آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

مرجع تقلید شیعه

احکام نماز

اشاره

اشاره

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
نماز مهم ترین اعمال دین است در روایت است اگر قبول درگاه خداوند عالم شود عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود. همان طور که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شستشو کند؛ چرک در بدنش نمی ماند؛ نمازهای پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک می کنند و سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند. کسی که نماز را پست و سبک شمارد؛ مانند کسیست که نماز نمی خواند.
پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمود کسی که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد سزاوار عذاب آخرت است؛ روزی حضرت در مسجد تشریف داشنتد مردی وارد و مشغول نماز شد و رکوع و سجودش را کاملاً به جا نیاورد؛ حضرت فرمودند اگر این مرد در حالی که نمازش این طور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است.
پس انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتابزدگی نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خشوع و خضوع و وقار باشد و متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند و اگر انسان در موقع نماز کاملاً به این مطلب توجه کند ممکن است از خود بی خبر شود چنانچه از حضرت امیرالمؤمنین عَلَیْهِ السَّلَام نقل شده در حال نماز تیر را از پای مبارک آن حضرت بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند.
و نیز باید هر مسلمان مؤمنی، گذشته بر این که در
هر حال باشد باید توبه و استغفار داشته باشد؛ در حال نماز هم باید توبه و استغفار نماید و گناهانی که مانع قبول شدن نماز است مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات، بلکه هر معصیتی را ترک کند و همچنین سزاوار است کارهایی که ثواب نماز را کم می کند به جا نیاورد؛ مثلاً در حال خواب آلودگی و خود داری از بول و غائط به نماز نایستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند بلکه اگر صورتش را به طرف آسمان بلند کند نمازش درست نیست و نیز شایسته است کارهایی که ثواب نماز را زیاد می کند به جا آورد؛ مثلاً انگشتری عقیق، مخصوصاً اگر یمنی باشد؛ به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید.

نمازهای واجب

اشاره

نمازهای واجب در زمان غیبت کبری شش است؛ ولی در زمان حضور امام عصر عجل الله فرجه الشریف نماز عید فطر و قربان هم واجب است؛ چنانچه خواهد آمد:
اول:
نماز یومیه، نماز جمعه جزء نماز یومیه به جای نماز ظهر جمعه است.
دوم:
نماز آیات.
سوم:
نماز میت.
چهارم:
نماز طواف واجب خانه کعبه.
پنجم:
نماز قضای پدر، بنا بر اقوی که بر پسر بزرگتر است و نسبت به قضای مادر بنا بر احتیاط واجب، چنانچه تفصیلش در محلش ذکر شده.
ششم:
نمازی که به واسطه اجاره، نذر، قسم و عهد واجب می شود؛ آنچه در این موارد واجب می شود وفای به اجاره و نذر و مانند آن است نه نماز، به تفصیلی که بیانش مناسب نیست.

نمازهای واجب یومیه

اشاره

نمازهای واجب یومیه پنج است:
ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت نماز جمعه در روز جمعه با شرایطش به جای نماز ظهر خوانده می شود و دو رکعت است به کیفیتی که در محلش ذکر شده مغرب سه رکعت، عشا چهار رکعت، صبح دو رکعت.

مسأله 736 : در سفر و در حال خوف، به تفصیلی که در محلش ذکر شده؛ باید نمازهای چهار رکعتی را با شرایطی که گفته می شود؛ دو رکعت خواند.

وقت نماز ظهر و عصر

مسأله 737 : اگر چوب یا چیزی مانند آن را راست در زمین هموار فروبرند؛ صبح که خورشید بیرون می آید سایه آن به طرف مغرب می افتد و هرچه آفتاب بالا می آید این سایه کم می شود و در شهرهای ما در اول ظهر شرعی به آخرین درجه کمی می رسد و ظهر که گذشت سایه آن از سمت شمال به طرف شرق میل می کند و هرچه خورشید رو به مغرب می رود سایه زیادتر می شود؛ بنا بر این وقتی سایه به آخرین درجه کمی رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت؛ معلوم می شود ظهر شرعی شده است؛ ولی در بعضی شهرها مثل مکه معظمه که گاهی موقع ظهر سایه به کلی از بین می رود؛ بعد از آنکه سایه دوباره پیدا شد معلوم می شود ظهر شده است.

مسأله 738 : چوب یا چیز دیگری را که برای معین کردن ظهر به زمین فرو می برند؛ شاخص گویند.

مسأله 739 : نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند؛ وقت مخصوص نماز ظهر، از اول ظهر است تا وقتی که از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد که اگر کسی سهواً تمام نماز عصر را در این وقت بخواند نمازش باطل است.
وقت مخصوص نماز عصر، موقعیست که به اندازه خواندن نماز عصر به غروب آفتاب مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخواند نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند و اگر تا غروب آفتاب نماز عصر را نخوانده پس از غروب آفتاب تا مغرب به عنوان ما فی الذمه انجام دهد. مابین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر، وقت مشترک نماز ظهر و عصر است که اگر کسی در این وقت اشتباهاً تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند؛ نمازش صحیح است و باید نماز ظهر را بعد از آن به جا آورد.

مسأله 740 : اگر پیش از خواندن نماز ظهر سهواً مشغول نماز عصر شود و در بین نماز بفهمد اشتباه کرده است؛ چنانچه در وقت مشترک باشد باید نیت را به نماز ظهر برگرداند یعنی نیت کند که آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد می خوانم همه نماز ظهر باشد و بعد از آنکه نماز را تمام کرد نماز عصر را بخواند و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد؛ اگر التفات هم در وقت مخصوص باشد نمازش باطل است؛ ولی اگر در وقت مشترک باشد برگرداندن نیت به نماز ظهر صحیح است؛ گرچه شروع در وقت مخصوص به نماز ظهر باشد.
بنا بر این
نماز را تمام کند و بعد از آنکه نماز را تمام کرد نماز عصر بخواند.

مسأله 741 : بعید نیست در زمان حضرت رسول صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و امام معصوم عَلَیْهِ السَّلَام و غیبت امام زمان عجل الله فرجه الشریف انسان مخیر باشد در روز جمعه بین نماز ظهر و نماز جمعه، ولی در زمان حضور امام معصوم عَلَیْهِ السَّلَام در صورتی که نماز جمعه را خود آن حضرت، یا به امر ایشان بپا شده باشد؛ واجب است شرکت کنند و اگر نماز جمعه در زمان غیبت با شرایط آن، از آن جمله آنکه امر اقامه آن به نظر مجتهد جامع الشرایط باشد؛ واجب نیست بعد از خواندن نماز جمعه نماز ظهر خوانده شود؛ گرچه احتیاط خوب است.

مسأله 742 : به مشهور نسبت داده شده که وقت نماز جمعه از اول ظهر است تا وقتی که سایه شاخص به اندازه خود شاخص شود؛ ولی بعید نیست که باید آن را در اول وقت عرفی بعد از زوال ظهر به جا آورد و این مقدار ظاهراً قبل از رسیدن سایه شاخص است به اندازه خود شاخص و اگر نماز جمعه از اول وقت عرفی به عقب افتاد؛ نماز ظهر را به جای نماز جمعه بخواند و در صورتی که در آن وقت نماز جمعه خوانده شد احتیاطاً نماز ظهر را هم بخواند.

وقت نماز مغرب و عشا

مسأله 743 : مغرب موقعیست که سرخی طرف مشرق که بعد از غروب آفتاب پیدا می شود؛ از بالای سر انسان بگذرد.

مسأله 744 : نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند؛ وقت مخصوص نماز مغرب، از اول مغرب است تا وقتی که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد؛ که اگر کسی مثلاً مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهواً در این وقت بخواند؛ نمازش باطل است و وقت مخصوص نماز عشا، موقعیست که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب وقت مانده باشد؛ که اگر کسی تا این وقت نماز مغرب را نخوانده؛ باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشاست که اگر کسی در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود؛ نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد.

مسأله 745 : وقت مخصوص و مشترک که معنی آن در مسأله پیش گفته شد؛ برای اشخاص فرق می کند؛ مثلاً اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از اول ظهر بگذرد؛ وقت مخصوص نماز ظهر کسی که مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترک می شود و برای کسی که مسافر نیست باید به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.

مسأله 746 : اگر پیش از خواندن نماز مغرب سهواً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد که اشتباه کرده؛ چنانچه تمام آنچه را خوانده؛ یا مقداری از آن را در وقت مشترک خوانده و به رکوع رکعت چهارم نرفته است؛ باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند و اگر به رکوع رکعت چهارم رفته باید نماز را تمام کند بعد نماز مغرب را بخواند و احتیاط لازم آن است که بعد از نماز مغرب، نماز عشا را اعاده کند.
اما اگر تمام آنچه را خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پیش از رکوع رکعت چهارم یادش بیاید؛ واجب است نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند.
دوباره خواندن نماز مغرب واجب نیست گرچه خوب است بعد از آن نماز عشا بخواند.

مسأله 747 : آخر وقت نماز عشا نصف شب است؛ ولی کسی که تا آن وقت نماز مغرب یا عشا را نخوانده؛ مخصوصاً کسی که دارای عذر بوده تا طلوع فجر، به رجاء بدون اینکه نیت ادا و قضا کند بخواند و شب را باید از اول مغرب تا اذان صبح حساب کرد؛ نه تا اول آفتاب. ولی بهتر آن است که در فاصله بین این دو حد احتیاط شود.

مسأله 748 : اگر از روی معصیت، یا به واسطه عذری، نماز مغرب یا نماز عشا را تا نصف شب نخواند؛ بنا بر احتیاط واجب باید تا قبل از اذان صبح بدون اینکه نیت ادا و قضا کند به جا آورد.

وقت نماز صبح

مسأله 749 : نزدیک اذان صبح از طرف مشرق سفیده ای رو به بالا حرکت می کند؛ آن را فجر اول گویند. موقعی که آن سفیده پهن شد؛ فجر دوم و اول وقت نماز صبح است و آخر وقت نماز صبح موقعیست که آفتاب بیرون می آید.

احکام وقت نماز

مسأله 750 : موقعی انسان می تواند مشغول نماز شود که یقین، یا اطمینان پیدا کند که وقت داخل شده است؛ یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند؛ بلکه به اذان مؤذن وقت شناس مورد وثوق هم می توان نماز خواند.

مسأله 751 : اگر به واسطه ابر، یا غبار، یا نابینایی و یا بودن در زندان، نتواند در اول وقت نماز، به داخل شدن اول وقت یقین، یا اطمینان پیدا کند و دو راهی را که در مسأله گذشته ذکر شد در اختیارش نباشد؛ چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل شده می تواند مشغول نماز شود؛ ولی احتیاط، مخصوصاً در مثل نابینا و کسی که در حبس است؛ نماز را تأخیر اندازد تا یکی از راه هایی که در مسأله گذشته ذکر شد حاصل شود.

مسأله 752 : اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند؛ یا انسان یقین کند؛ یا از راه دیگری داخل شدن وقت را به دست آورد و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده؛ نماز او باطل است و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش از وقت خوانده. ولی اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده؛ یا بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده؛ نماز او صحیح است.

مسأله 753 : اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین، یا یکی از راه های گذشته داخل شدن وقت را به دست آورد؛ مشغول نماز شود؛ چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت خوانده؛ نماز او صحیح است و اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت خوانده؛ یا نفهمد که در وقت خوانده یا پیش از وقت، نمازش باطل است؛ بلکه اگر بعد از نماز بفهمد که در بین نماز وقت داخل شده است؛ واجب آن است که دوباره نماز را بخواند.

مسأله 754 : اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است؛ ولی اگر در بین نماز یقین داشته باشد که وقت شده و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه، نمازش صحیح است.

مسأله 755 : اگر وقت نماز به قدری تنگ است که به واسطه به جا آوردن بعضی از کارهای مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود؛ باید آن مستحب را به جا نیاورد. مثلاً اگر به واسطه خواندن قنوت مقداری از نماز، بعد از وقت خوانده می شود؛ باید قنوت نخواند.

مسأله 756 : کسی که به اندازه خواندن یک رکعت نماز وقت دارد؛ باید نماز را به نیت ادا بخواند. ولی نباید عمداً نماز را تا این وقت تأخیر بیندازد.

مسأله 757 : کسی که مسافر نیست؛ اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد؛ باید نماز ظهر و عصر، هر دو را بخواند و اگر کمتر وقت دارد؛ باید ابتدا نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد؛ باید نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر کمتر وقت دارد؛ باید ابتدا عشا را بخواند و بعد نماز مغرب را به جا آورد؛ ولی نیت ادا و قضا نکند و اگر کمتر از پنج رکعت به طلوع فجر مانده ابتدا نماز عشا بخواند و بعد نماز مغرب را به نیت قضا به جا آورد.

مسأله 758 : کسی که مسافر است؛ اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز وقت دارد؛ باید نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر کمتر وقت دارد باید ابتدا نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا نماید و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار رکعت نماز وقت دارد؛ باید نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر کمتر وقت دارد؛ باید ابتدا عشا را بخواند و بعد مغرب را به جا آورد و نیت ادا و قضا نکند و اگر چهار رکعت به طلوع فجر مانده؛ ابتدا نماز عشا را به جا آورد و بعد نماز مغرب را به نیت قضا بخواند.

مسأله 759 : مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خیلی سفارش شده است و هرچه به اول وقت نزدیک تر باشد بهتر است؛ مگر آنکه تأخیر آن از جهتی بهتر باشد؛ مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.

مسأله 760 : هرگاه انسان عذری دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند؛ ناچار است مثلاً با تیمم یا لباس نجس نماز بخواند؛ چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقی است؛ می تواند در اول وقت نماز بخواند؛ بلکه اگر احتمال دهد که عذرش از بین می رود می تواند به رجاء باقی بودن عذر تا آخر وقت بخواند؛ ولی اگر عذرش تا آخر وقت برطرف شود نمازش را اعاده کند.

مسأله 761 : کسی که مسائل نماز و شکیات و سهویات را نمی داند؛ اگر اطمینان دارد که نماز را به طور صحیح تمام می کند؛ می تواند در اول وقت مشغول نماز شود. پس اگر در نماز مسأله ای که حکم آن را نمی داند پیش نیاید؛ نماز او صحیح است و اگر مسأله ای که حکم آن را نمی داند پیش آید جایز است به یکی از دو طرفی که احتمال می دهد عمل کند و نماز را تمام کند؛ ولی بعد از نماز باید مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده دوباره بخواند و اگر صحیح بود لازم نیست دوباره به جا آورد و اگر احتمال می دهد که یکی از اینها در نمازش پیش آید می تواند اول وقت به رجاء اینکه آنچه انجام می دهد درست است؛ بخواند. اگر بعد از نماز معلوم شود که درست نبوده؛ دوباره بخواند و اگر درست بوده؛ لازم نیست دوباره بخواند؛ گرچه خوب است.

مسأله 762 : اگر وقت نماز وسعت دارد و طلب کار هم طلب خود را مطالبه می کند؛ در صورتی که ممکن است باید اول قرض خود را بدهد بعد نماز بخواند و همچنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را به جا آورد پیش آمد کند؛ مثلاً ببیند مسجد نجس است؛ که باید اول مسجد را تطهیر کند بعد نماز بخواند و چنانچه اول نماز بخواند معصیت کرده ولی نماز او صحیح است.

نمازهایی که باید به ترتیب خوانده شود

مسأله 763 : انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند باطل است.

مسأله 764 : اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است؛ نمی تواند نیت را به نماز عصر برگرداند و باید نماز را بشکند و نماز عصر را بخواند و همین طور است در نماز مغرب و عشا.

مسأله 765 : اگر در بین نماز عصر یقین کند که نماز ظهر را نخوانده است؛ نیت را به نماز ظهر برگرداند؛ چنانچه یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده بوده؛ بنا بر احتیاط واجب باید نیت را به نماز عصر برگرداند و بعد از تمام کردن؛ دوباره نماز عصر را بخواند؛ در صورتی که پس از برگرداندن نیت به نماز ظهر چیزی به جا آورده باشد.
ولی اگر پس از برگرداندن نیت به ظهر کاری انجام نداده و یا اگر انجام داده دو مرتبه آن کار را به نیت نماز عصر خوانده؛ دوباره خواندن نماز عصر لازم نیست.

مسأله 766 : اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند؛ ولی اگر وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز، مغرب می شود؛ باید به نیت نماز عصر نماز را تمام کند و نماز ظهرش قضا ندارد.

مسأله 767 : اگر در نماز عشا پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، چنانچه وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز نصف شب می شود؛ باید به نیت عشا نماز را تمام کند و پس از آن نماز مغرب را بدون نیت ادا و قضا بخواند.

مسأله 768 : اگر در نماز عشا بعد از رسیدن به رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، اگر در وقت مختص عشا باشد نماز را تمام کند؛ لازم نیست نماز مغرب را بعد از آن بخواند و اگر در وقت مشترک باشد؛ احتیاطاً نماز را تمام کند و پس از نماز مغرب، بنا بر احتیاط واجب نماز عشا را اعاده کند.

مسأله 769 : اگر انسان نمازی را که خوانده احتیاطاً دوباره بخواند و در بین نماز یادش بیاید نمازی را که باید پیش از آن بخواند نخوانده است؛ نمی تواند نیت را به آن نماز برگرداند؛ مثلاً موقعی که نماز عصر را احتیاطاً می خواند اگر یادش آمد نماز ظهر را نخوانده است؛ نمی تواند نیت را به نماز ظهر برگرداند.

مسأله 770 : برگرداندن نیت از نماز قضا به نماز ادا و از نماز مستحب به نماز واجب جایز نیست؛ ولی برگرداندن نماز واجب به مستحب در بعضی موارد جایز است؛ چنانچه در احکام جماعت ذکر شده.

مسأله 771 : اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد؛ انسان می تواند؛ بلکه مستحب است در بین نماز نیت را به نماز قضا برگرداند؛ در صورتی که در بین نماز یادش بیاید که نماز قضا در ذمه داشته و از آن غفلت نموده. اگر با توجه به داشتن قضا به ادا شروع نموده؛ احتیاط لازم آن است که نمازش را به قضا برنگرداند و برگرداندن نیت به نماز قضا در صورتی که ممکن باشد؛ مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است در صورتی می تواند نیت را به قضای صبح برگرداند که به رکوع رکعت سوم نرفته باشد.

نمازهای مستحب

مسأله 772 : نمازهای مستحبی زیاد است و آنها را نافله گویند و بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله های شبانه روزی بیشتر سفارش شده و آنها در غیر روز جمعه سی و چهار رکعتند:
که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا و یازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح می باشند. چون دو رکعت نافله عشا را باید نشسته خواند؛ یک رکعت حساب می شود. ولی در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر چهار رکعت اضافه می شود.

مسأله 773 : از یازده رکعت نافله شب هشت رکعت آن باید به نیت نافله شب و دو رکعت آن به نیت نماز شفع و یک رکعت آن به نیت نماز وتر خوانده شود. دستور کامل نافله شب در کتاب های دعا گفته شده است.

مسأله 774 : نمازهای نافله را می شود نشسته خواند؛ ولی بهتر است دو رکعت نماز نافله نشسته را یک رکعت حساب کند؛ مثلاً کسی که می خواهد نافله ظهر را که هشت رکعت است نشسته بخواند؛ بهتر است شانزده رکعت بخواند و اگر می خواهد نماز وتر را نشسته بخواند؛ دو نماز یک رکعتی نشسته بخواند.

مسأله 775 : نافله ظهر و عصر را در سفر نباید خواند. ولی نافله عشا را که از او به وتیره تعبیر می شود؛ در سفر به رجاء مطلوبیت می توان خواند.

وقت نافله های یومیه

مسأله 776 : نافله نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده می شود؛ بعید نیست وقت فضیلت آن از اول ظهر است تا موقعی که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا می شود؛ به اندازه دو هفتم آن شود. مثلاً اگر درازای شاخص هفت وجب باشد هر وقت مقداری از سایه ای که بعد از ظهر پیدا می شود به دو وجب رسید؛ آخر وقت فضیلت نافله ظهر است.
می توان نافله ظهر را تا آخر وقت، پیش از خواندن نماز ظهر به قصد قربت مطلقه بدون تعرض ادا یا قضا به جا آورد و اگر بخواهد بعد از نماز ظهر بخواند؛ احتیاط آن است که به قصد ما فی الذمه باشد و نیت ادا و قضا نکند.

مسأله 777 : نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده می شود؛ بعید نیست وقت فضیلت آن تا موقعیست که آن مقدار از سایه شاخص که بعد از ظهر پیدا می شود؛ به چهار هفتم آن برسد. می توان نافله عصر را تا آخر وقت پیش از خواندن نماز عصر به قصد قربت مطلقه بدون تعرض ادا یا قضا به جا آورد و اگر بخواهد بعد از نماز عصر بخواند؛ نیت ادا یا قضا نکند به قصد ما فی الذمه به جا آورد.

مسأله 778 : وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است؛ بعید نیست وقت فضیلت آن تا وقتی باشد که سرخی مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا می شود از بین برود؛ گرچه بعید نیست وقت آن امتداد داشته باشد تا آخر وقت نماز مغرب، لکن احتیاط آن است که بعد از بین رفتن آن سرخی رجاءً بدون نیت ادا یا قضا به جا آورد.

مسأله 779 : وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است و بهتر است بعد از نماز عشا بلافاصله خواند؛ مگر اینکه بنا دارد بعضی نمازهای وارده بعد از عشا را به جا آورد؛ در این صورت نافله عشا را بعد از آنها بخواند.

مسأله 780 : نافله صبح پیش از نماز صبح خوانده می شود؛ وقت آن بعد از فجر اول است تا وقتی که سرخی طرف مشرق پیدا شود؛ نشانه فجر اول در وقت نماز صبح گفته شد؛ کسی که نماز شب خوانده می تواند نافله صبح را دنبال آن بخواند.

مسأله 781 : وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود و از آن بهتر خواندن نماز شب است به ترتیبی که حضرت رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به جا می آورد؛ به این کیفیت: چهار رکعت پس از نیمه شب می خواندند؛ مقداری می خوابیدند؛ سپس چهار رکعت می خواندند؛ سپس می خوابیدند و نزدیک اذان صبح سه رکعت را به جا می آوردند.

مسأله 782 : مسافر و کسی که برای او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند؛ می تواند آن را در اول شب به جا آورد.

نماز غفیله

مسأله 783 : یکی از نمازهای مستحبی نماز غفیله است که بین نماز مغرب و عشا خوانده می شود؛ وقت فضیلت آن پیش از آن است که سرخی طرف مغرب از بین برود؛ گرچه این نماز از نافله های شبانه روزی نیست؛ ولی می توان آن را به قصد نافله مغرب هم به جا آورد؛ بنا بر این این دو رکعت هم نافله مغرب و هم غفیله واقع می شود. در رکعت اول بعد از حمد به جای سوره این آیه را بخواند:
وَ ذَالنُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلا اَنْتَ سُبْحانَک اِنّی کنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کذلِک نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ
و در رکعت دوم بعد از حمد به جای سوره این آیه را بخواند:
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها اِلا هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَة اِلا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّة فی ظُلُماتِ الاَْرْضِ وَ لا رَطْب وَ لا یابِس اِلا فی کتاب مُبین
و در قنوت آن بگوید:
اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک بِمَفاتِحِ الْغَیْبِ الَّتی لا یَعْلَمُها اِلا اَنْتَ اَنْ تُصَلّی عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ اَنْ تَفْعَلَ بی کَذَا وَ کَذَا
و به جای کلمه کَذَا وَ کَذَا حاجت خود را بگوید و بعد بگوید:
اَللّهُمَّ اَنْتَ وَلی نِعْمَتی وَ الْقادِرُ عَلی طَلِبَتی تَعْلَمُ حاجَتی فَأَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ لَمّا قَضَیْتَها لی.

احکام قبله

مسأله 784 : خانه کعبه که در مکه معظمه می باشد و جای خانه از اعماق تا عنان آسمان قبله است و باید روبروی آن نماز خواند؛ ولی کسی که دور است اگر طوری بایستد که بگویند رو به قبله
نماز می خواند کافیست و همچنین است کارهای دیگری که مانند سر بریدن حیوانات، باید رو به قبله انجام بگیرد.

مسأله 785 : کسی که نماز واجب را ایستاده می خواند؛ باید صورت، سینه، شکم و جلوی پاهای او رو به قبله باشد.
همین که گفته شود پاها رو به قبله است کفایت می کند؛ روبروی حقیقی انگشتان لازم نیست گرچه بهتر است.

مسأله 786 : کسی که باید نشسته نماز بخواند؛ اگر نمی تواند به طور معمول بنشیند و در موقع نشستن کف پاها را به زمین می گذارد؛ باید به نحوی باشد که گفته شود رو به قبله نماز می خواند. اگر صورت و سینه و شکم در حال نماز رو به قبله باشد؛ رو به قبله است؛ لازم نیست ساق پاها رو به قبله باشد.

مسأله 787 : کسی که نمی تواند نشسته نماز بخواند باید در حال نماز به پهلوی راست طوری بخوابد که جلوی روی بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نیست باید به پهلوی چپ طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد و اگر این را هم نتواند؛ باید به پشت بخوابد به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.

مسأله 788 : نماز احتیاط و سجده و تشهد فراموش شده را باید رو به قبله به جا آورد و بنا بر احتیاط واجب دو سجده سهو را هم رو به قبله به جا آورد.

مسأله 789 : نماز مستحبی را می شود در حال راه رفتن و سواری خواند و اگر انسان در این دو حال نماز مستحبی بخواند لازم نیست رو به قبله باشد ولی افضل آن است که در حال گفتن تکبیرة الاحرام رو به قبله باشد.

مسأله 790 : کسی که می خواهد نماز بخواند باید برای پیدا کردن قبله کوشش کند تا یقین، یا اطمینان پیدا کند که قبله کدام طرف است و به گفته دو شاهد عادل می تواند عمل کند در صورتی که شهادت، حسّی باشد و می توان به گفته کسی که از قواعد علمی قبله را بشناسد؛ در صورتی که مورد اطمینان باشد؛ عمل کند و اگر نتواند یقین، یا اطمینان پیدا کند و یا دو شاهد عادل و گفته اهل خبره نباشد؛ می تواند به گمانی که از محراب مسجد مسلمانان، یا قبرهای آنان، یا از راه های دیگر پیدا می شود؛ عمل نماید. حتی اگر از گفته فاسق یا کافری که به واسطه قواعد علمی قبله را می شناسد گمان به قبله پیدا کند؛ کافی است.

مسأله 791 : کسی که گمان به قبله دارد؛ اگر بتواند گمان قویتری پیدا کند؛ نمی تواند به گمان خود عمل نماید؛ مثلاً اگر مهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پیدا کند؛ ولی بتواند از راه دیگری گمان قویتری پیدا کند؛ نباید به حرف او اکتفا کند.

مسأله 792 : اگر برای پیدا کردن قبله وسیله ای ندارد؛ یا اینکه کوشش کرده و گمانش به طرفی نمی رود؛ چنانچه وقت نماز وسعت دارد؛ باید چهار نماز به چهار طرف بخواند و بنا بر احتیاط واجب چهار نماز را در چهار سمت مقابل به یکدیگر بخواند و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد؛ باید بنا بر احتیاط واجب به اندازه ای که وقت دارد نماز بخواند؛ مثلاً اگر به اندازه یک نماز وقت دارد باید یک نماز به هر طرفی که می خواهد بخواند؛ در این صورت اگر بعد از وقت یقین کند نمازی که خوانده به طرف قبله نبوده؛ احتیاطاً نماز را قضا کند و باید نمازها را طوری بخواند که یقین کند یکی از آنها رو به قبله بوده؛ یا اگر قبله کج بوده به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسیده است.

مسأله 793 : اگر یقین، یا گمان کند که قبله در یکی از دو طرف است؛ باید به هر دو طرف نماز بخواند؛ ولی احتیاط واجب آن است که در صورت گمان به چهار طرف نماز بخواند.

مسأله 794 : کسی که باید به چند طرف نماز بخواند؛ اگر بخواهد دو نماز بخواند که مثل نماز ظهر و عصر، باید یکی بعد از دیگری خوانده شود؛ واجب نیست که نماز اول را به هر چند طرف که واجب است بخواند بعد نماز دوم را شروع کند؛ می تواند دو نماز را پشت سرهم به یک طرف بخواند؛ سپس به طرف دیگر شروع کند.

مسأله 795 : کسی که یقین به قبله ندارد؛ اگر بخواهد غیر از نماز کاری کند که باید رو به قبله انجام داد؛ مثلاً بخواهد سر حیوانی را ببرد؛ در صورتی که ضرورت به کشتن آن حیوان باشد؛ گرچه از جهت خوف مردن حیوان باشد؛ می تواند به گمان خود عمل نماید و گرنه باید سر بریدن حیوان را تأخیر اندازد تا جهت قبله روشن شود و همچنین است اگر گمان ممکن نیست. اگر ضرورت به کشتن آن حیوان باشد به هر طرفی که انجام دهد صحیح است و الا باید سر بریدن حیوان را تأخیر اندازد تا جهت قبله روشن شود.

پوشاندن بدن در نماز

[برخی احکام]

مسأله 796 : مرد باید در حال نماز اگر چه کسی او را نمی بیند؛ عورتین خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.

مسأله 797 : زن باید در موقع نماز تمام بدن، حتی سر و موی خود را بپوشاند؛ پوشانیدن کف پاها مانند روی پاها، واجب نیست؛ گرچه خوب است؛ همچنان که پوشاندن صورت به مقداری که در وضو شسته می شود و دستها تا مچ لازم نیست؛ اما برای آنکه یقین کند که مقدار واجب را پوشیده است؛ باید مقداری پایین تر از مفصل پا و مچ و مقداری از اطراف صورت را هم بپوشاند.

مسأله 798 : موقعی که انسان قضای سجده فراموش شده؛ یا تشهد فراموش شده را به جا می آورد؛ بلکه بنا بر احتیاط در موقع سجده سهو هم باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند.

مسأله 799 : اگر انسان عمداً یا از روی ندانستن مسأله، در صورتی که ندانستن مسأله تقصیری باشد؛ در نماز عورتش را نپوشاند؛ نمازش باطل است.

مسأله 800 : اگر در بین نماز بفهمد که عورتش پیدا است؛ اگر فوراً بپوشاند و نماز را تمام کند؛ دوباره خواندن نماز لازم نیست. احتیاط واجب آن است که در حال پیدا شدن عورت کاری انجام ندهد و لی اگر پوشاندن آن وقت زیاد ببرد؛ در این صورت نماز را تمام کند و دوباره بخواند. ولی اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز عورت او پیدا بوده نمازش صحیح است.

مسأله 801 : اگر در حال ایستاده لباسش عورت او را می پوشاند؛ ولی ممکن است در حال دیگر مثلاً در حال رکوع و سجود نپوشاند؛ چنانچه موقعی که عورت او پیدا می شود به وسیله ای که پوشاندن عورت در حال اختیار جایز است بپوشاند نه با دست و مانند آن نماز او صحیح است؛ ولی احتیاط مستحب آن است که با آن لباس نماز نخواند.

مسأله 802 : احتیاط لازم آن است که در نماز خود را به علف و برگ درختان نپوشاند؛ مگر اینکه چیز دیگری نداشته باشد که خود را بپوشاند.

مسأله 803 : انسان در حال ناچاری در صورتی که ساتری مثل برگ درخت و علف و مانند آنها نداشته؛ می تواند در نماز، خود را با گِل بپوشاند.

مسأله 804 : اگر چیزی ندارد که در نماز، خود را بپوشاند؛ چنانچه احتمال دهد که پیدا می کند؛ واجب است نماز را تأخیر بیندازد. ولی اگر در اول وقت نماز را به امید باقی بودن عذر بخواند و عذرش تا آخر وقت باقی باشد؛ نمازش صحیح است.

مسأله 805 : کسی که می خواهد نماز بخواند؛ اگر برای پوشاندن خود حتی برگ درخت و علف و گِل و لجن نداشته باشد چه آب گِل آلود یا چاله ای هم که در آن بایستد داشته باشد یا نه در صورتی که احتمال ندهد که تا آخر وقت چیزی پیدا کند که خود را با آن بپوشاند؛ در صورتی که احتمال دهد شخص نامحرم، بلکه شخص ممیزی غیرهمسرش او را می بیند؛ باید نشسته نماز بخواند و اگر ممکن است برای رکوع و سجود به قدری خم شود که عورتش پیدا نباشد و برای سجود کمی بیشتر از رکوع خم شود و مهر را بالا بیاورد و پیشانی را بر آن بگذارد و اگر ممکن نیست نمازش را با اشاره بخواند و اگر اطمینان دارد که شخص ممیزی غیر از همسرش او را نمی بیند؛ احتیاط آن است که دو نماز ایستاده بخواند به این کیفیت: یک بار ایستاده نماز بخواند و جلو خود را با دست بپوشاند و رکوع و سجود را با اشاره انجام دهد و سر خود را برای سجود قدری پایین تر ببرد و برای سجده چیزی که بر آن سجده جایز است؛ بلند کند و پیشانی خود را بر آن نهد و یک بار هم مانند کسی که پوشش دارد ایستاده نماز بخواند و جلو خود را با دست بپوشاند و رکوع و
سجود را به طور متعارف انجام دهد. بعید نیست لازم نباشد به این کیفیت هم بخواند تنها به کیفیت اول بخواند کفایت می کند.

لباس نمازگزار

اشاره

مسأله 806 : لباس نمازگزار شش شرط دارد:
اول:
آنکه پاک باشد.
دوم:
آنکه بنا بر احتیاط واجب مباح باشد.
سوم:
آنکه از اجزاء مردار نباشد.
چهارم:
آنکه از حیوان حرام گوشت نباشد.
پنجم و ششم:
آنکه اگر نمازگزار مرد است لباس او ابریشم خالص و طلاباف نباشد.
تفصیل اینها در مسائل آینده گفته می شود.

شرط اول

مسأله 807 : لباس نمازگزار باید پاک باشد و اگر کسی عمداً در حال اختیار با بدن یا لباس نجس نماز بخواند نمازش باطل است.

مسأله 808 : کسی که نمی داند با بدن یا لباس نجس نماز باطل است و مقصر در ندانستن حکم مسأله باشد؛ اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند نمازش باطل می باشد و بنا بر احتیاط واجب در غیرصورت تقصیر.

مسأله 809 : اگر به واسطه تقصیر در ندانستن مسأله چیز نجس را نداند نجس است؛ مثلاً نداند عرق شتر نجاست خوار نجس است و با آن نماز بخواند نمازش باطل است و در غیرصورت تقصیر بنا بر احتیاط واجب.

مسأله 810 : اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده؛ نماز او صحیح است؛ ولی احتیاط مستحب آن است که اگر وقت دارد دوباره آن نماز را بخواند.

مسأله 811 : اگر فراموش کند که بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید؛ باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 812 : کسی که در وسعت وقت مشغول نماز است؛ اگر در بین نماز بدن یا لباس او نجس شود و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند؛ ملتفت شود که نجس شده؛ یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده؛ در صورتی که آب کشیدن بدن یا لباس، یا عوض کردن لباس، یا بیرون آوردن آن، نماز را به هم نمی زند؛ باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بکشد؛ یا لباس را عوض کند؛ یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده لباس را بیرون آورد. ولی چنانچه طوری باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد؛ نماز به هم می خورد و اگر لباس را بیرون آورد برهنه می ماند؛ نماز را بشکند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.

مسأله 813 : کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است؛ اگر در بین نماز لباس او نجس شود و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند بفهمد که نجس شده؛ یا بفهمد که لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده؛ در صورتی که آب کشیدن؛ یا عوض کردن؛ یا بیرون آوردن لباس، نماز را به هم نمی زند و می تواند لباس را بیرون آورد؛ باید لباس را آب بکشد یا عوض کند؛ یا اگر چیز دیگری عورت او را نپوشاند و لباس را هم نمی تواند آب بکشد یا عوض کند و به اندازه عوض کردن یا آب کشیدن و
درک یک رکعت نماز در وقت، وقت نداشته باشد؛ قدماء اصحاب فرموده اند:
باید لباس را بیرون آورد و به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز را تمام کند؛ ولی بعید نیست مخیر باشد بین انجام دستور برهنگان، یا با همان لباس نجس نماز را تمام کند و چنانچه طوریست که اگر لباس را آب بکشد یا عوض کند نماز به هم می خورد و به واسطه سرما و مانند آن نمی تواند لباس را بیرون آورد؛ باید به همان حال نماز را تمام کند و نمازش صحیح است.

مسأله 814 : کسی که در تنگی وقت مشغول نماز است؛ اگر در بین نماز بدن او نجس شود و پیش از آنکه چیزی از نماز را با نجاست بخواند؛ ملتفت شود که نجس شده؛ یا بفهمد بدن او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده؛ در صورتی که آب کشیدن بدن، نماز را به هم نمی زند؛ باید با همان حال نماز را تمام کند و نماز او صحیح است.

مسأله 815 : کسی که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد؛ در صورتی که سابقاً یقین به نجاست نداشته؛ چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده؛ نماز او صحیح است.

مسأله 816 : اگر لباس را آب بکشد و یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده؛ باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 817 : اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خون های نجس نیست؛ مثلاً یقین کند که خون پشه است؛ چنانچه بعد از نماز بفهمد از خون هایی بوده که نمی شود با آن نماز خواند؛ نماز او صحیح است.

مسأله 818 : اگر یقین کند خونی که در بدن یا لباس اوست خون نجسیست که نماز با آن صحیح است مثلاً یقین کند خون زخم و دمل است چنانچه بعد از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است؛ احتیاط آن است که نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 819 : اگر نجس بودن چیزی را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشی نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید؛ صحت نمازش محل اشکال است و احوط اعاده یا قضای آن نماز است؛ ولی اگر بدنش با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و بدون اینکه خود را آب بکشد غسل کند و نماز بخواند؛ غسل و نمازش باطل است و نیز اگر جایی از اعضاء وضو با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن را فراموش کرده برسد و پیش از آنکه آنجا را آب بکشد وضو بگیرد و نماز بخواند؛ وضو و نمازش باطل می باشد؛ مگر آنکه محل نجس به ریختن آب به قصد وضو و غسل، پاک شود در این صورت محل پاک و نمازش صحیح است.

مسأله 820 : کسی که یک لباس دارد؛ اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب کشیدن یکی از آنها آب داشته باشد؛ لازم نیست لباسش را بیرون آورد؛ می تواند بدن را آب بکشد و با همان لباس نجس نماز بخواند و اگر به واسطه سرما یا عذر دیگر نتواند لباس را بیرون آورد؛ هر کدام از بدن یا لباس را که بخواهد می تواند آب بکشد؛ مگر اینکه نجاست بدن زیادتر یا شدیدتر باشد در این صورت احتیاط واجب آن است که بدن را آب بکشد.

مسأله 821 : کسی که غیر از لباس نجس، لباس دیگری ندارد و وقت تنگ است و یا اینکه احتمال نمی دهد که لباس پاک پیدا می شود؛ مخیر است بین آنکه نماز را در لباس نجس بخواند یا به دستوری که برای برهنگان گفته شد به جا آورد.

مسأله 822 : کسی که دو لباس دارد اگر بداند یکی از آنها نجس است و نتواند آب بکشد و نداند کدامیک از آنها است؛ چنانچه وقت دارد باید با هر دو لباس نماز بخواند؛ مثلاً اگر می خواهد نماز ظهر و عصر بخواند باید با هر کدام یک نماز ظهر و یک نماز عصر بخواند. ولی اگر وقت تنگ است باید در یکی از این دو لباس نماز بخواند و پس از وقت نماز را در لباس پاک قضا کند.

شرط دوم

مسأله 823 : لباس نمازگزار بنا بر احتیاط واجب باید مباح باشد و کسی که می داند پوشیدن لباس غصبی حرام است؛ یا آنکه از روی تقصیر حکم مسأله را نداند؛ اگر عمداً در لباس غصبی، یا در لباسی که نخ، یا تکمه، یا چیز دیگر آن غصبیست نماز بخواند؛ بنا بر احتیاط واجب در صورتی که به حرکت نمازگزار حرکت کند؛ نمازش باطل است و گرنه نمازش صحیح است.

مسأله 824 : کسی که می داند پوشیدن لباس غصبی حرام است؛ ولی نمی داند نماز را باطل می کند؛ اگر عمداً با لباس غصبی نماز بخواند بنا بر احتیاط به نحوی که در مسأله گذشته گفته شد نمازش باطل است.

مسأله 825 : اگر نداند؛ یا فراموش کند که لباس او غصبیست و با آن نماز بخواند؛ نمازش صحیح است؛ ولی اگر خودش لباسی را غصب نماید و فراموش کند که غصب کرده است و با آن نماز بخواند؛ بنا بر احتیاط واجب نمازش باطل است؛ مگر آنکه توبه کرده باشد و بعد فراموش کرده باشد؛ در این صورت نمازش صحیح است.

مسأله 826 : اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبیست و در بین نماز بفهمد؛ چنانچه چیز دیگر عورت او را پوشانده است و می تواند فوراً یا بدون اینکه موالات یعنی پی در پی بودن نماز به هم بخورد لباس غصبی را بیرون آورد؛ باید آن را بیرون آورد و نمازش صحیح است؛ مگر اینکه در مورد فراموشی خودش غصب کرده باشد و توبه نکرده باشد؛ در این صورت احتیاط لازم اعاده است و اگر چیز دیگری عورت او را نپوشاند؛ یا نمی تواند لباس غصبی را فوراً بیرون آورد؛ یا اگر بیرون آورد موالات نماز به هم می خورد؛ در صورتی که به مقدار یک رکعت هم وقت داشته باشد؛ باید نماز را بشکند و با لباس غیرغصبی نماز بخواند و اگر به این مقدار هم وقت ندارد؛ باید در حال نماز لباس را بیرون آورد و به دستور نماز برهنگان نماز را تمام نماید.

مسأله 827 : اگر کسی برای حفظ جانش با لباس غصبی نماز بخواند؛ یا مثلاً برای اینکه دزد لباس غصبی را نبرد؛ با آن نماز بخواند؛ نمازش صحیح است؛ ولی اگر خودش غصب کرده باشد احتیاط لازم اعاده است.

مسأله 828 : اگر با عین پولی که خمس یا زکات آن را نداده لباس بخرد؛ بنا بر احتیاط واجب نماز خواندن در آن لباس باطل است.

شرط سوم

مسأله 829 : لباس نمازگزار باید از اجزاء حیوان مرده ای که در حال زنده بودن خون جهنده داشته یعنی حیوانی که اگر رگش را ببرند خون از آن جستن می کند نباشد؛ بلکه اگر از حیوان مرده ای که مانند ماهی و مار خون جهنده ندارد؛ لباس تهیه کند؛ احتیاط واجب آن است که با آن نماز نخواند.

مسأله 830 : هرگاه چیزی از مردار مانند گوشت و پوست آن که روح داشته همراه نمازگزار باشد؛ اگر چه لباس او نباشد؛ نمازش باطل است.

مسأله 831 : اگر چیزی از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم که روح ندارد همراه نمازگزار باشد؛ یا با لباسی که از آنها تهیه کرده اند نماز بخواند؛ نمازش صحیح است.

شرط چهارم

مسأله 832 : لباس نمازگزار باید از حیوان حرام گوشت نباشد و اگر مویی از آن هم همراه نمازگزار باشد؛ به نحوی که به بدن یا لباس نمازگزار چسبیده باشد؛ نماز او باطل است و در غیر این صورت احتیاط لازم اجتناب از آن است.

مسأله 833 : اگر آب دهان یا بینی، یا رطوبت دیگری از حیوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد؛ چنانچه تر باشد نماز باطل و اگر خشک باشد و عین آن برطرف شده باشد؛ نماز صحیح است.

مسأله 834 : اگر مو و عرق و آب دهان کسی بر بدن یا لباس نمازگزار باشد اشکال ندارد و همچنین است اگر مروارید، موم و عسل همراه او باشد.

مسأله 835 : اگر شک داشته باشد که لباسی از حیوان حلال گوشتست یا حرام گوشت، چه در مملکت اسلامی تهیه شده باشد و چه در مملکت غیراسلامی، خوب است با آن نماز نخواند.

مسأله 836 : معلوم نیست صدف از حیوان حرام گوشت باشد بنا بر این نماز خواندن با آن جایز است.

مسأله 837 : پوشیدن خز خالص، بلکه پوست آن در نماز اشکال ندارد؛ ولی احتیاط آن است که در پوست و پشم آن نماز نخوانند.

مسأله 838 : اگر با لباسی که نمی داند؛ یا فراموش کرده که از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند؛ نمازش صحیح است؛ مگر اینکه با فراموشی در جزء نجس حیوان، نماز خوانده باشد؛ در این صورت اعاده در وقت یا قضا در خارج وقت لازم است.

شرط پنجم

مسأله 839 : پوشیدن لباس طلاباف برای مرد حرام و نماز با آن باطل است؛ ولی برای زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

مسأله 840 : زینت کردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت مچی طلا به دست، در صورتی که زینت حساب شود؛ برای مرد حرام و نماز خواندن با آنها در خصوص جهل تقصیری باطل است.
اما در جهل قصوری و در فراموشی، نماز درست است؛ اعاده و قضا لازم نیست و از استعمال عینک طلا در صورتی که زینت به طلا حساب شود؛ خود داری شود. ولی زینت کردن به طلا برای زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد

مسأله 841 : اگر مردی نداند؛ یا فراموش کند که انگشتری یا لباس او از طلا است؛ یا شک داشته باشد و با آن نماز بخواند؛ احتیاط واجب آن است که آن نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

شرط ششم

مسأله 842 : لباس مرد نمازگزار باید ابریشم خالص نباشد و در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مرد حرام است.
احتیاط لازم آن است که مرد عرقچین و بند شلوار و چیزی که به تنهایی ستر عورت نمی کند؛ نپوشد و نماز در آنها نخواند.

مسأله 843 : اگر آستر تمام لباس یا آستر مقداری از آن که عورت را می پوشاند از ابریشم خالص باشد؛ پوشیدن آن برای مرد حرام و نماز در آن باطل است؛ ولی اگر آستر حاشیه لباس باشد و مقداری نباشد که عورت را بپوشاند؛ حرام نیست و نماز در آن باطل نیست.

مسأله 844 : لباسی را که نمی داند از ابریشم خالص است یا چیز دیگر، پوشیدن آن جایز و نماز خواندن در آن مانعی ندارد.

مسأله 845 : دستمال ابریشمی و مانند آن، اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد و نماز را باطل نمی کند.

مسأله 846 : پوشیدن لباس ابریشمی برای زن در نماز و غیر نماز اشکال ندارد.

مسأله 847 : پوشیدن لباس غصبی، ابریشمی خالص، طلاباف و لباسی که از مردار تهیه شده؛ در حال ناچاری مانعی ندارد و نیز کسی که ناچار است لباس بپوشد و لباس دیگری غیر از اینها ندارد؛ در صورتی که تا آخر وقت ناچار باشد می تواند با این لباس ها نماز بخواند.

مسأله 848 : اگر غیر از لباس غصبی و لباسی که از مردار تهیه شده؛ لباس دیگری ندارد و ناچار نیست لباس بپوشد؛ باید به دستوری که برای برهنگان گفته شده نماز بخواند.

مسأله 849 : اگر غیر از لباسی که از حیوان حرام گوشت تهیه شده لباس دیگری ندارد؛ چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد می تواند با همان لباس نماز بخواند و اگر ناچار نباشد باید به دستوری که برای برهنگان گفته شد نماز را به جا آورد و بنا بر احتیاط یک نماز دیگر هم با همان لباس بخواند.

مسأله 850 : اگر مرد غیر از لباس ابریشمی خالص یا طلاباف لباس دیگری نداشته باشد؛ چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد؛ باید به دستوری که برای برهنگان گفته شده نماز بخواند.

مسأله 851 : اگر چیزی ندارد که در نماز عورت خود را با آن بپوشاند واجب است؛ اگر چه به کرایه یا خریداری باشد؛ تهیه نماید. ولی اگر تهیه آن به قدری پول لازم دارد که نسبت به دارایی او زیاد است؛ به حدی که تحمل آن برایش مشقت دارد؛ یا طوریست که اگر پول را به مصرف لباس برساند به حال او ضرر دارد؛ می تواند به دستوری که برای برهنگان گفته شده نماز بخواند و می تواند تحمل مشقت و ضرر کند و با لباس نماز بخواند.

مسأله 852 : کسی که لباس ندارد؛ اگر دیگری لباس به او ببخشد یا عاریه دهد؛ چنانچه قبول کردن برای او مشقتی که معمولا آن را تحمل نمی کنند نداشته باشد؛ باید قبول کند؛ بلکه اگر عاریه کردن یا طلب بخشش برای او سخت نیست باید از کسی که لباس دارد؛ طلب بخشش یا عاریه نماید.

مسأله 853 : پوشیدن لباسی که پارچه یا رنگ یا دوخت آن برای کسی که می خواهد آن را بپوشد؛ اگر باعث هتک حرمت و اهانت و استهزا و خلاف مروت و مانند آنها باشد؛ حرام است و در صورتی که ساتر عورتش باشد نماز خواندن در آن خالی از اشکال نیست.

مسأله 854 : احتیاط واجب آن است که مرد لباس مخصوص زنان و زن لباس مخصوص مردان را زی خود قرار ندهد و نماز خواندن در آن لباس در صورتی که ساتر عورت باشد خالی از اشکال نیست. ولی پوشیدن آن لباس به طور موقت به جهت عقلایی مانعی ندارد و نماز خواندن در آن هم بی مانع است.

مسأله 855 : کسی که باید خوابیده نماز بخواند؛ اگر لحافش از اجزاء حیوان حرام گوشت باشد؛ نماز در آن صحیح نیست گرچه نمازگزار برهنه نباشد و اگر نجس یا ابریشم باشد؛ در صورتی که پوشیدن بر آن صدق کند نمازش درست نیست؛ بلکه در ابریشم استعمال آن در غیر نماز هم برای مردان جایز نیست و اگر پوشیدن بر آن صدق نکند انداختن آن روی خود مانعی ندارد و ضرری هم به نماز نمی رساند و اما تشک به هر حال عیب ندارد مگر اینکه مقداری از آن را به خود بپیچد که در عرف پوشیدن گفته شود؛ در این صورت حکم آن حکم لحاف است.

مواردی که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

مسأله 856 : در سه صورت که تفصیل آنها بعداً گفته می شود؛ اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحیح است.
اول:
آنکه به واسطه زخم، یا جراحت، یا دملی که در بدن اوست لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد.
دوم:
آنکه بدن یا لباس او به مقدار کمتر از درهم، که تقریباً به اندازه یک اشرفی می شود؛ به خون آلوده باشد.
چون اشرفی در اختیار همگان نیست بهتر آن است که گفته شود تقریباً کمتر از اندازه سر انگشت سبابه شهادت باشد.
سوم:
آنکه ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.
در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد نماز او صحیح است:
اول:
آنکه لباس های کوچک او مانند جوراب و عرقچین نجس باشد.
دوم:
لباس زنی که پرستار بچه است؛ گرچه بچه پسر نباشد؛ نجس شده باشد.
ولی احتیاط مستحب آن است که پرستار غیر پسر در آن لباس نماز نخواند.
احکام این پنج صورت مفصلا در مسائل آینده گفته می شود.

مسأله 857 : اگر در بدن یا لباس نمازگزار خون زخم یا جراحت یا دمل باشد؛ چنانچه طوریست که آب کشیدن بدن یا لباس، یا عوض کردن لباس برای خصوص نمازگزار سخت باشد؛ گرچه برای مردم سخت نباشد؛ تا وقتی که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است؛ می تواند با آن خون نماز بخواند و همچنین است اگر چرکی که با خون آمده؛ یا دوایی که روی زخم گذاشته اند و نجس شده؛ در بدن یا لباس او باشد.

مسأله 858 : اگر خون بریدگی و زخمی که بزودی خوب می شود و شستن آن آسان است در بدن یا لباس نمازگزار باشد؛ نماز او باطل است؛ مگر آنکه خون کمتر از یک درهم باشد.

مسأله 859 : اگر جایی از بدن یا لباس که با زخم فاصله دارد؛ به رطوبت زخم، نجس شود؛ جایز نیست با آن نماز بخواند؛ مگر آنکه برای شخص نمازگزار آب کشیدن آن سخت باشد.
ولی اگر مقداری از بدن یا لباس که معمولا به رطوبت زخم آلوده می شود؛ به رطوبت آن نجس شود؛ نماز خواندن با آن مانعی ندارد.

مسأله 860 : اگر از زخمی که توی دهان و بینی و مانند اینها استخوانی به بدن یا لباس برسد؛ اگر بیشتر از یک درهم باشد نمی توان با آن نماز خواند؛ مگر اینکه شستن آن برای نمازگزار سخت باشد.
همچنین است خون بواسیر در صورتی که دانه هایش بیرون نباشد.
ولی با خون بواسیری که دانه هایش بیرون است می شود نماز خواند.

مسأله 861 : کسی که بدنش زخم است اگر در بدن یا لباس خود خون ببیند و نداند از زخم است یا خون دیگر، اگر اندازه آن بیشتر از یک درهم باشد با آن نماز نخواند.

مسأله 862 : اگر چند زخم در بدن باشد و به طوری نزدیک هم باشند که یک زخم حساب شود؛ تا وقتی که همه خوب نشده اند نماز خواندن در آن مانعی ندارد. ولی اگر به قدری از هم دور باشند که هر کدام یک زخم حساب شود؛ هر کدام که خوب شد اگر بیشتر از یک درهم باشد؛ برای نماز بدن و لباس را از خون آن آب بکشد.

مسأله 863 : اگر سر سوزنی خون حیض، یا نفاس، یا استحاضه، یا خون سگ، یا خوک، یا کافر، یا مردار در بدن انسان، یا لباس نمازگزار باشد؛ نماز او باطل است و اگر از حیوان حرام گوشت باشد بنا بر احتیاط واجب نمازش باطل است؛ ولی خون های دیگر مثل خون بدن انسان یا خون حیوان حلال گوشت، اگر چه در چند جای بدن و لباس باشد؛ در صورتی که کمتر از درهم باشد که تقریباً به اندازه یک اشرفی می شود نماز خواندن با آن اشکال ندارد.

مسأله 864 : خونی که به لباس بی آستر بریزد و به پشت آن برسد؛ یک خون حساب می شود. ولی اگر پشت آن جدا خونی شود؛ در صورتی که آن دو خون
1 به مسأله (856) مراجعه شود.
بهم نرسند؛ باید هر کدام را جدا حساب نمود. ولی اگر آن دو خون به هم برسد بنا بر احتیاط واجب جدا حساب کند.
پس اگر خونی که در پشت و روی لباس روی هم کمتر از درهم باشد؛ نماز با آن صحیح و اگر بیشتر باشد؛ نماز با آن باطل است.

مسأله 865 : اگر خون روی لباسی که آستر دارد بریزد و به آستر آن برسد و یا به آستر بریزد و روی لباس خونی شود؛ باید هر کدام را جدا حساب نمود؛ مگر آنکه به واسطه اتصال عرفاً یک خون حساب شود؛ در این صورت جداگانه حساب نمی شود. پس در موردی که روی لباس و آستر در صورت اول و در صورتی که یک خون حساب شود؛ اگر کمتر از درهم باشد نماز با آن صحیح است و اگر بیشتر باشد نماز با آن باطل است.

مسأله 866 : اگر خون بدن یا لباس کمتر از درهم باشد و رطوبتی به آن برسد؛ در صورتی که خون و رطوبتی که به آن رسیده؛ به اندازه درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند نماز با آن باطل است؛ ولی اگر رطوبت فقط به خون برسد و اطراف را آلوده نکند اشکال ندارد.

مسأله 867 : اگر بدن یا لباس خونی نشود ولی به واسطه رسیدن به خون نجس شود؛ اگر چه مقداری که نجس شده کمتر از درهم باشد بنا بر احتیاط واجب با آن نماز نخواند.

مسأله 868 : اگر خونی که در بدن یا لباس است کمتر از درهم باشد و نجاست دیگری به آن برسد؛ مثلاً یک قطره بول روی آن بریزد؛ نماز خواندن با آن صحیح نیست.

مسأله 869 : اگر لباس های کوچک نمازگزار مثل عرقچین و جوراب که نمی شود با آنها عورت را پوشاند؛ نجس باشد؛ چنانچه از مردار و حیوان نجس العین و حرام گوشت و بنا بر احتیاط واجب برای مردها از ابریشم و طلا درست نشده باشد؛ نماز با آنها صحیح است و نیز اگر با انگشتری نجس نماز بخواند؛ نمازش باطل نیست.

مسأله 870 : احتیاط مستحب آن است که چیز نجس مانند دستمال، کلید، چاقو و مانند اینها همراه نمازگزار نباشد و اگر چیزی باشد که بتوان با آن عورت را پوشاند؛ احتیاط واجب آن است که همراه نمازگزار نباشد.

مسأله 871 : زنی که پرستار پسربچه، یا دختربچه، یا خنثی باشد و بیشتر از یک لباس ندارد؛ چنانچه نتواند لباس دیگری بخرد؛ یا کرایه کند و یا عاریه نماید؛ هرگاه شبانه روزی یک مرتبه لباس خود را آب بکشد؛ اگر چه تا روز دیگر لباسش به بول بچه نجس بشود؛ می تواند با آن لباس، نماز بخواند. گرچه بهتر آن است که پرستار دختربچه و خنثی در لباس پاک نماز بخواند؛ مگر آنکه شستن لباس برای نماز برایش مشقت شخصی داشته باشد.
ولی احتیاط واجب آن است که لباس خود را در شبانه روز یک مرتبه برای اولین نمازی که پیش از آن نجس شده آب بکشد و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد ولی ناچار است که همه آنها را بپوشد؛ چنانچه شبانه روزی یک مرتبه به دستوری که گفته شد؛ همه آنها را آب بکشد کافی است.

چیزهایی که در لباس نمازگزار مستحب است

مسأله 872 : چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است که از آن جمله است عمامه با تحت الحنک، پوشیدن عبا و لباس سفید و پاکیزه ترین لباس ها، استعمال بوی خوش و دست کردن انگشتری عقیق.
بعید نیست بعضی امور مذکوره در غیرحال نماز هم رجحان داشته باشد.

چیزهایی که در لباس نمازگزار مکروه ست

مسأله 873 : چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است و از آن جمله است پوشیدن لباس سیاه، چرک و تنگ و لباس شراب خوار، در صورتی که نداند لباسش به شراب و غیره نجس شده باشد و لباس کسی که از نجاست پرهیز نمی کند؛ در صورتی که نداند لباسش نجس است و لباسی که نقش صورت دارد و نیز باز بودن تکمه های لباس و دست کردن انگشتری که نقش صورت دارد؛ مکروه می باشد.
بعید نیست بعضی امور ذکر شده در غیرحال نماز هم مکروه باشد.

مکان نمازگزار

شرایط مکان نمازگزار

اشاره

مکان نمازگزار چند شرط دارد:

شرط اول

مسأله 874 : کسی که در ملک غصبی نماز می خواند اگر چه روی فرش و تخت و مانند اینها باشد؛ در صورتی که مواضع سجودش غصبی باشد نمازش باطل است و در غیرحال سجده بنا بر احتیاط واجب نمازش باطل است؛ ولی نماز خواندن زیر سقف غصبی در صورتی که عرفاً تصرف در سقف نباشد مانعی ندارد.

مسأله 875 : نماز خواندن در ملکی که منفعت ملک مال دیگری است؛ بدون اجاره کسی که منفعت ملک مال او می باشد به نحوی که در مسأله گذشته بیان شد باطل است.
مثلا در خانه اجاره ای اگر صاحب خانه یا دیگری بدون اجازه کسی که آن خانه را اجاره کرده نماز بخواند؛ نمازش باطل است.
همچنین است اگر در ملکی که دیگری در آن حقی دارد؛ مثلاً اگر میت وصیت کرده باشد که ثلث مال او را به مصرفی برسانند؛ تا وقتی که ثلث را جدا نکرده اند نمی شود در ملک او نماز خواند.

مسأله 876 : کسی که در مسجد نشسته، یا رحل گذاشته؛ اگر دیگری جای او را غصب کند و در آن جا نماز بخواند؛ به نحوی که در مسأله (874) بیان شد؛ نمازش باطل است.

مسأله 877 : اگر در جایی که نمی داند غصبیست نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد؛ یا در جایی که غصبی بودن آن را فراموش کرده نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید؛ نماز او صحیح است؛ ولی کسی که خودش جایی را غصب کرده اگر فراموش کند و در آن جا نماز بخواند بنا بر احتیاط نمازش باطل است؛ چنانچه در مسأله (875) بیان شد؛ مگر اینکه پس از غصب کردن توبه کرده باشد؛ در این صورت نمازش درست است.

مسأله 878 : اگر بداند جایی غصبیست ولی نداند که در جای غصبی نماز باطل است و در آنجا نماز بخواند؛ نمازش به نحوی که در مسأله (875) بیان شد؛ باطل است.

مسأله 879 : کسی که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند؛ چنانچه حیوان سواری، یا زین، یا نعل آن غصبی باشد؛ نمازش به نحوی که در مسأله (875) بیان شد؛ باطل است و همچنین است اگر بخواهد بر آن حیوان نماز مستحبی بخواند.

مسأله 880 : کسی که در ملکی با دیگری شریک است اگر سهم او جدا نباشد بدون اجازه شریکش نمی تواند در آن ملک تصرف کند و نماز بخواند.

مسأله 881 : اگر با عین پولی که خمس یا زکات آن را نداده ملکی بخرد؛ تصرف او در آن ملک حرام و نمازش به نحوی که در مسأله (875) بیان شد؛ باطل است.

مسأله 882 : اگر صاحب ملک به زبان، اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند که قلباً راضی نیست؛ نماز خواندن در ملک او به نحوی که در
مسأله (875) بیان شد؛ باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان یقین کند که قلباً راضیست نماز صحیح است.

مسأله 883 : تصرف در ملک میتی که خمس یا زکات بدهکار است حرام و نماز خواندن در آن به نحوی که در مسأله (875) بیان شد؛ باطل است؛ ولی اگر بدهی او را بدهند یا ضامن شوند که ادا کنند؛ به نحوی که دین از عهده میت ساقط شود؛ تصرف در ملک او اشکال ندارد. ولی اگر عین زکات یا خمس در مال میت باشد باید عین آن را بدهند؛ مگر اینکه حاکم شرع اجازه دهد.

مسأله 884 : تصرف در ملک میتی که به مردم بدهکار است حرام است مگر تصرفات متعارفه برای برداشتن و کفن و دفن میت و نماز در آن به نحوی که در مسأله (875) بیان شد؛ باطل است؛ ولی اگر ضامن شوند به نحوی که در مسأله گذشته ذکر شد؛ که قرض های او را بپردازند؛ یا اینکه طلب کارها و وصی میت، یا طلب کارها و حاکم شرع اجازه بدهند؛ تصرف و نماز در ملک او مانعی ندارد. اجازه وصی یا حاکم شرع در صورتیست که وصیت به ثلث کرده باشد و الا اجازه طلب کاران کفایت می کند.

مسأله 885 : اگر میت قرض نداشته باشد ولی بعضی از ورثه او صغیر یا دیوانه باشند؛ تصرف در ملک او در غیرت صرفات جزیی که متعارف است و برای برداشتن میت انجام می شود؛ بدون مراجعه به قَیِّم یا حاکم شرع حرام است و نماز در آن به تفصیلی که در مسأله (875) بیان شد؛ باطل است.

مسأله 886 : نماز خواندن در مسافرخانه برای کسی که در مسافرخانه منزل می کند یا مهمان او باشد و در حمام برای کسی که به جهت استحمام وارد شده اشکال ندارد و غیر آنان در این گونه مکان ها، در صورتی می توانند نماز بخوانند که با رضایت مالک باشد و در غیر این قبیل جاها در صورتی می شود نماز خواند که مالک آن اجازه بدهد؛ یا حرفی بزند که معلوم شود؛ یا اطمینان حاصل شود برای نماز خواندن اذن داده است؛ مثل اینکه به کسی اجازه دهد در ملک او بنشیند و بخوابد؛ که از اینها فهمیده می شود برای نماز خواندن رضایت دارد.

مسأله 887 : در زمین های وسیعی که دیوار ندارند؛ می توان نماز و تصرفات جزیی دیگر که به ملک ضرر نمی رساند؛ مانند نشستن یا خوابیدن؛ بدون اجازه مالک انجام داد؛ گرچه احتمال دهد که مالک آن راضی نباشد؛ یا احتمال دهد که مالک آن صغیر یا دیوانه باشد.
ولی اگر مالک اظهار نارضایتی کند؛ یا آثار و علائم آن موجود باشد؛ یا معلوم شود مالک آن صغیر یا مجنون می باشد؛ این تصرفات جزیی را هم نمی توان کرد.

شرط دوم

مسأله 888 : مکان نمازگزار در نمازهای واجب نباید حرکتی داشته باشد که مانع آرامش بدن نمازگزار بشود و نتواند قبله و سایر جهات نماز را مراعات کند و اگر به واسطه تنگی وقت یا جهت دیگر ناچار باشد در چنین جایی باشد؛ به قدری که ممکن است باید استقرار داشته باشد و قبله را مراعات کند و اگر از قبله به طرف دیگر حرکت کرد به طرف قبله برگردد.

مسأله 889 : نماز خواندن در کشتی، ترن، اتومبیل و مانند اینها وقتی که ایستاده اند مانعی ندارد.

مسأله 890 : خواندن نماز در حال اختیار در کشتی های بزرگ و ترن و اتومبیل و مانند اینها در حال حرکت، در صورتی که تکان آنها به حدی نباشد که مانع آرامش بدن نمازگزار بشود؛ مانع ندارد.

مسأله 891 : روی خرمن گندم و جو و مانند اینها که نمی شود بی حرکت ماند؛ نماز باطل است.

مسأله 892 : در جایی که به واسطه وزیدن باد و باران و حرکت قطار و زیادی جمعیَّت و مانند اینها اطمینان ندارد که بتواند نماز را تمام کند؛ اگر به امید تمام کردن نماز شروع کند؛ اشکال ندارد و اگر به مانعی برخورد نکرد نمازش صحیح است.

شرط سوم

در جایی که ماندن در آن حرام است؛ مثلاً زیر سقفی که نزدیک است خراب شود؛ نماز نخواند؛ مگر اینکه بداند به اندازه خواندن نماز خراب نمی شود؛ در این صورت ماندن در آن جایز و نماز هم درست است.

شرط چهارم

بنا بر احتیاط روی چیزی که ایستادن و نشستن روی آن حرام است؛ مثل فرشی که نام خدا بر آن نوشته شده؛ نماز نخواند.

شرط پنجم

در جایی که سقف آن کوتاه است و نمی تواند در آنجا راست بایستد؛ یا به اندازه ای کوچک است که جای رکوع و سجود ندارد نماز نخواند و اگر ناچار شود در چنین جایی نماز بخواند باید به قدری که ممکن است قیام و رکوع و سجود را به جا آورد و اگر نتواند به طور کلی قیام را به جا آورد؛ نشسته بخواند و اگر نتواند رکوع و سجود را انجام دهد با سر اشاره کند.

شرط ششم

مسأله 893 : بنا بر احتیاط واجب نباید جلوتر از قبر پیغمبر و امام عَلَیْهم ُالسَّلَام نماز بخواند. احوط و اولی آن است که مساوی قبر مطهر هم نماز نخواند.

مسأله 894 : اگر در نماز چیزی مانند دیوار بین او و قبر مطهر باشد؛ اشکال ندارد. ولی فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه ای که روی آن افتاده؛ کافی نیست.

شرط هفتم

مکان نمازگزار اگر نجس است؛ به طوری تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد؛ مگر نجاستی باشد که در نماز بخشیده شده است.
مثلا اگر خون کمتر از یک درهم باشد در این صورت اشکال ندارد. جایی که پیشانی را بر آن می گذارد اگر نجس باشد؛ در صورتی که خشک هم باشد نماز باطل است و احتیاط مستحب آن است که مکان نمازگزار اصلاً نجس نباشد.

شرط هشتم

مسأله 895 : بنا بر احتیاط واجب باید زن عقب تر از مرد بایستد و جای سجده زن از جای ایستادن مرد کمی عقب تر باشد.

مسأله 896 : اگر زن برابر مرد، یا جلوتر بایستد و با هم وارد نماز شوند؛ احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخوانند و اگر یکی زودتر از دیگری به نماز بایستد نماز او صحیح است و کسی که بعد مشغول شده بنا بر احتیاط واجب باید نمازش را دوباره بخواند.

مسأله 897 : اگر بین مرد و زن دیوار یا پرده یا چیز دیگری باشد که یکدیگر را نبینند؛ یا بین آنها اقلا ده ذراع، که تقریباً پنج ذرع می شود؛ فاصله باشد؛ چنانچه زن برابر مرد، یا جلوتر از او باشد نماز هر دو صحیح است و همچنین است اگر مکان یکی از آنها به قدری بلند باشد که نگویند زن جلوتر از مرد یا برابر او ایستاده است.

شرط نهم

جای پیشانی نمازگزار از جای زانوها و سر انگشتان پای او بیش از چهار انگشت بسته پست تر یا بلندتر نباشد.
تفصیل این مسأله در احکام سجده می آید.

[برخی دیگر از احکام]

مسأله 898 : بودن مرد و زن نامحرم در اتاق یا جایی که کسی در آنجا نیست و کسی هم نمی تواند وارد شود؛ حرام است؛ در صورتی که احتمال واقع شدن در معصیت باشد و در غیر این صورت بنا بر احتیاط واجب نباشند و احتیاط واجب آن است که در آنجا نماز نخوانند و اگر یکی از آنها مشغول نماز باشد و دیگری که با او نامحرم است وارد شود نماز او اشکال دارد.

مسأله 899 : احتیاط واجب آن است که در وسعت وقت در جایی که تار و مانند آن استعمال می کنند نماز نخوانند و اگر خواندن نماز در آنجا امضاء عملی باشد باطل است.
به هر حال گوش دادن به آنها حرام است.

مسأله 900 : خواندن نماز واجب در خانه کعبه و بام آن مکروه است؛ ولی باید مقداری از فضای کعبه را در تمام حالات نماز جلوی خود قرار دهد.

مسأله 901 : خواندن نماز مستحب در خانه کعبه و بام آن اشکال ندارد بلکه مستحب است در داخل خانه کعبه مقابل هررکنی دو رکعت نماز بخواند.

جاهایی که نماز خواندن در آنجا مستحب است

مسأله 902 : در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده که نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها مسجدالحرام است؛ در خبر است نماز در مسجدالحرام برابر با هزار هزار یک میلیون نماز است و بعد از آن مسجد پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم در خبر است نماز در مسجد النبی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم برابر با ده هزار نماز است و بعد مسجد کوفه و مسجد بیت المقدس، در خبر است نماز در مسجد کوفه برابر با هزار نماز است و نیز در خبر است نماز در مسجد بیت المقدس برابر با هزار نماز است و بعد مسجد جامع هر شهر، در خبر است نماز در مسجد اعظم جامع برابر با صد نماز است.
بعد از آن مسجد محله، در خبر است نماز در مسجد قبیله برابر است با بیست و پنج نماز و بعد از مسجد محله مسجد بازار است در خبر است نماز در مسجد بازار برابر است با دوازده نماز.

مسأله 903 : برای زن ها نماز خواندن در خانه، بلکه در صندوق خانه و اتاق بهتر است؛ بلکه اگر زن بتواند کاملاً هم خود را از نامحرم بپوشاند معلوم نیست نماز خواندن در مسجد بهتر باشد.

مسأله 904 : نماز خواندن در حرم امامان عَلَیْهم ُالسَّلَام مستحب است؛ بلکه در خبر است نماز نزد حضرت علی عَلَیْهِ السَّلَام برابر با دویست هزار نماز است.

مسأله 905 : زیاد رفتن به مسجد و رفتن به مسجدی که نمازگزار ندارد؛ مستحب است و همسایه مسجد اگر عذری نداشته باشد مکروه است در غیر آن مسجد نماز بخواند.

مسأله 906 : مستحب است انسان با کسی که در مسجد حاضر نمی شود غذا نخورد و در کارها با او مشورت نکند و همسایه او نشود و از او زن نگیرد و به او زن ندهد.

جاهایی که نماز خواندن در آنجا مکروه ست

مسأله 907 : نماز خواندن در چند جا مکروه است مراد از کراهت نماز در این جاها آن است که ثوابش کمتر از خواندن نماز در منزل است و از آن جمله است حمام، بعضی فرموده اند:
حتی رخت کن آن، زمین نمکزار، مقابل انسان، مقابل دری که باز است، در جاده، خیابان و کوچه اگر برای کسانی که عبور می کنند زحمت نباشد و چنانچه زحمت باشد حرام و بنا بر احتیاط واجب نماز باطل است.
مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر جا که کوره آتش باشد؛ مقابل چاه و چاله ای که محل بول باشد؛ روبروی عکس و مجسمه چیزی که روح دارد؛ مگر اینکه روی آن پرده بکشد.
در اتاقی که جنب در آن باشد؛ در جایی که عکس باشد اگر چه روبروی نمازگزار نباشد؛ مقابل قبر، روی قبر، بین قبر و در قبرستان.

مسأله 908 : کسی که در محل عبور مردم نماز می خواند؛ گرچه بداند در حال نماز عبوری صورت نمی گیرد؛ یا کسی روبروی او است؛ مستحب است جلوی خود چیزی بگذارد و اگر چوب یا ریسمان، بلکه فرموده اند: اگر خطی هم بکشد کفایت می کند.

احکام مسجد

مسأله 909 : نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هر کس بفهمد که نجس شده است باید فوراً نجاست آن را برطرف کند؛ بلکه طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکند؛ مگر اینکه از قراین یا تصریح واقف روشن شود که طرف بیرون دیوار، مسجد نیست. در موردی اگر شک شود که طرف بیرون دیوار عنوان مسجد را دارد؛ حکم مسجد را ندارد مگر اینکه نجس کردن باعث هتک مسجد شود در این صورت جایز نیست و
اگر نجس شود نجاستش را برطرف نمایند.

مسأله 910 : اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید؛ یا کمک لازم داشته باشد و پیدا نکند؛ تطهیر مسجد بر او واجب نیست. ولی واجب است اگر بداند که به گفته اش ترتیب اثر داده می شود؛ به شخص یا اشخاصی که می توانند تطهیر کنند اطلاع دهد؛ مخصوصاً در صورتی که نجس بودن مسجد هتک و بی احترامی به مسجد باشد.

مسأله 911 : اگر جایی از مسجد نجس شود که تطهیر آن بدون کندن یا خراب کردن ممکن نیست؛ باید آنجا را بکنند یا خراب نمایند؛ در صورتی که خراب کردن جزیی باشد؛ یا باقی بودن نجاست مسجد باعث بی احترامی مسجد باشد و در غیر این دو صورت کندن یا خراب کردن مسجد باید به نظر حاکم شرع باشد.
پر کردن جایی که کنده اند و ساختن جایی که خراب کرده اند؛ بر دیگران واجب نیست. ولی اگر کسی که نجس کرده؛ بکند یا خراب کند؛ در صورت امکان واجب است پر کند و تعمیر نماید. ولی اگر چیزی مانند آجر مسجد نجس شود؛ در صورتی که ممکن باشد باید بعد از آب کشیدن به جای اولش بگذارند.

مسأله 912 : اگر مسجدی را غصب کنند و به جای آن خانه و مانند آن بسازند؛ یا به طوری خراب شود که نماز خواندن در آن ممکن نباشد؛ باز هم نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است و اگر مسجد در حکم تلفقرار گرفته مانند اینکه مسجد در مسیر خیابان کشی قرار گرفته و خراب شده باشد؛ در این صورت احتیاط آن است که آن را نجس نکنند و اگر نجس شده احتیاط آن است که آن را آب بکشند.

مسأله 913 : نجس کردن حرم امامان عَلَیْهم ُالسَّلَام در صورتی که باعث بی احترامی بشود؛ حرام است؛ بلکه اگر باعث بی احترامی هم نشود بنا بر احتیاط واجب نجس نکنند و اگر یکی از آنها نجس شود چنانچه نجس ماندن آن بی احترامی باشد؛ تطهیر آن واجب است؛ بلکه احتیاط آن است که اگر بی احترامی هم نباشد آن را تطهیر کنند.

مسأله 914 : اگر حصیر مسجد نجس شود باید آن را آب بکشند؛ اگر بشود داخل مسجد باشد.
ولی چنانچه نشود در مسجد آب بکشند؛ یا به واسطه آب کشیدن خراب می شود و نجس بودن حصیر بی احترامی مسجد است و بریدن جای نجس بهتر است آن را ببرند و احتیاط واجب آن است که نجس کننده باید اصلاح حصیر نماید.

مسأله 915 : بردن عین نجس مانند خون در مسجد اگر بی احترامی به مسجد باشد حرام است؛ بلکه احتیاط آن است که اگر بی احترامی هم نباشد عین نجاست را در مسجد نبرند؛ در صورتی که نجاست از توابع شخصی که به مسجد وارد می شود نباشد و گرنه مانعی ندارد. مثل اینکه در بدن یا لباس کسی که وارد مسجد می شود خون دمل یا جراحت و مانند آن باشد.

مسأله 916 : اگر مسجد را برای روضه خوانی چادر بزنند و فرش کنند و سیاهی بکوبند و اسباب چایی در آن ببرند؛ در صورتی که این کارها و مانند آنها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود؛ اشکال ندارد.

مسأله 917 : بنا بر احتیاط واجب زینت کردن مسجد به طلا حرام است و بنا بر احتیاط نباید صورت چیزهایی که مثل انسان و حیوان روح دارد در مسجد نقش کنند و نقاشی چیزهایی که روح ندارد؛ مثل گل و بوته مکروه است.
شایسته است مسجد و پایگاه عبادت مسلمین از زینت های دنیایی به دور باشد.
هرچه ساده و بی آلایش باشد؛ تا یادآور مبدء آفرینش و آخرت باشد.

مسأله 918 : اگر مسجد خراب هم بشود نمی توانند آن را بفروشند؛ یا داخل ملک و جاده نمایند.

مسأله 919 : فروختن در و پنجره و چیزهای دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود؛ باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد کنند.
چنانچه به درد آن مسجد نخورد؛ باید در مسجد دیگر مصرف شود و اگر به درد مسجدهای دیگر هم نخورد چون وقفیت مسجد فک ملک است؛ قابل تملک نیست؛ مشکل است فروش اجزاء آن، با حاکم شرعی به نحوی مصالحه شود و پول آن را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد و گرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند.

مسأله 920 : ساختن مسجد و تعمیر مسجدی که نزدیک به خرابی می باشد؛ مستحب است و اگر مسجد طوری خراب شود که تعمیر آن ممکن نباشد؛ می توانند آن را خراب کنند و دوباره بسازند؛ بلکه می توانند مسجدی را که خراب نشده برای احتیاج مردم به جهت خواندن نماز در آن مسجد خراب کنند و بزرگتر بسازند.

مسأله 921 : تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است و کسی که می خواهد مسجد برود مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و ارزشمند خود را بپوشد و ته کفش خود را وارسی کند که نجاستی به آن نباشد و موقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن اول پای چپ را بگذارد و همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد رود و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود.
غیر از اینها مستحبات دیگری هم در کتاب های مفصل گفته شده است.

مسأله 922 : وقتی انسان وارد به مسجد می شود مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب و مستحب دیگری هم بخواند کافی است.

مسأله 923 : خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا و مشغول صحبت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد؛ مکروه است و نیز مکروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد؛ در صورتی که بی احترامی و هتک مسجد نباشد و الا جایز نیست و نیز مکروه است در مسجد گمشده ای را طلب کند و صدای خود را بلند کند؛ ولی بلند کردن صدا برای اذان و مانند آن مثل صلوات فرستادن و وعظ و تبلیغ مانعی ندارد.

مسأله 924 : راه دادن دیوانه و بچه، در صورتی که بچه مؤدّب به آداب شرع نباشد مکروه است و اگر بچه مؤدّب به آداب شرع باشد ظاهراً راه دادنش به مسجد کراهت نداشته باشد؛ بلکه رجحان دارد عادت دادن بچه ممیز به رفتن به مسجد و کسی که پیاز و سیر و مانند اینها خورده که بوی دهانش مردم را اذیت می کند مکروه است به مسجد برود و چه بسا از بعضی اخبار استفاده می شود با دهانی که بوی پیاز و سیر و مانند آنها می دهد وارد مسجد نشود؛ گرچه کسی در مسجد نباشد.
غیر از اینها مکروهات دیگری هم در کتاب های مفصل گفته شده است.

اذان و اقامه

مسأله 925 : برای مرد و زن مستحب است پیش از نمازهای واجب یومیه اذان و اقامه بگویند و در گفتن اقامه تأکید بیشتر شده شایسته است تا ممکن است ترک نشود. ولی پیش از نمازهای واجب غیریومیه، در نماز عیدین، در صورتی که به جماعت خوانده بشود؛ گفتن سه مرتبه: الصلاة مستحب است؛ ولی گفتن آن در نمازهای واجب دیگر که به جماعت خوانده می شود به نیت رجاء گفته شود.

مسأله 926 : مستحب است در روز اولی که بچه به دنیا می آید؛ بلکه تا پیش از آنکه بند نافش بیفتد؛ در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند.

مسأله 927 : اذان هیجده جمله است:
اَللهُ اَکبَرُ، چهار مرتبه.
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ، حَی عَلَی الصَّلاةِ، حَی عَلَی الْفَلاحِ، حَی عَلی خَیْرِ الْعَمَلِ، اَللهُ اَکبَرُ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، هر یک دو مرتبه و اقامه هفده جمله است؛ یعنی دو مرتبه اَللهُ اَکبَرُ، از اول اذان و یک مرتبه لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، از آخر آن کم می شود و بعد از گفتن حَی عَلی خَیْرِ الْعَمَلِ، باید دو مرتبه قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ، اضافه نمود.

مسأله 928 : اَشْهَدُ اَنَّ عَلیّاً وَلی اللهِ، جزء اذان و اقامه نیست؛ ولی گفتن آن بعد از اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ، اهمیت دارد؛ از شعار شیعه به حساب آمده؛ تا می شود ترک نشود و چه بسا گفتن آن به این جهت واجب شود. شایسته است به صورتی گفته شود که معلوم شود جزء فصول اذان و اقامه نیست.

ترجمه اذان و اقامه

اَللهُ اَکبَرُ، یعنی:
خدای تعالی بزرگتر از آن است که او را وصف کنند.
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، یعنی:
شهادت می دهم که غیر خدایی که یکتا و بی همتا است؛ خدای دیگری سزاوار پرستش نیست.
اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ، یعنی:
شهادت می دهم که حضرت محمد بن عبدالله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم پیغمبر و فرستاده خدا است.
اَشْهَدُ اَنَّ عَلیّاً وَلی اللهِ، یعنی:
شهادت می دهم که حضرت علی عَلَیْهِ السَّلَام ولی خدا بر همه خلق است.
حَی عَلَی الصَّلاةِ، یعنی:
بشتاب برای نماز.
حَی عَلَی الْفَلاحِ، یعنی:
بشتاب برای رستگاری.
حَی عَلی خَیْرِ الْعَمَلِ، یعنی:
بشتاب برای بهترین کارها که نماز است.
قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ، یعنی:
به تحقیق نماز بر پا شد.
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، یعنی خدایی سزاوار پرستش نیست مگر خدایی که یکتا و بی همتا است.

مسأله 929 : بین جمله های اذان و اقامه باید خیلی فاصله نشود؛ فاصله بین جمله های اقامه کمتر از فاصله جمله های اذان باشد و اگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیفتد باید دوباره آن را از سر بگیرد.

مسأله 930 : اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بیندازد؛ چنانچه با غنا یعنی به طور آوازخوانی که در مجالس لهو و بازیگری معمول است اذان و اقامه را بگوید حرام است و اگر غنا نشود کراهت ندارد بلکه چه بسا رجحان دارد.

مسأله 931 : در پنج نماز اذان ساقط می شود:
اول:
نماز عصر روز جمعه، در صورتی که نماز اول، نماز جمعه باشد.
دوم:
نماز عصر روز عرفه که روز نهم ذیحجه است؛ برای کسی که در عرفات باشد.
سوم:
نماز عشاء شب عید قربان، برای کسی که در مشعرالحرام باشد.
چهارم:
نماز عصر و عشاء زن مستحاضه، شایسته است زن مستحاضه که در معرض خارج شدن خون است پس از غسل و وضو نماز را بدون اذان و اقامه بخواند.
پنجم:
نماز عصر و عشاء کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خود داری کند؛ بلکه شایسته است پس از غسل یا وضو بدون اذان و اقامه نماز بخواند.
گفتن اذان در این پنج مورد مشروع نیست و در غیر این موارد در صورتی که بخواهد جمع کند بین دو نماز و هیچ فاصله نشود؛ یا فاصله کمی باشد احتیاط آن است که برای نماز دوم اذان نگوید. ظاهر آن است که به خواندن نافله با مقداری از تعقیب فاصله تحقق پیدا می کند و اذان ساقط نیست.

مسأله 932 : اگر برای نماز جماعتی اذان و اقامه گفته باشند؛ کسی که با آن جماعت نماز می خواند نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید.

مسأله 933 : اگر برای خواندن نماز جماعت، یا برای نماز فرادی به مسجد رود و ببیند جماعت تمام شده؛ تا وقتی که صف ها به هم نخورده و جمعیَّت متفرق نشده؛ می تواند برای نماز خود اذان و اقامه نگوید.

مسأله 934 : در جایی که عده ای مشغول نماز جماعتند یا نماز آنان تازه تمام شده و صف ها به هم نخورده است؛ اگر انسان بخواهد فرادی یا با جماعت دیگری که برپا می شود نماز بخواند با شش شرط اذان و اقامه از او ساقط می شود:
اول:
آنکه نماز جماعت در مسجد باشد و اگر در مسجد نباشد ساقط شدن اذان و اقامه اشکال دارد در این صورت می تواند اذان و اقامه را به رجاء مطلوبیت بگوید.
دوم:
آنکه برای آن نماز، اذان و اقامه گفته باشند.
سوم:
آنکه نماز جماعت به نظر امام و مأمومین باطل نباشد؛ گرچه به نظر کسی که وارد می شود باطل باشد.
چهارم:
آنکه نماز او و نماز جماعت در یک مکان باشد.
پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند؛ مستحب است اذان و اقامه بگوید.
پنجم:
آنکه نماز او و نماز جماعت هر دو ادا باشد و در صورتی که ادا نباشد به رجاء مطلوبیت اذان و اقامه بگوید.
ششم:
آنکه وقت نماز او و نماز جماعت مشترک باشد.
مثلا هر دو نماز ظهر، یا هر دو نماز عصر بخوانند؛ یا نمازی که به جماعت خوانده می شود نماز ظهر باشد و او نماز عصر بخواند؛ یا او نماز ظهر بخواند و نماز جماعت نماز عصر باشد.
ولی اگر وقت نماز او و نماز جماعت مشترک نباشد؛ به رجاء مطلوبیت اذان و اقامه بگوید.

مسأله 935 : اگر در شرط سوم از شرطهایی که در مسأله قبل گفته شد شک کند یعنی شک کند که نماز جماعت صحیح بوده یا نه اذان و اقامه از او ساقط است؛ ولی اگر در یکی از پنج شرط دیگر شک کند مشکل است مستحب باشد که اذان
و اقامه بگوید. ولی در آن موارد به رجاء مطلوبیت به جا آورد اشکال ندارد.

مسأله 936 : کسی که اذان و اقامه دیگری را می شنود به نیت رجاء مطلوبیت هر قسمتی را که می شنود بدون فاصله آهسته بگوید؛ ولی بهتر آن است که از جمله حَی عَلَی الصَّلاةِ، تا حَی عَلی خَیْرِ الْعَمَلِ، به جای هر یک از آنها لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللهِ، بگوید و هنگامی که قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ، را شنید شایسته است بگوید:
اَللّهُمَّ اَقِمْنا وَ اَدِمْنا وَ اجْعَلْنی مِنْ خَیْرِ صالِحی اَهْلِها.

مسأله 937 : کسی که اذان و اقامه دیگری را شنید چه با او گفته باشد یا نه، در صورتی که بین آن اذان و اقامه و نمازی که می خواهد بخواند زیاد فاصله نشده باشد؛ می تواند برای نماز خود اذان و اقامه نگوید.

مسأله 938 : اگر مرد اذان زن را با قصد لذت یعنی به شنیدنی که حرام است بشنود؛ اذان از او ساقط نمی شود؛ بلکه اگر قصد لذت هم نداشته باشد؛ ساقط شدن اذان، به اذان زن مشکل است؛ می تواند به رجاء مطلوبیت بگوید.

مسأله 939 : اذان و اقامه نماز جماعت را باید مرد بگوید؛ ولی در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگوید کافی است.

مسأله 940 : اقامه باید بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگویند صحیح نیست.

مسأله 941 : اگر کلمات اذان و اقامه را بدون ترتیب بگوید؛ مثلاً حَی عَلَی الْفَلاحِ را پیش از حَی عَلَی الصَّلاةِ بگوید؛ باید از جایی که ترتیب به هم خورده دوباره بگوید.

مسأله 942 : باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بین آنها به قدری فاصله دهد که اذانی را که گفته اذان این اقامه حساب نشود؛ مستحب است دوباره برای آن نماز اذان و اقامه بگوید.

مسأله 943 : اذان و اقامه باید به عربی صحیح گفته شود؛ پس اگر به عربی غلط بگوید؛ یا به جای حرفی، حرف دیگر را عمداً بگوید؛ یا مثلاً ترجمه آنها را به فارسی بگوید؛ صحیح نیست. ولی اگر نتواند؛ مثلاً شین اشهد را سین بگوید؛ چنانچه از صحابی بزرگ بلال (رحمه الله) نقل شده؛ ظاهراً کفایت می کند.

مسأله 944 : اذان و اقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود. اگر عمداً یا از روی فراموشی پیش از وقت بگوید باطل است.

مسأله 945 : اگر پیش از گفتن اقامه شک کند که اذان گفته یا نه، باید اذان را بگوید؛ ولی اگر مشغول اقامه شود و شک کند که اذان گفته یا نه، گفتن اذان لازم نیست.

مسأله 946 : اگر در بین اذان و اقامه پیش از آنکه قسمتی را بگوید؛ شک کند که قسمت پیش از آن را گفته یا نه، باید قسمتی را که در گفتن آن شک کرده بگوید. ولی اگر در حال گفتن قسمتی از اذان یا اقامه شک کند که آنچه پیش از آن است گفته یا نه، گفتن آن لازم نیست.

مسأله 947 : مستحب است انسان در موقع اذان رو به قبله بایستد و با وضو یا غسل باشد و اما در اقامه باید با طهارت باشد و احتیاط ایجاب می کند در حال ایستاده و رو به قبله باشد و در حال اذان گفتن انگشت سبابه راست را در گوش راست و انگشت سبابه چپ را در گوش چپ بگذارد.

مسأله 948 : احتیاط ایجاب می کند بدن انسان در موقع اقامه آرام باشد؛
و مستحب است آن را از اذان آهسته تر بگوید و جمله های آن را به هم نچسباند؛ ولی به اندازه ای که در بین جمله های اذان فاصله می دهد بین جمله های اقامه فاصله ندهد.

مسأله 949 : مستحب است بین اذان و اقامه یک قدم بردارد؛ یا قدری بنشیند؛ یا سجده کند؛ یا ذکر بگوید؛ یا دعا بخواند؛ یا قدری ساکت باشد؛ یا حرفی بزند؛ یا دو رکعت نماز بخواند. ولی حرف زدن بین اذان و اقامه صبح مکروه است و نماز خواندن بین اذان و اقامه مغرب را به امید ثواب به جا آورد.

مسأله 950 : مستحب است کسی که را که برای گفتن اذان معین می کنند عادل و وقت شناس و صدایش بلند باشد و اذان را در جای بلند بگوید.

[واجبات و مستحبات نماز]

واجبات نماز

اشاره

واجبات نماز یازده چیز است:
اول:
نیت.
دوم:
قیام، یعنی ایستادن.
سوم:
تکبیرة الاحرام، یعنی گفتن: اَللهُ اَکبَرُ در اول نماز.
چهارم:
رکوع.
پنجم:
سجود.
ششم:
قرائت.
هفتم:
ذکر.
هشتم:
تشهد.
نهم:
سلام.
دهم:
ترتیب.
یازدهم:
موالات، یعنی پی در پی بودن اجزاء نماز.

ارکان نماز

اشاره

مسأله 951 : بعضی از واجبات نماز رکن است؛ یعنی اگر انسان آن را به جا نیاورد؛ یا در نماز اضافه کند؛ عمداً باشد یا اشتباهاً، نماز باطل می شود. ولی در بعضی واجبات رکنی که ذکر می شود زیادی در آن تصور نمی شود؛ چنانچه اگر نیت را داعی بر عمل بدانیم؛ نه گذراندن از قلب و چنانچه زیادی قیام رکنی، به تنهایی بدون زیادی رکوع و تکبیرة الاحرام ممکن نیست و چنانچه خواهد آمد باطل شدن نماز به زیاد شدن تکبیرة الاحرام اشتباهاً، محل اشکال است و بعضی دیگر رکن نیست؛ یعنی اگر عمداً کم یا زیاد شود باطل می شود و چنانچه اشتباهاً کم یا زیاد گردد نماز باطل نمی شود. ولی تصویر زیادی عمدی در ترتیب و موالات ممکن نیست و در بعضی موارد؛ چنانچه می آید؛ اخلال به ترتیب و موالات اشتباهاً نماز را باطل می کند.
ارکان نماز پنج چیز است:
اول:
نیت.
دوم:
تکبیرة الاحرام.
سوم:
قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع، یعنی ایستادن پیش از رکوع.
چهارم:
رکوع.
پنجم:
دو سجده در صورتی که از یک رکعت نماز باشد و اگر از دو رکعت باشد زیاد شدن یا کم شدنشان اشتباهاً نماز را باطل نمی کند

نیت

مسأله 952 : انسان باید نماز را به نیت قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند؛ یا مثلاً به زبان بگوید که چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربة الی الله، بلکه در نماز احتیاط نباید به زبان بگوید بلکه همین که توجه داشته باشد اگر از او سؤال شود:
چه می کنی؟
بگوید:
برای خدا نماز می خوانم؛ کفایت می کند.

مسأله 953 : اگر در نماز ظهر، یا در نماز عصر نیت کند که چهار رکعت نماز می خوانم و معین نکند ظهر است یا عصر، نمازش درست نیست. ولی اگر اجمالا نیت داشته باشد؛ مثلاً در نماز ظهر و عصر بگوید نماز اولی که بر من واجب است؛ کفایت می کند و نیز کسی که مثلاً قضای نماز ظهر بر او واجب است؛ اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا، یا نماز ظهر بخواند؛ باید نمازی را که می خواند در نیت معین کند.

مسأله 954 : انسان باید از اول تا آخر نماز به نیت خود باقی باشد؛ پس اگر در بین نماز به طوری غافل شود که اگر بپرسند:
چه می کنی؟
نداند چه بگوید؛ نمازش درست نیست.

مسأله 955 : انسان باید فقط برای انجام دادن امر خداوند عالم نماز بخواند پس کسی که ریا کند یعنی برای نشان دادن به مردم نماز بخواند نمازش درست نیست؛ خواه فقط برای مردم باشد؛ یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد.

مسأله 956 : اگر قسمتی از نماز را هم برای غیر خدا، یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد؛ نمازش درست نیست؛ چه آن قسمت واجب باشد مثل حمد و سوره و چه مستحب باشد مانند قنوت، بلکه اگر تمام نماز را برای خدا به جا آورد؛ ولی برای نشان دادن به مردم در جای مخصوص مثل مسجد، یا در وقت مخصوص مثل اول وقت، یا به طرز مخصوص مثلاً با جماعت، بخواند؛ نمازش درست نیست.

تکبیرة الاحرام

مسأله 957 : گفتن اَللهُ اَکبَرُ، در اول نماز واجب و رکن است؛ ولی اگر اشتباهاً زیاد شود؛ نمازش باطل نمی شود و باید حروف اَلله و حروف اَکبَر و دو کلمه اَللهُ اَکبَرُ را پشت سرهم بگوید و نیز باید این دو کلمه به عربی صحیح گفته شود و اگر به عربی غلط بگوید؛ یا مثلاً ترجمه آن را به فارسی بگوید؛ صحیح نیست.

مسأله 958 : اگر نیت را به لفظ بگوید؛ احتیاط واجب آن است که تکبیرة الاحرام را به او نچسباند و اگر بخواهد اقامه یا دعایی که قبل از تکبیرة الاحرام می خواند به او بچسباند مانعی ندارد.

مسأله 959 : اگر وصل به سکون جایز نباشد و انسان بخواهد اَللهُ اَکبَرُ را به چیزی که بعد از آن می خواند؛ مثلاً به بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بچسباند؛ باید (ر) اکبر را پیش (ُ) دهد. ولی خواهیم گفت وصل به سکون مانعی ندارد؛ بنا بر این لازم نیست پیش (ُ) دهد.

مسأله 960 : موقع گفتن تکبیرة الاحرام باید بدن آرام باشد و اگر عمداً در حالی که بدنش حرکت دارد تکبیرة الاحرام را بگوید؛ نمازش باطل است و اگر سهواً حرکت داشته باشد به آن تکبیر اکتفا نکند.
احتیاط آن است که یا نماز را تمام کند و دوباره نماز را بخواند؛ یا اینکه ابتدا عملی که نماز را باطل می کند به جا آورد سپس تکبیرة الاحرام بگوید.

مسأله 961 : تکبیرة الاحرام، حمد، سوره، ذکر و دعا را باید طوری بخواند که خودش بشنود؛ یا کسی که گوشش نزدیک دهانش باشد بشنود؛ گرچه خودش نشنود اگر فرضی داشته باشد و اگر به واسطه سنگینی، یا کری گوش، یا سرو صدای زیاد نمی شنود؛ باید طوری بگوید که اگر مانعی نباشد بشنود.

مسأله 962 : کسی که لال است یا زبان او مرضی دارد که نمی تواند اَللهُ اَکبَرُ را درست بگوید؛ باید به هر طوری که می تواند بگوید و اگر هیچ نمی تواند؛ اگر این حالت بر او عارض شده باید در قلب خود بگذراند و برای تکبیر اشاره کند و زبانش را هم اگر می تواند حرکت دهد. چون این کار برای لال مادرزاد میسور نیست؛ باید لال، زبان و دو لبش را مانند کسی که زبان دارد حرکت دهد. به هر حال چنانچه در خبر است با انگشت باید اشاره داشته باشد.

مسأله 963 : مستحب است پیش از تکبیرة الاحرام بگوید:
یا مُحْسِنُ قَدْ اَتاک الْمُسئُ وَ قَدْ اَمَرْتَ الْمحُْسِنَ اَنْ یَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسئِ اَنْتَ الْمحُْسِنُ وَ اَنَا الْمُسئُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ تَجاوَزْ عَنْ قَبیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی یعنی:
ای خدایی که به بندگان احسان می کنی؛ بنده گنه کار به در خانه تو آمده و تو امر کرده ای که نیکوکار از گناهکار بگذرد. تو نیکوکاری و من گناهکار، به حق محمد و آل محمد رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدی هایی که می دانی از من سرزده بگذر.

مسأله 964 : مستحب است موقع گفتن تکبیر اول نماز و تکبیرهای بین نماز، دستها را تا مقابل گوش ها، یا برابر صورت، یا زیر گلو بالا ببرد. چون تخییر بین اقل و اکثر درست نیست؛ اگر دستها را به اندازه ای بلند کند که انگشت سبابه به نرمی گوش برسد؛ ظاهراً هر سه تحقق پیدا می کند.

مسأله 965 : اگر شک کند که تکبیرة الاحرام را گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی شده؛ به شک خود اعتنا نکند و اگر چیزی نخوانده باید تکبیر را بگوید.

مسأله 966 : اگر بعد از گفتن تکبیرة الاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه، چه مشغول خواندن چیزی شده باشد یا نه، به شک خود اعتنا نکند و به هم زدن نماز در صورتی که چیزی نخوانده؛ خلاف احتیاط است.
احتیاط مستحب در این صورت آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

قیام (ایستادن)

[احکام]

مسأله 967 : قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام پیش از رکوع که آن را قیام متصل به رکوع می گویند؛ رکن است؛ ولی قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع، رکن نیست و اگر کسی آن را از روی فراموشی ترک کند نمازش صحیح است.

مسأله 968 : واجب است پیش از گفتن تکبیرة الاحرام و بعد از آن، مقداری بایستد تا یقین کند که در حال ایستادن تکبیر گفته است.

مسأله 969 : اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید که رکوع نکرده؛ باید بایستد و به رکوع رود و اگر بدون اینکه بایستد به حال خمیدگی به رکوع برگردد؛ چون قیام متصل به رکوع را به جا نیاورده نماز او باطل است.

مسأله 970 : در حال گفتن تکبیرة الاحرام و خواندن قرائت و سایر ذکرهای وارده و قیام متصل به رکوع، نباید بدن را حرکت دهد و به طرفی خم شود و به جایی تکیه کند؛ ولی اگر از روی ناچاری باشد؛ یا چیزی نمی خواند؛ یا در حال خم شدن برای رکوع پاها را حرکت دهد؛ اشکال ندارد.

مسأله 971 : اگر موقعی که ایستاده از روی فراموشی بدن را حرکت دهد؛ یا به طرفی خم شود؛ یا به جایی تکیه کند؛ اشکال ندارد. ولی در قیام موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع، اگر از روی فراموشی هم باشد واجب است نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

مسأله 972 : احتیاط واجب آن است که در موقع ایستادن، هر دو پا روی زمین باشد و سنگینی بدن روی پاها باشد.
ولی لازم نیست سنگینی بدن بر دو پا یکسان باشد.

مسأله 973 : کسی که می تواند درست بایستد؛ اگر پاها را خیلی گشاد بگذارد که به حال ایستادن معمولی نیست و به حدی باشد که عرفاً به او ایستاده گفته نشود؛ نمازش باطل است.

مسأله 974 : موقعی که انسان در نماز مشغول خواندن چیزی است؛ حتی موقع گفتن ذکرهای مستحبی نماز، باید بدنش آرام باشد و در موقعی که می خواهد کمی عقب یا جلو رود؛ یا کمی بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد؛ باید چیزی از مقررات شرعی را نگوید ولی بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدْ را باید در حال برخاستن بگوید و گفتن ذکرهای غیروارده را در حال حرکت، در صورتی که به قصد ورود نباشد اشکال ندارد.

مسأله 975 : اگر در حال حرکت بدن ذکر بگوید؛ مثلاً موقع رفتن به رکوع، یا رفتن به سجده تکبیر بگوید؛ چنانچه آن را به قصد ذکری که در نماز دستور داده اند بگوید احتیاطاً نماز را دوباره بخواند و اگر به این قصد نگوید؛ بلکه بخواهد ذکری گفته باشد؛ نمازش صحیح است.

مسأله 976 : حرکت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد، اشکال ندارد؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است که آنها را هم حرکت ندهد.

مسأله 977 : اگر موقع خواندن حمد و سوره، یا خواندن تسبیحات، بی اختیار به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن خارج شود؛ احتیاط واجب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن آنچه را در حال حرکت خوانده دوباره بخواند.

مسأله 978 : اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود؛ باید بنشیند و اگر از نشستن هم عاجز شود؛ باید بخوابد. ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از ذکرهایی که در نماز دستور داده اند نخواند؛ در این صورت نمازش صحیح است و دوباره خواندن لازم نیست؛ مگر اینکه بداند بعد از این حالتی که پیدا شده قبل از گذشتن وقت، توانایی بر ایستاده خواندن نماز را پیدا می کند در این صورت نماز را قطع کند و بعد از آن نماز را ایستاده بخواند و همچنین در صورت عاجز شدن از نشستن.

مسأله 979 : تا انسان می تواند ایستاده نماز بخواند نباید بنشیند. مثلاً کسی که در موقع ایستادن بدنش حرکت می کند؛ یا مجبور است به چیزی تکیه دهد؛ یا بدنش را کج کند؛ یا خم شود؛ یا پاها را بیشتر از معمول گشاد بگذارد؛ به حدی که عرفاً به او ایستاده گفته نشود؛ باید به هر طور که می تواند ایستاده نماز بخواند. ولی اگر به هیچ قسم نتواند بایستد باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند.

مسأله 980 : تا انسان می تواند بنشیند نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند باید هر طور که می تواند بنشیند و اگر به هیچ قسم نمی تواند بنشیند باید به طوری که در احکام قبله گفته شد؛ به پهلوی راست بخوابد و اگر نمی تواند؛ به پهلوی چپ و اگر آن هم ممکن نیست به پشت بخوابد؛ به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.

مسأله 981 : کسی که نشسته نماز می خواند؛ اگر بعد از خواندن حمد و سوره، بتواند بایستد و رکوع را ایستاده به جا آورد؛ باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود و اگر این قدرت تا بعد از نماز ادامه داشته باشد احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره ایستاده بخواند و اگر نتواند بعد از خواندن حمد و سوره بایستد؛ باید رکوع را هم نشسته بخواند.

مسأله 982 : کسی که خوابیده نماز می خواند؛ اگر در بین نماز بتواند بنشیند باید مقداری را که می تواند؛ نشسته بخواند و نیز اگر می تواند بایستد باید مقداری را که می تواند؛ ایستاده بخواند. ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از ذکرهایی که در نماز دستور داده اند نخواند. چنانچه در مسأله گذشته اشاره شد؛ اگر قدرت نشستن یا ایستادن تا بعد از نماز باقی باشد؛ باید در هر دو صورت به نحوی که قادر است نماز را دوباره بخواند.

مسأله 983 : کسی که نشسته نماز می خواند؛ اگر در بین نماز بتواند بایستد باید مقداری را که می تواند؛ ایستاده بخواند. ولی تا بدنش آرام نگرفته نباید از ذکرهایی که در نماز دستور داده اند بخواند و اگر قدرتش تا بعد از نماز باقی باشد احتیاط آن است که نماز را دوباره ایستاده بخواند.

مسأله 984 : کسی که می تواند بایستد؛ اگر بترسد که به واسطه ایستادن مریض شود؛ یا ضرری به او برسد؛ می تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد می تواند خوابیده نماز بخواند.

مسأله 985 : اگر انسان احتمال بدهد که تا آخر وقت بتواند ایستاده نماز بخواند؛ لازم نیست نماز را تاخیر بیندازد؛ گرچه بهتر است؛ می تواند به همان حالت به امید باقی بودن عذر نماز بخواند. ولی اگر آخر وقت توانست ایستاده نماز بخواند؛ نماز را دوباره ایستاده بخواند.

مسأله 986 : مستحب است در حال ایستادن بدن را راست نگهدارد؛ شانه ها را پایین بیندازد؛ دستها را روی ران ها بگذارد؛ انگشت ها را به هم بچسباند؛ جای سجده را نگاه کند؛ سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد؛ با خضوع و خشوع باشد؛ پاها را پس و پیش نگذارد؛ اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.

قرائت

مسأله 987 : در رکعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه، انسان باید اول حمد و بعد از آن یک سوره تمام بخواند. ولی سوره و الضحی و سوره الم نشرح و همچنین سوره فیل و سوره لأیلاف، در نماز یک سوره حساب می شود.

مسأله 988 : اگر وقت نماز تنگ باشد؛ یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند؛ مثلاً بترسد اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند؛ نباید سوره را بخواند و می تواند سوره را نخواند در موردی که عجله و شتاب دارد برای انجام کار شرعی یا عرفی، مثل اینکه می خواهد غریقی را نجات دهد؛ یا مسجدی که نجس شده تطهیر کند؛ یا قضاوت و حکم کند؛ یا برای رسیدن به قافله، در صورتی که در نرسیدن به آن برایش مشکلاتی دارد.

مسأله 989 : اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید؛ باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره کامل بخواند.

مسأله 990 : اگر حمد و سوره، یا یکی از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد؛ نمازش صحیح است.

مسأله 991 : اگر پیش از آنکه برای رکوع خم شود بفهمد که حمد و سوره را نخوانده؛ باید بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده باید فقط سوره را بخواند. ولی اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده؛ باید اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نیز اگر خم بشود و پیش از آنکه به رکوع برسد بفهمد حمد و سوره، یا سوره تنها و یا حمد تنها را نخوانده؛ باید بایستد و به همین دستور عمل کند.

مسأله 992 : اگر در نماز واجب آیه سجده واجب را بخواند و سجده رود نمازش باطل است؛ ولی اگر پس از شروع به خواندن یکی از چهار سوره ای که آیه سجده واجب دارد و در مسأله (361) بیان شد؛ به سوره دیگر عدول کند؛ احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند؛ دوباره نماز را بخواند.

مسأله 993 : اگر اشتباهاً مشغول خواندن سوره ای شود که سجده واجب دارد؛ چنانچه پیش از رسیدن به آیه سجده بفهمد؛ باید آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند و اگر بعد از خواندن آیه سجده بفهمد؛ می تواند سوره را تمام کند و به همان سوره اکتفا کند؛ ولی واجب است در بین نماز با سر اشاره به سجده کند.

مسأله 994 : اگر در نماز آیه سجده را بشنود نمازش صحیح است؛ در بین نماز با اشاره سر سجده کند.

مسأله 995 : در نماز مستحبی خواندن سوره لازم نیست گرچه آن نماز به واسطه نذر کردن واجب شده باشد؛ مگر اینکه نذر انصراف به نماز مستحبی داشته باشد که با سوره خوانده می شود؛ در این صورت خواندن سوره لازم است و در بعضی نمازهای مستحبی مثل نماز وحشت، که سوره مخصوص دارد اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد؛ باید همان سوره را بخواند.

مسأله 996 : در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره منافقین بخواند؛ بلکه چنانچه در خبر است در نماز صبح و نماز عصر روز جمعه نیز مستحب است و اگر مشغول یکی از اینها شود؛ نمی تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند؛ گرچه به نصف سوره هم نرسیده باشد.

مسأله 997 : اگر بعد از حمد، مشغول خواندن سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، یا سوره قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ شود؛ نمی تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند. ولی در نماز ظهر روز جمعه، بلکه در نماز صبح و نماز عصر آن روز، اگر از روی فراموشی به جای سوره جمعه و منافقین، یکی از این دو سوره را بخواند؛ می تواند آن را رها کند و سوره جمعه و منافقین بخواند؛ گرچه به نصف رسیده باشد.
محتمل است مراد از نصف از نظر آیات، یا کلمات، یا حروف باشد؛ احتیاطاً ملاحظه حروف شود.

مسأله 998 : اگر در نماز جمعه، یا ظهر روز جمعه، عمداً سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، یا سوره قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ بخواند؛ اگر چه به نصف نرسیده؛ بعید نیست بتواند رها کند و سوره جمعه و منافقین بخواند.

مسأله 999 : اگر در نماز غیرسوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد و قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ، سوره دیگری بخواند؛ تا از نصف تجاوز نکرده؛ می تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند.

مسأله 1000 : اگر مقداری از سوره را فراموش کند؛ یا از روی ناچاری، مثلاً به واسطه تنگی وقت یا به جهت دیگر نشود آن را تمام کند؛ می تواند آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند؛ گرچه از نصف گذشته باشد؛ یا سوره ای که می خواند قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، یا قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ باشد.

مسأله 1001 : بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح، مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

مسأله 1002 : مرد باید در نماز صبح، مغرب و عشا مواظب باشد که تمام کلمات حمد و سوره، حتی آخر آنها را اگر وصل کند به کلمه بعدی، بلند بخواند. ولی اگر خواسته باشد وقف کند؛ بعید نیست که بلند گفتن حرف آخر لازم نباشد؛ چنانچه معمولا هم بلند گفته نمی شود.

مسأله 1003 : زن می تواند حمد و سوره نماز صبح، مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخواند. ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود؛ در صورتی که در معرض فتنه و ریبه باشد؛ بنا بر احتیاط واجب آهسته بخواند.

مسأله 1004 : اگر در جایی که باید نماز را بلند بخواند عمداً آهسته بخواند؛ یا در جایی که باید آهسته خواند عمداً بلند بخواند؛ نمازش باطل است؛ ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه کرده؛ لازم نیست مقداری را که خوانده دوباره بخواند.

مسأله 1005 : اگر کسی در خواندن حمد و سوره، بیشتر از معمول صدایش را بلند کند؛ مثل آنکه آنها را با فریاد بخواند؛ نمازش باطل است.

مسأله 1006 : بر انسان لازم است نماز را صحیح بخواند؛ ولو به وسیله تلقین باشد؛ نه خصوص یادگیری، گرچه یادگیری بهترین راه است.
کسی که به هیچ قسم نمی تواند صحیح بخواند؛ باید به هر طور که می تواند نماز بخواند و اگر برایش مشقت و حرج نباشد؛ احتیاط آن است که نماز را به جماعت به جا آورد.

مسأله 1007 : کسی که حمد و سوره و چیزهای دیگر نماز را به خوبی نمی داند و می تواند یاد بگیرد؛ چنانچه وقت نماز وسعت دارد؛ باید یاد بگیرد؛ یا در سایه تلقین آنها را درست انجام دهد و اگر وقت است و نتواند درست انجام دهد؛ بنا بر احتیاط واجب در صورتی که مشقت و حرج نباشد؛ نماز را به جماعت بخواند.

مسأله 1008 : مزد گرفتن برای یاد دادن واجبات نماز حرام است؛ ولی اجرت گرفتن برای یاد دادن مستحبات آن مانع ندارد؛ مگر اینکه از شعائر دین باشد؛ یا یاد ندادن باعث تعطیل آن مستحب شود؛ در این صورت احتیاط واجب نگرفتن اجرت است.

مسأله 1009 : اگر یکی از کلمات حمد، یا سوره، یا چیزهای واجب نماز را نداند؛ یا عمداً آن را نگوید؛ یا به جای حرفی، حرف دیگر بگوید؛ مثلاً به جای (ض) (ظ) بگوید؛ یا جایی که باید بدون زیر (-ِ) و زِبَر (َ) خوانده شود؛ زیر (-ِ) و زِبَر (َ) دهد؛ یا تشدید را نگوید؛ نماز او باطل است.

مسأله 1010 : اگر انسان کلمه ای را صحیح بداند و در نماز همان طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده؛ دوباره خواندن در وقت و قضای آن بعد از وقت، لازم نیست.

مسأله 1011 : اگر زیر (-ِ) و زبر (-َ) کلمه ای را نداند؛ یا نداند مثلاً کلمه ای به (س) است یا (ص)، باید یاد بگیرد.
ولی آخر کلمه ای را که وقف بر آن جایز است؛ اگر همیشه وقف کند لازم نیست یاد بگیرد و چنانچه دو جور یا بیشتر بخواند نمازش باطل است؛ ولی در اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم، مستقیم را می توان با (سین) یا (صاد) خواند؛ گرچه بهتر است با (صاد) خوانده شود؛ پس اگر یک مرتبه با (سین) و یک مرتبه با (صاد) بخواند؛ نمازش باطل نیست.

مسأله 1012 : علماء تجوید گفته اند اگر در کلمه ای (واو) باشد و حرف قبل از (واو) در آن کلمه پیش (ُ) داشته باشد و حرف بعد از (واو) در آن کلمه همزه باشد؛ مثل کلمه سُوء، باید آن (واو) را مد بدهد یعنی آن را بکشد و همچنین اگر در کلمه ای (الف) باشد و حرف قبل از (الف) در آن کلمه زیر (-ِ) داشته باشد و حرف بعد از (الف) در آن کلمه همزه باشد؛ مثل جَاء، باید (الف) آن را بکشد و نیز اگر در کلمه ای (ی) باشد و حرف پیش از (ی) در آن کلمه زیر (-ِ) داشته باشد و حرف بعد از (ی) در آن کلمه همزه باشد؛ مانند جِئ، باید (ی) را با مد بخواند و اگر بعد از این (واو) و (الف) و (ی) به جای همزه حرفی باشد که ساکنست؛ یعنی زیر (-ِ) و زِبَر (َ) و پیش (ُ) ندارد؛ باز هم باید این سه حرف را با مد بخواند؛ مثلاً در وَ لا الضّالّین، که بعد از (الف) حرف ساکن است؛ باید (الف) آن را با مد بخواند.
ولی چون صحیح ادا کردن کلمات در سه مورد اول توقف بر دادن مد نیست؛ بهتر است در آن موارد مد دهد و اگر مد نداد نمازش باطل نیست. ولی در مثل وَ لا الضّالّین، که اداء کلمه صحیح توقف بر تشدید و مقداری مد دارد؛ باید به همان اندازه (الف) را مد داد و اگر مد نداد نمازش باطل است.

مسأله 1013 : احتیاط مستحب آن است که در نماز وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید. معنی وقف به حرکت آن است که زیر (-ِ) یا زِبَر (َ) یا پیش (ُ) آخر کلمه ای را بگوید و بین آن کلمه و کلمه بعدی فاصله دهد؛ مثلاً بگوید:
اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ و (میم) الرحیم را زیر (-ِ) دهد و بعد قدری فاصله دهد و بگوید:
مالِک یَوْمِ الدّین و معنی وصل به سکون آن است که زیر (-ِ) یا زِبَر (َ) یا پیش (ُ) کلمه ای را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعدی بچسباند؛ مثل آنکه بگوید:
اَلرَّحْمنِ الرَّحیمْ و (میم) الرحیم را زیر (-ِ) ندهد و فوراً مالِک یَوْمِ الدّین را بگوید.

مسأله 1014 : در رکعت سوم و چهارم نماز می تواند فقط یک حمد بخواند؛ یا بنا بر احتیاط واجب سه مرتبه تسبیحات اربعه بگوید؛ یعنی سه مرتبه بگوید:
سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ و می تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید و بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات بگوید.

مسأله 1015 : در تنگی وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید.

مسأله 1016 : بر مرد و زن واجب است که در رکعت سوم و چهارم نماز، حمد، یا تسبیحات اربعه را آهسته بخوانند.

مسأله 1017 : اگر در رکعت سوم و چهارم، حمد بخواند؛ بنا بر احتیاط باید
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ آن را هم آهسته بگوید.

مسأله 1018 : کسی که نمی تواند تسبیحات اربعه را یاد بگیرد؛ یا درست بخواند؛ باید در رکعت سوم و چهارم، حمد بخواند.

مسأله 1019 : اگر در دو رکعت اول نماز، به خیال اینکه دو رکعت آخرست؛ تسبیحات اربعه بگوید؛ چنانچه پیش از رکوع بفهمد؛ باید حمد و سوره را بخواند و اگر در رکوع، یا بعد از رکوع بفهمد؛ نمازش صحیح است.

مسأله 1020 : اگر در دو رکعت آخر نماز به خیال اینکه در دو رکعت اول است حمد بخواند؛ یا در رکعت اول نماز با اینکه گمان می کرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند؛ چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحیح است.

مسأله 1021 : اگر در رکعت سوم و چهارم می خواست حمد بخواند؛ تسبیحات به زبانش آمد؛ یا می خواست تسبیحات اربعه بخواند؛ حمد به زبانش آمد؛ باید آن را رها کند و دوباره حمد، یا تسبیحات را بخواند. ولی اگر عادتش خواندن چیزی بوده به اینکه قصد اجمالی آن را داشته باشد می تواند همان را تمام کند و نمازش صحیح است و گرنه آن را رها کند و از سر شروع کند.

مسأله 1022 : کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات اربعه بخواند؛ اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود باید آن را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند.

مسأله 1023 : در رکعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات اربعه استغفار کند؛ مثلاً بگوید:
اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ.
یا بگوید:
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لی و کسی که مشغول گفتن استغفار است اگر شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا ننماید؛ چه در جاهای دیگر به گفتن استغفار عادت داشته یا نه، ولی اگر نمازگزار پیش از خم شدن برای رکوع در حالی که مشغول گفتن استغفار نیست؛ شک کند که حمد، یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید حمد، یا تسبیحات را بخواند.

مسأله 1024 : اگر در موقع رکوع رکعت سوم و چهارم، یا در حال رفتن به رکوع، شک کند که حمد، یا تسبیحات اربعه را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1025 : هرگاه بعد از تمام شدن آیه یا کلمه ای شک کند؛ که آیه یا کلمه را درست گفته یا نه، تا داخل رکن بعد نشده می تواند برگردد و احتیاطاً آن آیه یا کلمه را به طور صحیح بگوید. ولی اگر جزء بعدی رکن باشد؛ مثلاً در رکوع شک کند که آیه را درست خوانده یا نه، نمی تواند برگردد و باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1026 : مستحب است در رکعت اول پیش از خواندن حمد بگوید:
اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ و در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ را بلند بگوید و حمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف کند یعنی آن را به آخر آیه بعدی نچسباند و در حال خواندن حمد و سوره، به معنای آیه توجه داشته باشد.
اگر نماز را به جماعت می خواند بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادی می خواند بعد از آنکه حمد خودش تمام شد؛ بگوید:
اَلْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمین. بعید نیست برای امام گفتن: اَلْحَمْدُ للهِِ، بعد از تمام شدن حمد، رجحان داشته باشد؛ بهتر آن است که به قصد قربت مطلقه بگوید و بعد از خواندن سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، یک، یا دو، یا سه مرتبه کذلِک اللهُ رَبّی، یا سه مرتبه کذلِک اللهُ رَبُّنا، بگوید و بعد از خواندن سوره کمی صبر کند؛ بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید؛ یا قنوت را بخواند.

مسأله 1027 : مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول سوره انا انزلنا و در رکعت دوم سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد را بخواند.

مسأله 1028 : مکروه است انسان در تمام نمازهای یک شبانه روز سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد را نخواند.

مسأله 1029 : خواندن سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد به یک نفس مکروه است.

مسأله 1030 : سوره ای را که در رکعت اول خوانده؛ مکروه است در رکعت دوم بخواند؛ ولی اگر سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد را در هر دو رکعت بخواند مکروه نیست.

رکوع

مسأله 1031 : در هر رکعت بعد از قرائت، باید به اندازه ای خم شود که بتواند دست را به زانو بگذارد و این عمل را رکوع می گویند.

مسأله 1032 : اگر به اندازه رکوع خم شود؛ ولی دستها را به زانو نگذارد اشکال ندارد.

مسأله 1033 : هرگاه رکوع را به طور غیرمعمول به جا آورد؛ مثلاً به چپ یا راست خم شود؛ اگر چه دسته ای او به زانو برسد؛ صحیح نیست.

مسأله 1034 : خم شدن باید به قصد رکوع باشد؛ پس اگر به قصد کار دیگر مثلاً برای کشتن جانور خم بشود؛ نمی تواند آن را رکوع حساب کند؛ بلکه باید بایستد دوباره برای رکوع خم شود و به واسطه این عمل رکن زیاد نشده و نماز باطل نمی شود.

مسأله 1035 : کسی که دست یا زانوی او، با دست و زانوی دیگران فرق دارد؛ مثلاً دستش خیلی بلند است که اگر کمی خم شود به زانو می رسد؛ یا زانوی او پایین تر از مردم دیگر است که باید خیلی خم شود تا دستش به زانو برسد؛ باید به اندازه معمول خم شود.

مسأله 1036 : کسی که نشسته رکوع می کند؛ باید به قدری که اگر ایستاده رکوع می کرده؛ کمرش را خم کند.

مسأله 1037 : احتیاط واجب آن است که در رکوع سه مرتبه: سُبْحانَ اللهِ یا یک مرتبه: سُبْحانَ رَبّی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ بگوید. ولی در تنگی وقت و در حال ناچاری، گفتن یک سُبْحانَ اللهِ کافی است.

مسأله 1038 : ذکر رکوع باید دنبال هم و بدون فاصله زیاد و به عربی صحیح گفته شود
و مستحب است آن را سه مرتبه، یا پنج، یا هفت مرتبه، بلکه بیشتر بگوید.

مسأله 1039 : در رکوع باید به مقدار ذکر واجب بدن آرام باشد و در ذکر مستحب است اگر آن را به قصد ذکری که برای رکوع دستور داده اند بگوید؛ بنا بر احتیاط آرام بودن بدن لازم است؛ ولی اگر به قصد مطلق ذکر که در همه حالات نماز مستحب است بگوید؛ آرام بودن بدن لازم نیست.

مسأله 1040 : اگر موقعی که ذکر واجب رکوع را می گوید بی اختیار به قدری حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود؛ باید بعد از آرام گرفتن بدن دوباره ذکر را بگوید. ولی اگر کمی حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج نشود؛ یا انگشتان را حرکت دهد؛ اشکال ندارد.

مسأله 1041 : اگر پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد؛ عمداً ذکر رکوع را بگوید؛ نمازش باطل است.

مسأله 1042 : اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد؛ نمازش باطل است و اگر سهواً سر بردارد؛ چنانچه پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده؛ باید در حال آرامی بدن دوباره ذکر را بگوید و اگر بعد از آنکه از حال رکوع خارج شد یادش بیاید؛ نمازش صحیح است.

مسأله 1043 : اگر نتواند به مقدار ذکر رکوع بماند؛ واجب آن است که در حال حرکت بگوید؛ ولو در حال رفتن به رکوع باشد.

مسأله 1044 : اگر به واسطه مرض و مانند آن در رکوع آرام نگیرد نماز او صحیح است؛ ولی باید پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود ذکر واجب، یعنی:
سُبْحانَ رَبّی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ، یا سه مرتبه: سُبْحانَ اللهِ را بگوید.

مسأله 1045 : هرگاه نتواند به اندازه رکوع خم شود؛ باید به چیزی تکیه دهد و رکوع کند و اگر موقعی هم که تکیه داده نتواند به طور معمول رکوع کند؛ باید به هر اندازه که می تواند خم شود؛ در این صورت احتیاط لازم آن است که نماز را دوباره بخواند و رکوع آن را نشسته به جا آورد و اگر هیچ نتواند خم شود؛ باید موقع رکوع بنشیند و نشسته رکوع کند و احتیاط لازم آن است که نماز دیگری ایستاده بخواند و برای رکوع آن با سر اشاره کند.

مسأله 1046 : کسی که می تواند ایستاده نماز بخواند؛ اگر در حال ایستاده یا نشسته نتواند رکوع کند؛ باید ایستاده نماز بخواند و برای رکوع با سر اشاره کند و اگر نتواند اشاره کند؛ باید به نیت رکوع چشم ها را هم بگذارد و ذکر آن را بگوید و به نیت برخاستن از رکوع چشم ها را باز کند و اگر از این هم عاجز است؛ باید در قلب نیت رکوع کند و ذکر آن را بگوید.

مسأله 1047 : کسی که نمی تواند ایستاده یا نشسته رکوع کند و برای رکوع فقط می تواند در حالی که نشسته است کمی خم شود؛ یا در حالی که ایستاده است با سر اشاره کند؛ باید ایستاده نماز بخواند و برای رکوع با سر اشاره نماید و احتیاط واجب آن است که نماز دیگری هم بخواند و موقع رکوع آن بنشیند و هرقدر می تواند برای رکوع خم شود.

مسأله 1048 : اگر بعد از رسیدن به حد رکوع، چه بدن آرام گرفته باشد یا نه، سر بردارد و دو مرتبه به اندازه رکوع خم شود؛ چون رکوع زیاد شده نمازش باطل است و اگر بعد از آنکه به اندازه رکوع خم شد چه آرام گرفته باشد یا نه، به قدری خم شود که از اندازه رکوع بگذرد و دوباره به رکوع برگردد؛ احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره نماز را بخواند.

مسأله 1049 : بعد از تمام شدن ذکر رکوع باید راست بایستد و بعد از آنکه بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر عمداً پیش از ایستادن، یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود؛ نمازش باطل است.

مسأله 1050 : اگر رکوع را فراموش کند و پیش از آنکه به سجده برسد یادش بیاید؛ بایستد بعد رکوع رود و چنانچه به حالت خمیدگی به رکوع برگردد؛ نمازش باطل است.

مسأله 1051 : اگر بعد از آنکه پیشانی در سجده دوم به زمین رسید یادش بیاید؛ نمازش باطل است و اگر قبل از داخل شدن در سجده دوم یادش بیاید؛ باید پا شود و رکوع کند و نمازش صحیح است و به جهت زیادی سجده، دو سجده سهو به جا آورد. بهتر اینست که نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1052 : مستحب است پیش از رفتن به رکوع در حالی که راست ایستاده، تکبیر بگوید و در رکوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بکشد و مساوی پشت نگهدارد و بین دو قدم را نگاه کند و پیش از ذکر یا بعد از آن صلوات بفرستد؛ می تواند آن را به نیت ذکر رکوع بگوید و بعد از آنکه از رکوع برخاست و راست ایستاد در حال آرامی بدن بگوید:
سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه.

مسأله 1053 : مستحب است در رکوع زن ها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب بدهند.

سجود

[احکام]

مسأله 1054 : نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب، بعد از رکوع دو سجده کند و سجده آن است که به هیأت مخصوصی پیشانی را به قصد خضوع به زمین گذارد. گذاشتن پیشانی، کف دو دست، سر زانو و دو انگشت بزرگ پاها به زمین، از واجبات سجده در حال نماز است.

مسأله 1055 : دو سجده از یک رکعت، با هم رکن است؛ که اگر کسی در نماز واجب عمداً، یا از روی فراموشی هر دو را ترک کند؛ یا دو سجده اضافه نماید؛ نمازش باطل است.
پس اگر از هر رکعتی یک سجده را فراموش کند؛ یا سهواً زیاد کند؛ نمازش باطل نیست.

مسأله 1056 : اگر عمداً یک سجده کم یا زیاد کند نماز باطل می شود و اگر سهواً یک سجده کم کند حکم آن بعداً گفته خواهد شد.

مسأله 1057 : اگر پیشانی را عمداً یا سهواً به زمین نگذارد؛ سجده نکرده است؛ اگر چه جاهای دیگر به زمین برسد. ولی اگر پیشانی را به زمین بگذارد و سهواً جاهای دیگر را به زمین نرساند؛ یا سهواً ذکر نگوید؛ سجده صحیح است.

مسأله 1058 : احتیاط واجب آن است که در سجده سه مرتبه: سُبْحانَ اللهِ، یا یک مرتبه: سُبْحانَ رَبّی الاَْعْلی وَ بِحَمْدِهِ بگوید و باید این کلمات دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود؛
و مستحب است سُبْحانَ رَبّی الاَْعْلی وَ بِحَمْدِهِ را سه، یا پنج، یا هفت مرتبه بگوید.

مسأله 1059 : در سجود باید به مقدار ذکر واجب بدن آرام باشد و موقع گفتن ذکر مستحب هم اگر آن را به قصد ذکری که برای سجده دستور داده اند بگوید؛ آرام بودن بدن لازم است.

مسأله 1060 : اگر پیش از آنکه پیشانی به زمین برسد و بدن آرام بگیرد؛ عمداً ذکر سجده را بگوید؛ یا پیش از تمام شدن ذکر عمداً سر از سجده بردارد؛ نماز باطل است.

مسأله 1061 : اگر پیش از آنکه پیشانی به زمین برسد و بدن آرام گیرد؛ سهواً ذکر سجده را بگوید و پیش از آنکه سر از سجده بردارد بفهمد اشتباه کرده است؛ باید دوباره در حال آرام بودن ذکر را بگوید.

مسأله 1062 : اگر بعد از آنکه سر از سجده برداشت بفهمد که پیش از آرام گرفتن بدن ذکر را گفته؛ یا پیش از آنکه ذکر سجده تمام شود سر برداشته؛ نمازش صحیح است.

مسأله 1063 : اگر موقعی که ذکر سجده را می گوید؛ یکی از هفت عضو را عمداً از زمین بردارد؛ بنا بر احتیاط واجب نماز باطل می شود. بنا بر این پس از آرامش بدن دوباره ذکر را بگوید و نماز را تمام کند و دوباره بخواند. ولی موقعی که مشغول گفتن ذکر نیست؛ اگر غیرپیشانی، جاهای دیگر را از زمین بردارد و دوباره بگذارد؛ اشکال ندارد.

مسأله 1064 : اگر پیش از تمام شدن ذکر سجده، سهواً پیشانی را از زمین بردارد؛ نمی تواند دوباره به زمین بگذارد و باید آن را یک سجده حساب کند؛ ولی اگر جاهای دیگر را سهواً از زمین بردارد؛ باید دو مرتبه به زمین بگذارد و ذکر را بگوید.

مسأله 1065 : بعد از تمام شدن ذکر سجده اول باید بنشیند تا بدن آرام گیرد و دوباره سجده رود.

مسأله 1066 : جای پیشانی نمازگزار باید با جای زانوها و سر انگشتان پای او مساوی باشد و اگر بلندتر یا پست تر از کلفتی آجری که در صدر اسلام درست می شد؛ که تقریباً به مقدار چهار انگشت بسته است؛ نباشد مانعی ندارد.

مسأله 1067 : در زمین سراشیب که سراشیبی آن درست معلوم نیست؛ اگر پیشانی نمازگزار از جای انگشتان پا و سر زانوهای او مختصری بیش از چهار انگشت بسته بلندتر باشد؛ اشکال دارد.

مسأله 1068 : اگر پیشانی را سهواً به چیزی بگذارد که از جای انگشت های پا و سر زانوهای او بلندتر از چهار انگشت بسته است؛ چنانچه بلندی آن به قدریست که نمی گویند در حال سجده است؛ باید سر را بردارد و به چیزی که بلندی آن به اندازه چهار انگشت بسته، یا کمتر است بگذارد. ولی اگر سر را عمداً به جای بلند گذاشته باشد نمازش باطل است و اگر بلندی آن به قدریست که می گویند در حال سجده است؛ چنانچه پس از انجام ذکر واجب ملتفت شود؛ می تواند سر از سجده بردارد و نماز را تمام کند و اگر قبل از انجام ذکر واجب ملتفت شود؛ باید پیشانی را از روی آن به روی چیزی که بلندی آن به اندازه چهار انگشت بسته، یا کمتر است بکشد و ذکر واجب را به جا آورد و اگر کشیدن پیشانی ممکن نباشد؛ می تواند ذکر واجب را در همان حال به جا آورد و نماز را تمام کند و احتیاط آن است که نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1069 : باید بین پیشانی و آنچه بر آن سجده می کند چیزی نباشد؛ پس اگر مهر به قدری چرک باشد که پیشانی به خود مهر نرسد؛ سجده باطل است؛ ولی اگر رنگ مهر تغییر کرده باشد اشکال ندارد.

مسأله 1070 : در سجده باید کف دست را به زمین بگذارد. ولی در حال ناچاری پشت دست هم مانعی ندارد و اگر پشت دست ممکن نباشد باید مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند؛ باید تا آرنج هر جا را که می تواند بر زمین بگذارد و اگر آن هم ممکن نیست گذاشتن بازو کافی است.

مسأله 1071 : در سجده بنا بر احتیاط واجب باید سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمین بگذارد و اگر انگشت های دیگر پا یا روی پا را به زمین بگذارد؛ یا به واسطه بلند بودن ناخن سر شست به زمین نرسد؛ نماز باطل است و کسی که به واسطه ندانستن مسأله در صورتی که جاهل مقصر بوده نمازهای خود را این طور خوانده؛ باید دوباره بخواند و اگر جاهل قاصر بوده لازم نیست دوباره بخواند.

مسأله 1072 : کسی که مقداری از شست پایش بریده؛ باید بقیه آن را به زمین بگذارد و اگر چیزی از آن نمانده؛ یا اگر مانده خیلی کوتاه است؛ باید بقیه انگشتان را بگذارد و احتیاط آن است که اگر بتواند ذکر را در حالی که جای شست یا باقی مانده آن روی زمین است تکرار کند.

مسأله 1073 : اگر به طور غیرمعمول سجده کند؛ مثلاً سینه و شکم را به زمین بچسباند؛ یا پاها را دراز کند؛ اگر چه هفت عضوی که گفته شد به زمین برسد؛ بنا بر احتیاط واجب در صورتی که صدق سجده بکند باید نماز را دوباره بخواند. ولی اگر عرفاً سجده صادق نباشد باید نمازش را دوباره بخواند.

مسأله 1074 : مهر یا چیز دیگری که بر آن سجده می کند باید پاک باشد.
ولی اگر مثلاً مهر را روی فرش نجس بگذارد؛ یا یک طرف مهر نجس باشد و پیشانی را به طرف پاک آن بگذارد؛ اشکال ندارد و اگر مقداری از مهر که لازم است پیشانی بر آن قرار بگیرد پاک باشد و مابقی نجس باشد مانعی ندارد.

مسأله 1075 : اگر در پیشانی دمل و مانند آن باشد؛ چنانچه ممکن است باید با جای سالم پیشانی سجده کند و اگر ممکن نیست باید زمین را گود کند و دمل را در گودال و جای سالم را به مقداری که برای سجده کافی باشد بر زمین گذارد.

مسأله 1076 : اگر دمل یا زخم تمام پیشانی را گرفته؛ اگر ابروها را نگرفته ابروها را به زمین گذارد و اگر ابروها را هم گرفته؛ باید به یکی از دو طرف پیشانی سجده کند و احتیاط مقدم داشتن طرف راست است بر طرف چپ و اگر ممکن نیست به بینی و اگر ممکن نباشد به چانه و اگر به چانه هم ممکن نیست؛ باید به هر جایی از صورت که ممکن است سجده کند و اگر به هیچ جایی از صورت ممکن نباشد؛ سجده با جلو سر واجب نیست ولی به قصد رجاء انجامش موافق با احتیاط است و برای سجده اشاره کند.

مسأله 1077 : کسی که نمی تواند پیشانی را به زمین برساند؛ باید به قدری که می تواند خم شود و مهر و چیز دیگری را که سجده بر آن صحیح است روی چیز بلندی گذاشته و طوری پیشانی بر آن بگذارد که بگویند سجده کرده است؛ ولی باید کف دسته ا، زانوها و انگشتان پا را به طور معمول به زمین بگذارد و اگر نتواند تمام آنها را به طور معمول به زمین بگذارد؛ به مقداری که می تواند به زمین بگذارد.

مسأله 1078 : کسی که هیچ نمی تواند خم شود؛ باید برای سجده بنشیند و با سر اشاره کند و اگر نتواند باید با چشم ها اشاره نماید و در هر دو صورت احتیاط آن است که اگر می تواند مهر را بلند کند و به پیشانی بگذارد؛ در صورتی که نتواند پیشانی را روی آن بگذارد و اگر با سر یا چشم ها هم نمی تواند اشاره کند؛ باید در قلب نیت سجده کند و بنا بر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره نماید.

مسأله 1079 : کسی که نمی تواند بنشیند؛ باید ایستاده نیت سجده کند و چنانچه می تواند برای سجده با سر اشاره کند و اگر نمی تواند با چشم ها اشاره نماید و اگر این را هم نمی تواند؛ در قلب نیت سجده کند و بنا بر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره نماید.

مسأله 1080 : اگر پیشانی بی اختیار به جای سجده به خورد و بلند شود؛ بعید است که سجده تحقق پیدا کرده باشد.
باید سجده را به طور صحیح به جا آورد و احتیاط آن است که نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1081 : جایی که انسان ناچار است تقیه کند؛ می تواند بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود. ولی اگر بتواند بر حصیر یا چیزی که سجده بر آن صحیح می باشد؛ طوری سجده کند که به زحمت نیفتد؛ نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید.

مسأله 1082 : اگر چیزی که بر آن سجده می کند مانند فنر باشد که بدن روی آن هیچ آرام نمی گیرد؛ باطل است؛ ولی اگر مثل تشک پر باشد که بعد از سر گذاشتن بر آن و قدری پایین رفتن بدن آرام می گیرد؛ سجده بر آن مانعی ندارد.

مسأله 1083 : اگر انسان ناچار شود که در زمین گِل نماز بخواند؛ چنانچه آلوده شدن بدن و لباس برای او مشقت ندارد؛ باید سجده و تشهد را به طور معمول به جا آورد و اگر مشقت دارد می تواند در جایی که ایستاده، برای سجده با سر اشاره کند و تشهد را ایستاده بخواند و اگر سجده و تشهد را به طور معمول هم به جا آورد نمازش صحیح است.

مسأله 1084 : در رکعت اول و رکعت سومی که تشهد ندارد؛ مثل رکعت سوم نماز ظهر و عصر و عشا، واجب است بعد از سجده دوم قدری بی حرکت بنشیند و بعد برخیزد.

چیزهایی که سجده بر آنها صحیح است

مسأله 1085 : باید بر زمین و چیزهای غیرخوراکی که از زمین می روید؛ مانند چوب و برگ درخت سجده کرد و سجده بر چیزهای خوراکی، پوشاکی و معدنی، در صورتی که از اجزاء زمین شمرده نشود؛ مانند عقیق، فیروزه، طلا، نقره، قیر و مانند آنها باطل است؛ ولی اگر از اجزاء زمین شمرده می شود؛ مانند انواع سنگ مرمر و سنگ های سیاه، سجده بر آن صحیح است.

مسأله 1086 : احتیاط واجب آن است که بر برگ مو اگر تازه باشد؛ سجده نکنند.
ولی اگر برگ خشک شده باشد؛ سجده بر آن جایز است.

مسأله 1087 : سجده بر چیزهایی که از زمین می روید و خوراک حیوان است؛ مثل علف و کاه، صحیح است.

مسأله 1088 : سجده بر گُل هایی که خوراکی نیستند صحیح است و بنا بر احتیاط واجب سجده نکند بر مثل گُل بنفشه و گُل گاوزبان و مانند آن که از زمین می روید و آن را دَم می کنند یا می جوشانند و آبش را می نوشند.

مسأله 1089 : سجده بر گیاهی که خوردن آن در بعضی از شهرها معمول است و در شهرهای دیگر معمول نیست؛ صحیح نیست و همچنین میوه نارس که استعداد خوردن را دارد مانند بادام نارس و اگر استعداد خوردن را ندارد؛ بعید نیست سجده بر آن جایز باشد.

مسأله 1090 : سجده بر سنگ آهک و سنگ گچ و مانند آنها صحیح است؛ ولی در حال اختیار سجده بر گچ و آهک پخته و آجر و کوزه گِلی و مانند آنها جایز نیست.

مسأله 1091 : اگر کاغذ را از چیزی که سجده بر آن صحیح است؛ مثلاً از کاه ساخته باشند؛ می شود بر آن سجده کرد. ولی سجده بر کاغذی که از پنبه و مانند آن ساخته شده اشکال دارد و اگر از مثل حریر یا ابریشم و مانند آنها که نه از زمین هستند و نه از او روییده شده؛ ساخته شده باشد؛ بعید نیست سجده بر آن جایز نباشد.

مسأله 1092 : برای سجده بهتر از هر چیز تربت حضرت سیدالشهداء عَلَیْهِ السَّلَام می باشد؛ بعد از آن، از خاک و سنگ و بعد از سنگ، گیاه است.

مسأله 1093 : اگر چیزی که سجده بر آن صحیح است ندارد؛ یا اگر دارد به واسطه سرما یا گرمای زیاد و مانند اینها نمی تواند بر آن سجده کند؛ چنانچه پنبه یا کتان، رشته نشده باشد بر آن سجده کند و در درجه دوم به لباس یا غیرلباس که از کتان یا پنبه رشته شده باشد سجده کند و در درجه سوم لازم است بر پشت دست سجده کند و اگر بر آن هم ممکن نیست؛ بر مثل عقیق و فیروزه و مانند آنها سجده کند.

مسأله 1094 : سجده بر گِل و خاک سستی که پیشانی روی آن آرام نمی گیرد باطل است؛ مگر اینکه چنانچه گذشت سر را که روی آنها گذاشته پس از فرورفتن مقداری آرام بگیرد؛ سجده بر آن صحیح است.

مسأله 1095 : اگر در سجده اول مهر به پیشانی بچسبد؛ برای سجده دوم باید مهر را از پیشانی جدا کند و پیشانی را بر آن بگذارد.

مسأله 1096 : اگر در بین نماز چیزی که بر آن سجده می کند گم شود و چیزی که سجده بر آن صحیح است نداشته باشد؛ چنانچه وقت دارد بهتر است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند و اگر تنگ است به دستوری که در مسأله (1093) بیان شد عمل کند.

مسأله 1097 : هرگاه در حال سجده بفهمد پیشانی را بر چیزی گذاشته که سجده بر آن صحیح نیست؛ اگر ممکن باشد باید پیشانی را از روی آن بر روی چیزی که سجده بر آن صحیح است بکشد و اگر ممکن نباشد از آنچه که در مسأله (1093) بیان شد روشن است.

مسأله 1098 : اگر بعد از سجده بفهمد پیشانی را روی چیزی گذاشته که سجده بر آن صحیح نبوده اشکال ندارد.

مسأله 1099 : سجده کردن برای غیر خداوند متعال حرام می باشد و بعضی از مردم عوام که مقابل قبر امامان عَلَیْهم ُالسَّلَام پیشانی را بر زمین می گذارند؛ اگر برای شکر خداوند متعال باشد اشکال ندارد وگرنه حرام است.

مستحبات و مکروهات سجده

مسأله 1100 : در سجده چند چیز مستحب است:
1 کسی که ایستاده نماز می خواند بعد از آنکه سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و کسی که نشسته نماز می خواند بعد از آنکه کاملاً نشست؛ برای رفتن به سجده تکبیر بگوید.
2 موقعی که مرد می خواهد سجده برود اول دستها را و زن اول زانوها را به زمین بگذارد.
3 بینی را به مهر یا به چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد.
4 در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد به طوری که سر آنها رو به قبله باشد.
5 در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و این دعا را بخواند:
یا خَیْرَ الْمَسْئُولینَ وَ یا خَیْرَ الْمُعْطینَ، اُرْزُقْنی وَ ارْزُقْ عِیالی مِنْ فَضْلِک فَاِنَّک ذُوالْفَضْلِ الْعَظیمِ.
یعنی:
ای بهترین کسی که از او سؤال می کنند و ای بهترین عطاکنندگان، روزی بده به من و عیال من، از فضل خودت، پس به درستی که تو دارای فضل بزرگی هستی و اینکه متعارف است در خصوص سجده آخر رکعت آخری نماز دعا می کنند؛ دلیلی بر آن نیست.
6 بعد از سجده، بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد.
7 بعد از هر سجده وقتی نشست و بدنش آرام گرفت تکبیر بگوید.
8 بعد از سجده اول بدنش که آرام گرفت؛ اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ،
1 شنیده می شود بعضی عین عیال را به فتح می خوانند؛ ولی
باید به کسر خواند.
بگوید.
9 سجده را طول بدهد و در موقع نشستن دستها را روی ران ها بگذارد.
10 برای رفتن به سجده در حال آرامی بدن، اَللهُ اَکبَرُ بگوید.
11 در سجده صلوات بفرستد؛ چنانچه در رکوع گفته شد؛ می تواند به قصد دستوری که در سجده داده شده بگوید.
12 در موقع بلند شدن دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد.
13 مردها آرنج ها و شکم را به زمین نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زن ها آرنج ها و شکم را به زمین بگذارند و اعضاء بدن را به یکدیگر بچسبانند.
مستحبات دیگر سجده در کتاب های مفصل گفته شده است.

مسأله 1101 : قرآن خواندن در سجده مکروه است و نیز مکروه است برای برطرف کردن گرد و غبار جای سجده را فوت کند و اگر در اثر فوت کردن دو حرف از دهان بیرون آید؛ نماز باطل می شود.
غیر از اینها مکروهات دیگری هم در کتاب های مفصل گفته شده است.

سجده واجب قرآن

مسأله 1102 : در هر یک از چهار سوره وَ النَّجْم و اقْرَأْ بِاسْم و الم تنزیل و حم سجده یک آیه سجده است که اگر انسان بخواند؛ یا گوش به آن فرا دهد؛ بعد از تمام شدن آن آیه باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد هر وقت یادش بیاید باید سجده کند و اگر به آیه سجده گوش فرا نداده باشد؛ بلکه فقط به گوشش برسد؛ سجده بر او واجب نیست گرچه بهتر است سجده نماید.

مسأله 1103 : اگر انسان موقعی که آیه سجده را می خواند از دیگری هم بشنود؛ در صورتی که گوش فرا داده باشد؛ بنا بر احتیاط باید دو سجده نماید. ولی اگر به گوشش برسد؛ فقط یک سجده برای خواندن واجب است.

مسأله 1104 : در غیر نماز، اگر در حال سجده آیه سجده را بخواند؛ یا گوش فرا دهد؛ باید سر بر دارد و دوباره سجده کند.

مسأله 1105 : اگر انسان از بچه غیرممیز که خوب و بد را نمی فهمد؛ یا از کسی که قصد خواندن قرآن ندارد؛ آیه سجده را بشنود؛ احتیاط واجب آن است که سجده کند و همچنین است اگر از مثل نوار آیه سجده را گوش فرا دهد و همچنین است گوش فرا دادن از رادیو، اگر از نوار پخش شود؛ ولی اگر مستقیماً از رادیو پخش می شود؛ واجب است سجده کند.
گوش فرا دادن از بلندگو هم به دو گونه است:
اگر مستقیماً پخش شود سجده واجب و اگر از نوار باشد احتیاطاً سجده کند.

مسأله 1106 : در سجده واجب قرآن بنا بر احتیاط واجب باید جای انسان غصبی نباشد و در صورتی که صدق سجده بکند مانعی ندارد جای پیشانی او بیش از چهار انگشت بسته بلندتر از جای زانوها و انگشتان باشد و لازم نیست با وضو، یا غسل و رو به قبله باشد و عورت خود را بپوشاند و بدن و جای پیشانی او پاک باشد و نیز چیزهایی که در لباس نمازگزار شرط است در لباس او شرط نیست. چون سجده تصرف در لباس غصبی نیست؛ اگر لباسش غصبی باشد سجده اش صحیح است.

مسأله 1107 : احتیاط واجب آن است که در سجده واجب قرآن، پیشانی را بر مهر یا چیز دیگر که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بنا بر احتیاط مستحب جاهای دیگر بدن را به دستوری که در سجده نماز گفته شد بر زمین بگذارد.

مسأله 1108 : هرگاه در سجده واجب قرآن پیشانی را به قصد سجده به زمین بگذارد اگر چه ذکر نگوید؛ کافیست و گفتن ذکر مستحب است و بهتر است بگوید:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ حَقّاً حَقّاً، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ ایماناً وَ تَصْدیقاً، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عُبُودیَّةً وَ رِقاً، سَجَدْتُ لَک یا رَبِّ تَعَبُداً وَ رِقاً، لا مُسْتَکبِراً عَنْ عِبادَتِک وَ لا مُسْتَنْکفاً وَ لا مُسْتَعْظِماً، بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلیلٌ خائِفٌ مُسْتَجیر.

تشهد

مسأله 1109 : در رکعت دوم تمام نمازهای واجب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا، انسان باید بعد از سجده دوم بنشیند و در حال آرام بودن بدن تشهد بخواند یعنی بگوید:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ،
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
و باید تشهد به همین ترتیب و کمتر از این نباشد.

مسأله 1110 : کلمات تشهد باید به عربی صحیح و به طوری که معمول است پشت سرهم گفته شود.

مسأله 1111 : اگر تشهد را فراموش کند و بایستد و پیش از رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده؛ باید بنشیند و تشهد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام کند و بنا بر احتیاط واجب بعد از نماز برای ایستادن بی جا دو سجده سهو به جا آورد و اگر در رکوع، یا بعد از آن یادش بیاید؛ باید نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز تشهد را قضا نماید و برای تشهد فراموش شده دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1112 : مستحب است در حال تشهد بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را به کف پای چپ بگذارد و پیش از تشهد بگوید:
اَلْحَمْدُ للهِِ، یا بگوید:
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ خَیْرُ الاَْسْماءِ للهِِ و نیز مستحب است دستها را بر ران ها بگذارد و انگشت ها را به یکدیگر بچسباند و به دامان خود نگاه کند و بعد از تمام شدن تشهد بگوید:
وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ.

مسأله 1113 : مستحب است زن ها در وقت خواندن تشهد ران ها را به هم بچسبانند.

سلام نماز

مسأله 1114 : بعد از تشهد رکعت آخر نماز مستحب است در حالی که نشسته و بدن آرام است بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ و بعد از آن بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، یا بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ. ولی اگر این سلام را بگوید احتیاط واجب آن است که بعد از آن اَلسَّلامُ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ. را هم بگوید.

مسأله 1115 : اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که صورت نماز به هم نخورده و کاری هم که عمدی و سهوی آن، نماز را باطل می کند؛ مثل پشت به قبله کردن؛ انجام نداده؛ باید سلام را بگوید و نمازش صحیح است.

مسأله 1116 : اگر سلام نماز را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که صورت نماز به هم خورده است؛ چنانچه پیش از آنکه صورت نماز به هم بخورد کاری که عمدی و سهوی آن، نماز را باطل می کند؛ مثل پشت به قبله کردن انجام نداده باشد؛ سلام دهد نمازش صحیح است و اگر پیش از آنکه صورت نماز به هم بخورد کاری که عمدی و سهوی آن، نماز را باطل می کند انجام داده باشد؛ نمازش باطل است.

ترتیب

مسأله 1117 : اگر عمداً ترتیب نماز را به هم بزند؛ مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند؛ یا سجود را پیش از رکوع به جا آورد؛ نمازش باطل می شود.

مسأله 1118 : اگر رکنی از نماز را فراموش کند و رکن بعد از آن را به جا آورد؛ مثلاً پیش از آنکه رکوع کند؛ دو سجده نماید؛ نماز باطل است.

مسأله 1119 : اگر رکنی از نماز را فراموش کند و چیزی را که بعد از آن است و رکن نیست به جا آورد؛ مثلاً پیش از آنکه دو سجده کند تشهد بخواند؛ باید رکن را به جا آورد و آنچه را اشتباهاً پیش از آن خوانده دوباره بخواند و دو سجده سهو برای زیادی تشهد به جا آورد.

مسأله 1120 : اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و رکن بعد از آن را به جا آورد؛ مثلاً حمد را فراموش کند و مشغول رکوع شود نمازش صحیح است.

مسأله 1121 : اگر چیزی را که رکن نیست فراموش کند و چیزی را که بعد از آن است و آن هم رکن نیست به جا آورد؛ مثلاً حمد را فراموش کند و سوره را بخواند؛ چنانچه مشغول رکن بعدی شده باشد؛ مثلاً در رکوع یادش بیاید که حمد را نخوانده؛ باید بگذرد و نماز او صحیح است و اگر مشغول رکن بعد نشده باشد؛ باید آنچه را فراموش کرده به جا آورد و بعد از آن، چیزی را که اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند.

مسأله 1122 : اگر سجده اول را به خیال اینکه سجده دوم است؛ یا سجده دوم را به خیال اینکه سجده اول است به جا آورد؛ نماز صحیح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم، حساب می شود.

موالات

مسأله 1123 : انسان باید نماز را با موالات بخواند؛ یعنی کارهای نماز مانند رکوع، سجود و تشهد را پشت سرهم به جا آورد و چیزهایی را که در نماز می خواند به طوری که معمول است پشت سرهم بخواند و اگر به قدری بین آنها فاصله بیندازد که نگویند نماز می خواند؛ نمازش باطل است.

مسأله 1124 : اگر در نماز سهواً بین حرف ها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به قدری نباشد که صورت نماز از بین برود؛ گرچه صورت قرائت یا ذکر از بین برود؛ چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد باید آن حرف ها یا کلمات را به طور معمول بخواند و اگر مشغول رکن شده باشد نمازش صحیح است؛ مگر اینکه بین کلمات تکبیرة الاحرام به قدری فاصله شود که از صورت تکبیرة الاحرام خارج شده باشد؛ در این صورت نمازش باطل است.

مسأله 1125 : طول دادن رکوع و سجود و خواندن سوره های بزرگ، موالات را به هم نمی زند.

[مستحبات نماز]

قنوت

مسأله 1126 : در تمام نمازهای واجب و مستحب، پیش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت بخواند و در نماز وتر با آنکه یک رکعت می باشد؛ قنوت پیش از رکوع مستحب است و نماز جمعه در هر رکعت یک قنوت دارد؛ در رکعت اول پیش از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع و نماز آیات پنج قنوت دارد و نماز عید فطر و قربان در رکعت اول پنج قنوت دارد و در رکعت دوم چهار قنوت دارد.

مسأله 1127 : اگر بخواهد قنوت بخواند؛ به احتیاط واجب باید دستها را مقابل صورت بلند کند و شایسته است کف دستها را رو به آسمان و پهلوی هم نگهدارد؛ دستها را به جز ابهام به هم بچسباند و نگاهش هنگام قنوت به کف دستها باشد.

مسأله 1128 : در قنوت هر ذکری بگوید؛ اگر چه یک سُبْحانَ اللهِ باشد؛ کافیست و بهتر است بگوید:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلیمُ الْکریمُ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلی الْعَظیمُ، سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الاَْرَضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَ الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ.

مسأله 1129 : مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند. ولی برای کسی که نماز را به جماعت می خواند مستحب نیست بلند بخواند؛ بلکه در صورتی که امام جماعت صدای او را می شنود مکروه است بلند بخواند.

مسأله 1130 : اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد و اگر فراموش کند و پیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود یادش بیاید؛ مستحب است بایستد و بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید؛ مستحب است بعد از رکوع قضا کند و اگر در سجده یادش بیاید؛ مستحب است بعد از سلام قضا کند.

ترجمه نماز

1 ترجمه سوره حمد

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، یعنی:
ابتدا می کنم به نام خداوندی که در دنیا بر مؤمن و کافر رحم می کند و در آخرت بر مؤمن رحم می نماید.
الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ، یعنی:
ثنا مخصوص خداوندیست که پرورش دهنده همه موجودات است.
اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ، گذشت معنای آن.
مالِک یَوْمِ الدّینِ، یعنی:
حکمران و صاحب اختیار روز جزا.
اِیّاک نَعْبُدُ وَ اِیّاک نَسْتَعینُ.
یعنی:
فقط تو را عبادت می کنم و فقط از تو کمک می خواهم.
اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ، یعنی:
هدایت کن ما را به راه راست که آن دین اسلام است.
صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ، یعنی:
به راه کسانی که به آنان نعمت دادی؛ که آنان پیغمبران و جانشینان پیغمبران هستند.
غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضّالّینَ، یعنی:
نه به راه کسانی که غضب کرده ای بر ایشان و نه کسانی که گمراهند.

2 ترجمه سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، گذشت معنای آن.
قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ، یعنی:
بگو ای محمد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم که خداوند، خدای یگانه است.
اَللهُ الصَّمَدُ، یعنی:
خدایی که از تمام موجودات بی نیاز است.
لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، یعنی:
فرزند ندارد و فرزند کسی نیست.
وَ لَمْ یَکنْ لَهُ کفُواً اَحَدٌ، یعنی:
هیچ کس از مخلوقات مثل او نیست.

3 ترجمه ذکر رکوع و سجود

و ذکرهایی که بعد از آنها مستحب است
سُبْحانَ رَبّی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ، یعنی:
پروردگار بزرگ من از هر عیب و نقصی پاک
و منزه است و من مشغول ستایش او هستم.
سُبْحانَ رَبّی الاَْعْلی وَ بِحَمْدِهِ، یعنی:
پروردگار من که از همه کس بالاتر می باشد و از هر عیب و نقص پاک و منزه است و من مشغول ستایش او هستم.
سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه، یعنی:
خدا بشنود و بپذیرد ثنای کسی که او را ستایش می کند.
اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ، یعنی:
طلب آمرزش و مغفرت می کنم از خداوندی که پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت می نمایم.
بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدْ، یعنی:
به یاری خدای متعال و قوه او بر می خیزم و می نشینم.

4 ترجمه قنوت

لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلیمُ الْکریمُ، یعنی:
نیست خدایی سزاوار پرستش، مگر خدای یکتای بی همتایی که صاحب حلم و کرم است.
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلی الْعَظیمُ، یعنی:
نیست خدایی سزاوار پرستش، مگر خدای یکتای بی همتایی که بلند مرتبه و بزرگ است.
سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الاَْرَضینَ السَّبْعِ، یعنی:
پاک و منزه است خداوندی که پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمین است.
وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ، یعنی:
پروردگار هر چیزیست که در آسمان ها و زمین ها و مابین آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است.
وَ الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ، یعنی:
حمد و ثنا مخصوص خداوندیست که پرورش دهنده تمام موجودات است.

5 ترجمه تسبیحات اربعه

سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ، یعنی:
پاک و منزه است خداوند تعالی و ثنا مخصوص اوست و نیست خدایی سزاوار پرستش مگر خدای بی همتا و بزرگتر است از اینکه او را وصف کنند.

6 ترجمه تشهد و سلام کامل

اَلْحَمْدُ للهِ، اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَریک لَهُ، یعنی:
ستایش مخصوص پروردگار
است و شهادت می دهم که خدایی سزاوار پرستش نیست؛ مگر خدایی که یگانه است و شریک ندارد.
و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، یعنی:
شهادت می دهم که محمد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم بنده خدا و فرستاده او است.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، یعنی:
خدایا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد.
وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ، یعنی:
قبول کن شفاعت پیغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند کن.
اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، یعنی:
سلام بر تو ای پیغمبر و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ، یعنی:
سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان شایسته او.
اَلسَّلامُ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، یعنی:
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما مؤمنین باد.

تعقیب نماز

مسأله 1131 : مستحب است انسان بعد از نماز مقداری مشغول تعقیب، یعنی خواندن ذکر و دعا و قرآن شود و بهتر است پیش از آنکه از جای خود حرکت کند و وضو و غسل و تیمم او باطل نشده؛ رو به قبله تعقیب خود را بخواند. لازم نیست تعقیب به عربی باشد ولی بهتر است چیزهایی را که در کتاب های دعا دستور داده اند بخواند و از تعقیب هایی که خیلی سفارش شده است تسبیح حضرت زهرا عَلَیْهاالسَّلَام است که به این ترتیب گفته شود:
(34) مرتبه: اَللهُ اَکبَرُ، بعد (33) مرتبه: اَلْحَمْدُ للهِِ، بعد از آن (33) مرتبه: سُبْحانَ اللهِ، می شود سُبْحانَ اللهِ را پیش از اَلْحَمْدُ للهِِ گفت؛ ولی بهتر است بعد از اَلْحَمْدُ للهِِ گفته شود.

مسأله 1132 : مستحب است بعد از نماز سجده شکر نماید و همین قدر که پیشانی را به قصد شکر بر زمین بگذارد کافی است؛ ولی بهتر است صد مرتبه، یا سه مرتبه، شُکراً للهِِ یا صلوات بر پیغمبرشُکراً یا عَفْواً بگوید و نیز مستحب است هر وقت نعمتی به انسان می رسد؛ یا بلایی از او دور می شود؛ سجده شکر به جا آورد.

صلوات بر پیغمبر

مسأله 1133 : هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم مانند، محمد و احمد، یا لقب و کنیه آن جناب مثل مصطفی و ابوالقاسم، را بگوید یا بشنود؛ اگر چه در نماز باشد؛ مستحب است صلوات بفرستد.

مسأله 1134 : موقع نوشتن اسم مبارک حضرت رسول صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم مستحب است صلوات را هم بنویسد و نیز بهتر است هر وقت آن حضرت را یاد می کند صلوات بفرستد.

مبطلات نماز

اشاره

مسأله 1135 : دوازده چیز نماز را باطل می کند و آنها را مبطلات نماز می گویند:

اول:

آنکه در بین نماز یکی از شرطهای آن از بین برود؛ مثلاً در بین نماز بفهمد مکانش غصبیست و وقت وسعت داشته باشد و بتواند نماز را در مکانی که مباح است انجام دهد. ولی اگر وقت تنگ است به حدی که اگر بخواهد نماز را بعد از بیرون رفتن از مکان غصبی بخواند وقت می گذرد؛ به مجرد التفات به غصبی بودن؛ نماز باطل نمی شود؛ ولی باید نماز را در حال بیرون رفتن بخواند و همچنین اگر نتواند از آن مکان بیرون رود؛ مثل آنکه در آن مکان زندانی شده باشد؛ در همان جا نماز را تمام کند؛ نمازش صحیح است.

دوم:

اشاره

آنکه در بین نماز عمداً، یا سهواً، یا از روی ناچاری، چیزی که وضو یا غسل را باطل می کند پیش آید؛ مثلاً بول از او بیرون آید. ولی کسی که نمی تواند از بیرون آمدن بول یا غائط خود داری کند؛ اگر در بین نماز بول یا غائط از او خارج شود؛ چنانچه به دستوری که در احکام وضو در مسائل (313 تا 322) گفته شد رفتار نماید؛ نمازش باطل نمی شود و نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود؛ در صورتی که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد نمازش صحیح است.

مسأله 1136 : کسی که بی اختیار خوابش برده؛ اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یا بعد از آن، باید نمازش را دوباره بخواند. ولی اگر تمام شدن نماز را بداند و شک کند که خواب در بین نماز بوده یا بعد از آن، نمازش صحیح است

مسأله 1137 : اگر بداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که بعد از نماز بوده؛ یا در بین نماز یادش رفته مشغول نماز بوده و خوابیده؛ حکم آن از آنچه در مسأله گذشته بیان شد معلوم می شود.

مسأله 1138 : اگر در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجده آخر نماز است یا در سجده شکر، باید آن نماز را دوباره بخواند؛ در صورتی که بداند که بی اختیار خوابش برده. ولی اگر بداند به اختیار خودش خوابیده و احتمال دهد که از روی غفلت در سجده نماز خوابیده؛ نمازش صحیح است.

سوم:

اشاره

آنکه مثل بعضی کسانی که شیعه نیستند دستها را روی هم بگذارد.

مسأله 1139 : هرگاه برای ادب دستها را روی هم بگذارد اگر چه مثل آنها نباشد؛ بنا بر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند. ولی اگر از روی فراموشی یا ناچاری، برای کار دیگر مثل خاراندن پشت دست و مانند آن، دستها را روی هم بگذارد؛ اشکال ندارد.

چهارم:

آنکه بعد از خواندن حمد، آمین بگوید. ولی اگر اشتباهاً یا از روی تقیه بگوید نمازش باطل نمی شود.

پنجم:

اشاره

آنکه عمداً، یا از روی فراموشی پشت به قبله کند؛ یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد؛ بلکه اگر عمداً به قدری برگردد که نگویند رو به قبله است؛ اگر چه به طرف راست یا چپ نرسد؛ نمازش باطل است.

مسأله 1140 : اگر عمداً سر را به قدری بگرداند که بتواند پشت سر را ببیند؛ نمازش باطل است و اگر سهواً سر را به این مقدار بگرداند؛ احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند و اگر سر را عمداً کمی بگرداند که استقبال به صورت گفته نشود؛ نمازش باطل است؛ ولی اگر اشتباهاً باشد نمازش صحیح است.

ششم:

اشاره

آنکه عمداً کلمه ای بگوید که دو حرف یا بیشتر باشد؛ اگر چه معنی نداشته باشد؛ بلکه بنا بر احتیاط یک حرف هم همین حکم را دارد. ولی اگر سهواً بگوید نماز باطل نمی شود. ولی بهتر است دو سجده سهو برای کلام بی جا بعد از نماز انجام دهد.

مسأله 1141 : اگر کلمه ای بگوید که یک حرف دارد؛ چنانچه آن کلمه معنی داشته باشد مثل (ق) که در زبان عربی به معنای اینست که نگهداری کن؛ چه معنی آن را بداند و قصد کند؛ چه قصد نداشته باشد؛ نمازش باطل می شود.

مسأله 1142 : سرفه کردن و آروغ زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد. ولی گفتن آخ و آه و مانند اینها که دو حرف است؛ اگر عمدی باشد نماز را باطل می کند؛ مگر اینکه آه را در مقام ترس از خداوند بگوید؛ مخصوصاً اگر ضمن دعا و مناجات باشد؛ مثل اینکه بگوید:
آه مِْن ذُنُوبی در این صورت نماز باطل نمی شود.

مسأله 1143 : اگر کلمه ای را به قصد ذکر بگوید؛ مثلاً به قصد ذکر بگوید:
اَللهُ اَکبَرُ و در موقع گفتن آن صدا را بلند کند که چیزی را به دیگری بفهماند؛ اشکال ندارد. ولی چنانچه به قصد اینکه چیزی به کسی بفهماند بگوید؛ اگر چه قصد ذکر هم داشته بنا بر احتیاط نماز باطل می شود. اگر ذکر را به قصد قربت بگوید و فهماندن داعی بر ذکر باشد؛ در این صورت نماز باطل نمی شود.

مسأله 1144 : خواندن قرآن در نماز، غیر از چهار سوره ای که سجده واجب دارد و در احکام جنابت در مسأله (361) گفته شد و نیز دعا کردن در نماز، اشکال ندارد. ولی احتیاط واجب آن است که به غیرعربی دعا نکند.

مسأله 1145 : اگر چیزی از حمد و سوره و ذکرهای نماز را عمداً، یا احتیاطاً چند مرتبه بگوید؛ اشکال ندارد. ولی اگر از روی وسواس چند مرتبه بگوید بنا بر احتیاط واجب نماز باطل می شود.

مسأله 1146 : در حال نماز انسان نباید به دیگری سلام کند و اگر دیگری به او سلام کرد به یکی از صیغه های معهود در سلام به اینکه بگوید:
سلام علیک، یا سلام علیکم، یا السلام علیک، یا السلام علیکم و صحیح ادا کند؛ باید همان طور که او سلام کرده جواب دهد. مثلاً اگر گفته سلام علیکم، در جواب بگوید:
سلام علیکم و بنا بر احتیاط قصد قرائت قرآن، یا قصد دعا داشته باشد.
ولی در جواب علیکم السلام، بنا بر احتیاط بگوید:
سلام علیکم.

مسأله 1147 : انسان باید جواب سلام را چه در نماز یا در غیر نماز، فوراً بگوید و اگر عمداً یا از روی فراموشی جواب سلام را به قدری طول دهد که اگر جواب بگوید؛ جواب آن سلام حساب نشود؛ چنانچه در نماز باشد نباید جواب بدهد و اگر در نماز نباشد جواب دادن واجب نیست.

مسأله 1148 : باید جواب سلام را طوری بگوید که سلام کننده بشنود. ولی اگر سلام کننده کرْ باشد؛ یا اینکه پس از سلام کردن به تندی برود؛ چنانچه انسان به طور معمول جواب او را بدهد کافیست و احتیاط اینست که در جواب سلام کسی که کرْ است اگر بتواند به حرکت دادن لب یا اشاره بفهماند.

مسأله 1149 : جواب سلام در غیر نماز باید به نحوی باشد که از عنوان تحیت خارج نشود؛ قصد قرآن و دعا کفایت نمی کند می تواند قصد تحیت کند با در نظر گرفتن دعا.

مسأله 1150 : اگر زن یا مرد نامحرم، یا بچه ممیز، یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد؛ به نمازگزار سلام کند؛ واجب است نمازگزار جواب او را بدهد. ولی در جواب سلام زن باید بگوید:
سلام علیک و بنا بر احتیاط واجب کاف را زیر (-ِ) و زبر (َ) ندهد؛ در صورتی که زن سلام علیک بدون الف و لام گفته باشد و اگر با الف و لام گفته، باید با الف و لام جواب دهد.

مسأله 1151 : اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصیت کرده ولی نمازش صحیح است.

مسأله 1152 : اگر کسی به نمازگزار غلط سلام کند؛ به طوری که سلام حساب نشود؛ جوابش جایز نیست و اگر سلام حساب شود؛ جواب آن واجب و همچنین اگر شکسته سلام بگوید؛ ولی بنا بر احتیاط جواب باید صحیح باشد.

مسأله 1153 : جواب سلام کسی که از روی مسخره یا شوخی سلام می کند؛ واجب نیست. ولی جواب مرد و زن غیرمسلمان بنا بر احتیاط، واجب است و در جواب بگوید:
سلام فقط، یا علیک بدون سلام.

مسأله 1154 : اگر کسی به عده ای سلام کند؛ جواب سلام او بر آنان واجب است؛ ولی اگر یکی از آنان جواب دهد کافی است.

مسأله 1155 : اگر کسی به عده ای سلام کند و کسی که سلام کننده قصد سلام دادن به او را نداشته جواب دهد؛ باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است.

مسأله 1156 : اگر به عده ای سلام کند و کسی که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلام کننده قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه، نباید جواب بدهد و همچنین است اگر بداند قصد او را هم داشته ولی دیگری جواب سلام را بدهد. اما اگر بداند که قصد او را هم داشته و دیگری جواب ندهد؛ باید جواب او را بگوید.

مسأله 1157 : سلام کردن مستحب و خیلی سفارش شده است که سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و کوچک تر به بزرگتر سلام کند.

مسأله 1158 : اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند؛ بنا بر احتیاط بر هر یک واجب است جواب دیگری را بدهد.

مسأله 1159 : در غیر نماز مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگوید:
مثلا اگر کسی بگوید:
سَلامٌ عَلَیْکمْ، در جواب بگوید:
سَلامٌ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَةُ الله.

هفتم:

اشاره

آنکه با صدای بلند و عمداً خنده کند.
چنانچه سهواً با صدا بخندد نمازش باطل نیست؛ مگر اینکه از صورت نمازگزاری خارج شود در این صورت نمازش باطل است.

مسأله 1160 : اگر برای جلوگیری از صدای خنده حالش تغییر کند؛ مثلاً رنگش سرخ بشود به حدی که از صورت نمازگزار خارج شود؛ نمازش باطل است.
وگرنه دوباره خواندن لازم نیست گرچه خوب است.

هشتم:

آنکه برای کار دنیا عمداً با صدا گریه کند و احتیاط واجب آن است که برای کار دنیا، بی صدا هم گریه نکند؛ ولی اگر از ترس خدا، یا برای آخرت گریه کند؛ آهسته باشد یا بلند، اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است.

نهم:

اشاره

آنکه کاری کند که صورت نماز را به هم بزند؛ مثل کف زدن و به هوا پریدن و مانند اینها، کم باشد یا زیاد، عمدی باشد یا از روی فراموشی، ولی کاری که صورت نماز را به هم نزند؛ مثل اشاره کردن با دست، مانع ندارد.

مسأله 1161 : اگر در بین نماز به قدری ساکت بماند که نگویند نماز می خواند نمازش باطل می شود.

مسأله 1162 : اگر در بین نماز کاری انجام دهد؛ یا مدتی ساکت شود و شک کند که نماز به هم خورده یا نه، نمازش صحیح است.

دهم:

اشاره

خوردن و آشامیدن است که اگر در نماز طوری بخورد یا بیاشامد که نگویند نماز می خواند؛ عمداً باشد یا از روی فراموشی، نمازش باطل است و احتیاط واجب آن است که عمداً از خوردن و آشامیدنی که از حال نماز هم انسان را خارج نمی کند؛ استفاده نشود. بلی بلعیدن باقی مانده غذا که در بین دندان ها قرار می گیرد مانعی ندارد. کسی که در نماز وتر تشنه شود؛ چنانچه بترسد که اگر نماز را تمام کند صبح شود؛ در صورتی که آب روبروی او در دو سه قدمی، یا یکی از دو طرف، یا پشت باشد؛ می تواند در بین نماز وتر آب بیاشامد؛ اما باید کاری که نماز را باطل می کند مثل رو گردانیدن از قبله انجام ندهد.

مسأله 1163 : اگر به واسطه خوردن و آشامیدن عمدی موالات نماز به هم خورد یعنی طوری شود که نگویند نماز را پشت سرهم می خواند؛ باید نماز را دوباره بخواند؛ بلکه بنا بر احتیاط اگر موالات را هم به هم نزند نماز را دوباره بخواند

مسأله 1164 : گذشت اگر در بین نماز غذایی را که در دهان یا لای دندان ها مانده؛ فرو برد نمازش باطل نمی شود. ولی اگر قند یا شکر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرورود؛ اشکال دارد.

یازدهم:

شک در رکعت های نماز دو رکعتی یا سه رکعتی، یا در دو رکعت اول نمازهای چهار رکعتی.

دوازدهم:

اشاره

آنکه رکن نماز را عمداً یا سهواً، کم یا زیاد کند؛ یا چیزی را که رکن نیست عمداً کم یا زیاد نماید.

مسأله 1165 : اگر بعد از نماز شک کند که در بین نماز کاری که نماز را باطل می کند انجام داده یا نه، نمازش صحیح است

چیزهایی که در نماز مکروه ست

مسأله 1166 : مکروه است در نماز صورت را کمی به طرف راست یا چپ بگرداند؛ به نحوی که نگویند صورت خود را از قبله گردانیده و الا نماز باطل است و چشم ها را هم بگذارد؛ یا به طرف راست و چپ بگرداند و با ریش و دست خود بازی کند و انگشت ها را داخل هم نماید و آب دهان بیندازد و به خط قرآن یا کتاب یا خط انگشتری نگاه کند و نیز مکروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر، برای شنیدن حرف کسی ساکت شود؛ بلکه هر کاری که خضوع و خشوع را از بین ببرد مکروه است.

مسأله 1167 : موقعی که انسان خوابش می آید و نیز موقع خود داری کردن از بول و غائط، مکروه است نماز بخواند و همچنین پوشیدن جوراب تنگ که پاها را فشار دهد در نماز مکروه است.
غیر از اینها مکروهات دیگری هم در کتاب های مفصل گفته شده است.

مواردی که می شود نماز واجب را شکست

مسأله 1168 : شکستن نماز واجب از روی اختیار بنا بر احتیاط واجب حرام است؛ ولی برای حفظ مال با ارزش، جلوگیری از ضرر مالی یا بدنی، مانعی ندارد. جایی که جایز یا واجب باشد شکستن نماز، در حال شکستن بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

مسأله 1169 : اگر حفظ جان خود انسان، یا کسی که حفظ جان او واجب است؛ یا حفظ مالی که نگهداری آن واجب می باشد؛ بدون شکستن نماز ممکن نباشد؛ باید نماز را بشکند؛ ولی شکستن نماز برای مالی که اهمیت ندارد شایسته نیست.

مسأله 1170 : اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلب کار طلب خود را از او مطالبه کند؛ چنانچه بتواند در بین نماز طلب او را بدهد؛ باید در همان حال بپردازد و اگر بدون شکستن نماز دادن طلب او ممکن نیست؛ باید نماز را بشکند و طلب او را بدهد؛ بعد نماز بخواند.

مسأله 1171 : اگر بین نماز بفهمد که مسجد نجس است؛ چنانچه وقت تنگ باشد؛ باید نماز را تمام کند و اگر وقت وسعت دارد و تطهیر مسجد نماز را به هم نمی زند؛ باید در بین نماز تطهیر کند؛ بعد بقیه نماز را بخواند و اگر به هم می زند؛ در صورتی که بعد از نماز تطهیر ممکن باشد بنا بر احتیاط واجب نماز را نشکند؛ در صورتی که تمام کردن نماز منافات با فوریت عرفیه نباشد و بودن نجاست در مسجد باعث هتک نباشد و اگر بعد از نماز تطهیر مسجد ممکن نباشد؛ یا تأخیر تا بعد از نماز هتک مسجد باشد؛ باید نماز را بشکند و مسجد را تطهیر کند و بعد نماز را بخواند.

مسأله 1172 : کسی که باید نماز را بشکند؛ اگر نماز را تمام کند معصیت کرده ولی نماز او صحیح است.
اگر چه احتیاط مستحب آن است که دوباره بخواند.

مسأله 1173 : اگر پیش از آنکه به اندازه رکوع رکعت اول خم شود؛ یادش بیاید که اذان و اقامه، یا اقامه را فراموش کرده؛ چنانچه وقت نماز وسعت دارد مستحب است برای گفتن آنها نماز را بشکند؛ ولی اگر اذان تنها را فراموش کرده باشد؛ نمی تواند نماز را بشکند.

شکیات

اشاره

شکیات نماز (23) قسم است:
هشت قسم آن شک هاییست که نماز را باطل می کند و به شش قسم آن نباید اعتنا کرد و نُه قسم دیگر آن صحیح است.

شک های مبطل

مسأله 1174 : شک هایی که نماز را باطل می کند از این قرار است:
اول:
شک در شماره رکعت های نماز دو رکعتی، مثل نماز صبح و نماز مسافر و نماز جمعه. ولی شک در شماره رکعت های نماز مستحب دو رکعتی و نماز احتیاط، نماز را باطل نمی کند؛ مگر اینکه طرف شکش باعث باطل شدن نماز احتیاط شود؛ مثل اینکه شک کند که رکعت دوم نماز احتیاط است یا سوم آن، در این صورت گذشته بر اینکه نماز احتیاط باطل می شود؛ اصل نماز هم باطل می شود؛ ولی احتیاط در این صورت آن است که بنا را بر دو بگذارد؛ نماز را تمام کند و بعد اصل نماز را دوباره بخواند.
دوم:
شک در شماره رکعت های نماز سه رکعتی.
سوم:
آنکه در نماز چهار رکعتی شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر.
چهارم:
آنکه در نماز چهار رکعتی پیش از تمام شدن سجده دوم شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر و تمام شدن سجده دوم به تمام شدن ذکر واجب آن است چنانچه خواهد آمد.
پنجم:
شک بین دو و پنج، یا دو و بیشتر از پنج، گرچه پس از تمام شدن سجده دوم باشد.
ششم:
شک بین سه و شش، یا سه و بیشتر از شش.
هفتم:
شک در رکعت های نماز که نداند چند رکعت خوانده است.
گرچه این صورت را فقها مستقلا از سایر شکوک مبطله ذکر کرده اند.
ولی تصویر اینکه انسان نداند اساساً چند رکعت خوانده درست نیست برای اینکه شک در رکعات قدر متیقن دارد ولو اینکه یک رکعت باشد؛ بنا بر
این بازگشت این شک، به یکی از شکوک مبطله است.
هشتم:
شک بین چهار و شش، یا چهار و بیشتر از شش، چه پیش از تمام شدن سجده دوم باشد یا بعد از آن.

مسأله 1175 : اگر یکی از شک های هشت گانه برای انسان پیش آید؛ نمی تواند نماز را به هم بزند؛ باید به مقداری که شکش پا برجا شد فکر کند سپس نماز را بشکند.

شک هایی که نباید به آنها اعتنا کرد

مسأله 1176 : شک هایی که نباید به آنها اعتنا کرد از این قرار است:
اول:
شک در چیزی که محل به جا آوردن آن گذشته است؛ مثل آنکه در رکوع شک کند که حمد را خوانده یا نه.
دوم:
شک بعد از سلام.
سوم:
شک بعد از گذشتن وقت نماز.
چهارم:
شک کثیرالشک، یعنی کسی که زیاد شک می کند.
پنجم:
شک امام در شماره رکعت های نماز، در صورتی که مأموم شماره آنها را بداند و شک مأموم در صورتی که امام شماره رکعت های نماز را بداند.
ششم:
شک در نماز مستحبی.
تفصیل آنها در مسائل آینده روشن می شود.

1 شک در چیزی که محل آن گذشته ست

مسأله 1177 : اگر در بین نماز شک کند که یکی از کارهای واجب آن را انجام داده یا نه، مثلاً شک کند که حمد خوانده یا نه، چنانچه مشغول کاری که باید بعد از آن انجام دهد نشده؛ باید آنچه را که در انجام آن شک کرده به جا آورد و اگر مشغول کاری که باید بعد از آن انجام دهد شده؛ به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1178 : اگر در بین خواندن آیه ای شک کند که آیه پیش را خواندهیا نه، یا وقتی آخر آیه را می خواند شک کند که اول آن را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1179 : اگر بعد از رکوع یا سجود شک کند که کارهای واجب آن مانند ذکر و آرام بودن بدن را انجام داده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1180 : اگر در حالی که به سجده می رود شک کند که رکوع کرده یا نه، یا شک کند که بعد از رکوع ایستاده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1181 : اگر در حال برخاستن شک کند که سجده را به جا آورده یا نه، باید برگردد و به جا آورد و اگر شک کند تشهد را به جا آورده یا نه، احتیاطاً به نیت رجا به جا آورد.

مسأله 1182 : کسی که نشسته یا خوابیده نماز می خواند؛ اگر موقعی که حمد یا تسبیحات می خواند شک کند که سجده یا تشهد را به جا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر پیش از آنکه مشغول حمد یا تسبیحات شود شک کند که سجده یا تشهد را به جا آورده یا نه، احتیاطاً به نیت رجا به جا آورد.

مسأله 1183 : اگر شک کند که یکی از رکن های نماز را به جا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری که بعد از آن است نشده؛ باید آن را به جا آورد. مثلاً اگر پیش از خواندن تشهد شک کند که دو سجده را به جا آورده یا نه، باید به جا آورد و چنانچه یادش بیاید که آن رکن را به جا آورده؛ چون رکن زیاد شده؛ نمازش باطل است.

مسأله 1184 : اگر شک کند عملی را که رکن نیست به جا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری که بعد از آن است نشده؛ باید آن را به جا آورد. مثلاً اگر پیش از خواندن سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن یادش بیاید که آن را به جا آورده؛ چون رکن زیاد نشده نماز صحیح است.

مسأله 1185 : اگر شک کند که رکنی را به جا آورده یا نه، چنانچه مشغول تشهد است؛ اگر شک کند که دو سجده را به جا آورده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر یادش بیاید که آن رکن را به جا نیاورده؛ در صورتی که مشغول رکن بعد نشده؛ باید آن را به جا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است.
مثلا اگر پیش از رکوع رکعت بعد، یادش بیاید که دو سجده را به جا نیاورده؛ باید به جا آورد و اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید؛ نمازش باطل است.

مسأله 1186 : اگر شک کند عملی را که رکن نیست به جا آورده یا نه، چنانچه مشغول کاری که بعد از آن است شده؛ باید به شک خود اعتنا نکند.
مثلا موقعی که مشغول خواندن سوره است؛ اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند و اگر بعد یادش بیاید که آن را به جا نیاورده؛ در صورتی که مشغول رکن بعد نشده باید به جا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش صحیح است.
بنا بر این اگر مثلاً در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده؛ باید بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید؛ نماز او صحیح است.

مسأله 1187 : اگر شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، اگر مشغول تعقیب نماز، یا مشغول نماز دیگر شده؛ یا به واسطه انجام کاری که نماز را به هم می زند از حال نمازگزار بیرون رفته؛ به شک خود اعتنا نکند و اگر پیش از اینها شک کند باید سلام را بگوید. ولی اگر شک در این باشد که سلام را درست گفته یا نه، در همه صورت هایی که ذکر شد به شک اعتنا نکند؛ هر چند وارد عمل نشده باشد.

2 شک بعد از سلام

مسأله 1188 : اگر بعد از سلام نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه، مثلاً شک کند که رکوع کرده یا نه، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند؛ ولی اگر هر دو طرف شک او باطل باشد؛ مثلاً بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت، نمازش باطل است.

3 شک بعد از وقت

مسأله 1189 : اگر بعد از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز خوانده یا نه، یا گمان کند که نخوانده؛ خواندن آن لازم نیست. ولی اگر پیش از گذشتن وقت شک کند که نماز را خوانده یا نه، یا گمان کند که نخوانده؛ باید آن نماز را بخواند؛ بلکه اگر گمان کند که خوانده باید آن را به جا آورد.

مسأله 1190 : اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که نماز را درست خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1191 : اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند چهار رکعت نماز خوانده؛ ولی نداند به نیت ظهر خوانده یا به نیت عصر، باید چهار رکعت نماز قضا به نیت نمازی که بر او واجب است بخواند.

مسأله 1192 : اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا بداند یک نماز خوانده؛ ولی نداند سه رکعتی خوانده یا چهار رکعتی، باید قضای نماز مغرب و عشا را بخواند.

4 کثیرالشک (کسی که زیاد شک می کند)

مسأله 1193 : اگر کسی در یک نماز سه مرتبه شک کند؛ یا در سه نماز پشت سرهم مثلاً در نماز صبح، ظهر و عصر شک کند؛ کثیرالشک است.

مسأله 1194 : کثیرالشک اگر در به جا آوردن چیزی شک کند؛ چنانچه به جا آوردن آن، نماز را باطل نمی کند؛ باید بنا بگذارد آن را به جا آورده. مثلاً اگر شک کند که رکوع کرده یا نه، باید بنا بگذارد که رکوع کرده است و اگر به جا آوردن آن نماز را باطل می کند؛ باید بنا بگذارد که آن را انجام نداده. مثلاً اگر شک کند که یک رکوع کرده یا بیشتر، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل می کند؛ باید بنا بگذارد که بیشتر از یک رکوع نکرده است.

مسأله 1195 : کسی که در یک چیز نماز زیاد شک می کند؛ چنانچه در چیزهای دیگر نماز شک کند باید به دستور آن عمل نماید. مثلاً کسی که زیاد شک می کند سجده کرده یا نه، اگر در به جا آوردن رکوع شک کند باید به دستور آن رفتار نماید؛ یعنی اگر به سجده نرفته رکوع را به جا آورد و اگر به سجده رفته اعتنا نکند.

مسأله 1196 : کسی که در نماز مخصوصی، مثلاً در نماز ظهر زیاد شک می کند؛ اگر در نماز دیگر، مثلاً در نماز عصر شک کند؛ باید به دستور شک رفتار نماید.

مسأله 1197 : کسی که وقتی در جای مخصوصی نماز می خواند زیاد شک می کند؛ اگر در غیر آنجا نماز بخواند و شکی برای او پیش آید؛ باید به دستور شک عمل نماید.

مسأله 1198 : اگر انسان شک کند که کثیرالشک شده یا نه، به دستور شک عمل نماید و کثیرالشک تا وقتی یقین نکند که به حال معمولی مردم برگشته؛ باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1199 : کسی که زیاد شک می کند؛ اگر شک کند رکنی به جا آورده یا نه و اعتنا نکند؛ بعد یادش بیاید که آن را به جا نیاورده؛ چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد باید آن را به جا آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است.
مثلا اگر شک کند رکوع کرده یا نه و اعتنا نکند؛ چنانچه پیش از سجده یادش بیاید که رکوع نکرده باید رکوع کند و اگر در سجده یادش بیاید نمازش باطل است.

مسأله 1200 : کسی که زیاد شک می کند اگر شک کند چیزی را که رکن نیست به جا آورده یا نه و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن را به جا نیاورده؛ چنانچه از محل به جا آوردن آن نگذشته باید آن را به جا آورد و اگر از محل آن گذشته؛ نمازش صحیح است.
مثلا اگر شک کند که حمد خوانده یا نه و اعتنا نکند؛ چنانچه در قنوت یادش بیاید که حمد نخوانده؛ باید بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید؛ نماز او صحیح است.

5 شک امام و مأموم

مسأله 1201 : اگر امام جماعت در شماره رکعت های نماز شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، چنانچه مأموم یقین داشته باشد که چهار رکعت خوانده و به امام بفهماند که چهار رکعت خوانده است؛ امام باید نماز را تمام کند و خواندن نماز احتیاط لازم نیست و نیز اگر امام یقین داشته باشد که چند رکعت خوانده است و مأموم در شماره رکعت های نماز شک کند؛ باید به شک خود اعتنا ننماید. ولی در مراجعه امام به گمان مأموم، یا به عکس، در صورتی اعتنا نمی شود که برای مراجعه کننده هم گمان حاصل شود و الا باید به شک خود اعتنا کند.

6 شک در نماز مستحبی

مسأله 1202 : اگر در شماره رکعت های نماز مستحبی شک کند؛ چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل می کند باید بنا را بر کمتر بگذارد. مثلاً اگر در نافله صبح شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، باید بنا را بگذارد که دو رکعت خوانده است و اگر طرف بیشتر شک، نماز را باطل نمی کند؛ مثلاً شک کند که دو رکعت نماز خوانده یا یک رکعت، به هر طرف شک عمل کند نمازش صحیح است.
گرچه افضل آن است که بنا را بر کمتر بگذارد.

مسأله 1203 : کم شدن رکن، نافله را باطل می کند؛ ولی زیاد شدن رکن آن را باطل نمی کند.
پس اگر یکی از کارهای نافله را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده؛ باید آن کار را انجام دهد و دوباره آن رکن را به جا آورد. مثلاً اگر در بین رکوع یادش بیاید که سوره را نخوانده؛ باید برگردد و سوره را بخواند و دوباره به رکوع رود.

مسأله 1204 : اگر در یکی از کارهای نافله شک کند؛ خواه رکن باشد یا غیررکن، چنانچه محل آن نگذشته باید به جا آورد و اگر محل آن گذشته؛ به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1205 : اگر در نماز مستحبی دو رکعتی گمانش به طرف بیشتری که نماز را باطل می کند؛ مثل اینکه گمانش به سه رکعت یا بیشتر، برود؛ به شک اعتنا نکند نمازش صحیح است؛ ولی اگر طرف بیشتر، نماز را باطل نمی کند؛ مثل اینکه گمان داشته باشد که رکعت دوم است؛ به گمان عمل کند و اگر گمانش به طرف کمتر باشد؛ مثل اینکه گمانش یک رکعت است؛ بنا بر احتیاط به همان عمل کند و یک رکعت دیگر بخواند.

مسأله 1206 : اگر در نماز نافله کاری کند که برای آن سجده سهو واجب می شود؛ یا یک سجده، یا تشهد را فراموش نماید؛ لازم نیست بعد از نماز، سجده سهو یا قضای سجده و تشهد را به جا آورد.

مسأله 1207 : اگر شک کند که نماز مستحبی را خوانده یا نه، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طیّار وقت معین نداشته باشد؛ بنا بگذارد که نخوانده است و همچنین است اگر مثل نافله یومیه وقت معین داشته باشد و پیش از گذشتن وقت شک کند که آن را به جا آورده یا نه، ولی اگر بعد از گذشتن وقت شک کند که خوانده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

شک های صحیح

مسأله 1208 : در نُه صورت اگر در شماره رکعت های نماز چهار رکعتی شک کند باید فوراً فکر نماید؛ پس اگر یقین، یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند؛ وگرنه به دستورهایی که گفته می شود عمل نماید و آن نُه صورت از این قرار است:
اول:
اگر بعد از تمام شدن ذکر واجب سجده دوم، گرچه سر از سجده بر نداشته باشد؛ شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت، که باید بنا بگذارد سه رکعت خوانده و یک رکعت بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز، احتیاط لازم آن است که یک رکعت نماز احتیاط ایستاده که بعداً گفته می شود؛ به جا آورد و اگر خواسته باشد نماز احتیاط را دو رکعت نشسته بخواند؛ احتیاط آن است که بعد از خواندن نماز احتیاط، نماز را اعاده کند.
دوم:
شک بین دو و چهار، بعد از تمام شدن ذکر واجب سجده دوم، که باید بنا بگذارد چهار رکعت نماز خوانده و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.
سوم:
شک بین دو و سه و چهار، بعد از تمام شدن ذکر واجب سجده دوم،
که باید بنا بگذارد چهار رکعت خوانده؛ نماز را تمام کند و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته به جا آورد.
چهارم:
شک بین چهار و پنج، بعد از تمام شدن ذکر واجب سجده دوم، که باید بنا بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد. ولی اگر بعد از سجده اول، یا پیش از تمام شدن ذکر واجب سجده دوم، یکی از این چهار شک برای او پیش آید نمازش باطل است؛ نماز را رها کند و دوباره بخواند.
پنجم:
شک بین چهار و پنج، در حال ایستاده، که باید بنشیند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده، یا دو رکعت نشسته به جا آورد؛ چون بعد از نشستن، شک به سه و چهار بر می گردد؛ احتیاط مستحب آن است که دو رکعت نشسته بخواند و احتیاط لازم آن است که بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد؛ به جهت ایستادن در جایی که باید بنشیند؛ یا نشستن در جایی که باید بایستد.
هفتم:
شک بین سه و پنج، در حال ایستاده، که باید بنشیند و پس از نشستن، شکش بر می گردد به دو و چهار، پس وظیفه آن صورت را انجام دهد و بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد.
هشتم:
شک بین سه و چهار و پنج، در حال ایستاده، که باید بنشیند و پس از نشستن، شکش بر می گردد به شک دو و چهار، وظیفه آن صورت را انجام دهد و بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد.
نهم:
شک بین پنج و شش، در حال ایستاده، که باید بنشیند و به نشستن شکش بر می گردد به شک بین چهار و پنج، در این صورت فقط دو سجده سهو واجب است.

مسأله 1209 : اگر یکی از شک های صحیح برای انسان پیش آید؛ نباید نماز را بشکند و چنانچه نماز را بشکند معصیت کرده است.
پس اگر پیش از انجام کاری که نماز را باطل می کند؛ مثل روگرداندن از قبله، نماز را از سر گیرد؛ نماز دومش باطل است و اگر بعد از انجام کاری که نماز را باطل می کند مشغول نماز شود؛ نماز دومش صحیح است.

مسأله 1210 : اگر یکی از شک هایی که نماز احتیاط برای آن واجب است در نماز پیش آید؛ چنانچه انسان نماز را تمام کند و بدون خواندن نماز احتیاط نماز را از سر بگیرد؛ معصیت کرده است.
پس اگر پیش از انجام کاری که نماز را باطل می کند نماز را از سر گرفته؛ نماز دومش هم باطل است و اگر بعد از انجام کاری که نماز را باطل می کند مشغول نماز شده؛ نماز دومش صحیح است.

مسأله 1211 : وقتی یکی از شک های صحیح برای انسان پیش آید؛ چنانچه گفته شد باید فوراً فکر کند؛ ولی اگر چیزهایی که به واسطه آنها ممکن است یقین، یا گمان به یک طرف شک پیدا شود؛ از بین نمی رود. چنانچه کمی بعد فکر کند اشکال ندارد. مثلاً اگر در سجده شک کند می تواند تا بعد از سجده فکر کردن را تأخیر بیندازد.

مسأله 1212 : اگر گمانش به یک طرف بیشتر باشد؛ بعد دو طرف در نظر او مساوی شود؛ باید به دستور شک عمل نماید و اگر اول دو طرف در نظر او مساوی باشد و به طرفی که وظیفه اوست بنا بگذارد؛ بعد گمانش به طرف دیگر برود؛ باید همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند.

مسأله 1213 : کسی که نمی داند گمانش به یک طرف بیشتر است؛ یا هر دو طرف در نظر او مساوی است؛ احتیاط واجب جمع بین دو وظیفه است.
اگر شکش از شک های صحیح باشد و گمان محتمل او موافق با بیشتر باشد؛ احتیاط آن است که عمل بر طبق گمان محتمل نماید و بعد از تمام کردن نماز، نماز احتیاط به جا آورد. ولی اگر گمان محتمل او موافق با بیشتر نباشد؛ یا اینکه شکش از شک های باطل باشد؛ احتیاط آن است که طبق گمان محتمل عمل نماید؛ نماز را تمام کند؛ دوباره نماز بخواند.

مسأله 1214 : اگر بعد از نماز بداند که در بین نماز حال تردیدی داشته که مثلاً دو رکعت خوانده یا سه رکعت و بنا بر سه گذاشته؛ ولی نداند که گمانش به خواندن سه رکعت بوده یا هر دو طرف در نظر او مساوی بوده؛ باید نماز احتیاط را بخواند.

مسأله 1215 : اگر موقعی که تشهد می خواند؛ یا بعد از ایستادن، شک کند که دو سجده به جا آورده یا نه و در همان موقع یکی از شک هایی که اگر بعد از تمام شدن دو سجده اتفاق بیفتد صحیح می باشد؛ برای او پیش آید. مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، چنانچه به دستور آن شک عمل کند؛ نمازش صحیح است و احتیاط واجب آن است که بعد از عمل کردن به دستور آن شک، نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1216 : اگر پیش از آنکه مشغول تشهد شود؛ یا پیش از ایستادن در رکعت هایی که تشهد ندارد؛ شک کند که دو سجده یا یک سجده را به جا آورده یا نه و در همان موقع یکی از شک هایی که بعد از تمام شدن دو سجده یا یک سجده صحیح است برایش پیش آید؛ نماز باطل است.

مسأله 1217 : اگر موقعی که ایستاده بین سه و چهار، یا بین سه و چهار و پنج، شک کند و یادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش به جا نیاورده؛ نمازش باطل است.

مسأله 1218 : اگر شک او از بین برود و شک دیگری برایش پیش آید؛ مثلاً اول شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، بعد شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، باید به دستور شک دوم عمل کند.

مسأله 1219 : اگر بعد از نماز شک کند که در نماز مثلاً بین دو و چهار شک کرده؛ یا بین سه و چهار، احتیاط واجب آن است که به دستور هر دو عمل کند و نماز را هم دوباره بخواند.

مسأله 1220 : اگر بعد از نماز بفهمد که در نماز شکی برای او پیش آمده؛ ولی نداند از شک های باطل بوده یا از شک های صحیح و اگر از شک های صحیح بوده کدام قسم آن بوده؛ بنا بر احتیاط باید به دستور شک هایی که صحیح بوده و احتمال می داده عمل کند و نماز را هم دوباره بخواند.

مسأله 1221 : کسی که نشسته نماز می خواند؛ اگر شکی کند که مخیر است برای آن یک رکعت نماز احتیاط ایستاده، یا دو رکعت نشسته بخواند؛ باید دو رکعت نشسته را به جا آورد و اگر شکی کند که معین است یک رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند؛ می تواند یک رکعت نشسته بخواند و احتیاط آن است که بعد از نماز احتیاط، نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1222 : کسی که ایستاده نماز می خواند؛ اگر موقع خواندن نماز احتیاط از ایستادن عاجز شود؛ باید مثل کسی که نماز را نشسته می خواند و حکم آن در مسأله پیش گفته شد؛ نماز احتیاط را به جا آورد.

مسأله 1223 : کسی که نشسته نماز می خواند؛ اگر موقع خواندن نماز احتیاط بتواند بایستد؛ باید به وظیفه کسی که نماز را ایستاده می خواند عمل کند.

نماز احتیاط

مسأله 1224 : کسی که نماز احتیاط بر او واجب است؛ بعد از سلام نماز باید فوراً نیت نماز احتیاط کند و تکبیر بگوید و حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده نماید. پس اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب است بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب است بعد از دو سجده یک رکعت دیگر مثل رکعت اول به جا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.

مسأله 1225 : نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و باید آهسته بخوانند و نیت آن را به زبان نیاورند و احتیاط آن است که بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ آن را هم آهسته بگویند.

مسأله 1226 : اگر پیش از خواندن نماز بفهمد نمازی که خوانده درست بوده؛ لازم نیست نماز احتیاط را بخواند و اگر در بین نماز احتیاط بفهمد؛ لازم نیست آن را تمام کند.

مسأله 1227 : اگر پیش از خواندن نماز احتیاط بفهمد که رکعت های نمازش کم بوده؛ چنانچه کاری که نماز را باطل می کند انجام نداده؛ باید آنچه از نماز نخوانده بخواند و برای سلام بی جا دو سجده سهو بنماید و اگر کاری که نماز را باطل می کند انجام داده؛ مثلاً پشت به قبله کرده؛ باید نماز را دوباره به جا آورد.

مسأله 1228 : اگر بعد از نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده؛ مثلاً در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز بخواند؛ بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده؛ نمازش صحیح است.

مسأله 1229 : اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نماز کمتر از نماز احتیاط بوده؛ مثلاً در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط بخواند؛ بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده؛ در صورتی که چیزی که نماز را باطل می کند به جا آورد؛ باید نماز را دوباره بخواند. ولی در صورتی که منافی به جا نیاورده؛ کسری نماز را به نماز متصل کند و دو سجده سهو برای سلام بی جا انجام دهد و احتیاطاً نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1230 : اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نماز بیشتر از نماز احتیاط بوده؛ مثلاً در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط بخواند؛ بعد بفهمد نماز را دو رکعت خوانده؛ چنانچه بعد از نماز احتیاط کاری که نماز را باطل می کند انجام داده باید نماز را دوباره بخواند و اگر کاری که نماز را باطل می کند انجام نداده؛ یک رکعت کسری را متصلاً به جا آورد و برای هر یک از زیادی سلام در اصل نماز و نماز احتیاط، دو سجده سهو به جا آورد و احتیاطاً نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1231 : اگر بین دو و سه و چهار، شک کند و بعد از خواندند و رکعت نماز احتیاط ایستاده، یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده؛ لازم نیست دو رکعت نماز احتیاط نشسته را بخواند؛ ولی دو سجده سهو برای زیادتی دو سجده به جا آورد.

مسأله 1232 : اگر بین سه و چهار، شک کند و موقعی که دو رکعت نماز احتیاط را می خواند؛ یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده؛ اگر نماز احتیاط را ایستاده می خواند؛ نماز را برابر کسری نماز تمام کند و دو سجده سهو برای سلام بی جا به جا آورد و اگر نماز احتیاط را نشسته می خواند؛ اگر قبل از رفتن به رکوع یادش بیاید؛ آن را به هم نزند بایستد نماز را برابر کسری که دارد تمام کند و دو سجده سهو برای سلام بی جا انجام دهد و احتیاطاً نماز را دوباره بخواند و اگر بعد از رکوع یادش بیاید؛ نمازش باطل است.

مسأله 1233 : اگر بین دو و سه و چهار، شک کند و موقعی که دو رکعت نماز احتیاط ایستاده را می خواند پیش از رکوع رکعت دوم یادش بیاید که نماز را سه رکعت خوانده؛ باید بنشیند و نماز احتیاط را یک رکعتی تمام کند و برای هر یک از زیادی سلام و قیام بی جا، دو سجده سهو به جا آورد. دوباره خواندن نماز لازم نیست.

مسأله 1234 : اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش بیشتر یا کمتر از نماز احتیاط بوده؛ حکم آن از آنچه در مسأله (1232) گفته شد روشن می شود.

مسأله 1235 : اگر شک کند نماز احتیاطی را که بر او واجب بوده به جا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته؛ به شک خود اعتنا نکند و اگر وقت دارد؛ در صورتی که مشغول کار دیگری نشده و از جای نماز برنخاسته و کاری هم مثل روگرداندن از قبله که نماز را باطل می کند انجام نداده؛ باید نماز احتیاط را بخواند و اگر مشغول کار دیگری شده؛ یا کاری که نماز را باطل می کند به جا آورده؛ یا بین نماز و شک او زیاد طول کشیده؛ واجب نیست نماز احتیاط بخواند؛ دوباره نماز را بخواند کافی است.

مسأله 1236 : اگر در نماز احتیاط رکنی را زیاد کند؛ یا مثلاً به جای یک رکعت دو رکعت بخواند؛ نماز احتیاط باطل می شود. نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1237 : موقعی که مشغول نماز احتیاط است اگر در یکی از کارهای آن شک کند؛ چنانچه محل آن نگذشته؛ باید به جا آورد و اگر محلش گذشته؛ باید به شک خود اعتنا نکند؛ مثلاً اگر شک کند که حمد را خوانده یا نه، چنانچه به رکوع نرفته؛ باید بخواند و اگر به رکوع رفته؛ باید به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1238 : اگر در شماره رکعت های نماز احتیاط شک کند؛ بنا را بر بیشتر بگذارد و نماز را تمام کند و احتیاط آن است که اصل نماز را اعاده کند؛ ولی چنانچه طرف بیشتر شک، نماز را باطل می کند؛ لازم نیست نماز احتیاط را به جا آورد؛ اصل نماز را از سر بگیرد.

مسأله 1239 : اگر در نماز احتیاط چیزی که رکن نیست سهواً کم یا زیاد شود؛ چنانچه از چیزهایی باشد که در خود نماز دو سجده سهو دارد؛ احتیاط لازم آن است که دو سجده سهو به جا آورد. ولی اگر از چیزهایی باشد که سجده سهو ندارد؛ در نماز احتیاط لازم نیست

مسأله 1240 : اگر بعد از سلام نماز احتیاط شک کند که یکی از اجزاء یا شرایط آن را به جا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله 1241 : اگر در نماز احتیاط تشهد یا یک سجده را فراموش کند؛ احتیاط واجب آن است که بعد از سلام نماز دو سجده سهو برای تشهد یا سجده فراموش شده به جا آورد و نماز را قضا نماید.

مسأله 1242 : اگر نماز احتیاط و قضای یک سجده، یا قضای یک تشهد، یا دو سجده سهو بر او واجب شود؛ باید اول نماز احتیاط را به جا آورد؛ بعد دو سجده سهو را و احتیاط آن است که قضای سجده و تشهد را هم بعد انجام دهد.

مسأله 1243 : حکم گمان در نماز مثل حکم یقین است؛ مثلاً اگر انسان گمان دارد که نماز را چهار رکعت خوانده؛ نباید نماز احتیاط بخواند و اگر گمان دارد رکوع کرده؛ نباید آن را به جا آورد و اگر گمان دارد حمد را نخوانده؛ چنانچه به رکوع نرفته؛ باید بخواند و اگر به رکوع رفته نمازش صحیح است.

مسأله 1244 : حکم شک و سهو و گمان در نمازهای واجب یومیه و نمازهای واجب دیگر فرق ندارد؛ مثلاً اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، چون شک او در نماز دو رکعتی است؛ نمازش باطل است.

سجده سهو

مسأله 1245 : برای هفت چیز بعد از سلام نماز، انسان باید دو سجده سهو به دستوری که بعداً گفته می شود به جا آورد.
اول:
آنکه در بین نماز سهواً حرف بزند.
دوم:
جایی که نباید نماز را سلام دهد؛ مثلاً در رکعت اول، سهواً سلام دهد
سوم:
آنکه یک سجده را فراموش کند؛ بنا بر احتیاط واجب.
چهارم:
آنکه تشهد را فراموش کند.
پنجم:
آنکه در نماز چهار رکعتی بعد از سجده دوم شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت.
ششم:
بنا بر احتیاط واجب نشستن در جایی که باید بایستد؛ مثلاً موقع خواندن حمد و سوره، اشتباهاً بنشیند.
هفتم:
بنا بر احتیاط واجب ایستادن در جایی که باید بنشیند؛ مثلاً موقع خواندن تشهد، اشتباهاً بایستد؛ بلکه برای هر چیزی که در نماز کم یا زیاد کند؛ تا می تواند دو سجده سهو بنماید و احکام این چند مورد در مسائل آینده گفته می شود.

مسأله 1246 : اگر انسان اشتباهاً، یا به خیال اینکه نمازش تمام شده حرف بزند؛ باید دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1247 : برای حرفی که از آه کشیدن و سرفه پیدا می شود؛ سجده سهو واجب نیست. ولی اگر مثلاً سهواً آخ یا آه بگوید؛ باید سجده سهو نماید.

مسأله 1248 : اگر چیزی را که غلط خوانده دوباره به طور صحیح بخواند؛ برای دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نیست.

مسأله 1249 : اگر در نماز سهواً چند کلمه ای حرف بزند و تمام آنها یک مرتبه حساب شود؛ دو سجده بعد از نماز کافی است؛ ولی اگر حرف زدن زیاد طول بکشد که از حالت نماز خواندن خارج شود؛ نمازش باطل است.

مسأله 1250 : اگر سهواً تسبیحات اربعه را نگوید؛ یا بیشتر یا کمتر از سه مرتبه بگوید؛ احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1251 : اگر در جایی که نباید سلام نماز را بگوید؛ سهواً بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْنا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ، یا بگوید:
اَلسَّلامُ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، باید دو سجده سهو بنماید و در صورتی که اشتباهاً مقداری از دو سلام را بگوید؛ بنا بر احتیاط واجب دو سجده سهو به جا آورد و اگر اشتباهاً اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ، بگوید؛ دو سجده سهو واجب نیست.

مسأله 1252 : اگر در جایی که نباید سلام دهد هر سه سلام را بگوید؛ احتیاط واجب آن است که دو مرتبه سجده سهو برای دو سلام آخری به جا آورد.

مسأله 1253 : اگر یک سجده، یا تشهد را فراموش کند و پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید؛ باید برگردد و به جا آورد و بعد از نماز بنا بر احتیاط واجب برای ایستادن بی جا دو سجده سهو بنماید.

مسأله 1254 : اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید که یک سجده یا تشهد را از رکعت پیش فراموش کرده؛ باید بعد از سلام نماز، سجده یا تشهد را قضا نماید و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1255 : اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً به جا نیاورد؛ معصیت کرده و واجب است هرچه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً به جا نیاورد هر وقت یادش آمد باید فوراً انجام دهد و لازم نیست نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1256 : اگر شک دارد که سجده سهو بر او واجب شده یا نه، لازم نیست به جا آورد.

مسأله 1257 : کسی که شک دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده یا چهار تا، اگر دو سجده بنماید کافی است.

مسأله 1258 : اگر بداند یکی از دو سجده سهو را به جا نیاورده و تدارک آن ممکن نباشد؛ باید دو سجده سهو به جا آورد و الا یک سجده سهو کفایت می کند و اگر بداند سهواً سه سجده کرده؛ احتیاط واجب آن است که دوباره دو سجده سهو بنماید.

دستور سجده سهو

مسأله 1259 : دستور سجده سهو اینست که بعد از سلام نماز فوراً نیت سجده سهو کند و پیشانی را به چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بگوید:
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، یا بگوید:
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد. ولی احتیاط واجب آن است که بگوید:
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْک اَیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ و احتیاط واجب آن است که سلام را بدون (واو) بگوید؛ چنانچه در کافی و فقیه آمده؛ نه با (واو) چنانچه در تهذیب آمده. برای اینکه آنچه در کافی و فقیه آمده اضبط از تهذیب است و ظاهراً تصریح مرحوم وحید بهبهانی ( قدس سره ) به ترک (واو) و احتیاط مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی ( قدس سره ) به حذف (واو) به همین جهت است.
بعد باید بنشیند و دوباره به سجده رود و بنا بر احتیاط واجب ذکر سوم را به نحوی که گفته شد بگوید و بنشیند و بعد از خواندن تشهد، سلام آخر نماز را بگوید.

قضای سجده و تشهد فراموش شده

مسأله 1260 : سجده و تشهدی را که انسان فراموش کرده و بعد از نماز، قضای آن را به جا می آورد؛ باید تمام شرایط نماز را مانند پاک بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرطهای دیگر را داشته باشد.

مسأله 1261 : اگر سجده یا تشهد را چند دفعه فراموش کند؛ مثلاً یک سجده از رکعت اول و یک سجده از رکعت دوم را فراموش نماید؛ باید بعد از نماز هر دو سجده را به جا آورد و بعد از آن سجده های سهوی که برایش لازم است به جا آورد و اولی و احوط آن است که معین کند قضای کدامیک از آنهاست و بهتر ملاحظه ترتیب در فوت است.

مسأله 1262 : اگر یک سجده و تشهد را فراموش کند؛ چون قضای تشهد، احتیاطی است؛ احتیاط واجب آن است که اول قضای سجده را به جا آورد؛ گرچه بعد از تشهد فراموش شده باشد.

مسأله 1263 : اگر در بین سلام نماز و قضای سجده یا تشهد، کاری کند که اگر عمداً یا سهواً در نماز اتفاق بیفتد؛ نماز باطل می شود؛ مثلاً پشت به قبله نماید؛ واجب نیست که بعد از قضای سجده و تشهد دوباره نماز بخواند. گرچه مستحب مؤکد است.

مسأله 1264 : اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک سجده از رکعت آخر، یا تشهد آن را فراموش کرده؛ چنانچه کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می کند؛ مثل روگرداندن از قبله، انجام نداده؛ سجده یا تشهد را قضا کند و بعد از آن تشهد و سلام و دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1265 : اگر در بین سلام نماز و قضای سجده یا تشهد کاری کند که برای آن سجده سهو واجب می شود؛ مثل آنکه سهواً حرف بزند؛ بنا بر احتیاط واجب باید سجده یا تشهد را قضا کند و غیر از سجده، که برای قضای سجده یا تشهد، لازم است؛ دو سجده سهو دیگر بنماید.

مسأله 1266 : اگر نداند که سجده را فراموش کرده یا تشهد را، باید هر دو را قضا نماید. احتیاط لازم اینست که اول سجده را به جا آورد؛ سپس تشهد و در آخر دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1267 : اگر شک دارد که سجده یا تشهد را فراموش کرده یا نه، واجب نیست قضا نماید.

مسأله 1268 : اگر بداند سجده یا تشهد را فراموش کرده و شک کند که پیش از رکوع رکعت بعد به جا آورده یا نه، احتیاط واجب آن است که آن را قضا نماید.

مسأله 1269 : کسی که باید سجده یا تشهد را قضا نماید؛ باید بعد از نماز، سجده یا تشهد را قضا نماید؛ بعد دو سجده سهو را به جا آورد و همچنین است اگر سجده سهو برای کار دیگری، مثلاً کلام بی جا واجب شده؛ باید بعد از قضای آنها، به جا آورد.

مسأله 1270 : اگر شک دارد که بعد از نماز قضای سجده یا تشهد فراموش شده را به جا آورده یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته؛ احتیاط واجب قضای آن است.

کم و زیاد کردن اجزا و شرایط

مسأله 1271 : هرگاه چیزی از واجبات نماز را عمداً کم یا زیاد کند؛ اگر چه یک حرف آن باشد؛ نماز باطل است.

مسأله 1272 : اگر به واسطه ندانستن مسأله چیزی از واجبات نماز را کم یا زیاد کند؛ در صورتی که از ارکان نماز باشد؛ نماز باطل است و اگر غیررکن باشد؛ در صورتی که جاهل قاصر باشد نمازش صحیح است و اگر جاهل مقصر باشد احتیاطاً نمازش باطل است.
به هر حال در صورتی که نمازش باطل است باید مسأله را یاد بگیرد؛ چنانچه وقت باقیست نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1273 : اگر به واسطه ندانستن مسأله حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را آهسته بخواند؛ یا حمد و سوره نماز ظهر و عصر را بلند بخواند؛ یا در مسافرت نماز ظهر و عصر و عشا را چهار رکعتی بخواند؛ نمازش صحیح است.

مسأله 1274 : اگر در بین نماز بفهمد وضو یا غسلش باطل بوده؛ یا بدون وضو یا غسل مشغول نماز شده؛ باید نماز را به هم بزند و دوباره با وضو یا غسل بخواند و اگر بعد از نماز بفهمد باید دوباره نماز را با وضو یا غسل به جا آورد و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1275 : اگر بعد از رسیدن به رکوع یادش بیاید که دو سجده از رکعت پیش را فراموش کرده؛ نمازش باطل است و اگر پیش از رسیدن به رکوع یادش بیاید؛ باید برگردد و دو سجده را به جا آورد و برخیزد و حمد و سوره یا تسبیحات را بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز واجب است برای ایستادن بی جا دو سجده سهو بنماید.

مسأله 1276 : اگر پیش از گفتن اَلسَّلامُ عَلَیْنا … و اَلسَّلامُ عَلَیْکمْ …، یادش بیاید که دو سجده رکعت آخر را به جا نیاورده؛ باید دو سجده را به جا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و بنا بر احتیاط واجب دو سجده سهو برای زیادی تشهد به جا آورد.

مسأله 1277 : اگر پیش از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر، از آخر نماز نخوانده؛ باید مقداری را که فراموش کرده به جا آورد. در صورتی که یک رکعت بخواند دو سجده سهو برای زیادی تشهد به جا آورد.

مسأله 1278 : اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر، از
آخر نماز را نخوانده؛ چنانچه کاری را انجام داده که اگر در نماز عمداً یا سهواً اتفاق بیفتد نماز را باطل می کند؛ مثلاً پشت به قبله کرده؛ نمازش باطل است و اگر آن کار را انجام نداده باید فوراً مقداری را که فراموش کرده به جا آورد و برای زیادی هر یک از تشهد بی جا و سلام بی جا، دو سجده سهو به جا آورد.

مسأله 1279 : هرگاه بعد از سلام نماز عملی انجام دهد که اگر در نماز عمداً یا سهواً اتفاق بیفتد نماز را باطل می کند؛ مثلاً پشت به قبله نماید و بعد یادش بیاید که دو سجده آخر را به جا نیاورده؛ نمازش باطل است و اگر پیش از انجام کاری که نماز را باطل می کند یادش بیاید؛ باید دو سجده ای را که فراموش کرده به جا آورد و دوباره تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو برای سلامی که اول گفته است بنماید. احتیاط واجب آن است که دو سجده سهو دیگر برای تشهد زیاد شده به جا آورد.

مسأله 1280 : اگر بفهمد همه نماز را پیش از وقت خوانده؛ باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید. ولی اگر یقین داشته باشد بعضی از نماز در وقت واقع شده؛ دوباره خواندن و قضا لازم نیست و اگر بفهمد نماز را پشت به قبله یا به طرف راست یا به طرف چپ قبله به جا آورده؛ در صورتی که از روی جهل و غفلت و فراموشی بوده؛ باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید. ولی اگر تفحص در قبله کرده باشد و در تشخیص قبله اشتباه کرده باشد؛ اگر وقت باقیست دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا واجب نیست. گرچه مستحب است.

نماز مسافر

[شرایط شکسته خواندن نماز]

اشاره

مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط شکسته به جا آورد؛ یعنی دو رکعت بخواند.

شرط اول:

اشاره

آنکه سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی نباشد و فرسخ شرعی عبارت از سه میل و هر میل، چهار هزار ذراع متوسط و ذراع فاصله بین سر انگشتان دست و آرنج مرفق است.
ذراع معمولا برابر با عرض بیست و چهار انگشت متعارف است و در تطبیق آن به کیلومتر باید علم، یا اطمینان حاصل شود؛ گرچه بعضی فقها پنج کیلومتر و نیم فرموده اند؛ ولی بعضی دیگر کمتر از آن می دانند.

مسأله 1281 : کسی که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است؛ چنانچه رفتن او و همچنین برگشتنش کمتر از چهار فرسخ نباشد؛ باید نماز را شکسته بخواند. بنا بر این اگر رفتن او سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ، یا به عکس باشد؛ باید نماز را تمام، یعنی چهار رکعتی بخواند.

مسأله 1282 : اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد؛ اگر چه روزی که می رود همان روز یا شب آن برنگردد؛ باید نماز را شکسته بخواند و روزه را افطار کند.

مسأله 1283 : اگر سفر، مختصری از هشت فرسخ کمتر باشد؛ یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند و چنانچه شک کند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، تحقیق کردن لازم نیست؛ همین که شک دارد؛ نماز را تمام بخواند؛ مگر اینکه به راحتی بتواند بفهمد.

مسأله 1284 : اگر یک عادل خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است؛ به گفته او ثابت نمی شود؛ باید نماز را تمام و روزه را بگیرد.

مسأله 1285 : کسی که یقین دارد سفر او هشت فرسخ است؛ اگر نماز را شکسته بخواند بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده؛ باید آن را چهار رکعتی به جا آورد و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1286 : کسی که قصد سفر به جایی دارد و یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست؛ یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده؛ باید نماز را شکسته بخواند؛ اگر چه کمی از راه باقی باشد و اگر تمام خوانده دوباره شکسته به جا آورد.

مسأله 1287 : اگر بین دو محلی که فاصله آنها کمتر از چهار فرسخ است؛ چند مرتبه رفت و آمد کند؛ اگر چه روی هم رفته هشت فرسخ شود؛ باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1288 : اگر محلی دو راه داشته باشد؛ یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد؛ چنانچه انسان از راهی که هشت فرسخ است به آنجا برود؛ باید نماز را شکسته بخواند و اگر از راهی که هشت فرسخ نیست برود؛ باید تمام بخواند.

مسأله 1289 : اگر شهر دیوار دارد؛ باید ابتدای هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب کند و اگر دیوار ندارد؛ باید از خانه های آخر شهر حساب نماید و در این جهت فرقی بین شهرهای بزرگ و کوچک نیست؛ مگر اینکه شهر به حدی بزرگ باشد که محلات آن از یکدیگر دور و جدا باشد؛ به نحوی که اگر شخص از یک محله به محله دیگر برود؛ عنوان مسافر بر او صدق کند؛ در این صورت آخر محله را حساب نماید.

شرط دوم:

اشاره

آنکه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد؛ یا قصد جایی را داشته باشد که هشت فرسخ است.
پس اگر به جایی که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند جایی برود که با مقداری که آمده هشت فرسخ شود؛ چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته؛ باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود؛ یا چهار فرسخ برود و چهار فرسخ دیگر به وطنش، یا محلی که می خواهد ده روز در آنجا بماند برگردد؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1290 : کسی که نمی داند سفرش چند فرسخ است؛ مثلاً برای پیدا کردن گمشده ای مسافرت می کند و نمی داند که چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند؛ باید نماز را تمام بخواند. ولی در برگشتن چنانچه تا وطنش، یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند هشت فرسخ یا بیشتر باشد؛ باید نماز را شکسته بخواند و نیز اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1291 : مسافر در صورتی باید نماز را شکسته بخواند که تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود. پس کسی که از شهر بیرون می رود و مثلاً قصدش اینست که اگر رفیق پیدا کند سفر هشت فرسخی برود؛ چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا می کند؛ باید نماز را شکسته بخواند و اگر اطمینان ندارد؛ باید تمام بخواند.

مسأله 1292 : کسی که قصد هشت فرسخ دارد؛ اگر چه در هر روز مقدار کمی راه برود؛ وقتی به جایی برسد که ساختمان شهر را نبیند و اذان آن را نشنود؛ یا یکی از این دو، در صورتی که نداند که دیگری حاصل نشده؛ باید نماز را شکسته بخواند. مراد ساختمان کم ارتفاع است که در صدر اسلام بوده؛ نه ساختمان عصر ما، ولی اگر در هر روز مقدار خیلی کمی راه برود که نگویند مسافر است؛ باید نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که شکسته هم بخواند.

مسأله 1293 : کسی که در سفر تابع دیگری است؛ مانند نوکری که با آقای خود مسافرت می کند؛ یا متهمی که به اضطرار با مأمور مسافرت می کند؛ چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است باید نماز را شکسته بخواند و اگر نداند؛ نماز را تمام به جا آورد و پرسیدن لازم نیست.

مسأله 1294 : کسی که در سفر تابع دیگری است؛ اگر بداند؛ یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود و سفر نمی کند؛ باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1295 : کسی که در سفر تابع دیگری است؛ اگر شک دارد که پیشاز رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می شود یا نه، باید نماز را شکسته بخواند؛ مگر اینکه اطمینان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ جدا می شود؛ در این صورت نماز را تمام بخواند.

شرط سوم:

اشاره

آنکه در بین راه از قصد خود برنگردد. پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردد شود؛ نماز را تمام بخواند.

مسأله 1296 : اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود؛ چنانچه تصمیم داشته باشد که همان جا بماند؛ یا بعد از ده روز برگردد؛ یا در برگشتن و ماندن مردد باشد؛ باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1297 : اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد قبل از ده روز برگردد؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1298 : اگر برای رفتن به محلی که هشت فرسخ باشد حرکت کند و بعد از رفتن مقداری از راه بخواهد جای دیگری برود؛ چنانچه از محل اولی که حرکت کرده تا جایی که می خواهد برود هشت فرسخ باشد؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1299 : اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد؛ در صورتی که چهار فرسخ رفته باشد؛ مردد شود که بقیه راه را برود یا نه و در موقعی که مردد است راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود؛ باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند. ولی اگر قبل از چهار فرسخ مردد شود؛ در حال تردد نمازش تمام است.

مسأله 1300 : اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد؛ در صورتی که چهار فرسخ رفته باشد؛ مردد شود که بقیه راه را برود یا نه و در موقعی که مردد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا چهار فرسخ برود؛ تا آخر مسافرت باید نماز را شکسته بخواند. ولی اگر قبل از رسیدن به چهار فرسخ مردد شود؛ نماز را باید تمام بخواند گرچه چهار فرسخ برود.

مسأله 1301 : اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد مردد شود که بقیه راه را برود یا نه و در موقعی که مردد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیه راه را برود؛ چنانچه باقی مانده آن، چهار فرسخ یا بیشتر باشد؛ در صورتی که مسافتی که قبل از تردید رفته چهار فرسخ بوده؛ نمازش شکسته است؛ چه در آن روز برگردد یا نه.

شرط چهارم:

اشاره

آنکه نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد؛ یا ده روز یا بیشتر، در جایی بماند. پس کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد؛ یا ده روز در محلی بماند؛ باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1302 : کسی که نمی داند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش می گذرد یا نه، یا ده روز می ماند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1303 : کسی که می خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد؛ یا ده روز در محلی بماند و نیز کسی که مردد است که از وطنش بگذرد؛ یا ده روز در محلی بماند؛ اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود؛ بازهم باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر باقی مانده راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد؛ در صورتی که برگشتن چهار فرسخ باشد؛ باید نماز را شکسته بخواند.

شرط پنجم:

اشاره

آنکه برای کار حرام سفر نکند و اگر برای کار حرامی مانند دزدی سفر کند؛ باید نماز را تمام بخواند و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد؛ مثل آنکه برای او ضرری که اقدام بر آن شرعاً حرام است؛ داشته باشد.
ولی در صورتی که ضرر جزئی، مثلاً تب یکی دو روزه و مانند آن، مخصوصاً در صورتی که منافع زیاد بر آن سفر مترتب باشد؛ دلیل برای حرمت آن سفر نیست و همچنین است سفر زن بدون اجازه شوهر، در صورتی که صدق نُشُوزْ بر آن سفر شود و منافی حق زوج باشد.
پس اگر زوج در سفر، یا غایب است و دسترسی به او نیست؛ اگر زن با تحفظ بر تمام جهات مقرره شرعیه، به زیارت امام معصوم عَلَیْهِ السَّلَام یا پدر و مادر برود؛ معلوم نیست حرام باشد و همچنین سفر فرزند با نهی پدر و مادر در جایی که اطاعت آنان واجب باشد و آن جاییست که نهی آنان غرض شرعی یا عقلایی داشته باشد؛ چه برای منفعت به فرزند، یا برای مصلحت و منفعت راجع به خودشان باشد؛ در این موارد
اطاعت پدر و مادر واجب است خصوصاً اگر در ترک اطاعت اذیت شوند؛ یا خدای ناکرده باعث عاق آنان شود. ولی در صورتی که نهی پدر و مادر به جهت غرض شرعی و عقلایی نباشد؛ بعید نیست اطاعت فرزند واجب نباشد.
به هر حال اگر سفر واجب باشد؛ مثل سفر حج واجب، زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهی پدر و مادر، باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1304 : سفری که واجب نیست؛ اگر سبب اذیت پدر و مادر باشد؛ حرام است و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگیرد.

مسأله 1305 : کسی که سفر او حرام نیست و برای کار حرام هم سفر نمی کند؛ اگر چه در سفر معصیتی انجام دهد؛ مثلاً غیبت کند یا آزاری به مؤمنین برساند؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1306 : اگر برای آنکه کار واجبی را ترک کند؛ مسافرت نماید؛ نمازش تمام است.
پس کسی که بدهکار است اگر بتواند بدهی خود را بدهد و طلب کار هم مطالبه کند؛ چنانچه در سفر نتواند بدهی خود را بدهد و برای فرار از دادن قرض مسافرت نماید؛ باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر برای ترک واجب مسافرت نکند؛ باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط لازم آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1307 : اگر سفر او حرام نباشد؛ ولی حیوان سواری یا مَرکب دیگری که سوار است غصبی باشد؛ یا در زمین غصبی مسافرت کند؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1308 : کسی که با ظالم مسافرت می کند؛ اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک و تقویت ظالم در ظلمش باشد؛ باید نماز را تمام بخواند و اگر ناچار باشد؛ یا مثلاً برای نجات دادن مظلومی با او مسافرت کند؛ نمازش شکسته است.

مسأله 1309 : اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند؛ حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1310 : اگر برای لهو و خوش گذرانی به شکار رود؛ در حال رفتن به شکار، نمازش تمام است؛ ولی در حال برگشتن از شکار در صورتی که مسافت هشت فرسخ باشد؛ نماز شکسته است و چنانچه برای تهیه معاش خود، یا عیال و مهمانش به شکار رود؛ نماز شکسته و روزه را باید بگیرد و اگر برای کسب و زیاد کردن مال برود؛ باید نماز را شکسته و روزه را بگیرد.
ولی چون جمعی از قدما در این مسأله فرموده اند:
باید نماز را تمام بخواند؛ احتیاطاً تمام هم بخواند.

مسأله 1311 : کسی که برای معصیت سفر کرده؛ موقعی که از سفر بر می گردد اگر توبه کرده باید نماز را شکسته بخواند؛ در صورتی که راه برگشت به مقدار هشت فرسخ باشد و اگر توبه نکرده در صورتی که برگشتن جزء آن سفر حساب شود؛ باید تمام بخواند. ولی اگر سفر جداگانه حساب شود نمازش شکسته است؛ در صورتی که مسافت برگشتن به تنهایی هشت فرسخ باشد؛ مگر اینکه در برگشت هم قصد معصیت داشته باشد؛ در این صورت نمازش تمام است.

مسأله 1312 : کسی که سفر او سفر معصیت است؛ اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد؛ چنانچه باقی مانده راه هشت فرسخ باشد؛ یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و قبل از ده روز برگردد؛ نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1313 : کسی که برای معصیت سفر نکرده؛ اگر در بین راه قصد کند که بقیه راه را برای معصیت برود؛ باید نماز را تمام بخواند. ولی نمازهایی را که شکسته خوانده صحیح است؛ مگر اینکه مقداری که گذشته به حد مسافت نبوده؛ در این صورت احتیاط واجب آن است که آن نمازها را تمام اعاده کند.

شرط ششم:

اشاره

آنکه از صحرانشین هایی نباشد که در بیابان ها گردش می کنند و هر جا آب و خوراک برای خود و حشمشان پیدا کنند می مانند و بعد از چندی به جای دیگر می روند یعنی خانه بدوش نباشد صحرانشین ها در این مسافرت ها باید نماز را تمام بخوانند.

مسأله 1314 : اگر یکی از صحرانشین ها برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر کند؛ چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد؛ در صورتی که با لوازم زندگی حرکت کرده باشد؛ نمازش تمام است؛ ولی اگر بدون لوازم، فقط به منظور تعیین محل سکونت خود و احشام خود باشد؛ نمازش شکسته است.

مسأله 1315 : اگر صحرانشین برای زیارت، یا حج، یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند؛ در صورتی که با لوازم زندگیش که همیشه همراهش بوده نباشد؛ باید نماز را شکسته بخواند. ولی اگر سفر زیارت و حج و تجارت ادامه همان خانه بدوشی باشد؛ باید نماز را تمام بخواند.

شرط هفتم:

اشاره

آنکه شغل او مسافرت نباشد؛ بنا بر این ساربان، راننده، خلبان، کاپیتان کشتی و مانند اینها اگر چه در سفر معمولی خود که شغل اوست برای بردن اثاثیه خود سفر کند؛ در غیر سفر اول، باید نماز را تمام بخواند؛ بلکه در سفر اول هم اگر سفر طولانی باشد؛ یا به نحوی باشد که بگویند شغلش مسافرت است؛ باید نمازشان را تمام بخوانند و ملحق می شود به کسی که شغل او سفر است؛ کسی که سفر مقدمه شغلش باشد؛ به اینکه در محلی اقامت دارد و محل کارش جای دیگری ست و هر روز، یا یک روز در میان، مثلاً برای تدریس یا تجارت به آنجا سفر کرده و بر می گردد.

مسأله 1316 : کسی که شغلش مسافرت است؛ یا سفر مقدمه شغلش باشد؛ اگر برای کار دیگری مثلاً برای زیارت یا حج مسافرت کند؛ باید نماز را شکسته بخواند. ولی اگر مثلاً راننده، اتومبیل خود را برای زیارت کرایه دهد و در ضمن خودش هم زیارت کند؛ باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1317 : حمله دار یعنی کسی که برای رساندن حاجی ها به مکه مسافرت می کند چنانچه شغلش مسافرت باشد؛ باید نماز را تمام بخواند و اگر شغلش مسافرت نباشد؛ باید شکسته بخواند؛ مخصوصاً در صورتی که مدت سفر او کم باشد.
مانند این زمان که سفر حج پیش از چند هفته نیست.

مسأله 1318 : کسی که شغل او حمله داریست و حاجی ها را از راه دور به مکه می برد؛ چنانچه تمام سال، یا قسمت عمده سال را در راه باشد؛ باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1319 : کسی که در مقداری از سال شغلش مسافرت است؛ مثل شوفری که فقط در تابستان یا زمستان مسافرکشی می کند؛ باید در سفری که مشغول به کارش هست؛ نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که شکسته هم بخواند.

مسأله 1320 : راننده و دوره گردی که در دو سه فرسخی شهر رفت و آمد می کند؛ چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخی برود؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1321 : کسی که شغلش مسافرت است؛ یا مسافرت مقدمه شغلش باشد؛ اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند؛ چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد؛ چه بدون قصد بماند؛ باید در سفر اولی که بعد از ده روز می رود نماز را شکسته بخواند. در روایت ابن سنان آمده اگر پنج روز در منزل خود بماند؛ نماز ظهر و عصر را هم شکسته و هم تمام بخواند. ولی نماز عشا را تمام و روزه هم بگیرد.
گرچه کمتر طبق آن فتوی داده شده ولی مناسب است مراعات آن.

مسأله 1322 : کسی که شغلش مسافرت است؛ یا مسافرت مقدمه شغلش باشد؛ اگر در غیروطن خود ده روز بماند؛ چنانچه از اول قصد ماندن ده روز را داشته؛ در سفر اولی که بعد از ده روز می رود باید نماز را شکسته بخواند و اگر از اول قصد ماندن ده روز را نداشته؛ در سفر اول تمام بخواند. احتیاط لازم آن است که شکسته هم بخواند.

مسأله 1323 : کسی که شغلش مسافرت است؛ یا مسافرت مقدمه شغلش باشد؛ اگر شک کند که در وطن خود یا جای دیگر ده روز مانده یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1324 : کسی که در شهرها سیاحت می کند و برای خود وطنی اختیار نکرده؛ باید نماز را تمام بخواند. احتیاط مستحب آن است که شکسته هم بخواند.

مسأله 1325 : کسی که شغلش مسافرت نیست؛ اگر مثلاً در شهری یا در دهی جنسی دارد که برای حمل آن اتفاقاً مسافرت های پی در پی می کند؛ باید نماز را شکسته بخواند. ولی اگر به حدی رفت و آمد کند که عرفاً این کار شغلش به حساب آید؛ در این صورت نماز را تمام بخواند.

مسأله 1326 : کسی که از وطنش صرف نظر کرده و می خواهد وطن دیگری برای خود اختیار کند؛ اگر شغلش مسافرت نباشد؛ باید در مسافرت نماز را شکسته بخواند.

شرط هشتم:

اشاره

آنکه به حد ترخص برسد و معنی حد ترخص در مسأله (1292) گذشت. اعتبار حد ترخص در غیروطن و جایی که قصد کرده ده روز بماند روشن نیست. احتیاط لازم آن است که نماز را بعد از حد ترخص شکسته بخواند و اگر بخواهد قبل از رسیدن به حد ترخص نماز بخواند؛ نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1327 : کسی که به سفر می رود اگر به جایی برسد که اذان را نشنود ولی دیوار شهر را ببیند؛ یا دیوارها را نبیند و صدای اذان را بشنود؛ چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند؛ بنا بر احتیاط واجب نماز را هم تمام و هم شکسته بخواند.

مسأله 1328 : مسافری که به وطنش بر می گردد؛ وقتی دیوار وطن خود را ببیند و صدای اذان آن را بشنود؛ باید نماز را تمام بخواند. گذشت اعتبارحد ترخص در جایی که قصد ماندن ده روز را دارد روشن نیست. اگر بخواهد در حد ترخص نماز بخواند؛ احتیاط واجب آن است که نماز را هم تمام و هم شکسته بخواند.

مسأله 1329 : هرگاه شهر در بلندی باشد که از دور دیده شود؛ یا به قدری گود باشد که اگر انسان کمی دور شود دیوار آن را نبیند؛ کسی که از آن شهر مسافرت می کند؛ وقتی به اندازه ای دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود؛ دیوارش از آنجا دیده نمی شد؛ باید نماز خود را شکسته بخواند و نیز اگر پستی و بلندی خانه ها بیشتر از معمول باشد؛ باید ملاحظه معمول را بنماید.

مسأله 1330 : اگر از محلی مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد؛ وقتی به جایی برسد که اگر آن محل دیوار داشت از آنجا دیده نمی شد؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1331 : اگر به قدری دور شود که نداند صدایی را که می شنود؛ صدای اذان است یا صدای دیگر، احتیاط لازم آن است که در آن مکان هم تمام بخواند؛ هم شکسته. احتیاط آن است که نماز را تأخیر بیندازد تا برسد به جایی که چنین صدایی شنیده نشود. ولی اگر بفهمد اذان می گویند و کلمات آن را تشخیص ندهد؛ باید تمام بخواند.

مسأله 1332 : اگر به قدری دور شود که اذان خانه ها را نشنود؛ ولی اذان شهر را که معمولا در جای بلند می گویند بشنود؛ نباید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1333 : اگر به جایی برسد که اذان شهر که معمولا در جای بلند می گویند نشنود؛ ولی اذانی را که در جای خیلی بلند به طوری که خارج از متعارف باشد بشنود؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1334 : اگر چشم، یا گوش او، یا صدای اذان، غیر معمولی باشد؛ در محلی باید نماز را شکسته بخواند که چشم متوسط دیوار خانه ها را نبیند و گوش متوسط صدای اذان معمولی را نشنود.

مسأله 1335 : اگر موقعی که سفر می رود شک کند که به حد ترخص یعنی جایی که اذان را نشنود و دیوار را نبیند رسیده یا نه، باید نماز را تمام بخواند و در موقع برگشتن اگر شک کند که به حد ترخص رسیده یا نه، باید شکسته بخواند. ولی شخصی که از یک محل به مسافرت می رود و بر می گردد؛ چنانچه در هر دو موقع نماز را در آنجایی که شک دارد خواهد خواند؛ احتیاط لازم آن است که هم تمام بخواند و هم شکسته، بنا بر این اگر در رفتن نماز را تمام خوانده؛ اگر وقت باقیست شکسته هم بخواند و اگر وقت گذشته قضای آن را به جا آورد.

مسأله 1336 : مسافری که در سفر از وطن خود عبور می کند؛ وقتی به جایی برسد که دیوار وطن خود را ببیند و صدای اذان آن را بشنود؛ باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1337 : مسافری که در بین مسافرت به وطنش رسیده تا وقتی که در آنجاست باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود؛ یا چهار فرسخ برود و برگردد؛ وقتی به حد ترخص برسد باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1338 : محلی را که انسان برای اقامت و زندگی اختیار کرده وطن او است؛ گرچه قصد ماندن دائم در آن محل را نداشته باشد.
ولی اگر ماندنشان را محدود به زمان، گرچه طولانی، بکند؛ وطن او نمی شود. خلاصه همین که شخص بخواهد در محلی اقامت و زندگی کند و آن را محدود به مدتی نکند؛ وطن او حساب می شود؛ گرچه نیت ماندن دائم را نداشته باشد.
به هر حال به ماندن در محلی ولو چند سال، گرچه وطن او حساب نمی شود؛ ولی آثار و احکام وطن بر آن مترتب است.
همین که به کسی که در محلی زندگی می کند مسافر نگویند؛ مادامی که در آن محل می باشد نماز را باید تمام و روزه را باید بگیرد.

مسأله 1339 : کسی که قصد کرده در محلی که وطن اصلیش نیست مدتی بماند؛ در صورتی که از ماندن در آنجا منصرف شود؛ آثار وطن بر او مترتب نیست؛ هر وقت به آنجا برود باید به احکام مسافر عمل کند.

مسأله 1340 : جایی را که انسان محل زندگی خود قرار داده؛ که اگر مسافرتی برایش پیش بیاید دوباره به همانجا بر می گردد؛ اگر چه قصد ماندن همیشگی را در آنجا نداشته باشد؛ در حکم وطن است.

مسأله 1341 : کسی که در دو محل یا بیشتر زندگی می کند؛ مثلاً شش ماه در شهری و شش ماه یا کمتر در شهر دیگری می ماند و بنای زندگی همیشگی دارد؛ همه آنها وطن او حساب می شود.

مسأله 1342 : محلی را که صرف نظر کرده از ماندن در آن، احکام وطن بر او جاری نیست؛ چه در آنجا ملک داشته باشد یا نه و چه در آنجا شش ماه ولو پی در پی مانده باشد یا نه، هر وقت در مسافرت به آنجا می رسد؛ اگر قصد ماندن ده روز نداشته باشد؛ نمازش شکسته است.

مسأله 1343 : اگر به جایی برسد که وطن او بوده و از آنجا صرف نظر کرده؛ نباید نماز را تمام بخواند؛ اگر چه وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد؛ مگر اینکه بخواهد برای همیشه بی جا و سکنی باشد و جایی را برای ماندن در آن انتخاب نکند؛ این شخص به حکم خانه بدوش است و گذشت که باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1344 : مسافری که قصد دارد ده روز پشت سرهم در محلی بماند؛ یا می داند که بدون اختیار ده روز در محلی می ماند؛ در آن محل باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1345 : مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند؛ لازم نیست قصد ماندن شب اول یا شب یازدهم را داشته باشد؛ همین که قصد کند از اول آفتاب روز اول تا غروب روز دهم بماند؛ باید نماز را تمام بخواند و احتیاط مراعات مغرب و زایل شدن سرخی از طرف شرق است و همچنین است اگر مثلاً قصدش این باشد که از ظهر روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند باید تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که در این صورت شکسته هم بخواند.

مسأله 1346 : مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند؛ در صورتی باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز را در یک جا بماند. میزان در تشخیص یک جا بودن و تعدد آن، عرف است؛ بنا بر این اگر بنا دارد در یک شهر در محلات آن حرکت کند نمازش تمام است؛ گرچه آن شهر بزرگ باشد مگر اینکه محلات آن شهر به نحوی از یکدیگر دور و جدا باشند که حرکت شخص از محلی به محل دیگر در عرف مسافرت حساب شود؛ در این صورت نمازش شکسته است.

مسأله 1347 : مسافری که می خواهد ده روز در محلی بماند؛ قصد بیرون رفتن به اطراف و توابع آن مانند باغات و مزارع آن ضرر به اقامت در آن محل نمی رساند؛ باید نماز را تمام بخواند؛ بلکه اگر قصد بیرون رفتن به اطراف و توابع که کمتر از مسافت شرعیست داشته باشد؛ ضرر به اقامت نمی رساند؛ در صورتی که رفت و برگشت به اندازه ای نباشد که در نظر عرف با قصد اقامت در محل منافات داشته باشد.
ولی اگر قصد داشته باشد که در آن روز برنگردد؛ نمازش شکسته است؛ مگر اینکه آن روز را از ده روز حساب نکند و در محل ده روز کامل بماند؛ در این صورت نماز را تمام بخواند.

مسأله 1348 : مسافری که تصمیم ندارد ده روز در محلی بماند؛ مثلاً قصدش اینست که اگر رفیقش بیاید؛ یا منزل خوبی پیدا کند؛ ده روز بماند؛ باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1349 : کسی که تصمیم دارد ده روز در محلی بماند؛ اگر چه احتمال دهد که برای ماندن او مانعی برسد؛ باید نماز را تمام بخواند؛ در صورتی که احتمالش نزد عقلا مورد اعتنا نباشد.
ولی اگر احتمالش عقلایی باشد؛ به قصد اقامت ضرر می رساند؛ نمازش شکسته است.

مسأله 1350 : اگر مسافر بداند که مثلاً ده روز یا بیشتر به آخر ماه مانده و قصد کند تا آخر ماه در جایی بماند؛ باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر نداند تا آخر ماه چند روز مانده و قصد کند که تا آخر ماه بماند؛ باید نماز را شکسته بخواند؛ در صورتی که تردید در این باشد که اگر ماه تمام است ده روز بماند و اگر ناقص است نه روز بماند. ولی اگر تردید در این نباشد؛ مثلاً بداند آخر ماه شنبه است و قصد ماندن تا آن روز را داشته باشد؛ ولی نداند روز اولی که قصد ماندن کرده پنج شنبه بوده یا جمعه، بعد معلوم شود پنج شنبه بوده؛ در این صورت نمازش تمام است.

مسأله 1351 : اگر مسافری که قصد کند ده روز در محلی بماند؛ چنانچه پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی از ماندن منصرف شود؛ یا مردد شود که در آنجا بماند یا به جای دیگر برود؛ باید نماز را شکسته بخواند و اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی از ماندن منصرف، یا مردد شود؛ تا وقتی در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1352 : مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند؛ اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود؛ چنانچه یک نماز چهار رکعتی خوانده باشد؛ روزه اش صحیح است و تا وقتی در آنجا هست باید نمازهای خود را تمام بخواند و اگر یک نماز چهار رکعتی نخوانده باشد؛ روزه آن روزش صحیح است.
صحیح بودن روزه اش از صحیح بودن روزه کسی که بعد از ظهر مسافرت می کند به خوبی روشن است؛ ولی نمازهای خود را باید شکسته بخواند و روزهای بعد هم نمی تواند روزه بگیرد.

مسأله 1353 : مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند؛ اگر از ماندن منصرف شود و شک کند پیش از آنکه از قصد ماندن برگردد یک نماز چهار رکعتی خوانده یا نه، باید نمازهای خود را شکسته بخواند؛ مگر اینکه شک بعد از گذشتن وقت حاصل شود؛ در این صورت بعید نیست نمازها را تمام بخواند و احتیاط جمع بین شکسته و تمام است.

مسأله 1354 : اگر مسافر به نیت اینکه نماز را شکسته بخواند مشغول نماز شود و در بین نماز تصمیم بگیرد که ده روز یا بیشتر بماند؛ باید نماز را چهار رکعتی تمام نماید.

مسأله 1355 : مسافری که قصد دارد ده روز در محلی بماند؛ اگر در بین نماز چهار رکعتی از قصدش برگردد؛ چنانچه مشغول رکعت سوم نشده؛ باید نماز را دو رکعتی تمام نماید و بقیه نمازهای خود را شکسته بخواند و همچنین است اگر مشغول رکعت سوم شده و به رکوع نرفته؛ باید بنشیند و نمازش را دو رکعتی با تشهد و سلام تمام کند و دو سجده سهو برای ایستادن بی جا انجام دهد و تا هنگامی که در آنجاست نمازها را شکسته بخواند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته؛ نمازش با این زیادتی قهری رکوع باطل شده؛ باید نماز را دوباره شکسته بخواند و تا هنگامی که در آنجاست باید نمازها را شکسته بخواند.

مسأله 1356 : مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند؛ اگر بیشتر از ده روز در آنجا بماند؛ تا وقتی که مسافرت نکرده باید نمازش را تمام بخواند و لازم نیست دوباره قصد ماندن ده روز کند.

مسأله 1357 : مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند؛ باید روزه واجب را بگیرد و می تواند روزه مستحبی را هم به جا آورد و نافله ظهر و عصر را بخواند. نافله عشا (وتیره) را در سفر گرچه قصد ماندن ده روز را نداشته باشد می تواند بخواند. مسافری که قصد ماندن ده روز را ندارد می تواند نماز جمعه بخواند؛ ولی نمی تواند امام جماعت شود؛ مگر اینکه قصد ماندن ده روز را داشته باشد.

مسأله 1358 : مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند؛ اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی، یا بعد از آنکه ده روز در آنجا مانده؛ گرچه نماز چهار رکعتی نخوانده باشد؛ به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد و دوباره در جای اول خود ده روز بماند؛ از وقتی که می رود تا بر می گردد و بعد از برگشتن؛ باید نماز را تمام بخواند و همچنین اگر نخواهد بعد از برگشتن ده روز بماند باید در رفتن و در مدتی که در آنجا می ماند و در موقع برگشتن و بعد از آنکه به آن محل برگشت؛ نمازش را تمام بخواند؛ مگر اینکه آن محل را در برگشت یکی از منازل خود قرار دهد؛ در صورتی که قصد مسافت شرعی را داشته باشد در برگشت به آن محل نمازش شکسته است و اگر قصد هشت فرسخ نداشته باشد نمازش تمام است.

مسأله 1359 : مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند؛ اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی بخواهد به جای دیگری که کمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند؛ باید در رفتن و در محلی که قصد ماندن ده روز دارد؛ نمازهای خود را تمام بخواند. ولی اگر جایی که می خواهد برود هشت فرسخ یا بیشتر باشد؛ باید موقع رفتن نمازهای خود را شکسته بخواند و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز کرده نمازش را تمام بخواند.

مسأله 1360 : مسافری که قصد کرده ده روز در محلی بماند؛ اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی بخواهد به جایی که کمتر از چهار فرسخ است برود؛ چنانچه مردد باشد که به محل اولش برگردد یا نه، یا به کلی از برگشتن به آنجا غافل باشد؛ یا بخواهد برگردد ولی مردد باشد که ده روز در آنجا بماند یا نه، یا آنکه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد؛ باید وقتی که می رود تا بر می گردد و بعد از برگشتن؛ نمازهای خود را تمام بخواند و احتیاط واجب آن است که نماز شکسته هم بخواند.

مسأله 1361 : اگر به خیال اینکه رفقایش می خواهند ده روز در محلی بمانند؛ قصد کند که ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی بفهمد که آنها قصد نکرده اند؛ اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود؛ تا مدتی که در آنجا هست باید نماز را تمام بخواند؛ در صورتی که قصد رفقا داعی بر قصدش باشد.
ولی اگر قصدش وابسته به قصد آنان باشد به نحوی که اگر رفقا قصد ماندن ده روز را داشته باشند قصد داشته؛ در این صورت نمازش شکسته است.

مسأله 1362 : اگر مسافر بعد از رسیدن به هشت فرسخ سی روز در محلی بماند و در تمام سی روز در رفتن و ماندن مردد باشد؛ بعد از گذشتن سی روز اگر چه مقدار کمی در آنجا بماند؛ باید نماز را تمام بخواند و همچنین است اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ مردد شود بین ماندن در آنجا و ادامه سفر، از وقتی که مردد می شود باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر مردد شود بین ادامه سفر و برگشتن به محل خود، اگر به مقدار چهار فرسخ رفته؛ باید شکسته بخواند و اگر کمتر از چهار فرسخ باشد تمام بخواند.

مسأله 1363 : مسافری که می خواهد نه روز یا کمتر در محلی بماند؛ اگر بعد از آنکه نه روز یا کمتر در آنجا ماند؛ بخواهد دوباره نه روز دیگر یا کمتر بماند و همین طور تا سی روز، روز سی و یکم باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1364 : مسافری که سی روز مردد بوده؛ در صورتی باید نماز را تمام بخواند که سی روز را در یک جا بماند. پس اگر مقداری از آن را در جایی و مقداری را در جای دیگر بماند؛ بعد از سی روز هم باید نماز را شکسته بخواند.

مسائل متفرقه نماز مسافر

مسأله 1365 : افضل اینست که مسافر در مسجدالحرام و مسجد پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و مسجد کوفه، نمازش را تمام بخواند؛ ولی شکسته خواندن احوط است.
بعید نیست این حکم در تمام شهر مکه و مدینه، جاری باشد و نیز مسافر می تواند در حائر حضرت سیدالشهداء عَلَیْهِ السَّلَام در فاصله کمتر از بیست و پنج ذراع از قبر مطهر، نماز را تمام بخواند و در فاصله دورتر از این مقدار احتیاط واجب آن است که نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1366 : کسی که می داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند؛ اگر در غیر چهار مکانی که در مسأله پیش گفته شد؛ عمداً تمام بخواند؛ نمازش باطل است و اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند؛ اگر در وقت ملتفت شود لازم است نماز را شکسته اعاده کند و اگر اعاده نکرد واجب است قضای آن را شکسته در خارج وقت به جا آورد. ولی اگر بعد از گذشتن وقت ملتفت شود؛ قضای آن لازم نیست.

مسأله 1367 : کسی که می داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند؛ ولی سهواً بدون توجه به طور عادت تمام بخواند؛ اگر در وقت یادش بیاید لازم است شکسته اعاده کند و اگر اعاده نکرد بعد از وقت شکسته قضا کند و اگر بعد از وقت ملتفت شد بنا بر احتیاط لازم شکسته قضا نماید.

مسأله 1368 : مسافری که نمی داند باید نماز را شکسته بخواند؛ اگر تمام بخواند نمازش صحیح است.

مسأله 1369 : مسافری که می داند باید نماز را شکسته بخواند؛ اگر بعضی از خصوصیات آن را نداند؛ مثلاً نداند که در سفر هشت فرسخی باید شکسته بخواند؛ چنانچه تمام بخواند؛ اگر در وقت ملتفت شود بنا بر احتیاط واجب اعاده کند و اگر بعد از وقت بفهمد؛ قضا لازم نیست.

مسأله 1370 : مسافری که می داند باید نماز را شکسته بخواند؛ اگر به گمان اینکه سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند؛ وقتی بفهمد که سفرش هشت فرسخ بوده؛ نمازی را که تمام خوانده باید دوباره شکسته بخواند و اگر وقت گذشته قضا لازم نیست گرچه خوب است.

مسأله 1371 : اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند؛ چنانچه در وقت یادش بیاید شکسته به جا آورد و اگر بعد از وقت یادش بیاید قضای آن نماز بر او واجب نیست.

مسأله 1372 : کسی که باید نماز تمام بخواند؛ اگر شکسته به جا آورد؛ در هر صورت نمازش باطل است.
هر چند این حکم در مسافری که قصد ماندن ده روز در جایی داشته و به جهت ندانستن حکم مسأله نماز را شکسته خوانده؛ احتیاطی است.

مسأله 1373 : اگر مشغول نماز چهار رکعتی شود و در بین نماز یادش بیاید که مسافر است؛ یا ملتفت شود که سفر او هشت فرسخ است؛ چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته؛ باید نماز را دو رکعتی تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته؛ نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار خواندن یک رکعت وقت داشته باشد؛ باید نماز را از سر شکسته بخواند.

مسأله 1374 : اگر مسافر بعضی از خصوصیات نماز مسافر را نداند؛ مثلاً نداند که اگر چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد؛ باید شکسته بخواند. چنانچه به نیت نماز چهار رکعتی مشغول نماز شود و پیش از رکوع رکعت سوم مسأله را بفهمد؛ باید نماز را دو رکعتی تمام کند و اگر در رکوع ملتفت شود؛ نمازش باطل است.
در صورتی که به مقدار یک رکعت هم از وقت مانده باشد؛ باید نماز را از سر شکسته بخواند.

مسأله 1375 : مسافری که باید نماز را تمام بخواند؛ اگر به واسطه ندانستن مسأله به نیت نماز دو رکعتی مشغول نماز شود و در بین نماز مسأله را بفهمد؛ باید نماز را چهار رکعتی تمام کند.
احتیاط مستحب آن است که بعد از تمام شدن نماز دوباره آن نماز را چهار رکعتی بخواند.

مسأله 1376 : مسافری که نماز نخوانده؛ اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد؛ یا به جایی برسد که می خواهد ده روز در آنجا بماند؛ باید نماز را تمام بخواند و کسی که مسافر نیست اگر در اول وقت نماز نخوانده و مسافرت کند؛ در سفر باید نماز را شکسته بخواند.

مسأله 1377 : اگر از مسافری که باید نماز را شکسته بخواند؛ نماز ظهر، یا عصر، یا عشا، قضا شود؛ باید آن را دو رکعتی قضا نماید اگر چه در غیرسفر بخواهد قضای آن را به جا آورد و اگر از کسی که مسافر نیست یکی از این سه نماز قضا شود؛ باید چهار رکعتی قضا نماید اگر چه در سفر بخواهد آن را قضا کند.

مسأله 1378 : مستحب است مسافر، بلکه هر نمازگزار، بعد از هر نماز سی مرتبه بگوید:
سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ و در تعقیب نماز ظهر، عصر و عشا بیشتر سفارش شده؛ بلکه بهتر است مسافری که این سه نماز را شکسته می خواند در تعقیب آنها شصت مرتبه بگوید؛ بنا بر این سی مرتبه به عنوان تعقیب نماز و سی مرتبه آن به جای دو رکعتی که در سفر کم شده.

نماز قضا

[احکام]

مسأله 1379 : کسی که نماز واجب خود را در وقت نخوانده؛ باید قضای آن را به جا آورد اگر چه در تمام وقت نماز خواب مانده؛ یا به واسطه مستی نخوانده و اگر در تمام وقت، بیهوشی به اختیار حاصل شده باشد؛ احتیاط واجب آن است که قضا نماید. ولی اگر بیهوشی بی اختیار بوده؛ قضا لازم نیست گرچه مستحب است و همچنین نمازهای یومیه، بلکه نماز آیات و نذر معین که زن در حال حیض و نفاس نخوانده؛ قضا ندارد.

مسأله 1380 : اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده؛ باید قضای آن را بخواند.

مسأله 1381 : کسی که نماز قضا دارد؛ باید در خواندن آن کوتاهی نکند؛ ولی واجب نیست فوراً آن را به جا آورد.

مسأله 1382 : کسی که نماز قضا دارد می تواند نماز مستحبی بخواند.

مسأله 1383 : اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد؛ یا نمازهایی که خوانده صحیح نبوده؛ مستحب است احتیاطاً قضای آنها را به جا آورد.

مسأله 1384 : نمازهای قضای یومیه خوب است به ترتیب خوانده شود ولی لازم نیست؛ خصوصاً در صورتی که ترتیب را فراموش کرده. ولی اگر ترتیب در فوت را بداند؛ احتیاطاً به ترتیب قضا نماید. بله فقط در قضای نماز ظهر و عصر یک روز و قضای نماز مغرب و عشاء یک شب، ترتیب لازم است.

مسأله 1385 : اگر بخواهد قضای چند نماز غیریومیه مانند نماز آیات را بخواند؛ یا مثلاً بخواهد قضای یک نماز یومیه و چند نماز غیریومیه را بخواند؛ لازم نیست آنها را به ترتیب به جا آورد.

مسأله 1386 : در مسأله (1384) گفته شد ترتیب در قضای نمازهای یومیه لازم نیست مگر در بعضی موارد. اگر ترتیب نمازهایی را که نخوانده فراموش کند؛ بهتر آن است که طوری آنها را بخواند که یقین کند به ترتیبی که قضا شده به جا آورده؛ مثلاً اگر قضای یک نماز ظهر و یک نماز مغرب بر او واجب است و نمی داند کدام اول قضا شده؛ اول یک نماز مغرب و بعد از آن یک نماز ظهر و دوباره نماز مغرب را بخواند؛ یا اول یک نماز ظهر و بعد از آن یک نماز مغرب و دوباره نماز ظهر را بخواند؛ تا یقین کند هر کدام را که اول قضا شده؛ اول خوانده.

مسأله 1387 : اگر نماز ظهر یک روز و نماز عصر روز دیگر، یا دو نماز ظهر، یا دو نماز عصر، از او قضا شده و نمی داند کدام اول قضا شده است؛ چنانچه دو نماز چهار رکعتی بخواند به نیت اینکه اولی قضای نماز روز اول و دومی قضای نماز روز دوم باشد؛ کافی است.

مسأله 1388 : اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشا، یا یک نماز عصر و یک نماز عشا، از او قضا شود و نداند کدام اول قضا شده است؛ بهتر آن است که طوری آنها را بخواند که یقین کند به ترتیب به جا آورده است؛ مثلاً اگر یک نماز ظهر و یک نماز عشا از او قضا شده و اولی آنها را نمی داند؛ اول یک نماز ظهر و بعد یک نماز عشا، دوباره یک نماز ظهر بخواند؛ یا اول یک نماز عشا، بعد یک نماز ظهر دوباره یک نماز عشا بخواند.

مسأله 1389 : کسی که می داند یک نماز چهار رکعتی نخوانده؛ ولی نمی داند نماز ظهر است یا نماز عصر، اگر یک نماز چهار رکعتی به نیت قضای نمازی که نخوانده به جا آورد؛ کافی است.

مسأله 1390 : کسی که پنج نماز پشت سرهم از او قضا شده و نمی داند اوّلی آنها کدام است و بخواهد به ترتیبی که فوت شده به جا آورد؛ نُه نماز به این کیفیت بخواند:
مثلا از نماز صبح شروع کند و بعد از آنکه ظهر، عصر، مغرب و عشا را خواند؛ دو مرتبه نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا را بخواند و اگر شش نماز پشت سرهم از او قضا شده و اولی آنها را نمی داند؛ ده نماز به ترتیب قضا کند و همین طور برای هر نماز یک نماز به نمازهای او اضافه می شود؛ در صورتی که پشت سرهم قضا شده باشد.

مسأله 1391 : کسی که می داند نمازهای پنج گانه او هر کدام از یک روز قضا شده و ترتیب آنها را نمی داند؛ نماز یک شبانه روز را به جا آورد کافی است؛ ولی اگر بخواهد احتیاط کند؛ پنج شبانه روز بخواند و اگر شش نماز از شش روز از او قضا شده؛ شش شبانه روز بخواند و همچنین برای هر نمازی که به نمازهای قضای او اضافه شود؛ یک روز بیشتر بخواند تا یقین کند به ترتیبی که قضا شده به جا آورده.

مسأله 1392 : کسی که مثلاً چند نماز صبح یا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آنها را نمی داند یا فراموش کرده؛ مثلاً نمی داند که سه، یا چهار، یا پنج نماز بوده؛ چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافی است؛ ولی بهتر اینست که به قدری نماز بخواند که یقین کند تمام آنها را خوانده است؛ مثلاً اگر فراموش کرده که چند نماز صبح از او قضا شده است و یقین دارد که بیشتر از ده نماز نبوده؛ احتیاطاً ده نماز صبح بخواند.

مسأله 1393 : کسی که فقط یک نماز قضا از روزهای پیش دارد؛ بنا بر احتیاط واجب اگر ممکن است اول آن را بخواند بعد مشغول نماز آن روز بشود و نیز اگر از روزهای پیش نماز قضا ندارد ولی یک نماز یا بیشتر از همان روز از او قضا شده است؛ در صورتی که ممکن باشد بنا بر احتیاط واجب نماز قضای آن روز را پیش از نماز ادا بخواند.

مسأله 1394 : اگر در بین نماز یادش بیاید که یک نماز یا بیشتر، از همان روز از او قضا شده؛ یا فقط یک نماز قضا از روزهای پیش دارد؛ چنانچه وقت وسعت دارد و ممکن است؛ نیت را به نماز قضا برگرداند. بنا بر احتیاط نیت قضا کند؛ مثلاً اگر در نماز ظهر پیش از تمام شدن رکعت دوم یادش بیاید که نماز صبح آن روز قضا شده؛ در صورتی که وقت نماز ظهر تنگ نباشد؛ احتیاطاً نیت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو رکعتی تمام کند؛ بعد نماز ظهر را بخواند. ولی اگر وقت تنگ است یا نمی تواند نیت را به نماز قضا برگرداند؛ مثلاً در رکوع رکعت سوم نماز ظهر یادش بیاید که نماز صبح را نخوانده؛ چون اگر بخواهد نیت نماز صبح کند یک رکوع که رکن است زیاد می شود؛ نباید نیت را به قضای صبح برگرداند.

مسأله 1395 : اگر از روزهای گذشته نمازهای قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده؛ چنانچه برای قضای تمام آنها وقت ندارد؛ یا نمی خواهد همه را در آن روز بخواند؛ احتیاط واجب آن است که نماز قضای آن روز را پیش از نماز ادا بخواند و اگر ترتیب فوت شده نمازهای گذشته را بداند؛ احتیاط واجب آن است که بعد از خواندن قضای نمازهای سابق، دوباره نماز قضایی را که در آن روز، پیش از نماز ادا خوانده به جا آورد.

مسأله 1396 : تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهای خود عاجز باشد؛ دیگری نمی تواند نمازهای او را قضا نماید.

مسأله 1397 : نماز قضا را با جماعت می شود خواند؛ بلکه مستحب است؛ چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا، به شرط اینکه نماز قضا بر ذمه اما مقطعی باشد و لازم نیست هر دو، یک نماز را بخوانند. مثلاً اگر نماز قضای صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند؛ اشکال ندارد.

مسأله 1398 : مستحب است بچه ممیز یعنی بچه ای که خوب و بد را می فهمد به نماز خواندن و عبادت های دیگر عادت دهند؛ بلکه مستحب است او را به قضای نمازها هم وادار نمایند

نماز قضای پدر و مادر

اشاره

که بر پسر بزرگتر واجب است

مسأله 1399 : اگر پدر به جهت عذری نماز یا روزه خود را به جا نیاورده است؛ بلکه اگر بدون عذر هم نیاورده؛ در صورتی که از روی طغیان و سرکشی نبوده؛ بر پسر بزرگتر واجب است پس از مرگ پدر به جا آورد و این حکم در باره مادر بنا بر احتیاط واجب است و پسر بزرگتر می تواند نماز و روزه ای که به عهده اش واقع شده؛ اجیر بگیرد که آنها را انجام دهد.

مسأله 1400 : اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر و مادرش نماز و روزه قضا داشته یا نه، چیزی بر او واجب نیست.

مسأله 1401 : اگر پسر بزرگتر بداند که پدر و مادرش نماز قضا داشتهو شک کند به جا آورده؛ بنا بر احتیاط باید قضا نماید.

مسأله 1402 : اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است؛ قضای نماز و روزه پدر و مادر بر هیچکدام از پسرها واجب نیست. ولی احتیاط مستحب آن است که نماز و روزه آنان را بین خودشان قسمت کنند؛ یا برای آن قرعه بزنند.

مسأله 1403 : اگر میت وصیت کرده باشد که برای نماز و روزه او اجیر بگیرند؛ بعد از آنکه اجیر نماز و روزه او را به طور صحیح به جا آورد؛ بر پسر بزرگتر چیزی واجب نیست.

مسأله 1404 : اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز مادر خود را بخواند؛ باید در جهر و اخفات به تکلیف خود عمل کند؛ مثلاً قضای نماز صبح و مغرب و عشای مادر را باید بلند بخواند.

مسأله 1405 : کسی که خودش نماز و روزه قضا دارد؛ اگر نماز و روزهپدر و مادر هم بر او واجب شود؛ هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.

مسأله 1406 : اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر یا مادر، نابالغ یا دیوانه باشد؛ وقتی که بالغ شد یا عاقل گردید؛ باید نماز و روزه پدر و مادر را قضا نماید. چنانچه پیش از بالغ شدن؛ یا عاقل شدن بمیرد؛ بر پسر دوم چیزی واجب نیست.

مسأله 1407 : اگر پسر بزرگتر پیش از آنکه نماز و روزه پدر یا مادر راقضا کند بمیرد؛ بر پسر دوم چیزی واجب نیست.

نماز جماعت

[احکام]

مسأله 1408 : مستحب است نمازهای واجب، خصوصاً نمازهای یومیهرا به جماعت بخوانند و در نماز صبح، مغرب و عشا، خصوصاً برای همسایه مسجد و کسی که صدای اذان مسجد را می شنود؛ سفارش بیشتر شده. ولی خواندن نماز به جماعت در نماز طواف واجب در حج و عمره و نماز احتیاط و نمازی که به نذر واجب شده باشد؛ درست نیست و جماعت در بعضی نمازها مانند نماز جمعه و نماز عیدین، در صورتی که شرایط واجب شدن آن باشد؛ شرط صحت آنها است.

مسأله 1409 : در روایت معتبر وارد شده که نماز جماعت بیست و پنجدرجه برتر از نماز فرادیست و در خبر ابی سعید خدری از رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم روایت کرده اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کند هر رکعتی ثواب ششصد نماز دارد و هرچه بیشتر شوند؛ ثواب نمازشان بیشتر می شود تا به ده نفر برسند و عده آنان که از ده گذشت؛ اگر آسمان ها کاغذ و دریاها مُرکب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند؛ نمی توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند.

مسأله 1410 : حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بی اعتنایی جایز نیست و سزاوار نیست؛ بلکه کراهت دارد انسان بدون عذر جماعت را ترک کند.

مسأله 1411 : مستحب است انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت که فرادی یعنی تنها خوانده شود بهتر است؛ در صورتی که نماز جماعت در وقت فضیلت واقع شود؛ وگرنه برتری نماز جماعت در غیر وقت فضیلت، بر نماز فرادی اول وقت روشن نیست و نماز جماعتی را که مختصر بخوانند از نماز فرادی که آن را طول بدهند؛ بهتر است.

مسأله 1412 : وقتی که جماعت برپا می شود؛ مستحب است کسی که نمازش را فرادی خوانده دوباره به جماعت بخواند و اگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده؛ نماز دوم او کافی است.

مسأله 1413 : اگر امام یا مأموم بخواهد نمازی را که به جماعت خوانده؛ دوباره با جماعت بخواند اشکال ندارد.

مسأله 1414 : کسی که در نماز وسواس دارد؛ به حدی که تحملش بر او دشوار و مشقت داشته باشد؛ در صورتی که نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت می شود؛ باید نماز را با جماعت بخواند.

مسأله 1415 : اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند؛ نماز جماعت واجب نمی شود بلکه اطاعت از پدر یا مادر واجب است و اطاعت آنان، به خواندن نماز جماعت مستحب است.

مسأله 1416 : نماز مستحب را نمی شود به جماعت خواند؛ مگر نمازاستسقا که برای آمدن باران می خوانند و نمازی که واجب بوده و به جهتی مستحب شده است؛ مانند نماز عید فطر و قربان که در زمان حضور امام عَلَیْهِ السَّلَام واجب بوده و به واسطه غایب شدن ایشان مستحب می باشد.

مسأله 1417 : موقعی که امام جماعت نماز یومیه می خواند؛ هر کدام از نماز یومیه را می شود به او اقتدا کرد. ولی اگر نماز یومیه اش را احتیاطاً دوباره می خواند اقتدا کردن به او اشکال دارد؛ مگر اینکه سبب احتیاط هر دو، یکی باشد در این صورت می شود به او اقتدا کرد و به رجاء مشروعیت بخواند و حمد را هم رجاءً بخواند.

مسأله 1418 : اگر امام جماعت قضای نماز یومیه خود را می خواند؛ می شود به او اقتدا کرد. ولی اگر نمازش را احتیاطاً قضا می کند یا قضای نماز احتیاطی دیگر را می خواند؛ اگر چه برای آن پول نگرفته؛ اقتدا به او اشکال دارد. اما در صورتی که قضای نماز دیگری یقینی باشد؛ اقتدا به او جایز است.

مسأله 1419 : اگر انسان نداند نمازی را که امام می خواند نماز واجب یومیه است؛ یا نماز مستحب، نمی تواند به او اقتدا کند.

مسأله 1420 : اگر امام در محراب باشد و کسی پشت سر او اقتدا نکردهباشد کسانی که دو طرف محراب ایستاده اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمی بینند؛ نمی توانند اقتدا کنند؛ بلکه اگر کسی هم پشت سر امام اقتدا کرده باشد؛ کسانی که در صف اول دو طرف او ایستاده باشند و به واسطه دیوار محراب امام را نمی بینند؛ اشکال دارد. ولی اقتداء صف های بعدی اگر متصل باشند به شخص یا اشخاصی که پشت سر امام هستند صحیح است؛ گرچه امام را نبینند.

مسأله 1421 : اگر به واسطه درازای صف اول، کسانی که دو طرف صف ایستاده اند امام را نبینند؛ می توانند اقتدا کنند و نیز اگر به واسطه درازای یکی از صف های دیگر، کسانی که دو طرف آن ایستاده اند صف جلوی خود را نبینند؛ می توانند اقتدا نمایند.

مسأله 1422 : اگر صف های جماعت تا درب مسجد برسد؛ کسی که مقابل درب، پشت صف ایستاده نمازش صحیح است و نیز نماز کسانی که پشت سر او اقتدا می کنند؛ صحیح می باشد.
ولی نماز کسانی که دو طرف ایستاده اند و صف جلو را نمی بینند؛ اشکال دارد.

مسأله 1423 : کسی که پشت ستون ایستاده اگر از طرف راست یا چپ به واسطه مأموم دیگر به امام متصل نباشد؛ نمی تواند اقتدا کند؛ ولی اگر از یک طرف یا دو طرف اتصال داشته باشد و صف جلو را ببیند؛ اقتدایش صحیح است.

مسأله 1424 : جای ایستادن امام باید از جای مأموم بلندتر نباشد؛ ولی اگر مکان امام مقدار خیلی کمی بلندتر باشد؛ اشکال ندارد و نیز اگر زمین سراشیب باشد و امام در طرفی که بلندتر است بایستد؛ در صورتی که سراشیبی آن زیاد نباشد و طوری باشد که به آن زمین مسطح بگویند؛ مانعی ندارد.

مسأله 1425 : اگر جای مأموم بلندتر از امام باشد اشکال ندارد؛ ولی اگر به قدری بلند باشد که نگویند اجتماع در محلی کرده اند؛ جماعت صحیح نیست.

مسأله 1426 : اگر در بین کسانی که در یک صف ایستاده اند فاصلهبه اندازه نشستن بچه ممیز، گرچه نمازش باطل باشد؛ بلکه بچه غیرممیز، باشد؛ می توانند اقتدا کنند.
ولی اگر فاصله بیش از یک گام باشد؛ در صورتی که نماز ممیز درست باشد اقتدا مانعی ندارد و حمل نماز بچه ممیز بر صحت، در صورتی که شک در صحت نماز او باشد؛ مشکل است.

مسأله 1427 : بعد از تکبیر امام اگر صف جلو آماده نماز و تکبیر گفتن آنان نزدیک باشد؛ کسی که در صف بعد ایستاده می تواند تکبیر بگوید. ولی احتیاط آن است که صبر کند تا تکبیر صف جلو تمام شود.

مسأله 1428 : اگر بداند نماز یک صف از صف های جلو باطل است؛ در صف های بعد نمی تواند اقتدا کند؛ ولی اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه، می تواند اقتدا کند.

مسأله 1429 : هرگاه بداند نماز امام باطل است؛ مثلاً بداند امام وضوندارد؛ اگر چه خود امام ملتفت نباشد؛ نمی تواند به او اقتدا کند.

مسأله 1430 : اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده؛ یا کافربوده؛ یا به جهتی نمازش باطل بوده؛ مثلاً بیوضو نماز خوانده؛ نمازش صحیح است؛ مگر اینکه از مأموم کاری که نماز فرادی را ولو سهواً، باطل می کند؛ مانند زیاد کردن رکوع، صادر شده باشد در این صورت نمازش را اعاده کند.

مسأله 1431 : اگر در بین نماز شک کند که اقتدا کرده یا نه، چنانچه در حالی باشد که وظیفه مأموم است؛ مثلاً به حمد و سوره امام گوش می دهد؛ در صورتی که بنایش بر خواندن جماعت بوده و احتمال دهد از روی فراموشی نیت جماعت نکرده؛ باید نماز را به جماعت تمام کند؛ ولی مع ذلک احتیاط آن است که در تمام حالات نماز را به نیت فرادی تمام کند و اگر مشغول کاری باشد که هم وظیفه منفرد و هم وظیفه مأموم است؛ مثلاً در رکوع یا سجده باشد؛ باید نماز را به نیت فرادی تمام کند.

مسأله 1432 : احتیاط مستحب آن است که در بین نماز جماعت تا ناچار نشود نیت فرادی نکند؛ ولی احتیاط آن است که به نحوی نباشد که صفوف جماعت را به هم زند. چنانچه احتیاط آن است که قبل از تمام شدن رکعتی که اقتدا کرده نیت فرادی نکند.

مسأله 1433 : اگر مأموم به واسطه عذری بعد از حمد و سوره امام، نیت فرادی کند؛ بنا بر احتیاط واجب حمد و سوره را به قصد قربت مطلقه بخواند و اگر پیش از تمام شدن حمد و سوره نیت فرادی نماید؛ حمد و سوره را بخواند.

مسأله 1434 : اگر در بین نماز جماعت نیت فرادی نماید؛ نمی تواند دوباره نیت جماعت کند و اگر مردد شود که نیت فرادی کند یا نه، بعد تصمیم بگیرد که نماز را با جماعت تمام کند صحت نماز به عنوان جماعت خالی از اشکال نیست

مسأله 1435 : اگر شک کند که نیت فرادی کرده یا نه، باید بنا بگذاردکه نیت فرادی نکرده است.

مسأله 1436 : اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و به رکوع امام برسد؛ اگر چه ذکر امام تمام شده باشد؛ نمازش صحیح است و یک رکعت حساب می شود. اما اگر به مقدار رکوع خم شود و به رکوع امام نرسد؛ نمازش به عنوان جماعت باطل است؛ می تواند نماز را فرادی تمام کند و احتیاط لازم آن است که نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1437 : اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و به مقدار رکوع خم شود و شک کند که به رکوع امام رسیده یا نه، حکم آن از آنچه در مسأله گذشته گفته شد روشن است.

مسأله 1438 : اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و پیش از آنکه به اندازه رکوع خم شود امام سر از رکوع بردارد؛ احتیاط واجب آن است که قصد فرادی کند.

مسأله 1439 : اگر اول نماز، یا بین حمد و سوره اقتدا کند و پیش از آنکه به رکوع رود امام سر از رکوع بردارد؛ چنانچه عمداً رکوع خود را تأخیر نیندازد؛ نماز او صحیح و الا احتیاط لازم آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

مسأله 1440 : اگر موقعی برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است؛ چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد؛ باید بعد از نیت و گفتنتکبیرة الاحرام، بنشیند و تشهد را به قصد قربت مطلقه، یا رجاءً با امام بخواند؛ ولی سلام را نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد بعد بایستد و بدون آنکه دوباره نیت کند و تکبیرة الاحرام بگوید؛ حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند.

مسأله 1441 : مأموم نباید جلوتر از امام بایستد و بنا بر احتیاط واجبمأموم اگر مرد باشد؛ قدری عقب تر در طرف راست امام بایستد و اگر قد او بلندتر از امام است؛ بنا بر احتیاط طوری بایستد که در رکوع و سجود، جلوتر از امام نباشد و اگر مأموم متعدد باشد؛ پشت سر امام بایستند.

مسأله 1442 : در نماز جماعت باید بین مأموم و امام پرده و مانند آنکه پشت آن دیده نمی شود؛ فاصله نباشد؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب شیشه و مانند آن هم فاصله نباشد و همچنین است بین انسان و مأموم دیگری که انسان به واسطه او به امام متصل شده است؛ ولی اگر امام مرد و مأموم زن باشد؛ چنانچه بین آن زن و امام، یا بین آن زن و مأموم دیگری که مرد است و زن به واسطه او به امام متصل شده است؛ پرده و مانند آن باشد؛ اشکال ندارد.

مسأله 1443 : اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام، یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطه او متصل به امام است؛ پرده یا چیز دیگری، گرچه دیده بشود بنا بر احتیاط، فاصله شود؛ چنانچه مأموم فوراً قصد فرادی بکند؛ جماعتش باطل است؛ قهراً نمازش فرادی می شود و نمازش صحیح است؛ در صورتی که به وظیفه منفرد عمل کند.

مسأله 1444 : واجب است بین جای سجده مأموم و جای ایستادن امام بیشتر از یک قدم باز که قریب یک متر و به مقدار خواب گاه گوسفند است؛ فاصله نباشد و نیز بین ایستادن انسان به واسطه مأمومی که جلو او ایستاده و به واسطه او متصل به امام است؛ بیش از این اندازه نباشد و احتیاط مستحب آن است که جای سجده مأموم با جای کسی که جلو او ایستاده، هیچ فاصله نداشته باشد.

مسأله 1445 : اگر مأموم به واسطه کسی که طرف راست یا چپ او اقتداکرده به امام متصل باشد و از جلو متصل نباشد؛ نباید بیش از یک قدم باز که در مسأله گذشته بیان شد؛ فاصله باشد.

مسأله 1446 : اگر در نماز بین مأموم و امام، یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطه او به امام متصل است؛ بیشتر از یک قدم باز فاصله پیدا شود؛ چنانچه قصد فرادی نکند؛ جماعتش باطل می شود. قهراً نمازش فرادی می شود؛ در صورتی که به وظیفه منفرد عمل کند نمازش صحیح است.

مسأله 1447 : اگر نماز همه کسانی که در صف جلو هستند تمام شود؛ یا همه نیت فرادی نمایند؛ نماز صف بعد فرادی می شود؛ هر چند صف جلو فوراً برای نماز دیگری به امام اقتدا کنند.

مسأله 1448 : اگر در رکعت دوم اقتدا کند؛ در نمازهای جهریه که صدای قرائت امام را می شنود؛ نباید حمد و سوره بخواند و در نمازهای اخفاتیه که صدای قرائت امام را نمی شنود؛ احتیاط بر نخواندن حمد و سوره است؛ ولی قنوت و تشهد را با امام بخواند و احتیاط آن است که موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد؛ حمد را تمام کند و در رکوع خود را به امام برساند و در صورتی که در رکوع به امام نرسد بنا بر احتیاط فرادی کند و یا نماز را با امام تمام کند و دوباره بخواند.

مسأله 1449 : اگر موقعی که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتیست اقتدا کند؛ باید در رکعت دوم نمازش که رکعت سوم امام است؛ بعد از دو سجده بنشیند و تشهد را به مقدار واجب بخواند؛ در صورتی که بترسد که به قیام امام نرسد؛ وگرنه خواندن بعضی تسبیحات مانع ندارد؛ سپس برخیزد و احتیاط واجب آن است که سه مرتبه تسبیحات بگوید و چنانچه بعد از گفتن سه مرتبه تسبیحات در رکوع به امام نرسد؛ قصد فرادی کند.

مسأله 1450 : اگر امام در رکعت سوم و چهارم باشد و مأموم بداند که اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمی رسد؛ واجب است صبر کند تا امام به رکوع رود بعداً اقتدا نماید.

مسأله 1451 : اگر در رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند؛ باید حمد و سوره را بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد؛ باید حمد را بخواند و در رکوع خود را به امام برساند و اگر به رکوع امام نرسد احتیاط واجب آن است که فرادی کند؛ یا اینکه نماز را با امام تمام کند و دوباره نماز را بخواند.

مسأله 1452 : کسی که می داند اگر سوره یا قنوت را تمام کند به رکوع امام نمی رسد؛ چنانچه عمداً سوره یا قنوت را بخواند و به رکوع نرسد؛ بعید نیست نمازش صحیح باشد باید به وظیفه فرادی عمل کند.

مسأله 1453 : کسی که اطمینان دارد اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید؛ به رکوع امام می رسد؛ واجب است سوره را شروع کند؛ یا اگر شروع کرده تمام نماید. ولی همین که امام به رکوع رفت در هر دو صورت می تواند سوره را ترک کند و به رکوع رود و اگر با تمام کردن سوره بتواند رکوع امام را درک کند می تواند سوره را تمام کند و به رکوع رود.

مسأله 1454 : کسی که یقین دارد اگر سوره را بخواند به رکوع امام می رسد؛ چنانچه سوره را بخواند و به رکوع امام نرسد؛ نمازش صحیح است؛ ولی احتیاط آن است که قصد فرادی کند.

مسأله 1455 : اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند که در کدام رکعت است؛ می تواند اقتدا کند؛ ولی باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند؛ اگر چه بعد بفهمد که امام در رکعت اول یا دوم بوده؛ نمازش صحیح است.

مسأله 1456 : اگر به خیال اینکه امام در رکعت اول یا دوم است؛ حمد و سوره نخواند و بعد از رکوع بفهمد که در رکعت سوم یا چهارم بوده؛ نمازش صحیح است؛ ولی اگر پیش از رکوع بفهمد؛ باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد فقط حمد را بخواند و در رکوع خود را به امام برساند و اگر به رکوع امام نرسد؛ احتیاط واجب آن است که فرادی کند؛ یا اینکه نماز را با امام تمام کند و نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1457 : اگر به خیال اینکه امام در رکعت سوم و چهارم است حمد و سوره بخواند و پیش از رکوع، یا بعد از آن، بفهمد که در رکعت اول یا دوم بوده؛ نمازش صحیح است و اگر در بین حمد و سوره بفهمد؛ لازم نیست آنها را قطع کند.

مسأله 1458 : اگر موقعی که مشغول نماز مستحبیست جماعت برپا شود؛ چنانچه اطمینان ندارد که اگر آنها را تمام کند به جماعت برسد؛ مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت شود؛ بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد؛ مستحب است به همین دستور رفتار نماید.

مسأله 1459 : اگر موقعی که مشغول نماز سه رکعتی یا چهار رکعتیست جماعت برپا شود؛ چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد؛ مستحب است به نیت نماز مستحبی نماز را دو رکعتی تمام کند و خود را به جماعت برساند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته به نماز مستحبی برنگرداند.

مسأله 1460 : اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد؛ لازم نیست نیت فرادی کند.

مسأله 1461 : کسی که یک رکعت از امام عقب مانده؛ لازم نیست وقتی امام تشهد رکعت آخر را می خواند انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید و بعد برخیزد؛ می تواند قصد فرادی کند و نماز را تمام کند.

شرایط امام جماعت

مسأله 1462 : امام جماعت باید بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند و نیز اگر مأموم مرد است؛ امام او هم باید مرد باشد؛ بلکه احتیاط آن است که زن برای زن ها هم امامت نکند؛ خصوصاً در مثل نماز جمعه و نماز عیدین، بلکه جایز نبودن امامت زن در این نمازها که مشتمل بر خطبه است؛ روشن است.
بلی در نماز میت در صورتی که کسی از آن زن به میت اولی نباشد می تواند امام بشود؛ در این صورت زن در وسط زن ها قرار گیرد؛ جلوتر از آنها نایستد. اقتدا کردن بچه ممیز که خوب و بد را می فهمد؛ به بچه ممیز دیگر، خالی از اشکال نیست. ولی به عنوان تمرین مانعی ندارد؛ آثار جماعت بر آن مترتب نمی شود.

مسأله 1463 : امامی را که عادل می دانسته اگر شک کند به عدالت خود باقیست یا نه، می تواند به او اقتدا نماید.

مسأله 1464 : کسی که ایستاده نماز می خواند؛ نمی تواند به کسی که نشسته، یا خوابیده نماز می خواند؛ اقتدا کند و کسی که نشسته نماز می خواند؛ نمی تواند به کسی که خوابیده نماز می خواند اقتدا نماید.

مسأله 1465 : کسی که نشسته نماز می خواند؛ می تواند به کسی که نشسته نماز می خواند اقتدا کند؛ ولی اقتدا کسی که خوابیده نماز می خواند؛ به کسی که نشسته یا خوابیده نماز می خواند؛ محل اشکال است.

مسأله 1466 : اگر امام جماعت به واسطه عذری با لباس نجس نماز می خواند؛ احتیاط واجب آن است که به او اقتدا نشود. ولی اگر امام جماعت به واسطه عذری با وضو جبیره ای یا تیمم نماز می خواند؛ می شود به او اقتدا کرد.

مسأله 1467 : اگر امام مرضی دارد که نمی تواند از بیرون آمدن بول و غائط خود داری کند؛ بنا بر احتیاط واجب نمی شود به او اقتدا کرد و زنی که مستحاضه نیست به زن مستحاضه بنا بر احتیاط واجب اقتدا نکند؛ گذشته [از اینکه] اساساً امامت زن خلاف احتیاط است.

مسأله 1468 : کسی که مرض خوره یا پیسی دارد؛ مکروه است امام جماعت شود.

احکام جماعت

مسأله 1469 : موقعی که مأموم نیت می کند؛ باید امام را معین کند؛ ولی دانستن اسم او لازم نیست؛ مثلاً اگر نیت کند اقتدا می کنم به امام حاضر، نمازش صحیح است.

مسأله 1470 : مأموم باید غیر از حمد و سوره، همه چیز نماز را خودش بخواند؛ بلکه اگر رکعت اول یا دوم او، رکعت سوم یا چهارم امام باشد؛ باید حمد و سوره را هم بخواند.

مسأله 1471 : اگر مأموم در رکعت اول و دوم نماز صبح، مغرب و عشا صدای حمد و سوره امام را بشنود؛ اگر چه کلمات را تشخیص ندهد؛ نباید حمد و سوره بخواند و بهتر آن است که به قرائت امام گوش فرا دهد و اگر صدای امام را نشنود؛ مستحب است حمد و سوره را به قصد قربت مطلقه، آهسته بخواند؛ نه به قصد جزئیت و چنانچه سهواً بلند بخواند اشکال ندارد.

مسأله 1472 : اگر مأموم بعضی از کلمات حمد و سوره امام را بشنود؛ احتیاط واجب آن است که حمد و سوره نخواند.

مسأله 1473 : اگر مأموم سهواً حمد و سوره بخواند؛ یا خیال کند صدایی را که می شنود صدای امام نیست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صدای امام بوده؛ نمازش صحیح است.

مسأله 1474 : اگر شک کند که صدای امام را می شنود یا نه، یا صدایی بشنود و نداند صدای امام است یا صدای کس دیگر، می تواند حمد و سوره را به قصد قربت مطلقه بخواند.

مسأله 1475 : احتیاط واجب آن است که مأموم در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر، حمد و سوره نخواند
و مستحب است به جای آن ذکر بگوید.

مسأله 1476 : مأموم نباید تکبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید؛ بلکه احتیاط واجب آن است که تا تکبیر امام تمام نشده؛ تکبیر نگوید.

مسأله 1477 : اگر مأموم سلام امام را بشنود؛ یا بداند چه وقت سلام می گوید؛ در صورتی که بخواهد نماز را با جماعت تمام کند؛ احتیاط واجب آن است که پیش از امام سلام ندهد و چنانچه عمداً پیش از امام سلام دهد؛ نمازش خالی از اشکال نیست. ولی اگر قصد فرادی کند و پیش از امام سلام دهد؛ اشکال ندارد و چنانچه سهواً پیش از امام سلام دهد؛ نمازش صحیح است و لازم نیست دوباره با امام سلام دهد.

مسأله 1478 : اگر مأموم غیر از تکبیرة الاحرام و سلام، چیزهای دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد. ولی اگر آنها را بشنود؛ یا بداند امام چه وقت می گوید؛ تا می شود پیش از امام نگوید.

مسأله 1479 : مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده می شود؛ کارهای دیگر آن مانند رکوع و سجود را تا می تواند کمی بعد از امام به جا آورد و اگر عمداً پیش از امام یا مدتی طولانی بعد از امام انجام دهد؛ معصیت کرده؛ احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

مسأله 1480 : اگر سهواً پیش از امام سر از رکوع بردارد؛ چنانچه امام در رکوع باشد؛ باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و زیاد شدن رکوع که رکن است نماز را باطل نمی کند و اگر به رکوع برگردد و پیش از آنکه به رکوع برسد امام سر بردارد؛ چون به قصد متابعت بوده؛ باطل شدن نماز معلوم نیست. احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

مسأله 1481 : اگر اشتباهاً سر بردارد و ببیند امام در سجده است؛ باید به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده این اتفاق بیفتد؛ برای زیاد شدن دو سجده که رکن است نماز باطل نمی شود.

مسأله 1482 : کسی که اشتباهاً پیش از امام سر از سجده برداشته؛ هرگاه به سجده برگردد و هنوز به سجده نرسیده امام سر بردارد؛ نمازش صحیح و اگر در هر دو سجده این اتفاق بیفتد؛ چنانچه در مسأله گذشته گفته شد چون به قصد متابعت بوده معلوم نیست نماز باطل شود. احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند و دوباره بخواند.

مسأله 1483 : اگر اشتباهاً سر از رکوع یا سجده بردارد و سهواً، یا به خیال اینکه به امام نمی رسد به رکوع یا سجده نرود؛ نمازش صحیح است.

مسأله 1484 : اگر سر از سجده بردارد و ببیند امام در سجده است؛ چنانچه به خیال اینکه سجده اول امام است به قصد اینکه با امام سجده کند به سجده رود و بفهمد سجده دوم امام بوده؛ سجده دوم حساب می شود و اگر به خیال اینکه سجده دوم امام است به سجده رود و بفهمد سجده اول بوده؛ باید به قصد اینکه با امام سجده کند تمام کند و دوباره با امام به سجده رود و در هر دو صورت احتیاط واجب آن است که نماز را به جماعت تمام کند و دوباره بخواند.

مسأله 1485 : اگر سهواً پیش از امام به رکوع رود و طوری باشد که اگر سر بردارد به مقداری از قرائت امام می رسد؛ چنانچه سر بردارد و با امام به رکوع رود نمازش صحیح است؛ ولی جماعت را به قصد احتیاط تمام کند و در نظر داشته باشد که از وظیفه فرادی چیزی کم نشود.

مسأله 1486 : اگر سهواً پیش از امام به رکوع رود و طوری باشد که اگر برگردد به چیزی از قرائت امام نمی رسد؛ در صورتی که صبر کند تا امام به او برسد نمازش صحیح است؛ ولی جماعت را به قصد احتیاط تمام کند و در نظر داشته باشد که از وظیفه فرادی چیزی کم نشود و اگر به قصد اینکه با امام نماز بخواند سر بردارد و با امام به رکوع رود؛ واجب نیست نماز را با امام تمام کند فقط دوباره به جا آورد.

مسأله 1487 : اگر سهواً پیش از امام سجده رود؛ در صورتی که صبر کند تا امام به او برسد؛ نمازش صحیح است و اگر به قصد اینکه با امام نماز بخواند سر بردارد و با امام به سجده رود؛ واجب نیست نماز را با امام تمام کند؛ فقط دوباره به جا آورد.

مسأله 1488 : اگر امام در رکعتی که قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند؛ یا در رکعتی که تشهد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود؛ مأموم نباید قنوت و تشهد را بخواند؛ ولی پیش از امام نمی تواند به رکوع رود؛ یا پیش از ایستادن امام بایستد؛ بلکه باید صبر کند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقیه نماز را با او بخواند. در صورت امکان، احتیاط آن است که امام را به نحوی متوجه سازد.

وظیفه امام و مأموم در نماز جماعت

مسأله 1489 : گذشت در مسأله (1441) به اینکه احتیاط آن است که اگر
1 موارد دیگری هم هست به کتاب های مفصل مانند کتاب عروة الوثقی مراجعه شود.
مأموم یک مرد باشد؛ طرف راست امام کمی عقب تر بایستد و اگر چند مرد باشند؛ پشت سر امام قرار گیرند و اگر یک زن باشد؛ احتیاط آن است که مخیر است بین اینکه در طرف راست امام به طوری بایستد که جای سجده اش مساوی با زانوی امام، یا قدم امام باشد؛ یا پشت سر امام بایستد و اگر یک مرد و یک زن، یا یک مرد و چند زن باشند؛ احوط آن است که مرد طرف راست امام کمی عقب تر و باقی پشت سر امام بایستند. اگر چند مرد یا چند زن باشند؛ مستحب است پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد و چند زن باشند؛ احوط آن است که مردها عقب امام و زن ها پشت سر مردها بایستند.

مسأله 1490 : گذشت احتیاط آن است که زن در غیر نماز میت امامت نکند و در موردی که جایز است امامت کند؛ احتیاط آن است که کمی جلوتر باشد.

مسأله 1491 : مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال و تقوی، در غیر نماز میت، در صف اول بایستند و در نماز میت افضل است در صف های آخرین آنها بایستند.

مسأله 1492 : مستحب است صف های جماعت منظم باشد و بین کسانی که در یک صف ایستاده اند؛ فاصله نباشد و شانه آنها ردیف یکدیگر باشد.

مسأله 1493 : مستحب است بعد از گفتن: قَدْ قامَتِ الصَّلاة، مأمومین برخیزند.

مسأله 1494 : مستحب است امام جماعت حال مأمومی را که از دیگران ضعیف تر است رعایت کند و عجله نکند تا افراد ضعیف به او برسند و نیز مستحب است قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد؛ مگر بداند همه کسانی که به او اقتدا کرده اند؛ مایلند.

مسأله 1495 : مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند می خواند؛ صدای خود را به قدری بلند کند که دیگران بشنوند؛ مخصوصاً در تشهد و سلام، ولی باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند.

مسأله 1496 : اگر امام در رکوع بفهمد کسی تازه رسیده و می خواهد اقتدا کند؛ مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد؛ اگر چه بفهمد کس دیگری هم برای اقتدا وارد شده است.

چیزهایی که در نماز جماعت مکروه است

مسأله 1497 : اگر در صف های جماعت جا باشد؛ مکروه است انسان تنها بایستد.

مسأله 1498 : مکروه است مأموم آنچه را می گوید از ذکرها و دعا، گرچه در قنوت باشد؛ طوری بگوید که امام بشنود.

مسأله 1499 : مسافری که نماز ظهر، عصر و عشا را دو رکعت می خواند؛ مکروه است در این نمازها به کسی که مسافر نیست اقتدا کند و کسی که مسافر نیست مکروه است در این نمازها به مسافر اقتدا نماید.

نماز آیات

[احکام]

مسأله 1500 : نماز آیات که دستور آن بعداً گفته خواهد شد؛ به واسطه چهار چیز واجب می شود:
اول و دوم:
گرفتن خورشید و ماه، گرچه مقدار کمی از آنها گرفته شود و کسی هم از آن نترسد.
سوم:
زلزله، گرچه کسی نترسد.
چهارم:
رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند آنها از حوادث آسمانی، در صورتی که بیشتر مردم بترسند و در حوادث زمینی مانند ریزش کوه،
1 مکروهات دیگری هم هست؛ به کتاب های مفصل مراجعه شود.
و فرورفتن زمین، که باعث ترس بیشتر مردم شود؛ بنا بر احتیاط واجب.

مسأله 1501 : اگر از چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است؛ بیشتر از یکی اتفاق بیفتد؛ انسان باید برای هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند. مثلاً اگر خورشید بگیرد و زلزله هم بشود؛ باید دو نماز آیات بخواند.

مسأله 1502 : کسی که چند نماز آیات بر او واجب شده؛ چه همه آنها برای یک چیز واجب شده؛ مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته و نماز آنها را نخوانده است و چه برای چند چیز، مثلاً برای گرفتن آفتاب، ماه و زلزله، نمازهایی بر او واجب شده باشد؛ بنا بر احتیاط واجب موقع نیت معین کند برای کدامیک از آنهاست و لو اینکه نیت اجمالی باشد؛ به اینکه اول نماز آیاتی که واجب شده یا دوم یا سوم.

مسأله 1503 : چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است؛ در هر جایی اتفاق بیفتد فقط مردم همان جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست.

مسأله 1504 : وقت نماز آیات موقعیست که خورشید، یا ماه شروع به گرفتن می کند و تا زمانی که تمام قرص باز نشده؛ ادامه دارد. گرچه بهتر آن است که به قدری تأخیر نیندازد که شروع به باز شدن کند.

مسأله 1505 : اگر خواندن نماز آیات را به قدری تأخیر بیندازد که تمام قرص آفتاب، یا ماه، باز شود؛ باید نیت قضا نماید و اگر قبل از باز شدن کامل بخواند؛ به نیت ادا بخواند.

مسأله 1506 : اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه به اندازه خواندن یک رکعت نماز، یا کمتر باشد؛ واجب شدن نماز آیات در این صورت بنا بر احتیاط است؛ در خواندنش نیت ادا و قضا نکند به قصد ما فی الذمه به جا آورد و اگر مدت بیشتر باشد ولی انسان نماز را نخواند تا به اندازه خواندن یک رکعت به آخر آن مانده باشد؛ در این صورت نماز آیات واجب و ادا است.

مسأله 1507 : موقعی که زلزله و رعد و برق و مانند اینها اتفاق می افتد؛ انسان باید فوراً نماز آیات را بخواند به نحوی که در نظر مردم تأخیر حساب نشود و اگر تأخیر کرد معصیت کرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت خواند ادا است.

مسأله 1508 : اگر بعد از باز شدن آفتاب بفهمد که تمام آن گرفته بوده؛ باید قضای نماز آیات را بخواند. ولی اگر بفهمد مقداری از آن گرفته بوده؛ قضا بر او واجب نیست.

مسأله 1509 : اگر عده ای بگویند که خورشید یا ماه گرفته است؛ چنانچه انسان از گفته آنان یقین، یا اطمینان پیدا نکند و نماز آیات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته اند؛ در صورتی که تمام خورشید یا ماه گرفته باشد؛ باید نماز آیات را بخواند؛ بلکه اگر مقداری از آن هم گرفته باشد؛ بنا بر احتیاط نماز آیات بر او واجب است و همچنین است اگر دو نفر که عادل بودن آنها معلوم نیست؛ بگویند خورشید یا ماه گرفته؛ بعد معلوم شود که عادل بوده اند.

مسأله 1510 : اگر انسان به گفته کسانی که از روی قواعد علمی وقت گرفتن خورشید و ماه را می دانند؛ اطمینان پیدا کند که خورشید یا ماه گرفته؛ باید نماز آیات را بخواند و نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه می گیرد و فلان مقدار طول می کشد و انسان به گفته آنان اطمینان پیدا کند؛ باید به حرف آنان عمل نماید. مثلاً اگر بگویند آفتاب یا ماه، فلان ساعت باز می شود؛ نباید نماز را تا آن وقت تأخیر بیندازد.

مسأله 1511 : اگر بفهمد نماز آیاتی که خوانده باطل بوده؛ باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1512 : اگر در وقت نماز یومیه نماز آیات هم بر انسان واجب شود؛ چنانچه برای هر دو نماز وقت دارد؛ هر کدام را اول بخواند اشکال ندارد؛ گرچه بهتر است نماز یومیه را اول بخواند و اگر وقت یکی از آن دو تنگ باشد؛ باید اول آن را بخواند و اگر وقت هر دو تنگ باشد؛ باید اول نماز یومیه را بخواند.

مسأله 1513 : اگر در بین نماز یومیه بفهمد که وقت نماز آیات تنگ است؛ چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد؛ باید آن را تمام کند بعد نماز آیات را بخواند و اگر وقت نماز یومیه تنگ نباشد؛ باید آن را رها کند اول نماز آیات، بعد نماز یومیه را به جا آورد.

مسأله 1514 : اگر در بین نماز آیات بفهمد که وقت نماز یومیه تنگ است؛ باید نماز آیات را رها کند و مشغول نماز یومیه شود و بعد از آنکه نماز را تمام کرد؛ پیش از انجام کاری که نماز را به هم می زند؛ بقیه نماز آیات را از همان جا که رها کرده بخواند.

مسأله 1515 : اگر در حال حیض یا نفاس زن، آفتاب یا ماه بگیرد و تا باز شدن آنها پاک نشوند؛ نماز آیات بر او واجب نیست. ولی اگر زلزله یا رعد و برق و مانند اینها اتفاق بیفتد؛ احتیاط واجب آن است که بعد از پاک شدن نماز آیات را بخواند.

دستور نماز آیات

مسأله 1516 : نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد و دستور آن اینست که انسان بعد از نیت، تکبیرة الاحرام بگوید و یک حمد و یک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد؛ دوباره یک حمد و یک سوره بخواند باز به رکوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.

مسأله 1517 : در نماز آیات ممکن است انسان بعد از نیت و تکبیرة الاحرام و خواندن حمد، آیه های یک سوره را پنج قسمت کند و یک آیه یا بیشتر، یا کمتر از یک آیه، ولی بنا بر احتیاط به مقدار جمله ای تام باشد؛ بخواند و به رکوع رود و سر بردارد و بدون اینکه حمد بخواند قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همین طور تا پیش از رکوع پنجم سوره را تمام کند؛ می تواند یک سوره را به کمتر از پنج قسمت تقسیم کند؛ لکن هر وقت سوره تمام شد لازم است حمد را پیش از رکوع بعدی بخواند. مثلاً به قصد سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، بگوید و به رکوع رود؛ بعد بایستد و بگوید:
قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ، دوباره به رکوع رود و بعد از رکوع بایستد و بگوید:
اَللهُ الصَّمَدُ، باز رکوع رود و بایستد و بگوید:
لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ و برود به رکوع باز هم سر بردارد و بگوید:
وَلَمْ یَکنْ لَهُ کفُواً اَحَدٌ و بعد از آن به رکوع
پنجم رود و بعد از سر برداشتن دو سجده کند و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول به جا آورد و بعد از سجده دوم تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1518 : اگر در یک رکعت از نماز آیات پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دیگر یک حمد و سوره را پنج قسمت کند؛ مانعی ندارد.

مسأله 1519 : چیزهایی که در نماز یومیه واجب
و مستحب است؛ در نماز آیات هم واجب و مستحب می باشد.
ولی در نماز آیات در صورتی که به جماعت خوانده می شود؛ به جای اذان و اقامه، سه مرتبه بگوید:
الصلاة.

مسأله 1520 : مستحب است بعد از رکوع پنجم و دهم بگوید:
سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه و نیز پیش از هر رکوع و بعد از آن، تکبیر بگوید. ولی بعد از رکوع پنجم و دهم، گفتن تکبیر مستحب نیست؛ ولی برای رفتن به سجود در این دو مورد مستحب است.

مسأله 1521 : مستحب است پیش از رکوع دوم، چهارم، ششم، هفتم و دهم، قنوت بخواند و اگر یک قنوت پیش از رکوع دهم بخواند کافیست و در روایتی که صد و ق (رحمه الله) نقل کرده؛ دو قنوت، یکی قبل از رکوع پنجم و دیگری قبل از رکوع دهم، جایز است.

مسأله 1522 : اگر در نماز آیات شک کند که چند رکعت خوانده و فکرش به جایی نرسد؛ نماز باطل است.

مسأله 1523 : اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است؛ یا در رکوع اول رکعت دوم و فکرش به جایی نرسد؛ نماز باطل است؛ ولی اگر مثلاً شک کند که چهار رکوع کرده یا پنج رکوع، چنانچه برای رفتن به سجده خم نشده؛ باید رکوعی را که شک دارد به جا آورده یا نه، به جا آورد و اگر برای رفتن به سجده خم شده؛ باید به شک خود عمل نکند.

مسأله 1524 : هر یک از رکوع های نماز آیات رکن است؛ که اگر عمداً یا اشتباهاً کم یا زیاد شود؛ نماز باطل است.

نماز عید فطر و قربان

مسأله 1525 : نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام عَلَیْهِ السَّلَام و بسط ید آن حضرت واجب است و باید به جماعت خوانده شود و در زمان ما که امام عَلَیْهِ السَّلَام غایب است مستحب می باشد و می شود آن را به جماعت و فرادی خواند.

مسأله 1526 : وقت نماز عید فطر و قربان از اول آفتاب روز عید است تا ظهر

مسأله 1527 : مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عید فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را هم بدهند و کسی که می خواهد نماز عید بخواند؛ احتیاط آن است که زکات فطره را پیش از نماز عید بدهد؛ یا جدا کند؛ بعد نماز عید را بخواند.

مسأله 1528 : نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اول بعد از خواندن حمد و سوره، باید پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند؛ بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگری بگوید و به رکوع رود و دو سجده به جا آورد و برخیزد و در رکعت دوم چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع دو سجده کند و تشهد و سلام بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1529 : در قنوت نماز عید فطر و قربان، هر دعا و ذکری بخواند کافی است؛ ولی بهتر است این دعا را بخواند:
اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکبْریاءِ وَ الْعَظَمَةِ وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ التَّقْوی وَ الْمَغْفِرَةِ، أَسْئَلُک بِحَقِّ هذَا الْیَوْمِ، اَلَّذی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمحَُمَّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کرامَةً وَ مَزیداً، اَنْ تُصَلّی عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ اَنْ تُدْخِلَنی فی کلِّ خَیْر اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ اَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کلِّ سُوء اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد صَلَواتُک عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ،
اَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک خَیْرَ ما سَئَلُک بِهِ عِبادُک الصّالِحُونَ وَ اَعُوذُ بِک مِمّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُک الْمخُْلِصُونَ.

مسأله 1530 : در زمان غایب بودن امام عَلَیْهِ السَّلَام مستحب است بعد از نماز عید فطر و قربان، دو خطبه بخوانند و بهتر است که در خطبه عید فطر احکام زکات فطره و در خطبه عید قربان احکام قربانی را بگویند.

مسأله 1531 : نماز عید سوره مخصوصی ندارد ولی بهتر است که در رکعت اول آن سوره شمس (سوره91) و در رکعت دوم سوره غاشیه (سوره88) را بخواند؛ یا در رکعت اول سوره سبح اسم (سوره87) و در رکعت دوم سوره شمس را بخواند.

مسأله 1532 : مستحب است نماز عید را در صحرا، یا جایی باز بخوانند؛ ولی در مکه معظمه مستحب است در مسجدالحرام خوانده شود.

مسأله 1533 : مستحب است پیاده و پا برهنه و با وقار به نماز عید بروند و پیش از نماز غسل کنند و عمامه سفید از پنبه بر سر بگذارند.

مسأله 1534 : مستحب است در نماز عید بر زمین سجده کنند.
از صحیح معاویة بن عمار استفاده می شود؛ مستحب است در تمام حالات نماز عید روی زمین باشند و در حال گفتن تکبیرها دستها را بلند کنند و کسی که نماز عید می خواند؛ اگر امام جماعت است نماز را بلند بخواند. ولی بلند خواندن نماز عید برای کسی که فرادی می خواند؛ ثابت نیست؛ بلکه از روایتی خلافش استفاده می شود.

مسأله 1535 : بعد از نماز مغرب و عشاء شب عید فطر و بعد از نماز صبح آن و بعد از نماز عید فطر، مستحب است این تکبیرها را بگوید:
اَللهُ اَکبَرُ، اَللهُ اَکبَرُ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ و اَللهُ اَکبَرُ، اَللهُ اَکبَرُ وَللهِِ الْحَمْدُ، اَللهُ اَکبَرُ عَلی ما هَدانا وَ لَهُ الشُّکرُ عَلی ما اَوْلینا و از روایت اَعْمَش استفاده می شود که گفتن این تکبیرها بعد از نماز ظهر و عصر روز عید هم وارد است.

مسأله 1536 : مستحب است کسی که عید قربان در منی نباشد بعد از ده نماز، که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است؛ تکبیرهایی را که در مسأله پیش گفته شد بگوید به اضافه اَللهُ اَکبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاَْنْعامِ وَ لَهُ الْحَمْدُ عَلی ما اَبْلانا و کسی که عید قربان در منی است؛ مستحب است بعد از پانزده نماز که اول آنها نماز روز عید و آخر آنها نماز صبح روز سیزدهم ذیحجه است؛ این تکبیرها را بگوید.

مسأله 1537 : احتیاط مستحب آن است که زن ها از رفتن به نماز عید خود داری کنند.
ولی این احتیاط برای زن های پیر نیست.

مسأله 1538 : در نماز عید هم مثل نمازهای دیگر، مأموم باید غیر از حمد و سوره، چیزهای دیگر نماز را خودش بخواند.

مسأله 1539 : اگر مأموم موقعی برسد که امام مقداری از تکبیرها را گفته؛ بعد از آنکه امام به رکوع رفت باید آنچه از تکبیرها و قنوت ها را که با امام نگفته خودش بگوید و در رکوع خود را به امام برساند و اگر در هر قنوت یک سُبْحانَ اللهِ، یا یک اَلْحَمْدُ للهِِ بگوید؛ کافیست و اگر در رکوع نرسد احتیاط آن است که نماز را فرادی تمام کند.

مسأله 1540 : اگر در نماز عید موقعی برسد که امام در رکوع است؛ می تواند نیت کند و تکبیر اول نماز را بگوید و به رکوع رود.

مسأله 1541 : اگر در نماز عید یک سجده یا تشهد را فراموش کند؛ احتیاط آن است که بعد از نماز آن را به جا آورد و نیز اگر کاری که برای آن سجده سهو لازم است پیش آید؛ بنا بر احتیاط باید بعد از نماز دو سجده سهو بنماید.

اجیر گرفتن برای نماز

مسأله 1542 : بعد از مرگ انسان، می شود برای نماز و عبادت های دیگر او که در زنده بودن به جا نیاورده؛ دیگری را اجیر کنند؛ یعنی به او مزد بدهند که آن عمل عبادی را به نیابت از میت به جا آورد. گرچه اگر کسی بدون مزد و اجرت آنها را انجام دهد؛ بهتر است.

مسأله 1543 : انسان می تواند برای بعضی از کارهای مستحبی مثل زیارت قبر پیغمبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و امامان عَلَیْهم ُالسَّلَام از طرف زندگان اجیر شود؛ یعنی به نیابت از شخص یا اشخاص، آن کار را انجام دهد و نیز می تواند کار مستحبی را انجام دهد و ثواب آن را برای مردگان یا زندگان هدیه نماید.

مسأله 1544 : کسی که برای نماز قضای میت اجیر شده؛ باید یا مجتهد باشد؛ یا مسائل نماز را از روی تقلید صحیح بداند و اگر نماز را مطابق با فتوای مجتهدی که فتوایش حجت است باشد کفایت می کند؛ گرچه تمام مسائل نماز را از روی تقلید صحیح نداند؛ یا اینکه عمل به احتیاط کند؛ در صورتی که موارد احتیاط را بداند و عمل کند.

مسأله 1545 : اجیر باید موقع نیت میت را معین نماید؛ لازم نیست اسم او را بداند. پس اگر نیت کند از طرف کسی نماز می خواند که برای او اجیر شده؛ کافی است.

مسأله 1546 : لازم نیست اجیر خود را به جای میت فرض کند؛ بلکه اجیر باید عمل را به قصد آنچه در ذمه میت است به جا آورد و اگر عملی را انجام دهد و ثواب آن را برای میت هدیه کند؛ کافی نیست.

مسأله 1547 : باید کسی را اجیر کنند که اطمینان داشته باشند عمل را به طور صحیح انجام می دهد.

مسأله 1548 : کسی که دیگری را برای نمازهای میت اجیر کرده؛ اگر بفهمد که عمل را به جا نیاورده؛ یا باطل انجام داده؛ باید دوباره اجیر بگیرد.

مسأله 1549 : هرگاه شک کند که اجیر عمل را انجام داده یا نه، در صورتی که اجیر بگوید انجام داده ام؛ گفته او معتبر است؛ دوباره اجیر گرفتن لازم نیست مگر اینکه مورد تهمت باشد؛ در این صورت باید دوباره اجیر بگیرد.

مسأله 1550 : کسی که عذری دارد؛ مثلاً نشسته نماز می خواند؛ نمی شود برای نمازهای میت اجیر شود؛ بلکه بنا بر احتیاط واجب نباید کسی را که با تیمم یا جبیره، نماز می خواند؛ اجیر کنند.
گرچه نماز میت نشسته یا با تیمم و جبیره قضا شده باشد.

مسأله 1551 : مرد برای زن و زن هم برای مرد، می تواند اجیر شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن؛ باید به تکلیف خود عمل کند و در صورتی که زن از طرف مرد اجیر شده؛ احوط آن است که در نمازهایی که مرد باید حمد و سوره را بلند بخواند؛ قرائت را بلند بخواند.

مسأله 1552 : گذشت که ترتیب در قضای نمازهای میت در غیر نماز ظهر و عصر از یک روز و مغرب و عشا از یک شب، واجب نیست؛ مگر اینکه بدانند که میت می دانسته کدامیک اول قضا شده؛ در این صورت احتیاط لازم مراعات ترتیب است.
بنا بر این اگر ترتیب را نمی دانند؛ لازم نیست با اجیر شرط کنند به قدری نماز بخواند که ترتیب به عمل آید.

مسأله 1553 : اگر با اجیر شرط کنند که عمل را به طور مخصوصی انجام دهد؛ باید همان طور به جا آورد؛ در صورتی که مخالف با تکلیف اجیر نباشد و اگر با او شرط نکنند؛ باید در آن عمل به تکلیف خود رفتار نماید و احتیاط مستحب آن است که از وظیفه خودش و میت، هر کدام به احتیاط نزدیک تر است؛ به آن عمل کند.
مثلا اگر وظیفه میت گفتن سه مرتبه تسبیحات اربعه بوده و تکلیف او یک مرتبه است؛ سه مرتبه بگوید.

مسأله 1554 : اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند؛ باید مقداری از مستحبات نماز را که معمول است به جا آورد.

مسأله 1555 : اگر انسان چند نفر را برای نمازهای قضا شده میت اجیر کند؛ در غیر مواردی که در مسأله (1552) بیان شد؛ لازم نیست برای هر کدام آنها وقتی را معین کند.
گرچه خوب است.

مسأله 1556 : اگر کسی اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهای میت را بخواند و پیش از تمام شدن سال بمیرد؛ باید برای نمازهایی که می دانند به جا نیاورده؛ دیگری را اجیر نمایند و اگر احتمال می دهند که به جا نیاورده؛ بنا بر احتیاط واجب اجیر بگیرند.

مسأله 1557 : کسی را که برای نمازهای میت اجیر کرده اند؛ اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد؛ چنانچه شرط کرده باشند که تمام نمازها را خودش بخواند؛ یا اینکه قرینه ای در بین بوده که باید خودش به جا آورد؛ باید اجرت مقداری را که نخوانده از مال او به ولی میت بدهند مثلاً اگر نصف آن را نخوانده؛ باید نصف پولی را که گرفته از مال او به ولی میت بدهند. این در صورتیست که تفاوتی در اجرت نماز قضا قبل از فوت اجیر و بعد از فوت، نباشد و الا اگر اجرت بالا رفته باشد؛ اکتفا به آن مبلغ مشکل است؛ باید ورثه اش از مال او اجیر بگیرند. اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چیزی واجب نیست. ولی عهده میت نسبت به آن مقدار فارغ نشده باید اجیر بگیرند.

مسأله 1558 : اگر اجیر پیش از تمام کردن نمازهای میت بمیرد و خودش هم نماز قضا داشته باشد؛ باید از مال او برای نمازهایی که اجیر شده؛ دیگری را اجیر نمایند؛ در صورتی که شرط نشده یا قرینه ای نباشد که خودش عمل را انجام دهد و الا حکم آن در مسأله گذشته بیان شد و می توانند خودشان آن نمازها را از طرف او تبرعاً به جا آورند و اگر چیزی از مال او زیاد بیاید؛ در صورتی که وصیت کرده باشد و ورثه اجازه بدهند؛ برای نمازهای او اجیر بگیرند و اگر ورثه اجازه ندهند؛ ثلث آن را به مصرف نماز خودش برسانند و در صورتی که وصیت نکرده باشد؛ پسر بزرگتر یا وارث دیگری که عهده دار کارهای میت
است؛ باید ذمه میت را به نحوی فارغ کنند.

نماز جمعه

اشاره

نماز جمعه نمازیست که در شریعت مقدسه اسلام واجب شده و مورد اتفاق همه مسلمانان است؛ بلکه از واجبات ضروری اسلام است.
شایسته است در اینجا اشاره اجمالی به نحوه واجب بودن آن و کیفیت و شرایط تشکیل آن و شرایط کسانی که واجب است در آن شرکت کنند و به قسمتی از آداب مستحبات و مکروهات آن بشود.

بعض احکام و آداب نماز جمعه

مسأله 1 : نماز جمعه مانند نماز صبح دو رکعت است؛ با تفاوت جزیی که بیان خواهد شد.

مسأله 2 : اجزا و شرایط و موانع نماز جمعه مانند نمازهای شبانه روزی است.
چیزهایی که نمازهای واجب را باطل می کند؛ این نماز را هم باطل می کند و همچنین احکام شکیات و سهویات و زیاد و کم شدن ارکان و غیرذلک در این نماز جاری است.

مسأله 3 : بعید نیست نماز جمعه در زمان پیامبر گرامی اسلام صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام و در زمان غیبت کبرای حضرت حجة بن الحسن العسکری عجل الله فرجه الشریف واجب تخییری باشد؛ به این معنی که در روز جمعه انسان می تواند به جای نماز ظهر، نماز جمعه بخواند. ولی در زمان پیامبر
1 اینکه شماره مسائل احکام نماز جمعه جداگانه آورده شده به لحاظ هماهنگ شدن شماره های توضیح المسائل، با شماره مسلسل توضیح المسائل حضرات آیات است.
گرامی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم یا حضور امام معصوم عَلَیْهِ السَّلَام در صورتی که نماز جمعه را خودشان، یا به امرشان بپا شود؛ شرکت در آن واجب است.
اما در زمان غیبت کبری، در صورتی که با شرایطش باشد؛ از آن جمله آنکه مجتهد جامع الشرایط آن را به جا آورد یا به امر ایشان تشکیل شود؛ واجب تخییری است؛ انسان می تواند در آن نماز شرکت نکند؛ گرچه افضل شرکت کردن است و خواندن نماز ظهر احوط است و احتیاط بیشتر آن است که هم نماز جمعه بخواند و هم نماز ظهر.

مسأله 4 : کسی که نماز جمعه را با شرایطش می خواند؛ لازم نیست نماز ظهر را بخواند؛ ولی احتیاط آن است که نماز ظهر را هم بعد از آن به جا آورد.

مسأله 5 : نماز جمعه باید به جماعت خوانده شود؛ نمی شود آن را فرادی خواند.

مسأله 6 : کمترین عدد لازم در تشکیل نماز جمعه پنج نفر است؛ می تواند یکی از آنها امام جمعه باشد و بعضی هفت نفر گفته اند.
با کمتر از پنج نفر نماز جمعه تشکیل نمی شود. اگر هفت نفر و بیشتر باشند؛ فضیلت بیشتری دارد.

مسأله 7 : نماز جمعه باید توسط مردان تشکیل شود؛ امام جمعه و اقل عدد جماعت، باید مردان باشند. با زن ها و کسی که مرد بودن یا زن بودن آن معلوم نیست و از او خنثی مشکل تعبیر می شود و کودکان، گرچه ممیز باشند؛ صحیح نیست و تشکیل نمی شود. ولی پس از تشکیل نماز جمعه با مردان، زنان و خنثی و کودکان می توانند شرکت کنند و نمازشان هم صحیح است.

مسأله 8 : تمام شرایطی که در تشکیل نماز جماعت معتبر است باید در نماز جمعه مراعات شود؛ مانند فاصله نبودن بین امام جمعه و مأمومین و بین مأمومین، بیش از مقدار خوابگاه گوسفند و بالا نبودن جای امام نسبت به مأمومین و نبودن حایل و غیر اینها، چنانچه در شرایط نماز جماعت ذکر شد.

مسأله 9 : گذشته از اینکه امام جمعه باید مجتهد جامع الشرایط یا به امر ایشان باشد؛ تمام شرایطی که در امام جماعت معتبر است؛ مانند عقل، ایمان، حلال زاده بودن؛ عدالت، صحیح خواندن نماز و غیر اینها، چنانچه در شرایط امام جماعت بیان شد؛ در امام جمعه معتبر است؛ ولی امامت زنان و کودکان در نماز جمعه جایز نیست؛ گرچه در نماز جماعت زنان و کودکان، امامت زن در جماعت زنان و کودک ممیز برای کودکان، صحیح است؛ ولی شایسته است خانم ها امامت نکنند.

مسأله 10 : به مشهور نسبت داده شده که وقت نماز جمعه از ابتدای زوال ظهر است تا هنگامی که سایه شاخص به اندازه خودش برسد. ولی بعید نیست لازم باشد نماز جمعه در اول وقت عرفی بعد از زوال خوانده شود.

مسأله 11 : نماز جمعه در شرایطی، حتی در زمان حضور معصوم عَلَیْهِ السَّلَام واجب می شود؛ باید انسان مکلف، مرد، آزاد، حاضر، سالم و بینا باشد؛ پیر نباشد؛ بین جایی که انسان در اوست و جایی که در آن نماز برپا شده کمتر از یک فرسخ فاصله باشد و شرکت در نماز جمعه برایش دشواری و مشقت نداشته باشد؛ بنا بر این بر بچه ممیز، دیوانه، زن، بیمار، کسی که پا ندارد؛ کور، مسافر، کسی که بین او و محل برگزاری نماز جمعه بیش از یک فرسخ فاصله باشد و کسی که به جهت برف، باران و سرمای شدید و مانند اینها شرکت در نماز جمعه برایش سخت و دشوار است؛ نماز جمعه واجب نیست. می تواند در اول وقت نماز ظهر بخواند.

مسأله 12 : مستحب است حمد و سوره نماز جمعه بلند خوانده شود و در رکعت اولبعد از حمد، سوره جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره منافقین، خوانده شود؛ بلکه احتیاط آن است که تا می شود در نماز جمعه غیر از این دو سوره، سوره دیگر خوانده نشود.

مسأله 13 : در نماز جمعه دو قنوت مستحب است؛ اول در رکعت اول قبل از رفتن به رکوع، دوم در رکعت دوم بعد از سر برداشتن از رکوع، در این دو قنوت مانند قنوت های نمازهای دیگر، هر دعایی می توان خواند. خواندن کلمات فرج در قنوت فضیلت بیشتری دارد؛ در خبر ابی بصیر از امام صادق عَلَیْهِ السَّلَام روایت کرده که حضرت فرمودند:
در قنوت رکعت اول نماز جمعه می خوانی: لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلیمُ الْکریمُ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلی الْعَظیمُ، سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الاَْرَضینَ السَّبْعِ وَ ما فیهِنَّ وَ ما بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ وَ الْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمین،
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد کما هَدَیْتَنا بِهِ،
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد کما اَکرَمْتَنا بِهِ،
اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ اخْتَرْتَهُ لِدینِک وَ خَلَقْتَهُ لَجَنَّتِک،
اَللّهُمَّلا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْک رَحْمَةً، إِنَّک اَنْتَ الْوَهّابُ.

مسأله 14 : در صورتی که شرطی از شرایط نماز جمعه نباشد؛ یا بوده ولی از بین رفته باشد؛ باید نماز ظهر خواند و همچنین است اگر شک کند که شرط، یا شرایط مقرره هست یا نه.

مسأله 15 : اگر مأموم رکعت دوم نماز جمعه را درک کند؛ نمازش صحیح است؛ ولی اگر به رکوع رکعت دوم امام برسد؛ نماز خالی از اشکال نیست.

مسأله 16 : اقتداء کسی که نماز جمعه نخوانده به کسی که بعد از نماز جمعه، نماز عصر می خواند؛ خلاف احتیاط است.
در صورتی که اقتدا کرده؛ احتیاط آن است که نماز ظهر را دوباره بخواند؛ مگر آنکه امام جمعه بعد از نماز جمعه احتیاطاً نماز ظهر را خوانده باشد؛ در این صورت اقتدا به نماز عصر بی اشکال است.

مسأله 17 : در صورتی که نماز ظهر احتیاطاً بعد از نماز جمعه خوانده شود؛ کسی که نماز جمعه نخوانده نمی تواند نماز ظهر یا عصر را به او اقتدا کند؛ ولی کسی که نماز جمعه خوانده می تواند ظهر احتیاطی را به او اقتدا کند.

مسأله 18 : کسی که نماز جمعه بر او واجب بوده؛ به هر علتی، ولو از روی عمد و التفات، نماز جمعه از او ترک شود؛ باید نماز ظهر بخواند.

مسأله 19 : در صورتی که نماز جمعه واجب تخییری باشد؛ خرید و فروش هنگام برپا بودن نماز جمعه حرام نیست. ولی در صورتی که نماز جمعه واجب تعینی باشد؛ در صورتی حرام است که منافی با نماز جمعه باشد و الا حرام نیست و در فرضی که خرید و فروش حرام باشد اگر خرید و فروش کند؛ معصیت کرده ولی معامله صحیح است.

مسأله 20 : بر کسانی که نماز جمعه بر آنان واجب نیست؛ در صورتی که در نماز شرکت کردند؛ مانند مسافر، یا پیرمرد، یا کور، یا زن، یا مریض و کسی که با وجود برف و باران سرمای شدید و مانند اینها در نماز جمعه شرکت کرده اند؛ نمازشان صحیح است و لازم نیست نماز ظهر بخوانند.

مسأله 21 : فاصله بین دو نماز جمعه نباید کمتر از یک فرسخ باشد و اگر دو نماز جمعه در فاصله کمتر از یک فرسخ در یک زمان تشکیل شود هر دو باطل است؛ ولی اگر یکی از آنها سابق بوده؛ ولو به گفتن الله اکبر، دومی باطل است.

مسأله 22 : کسی که نماز جمعه نمی خواند و دارای شرایط واجب شدن نماز جمعه است؛ بهتر است خواندن نماز ظهر را تأخیر بیندازد تا وقت نماز جمعه بگذرد. ولی کسی که بر او نماز جمعه واجب نیست؛ مانعی ندارد هنگامی که نماز جمعه خوانده می شود نماز ظهر بخواند.

مسأله 23 : نماز جمعه دارای دو خطبه است که مانند اصل نماز واجب است؛ بدون این دو خطبه نماز جمعه تحقق پیدا نمی کند.

مسأله 24 : دو خطبه نماز جمعه قبل از نماز است؛ باید مانند سایر عبادات به قصد قربت ادا شود و باید توسط امام جمعه ایراد شود. اگر نماز جمعه قبل از دو خطبه خوانده شود صحیح نیست.

مسأله 25 : احتیاط آن است که خطبه های نماز جمعه هنگام زوال ظهر باشد و در صورتی که نزدیک ظهر ادا شود؛ اگر به نحوی باشد که هنگام زوال ظهر پایان یابد و نماز جمعه خوانده شود؛ جایز است.

مسأله 26 : امام جمعه باید خطبه ها را ایستاده ایراد کند و لازم است بین دو خطبه مقداری بنشیند و احتیاط آن است که مقدار نشستن کم و کوتاه باشد.

مسأله 27 : در خطبه اول نماز جمعه ابتدا حمد و ثنای الهی، سپس بنا بر احتیاط صلوات بر محمد و آل محمد و توصیه و سفارش به تقوی و پرهیزگاری شود و در آخر سوره کوتاهی از قرآن خوانده شود؛ سپس امام جمعه مقدار کمی بنشیند؛ سپس خطبه دوم را شروع کند و ابتدا حمد و ثنای الهی و سپس صلوات و درود بر پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و ائمه هدی عَلَیْهم ُالسَّلَام بفرستد و بنا بر احتیاط نامی هم از حضرت صدیقه کبری عَلَیْهاالسَّلَام برده شود و شایسته است؛ بلکه احوط است که برای مؤمنین و مؤمنات استغفار و طلب آمرزش شود.

مسأله 28 : احتیاط آن است که حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و ائمه معصومین عَلَیْهم ُالسَّلَام و وصیت به تقوی، به عربی ادا شود؛ مخصوصاً در حمد و ثنای الهی و در صورتی که تمام مستمعین غیرعرب زبان باشند؛ احتیاط آن است که به زبان آنها هم تکرار شود؛ بلکه در وعظ و وصیت به تقوی در صورتی که مستمعین غیرعرب زبان هستند؛ باید به نحوی ادا شود که مستمعین درک کنند و الا کاری بی فایده است.

مسأله 29 : باید خطبه های نماز جمعه به نحوی ادا شود که نماز جمعه در اول وقت عرفی آن، یا قبل از رسیدن سایه شاخص به اندازه شاخص، باشد.

مسأله 30 : چون وقت نماز جمعه تنگ است؛ در صورتی که خطبه ها طول بکشد؛ یا نحوی شود که نماز از اول وقت مقرر آن تأخیر بیفتد؛ به نحوی که حتی یک رکعت آن هم در وقت واقع نمی شود؛ باید نماز ظهر بخواند و در صورتی که به مقدار یک رکعت وقت را درک می کند؛ احتیاط آن است که اکتفاء به نماز جمعه نشود و نماز ظهر هم بخواند.

مسأله 31 : هنگامی که خطیب نماز جمعه خطبه می خواند؛ احتیاط آن است که مستمعین حرف نزنند؛ بلکه احتیاط آن است که به خطبه گوش فرا دهند. ولی کسانی که معنی خطبه را نمی فهمند؛ گوش دادن بر آنها واجب نیست؛ گرچه خوب است.

مسأله 32 : شایسته است خطیب نماز جمعه شجاع باشد و در بیان حقایق و واقعیات، ترس و اضطراب نداشته باشد و در اظهار حق و ابطال باطل، صراحت لهجه داشته باشد؛ آگاه به مصالح اسلام و مسلمین باشد؛ فصیح و بلیغ باشد؛ مقتضی حال را مراعات کند و از کلمات و عبارات غیر مأنوس خود داری کند؛ مواظبت بیشتری در انجام وظایف محوله داشته باشد؛ از آن جمله مراقبت داشته باشد که نمازها را در اول وقت آنها به جا آورد؛ مراقبت در انجام مستحبات و ترک مشتبهات داشته باشد؛ زبانش از گفتار ناهنجار و کردارش از کارهای زننده به دور باشد و در زمستان و تابستان با عمامه نماز بخواند و شایسته است با تحت الحنک باشد؛ تمیزترین لباس های خود را بپوشد؛ بوی خوش استعمال کند؛ تکیه بر سلاح داشته باشد؛ در حال ایراد خطبه روبروی مردم باشد و مردم هم خود را روبروی او قرار دهند؛ در ابتدای خطبه به مردم سلام کند و شایسته است در خطبه مصالح اسلام و مسلمین، مخصوصاً آنچه که مربوط به محلی که در آن نماز می خواند یادآور شود و آنچه که مربوط به معاش و معاد است متذکر شود و مردم را به آنچه که در جهان اسلام و غیراسلام می گذرد آگاه کند.
خلاصه نماز جمعه موقف عظیمی دارد شایسته است خطیب نماز جمعه مسلمانان را به آنچه که
مربوط به استقلال و کیان و عظمت آنان است آگاه کند و از اموری که سبب ضعف و ناتوانی مسلمانان است برحذر دارد. شایسته نیست در حال ایراد خطبه حرف دیگر که غیر مربوط به خطبه ها باشد؛ بزند و خلاف احتیاط است؛ بلکه هر کاری که صورت خطبه را از بین می برد؛ مانند راه رفتن و فعل کثیر، خطبه را باطل می کند.
بهتر آن است که بین خطبه ها و بین خطبه و نماز، حرف نزند.

مسأله 33 : خطبه های نماز جمعه باید به نحوی بلند ادا شود که مستمعین بشنوند؛ ولو اینکه به وسیله بلندگو و مانند آن باشد؛ مخصوصاً قسمتی که مربوط به موعظه و وصیت به تقوی و مانند آن است.

مسأله 34 : در صورت وجود شرایط واجب شدن نماز جمعه، فرقی بین ساکنین شهر، حاشیه نشینان، چادر نشینان، روستاییان و بیابانگردان نیست. بر همه نماز جمعه واجب است.

مسأله 35 : اذان دوم روز جمعه، که در بعضی کلمات اذان سوم تعبیر شده؛ بدعت و حرام است و آن اذانی است که مخالفین بعد از اذان مؤظف انجام می دهند؛ ریشه آن از عثمان و معاویه است و برای سوم بودن آن وجوهی ذکر شده از آن جمله به ملاحظه اذان نماز صبح و اذان ظهر و اذان نماز جمعه است.
این بود اجمالی از احکام مربوط به نماز جمعه، تفصیل آنها در کتاب های مفصل بیان شده.