آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
شرایط وضو
اشاره
شرایط صحیح بودن وضو سیزده چیز است:
شرط اول:
آنکه آب وضو پاک باشد.
شرط دوم؛ آنکه مطلق باشد.
مسأله 270 : وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است؛ گرچه انسان نجس بودن یا مضاف بودن آن را نداند؛ یا فراموش کرده باشد و اگر با آن وضو نمازی هم خوانده باشد باید آن نماز را دوباره با وضوی صحیح بخواند.
مسأله 271 : اگر غیر از آب گِل آلودِ مضاف، آب دیگری برای وضو ندارد؛ چنانچه وقت نماز تنگ است باید تیمم کند و اگر وقت دارد واجب است صبر کند تا آب صاف شود و وضو بگیرد.
شرط سوم؛ آنکه آب وضو مباح باشد و بنا بر احتیاط فضایی که در آن وضو می گیرد نیز مباح باشد.
مسأله 272 : وضو با آب غصبی و آبی که معلوم نیست صاحب آن راضیست یا نه، حرام و باطل است؛ مگر اینکه بداند پیش از این صاحبش راضی بوده و نداند که از رضایتش برگشته یا نه، در این حال جایز و وضویش صحیح است.
مسأله 273 : بنا بر احتیاط اگر وضو گرفتن سبب ریختن آب وضو در محل غصبی شود؛ وضو باطل است و در غیر این صورت وضو صحیح است و فرقی نیست بین اینکه بتواند در غیر آنجا وضو بگیرد یا نه. پس اگر محل ریزش آب وضو غصبی باشد؛ بنا بر احتیاط وضو باطل است؛ گرچه بتواند در غیر آنجا و یا آخر وقت وضو بگیرد و اگر محل ریزش آب وضو مباح باشد و پس از ریختن به جای غصبی برسد وضو صحیح است.
مسأله 274 : وضو گرفتن از حوض مدرسه ای که انسان نمی داند آن حوض را برای همه مردم وقف کرده اند؛ یا برای محصلین همان مدرسه، در صورتی که معمولا از آب آن وضو می گیرند و از وضو گرفتن آنان اطمینان پیدا شود که وقف عام است؛ اشکال ندارد و الا وضو اشکال دارد.
مسأله 275 : کسی که نمی خواهد در مسجدی نماز بخواند؛ اگر نداند حوض آن را برای همه مردم وقف کرده اند؛ یا برای کسانی که در آنجا نماز می خوانند؛ نمی تواند از حوض آن وضو بگیرد.
ولی اگر معمولا کسانی هم که نمی خواهند در آنجا نماز بخوانند از حوض آن وضو می گیرند؛ اگر از وضو گرفتن آنان اطمینان پیدا شود که وقف عمومی است؛ می تواند از حوض آن وضو بگیرد.
والا مشکل است.
مسأله 276 : وضو گرفتن از حوض تیمچه ها و مسافرخانه ها و مانند اینها برای کسانی که ساکن آنجا نیستند؛ در صورتی صحیح است که از وضو گرفتن کسانی که ساکن آنجا نیستند اطمینان به رضایت صاحبانش حاصل شود و الا مشکل است.
مسأله 277 : سیره متشرّعه بر جواز آشامیدن و وضو گرفتن و مانند اینها در نهرهای بزرگ است؛ بدون اذن و اجازه و قدر متیقن از آن صورتیست که نداند صاحب آن راضی نیست؛ یا صاحب آن دیوانه، یا صغیر و یا در تصرف غاصب است؛ ولی در صورتی که صاحب آن راضی نباشد؛ یا مالک آن دیوانه، یا صغیر است؛ یا در تصرف غاصب است؛ مخصوصاً در صورتی که غاصب مجرای آب را عوض کرده باشد؛ از آن آب وضو نگیرد.
مسأله 278 : اگر فراموش کند آب غصبیست و با آن وضو بگیرد؛ صحیح است؛ ولی کسی که خودش آب را غصب کرده اگر غصبی بودن آن را فراموش کند؛ بنا بر احتیاط واجب وضوی او باطل است؛ مگر اینکه پس از غصب کردن توبه کرده و پس از آن فراموش کرده؛ در این صورت وضویش صحیح است.
شرط چهارم:
آنکه ظرف آب وضو مباح باشد.
شرط پنجم؛ آنکه ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.
مسأله 279 : اگر آب وضو در ظرف غصبی یا طلا و نقره است و غیر از آن آب دیگری ندارد؛ در صورتی که بتواند؛ به وجه شرعی آن آب را در ظرفی دیگر خالی کند و وضو بگیرد و اگر میسور نشد باید تیمم کند و اگر آب دیگری دارد؛ چنانچه در ظرف غصبی یا طلا و نقره وضوی ارتماسی بگیرد؛ یا با آنها آب را به صورت و دستها بریزد؛ وضوی او باطل است و در صورتی که با مشت و یا چیز دیگر آب را بردارد و به صورت و دستها بریزد؛ وضوی او صحیح است.
هر چند از جهت تصرف در ظرف غصبی و طلا و نقره معصیت کرده.
مسأله 280 : بنا بر احتیاط واجب باید در حوضی که مثلاً یک آجر و یا یک سنگ آن غصبیست وضو نگیرد.
مسأله 281 : اگر در صحن یکی از امامان یا امام زادگان که سابقاً قبرستان بوده حوض یا نهری بسازند؛ چنانچه انسان نداند که زمین صحن را برای قبرستان وقف کرده؛ وضو گرفتن در آن حوض و نهر مانعی ندارد.
شرط ششم؛ آنکه اعضاء وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.
مسأله 282 : اگر پیش از تمام شدن وضو جایی را که شسته یا مسح کرده نجس شود وضو صحیح است.
مسأله 283 : اگر غیر از اعضاء وضو جایی از بدن نجس باشد؛ وضو صحیح است؛ ولی اگر مخرج را از بول یا غائط تطهیر نکرده باشد؛ احتیاط مستحب آن است که اول آن را تطهیر کند؛ بعد وضو بگیرد.
مسأله 284 : اگر یکی از اعضاء وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو آنجا را آب کشیده یا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاک بودن و نجس بودن آنجا نبوده؛ بنا بر احتیاط وضو باطل است و همچنین است در صورتی که شک دارد که ملتفت بوده یا نه. فقط در صورتی که یقین، یا اطمینان دارد که ملتفت بوده؛ وضویش صحیح است و در هر صورت جایی را که نجس بوده و جاهایی که نجاست از آنجا به آنها سرایت کرده؛ باید آب بکشد.
مسأله 285 : اگر در صورت یا دستها بریدگی یا زخمیست که خون آن بند نمی آید و آب برای آن ضرر ندارد؛ عضو را به قصد وضو در آب کر یا جاری فرو برد و پس از شستن آن عضو از بالا به پایین انگشت خود را روی بریدگی یا زخم بگذارد و قدری فشار دهد تا خون بند بیاید سپس انگشت خود را از بالا به پایین بکشد تا آب بر آن جاری شود؛ چنانچه در مسأله (267) گفته شد؛ باید ملاحظه شود که مسح با آب خارجی مخلوط نشود و اگر آب ضرر داشته باشد باید وضوی جبیره ای که بعداً گفته می شود بگیرد
شرط هفتم؛ آنکه وقت برای وضو و نماز کافی باشد.
مسأله 286 : هرگاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد تمام نماز، یا مقداری از آن، بعد از وقت خوانده می شود؛ باید تیمم کند؛ ولی اگر برای وضو و تیمم یک اندازه وقت لازم است باید وضو بگیرد.
مسأله 287 : کسی که در تنگی وقت نماز باید تیمم کند؛ اگر به قصد قربت یا برای کار مستحبی مثل خواندن قرآن، وضو بگیرد؛ صحیح است و اگر صرفاً داعی او بر وضو گرفتن؛ آن نماز باشد؛ باطل است.
شرط هشتم؛ آنکه به قصد قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم وضو بگیرد و اگر برای خنک شدن؛ یا به قصد دیگری وضو بگیرد باطل است.
مسأله 288 : لازم نیست نیّت وضو را به زبان بیاورد؛ یا از قلب خود بگذراند؛ ولی باید در تمام افعال وضو متوجه باشد که وضو را به داعی امر الهی انجام دهد. به طوری که اگر از او بپرسند چه می کنی؛ بگوید وضو می گیرم.
شرط نهم:
آنکه وضو را به ترتیبی که گفته شد به جا آورد یعنی اول صورت، بعد دست راست، بعد دست چپ را بشوید؛ بعد از آن سر و احتیاط واجب آنکه بعد پای راست را مسح کند و در آخر پای چپ را مسح کند و اگر به این ترتیب وضو نگیرد باطل است.
شرط دهم؛ آنکه کارهای وضو را پشت سرهم انجام دهد.
مسأله 289 : اگر افعال وضو را پی در پی انجام دهد که عرفاً یک عمل حساب شود؛ وضو صحیح است؛ گرچه عضو قبلی از جهت وزیدن باد و مانند آن خشک شده باشد.
ولی در صورتی که فاصله زیاد باشد که یک عمل عرفاً حساب نشود؛ وضو باطل است.
در صورتی که وضو صحیح نباشد؛ باطل کردن وضو لازم نیست. فقط از سر بگیرد.
مسأله 290 : اگر کارهای وضو را پشت سرهم به جا آورد؛ ولی به واسطه گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند اینها، رطوبت خشک شود؛ وضوی او صحیح است؛ در صورتی که رطوبت برای مسح داشته باشد و الا اگر نتواند وضوی دیگری بگیرد؛ احتیاط اینست که ابتداء با دست بی رطوبت مسح کند؛ سپس با آب خارج مسح نماید و در آخر هم تیمم نماید.
مسأله 291 : راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد. پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح کند؛ وضوی او صحیح است.
شرط یازدهم؛ آنکه باید کارهای وضو را خود انسان انجام دهد.
مسأله 292 : هر کدام از کارهای وضو را که می تواند به تنهایی انجام دهد؛ نباید در آن کمک بگیرد.
مسأله 293 : کسی که نمی تواند وضو بگیرد؛ باید نایب بگیرد که او را وضو دهد. چنانچه مزد هم بخواهد؛ در صورتی که بتواند و ضرر به حالش نداشته باشد؛ باید بدهد. ولی باید خود او نیّت وضو بکند و احتیاط واجب اینست که نایب هم نیّت وضو داشته باشد و با دست خود مسح نماید و اگر نمی تواند باید نایبش دست او را بگیرد و به جای مسح بکشد و اگر این هم ممکن نیست باید از دست او رطوبت بگیرد و با آن رطوبت سر و پای او را مسح کند و احتیاط واجب اینست که در صورت امکان تیمم هم بنماید.
شرط دوازدهم؛ آنکه استعمال آب برای او مانعی نداشته باشد.
مسأله 294 : کسی که می ترسد اگر وضو بگیرد؛ مریض می شود؛ یا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه می ماند؛ نباید وضو بگیرد؛ بلکه باید تیمم کند.
در صورتی که تشنگی موجب هلاکت خود یا نفس محترمه دیگری بشود؛ اگر وضو بگیرد وضویش باطل است؛ ولی اگر تحمل تشنگی برایش دشوار است و مشقّت دارد؛ با این حال وضو بگیرد وضویش صحیح است؛ ولی اگر نداند که آب برای او ضرر دارد و وضو بگیرد؛ گرچه بعد بفهمد ضرر داشته؛ وضوی او صحیح است.
گرچه احتیاط اینست که اگر ضرر به حدی بوده که ارتکاب آن جایز نبوده؛ اکتفاء به آن وضو نکند و وضوی دیگری، مثلاً با آب گرم وضو بگیرد؛ اگر ضرر نداشته باشد و اگر آن هم ضرر داشته باشد تیمم کند و اگر نمازی با وضو خوانده احتیاطاً اعاده کند.
مسأله 295 : اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است:
ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد؛ باید به همان مقدار وضو بگیرد.
شرط سیزدهم؛ آنکه در اعضاء وضو مانعی از رسیدن آب نباشد.
مسأله 296 : اگر می داند چیزی به اعضاء وضو چسبیده؛ ولی شک دارد که از رسیدن آب جلوگیری می کند یا نه، باید آن را برطرف کند؛ یا آب به زیر آن برساند.
مسأله 297 : اگر زیر ناخن چرک باشد وضو اشکال ندارد اگر از باطن حساب شود و الا خالی از اشکال نیست. ولی اگر ناخن را بگیرند باید برای وضو، آن چرک را برطرف کنند و نیز اگر ناخن بیشتر از معمول بلند باشد باید چرک زیر مقداری را که از معمول بلندتر است؛ برطرف نمایند.
مسأله 298 : اگر در صورت و دستها و جلو سر و روی پاها به واسطه سوختن یا چیز دیگر برآمدگی پیدا شود؛ شستن و مسح روی آن کافیست و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زیر پوست لازم نیست؛ بلکه اگر پوست یک قسمت آن کنده شود لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده برساند. ولی چنانچه پوستی که کنده شده گاهی به بدن می چسبد و گاهی بلند می شود؛ باید آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند.
مسأله 299 : اگر انسان شک کند که به اعضاء وضو او چیزی چسبیده یا نه، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد؛ مثل آنکه بعد از گِل کاری شک کند گِل به دست او چسبیده یا نه، باید وارسی کند که اگر بوده برطرف شده؛ یا آب به زیر آن رسیده است.
مسأله 300 : جایی را که باید شست و مسح کرد هرقدر چرک باشد؛ اگر چرک آن مانع رسیدن آب به بدن نباشد اشکال ندارد. همچنین است اگر بعد از گچ کاری و مانند آن چیز سفیدی که جلوگیری از رسیدن آب به پوست نمی کند؛ بر دست بماند. ولی اگر شک کند که با بودن آنها آب به بدن می رسد یا نه، آنها را برطرف کند.
مسأله 301 : اگر پیش از وضو بداند که در بعضی از اعضاء وضو مانعی از رسیدن آب است و بعد از وضو شک کند که در موقع وضو آب را به آنجا رسانده یا نه، وضوی او صحیح است؛ در صورتی که بداند در حال وضو التفات به مانع داشته. وگرنه وضو را اعاده کند.
مسأله 302 : اگر در بعضی از اعضاء وضو مانعی باشد که گاهی آب به خودی خود زیر آن می رسد و گاهی نمی رسد و انسان بعد از وضو شک کند که آب به زیر آن رسیده یا نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسیدن آب به زیر آن نبوده؛ احتیاط واجب آن است که دوباره وضو بگیرد.
مسأله 303 : اگر بعد از وضو چیزی که مانع از رسیدن آب است در اعضاء وضو ببیند و نداند موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده؛ وضوی او صحیح است؛ ولی اگر بداند که در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده؛ احتیاط واجب آن است که دوباره وضو بگیرد.
مسأله 304 : اگر بعد از وضو شک کند چیزی که مانع رسیدن آب است در اعضاء وضو بوده یا نه، در صورتی که بداند در حال وضو ملتفت بوده وضو صحیح است و الا لازم است دوباره وضو بگیرد.
