آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
ولی مقتول
مسأله 3012 : ولی مقتول که حق قصاص دارد مردیست که از مقتول ارث می برد؛ ولی شوهر در این حق شرکت ندارد گرچه اگر دیه گرفته شود ارث می برد و نیز برادر و خواهر مادری، بلکه سایر خویشان مادری و زن ها در این حق شرکت ندارند گرچه اگر دیه گرفته شود شریکند.
مسأله 3013 : هرگاه ولی مقتول یک نفر باشد می تواند به تنهایی قصاص کند ولی گذشت در مسأله (2917) که احتیاط واجب آن است که قصاص با اجازه حاکم شرع باشد.
مسأله 3014 : هرگاه ولی مقتول بیش از یک نفر باشد احتیاط آن است که هر کدام از آنها به تنهایی بدون استجازه از دیگران قصاص نکند.
مسأله 3015 : هرگاه بعضی اولیاء میت قصاص کند اگر سایرین رضایت بر قصاص بدهند چیزی بر او نیست. ولی هرگاه رضایت ندهند به مقدار حقشان ضامن است اگر مطالبه کنند باید به آنها پرداخت کند و اگر قاتل را عفو کرده باشند باید به ورثه قاتل پرداخت کند.
مسأله 3016 : جایز نیست قاتل را قطعه قطعه کنند و یا در قصاص کشتن و اعضاء از وسیله کند که زجر بیشتری بر قاتل وارد می کند استفاده شود مثل این که با اره قصاص شود.
مسأله 3017 : مشهور فرموده اند قاتل را با شمشیر قصاص کنند ولی بعید نیست بشود به وسیله ای که راحت تر از شمشیر باشد کشت مثل این که تیر به مغز او بزنند؛ یا او را به برق وصل کنند.
مسأله 3018 : قصاص کردن که حق ولیست می تواند خودش انجام دهد یا کسی را مجاناً یا با اجرت وادار به قصاص کند.
مسأله 3019 : هرگاه بعضی اولیاء مقتول غایب باشند یا صغیر باشند؛ ولی یا اولیایی که حاضر و مکلف هستند می توانند قصاص کنند با تضمین قدر سهم دیه غایب و صغیر.
مسأله 3020 : در قصاص اعضاء هرگاه در معرض سرایت باشد در سرمای شدید یا گرمای شدید انجام نشود. ولی اگر در معرض سرایت نباشد هر وقت می تواند قصاص کند.
مسأله 3021 : دیه کسی که کشته شده از ترکه او حساب می شود در درجه اول باید به مصرف بدهکاری او برسد اگر چیزی باقی ماند هرگاه وصیتی داشته باشد یک سوم آن صرف وصیت او می شود و دو سوم آن بین ورثه تقسیم می شود؛ زن و شوهر سهم خود را می برنند ولی خواهر و برادر مادری، بلکه بنا بر مشهور هیچیک از خویشان مادری از دیه ارث نمی برند.
مراد از عاقله
مسأله 3022 : مقصود از عاقله که در جنایت خطایی باید دیه را بدهد در مرتبه اول مردان بالغ و عاقل از خویشاوندان پدری جانی است؛ مانند برادران، برادرزاده ها، عموها و عموزادگان و این که پدر و اجداد و اولاد جانی داخل در عاقله باشند اختلاف شده و ظاهر اینست که داخل هستند.
ولی احتیاط آن است که مصالحه شود. پس بچه، دیوانه، زن و خویشاوندان مادری جزء عاقله نیستند و در مرتبه آخر امام عَلَیْهِ السَّلَام عاقله است و از بیت المال پرداخت می کند.
مسأله 3023 : مواردی که دیه بر عاقله است از این قرار است:
1 کشتنی که از روی خطا واقع شده باشد.
2 جنایتی که از طفل یا دیوانه واقع شده باشد.
3 جراحت خطایی بر کسی وارد کند به حدی که پوست را بشکافد و به پرده نازک روی استخوان برسد و استخوان نمایان شده باشد و از این جراحت در اصطلاح موضحه گویند و همچنین بالاتر از این مرتبه اگر جراحتی خطایی به کسی وارد کند دیه بر عاقله است؛ ولی اگر جراحت چه عمدی باشد و چه خطایی کمتر از این حد باشد دیه در مال خود جانی است.
4 جنایت عمدی کور خطایی حساب می شود قصاص نمی شود بلکه دیه او بر عاقله اوست و در صورتی که عاقله نداشته باشد در مال اوست و اگر مال ندارد بر امام عَلَیْهِ السَّلَام است که از بیت المال مسلمین پرداخت می کند.
مسأله 3024 : هرگاه قتل خطایی یا جنایت دیگر به وسیله اقرار شخص ثابت شود دیه در مال خودش می باشد؛ بر عاقله نیست و همچنین هرگاه در قتل خطایی به مال دیگر غیر از دیه مصالحه شده باشد بر خود او است؛ بر عاقله چیزی نیست. فقط در موردی که به وسیله بیّنه (دو شاهد عادل) ثابت شود بر عاقله است.
مسأله 3025 : در کیفیت تقسیم بر عاقله اختلاف شده که آیا همه بستگان باید بدهند چه فقیر باشند یا غنی و در مقداری که از فقیر و غنی گرفته می شود نیز اختلاف شده احتیاط آن است که با نظر حاکم شرع و تشخیص او انجام شود.
مسأله 3026 : در تقسیم دیه بر عاقله اختلاف شده که باید مراعات مراتب ارث شود یا تمام خویشاوندان پدری در تمام مراتب ارث حساب شود؛ احتیاط آن است که رعایت مراتب ارث بشود هرگاه طبقه نزدیک تر نباشند به عهده طبقه بعدی گذاشته شود.
مسأله 3027 : دیه خطایی را که عاقله پرداخت می کنند در سه سال قسط بندی می شود در هر سال یک سوم آن را پرداخت می کنند؛ در این حکم فرقی بین دیه کامل و دیه ناقص و دیه کشتن و جراحت نیست.
مسأله 3028 : ابتداء مدتی که در دیه خطایی حساب می شود زمان استقرار دیه است پس در مورد کشتن هنگام مردن و در مورد جنایت بر اطراف از زمان تحقق جنایت حساب می شود در صورتی که جراحت سرایت نکرده باشد و اگر سرایت کرده باشد از هنگامی که جراحت رو به بهبودی است.
مسأله 3029 : در کشتن خطایی که دیه بر عاقله است هرگاه قاتل عاقله ندارد؛ یا عاقله تمکن ندارد خود قاتل باید بدهد و اگر خودش هم تمکن ندارد امام عَلَیْهِ السَّلَام از بیت المال پرداخت می کند.
مسأله 3030 : هرگاه بعضی از عاقله تمکن پرداخت ندارد بر کسانی که قدرت پرداخت دارند واجب می شود.
مسأله 3031 : میزان در فقیر بودن عاقله که تحمیل بر او واجب نیست وقت اداء دیه است نه هنگام واقع شدن جنایت.
مسأله 3032 : در مورد دیه جنایت خطایی که به اقرار خود جانی ثابت شود چنانچه بیان شد بر عاقله و بیت المال مسلمین نیست بلکه حکم بدهی های دیگر او را دارد هرگاه قدرت پرداخت، ولو به کار کردن به تدریج را داشته باشد باید پرداخت کند و اگر بتواند از مردم استمداد کند و اگر این را هم نتواند معذور است.
مسأله 3033 : هرگاه کسی که از روی عمد یا شبه عمد کسی را کشته و فرار کند و دسترسی به او نباشد؛ یا بمیرد می توان دیه را از مال او برداشت و اگر مال ندارد با رعایت طبقات ارث از عاقله او می گیرند و اگر عاقله ندارد امام عَلَیْهِ السَّلَام از بیت المال مسلمین می دهد. بعید نیست جریان این حکم در صورتی که به جهات خارجی نشود او را قصاص کرد. ولی احتیاط ترک نشود.
