آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام مزارعه
مسأله 2241 : مزارعه چند نوع دارد یک نوع آن است که مالک با زارع به این نحو معامله کند که زمین را در اختیار او بگذارد تا زراعت کند و مقداری مشاع از حاصل آن را به مالک بدهد.
مسأله 2242 : مزارعه چهارده شرط دارد:
اول:
صاحب زمین به زارع بگوید زمین را به تو واگذار کردم و زارع بگوید قبول کردم؛ یا بدون این که حرفی بزنند مالک زمین را برای مزارعه واگذار کند و زارع آن را تحویل بگیرد.
دوم و سوم:
صاحب زمین و زارع هر دو بالغ و عاقل باشند.
چهارم و پنجم:
مالک و زارع با قصد و اختیار خود مزارعه را انجام دهند.
ششم:
مالک و زارع سفیه نباشند؛ یعنی مال خود را در کارهای بیهوده مصرف نکنند؛ مگر این که ولی آنها اجازه کند.
هفتم:
حاکم شرع صاحب زمین و زارع را از تصرف در اموالشان منع نکرده باشد؛ مگر این که زارع احتیاج به صرف مال نداشته باشد.
هشتم:
مالک و زارع از تمام حاصل زمین ببرند؛ پس اگر مثلاً شرط کنند که آنچه اول یا آخر می رسد مال یکی از آنان باشد؛ مزارعه باطل است.
نهم:
سهم هر کدام به طور مشاع باشد؛ مثل نصف یا ثلث حاصل و مانند اینها باشد پس اگر مالک بگوید در این زمین زراعت کن و هرچه می خواهی به من بده صحیح نیست و همچنین اگر مقدار معینی از حاصل را مثلاً ده من فقط برای زارع یا مالک قرار دهند؛ صحیح نیست.
دهم:
مدتی را که باید زمین در اختیار زارع باشد معین کنند و باید مدت به قدری باشد که در آن مدت به دست آمدن حاصل ممکن باشد و اگر وقت رسیدن حاصل عادةً معلوم باشد تعیین
اول وقت کفایت می کند.
یازدهم:
زمین قابل زراعت باشد و اگر زراعت در آن ممکن نباشد؛ اما بتوانند کاری کنند که زراعت ممکن شود؛ مزارعه صحیح است.
دوازدهم:
اگر در محلی هستند که مثلاً یک نوع زراعت می کنند؛ چنانچه اسم هم نبرند همان زراعت معین می شود و اگر چند نوع زراعت می کنند باید زراعتی را که می خواهد انجام دهد معین نماید؛ مگر آن که معمولی داشته باشد که باید به همان نحو عمل شود.
سیزدهم:
مالک، زمین را معین کند؛ پس کسی که چند قطعه زمین دارد و با هم تفاوت دارند اگر به زارع بگوید در یکی از این زمین ها زراعت کن و آن را معین نکند مزارعه باطل است؛ ولی اگر تفاوت نداشته باشد تعیین لازم نیست؛ در این صورت اگر به زارع بگوید در یکی از این زمین ها زراعت کن و آن را معین نکند مزارعه صحیح است.
چهاردهم:
خرجی را که هر کدام آنان باید بکنند معین نمایند. ولی اگر خرجی را که هر کدام باید بکنند معلوم باشد لازم نیست آن را معین نمایند.
مسأله 2243 : احتیاط لازم آن است که مالک با زارع شرط نکند که مقداری از حاصل برای او باشد و بقیه را بین خودشان قسمت کنند؛ هر چند بدانند بعد از برداشتن آن مقدار چیزی از حاصل باقی می ماند.
مسأله 2244 : هرگاه مدت مزارعه تمام شود و حاصل به دست نیاید؛ چنانچه مالک راضی شود که با اجاره یا بدون اجاره زراعت در زمین او بماند و زارع هم راضی باشد مانعی ندارد و اگر مالک راضی نشود؛ در صورتی که زارع هیچ گونه کوتاهی نکرده باشد ولی به جهتی زراعت به دست نیامده باشد؛ وادار کردن زارع به چیدن زراعت خالی از اشکال نیست. در این صورت لازم نیست زارع زراعت را بچیند بلکه می تواند تا موقع دِرو صبر کند و مال الاجاره زمین را بپردازد و اگر برای چیدن زراعت ضرری به زارع برسد لازم است عوض آن را به زارع بدهد. ولی هرگاه زارع کوتاهی کرده باشد مالک می تواند زارع را وادار کند که زراعت را بچیند و اگر برای چیدن زراعت ضرری به زارع برسد لازم نیست عوض آن را به او بدهد. ولی در صورتی که چیدن زراعت بر زارع ضرر باشد و زارع راضی شود که به مالک تا وقت دِرو اجرت دهد و باقی بودن زراعت ضرری بر مالک نباشد؛ می تواند مالک را مجبور کند که زراعت در زمین بماند.
مسأله 2245 : هرگاه به واسطه پیش آمدی زراعت در زمین ممکن نباشد؛ مثلاً آب از زمین قطع شود؛ در صورتی که مقداری از زراعت به دست آمده باشد حتی مثل قصیل که می توان به حیوانات داد آن مقدار مطابق با قرارداد مال هر دوی آنهاست و در بقیه مزارعه به هم می خورد.
مسأله 2246 : هرگاه زارع زراعت نکند چنانچه زمین در تصرف او بوده و مالک در آن تصرفی نداشته باشد؛ اجاره آن مدت را به مقدار معمول به مالک بدهد؛ بلکه باید با نظر اهل خبره تخمین بزنند که اگر در آن سال آن زمین طبق قرارداد زراعت می شد چه مقدار محصول آن سهم مالک می شد به او بدهند و احتیاط آن است که با هم مصالحه کنند و اگر به جهت ترک زراعت خسارت و ضرری به زمین وارد شده زارع ضامن است.
مسأله 2247 : هرگاه مالک و زارع صیغه مزارعه خوانده باشند بدون رضایت یکدیگر نمی توانند مزارعه را به هم بزنند و همچنین است اگر مالک به قصد مزارعه زمین را به کسی واگذار کند و طرف هم به همین قصد بگیرد.
ولی اگر در ضمن خواندن صیغه مزارعه شرط کرده باشند که هر دو یا یکی از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند می توانند مطابق قراردادی که گذاشته اند معامله را به هم بزنند.
مسأله 2248 : هرگاه بعد از قرارداد مزارعه مالک یا زارع بمیرد مزارعه به هم نمی خورد و وارثشان به جای آنان هستند.
ولی در صورتی که شرط شده باشد که خود زارع زراعت را انجام دهد اگر زارع بمیرد مزارعه به هم می خورد مگر این که کارهایی را که بر عهده او بوده تمام شده باشد که در این صورت مزارعه به هم نمی خورد و باید سهم او را به ورثه اش بدهند و حقوق دیگری هم اگر زارع داشته ورثه او ارث می برند و در صورتی که چیدن زراعت مدت داشته باشد ورثه می توانند مالک را مجبور کنند که زراعت تا تمام شدن مدت زراعت در زمین او باقی بماند.
مسأله 2249 : هرگاه بعد از زراعت بفهمد که مزارعه باطل بوده؛ چنانچه بذر مال مالک بوده حاصلی هم که به دست می آید مال اوست و چون زارع با اجازه مالک در آن زارعت کرده مزد زارع و مخارجی که کرده و کرایه گاو یا چیز دیگری که مال زارع بوده و در آن زمین به کار برده به او بدهد و اگر بذر مال زارع بوده زراعت مال او است؛ چون زارع با اجازه مالک زراعت کرده باید اجاره زمین و خرج هایی را که مالک کرده و کرایه گاو و یا چیز دیگری که مال او بوده و در آن زراعت کار کرده به او بدهد و در هر دو صورت چنانچه مقدار استحقاق معمولی بیشتر از مقدار قرارداد باشد زیادی واجب نیست.
مسأله 2250 : هرگاه بذر مال زارع باشد و بعد از زراعت بفهمد که مزارعه باطل بوده؛ چنانچه مالک و زارع راضی شوند که با اجرت یا بی اجرت زراعت در زمین بماند اشکال ندارد و اگر مالک راضی بشود پیش از رسیدن زراعت می تواند زارع را وادار کند که زراعت را بچیند اگر ضرر به زارع نرسد. ولی اگر به او ضرر می رسد نمی تواند او را وادار به چیدن کند و زارع باید اجاره زمین را به مالک بدهد و اگر بودن زراعت چه با عوض و چه بدون عوض موجب ضرر مالک شود باید زراعت خود را بچیند. شایسته است در این گونه موارد مالک راضی شود که با اجرت یا بی اجرت زراعت در زمین بماند.
مسأله 2251 : هرگاه بعد از جمع کردن حاصل و تمام شدن مدت مزارعه ریشه زراعت در زمین بماند و سال بعد دو مرتبه حاصل دهد؛ چنانچه قرارداد بین مالک و زارع بر اشتراک در زرع و اصول آن بوده و از زراعت صرف نظر نکرده باشند؛ حاصل سال دوم را مثل سال اول قسمت کنند.
ولی اگر قرارداد فقط بر اشتراک در آنچه از زراعت در سال اول حاصل می شود بوده و اگر هم مخصوص سال اول نبوده از زراعت صرف نظر کرده باشند؛ حاصل سال دوم متعلق به صاحب بذر خواهد بود و اگر صاحب بذر مالک زمین نباشد باید اجرت زمین را به مالک بدهد.
