آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام اجاره

[احکام ]

مسأله 2185 : اجاره آن است که انسان منافع ملک، یا منافع شخص خود را به دیگری در مقابل عوضی واگذار کند.

مسأله 2186 : اجاره دهنده و کسی که چیزی را اجاره می کند باید بالغ و عاقل باشند و به اختیار و اراده خودشان اجاره را انجام دهند و نیز باید در مال خود حق تصرف داشته باشند؛ پس سفیهی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند و کسی که از تصرف در مالش به حکم حاکم شرع ممنوع شده؛ اگر چیزی را اجاره کند یا اجاره دهد؛ صحیح نیست.

مسأله 2187 : انسان می تواند از طرف دیگری وکیل شود که مال او را اجاره دهد یا از طرفی وکیل شود که مالی را برای او اجاره کند.

مسأله 2188 : هرگاه ولی یا قَیِّم بچه مال او را با رعایت مصلحت او اجاره دهد؛ یا خود بچه را با رعایت مصلحت او اجیر دیگری قرار دهد؛ اشکال ندارد. ولی اگر مدتی از زمان بالغ شدن او را جزء مدت اجاره او قرار دهد؛ بعد از آن که بچه بالغ شد نمی تواند بقیه اجاره را نسبت به اجاره اموال خود به هم زند. ولی نسبت به اجیر شدن خود بعد از بالغ شدن می تواند بقیه اجاره را به هم بزند.

مسأله 2189 : بچه صغیری را که ولی ندارد بدون اجازه مجتهد جامع الشرایط نمی شود اجیر کرد و کسی که به مجتهد دسترسی ندارد می تواند از یک نفر مؤمن که عادل باشد اجازه بگیرد و او را اجیر نماید به شرط این که اجیر گرفتن بچه به مصلحت او باشد.

مسأله 2190 : اجاره دهنده و مستأجر لازم نیست صیغه عربی بخوانند؛ به هر زبانی می شود خواند. مثلاً اگر مالک به کسی بگوید ملک خود را به تو اجاره دادم و طرف بگوید قبول کردم؛ اجاره صحیح است و نیز اگر حرفی هم نزنند و مالک به قصد این که ملک را اجاره دهد آن را به مستأجر واگذار کند و او هم به قصد اجاره کردن بگیرد؛ اجاره صحیح می باشد.

مسأله 2191 : هرگاه انسان بدون صیغه خواندن بخواهد برای انجام عملی اجیر شود؛ همین که با رضایت طرف معامله مشغول آن عمل شد اجاره صحیح است.

مسأله 2192 : کسی که نمی تواند حرف بزند؛ اگر با اشاره بفهماند که ملک را اجاره داده؛ یا اجاره کرده؛ صحیح است.

مسأله 2193 : هرگاه خانه یا دکان یا اتاقی را اجاره کند و صاحب ملک با او شرط کند که فقط خود او از آن استفاده کند یا اجاره منصرف به این معنی باشد؛ مستأجر نمی تواند آن را به دیگری اجاره دهد مگر این که اجاره دوم طوری باشد که استفاده مخصوص خودش باشد؛ مثل این که زنی اتاقی یا منزلی را اجاره کند و بعداً شوهر کند؛ اتاق یا منزل را جهت سکنی خودش به شوهرش اجاره دهد و اگر شرط نکند و منصرف به این معنی هم نباشد؛ می تواند آن را به دیگری اجاره دهد. ولی احتیاط آن است که در تسلیم به دیگری از مالک اجازه بگیرد.
اجاره دادن به کمتر از مقداری که اجاره کرده یا مساوی آن مقدار اشکال ندارد ولی اگر بخواهد به زیادتر از مقداری که اجاره کرده آن را اجاره دهد باید در آن کاری مانند تعمیر یا سفیدکاری و مانند اینها انجام داده باشد؛ خواه به جنسی که اجاره کرده آن را اجاره دهد یا به غیر آن جنس مثل این که با پول ایرانی اجاره کرده باشد و با پولی خارجی اجاره دهد و احتیاط واجب آن است که اگر با پول اجاره کرده باشد با مثل گندم و روغن و حبوبات و مانند اینها اگر قیمتشان بیش از پولیست که اجاره کرده اجاره ندهد و احتیاط واجب آن است که اجاره اسب، کشتی، اتومبیل، هواپیما و مانند اینها به اتاق و خانه ملحق شود.

مسأله 2194 : هرگاه اجیر با انسان شرط کند که فقط برای خود استفاده کند؛ یا اجاره منصرف با این معنی باشد؛ نمی شود او را به دیگری
اجاره داد مگر این که اجاره به او برای خود موجر باشد؛ چنانچه در مسأله قبلی گذشت و اگر شرط نکند و منصرف به این معنی هم نباشد می تواند او را به دیگری اجاره دهد ولی چنانچه در مسأله گذشته بیان شد زیادتر نگیرد.

مسأله 2195 : هرگاه غیر خانه، دکان، اتاق و مانند اینها چیز دیگری مثلاً زمین را اجاره کند و مالک با او شرط نکند که فقط خودش از آن استفاده نماید؛ اگر چه بیشتر از مقداری که اجاره کرده اجاره بدهد اشکال ندارد.

مسأله 2196 : هرگاه خانه یا دکانی را مثلاً یک ساله به هزار تومان اجاره کند و از نصف آن خودش استفاده کند؛ می تواند نصف دیگر را به کمتر از هزار تومان، مثلاً به 999 تومان اجاره دهد و اجاره دادن آن به مقدار هزار تومان خلاف احتیاط است و اگر بخواهد نصف آن را به مقدار هزار تومان یا بیشتر اجاره دهد باید در آن کاری مانند تعمیر انجام داده باشد.

شرایط مالی که آن را اجاره می دهند

مسأله 2197 : مالی را که اجاره می دهند چند شرط دارد:
اول:
معین باشد؛ پس اگر بگوید یکی از خانه های خود را اجاره دادم؛ درست نیست.
دوم:
مستأجر آن را ببیند؛ یا کسی که آن را اجاره می دهد طوری خصوصیات آن را بگوید که کاملاً معلوم باشد.
سوم:
تحویل دادن آن ممکن باشد؛ پس اجاره دادن اسبی که فرار کرده اگر مستأجر نتواند آن را بگیرد باطل است ولی اگر بتواند آن را بگیرد صحیح است.
چهارم:
آن مال به واسطه استفاده کردن از بین نرود؛ پس اجاره دادن نان و میوه و شیرینی های دیگر صحیح نیست؛ مگر این که تزیین مجلس، مثلاً از منافع میوه و شیرینی نزد عقلا حساب شود در این صورت اجاره میوه و شیرینی برای تزیین صحیح است.
پنجم:
استفاده ای که مال را برای آن اجاره داده اند ممکن باشد؛ پس اجاره دادن زمین برای زراعت در صورتی که آب باران کفایت نکند و از آب نهر هم مشروب نشود؛ صحیح نیست. ولی اگر مستأجر بتواند؛ ولو به واسطه کندن چاه و مانند آن استفاده کند؛ اجاره صحیح است.
ششم:
چیزی را که اجاره می دهد مال خود او باشد و اگر مال کس دیگر را اجاره دهد در صورتی صحیح است که صاحبش اجازه دهد.

مسأله 2198 : اجاره دادن درخت برای آن که از میوه آن استفاده کنند در صورتی که میوه اش فعلا موجود نباشد صحیح است و همچنین است اجاره دادن حیوان برای استفاده از شیرش.

مسأله 2199 : زن می تواند برای آن که از شیرش استفاده کنند اجیر شود و لازم نیست از شوهر خود اجازه بگیرد ولی اگر به واسطه شیر دادن حق شوهرش از بین برود بدون اجازه او نمی تواند اجیر شود.

شرایط استفاده ای که مال را برای آن اجاره می دهند

مسأله 2200 : استفاده ای که مال را برای آن اجاره می دهند پنج شرط دارد:
اول:
حلال باشد؛ بنا بر این اجاره دادن دکان برای شراب فروشی یا نگهداری شراب و کرایه دادن حیوان و اتومبیل برای حمل و نقل شراب باطل است.
دوم:
پول دادن برای آن استفاده در نظر مردم بیهوده نباشد.
سوم:
آن عمل در شریعت مقدسه به طور رایگان واجب نشده باشد؛ پس اجیر شدن برای یاد دادن مسائل واجبات و محرماتی که محل ابتلاء است؛ مخصوصاً احکام واجب نمازهای شبانه روزی باطل است.
چهارم:
هرگاه چیزی را که اجاره می دهند چند فایده داشته باشد استفاده ای که مستأجر باید از آن بکند معین نمایند. مثلاً اگر حیوانی را که سواری می دهد و بار می برد اجاره دهند؛ باید در موقع اجاره معین کنند که فقط سواری یا باربری آن مال مستأجر است یا همه استفاده های آن.
پنجم:
مدت استفاده را معین نمایند و اگر مدت معلوم نباشد ولی عمل را معین کنند؛ مثلاً با خیاط قرار بگذارند که لباس معینی را به طور مخصوص بدوزد کافیست مگر این که تعیین نکردن مدت قرینه باشد که باید در دوخت آن تعجیل کند در این صورت تعجیل در دوخت لازم است.

مسأله 2201 : هرگاه ابتدای مدت اجاره را معین نکنند ابتدای آن بعد از خواندن صیغه اجاره است.

مسأله 2202 : هرگاه خانه را مثلاً یک ساله اجاره دهند و ابتدای آن را یک ماه پس از خواندن صیغه قرار دهند صحیح است گرچه موقعی که صیغه می خوانند خانه در اجاره دیگری باشد.

مسأله 2203 : هرگاه مدت اجاره را معلوم نکند و بگوید هر وقت در خانه نشستی اجاره آن ماهی هزار تومان است اجاره صحیح نیست ولی در صورتی که منظورش از کلمه اجاره جعاله باشد اشکال ندارد. معنی جعاله در مسأله (2231) بیان شده است.

مسأله 2204 : هرگاه به مستأجر بگوید خانه را ماهی هزار تومان به تو اجاره دادم؛ یا بگوید خانه را یک ماهه هزار تومان اجاره دادم و بعد از آن هم هرقدر بنشینی اجاره آن ماهی هزار تومان است؛ در صورتی که ابتدای مدت اجاره را معین کند یا ابتدای آن معلوم باشد؛ اجاره ماه اول صحیح است؛ ولی اگر بگوید هر ماهی هزار تومان و اول و آخر آن را معین نکند؛ اجاره حتی برای ماه اول هم صحیح نیست.

مسأله 2205 : خانه ای را که غریب و زوّار در آن منزل می کنند و معلوم نیست چقدر در آن می مانند؛ اگر قرار بگذارند که مثلاً شبی صد تومان بدهند و صاحب خانه راضی شود؛ چون صرفاً مقصود استفاده است نه اجاره، استفاده از آن خانه اشکال ندارد. ولی به جهت این که مدت را معلوم نکرده اند اجاره صحیح نیست و صاحب خانه بعد از شب اول هر وقت بخواهد می تواند آنان را بیرون کند.

مسائل متفرقه اجاره

مسأله 2206 : مالی را که مستأجر بابت اجاره می دهد باید معلوم باشد؛ پس اگر از چیزهایست که مثل گندم با وزن یا پیمانه معامله می کنند؛ باید وزن یا پیمانه آن معلوم باشد و اگر از چیزهاییست که مانند تخم مرغ با شماره معامله می کنند باید شماره آن معین باشد و اگر مثل اسب و گوسفند باشد باید اجاره دهنده آن را ببیند؛ یا مستأجر خصوصیات آن را به او بگوید.

مسأله 2207 : هرگاه زمینی را برای زراعت جو یا گندم اجاره دهد و مال الاجاره را جو یا گندم همان زمین قرار دهد؛ اجاره صحیح نیست. ولی اگر مستأجر مال را به ذمه بگیرد؛ از حاصل آن زمین پرداخت گندم صحیح است.

مسأله 2208 : کسی که چیزی را اجاره داده؛ تا آن چیز را تحویل ندهد حق ندارد اجاره آن را مطالبه کند و نیز اگر برای انجام عملی اجیر شده باشد پیش از انجام آن حق مطالبه اجرت ندارد. ولی در هر دو صورت اگر شرط کنند که اجاره را جلوتر بگیرد؛ یا معمول باشد جلوتر بگیرند؛ مثل اجیر شدن در نماز، روزه و حج استیجاری، می تواند قبل از تحویل و عمل مطالبه کند.

مسأله 2209 : هرگاه چیزی را که اجاره داده تحویل دهد؛ اگر چه مستأجر تحویل نگیرد؛ یا تحویل بگیرد و تا آخر مدت اجاره از آن استفاده نکند؛ باید مال الاجاره آن را بدهد. ولی اگر مستأجر به طور کلی بدون تقصیر از استفاده بیفتد؛ مثل این که در مدت اجاره مریض شود و نتواند از چیزی که اجاره داده شده استفاده کند.
احتیاط لازم آن است که در مال الاجاره با موجر مصالحه کنند.

مسأله 2210 : هرگاه انسان اجیر شود که در روز معین کاری را انجام دهد و در آن روز برای انجام آن کار حاضر شود؛ کسی که او را اجیر کرده اگر چه آن کار را به او مراجعه نکند باید اجرت او را بدهد. مثلاً اگر خیاطی را در روز معینی برای دوختن لباس اجیر نماید و خیاط در آن روز آماده کار باشد؛ اگر چه پارچه را به او ندهد که بدوزد؛ باید اجرتش را بدهد چه خیاط بیکار بماند؛ چه برای خودش یا دیگری کار کند.

مسأله 2211 : هرگاه بعد از تمام شدن مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده؛ مستأجر باید مال الاجاره را به مقدار معمول به صاحب ملک بدهد؛ مثلاً اگر اتاقی را یک سال به هزار تومان اجاره کند بعد بفهمد اجاره باطل بوده؛ چنانچه اجاره آن اتاق معمولا پانصد تومان است باید پانصد تومان را بدهد و اگر دو هزار تومان است در صورتی که اجاره دهنده صاحب مال یا وکیل مطلق او بوده و از اجاره معمولی خانه هم اطلاع داشته؛ لازم نیست بیش از هزار تومان بدهد و اگر غیر اینها بوده باید دو هزار تومان را بپردازد و نیز اگر بعد از گذشتن مقداری از مدت اجاره معلوم شود که اجاره باطل بوده؛ نسبت به اجرت مدت گذشته نیز این حکم جاری است.

مسأله 2212 : هرگاه چیزی را که اجاره کرده از بین برود؛ چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکرده و در استفاده بردن از آن هم زیاده روی ننموده؛ ضامن نیست و نیز اگر مثلاً پارچه ای را که به خیاط داده از بین برود؛ در صورتی که در نگهداری آن کوتاهی نکرده و زیاده روی هم نکرده باشد؛ لازم نیست عوض آن را بدهد.
گفته مستأجر در این زمینه پذیرفته است.

مسأله 2213 : هرگاه صنعت گر چیزی را که گرفته ضایع کند؛ ضامن است.

مسأله 2214 : هرگاه قصاب سر حیوانی را ببرد و آن را حرام کند؛ چه مزد گرفته باشد یا مجانی سر بریده باشد؛ باید قیمت آن را به صاحبش بدهد.

مسأله 2215 : هرگاه حیوانی را اجاره کند و معین نماید که چقدر بار بر آن بگذارد؛ چنانچه بیشتر از آن مقدار بارش کند و آن حیوان بمیرد یا معیوب شود؛ ضامن است و نیز اگر مقدار بار را معین نکرده باشد و بیشتر از معمول بار کند و حیوان تلف شود یا معیوب گردد؛ ضامن می باشد و در هر دو صورت اجرت زیادی بار را بر حسب معمول نیز باید بدهد.

مسأله 2216 : هرگاه حیوانی را برای بردن بار سنگین اجاره دهد؛ چنانچه آن حیوان بلغزد یا رم کند و بار را بشکند؛ صاحب حیوان ضامن نیست. ولی اگر به واسطه بردن مقدار غیرمعمول و مانند آن، کاری کند که حیوان زمین بخورد و بار را بشکند؛ ضامن است.

مسأله 2217 : هرگاه با اجازه ولی بچه کسی که متخصص است بچه را ختنه کند و در کار خود کوتاهی نکرده باشد؛ اگر ضرری به بچه برسد؛ چنانچه بیشتر از معمول بریده باشد ضامن است و اگر بیشتر از معمول نبریده باشد؛ در صورتی که فقط برای ختنه کردن به او مراجعه شده باشد و نیز اگر نمی دانسته که ختنه به بچه ضرر می رساند؛ بعید نیست که ضامن نباشد ولی احتیاطاً مصالحه شود. ولی اگر برای تشخیص این که ختنه برای بچه ضرر دارد مراجعه شده باشد؛ ضامن است و در تمام صور اگر بچه بمیرد جراح ضامن است.

مسأله 2218 : هرگاه پزشک به دست خود به مریض دوا بدهد و مریض دوا را بخورد و نیز بنا بر احتیاط واجب چنانچه متعارف است در صورتی که پزشک برای مریض دوایی را توصیه کند و مریض آن دوا را به توصیه پزشک بخورد؛ چنانچه پزشک در معالجه خطا کند و ضرری به مریض برسد؛ یا بمیرد ضامن است؛ گرچه در معالجه کوتاهی نکرده باشد.
ولی اگر پزشک بگوید فلان دوا برای فلان مرض فایده دارد؛ به این معنی که فقط اظهار عقیده کند و اختیار معالجه را به عهده خود مریض واگذارد؛ یا این که بگوید اگر فلان مرض را داری علاج آن فلان دواست و به واسطه خوردن دوا ضرری به مریض برسد یا بمیرد؛ بعید نیست پزشک ضامن نباشد.

مسأله 2219 : هرگاه پزشک حاذق به مریض بگوید اگر ضرری برسد ضامن نیستم؛ در صورتی که دقت و احتیاط خود را بکند و به مریض ضرری برسد یا بمیرد؛ گرچه پزشک به دست خود دوا داده باشد ضامن نیست. ولی در باره بچه صغیر آنچه که در مسأله (2217) گفته شد جاری است.

مسأله 2220 : مستأجر و کسی که چیزی را اجاره کرده با رضایت یکدیگر می توانند معامله را به هم بزنند و نیز اگر در اجاره شرط کنند که هر دو یا یکیاز آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشد؛ می توانند مطابق قرارداد اجاره را به هم بزنند.

مسأله 2221 : هرگاه اجاره دهنده یا مستأجر بفهمد که مغبون شده است؛ چنانچه در موقع خواندن صیغه ملتفت نباشد که مغبون است می تواند اجاره را به هم بزند. ولی اگر در صیغه اجاره شرط کنند که اگر مغبون هم باشند حق به هم زدن معامله را نداشته باشند؛ نمی توانند اجاره را به هم بزنند.

مسأله 2222 : هرگاه چیزی را اجاره دهد و پیش از آن که تحویل دهد کسی آن را غصب نماید؛ مستأجر می تواند اجاره را به هم بزند و چیزی را که به اجاره دهنده داده پس بگیرد؛ یا اجاره را به هم نزند و اجاره مدتی را که در تصرف غصب کنند بوده به میزان معمول از او بگیرد.
پس اگر حیوانی را یک ماهه به هزار تومان اجاره نماید و کسی آن را ده روز غصب کند و اجاره معمولی ده روز آن چهارصد تومان است؛ می تواند چهارصد تومان را از غاصب بگیرد.

مسأله 2223 : هرگاه چیزی را که اجاره کرده تحویل بگیرد و بعد دیگری آن را غصب کند؛ نمی تواند اجاره را به هم بزند و فقط حق دارد کرایه آن چیز را به مقدار معمول از غصب کننده بگیرد.

مسأله 2224 : هرگاه پیش از آن که مدت اجاره تمام شود ملک را به دیگری بفروشد؛ اجاره به هم نمی خورد و مستأجر باید مال الاجاره را به فروشنده بدهد و همچنین است اگر آن ملک را به مستأجر بفروشد؛ ولی احتیاط در این صورت آن است که در اجاره مدتی که باقی مانده مستأجر و اجاره دهنده با هم مصالحه نمایند.

مسأله 2225 : هرگاه پیش از ابتدای مدت اجاره ملک به طوری خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد؛ یا قابل استفاده ای که شرط کرده اند نباشد اجاره باطل می شود و پولی که مستأجر به صاحب ملک داده به او بر می گردد؛ بلکه اگر طوری باشد که بتواند استفاده مختصری از آن ببرد؛ بلکه اگر نتواند آن را به اندازه ای که در اجاره معین شده استفاده کند؛ می تواند اجاره را به هم بزند.

مسأله 2226 : هرگاه ملکی را اجاره کند و بعد از گذشتن مقداری از مدت اجاره طوری خراب شود که هیچ قابل استفاده نباشد؛ یا قابل استفاده ای که شرط کرده اند نباشد؛ اجاره مدتی که باقی مانده باطل می شود و اگر نتواند از او به اندازه ای که در اجاره معین شده؛ گرچه مختصر هم نباشد؛ استفاده کند می تواند اجاره مدت باقی مانده را به هم بزند؛ بلکه می تواند اجاره تمام مدت اجاره را به هم بزند و پولی که به صاحب ملک داده پس بگیرد ولی در این صورت باید مستأجر اجرت معمولی مدتی که از آن ملک استفاده کرده به صاحب ملک بدهد.

مسأله 2227 : هرگاه خانه ای را که مثلاً دو اتاق دارد اجاره دهند و یک اتاق آن خراب شود؛ چنانچه اجاره دهنده آن را به طوری بسازد که با حالت قبلی آن فرق زیادی دارد؛ ظاهراً حکم آن چنان است که در مسأله پیش گفته شد و اگر به طوری بسازد که با حالت قبلی آن چندان فرق ندارد؛ چنانچه فوراً بسازد به نحوی که هیچ مقدار از استفاده آن از بین نرود؛ اجاره باطل نمی شود و مستأجر هم نمی تواند اجاره را به هم بزند. ولی اگر ساختن آن به قدری طول بکشد که مقداری از استفاده مستأجر از بین برود؛ اجاره به آن مقدار باطل می شود و مستأجر می تواند اجاره باقی مانده را به هم بزند؛ بلکه می تواند اجاره تمام مدت را به هم بزند ولی برای استفاده ای که کرده اجرت معمول آن را بدهد.

مسأله 2228 : هرگاه اجاره دهنده یا مستأجر بمیرد؛ اجاره باطل نمی شود مگر این که در اجاره شرط شده باشد که فقط مستأجر استفاده کند در این صورت به مردن مستأجر اجاره باطل می شود و نیز اگر خانه مال اجاره دهنده نباشد بلکه تنها منافع خانه در مدت حیاتش مال او باشد؛ مثلاً دیگری وصیت کرده باشد که تا او زنده است منفعت خانه مال او باشد چنانچه آن خانه را اجاره دهد و پیش از تمام شدن مدت بمیرد؛ از وقتی که مرده اجاره باطل است ولیاگر مالک فعلی آن اجاره را امضاء کند صحیح می شود و وجه اجاره در باقیمانده وقت پس از مرگ اجاره دهند راجع به مالک فعلی خانه است.

مسأله 2229 : هرگاه صاحب کار بنّاء را وکیل کند که برای او کارگر بگیرد؛ چنانچه بناء کمتر از مقداری که از صاحب کار می گیرد به کارگر بدهد زیادی آن بر او حرام است و باید آن را به صاحب کار بدهد. ولی هرگاه اجیر شود که ساختمان را تمام کند و برای خود اختیار بگذارد که خودش بسازد؛ یا به دیگری بدهد؛ در صورتی که مقداری را خودش کار کرده باشد و برای تمام کردن آن ساختمان به کمتر از مقداری که اجیر شده بدهد؛ زیادی آن بر او حلال می باشد و اگر هیچ کاری خودش در آن ساختمان نکرده باشد گرفتن زیادی بر او حرام است.

مسأله 2230 : هرگاه رنگ رز قرار بگذارد که مثلاً پارچه را با نیل رنگ کند؛ چنانچه با رنگ دیگری رنگ نماید حق ندارد چیزی بگیرد.