش کرد؛ مگر آنکه نبش قبر برای نقل میت به مشاهد مشرفه باشد؛ مخصوصاً در صورتی که وصیت کرده باشد.
ولی باید در صورتی باشد که مستلزم هتک میت نباشد.
مسأله 650 : شکافتن قبر در چند مورد حرام نیست؛ بلکه در بیشتر مواردی که ذکر می شود نبش قبر واجب است:
اول:
آنکه میت در زمین غصبی دفن شده باشد و مالک زمین راضی نشود که در آنجا بماند.
دوم:
آنکه کفن یا چیز دیگری که با میت دفن شده غصبی باشد و صاحب آن راضی نشود که در قبر بماند و همچنین است اگر چیزی از مال خود میت که به ورثه او رسیده با او دفن شده باشد و ورثه راضی نشوند که آن چیز در قبر بماند. ولی اگر وصیت کرده باشد که دعا، یا قرآن، یا انگشتری را با او دفن کنند؛ برای بیرون آوردن اینها نمی توانند قبر را بشکافند. در صورتی که وصیت میت نافذ باشد؛ چنانچه قیمت آنها کمتر از ثلث باشد و اگر بیشتر باشد و ورثه غیرصغیر رضایت ندهند؛ می توانند نبش قبر نمایند.
سوم:
چنانچه فرموده اند؛ اگر میت بی غسل و بی کفن دفن شده باشد؛ یا بفهمند غسلش باطل بوده؛ یا به غیردستور شرع کفن شده؛ یا در قبر او را رو به قبله نگذاشته اند؛ می توان نبش قبر کرد. ولی در صورتی که نبش قبر در این موارد مستلزم هتک میت و ایذاء مردم بشود جایز نیست و اگر مستلزم هتک نباشد؛ در صورتی که
بی غسل، یا غسلش باطل بوده؛ یا بی کفن دفن شده؛ یا پشت به قبله دفن شده؛ واجب است شکافتن قبر و اگر در پوست میته یا حرام گوشت کفن شده؛ نبش قبر مشکل، بلکه بعید نیست جایز نباشد و اگر دفن بدون نماز میت بوده؛ یا بفهمند که نماز بر او باطل بوده؛ جایز نیست نبش قبر، بلکه باید روی قبرش نماز بخوانند.
چهارم:
آنکه برای ثابت شدن حقی بخواهند بدن میت را ببینند؛ در صورتی که اهمیتش از نبش قبر بیشتر باشد و به وسیله نبش قبر بتوان اثبات حق نمود. ولی اگر تغییری در هیأت و صورت میت پیدا شده باشد که نتوان اثبات حق کرد؛ نبش قبر جایز نیست.
پنجم:
آنکه میت را در جایی که موجب هتک حرمت او است؛ مثل قبرستان کفار، یا جایی که کثافت و خاکروبه می ریزند؛ دفن کرده باشند؛ ولی این در صورتیست که نبش قبر هتک بیشتری ببار نیاورد و الا جایز نیست.
ششم:
آنکه برای مطلب شرعی که اهمیت آن از شکافتن قبر بیشتر است قبر را بشکافند؛ مثلاً بخواهند بچه را از شکم زن حامله ای که دفنش کرده اند بیرون آورند.
هفتم:
آنکه بترسند درنده ای میت را پاره کند؛ یا سیل او را ببرد؛ یا دشمن بیرون آورد.
هشتم:
آنکه قسمتی از بدن میت را که با او دفن نشده بخواهند دفن کنند؛
ولی احتیاط لازم آن است که آن قسمت از بدن را طوری در قبر بگذارند که بدن میت دیده نشود. موارد دیگری برای نبش قبر ذکر شده به کتاب عروة الوثقی و غیر آن مراجعه شود.
