آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام سر بریدن حیوان - نحر (گلو بریدن) شتر و صید و شکار حیوانات
[برخی احکام]
مسأله 2617 : حلال شدن گوشت حیوانات حلال گوشت و پاک بودن بدنشان از چند راه حاصل می شود:
اول:
سر بریدن حیوان اهلی یا وحشی.
دوم:
نحر شتر، یعنی فرو بردن کارد یا مانند آن در گودی بین گردن و سینه شتر.
سوم:
صید ماهی و ملخ.
چهارم:
شکار با اسلحه یا سگ شکاری.
تفصیل احکام مربوط به آنها در مسائل آینده خواهد آمد.
مسأله 2618 : حیوان حلال گوشت چه اهلی باشد مانند گاو و گوسفند و چه وحشی باشد مانند آهو و بز کوهی، هرگاه آن را به دستوری که بعداً گفته می شود سر ببرند پس از جان دادن گوشت آن حلال و بدنش پاک است؛ ولی حیوان حلال گوشتی که العیاذ بالله انسان با او وطی و نزدیکی کرده؛ یا از شیر خوک خورده؛ به تفصیلی که خواهد آمد؛ یا نجاست خوار شده؛ اگر به دستوری که در شرع معین شده استبرا نکرده باشند بعد از سر بریدن گوشت آن حلال نیست.
مسأله 2619 : حیوان حلال گوشت وحشی مانند آهو، کبک و بز کوهی و حیوان حلال گوشتی که اهلی بوده و بعداً وحشی شده مثل گاو یا شتر اهلی که فرار کرده و وحشی شده اگر به دستوری که بعداً گفته می شود آنها را شکار کنند؛ پاک و حلال است؛ ولی حیوان حلال گوشت اهلی مانند گوسفند و مرغ خانگی و حیوان حلال گوشت وحشی که به واسطه تربیت کردن اهلی شده؛ با شکار کردن پاک و حلال نمی شود.
مسأله 2620 : حیوان حلال گوشت وحشی در صورتی با شکار کردن پاک و حلال می شود که بتواند فرار کند؛ یا پرواز نماید. بنا بر این بچه آهو یا کبک که نمی تواند فرار کند و بچه مرغ هوایی که نمی تواند پرواز نماید با شکار کردن پاک و حلال نمی شود و هرگاه آهو و بچه اش را که نمی تواند فرار کند با اسلحه ای شکار کنند؛ آهو حلال و بچه اش حرام است.
مسأله 2621 : حیوان حلال گوشت مانند ماهی که خون جهنده ندارد؛ هرگاه به خودی خود مثلاً در آب بمیرد پاک است ولی گوشت آن را نمی شود خورد.
مسأله 2622 : حیوان حرام گوشتی که خون جهنده ندارد؛ با سر بریدن حلال نمی شود ولی مرده آن پاک است؛ گرچه خودش بمیرد.
مسأله 2623 : سگ و خوک به واسطه سر بریدن و شکار کردن پاک نمی شوند و خوردن گوشت آنها هم حرام است و حیوان حرام گوشتی که درنده و گوشت خوار است مانند گرگ، پلنگ و روباه اگر به دستوری که گفته می شود سر ببرند؛ یا با اسلحه شکار کنند پاکند ولی گوشت آنها حلال نمی شود. ولی اگر با سگ شکاری آن را شکار کنند پاک بودن بدنش هم اشکال دارد.
مسأله 2624 : انسان به واسطه سر بریدن و شکار کردن پاک نمی شود و پاک شدنش اگر مسلمان غیرشهید است به غسل دادن است و کافر به تمام اقسامش پس از مرگ نجس می باشد؛ گرچه بعضی اقسام آن را در زمانی که زنده است پاک می دانیم.
مسأله 2625 : حیواناتی که مسخ شده اند مانند فیل، خرس، بوزینه، موش و حیواناتی که مانند مار و سوسمار در داخل زمین زندگی می کنند؛ اگر خون جهنده داشته باشند و به خودی خود بمیرند نجسند؛ بلکه اگر سر آنها را هم ببرند؛ یا آنها را شکار کنند پاک بودن بدنشان اشکال دارد و احتیاط لازم اجتناب از آنها است.
مسأله 2626 : هرگاه از شکم حیوان حلال گوشت زنده، بچه مرده ای بیرون آید؛ یا آن را بیرون آورند گوشت آن حرام است.
دستور سر بریدن حیوانات
مسأله 2627 : دستور سر بریدن حیوانات آن است که حلقوم حیوان (مجرای نفس کشیدن) و مری (مجرای آب و غذا) و دو رگ بزرگ در دو طرف حلقوم را از پایین برآمدگی زیر گلو به طور کامل ببرند و اگر آنها را بشکافند کافی نیست. مجموع حلقوم و مری و دو رگ را چهار رگ گویند.
مسأله 2628 : هرگاه بعضی از چهار رگ را ببرند و صبر کنند تا حیوان بمیرد بعد بقیه را ببرند؛ فایده ندارد؛ بلکه اگر به این مقدار هم صبر نکنند ولی به طور معمول چهار رگ را طوری پشت سرهم نبرند که یک کار شمرده شود؛ اشکال دارد اگر چه پیش از جان دادن حیوان بقیه رگها را ببرند.
مسأله 2629 : هرگاه گرگ گلوی گوسفند را به طوری بکند که از چهار رگی که در گردن است و باید بریده شود چیزی نماند؛ آن حیوان حرام می شود. ولی اگر مقداری از گردن را بکند و چهار رگ باقی باشد؛ یا جای دیگر بدن را بکند در صورتی که گوسفند زنده باشد و به دستوری که گفته شد سر آن را ببرند؛ حلال و پاک می باشد.
شرایط سر بریدن حیوان
مسأله 2630 : سر بریدن حیوان نه شرط دارد:
اول:
کسی که سر حیوان را می برد باید مسلمان باشد؛ چه مرد باشد و چه زن و بچه مسلمان اگر ممیز باشد؛ یعنی خوب و بد را بفهمد؛ می تواند سر حیوان را ببرد؛ ولی بهتر است تا دسترسی به مرد باشد زنان و کودکان سر نبرند. پس حیوانی را که کافر سر ببرد اگر چه از اهل کتاب باشد حلال نمی شود و بعضی فرقه های مسلمان مانند بعض غلات که امیرالمؤمنین عَلَیْهِ السَّلَام را العیاذ بالله خدا می دانند و کسانی که اظهار دشمنی با اهل بیت گرامی پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را دارند مانند خوارج و نواصب، به حکم کافرند.
دوم:
سر حیوان را در حال اختیار با چیزی ببرند که از آهن باشد ولی چنانچه آهن پیدا نشود و طوری باشد که اگر سر حیوان را نبرند حیوان می میرد؛ یا در صورتی که ضرورت به سر بریدن حیوان باشد با چیز تیزی که چهار رگ آن را جدا می کند مانند شیشه و سنگ تیز، سر آن را ببرند و احتیاط واجب آن است که با دندان و ناخن نباشد.
سوم:
هنگام سر بریدن، حیوان رو به قبله باشد.
رو به قبله بودن حیوان اگر نشسته یا ایستاده
باشد همانند رو به قبله بودن انسان در نماز باید باشد و اگر حیوان به طرف راست یا چپ باشد باید محل بریدن و شکم حیوان رو به قبله باشد و لازم نیست صورت و دستها و پاها رو به قبله باشد.
کسی که می داند باید حیوان را رو به قبله سر ببرند اگر عمداً او را رو به قبله نکند حیوان حرام می شود ولی اگر فراموش کند؛ یا مسأله را نداند؛ یا قبله را اشتباه کند؛ یا نداند قبله کدام طرف است و نتواند بپرسد و ناچار به ذبح باشد؛ یا نتواند حیوان را رو به قبله کند اشکال ندارد و بنا بر احتیاط واجب کسی که سر حیوان را می برد رو به قبله باشد.
چهارم:
هنگامی که سر حیوان را می برد؛ یا کارد به نیت سر بریدن به گلویش می گذارد باید نام خدا را ببرد و احتیاط آن است که نام خدا را به عظمت و بزرگی یاد کند مثل این که بگوید:
الحمد لله و الله اکبر و بسم الله و به گفتن الله فقط اکتفاء نکند و اگر عمداً نام خدا را نبرد؛ یا این که بدون قصد سر بریدن نام خدا را ببرد آن حیوان پاک نمی شود و گوشت آن هم حرام است و همچنین است اگر از روی جهل به مسأله نام خدا را نبرد. ولی اگر از روی فراموشی نام خدا را نبرد اشکال ندارد ولی احتیاط مستحب است هر وقت یادش بیفتد نام خدا را ببرد و بگوید:
بسم الله علی اوّله و آخره.
پنچم:
حیوان بعد از سر بریدن حرکتی بکند اگر چه مثلاً چشم یا دم خود را حرکت دهد؛ یا پای
خود را به زمین بزند؛ تا معلوم شود زنده است.
ششم:
بنا بر احتیاط واجب از بدن حیوان به اندازه معمول خون بیرون آید. پس اگر خون در رگهایش بماند و از او خارج نشود؛ یا آن که خون بیرون بیاید ولی نسبت به نوع آن کم باشد بنا بر احتیاط واجب از گوشت آن حیوان اجتناب شود. ولی اگر کم بیرون آمدن خون از حیوان به جهت مرض، یا این که پیش از سر بریدن خونریزی کرده است باشد؛ اشکال ندارد.
هفتم:
سر بریدن حیوان از جلوی گردن حیوان باشد نه از پشت گردن او، بلکه احتیاط واجب آن است که کارد را روی گردن بگذارند سپس چهار رگ را قطع کنند نه این که کارد را پشت رگ ها قرار دهند و به طرف جلو ببرند.
هشتم:
سر حیوان، مخصوصاً غیر پرندگان، را عمداً پیش از بیرون آمدن روح از بدنش جدا نکنند.
ولی اگر از روی غفلت، یا به جهت تیزی چاقو جدا شود اشکال ندارد.
نهم:
بنا بر احتیاط واجب عمداً رگ سفیدی را که از مهره های گردن تا دم حیوان امتداد دارد و آن را نخاع (مغز حرام) می گویند؛ قطع نکنند.
مسأله 2631 : احتیاط واجب آن است که پیش از جدا شدن روح از بدن حیوان پوستش را نکنند.
دستور کشتن شتر
مسأله 2632 : در بین حیوانات تنها شتر است که به وسیله نحر گوشتش حلال و بدنش پاک می شود.
مسأله 2633 : نحر شکافتن گودی بین گردن و سینه شتر است.
اگر با شرایطی که برای سر بریدن حیوانات گفته شد؛ کارد یا چیز دیگری را که از آهن و برنده باشد در گودی بین گردن و سینه شتر فرو کنند گوشتش حلال و بدنش پاک می شود.
مسأله 2634 : از بعضی اخبار استفاده می شود بهتر است وقتی که می خواهند کارد را در گودی گردن شتر فرو ببرند شتر ایستاده باشد ولی اگر در حالی که زانوهایش را به زمین زده؛ یا به پهلو خوابیده و رو به قبله است کارد را در گودی گردنش فرو کنند اشکال ندارد.
مسأله 2635 : هرگاه به جای این که کارد را در گودی گردن شتر فرو کنند سر آن را ببرند؛ یا گوسفند و گاو و مانند اینها مثل شتر، کارد در گودی گردنشان فرو کنند؛ گوشت آنها حرام و بدن آنها نجس است؛ ولی اگر چهار رگ شتر را ببرند و تا زنده است به دستوری که گفته شد کارد در گودی گردنش فرو کنند گوشت آن حلال و بدنش پاک است و نیز اگر کارد در گودی گردن گوسفند یا گاو و مانند اینها فرو کنند و تا زنده است سر آنها را به دستوری که گفته شد ببرند حلال و پاک می باشند.
مسأله 2636 : هرگاه حیوان سرکش شود و نتوانند آن را به دستوری که در شرع معین شده بکشند و همچنین حیوانی که در چاه افتاده و امکان کشتن آن مطابق دستور شرع نیست و احتمال بدهند که در آنجا بمیرد؛ چنانچه با چیز برنده ای مانند کارد جایی از بدنش را زخم زنند به طوری که در اثر زحم زدن جان بدهد حلال می شود و رو به قبله بودن آن لازم نیست ولی شرطهای دیگری که در کشتن حیوانات گفته شد باید مراعات شود.
مستحبات و مکروهات سر بریدن حیوانات
مسأله 2637 : چنانچه بعض فقها (رضوان الله علیهم) فرموده اند چند چیز در سر بریدن حیوانات مستحب است:
اول:
هنگام سر بریدن گوسفند، بز و میش دو دست و یک پای آن را ببندند و پای دیگرش را باز بگذارند و پشم و موی آن را نگیرند تا سرد شود و هنگام سر بریدن گاو چهار دست و پایش را ببندند و دم آن را باز بگذارند و هنگام کشتن شتر در حال نشسته دو دست آن را از پایین تا زانو یا زیر بغل به یکدیگر ببندند و پاهایش را باز بگذارند؛ ولی در حالی که ایستاده شایسته است دست چپش بسته باشد و پرنده را بعد از سر بریدن رها کنند تا پر و بال بزند.
دوم:
پیش از کشتن حیوان آب جلوی آن بگذارند.
سوم:
کاری کنند که حیوان کمتر اذیت شود؛ مثلاً کارد را خوب تیز کنند و با عجله سر حیوان را ببرند.
چهارم:
حیوان کارد را نبیند.
پنجم:
حیوان را جابجا نکنند تا بمیرد.
ششم:
کسی که حیوان را می کشد رو به قبله باشد ولی گذشت احتیاط واجب آن است که رو به قبله باشد.
مسأله 2638 : بعض فقها (رضوان الله علیهم) چند چیز را در کشتن حیوانات مکروه شمرده اند:
اول:
در جایی حیوان را بکشند که حیوان دیگر آن را ببیند.
دوم:
کارد را پشت حلقوم فرو کنند و به طرف جلو بیاورند که حلقوم از پشت بریده شود؛ گذشت احتیاط اینست که این کار را نکنند.
سوم:
پیش از بیرون رفتن روح از بدن حیوان سرش را جدا کنند؛ گذشت که احتیاط واجب آن است که این کار را نکنند.
چهارم:
پیش از بیرون رفتن روح پوست حیوان را بکنند؛ گذشت احتیاط آن است که این کار را نکنند.
پنجم:
در شب یا پیش
از ظهر روز جمعه سر حیوان را ببرند؛ ولی در صورت احتیاج کراهت ندارد.
ششم:
خود انسان چهارپایی را که پرورش داده است بکشد.
احکام شکار کردن با اسلحه
مسأله 2639 : هرگاه حیوان حلال گوشت وحشی و یا اهلی را که وحشی شده با اسلحه شکار کنند و بمیرد؛ با پنج شرط حلال و بدنش پاک است:
اول:
اسلحه شکار مثل کارد و شمشیر برنده باشد؛ یا مثل نیزه و تیر تیز باشد که به وسیله تیز بودن بدن حیوان را پاره کند و اگر به وسیله دام یا چوب و سنگ و مانند اینها حیوانی را شکار کنند پاک نمی شود و خوردن آن هم حرام است و هرگاه حیوانی را با تفنگ شکار کنند چنانچه گلوله آن تیز باشد که در بدن حیوان فرو رود و آن را پاره کند و از آن خون جاری شود؛ پاک و حلال است و اگر گلوله تیز نباشد بلکه با فشار در بدن حیوان فرو رود و حیوان را بکشد؛ یا به واسطه حرارتش بدن حیوان را بسوزاند و در اثر فشار و سوزاندن حیوان بمیرد؛ پاک و حلال بودنش اشکال دارد.
دوم:
کسی که شکار می کند مسلمان باشد؛ یا بچه مسلمانی باشد که خوب و بد را بفهمد و اگر کافر، یا مسلمانی که در حکم کافر است مانند ناصبی یا خارجی یا غالی، حیوانی را شکار کند پاک و حلال نیست.
سوم:
اسلحه را به قصد شکار حیوان به کار برد و اگر مثلاً جایی را نشانه گیری کند و اتفاقاً تیر به حیوانی اصابت کند؛ آن حیوان پاک نیست و خوردن آن هم حرام است.
چهارم:
هنگام به کار بردن اسلحه نام خدا را به عظمت ببرد و چنانچه عمداً نام
خدا را نبرد شکار پاک و حلال نمی شود. ولی اگر فراموش کند اشکال ندارد.
پنجم:
وقتی به حیوان برسد که مرده باشد و یا اگر زنده است به اندازه سر بریدن آن وقت نباشد و چنانچه به اندازه سر بریدن وقت باشد و سر حیوان را نبرد و بمیرد نجس و حرام است.
مسأله 2640 : هرگاه دو نفر حیوانی را شکار کنند که یکی از آنان مسلمان و دیگری کافر باشد؛ آن حیوان نجس و حرام است و اگر هر دو مسلمان باشند و یکی از آن دو نام خدا را به عظمت ببرد و دیگری عمداً نام خدا را نبرد بنا بر احتیاط نجس و حرام است.
مسأله 2641 : هرگاه بعد از آن که حیوانی را تیر زند در آب بیفتد و انسان بداند حیوان به واسطه تیر و افتادن در آب جان داده؛ پاک و حلال نیست بلکه اگر نداند که جان دادن آن فقط به واسطه تیر بوده؛ پاک و حلال نیست.
مسأله 2642 : هرگاه با اسلحه یا سگ غصبی حیوانی را شکار کند شکار حلال است و مال او می باشد.
ولی گذشته از این که گناه کرده باید اجرت اسلحه یا سگ را به صاحبش بدهد.
مسأله 2643 : هرگاه با شمشیر یا سلاح دیگری که شکار با آن صحیح است با شرایطی که در مسأله قبل گفته شد عضوی از حیوان مانند دست و پای آن را جدا کنند؛ اگر حیوان تا مدتی زنده بماند عضو جدا شده نجس و حرام است ولی اگر با آن حیوانی را دو قسمت کنند و سر و گردن در یک قسمت بماند و انسان وقتی برسد که حیوان جان داده باشد هر دو قسمت پاک و حلال است و اگر حیوان زنده باشد ولی به اندازه سر بریدن وقت نباشد بنا بر احتیاط واجب قسمتی که سر و گردن ندارد نجس و حرام است و قسمتی که سر و گردن دارد پاک و حلال است و اگر برای سر بریدن وقت باشد آن قسمت که سر در آن نیست نجس و حرام است و آن قسمت دیگر اگر سر آن را به دستوری که در شرع معین شده ببرند پاک و حلال است وگرنه آن هم نجس و حرام است.
مسأله 2644 : هرگاه با چوب یا سنگ یا چیز دیگری که شکار کردن با آن صحیح نیست حیوانی را دو قسمت کنند؛ قسمتی که سر و گردن ندارد نجس و حرام است و قسمتی که سر و گردن دارد اگر زنده باشد و سر آن را به دستوری که در شرع معین شده ببرند پاک و حلال، وگرنه نجس و حرام است.
مسأله 2645 : هرگاه حیوانی را سر ببرند یا شکار کنند و بچه زنده ای از آن بیرون آید چنانچه آن بچه را به دستوری که در شرع معین شده سر ببرند پاک و حلال، وگرنه نجس و حرام می باشد.
مسأله 2646 : هرگاه حیوانی را سر ببرند؛ یا شکار کنند و بچه مرده ای از شکمش بیرون آورند چنانچه خلقت آن بچه کامل باشد و مو یا پشم در بدنش روییده باشد و در اثر کشتن مادرش مرده باشد پاک و حلال است؛ ولی اگر پیش از کشتن مادرش مرده باشد حرام و نجس است.
شکار با سگ شکاری
مسأله 2647 : هرگاه سگ شکاری حیوان وحشی حلال گوشت، یا اهلی وحشی شده حلال گوشت را شکار کند پاک و حلال بودن آن حیوان هفت شرط دارد:
اول:
سگ طوری تربیت شده باشد که هر وقت آن را برای گرفتن شکار بفرستند برود و هر وقت از رفتن جلوگیری کنند بایستد. ولی اگر پس از نزدیک شدن به شکار و دیدن آن با جلوگیری نایستد ضرر ندارد و نیز باید عادتش این باشد تا صاحبش نرسد از شکار نخورد؛ ولی اگر اتفاقاً شکار را بخورد؛ یا عادت به خوردن خون شکار داشته باشد اشکال ندارد.
دوم:
صاحبش آن را بفرستد و اگر از پیش خود دنبال شکار رود و حیوانی را شکار کند خوردن آن حرام است؛ بلکه در صورتی که از پیش خود دنبال شکار رود و بعد صاحبش بانگ بزند که زودتر خود را به شکار برساند؛ اگر چه به واسطه صدای صاحبش شتاب کند بنا بر احتیاط واجب از خوردن آن شکار خود داری شود.
سوم:
کسی که سگ را می فرستد باید مسلمان یا بچه مسلمان باشد که خوب و بد را بفهمد و اگر کافر، یا کسی که در حکم کافر است؛ مانند خارجی و ناصبی و غالی سگ را بفرستد شکار آن سگ حرام است.
چهارم:
وقت فرستادن نام خدا را به بزرگی ببرد و اگر عمداً نام
خدا را به عظمت نبرد آن شکار حرام است؛ بلکه اگر هنگام فرستادن سگ نام خدا را عمداً نبرد و پیش از آن که سگ به شکار برسد نام خدا را به عظمت ببرد بنا بر احتیاط واجب از آن شکار اجتناب شود. ولی اگر نام خدا را از روی فراموشی نبرده باشد اشکال ندارد.
پنجم:
شکار به واسطه زخمی که از دندان سگ پیدا کرده بمیرد. پس اگر سگ شکار را خفه کند؛ یا شکار از دویدن یا ترس بمیرد حلال نیست.
ششم:
کسی که سگ را فرستاده تند یا به نحو متعارف به طرف شکار برود. ولی اگر به کندی برود و شکار مرده باشد حلال نیست.
هفتم:
کسی که سگ را فرستاده وقتی برسد که حیوان مرده باشد؛ یا اگر زنده است به اندازه سر بریدن آن وقت نباشد و چنانچه وقتی برسد که به اندازه سر بریدن وقت باشد مثلاً چشم یا دم خود را حرکت، یا پای خود را به زمین بزند چنانچه سر حیوان را نبرد تا بمیرد حلال نیست.
مسأله 2648 : کسی که سگ را فرستاده اگر وقتی برسد که بتواند سر حیوان را ببرد چنانچه به طور معمول و با شتاب مثلاً کارد را بیرون آورد و وقت سر بریدن بگذرد و آن حیوان بمیرد حلال است؛ ولی اگر به واسطه زیاد تنگ بودن غلاف یا چسبندگی آن بیرون آمدن کارد طول بکشد و وقت بگذرد بنا بر احتیاط واجب از خوردن آن خود داری شود و نیز اگر چیزی همراه او نباشد که با آن سر حیوان را ببرد و حیوان بمیرد احتیاط واجب آن است که از خوردن آن خود داری شود مگر
این که سگ را وادار کند که آن حیوان را بکشد در این صورت پاک و حلال است.
مسأله 2649 : هرگاه چند سگ شکاری را بفرستد و با هم حیوانی را شکار کنند؛ چنانچه همه آنها دارای شرایطی که در مسأله (2647) گفته شد بوده اند شکار حلال است و اگر بعضی از آنها دارای آن شرایط نباشند شکار حرام است.
مسأله 2650 : هرگاه سگ را برای شکار حیوانی بفرستد و آن سگ حیوان دیگری را شکار کند آن شکار پاک و حلال است و نیز اگر آن حیوان را با حیوان دیگری شکار کند هر دوی آنها پاک و حلال می باشند.
مسأله 2651 : هرگاه چند نفر با هم سگ را بفرستند و یکی از آنها کافر یا به حکم کافر باشد آن شکار حرام و نجس است و اگر همه مسلمان باشند و یکی از آنها عمداً نام خدا را به عظمت نبرد بنا بر احتیاط واجب از آن شکار اجتناب شود.
مسأله 2652 : هرگاه به وسیله باز شکاری یا حیوان دیگر تربیت شده ای غیر سگ شکاری، حیوانی را شکار کند آن شکار حلال نیست مگر این که وقتی برسند که حیوان زنده باشد و به دستوری که در شرع معین شده سر آن را ببرند در این صورت حلال و پاک است.
صید ماهی و ملخ
مسأله 2653 : از حیوانات دریایی فقط ماهی فلس (پولک) دار خوردنش حلال است خواه فلس او کم باشد یا زیاد، ریز باشد یا درشت، حتی ماهیانی که به حسب خلقت دارای فلس باشند ولی در اثر تحرک زیاد و افتادن در دام فلس آنها بریزد حلالند.
مسأله 2654 : هرگاه ماهی فلس دار را زنده از آب بگیرند و بیرون آب جان دهد پاک و خوردن آن حلال است و چنانچه در آب بمیرد پاک است ولی خوردن آن حرام است؛ ولی اگر تور ماهی گیری را در آب بیندازند و ماهی بعد از آن که به تور افتاد در آب بمیرد بعید نیست حلال باشد گرچه احتیاط در ترک خوردن او است.
ماهی بی فلس را اگر چه زنده از آب بگیرند و بیرون آب جان دهد خوردنش حرام است ولی پاک است.
مسأله 2655 : هرگاه ماهی از آب بیرون بیفتد؛ یا موج آن را بیرون بیندازد؛ یا بر اثر جزر و مد دریا در خشکی بماند چنانچه پیش از آن که جان دهد با دست، یا به وسیله دیگری کسی او را بگیرد بعد جان دهد حلال است.
مسأله 2656 : صید کننده ماهی لازم نیست مسلمان باشد و در موقع گرفتن ماهی نام خدا را ببرد.
مسأله 2657 : ماهی مرده ای که معلوم نیست زنده از آب گرفته اند یا مرده، چنانچه در دست مسلمان باشد حلال است و اگر در دست کافر باشد اگر چه بگوید آن را زنده از آب گرفته ام حرام است مگر این که یقین حاصل شود؛ یا دو نفر عادل شهادت دهند که راست می گوید.
مسأله 2658 : بنا بر احتیاط واجب از خوردن ماهی های کوچک زنده خود داری شود مگر برای درمان در مقام حاجت.
مسأله 2659 : هرگاه ماهی را که هنوز کاملاً جان نداده بریان کنند؛ یا در بیرون آب پیش از جان دادن بکشند بنا بر احتیاط از خوردن آن خود داری شود گرچه بعید نیست حلال باشد.
مسأله 2660 : هرگاه ماهی را بیرون آب دو قسمت کنند و یک قسمت آن در حالی که زنده است در آب بیفتد و بمیرد بنا بر احتیاط واجب از خوردن قسمتی که بیرون آب است خود داری شود.
مسأله 2661 : هرگاه ملخ را با دست یا به وسیله دیگری زنده بگیرند بعد از جان دادن خوردن آن حلال است و لازم نیست کسی که آن را می گیرد مسلمان باشد و در موقع گرفتن نام خدا را ببرد. ولی اگر ملخ مرده ای در دست کافر باشد و معلوم نباشد که آن را زنده گرفته یا نه، اگر چه بگوید زنده گرفته ام حلال نیست مگر این که یقین حاصل شود یا دو نفر عادل شهادت دهند که راست می گوید.
مسأله 2662 : خوردن ملخی که بال در نیاورده و نمی تواند پرواز کند حرام است.
