آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

مرجع تقلید شیعه

شرایط عقد ازدواج

مسأله 2397 : عقد ازدواج یازده شرط دارد. گرچه شرط بودن بعضی آنها محل اشکال است ولی چون امر نکاح مهم است و احتیاط در آن حتی المقدور مورد عنایت شریعت مقدسه است؛ بنا بر احتیاط لازم شرایطی که ذکر می شود مراعات گردد:
اول:
چنانچه گذشت باید چه در ازدواج دائم و چه موقت، صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست.
دوم:
بنا بر احتیاط واجب، بلکه خالی از وجه نیست که به عربی صحیح خوانده شود و اگر خود زن و مرد نتوانند صیغه را به عربی بخوانند؛ چنانچه ممکن باشد احتیاط واجب آن است کسی را که می تواند عربی صحیح بخواند وکیل کنند؛ بلکه اگر آن هم ممکن نباشد احتیاط واجب آن است که به غیر عربی نخوانند و تأخیر بیندازند تا کسی که عربی صحیح می داند بخواند؛ مگر این که با ترک ازدواج در معصیت زنا واقع شوند در این حال می توانند به غیر عربی بخوانند. اما باید لفظی بگویند که معنی زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ، را بفهماند. ولی بعد از آن اگر گرفتن وکیل ممکن باشد احتیاطاً به عربی صحیح هم خوانده شود.
سوم:
زن و مرد یا وکیل آنها که صیغه را می خوانند قصد انشاء داشته باشند یعنی اگر خود زن و مرد صیغه را می خوانند زن به گفتن زَوَّجْتُک نَفْسی … قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد به
گفتن قَبِلْتُ التَّزْویجَ لِنَفْسی … زن بودن او را برای خودش قبول نماید و اگر وکیل آنان صیغه را می خوانند به گفتن زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ، قصدشان این باشد که زن و مردی که آنان را وکیل کرده اند زن و شوهر کنند.
چهارم و پنجم:
کسی که صیغه را می خواند عاقل باشد و بنا بر احتیاط لازم بالغ باشد؛ چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وکیل شده باشد.
ششم:
هرگاه وکیل زن و مرد یا ولی آنها صیغه را می خوانند در عقد، زن و مرد را معین کنند؛ مثلاً اسم آنها را ببرند یا به آنها اشاره نمایند. پس کسی که چند دختر دارد اگر به مردی بگوید:
زَوَّجْتُک اِحْدَی بَناتی … یعنی:
زن تو نمودم یکی از دخترانم را و او بگوید:
قَبِلْتُ … یعنی:
قبول کردم؛ چون در موقع عقد، دختر را معین نکرده عقد باطل است و همچنین اگر کسی که چند پسر دارد صحیح نیست در حال عقد دختر معین خود را به یکی از پسرها تزویج کند.
وکیل یا ولی پسرها از طرف یکی از آنها قبول کند.
هفتم:
زن و مرد به ازدواج راضی باشند. ولی اگر زن ظاهراً به سختی اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضیست عقد صحیح است.
هشتم:
ایجاب و قبول عرفاً پی در پی باشد؛ یعنی فاصله بین آنها نباشد.
نهم:
صیغه منجزاً خوانده شود؛ معلق بر چیزی نباشد.
پس اگر مثلاً صیغه را مشروط بر آمدن کسی یا چیزی بکند عقد باطل است.
دهم:
بنا بر احتیاط لازم، بلکه خالی از وجه نیست ایجاب صیغه از طرف زن و قبول آن از طرف مرد باشد؛ بلکه اولی و احوط آن است که اول از طرف زن خوانده شود و قبول
آن از طرف مرد باشد.
یازدهم:
زن و مرد بر اهلیت ازدواج از ابتدای خواندن صیغه عقد تا پایان باشند. پس اگر بعد از گفتن زوجت … و قبل از گفتن قبلت دیوانه، یا بیهوش شوند؛ یا به کلی از عقد غافل شوند عقد باطل است.

مسأله 2398 : هرگاه در عقد یک حرف غلط خوانده شود که معنی آن را عوض کند؛ عقد باطل است.

مسأله 2399 : کسی که دستور زبان عربی را نمی داند اگر قرائتش صحیح باشد و معنی هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و قصد انشاء هم داشته باشد و از هر لفظی معنی آن را قصد نماید می تواند عقد را بخواند.

مسأله 2400 : هرگاه زنی را برای مردی بدون اجازه آنان عقد کنند و بعد زن و مرد راضی شوند و اجازه دهند؛ عقد صحیح است.

مسأله 2401 : هرگاه زن و مرد یا یکی از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد راضی شوند و اجازه دهند؛ احتیاط واجب آن است که دوباره صیغه عقد را بخوانند.

مسأله 2402 : پدر و جد پدری در صورتی که مفسده نباشد؛ بلکه اگر مصلحت باشد؛ می توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود که به حال دیوانگی بالغ شده است همسر بگیرند و بعد از آن که طفل بالغ شد؛ یا دیوانه عاقل گردید اگر همسری که برای او گرفته اند با رعایت مصلحت او بوده نمی تواند آن را به هم بزند و اگر بدون رعایت مصلحت او بوده؛ گرچه مفسده هم نداشته باشد بنا بر احتیاط واجب دوباره صیغه عقد را بخوانند.

مسأله 2403 : دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است؛ یعنی مصلحت خود را درست تشخیص می دهد؛ اگر بخواهد شوهر کند چنانچه باکره باشد بنا بر احتیاط واجب باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست و در صورتی که باکره بدون اجازه پدر یا جد شوهر کند؛ یا در صورتی که پدر یا جد بدون اذن باکره او را شوهر دهند احتیاط واجب آن است که طرف مقابل اجازه دهد یا این که طلاق داده شود.

مسأله 2404 : هرگاه پدر و جد پدری غایب باشند به طوری که نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد لازم نیست از آنان اجازه بگیرد و نیز اگر دختر باکره نباشد؛ در صورتی که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بین رفته باشد اجازه پدر و جد لازم نیست. ولی اگر به وسیله پرش و مانند آن از بین رفته بنا بر احتیاط واجب اجازه پدر و جد لازم است.

مسأله 2405 : هرگاه پدر یا جد پدری در موردی که می توانند؛ برای پسر نابالغ خود زن بگیرند پسر باید بعد از بالغ شدن در صورتی که زن قابلیت استمتاع و تمکین داشته باشد خرج او را بدهد بلکه بنا بر احتیاط قبل از بلوغ در صورت قابلیت استمتاع و تمکین زن و قابلیت استمتاع پسر از او باید از مال پسر نفقه زن داده شود.

مسأله 2406 : هرگاه پدر یا جد پدری در موردی که می توانند؛ برای پسر نابالغ خود زن بگیرند چنانچه پسر در موقع عقد مالی نداشته؛ پدر یا جد او باید مهر او را بدهند و همچنین اگر مالی داشته باشد ولی پدر یا جد ضامن مهر شوند و در غیر این دو صورت چنانچه مهر بیش از مهرالمثل نباشد؛ یا آن که مصلحتی اقتضی کند که مهر بیش از مهرالمثل باشد می توانند مهر را از مال پسر بپردازند و الا نمی توانند بیش از مهرالمثل را از مال پسر بپردازند مگر این که پسر بعد از بلوغ آن را قبول کند.