آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی

مرجع تقلید شیعه

[احکام رضاع ]

مسأله 2497 : یکی از اسباب محرمیت، شیر دادن کودک و نوزاد است.
هرگاه زنی کودکی را با شرایطی که در مسأله (2507) گفته می شود؛ شیر دهد؛ زنی که او را شیر داده به حکم مادر اوست و شوهر آن زن که صاحب شیر است به حکم پدر او و پدر شوهر به حکم جد و مادرش به حکم جده اوست و برادران شوهر به حکم عموی آن کودک و خواهرش عمه او و فرزندان آن زن برادر و خواهر آن کودک محسوب می شوند و پدر آن زن به حکم جد مادری و مادرش به حکم جده مادری و برادر و خواهرش به حکم دایی و خاله کودک به حساب می آیند و دختری را که زن شیر داده بر شوهر او حرام است در صورتی که با آن زن نزدیکی کرده باشد و
انسان نمی تواند با مادر رضاعی زن خود ازدواج کند برای آن که به حکم مادر زن اوست و برای توضیح بیشتر اینکه هرگاه زنی کودکی را با شرایطی که گفته می شود شیر دهد آن کودک بر این دسته محرم می شود:
اول:
زنی که او را شیر داده و او را مادر رضاعی گویند.
دوم:
شوهر آن زن که شیر مال اوست و او را پدر رضاعی گویند.
سوم:
پدر و مادر آن زن، هرچه بالا روند اگر چه پدر و مادر رضاعی او باشند.
چهارم:
بچه هایی که از او به دنیا آمده اند یا به دنیا می آیند.
پنجم:
بچه های اولاد آن زن هرچه پایین روند؛ چه از اولاد او به دنیا آمده؛ یا اولاد او آنها را شیر داده باشند.
ششم:
خواهر و برادر آن زن، گرچه رضاعی باشند.
هفتم:
عمو و عمه آن زن، گرچه رضاعی باشند.
هشتم:
دایی و خاله آن زن، گرچه رضاعی باشند.
نهم:
اولاد شوهر آن زن که شیر مال آن شوهر است؛ هرچه پایین روند گرچه اولاد رضاعی او باشند.
دهم:
پدر و مادرشوهر آن زن که شیر مال آن شوهر است؛ هرچه بالا روند.
یازدهم:
خواهر و برادر شوهری که شیر مال او است؛ گرچه خواهر و برادر رضاعی او باشند.
دوازدهم:
عمو، عمه، دایی و خاله شوهری که شیر مال او است؛ هرچه بالا روند گرچه رضاعی باشند. همچنین عده دیگری که در مسائل آینده گفته می شود؛ به وسیله شیر دادن محرم می شوند.

مسأله 2498 : هرگاه زنی بچه ای را با شرایطی که در مسأله (2507) گفته می شود شیر بدهد پدر آن بچه نمی تواند با دخترهایی که از آن زن به دنیا آمده اند ازدواج کند و نیز نمی تواند دخترهای شوهری را که شیر مال او است؛ گرچه دختران رضاعی او باشند؛ برای خود عقد نماید
ولی جایز است با دخترهای رضاعی آن زن ازدواج کند گرچه احتیاط مستحب، بلکه تا می شود با آنان ازدواج نکند و نگاه محرمانه، یعنی نگاهی که انسان می تواند به محرم های خود کند؛ به آنان ننماید.

مسأله 2499 : هرگاه زنی بچه ای را با شرایطی که در مسأله (2507) گفته می شود شیر دهد؛ شوهر آن زن که صاحب شیر است به خواهرهای آن بچه که با او شیر نخورده اند محرم نمی شود؛ ولی احتیاط مستحب آن است که با آنان ازدواج ننماید و نیز خویشان شوهر به خواهر و برادران آن بچه که با او شیر نخورده اند محرم نمی شود.

مسأله 2500 : هرگاه زنی بچه ای را با شرایطی که گفته می شود شیر دهد به برادرهای آن بچه که با او شیر نخورده اند محرم نمی شود و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهر بچه ای که با او شیر نخورده اند محرم نمی شود.

مسأله 2501 : هرگاه انسان با زنی که دختری را شیر کامل داده ازدواج کند و با آن زن نزدیکی نماید؛ دیگر نمی تواند آن دختر را برای خود عقد کند.

مسأله 2502 : هرگاه انسان با دختری ازدواج کند دیگر نمی تواند با زنی که آن دختر را شیر کامل داده ازدواج کند.

مسأله 2503 : انسان نمی تواند با دختری که مادر یا مادربزرگ انسان او را شیر کامل داده ازدواج کند و نیز اگر زن پدر انسان از شیر پدر او دختری را شیر داده باشد؛ انسان نمی تواند با آن دختر ازدواج نماید و چنانچه دختر شیرخواری را برای خود عقد کند بعد مادر یا مادربزرگ یا زن پدر او از شیر همان پدر، آن دختر را شیر دهد عقد باطل است.

مسأله 2504 : با دختری که خواهر، یا زن برادر انسانی از شیر برادر، او را شیر کامل داده نمی شود ازدواج کرد و همچنین است اگر خواهرزاده، یا برادرزاده، یا نوه خواهر، یا نوه برادر انسان آن دختر را شیر کامل داده باشد.

مسأله 2505 : اگر زنی بچه دختر خود را شیر کامل دهد آن دختر به شوهر خود حرام می شود برای این که آن بچه به وسیله شیر دادن مادربزرگ خواهر زنش می شود و ازدواج با خواهر بچه انسان باطل است و همچنین اگر بچه ای را که شوهر دخترش از زن دیگری دارد شیر دهد. ولی اگر بچه پسر خود را شیر کامل دهد زن پسرش که مادر آن طفل شیرخوار است بر شوهر خود حرام نمی شود.

مسأله 2506 : هرگاه زن پدر دختری، بچه شوهر آن دختر را از شیر آن پدر شیر دهد آن دختر به شوهر خود حرام می شود چه بچه از همان دختر یا از زن دیگر شوهر باشد.
ولی اگر زن پدر دختر از شوهر سابقش شیر داشته باشد و بچه شوهر آن دختر را شیر دهد؛ به شوهر حرام نمی شود. علت حرام شدن آن دختر به شوهر خود از آنچه در مسأله گذشته گفته شد روشن است.