آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام حج
مسأله 2044 : حج زیارت کردن خانه خدا و انجام اعمالیست که دستور داده اند در آنجا به جا آورده شود و از آنها به مناسک حج تعبیر می شود و در تمام عمر بر کسی که این شرایط را دارا باشد؛ یک مرتبه واجب می شود:
اول:
آنکه بالغ باشد.
دوم:
آنکه عاقل باشد.
سوم:
آنکه آزاد باشد.
چهارم:
آنکه به واسطه رفتن به حج مجبور نشود کار حرامی که اهمیتش در شرع از حج بیشتر است؛ انجام دهد. یا عمل واجبی را که از حج مهم تر است ترک نماید.
پنجم:
آنکه مستطیع باشد و مستطیع بودن به چند چیز است:
اول:
آنکه توشه راه و چیزهایی را که بر حسب حالش در سفر به آنها محتاج است و در کتاب های مناسک مفصل بیان شده؛ دارا باشد و نیز مرکب سواری، یا مالی که بتواند آنها را تهیه کند؛ داشته باشد.
دوم:
آنکه سلامت مزاج و توانایی آن را داشته باشد که بتواند به مکه رود و حج را بدون زحمت طاقت فرسا که تحملش فوق العاده باشد؛ به جا آورد.
سوم:
آنکه در راه مانعی از رفتن نباشد و اگر راه بسته باشد؛ یا انسان بترسد که در راه جان یا عِرض او از بین برود؛ یا مال او در صورتی که معتنی به باشد از بین برود؛ حج بر او واجب نیست. ولی اگر از راه دیگری بتواند؛ اگر چه دورتر باشد؛ باید از آن راه برود؛ مگر اینکه راه دور غیرعادی باشد به نحوی که زحمت طاقت فرسا داشته باشد و
کسی از آن راه نمی رود؛ در این صورت واجب نیست.
چهارم:
آنکه به قدر به جا آوردن اعمال حج وقت داشته باشد.
پنجم:
آنکه مخارج کسانی را که خرجی آنان بر او واجب است؛ مثل زن و بچه و مخارج کسانی را که مردم خرجی دادن به آنها را لازم می دانند؛ از قبیل نوکر و کلفت و راننده که در زندگی حاجت به آنها دارد؛ داشته باشد.
ششم:
آنکه بعد از برگشتن از حج، کسب، یا زراعت، یا عایدی ملک، یا راه دیگری برای معاش خود داشته باشد که مجبور نشود به زحمت زندگی کند.
یعنی طوری نباشد که به واسطه مخارج لازم حج، پس از برگشتن از حج به زحمت و فشار زندگی کند.
مسأله 2045 : کسی که بدون خانه ملکی در زندگی که مناسب حال خودش خانه برای او لازم و ضروری باشد؛ وقتی حج بر او واجب است که پول خانه را هم داشته باشد.
مسأله 2046 : زنی که می تواند مکه برود؛ اگر بعد از برگشتن از خودش مالی نداشته باشد و شوهرش هم مثلاً فقیر باشد و خرجی او را ندهد و ناچار باشد با مشقت زندگی کند؛ حج بر او واجب نیست.
مسأله 2047 : اگر کسی توشه راه و مرکب سواری نداشته باشد و دیگری به او بگوید حج برو من خرج عیالات تو را در موقعی که سفر حج هستی می دهم؛ در صورتی که اطمینان داشته باشد که خرج او را می دهد و قبول برایش ذلت و خواری نداشته باشد؛ حج بر او واجب می شود گرچه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن محل درآمدی هم نداشته باشد.
مسأله 2048 : اگر خرجی رفتن و برگشتن و خرجی عیالات کسی را در مدتی که مکه می رود و بر می گردد به او ببخشد و با او شرط کند که حج کند؛ در صورتی که قبول برایش ذلت و خواری نداشته باشد؛ واجب است قبول کند و حج بر او واجب می شود اگر چه در موقع برگشتن مالی که بتواند با آن زندگی کند نداشته باشد و قرض هم داشته باشد.
ولی اگر پرداخت بدهی رسیده باشد و طلب کار مطالبه داشته باشد و بتواند در صورت نرفتن به حج قرض خود را پرداخت کند؛ در این صورت حج بر او واجب نیست.
مسأله 2049 : اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج عیالات کسی را در مدتی که مکه می رود و بر می گردد به او بدهند و بگویند حج برو ولی ملک او نکنند؛ در صورتی که اطمینان داشته باشد که از او پس نمی گیرند؛ حج بر او واجب می شود.
مسأله 2050 : اگر مقداری مال که برای حج کافیست به کسی بدهند و با او شرط کنند که در راه مکه خدمت کسی که مال را داده بنماید؛ قبول آن مال بر او واجب نیست. ولی اگر خدمت کردن برای او عادی باشد و سنخ کارش خدمت، ولو در سفر است؛ در این صورت احتیاط واجب قبول آن مال است و پس از قبول حج واجب می شود.
مسأله 2051 : اگر مقداری مال به کسی بدهند و حج بر او واجب شود؛ چنانچه حج نماید؛ هر چند بعداً مالی از خود پیدا کند که بتواند با آن به مکه رود؛ دیگر حج بر او واجب نیست.
مسأله 2052 : اگر برای تجارت، مثلاً تا جَدّه برود و مالی به دست آورد که اگر بخواهد از آنجا به مکه برود مستطیع باشد و سایر شرایط دیگر راهم دارا باشد؛ باید حج نماید و در صورتی که حج نماید اگر چه بعداً مالی پیدا کند که بتواند از وطن خود به مکه برود؛ دیگر حج بر او واجب نیست.
مسأله 2053 : اگر انسان اجیر شود که از طرف کس دیگر حج را مباشرةً انجام دهد؛ چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد دیگری را از طرف خودش بفرستد؛ باید از کسی که او را اجیر کرده اجازه بگیرد.
ولی اگر اجیر شده حج را انجام دهد؛ چه خودش یا دیگری، در این صورت اجازه گرفتن لازم نیست.
مسأله 2054 : اگر کسی مستطیع شود و مکه نرود و فقیر شود؛ باید اگر چه به زحمت باشد؛ بعداً حج کند و اگر به هیچ قسم نتواند حج برود؛ چنانچه کسی او را برای حج اجیر کند؛ باید به مکه برود و حج کسی را که برای او اجیر شده به جا آورد و تا سال بعد در مکه بماند و برای خود حج نماید؛ در صورتی که بتواند با اجرتی که گرفته؛ یا غیر آن، حج نماید. ولی اگر ممکن باشد که اجیر شود و اجرت را نقد بگیرد و کسی که او را اجیر کرده راضی شود که حج او را در سال بعد به جا آورد؛ باید سال اول برای خود و سال بعد برای کسی که اجیر شده حج نماید.
مسأله 2055 : اگر در سال اولی که مستطیع شده به مکه برود و در وقت معینی که دستور داده اند به عرفات و مشعرالحرام نرسد؛ در صورتی که پس از استطاعت بدون سستی و تأخیر، به مکه رفته باشد؛ چنانچه در سال های بعد مستطیع نباشد؛ حج بر او واجب نیست. ولی اگر سستی کرده و با کاروان پیشین مثلاً نرفته؛ چنانچه اگر با آن کاروان سفر می کرد می توانست در وقت معین در عرفات و مشعرالحرام باشد؛ ظاهراً حکم کسی را دارد که از سال های گذشته مستطیع بوده و نرفته؛ باید به هر نحوی که شده؛ گرچه به زحمت باشد؛ حج کند.
مسأله 2056 : اگر در سال اولی که مستطیع شده حج نکند و بعد به واسطه پیری، یا مرض و ناتوانی نتواند حج نماید و نا امید باشد از اینکه بعداً خودش حج کند؛ باید دیگری را از طرف خود بفرستد؛ بلکه اگر در سال اولی که به قدر رفتن حج مال پیدا کرد به واسطه پیری، یا مرض، یا ناتوانی نتواند حج کند؛ احتیاط واجب آن است که کسی را از طرف خود بفرستد که حج به جا آورد.
مسأله 2057 : کسی که از طرف دیگری برای حج اجیر شده باید طواف نسا را از طرف او به جا آورد و اگر به جا نیاورد؛ زن بر آن اجیر حرام می شود.
مسأله 2058 : اگر طواف نسا را درست به جا نیاورد؛ یا فراموش کند؛ چنانچه بعد از چند روز یادش بیاید و از بین راه برگردد و به جا آورد؛ صحیح است.
آنچه در اینجا آمده اجمالی بود از شرایط حج، تفصیل شرایط و اعمال و مناسک حج و اقسام حج و عمره و آداب آنها در کتاب های مناسک حج بیان شده.
