آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
طلاق خلع
مسأله 2561 : زنی که از شوهرش بدش می آید و کراهت دارد با او زندگی کند به نحوی که ادامه همسری ترس واقع شدن در معصیت و خارج شدن از دستورات شرعی در باره شوهر دارد؛ مقداری از مهر، یا تمام مهر، یا مال دیگر خود را به شوهر می بخشد که طلاقش دهد؛ این طلاق را طلاق خلع گویند. بعید نیست چنانچه بعضی فرموده اند:
کراهت زن و بد آمدنش نباید از جهت اذیت کردن و فحش و ناسزا گفتن شوهر و مانند اینها باشد و الا تصرف شوهر در آن مال حرام است.
مسأله 2562 : طلاق خلع یکی از اقسام طلاق های بائن است تمام شرائطی که در طلاق بائن گفته شد در او جاریست به اضافه این که در طلاق خلع باید کراهت و بی میلی تنها از طرف زن باشد و اگر کراهت از طرفین باشد طلاق مبارات است و چنانچه اگر کراهت فقط از طرف مرد باشد طلاق غیرخلعی و غیرمباراتی است.
مسأله 2563 : صیغه طلاق خلع را به چند صورت می توان خواند؛ به یکی از
آنها اشاره می شود؛ هرگاه خود شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند پس از بخشیدن زن مهر، یا مالی را برای طلاق گرفتن؛ چنانچه اسم زن مثلاً صغریست بگوید:
زَوْجَتی صُغْری خَلَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ هی طالِقٌ، یعنی:
زنم صغری را در برابر چیزی که بخشیده است طلاق دادم و او رها است.
هرگاه وکیل شوهر بخواهد صیغه طلاق را بخواند و زن هم همان کس را وکیل کرده باشد؛ چنانچه مثلاً اسم شوهر محسن و اسم زن صغری باشد وکیل صیغه طلاق را این طور بخواند:
عَنْ مُوَکلَتی صُغْری بَذَلَتْ مَهْرَها لَمُوَکلی مُحْسِنَ لِیَخْلِعَها عَلَیْهِ و احتیاطاً از طرف مرد بگوید:
قَبِلْتُ ذلِک، پس از آن بدون فاصله بگوید:
زَوْجَةُ مُوَکلی خَلَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ هی طالِقٌ.
