آیت الله سید محمدحسن مرتضوی لنگرودی
مرجع تقلید شیعه
احکام کفالت
مسأله 2345 : کفالت آن است که که انسان ضامن شود که هر وقت طلبکار بدهکار را خواست او را تحویل دهد و یا این که اگر کسی بر دیگری حقی داشته یا ادعای حقی کند که دعوای او قابل طرح در محضر حاکم شرع باشد؛ چنانچه انسان ضامن شود که هر وقت صاحب حق یا مدعی طرف را خواست او را در محضر حاکم شرع حاضر کند.
بنا بر این کفالت اختصاص به طلب ندارد. به کسی که این طور ضامن می شود کفیل و عملش را کفالت می گویند.
مسأله 2346 : کفالت در صورتی صحیح است که کفیل به هر لفظی، اگر چه عربی نباشد؛ یا به هر عملی به طلبکار یا طرف بفهماند که من متعهدم هر وقت بدهکار خود را بخواهی، یا طرف دعوی را خواسته باشی تحویل دهم و طلبکار و مدعی حق هم قبول نماید و احتیاط آن است که قبول بدهکار و طرف حق هم در کفالت باشد.
مسأله 2347 : کفیل باید بالغ و عاقل باشد و او را در کفالت مجبور نکرده باشند و بتواند کسی را که کفیل او شده حاضر نماید و همچنین باید سفیه نباشد؛ یعنی مال خود را در کارهای بیهوده مصرف نکند و نباید شرعاً از تصرف در مالش منع شده باشد؛ در صورتی که حاضر کردن بدهکار، یا طرف مستلزم تصرف در مالش باشد؛ بلکه چه بسا کفالت در صورتی که نتواند بدهکار و طرف را حاضر کند مستلزم تصرف در مالش می شود؛ پس کفیلن باید سفیه و محجور باشد.
مسأله 2348 : کسی که انسان کفالت او را می کند لازم نیست شرایطی که برای کفیل در مسأله گذشته بیان شد دارا باشد؛ پس می شود از بچه و دیوانه و سفیه کفالت کرد؛ در صورتی که ولی آنها قبول کند.
مسأله 2349 : واجب است بر کفیل به هر وسیله ای که مشروع باشد بدهکار و طرف را حاضر کند.
مسأله 2350 : یکی از هفت چیز کفالت را به هم می زند:
اول:
کفیل بدهکار و طرف را به دست طلبکار بدهد.
دوم:
طلب طلبکار داده شود.
سوم:
طلبکار از طلب خود بگذرد.
چهارم:
بدهکار بمیرد.
پنجم:
طلبکار کفیل را از کفالت آزاد کند.
ششم:
کفیل بمیرد.
هفتم:
کسی که صاحب حق است به وسیله حواله یا طور دیگری حق خود را به دیگری واگذار نماید.
مسأله 2351 : هرگاه انسان به زور بدهکار را از دست طلبکار رها کند؛ چنانچه طلبکار دسترسی به او نداشته باشد؛ کسی که بدهکار را رها کرده باید او را به دست طلبکار بدهد؛ یا بدهی او را به طلبکار بپردازد.
